یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
از تفرقه به جماعت؛ ید الله فوق ایدیهم
جای شکر و سجدهٔ سپاس در درگاهِ حضرت حق است که قلوبِ متشتتِ مردم را از تفرقه به جماعت بدل کرد.
«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (فتح/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دستِ خدا بالای دستهای ایشان است.
دشمنان از داخل و خارج کوشیدند مردم را از شرکت در انتخابات مأیوس کنند؛ اما به فضلِ الهی، با وجودِ مشکلات، نتیجهٔ چشمگیری حاصل شد. دستِ تکتکِ مردم را باید بوسید؛ آنان که تبیین کردند، رغبت آفریدند و دعوت نمودند.
سیرِ الهیت در تاریخِ انبیا
سیرِ الهیتِ نظامِ هستی همواره فعال است؛ قابلیتِ انسان تعیین میکند چه پذیرفته شود. از آغازِ رسالت، انبیا سختیها کشیدند. فراعنه نوح را مسخره کردند که در خشکی کشتی میسازد؛ خدا قوم را با او به صورتی باورنکردنی نجات داد. برای موسی دریا شکافت. ابراهیم را در آتش افکندند و آتش برد و سلام شد؛ خنک و سلامت نجات یافت. پیامبرِ یتیمِ عبدالله با دستِ تهی، در جاهلیت، امپراتوریِ اسلام را بنا کرد. زمانه فرزندان و منتسبانش را از لبِ تیغ گذراند، زندان و حصر کرد. اباعبدالله در اوجِ غربت شهید شد و به صغیر و کبیر رحم نشد. شیخ جعفر شوشتری آورده است که علیاصغر بر دستانِ حضرت پرپر شد در حالی که هزاران شیرخوار در گهوارههای آلِ امیه و مروان بودند. باز ید الله فوق ایدیهم پیش میرود.
سالها پیش در حرمِ حضرت رقیه سلاماللهعلیها، از آن فضای نورانی که بیرون میآیند، کوچه سمتِ چپ به مسجدِ اموی میرسد و روبهرو کاخِ یزید است با کنگرههای فروریخته و راهروهای نیمهویران. یزید فرعونِ زمانِ خود بود. پیرزنی دمِ در پول میگرفت و راهنمایی میکرد؛ مردم بر قبرِ یزید اهانت میریختند. آمریکا و صهیونیست و فرعونِ زمانِ خویش بود؛ اکنون وضعش چگونه است؟ در برابر، خورشیدِ وجودِ حسین نوری است که هرگز خاموش نمیشود و جهان را تحتِ شعاع گرفته است. امام زمان با یدِ قدرتِ الهی باقی است؛ اجدادش را کشتند اما او برقرار ماند.
«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (توبه/۳۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تا آن را بر همهٔ دین چیره گرداند، هر چند مشرکان خوش ندارند.
روزی نتیجهٔ دین الهی ظاهر میشود و جهان از عدل و نور پر میگردد. نگاه به الهیتِ نظام دل را محکم میکند: فرعونها میروند و عاقبت سیاهی بر دلِ زغال میماند.
انقلاب؛ خون بر شمشیر و انفجارِ نور
کی باور میکرد خون بارِ دیگر بر شمشیر پیروز شود؟ خودِ انقلابیون در زندانهای ساواک میگفتند امیدی به پیروزی نداریم؛ فقط وظیفه را انجام میدهیم. چون انقلاب ناباورانه پیروز شد و تختِ سلطنت ویران گشت، امام بیادعا فرمودند: نه من این انقلاب را پیروز کردم نه شما؛ خدا پیروز کرد. انقلاب انفجارِ نور بود. ید الله و توجه به الهیتِ نظام؛ و پس از او فرزندِ خلف و جانشینِ صالح — رهبر — هر بار در بحثِ انتخابات به مضمونی واحد بازمیگردد: ببینیم خدا قلوبِ مردم را چگونه هدایت میکند.
امپراتوریِ دروغ و مشارکتِ مردم
بیش از یک سال دشمنان از داخل و خارج کوشیدند مردم را ناامید و بدبین کنند و به خودتحقیری بکشانند؛ با صدها کانالِ فارسیزبان علیه انقلاب و دین و ایران، با پولهای کلان و امپراتوریِ دروغ. سلاحِ روز رسانه است و رسانه بیشتر در دستِ آنان. یک رسانهٔ ملی در قیاس با آنان اندک است. یک نرمافزارِ پیامرسانِ آنان از مجموعهٔ ابزارهای داخلی در نفوذ و آنتندهی قویتر مینماید. با خیانتِ برخی مسئولانِ مرعوب، با تحریم و فشارِ اقتصادی و سیاسی، با آشوبهای خیابانیِ تازه، همه چیز را به کار گرفتند.
برای مجلسِ خود در آمریکا نزدیک به نه میلیارد دلار هزینه کردند تا مشارکت را بالا بکشند و نهایت به حدودِ بیست و پنج درصد رسید. در کشورهای غربی که داعیهٔ دموکراسی دارند مشارکت غالباً سی تا سی و پنج درصد است. اما در این کشور، زیرِ نفوذِ بیگانه و دروغپردازی، با آنکه خود مدعی بودند مشارکت نهایت بیست بیستوپنج درصد میشود، حدودِ چهل و سه درصد اعلام شد؛ نزدیک به دورهٔ پیش. زحماتشان بر باد رفت.
