ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 013

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شب بیست‌وهفتم و درک فضیلت قدر

امشب شب بسیار بافضیلتی است. نکته‌ای اجمالی تا از امشب جا نمانیم. شب بیست‌وهفتم ماه مبارک رمضان است؛ و در دعای روز بیست‌وهفتم تنها دعایی است که اشاره به درک فضیلت شب قدر شده است. دعای فردا را که می‌خوانید: اللهم ارزقنی فیه — خدایا در این روز این رزق را به من بده که فضل لیلة القدر؛ توفیق درک فضیلت شب قدر. اگر برخی بپرسند روزه داریم و دعا در روز می‌کنیم و شب بیست‌وهفتم گذشته، شب بعد شب بیست‌وهشتم است؛ چگونه می‌گوید در امروز درک لیلة القدر؟ چون روایت داریم که روز قدر نیز مانند شب قدر فضیلت دارد. غافل می‌شویم و می‌گوییم تمام شد. باید بسیار حواس جمع باشد.

لیالی قدر یک حقیقت در طورهای مختلف

نکته‌ای برداشتی از فرمایش بزرگان: همهٔ لیالی قدر یک حقیقت‌اند در طورهای مختلف، در ظهور و بروز متعدد؛ و همه را باید با هم دید. نمی‌شود یک شب را برداری و بقیه را غافل باشی. مانند آنچه در آیهٔ پنج سورهٔ یونس خدای منان خود را چنین معرفی می‌کند:

«هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا» (یونس/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که خورشید را روشنایی و ماه را نور قرار داد.

ضیا یعنی شروع نور، شروق نور، شدت نور؛ آن را به شمس اطلاق کرده. شمس ضیاءً یعنی منبع نور، شدت نور، شروق نور مال شمس است. اما والقمر نوراً — خود نور را که انعکاس آن ضیا و شدت نور است به قمر نسبت داده. ستاره نیز چنین است؛ ستاره رهرو راه ماه است؛ همین‌طور دنبال هم. یعنی یک حقیقت‌اند؛ همه دارند نور را تداعی می‌کنند؛ اما نسبت به سعهٔ وجودی‌شان هر کدام کاره‌ای هستند.

اقتدوا بالشمس؛ پیامبر و اهل‌بیت نور واحد

در تفسیر اهل‌بیت جلد شش صفحهٔ چهارصد و بیست و چهار می‌توان روایت شیرین را از پیامبر عظیم‌الشأن دید که جابر بن عبدالله انصاری ذیل همین آیه نقل می‌کند: اقتدوا بالشمس — به خورشید اقتدا کنید. فإذا غابت الشمس فاقتدوا بالقمر — وقتی خورشید ناپدید و غایب شد به ماه اقتدا کنید. حسب ظاهر همین است: وقتی شب شد خورشید نیست؛ از طریق ماه راه را می‌توان یافت. این ظاهرش. فإذا غاب القمر — وقتی قمر ناپدید شد — فاقتدوا بالزهرة؛ همان زهره. و إذا غابت الزهرة فاقتدوا بالفرقدان. در قرآن آیه‌ای هست؛ فرقدان آن دو ستارهٔ قطبی‌اند که بسیار می‌درخشند؛ از همهٔ ستاره‌ها درخشان‌تر. جابر گفت یا رسول‌الله فما الشمس؟ شمس چیست؟ و ما القمر و ما الزهرة و ما الفرقدان؟ این‌ها کی‌اند؟ پیامبر فرمود: أنا الشمس — خورشید منم — و علیّ القمر — ماه علی است — والزهرة فاطمة والفرقدان الحسن والحسین. می‌گوید این‌ها کلهم من نور واحد؛ یک حقیقت‌اند. حالا یکی نامش حسن شده یکی حسین علیهم‌السلام. همه یک حرف دارند. منتها آنچه مهم است این است که اصل شروق نور از خورشید است. امیرالمؤمنین هم به تبع پیامبر شد علی. پیامبر اصالتاً به ذات این راه را رفت؛ لذا شد پیامبر خاتم. امیرالمؤمنین به تبع پیامبر رفت و به آن مقامات رسید. در هر حال اینجا امیرالمؤمنین کیست؟ قمر است. نور قمر از خود اوست؟ نه؛ از خورشید است. اما نور دارد؛ منعکس‌کنندهٔ نور خورشید است. همه دارند نور را منعکس می‌کنند به همان نسبت سعهٔ وجودشان.

شب نوزدهم؛ تقدیر و نیت در مکمن غیب

این را برگردانیم به همین حقیقت شب قدر. لیالی قدر هم چنین‌اند: یک حقیقت کلی در جلوه‌های مختلف. مثلاً شب نوزدهم را گفتند لیلة القدر؛ شبی است که مقدرات صورت می‌گیرد. اندازهٔ هر کس با آن وزن‌کشی که در ارتباطش با امام عصرش اتفاق می‌افتد — نحن موازین القسط — سنجیده می‌شود؛ قسط تو را، قسط تو را از حقیقت ولایت آقا می‌سنجد؛ اندازه‌ات چقدر است؟ این اندازه مشخص می‌شود. مثل هو الله الخالق البارئ المصور. خالق یعنی اندازه می‌زند؛ اصلاً خلقت یعنی تقدیر، اندازه؛ حد می‌خوری از نظام وجود. بارئ می‌شود دوخت این بریدن؛ آن برش را می‌گویند بارئ. آیهٔ آخر سورهٔ حشر. المصور هم که بعد آمده یعنی صورت‌دهی؛ یعنی این‌ها دوخته می‌شوند. هر کدام از این‌ها در یک شب دارد اتفاق می‌افتد. لیلة القدر اندازه‌گیری می‌شود؛ اندازه‌ات مشخص می‌شود که اصلش هم به نیت‌هاست. معمولاً خود را با عمل خسته می‌کنیم؛ آن شب خیلی کار به نیت‌ها نداریم. نه؛ در درون دل، مکمن غیب، ثغر ذات، پنهان‌ترین‌ها: انگیزه‌ات اصلاً چیست از امشب که بیداری؟ آن مهم است.

شب بیست‌ویکم و بیست‌وسوم؛ تحکیم و امضا

بعد شب بیست‌ویکم می‌شود لیلة التحکیم. محکم می‌شود؛ یعنی آن تقدیرها و اندازه‌ها برش داده می‌شود؛ دیگر محکم‌کاری می‌شود، برش داده می‌شود. لیلة بیست‌وسوم می‌شود لیلة الإمضاء. امضا یعنی دیگر این‌ها به هم دوخته می‌شود. دقیقاً همین کار را دارند می‌کنند این شب‌ها. نمی‌شود یک شب را برداری؛ مشکل پیش می‌آید. باید همه‌اش را باشی. شب بیست‌وسوم امضا می‌شود. حضرت حجت سلام‌الله‌علیه امضا می‌زند که اکنون اندازه‌ات مشخص شد، لباس دوخته شد و به تو تقدیم شد.

شب بیست‌وهفتم؛ لیلة الجبران و اسم الجابر

اکنون تمام شد؟ نخیر. لباس را می‌دوزی می‌فرستی برای طرف؛ روشن می‌شود که می‌پوشد؛ روشن می‌شود که یک ذره تنگ و گشاد شده، عوض شده. در همین چند روز عوض شده. یک‌دفعه مثلاً یک ذره قدش بلندتر یا کوتاه‌تر شده. حالا آن در نظام ماده؛ این در بحث معنویت. خدا به جهت اینکه اسمای خدا هم نمی‌شود معطل باشند. یکی از جاهایی که از اسم الجابر یا جبار — خدا به شدت جبران‌کننده است — پیاده می‌شود همین امشب است. همهٔ این‌ها گفته شد تا به این برسیم: امشب خدا جبران‌کننده است. برای کی؟ آن‌هایی که آن شب‌ها را نتوانستند درست — یعنی آن لباس را اندازه‌شان کنند. امشب دو مرتبه همهٔ آن کارها صورت می‌گیرد. لذا به یک معنا توان گفت امشب لیلة الجبران است؛ اسم الجابر خدا پیاده می‌شود. امشب هم باید قرآن سر گذاشت. امشب هم باید آن اعمال را هر کس به سعهٔ وجودی‌اش. بسیار امشب مهم است.

شب‌های جمعه؛ لیلة القدر هفته

به این وجه که نگاه می‌کنی بعد روشن می‌شود که باز ادامه دارد. تمام شد؟ نخیر. می‌گوید دوباره به‌روزرسانی باید انجام بدهی. هر روز باید لباس را اندازه‌ات بگیری. کجا؟ لیالی شب‌های جمعه. لیلة الجمعة اسمش هم بر خودش است. دیگر جمعه مقام جمعی دارد. دیگر بالاتر از شب جمعه نداریم. لیلة القدر شب‌های هفته است که امام عصر هم — مرحوم علامه همدانی در کتاب شموس طالعه‌اش می‌گوید — امام عصر هم می‌رود معراج شب‌های جمعه؛ محضر اجدادش را درک می‌کند؛ بر علم حضرت، معرفت حضرت اضافه می‌شود؛ دو مرتبه برمی‌گردد. جا نمانیم از شب‌های جمعه که لیلة القدر هفته است. یک وجود است در طورهای مختلف.