ساختارشکنیهای این چند سال بیسابقه بود: خطوطِ قرمز شکسته شد، به شخصِ اولِ مملکت علناً توهین کردند، به اللهاکبر جسارت ورزیدند. باز خنثی شد. این را نمیتوان با تعریف و جشنِ صرف توضیح داد؛ دستِ خدا در کار است. خدا نظام را مدیریت میکند و قلوب را متمایل میسازد.
شرمندگیِ تهران و نقدِ رفاهپرستی
تهرانیها شرمندهاند: هر چه شهر کمبرخوردارتر، مشارکت بالاتر؛ گاه بیش از شصت و نزدیک به هفتاد درصد. تهران با امکاناتِ بسیار، کمترین مشارکت را داشت؛ حدودِ بیست و اندی درصد. این پاسخِ کسانی است که پول و رفاه را حرفِ اولِ خوشبختی و دینداری میپندارند. مخالفِ رفاه و موافقِ فقر بودن مراد نیست؛ اما چنین نیست که توانگری دین را درست کند. هر چه به بالایِ شهر نزدیکتر، دین کمرنگتر، عرقِ ملی کمتر، خودتحقیری بیشتر. مخالفانِ نظام غالباً داراییشان از هزار انقلابی و مذهبی بیشتر است و باز مینالند و دشنام میدهند.
این نتیجه معجزه است؛ جز دستِ الهی چیز دیگری نیست. باید از خدای منان سپاس گفت و نمازِ شکر خواند. رسانهٔ ملی بیش از دعوت به مشارکت باید اکنون جشنِ ملی و شیرینیِ حماسه را برجسته کند تا مردم بدانند چه آفریدهاند. نفسِ رهبر نیز سایهٔ خدا بر سرِ این سامان است؛ جانشینی خالی از دغدغهٔ دنیا پس از امام. اگر نبود چه میکردند؟
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (بقره/۲۵۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا سرپرستِ مؤمنان است؛ آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میبرد.
پرچم روزی به دستِ صاحبِ اصلی میرسد؛ چه باشند و چه نباشند، روسیاهی بر زغال مینشیند و الهیتِ نظام تابناکتر جلوه میکند. دعای سلامتِ رهبر و همهٔ کسانی که در این مسیر تبیین و تلاش کردند، و شادیِ روحِ امام و شهدا و اساتید و حقداران، با صلوات همراه است.
بازتأکید بر الهیتِ نظام
آنچه در انتخابات رخ داد ادامهای از همان مسیرِ نجاتِ نوح و شکافتنِ دریا و سردیِ آتش و غلبهٔ خون بر شمشیر است. دشمن با سلاحِ رسانه و دلار و آشوب آمد؛ مردم با حضور پاسخ دادند. تفاوتِ مشارکتِ شهرهای کمبرخوردار با تهران نشان میدهد دینداری و عرقِ ملی تابعِ رفاهِ مطلق نیست. خودتحقیریِ بالایِ شهر و نالهٔ توانگرانِ مخالف، آینهٔ همان جداییِ سنخهاست که در تاریخِ یزید و حسین دیده میشود: تاجوتخت فرومیریزد و نور میماند.
سپاسِ عملی آن است که شیرینیِ حماسه در ذائقهٔ عمومی بنشیند، نمازِ شکر خوانده شود، و تبیینگران قدر ببینند. سایهٔ رهبری پس از امام، تجلیِ همان ید الله است. پرچم امانت است تا به صاحبِ ظهور برسد؛ الهیتِ نظام آن روز تابناکتر از همیشه خواهد بود. صلوات بر محمد و آلِ محمد ختمِ سخن است.
تفصیلِ مقایسهٔ رسانهای و مشارکتی
سلاحِ روز در نبردِ ارادهها رسانه است. صدها کانالِ فارسیزبان، امپراتوریِ دروغ، نرمافزارهای پرنفوذ، و همزمان تحریم و آشوب و مرعوبساختنِ برخی مسئولان، همه برای کاستنِ حضورِ پای صندوق گرد آمد. در غرب با میلیاردها دلار مشارکت را به زحمت به ربع یا ثلث میرسانند؛ اینجا با همهٔ فشار، حدودِ چهل و سه درصد ماند و ادعایِ بیستبیستوپنجدرصدیِ دشمن باطل شد.
ساختارشکنیِ علنی — توهین به شخصِ اول، جسارت به شعارهای ایمانی — نیز نتوانست خط را جابهجا کند. خنثیشدنِ اینهمه جز با ارادهٔ الهی که قلوب را میگرداند توضیحِ کامل نمیپذیرد. شرمندگیِ تهران در برابرِ شهرهای کمبرخوردار درسِ دیگری است: امکاناتِ ظاهری لزوماً حضور و دینداری نمیآورد؛ گاه بالعکس، خودتحقیری و کمرنگیِ عرقِ ملی میآورد. داراییِ مخالفانِ پرهیاهو در قیاس با هزار مؤمنِ انقلابی ناچیز نیست و باز ناله و دشنام دارند؛ این خود گواه است که رفاهِ مطلق کلیدِ سعادت نیست.
سپاسِ شایسته دو سویه است: سویِ خدا با نمازِ شکر، و سویِ مردم با برجستهکردنِ حماسه در ذائقهٔ عمومی. رسانهٔ ملی اکنون باید شیرینیِ حضور را بولد کند نه فقط دعوتِ پیشین را تکرار. سلامت و دوامِ سایهٔ رهبری، امانتی است که پس از امام نگاهبانِ همین الهیت بوده است. ولایتِ الهی مؤمنان را از ظلمات به نور میبرد؛ پرچم روزی به صاحبِ اصلی میرسد و آن روز جلوهٔ الهیت تابناکتر خواهد بود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.