لحظهٔ قدر؛ انا انزلناه فی لیلة القدر

حالا باز بالاتر از این هم داریم لیلة القدر؟ بله. اصلاً لحظهٔ قدر هم داریم. حضرت علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمة یک جملهٔ کلیدی و طلایی: هر آن، هر آنک که بنده منقلب بشود، عوض بشود و تحت عنایت حضرت حق قرار بگیرد — إنا أنزلناه فی لیلة القدر؛ کل قرآن به قلب پیامبر نازل شد — هر مقداری از قرآن حتی یک حرف مقطعاتش که از سر ما هم زیاد است بر ما نازل بشود، یعنی عنایت خدا بر ما تعلق بگیرد، آن لیله، آن لحظه و ثانیه لیلة القدر ماست. هر شب چنان منقلب بشویم که برویم در دامان خدا، باز آن می‌شود لیلة القدر ما؛ چون از سمت حضرت حق به صورت دفعی یک‌باره حقیقتی بر ما نازل شده؛ احسان و عنایتش؛ و حالا تدریجی‌اش چند سال طول می‌کشد الله اعلم.

هدیهٔ فاطمی‌نیا؛ واقعه و توحید و یا الله

یک هدیه هم تقدیم — مال همین روزهای آخر؛ سه چهار روز بیشتر باقی نمانده. خدا رحمت کند از جمله اساتیدی که گاه از حضورش استفاده می‌شد حضرت آقای فاطمی‌نیا بود؛ روحش شاد. آدم خاصی بود این بزرگوار؛ حرف‌های خاصی می‌زد. آن دستور اول شب‌های قدرشان که همه‌جا پیچید: سورهٔ واقعه را با قل هو الله با هم بخوان؛ بعد هفت‌بار بگو یا الله. این هم زیرکی ایشان بود وگرنه روایت امیرالمؤمنین است. قطعاً معلوم است امیرالمؤمنین فرمود از پیامبر شنیدم هر کس صد آیه از قرآن را بخواند بعد هفت‌بار بگوید یا الله خدا حاجتش را می‌دهد. این واقعه را با قل هو الله کنار هم بگذاری؛ بر فرض اگر بگیریم — البته بسم‌الله‌اش را این فرض را قبول کنیم که علامه این فرض را قبول ندارد — بسم‌الله جزو سوره نباشد می‌شود صد آیه؛ بعد هفت تا یا الله. همان را دارد می‌زند. اما دو تا از سوره‌هایی که منتخب مولاست: سورهٔ واقعه اصلاً سورهٔ مولا علی است؛ در شأن ایشان نازل شده؛ هر کس این سوره را زیاد بخواند با مولا علی محشور می‌شود. سورهٔ قل هو الله هم منتخب مولاست؛ یعنی همیشه مولا قل هو الله می‌خواند. نماز امیرالمؤمنین را روشن است؟ چهار رکعت؛ در هر رکعت بعد از حمد پنجاه تا قل هو الله؛ همه‌اش قل هو الله. پیامبر، امیرالمؤمنین در هر حال مشغول قل هو الله بود. یعنی این زیرکی آقای فاطمی‌نیاست این دستور؛ همان دستور امیرالمؤمنین است اما دو تا از سوره‌هایی که نور امیرالمؤمنین دارند در شأن آقا و منتخب ایشان‌اند آورده.

زیارت جامعه؛ رنگین کردن ضیافت آخر رمضان

بعد می‌گوید اکنون این صد تا آیه را بخوان و بعد اسراری در آن است. در خصوص روزهای پایانی ایشان یک دستور اولی می‌فرمودند که تعبیرشان این بود که روزی که هیچ‌چیز به دردت نمی‌خورد، چنان این ضیافت را رنگین می‌کند این کار، این عمل. که البته سینه به سینه از اساتید و مشایخ داشتند. و فرمودند که عقل گنجایش درک این را ندارد که چه کار می‌کند، چه سفرهٔ رنگینی، این ضیافت را چگونه رنگین می‌کند. آن هم این است: روزهای آخر ماه مبارک رمضانت را ایشان فرمودند سفرهٔ ضیافت‌الله را رنگین کنید به یک زیارت جامعهٔ کبیره. حالا این هم باز چه زیرکی به خرج داده؛ توش حرف داریم؛ ان‌شاءالله فرصت دیگری. ان‌شاءالله همدیگر را امشب دعا کنیم. برای مردم مظلوم غزه هم قطعاً امشب دعا کنیم. ان‌شاءالله امسال سال ظهور آقا باشد. عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.