خدمت همه دوستان امیدوارم که مخصوصا در این ایام وظایف خودمون رو درست انجام بدیم.
یکی از مهمترین وظایف ما در این ایام حداقل اینه که برای بچههامون که نسل آینده این نظام هستند حقایق رو تبیین کنیم.
ممنون زحمت نکشید.
حداقل برای اونها اگر برای اجتماع زورمون نمیرسه که یکی از بزرگترین رفت و آمدهای متاسفانه اجتماعی امروز بحثهای لجاجت سیاسیه که بنده اسمشو میذارم لجاجت شناختی.
از چه حیث؟
شما دقت کنید هم در صدر اسلام مصادیقش رو زیاد میبینید هم در تاریخ انقلاب خودمون.
آدمهایی که تحلیل درستی ندارند از یک واقعهای، از یک جهتگیری مثلا از رهبر عزیزمون به خصوص.
یک تصمیمی رو رهبر میگیرن، یه فرمایشاتی دارن و بر اساس مبانی دینی حتی و ما چون تحلیل نداریم، بلد نیستیم و تفسیر به رأی میکنیم و شناختمون در اون خصوص دقیق نیست دچار لجاجت میشیم.
حالا اینجا سراشیبی سقوطه، یک دوراهیه.
اونایی که ایمانشون محکمه، مستحکمه، درست کنار میان با قصه، یه نگاه درستی دارن به قضیه اگرچه نمیفهمن جهتگیریهای رهبر رو مثلا در خصوص امیدآفرینی.
تو همین جمع خودتون بارها من شنیدم عزیزان بعضیا هستن میان میگن آخه رو چه حسابی رهبر انقدر امیدواره به آینده، به الان.
من زیاد شنیدم از همین خود شما یا حتی بچههای سپاه اومدن به من میگن ما واقعا حاج آقا موندیم رهبر مثلا به پشتوانه کدوم صنعت نظامی ما جلوی اون صنعت پیشرفته نظامی مثلا آمریکا میخواد قد علم کنه.
حرفهای این چنینی.
متاسفانه در جمع خودمونم دیدم کسانی که اومدن تو رسانه نمیدونم اینا کجا تربیت یافتن و قراره مثلا تحلیلگر جمعیتهای ما تو رسانه باشن تو همین حوزهها.
بعد میبینی که وقتی با صحبتشون میشینی به شدت ناامیدانه در خصوص مسائل اجتماعی و خصوصا نسل جوون صحبت میکنن.
وقتی بهشون میگی پس رهبر چطور؟
سریع میگن که اطلاعات غلط به آقا میدن.
خودشونو راحت میکنن.
یعنی واقعا انگار این آقا از رهبر بهتر میفهمه.
ارتباطش با مثلا اون جایگاه، پایگاه اطلاعاتی قویتره، بیشتره.
یه ادعای دیگه اینکه ب-به آقا اطلاعات غلط میدن یعنی به شما درست میدن؟
یعنی یه ادعائه.
اتفاقا خدا رحمت کنه حضرت علامه رو.
این جمله ایشون خیلی منو کمک کرده.
به شما عرض میکنم حالا بحث، بحث سیاسیه، اجتماعیه اما از حیث عبادی هم به دردمون میخوره که ایشون میفرمودن من که جوون بودم تازه افتاده بودم به خوانش کتب و صحف نوریه عرفانیه و حکمی.
مثلا اشارات شیخ الرئیس مثلا منظومه حال-- حاج ملا هادی سبزواری، اسفار ملا صدرا، فتوحات و فسوس ابن عربی و امثالهم.
بعد مخالفتهای اهل علم رو، اونهایی که تو لباس دین و علما اینها بودن وقتی دیدم با این مباحث عقلی تا اسم اب-ابن عربی میآمد فحش میدادن، لعن میکردن.
اینا همینایی که تو لباس دین بودن من یک ضعف نفسی بهم دست داد تو جوونیم، علامه.
میفرمود یه ضعف نفسی بهم دست داد تا مدتی باهام بود.
دچار شک و تردید شده بودم نسبت به این حقایق عقلی.
در صورتی که هرچی نگاه میکردم، هرچی میگفتن از آیات و روایات میگفتن.
چگونه میگه علامه میفرمایند چگونه من بیرون اومدم از این ضعف نفس به اطمینان رسیدم به اینکه در خلوت خانه خودم نشستم فکر کردم تو بیشتر میفهمی یا شیخ الرئیس؟
تو بیشتر میفهمی یا ملا صدرا؟
تو جوونی خودش علامه حسن زاده میگه.
با خودم خلوت کردم.
تو بیشتر حالیت میشه یا ابن عربی که شصت و-- نود و پنج جلد کتاب تفسیر قرآن داره.
قریب به هزار جلد تألیف داره در موضوعات مختلف که عثمان یحیی عناوین ایشون رو تو کتابش میاره.
خب تو بیشتر میفهمی یه همچین کسی.
خب میگه با خودم که کنار اومدم دیدم قطعا اونها بهتر و بیشتر میفهمن، دل دادم.
دل دادم دیگه تموم شد.
حالا این لجاجت سیاسی که میگم نمیتونه، تحلیل نداره، تشخیص نمیده رهبر رو چه حسابی داره این جهت مثلا از فلانی تعریف میکنه، از ره-- مثلا دولت رئیسی و دستاوردهاش تعریف میکنه.
من به حسب شخصی خودم نگاه میکنم، نقطه او مثلا روشنی نمیبینم مثلا عرض میکنم.
نمیتونم کنار بیام.
دچار چی میشم؟
لجاجت سیاسی.
من میگم لجاجت شناختی.
درست نشناختم.
اگر همینطوری فکر کنم آقا بهتر متوجه میشه مسائل و اشراف داره یا تو؟
تمومه قصه.
آقا دین رو بهتر میشناسه یا تو؟
قصه تموم میشه و الا.
ولی شما اگر دقت کنید چه در صدر اسلام، چه الان بسیار مصادیقش رو پیدا میکنید.
چه کسایی جلوی پیغمبر و چه، چه کسایی جلوی امیرالمؤمنین وایسادن، چه کسایی جلوی امام حسن وایسادن، تشخیص ندادن چرا میاد میگه یا مدلل المؤمنین به امام حسن؟
دچار لجاجت سیاسی میشه.
تشخیص نمیده چرا آقا صلح کرده.
خب دل بده.
تو نمیفهمی قرار نیست که او تو رو درک کنه.
تو باید او رو درک کنی.
یا اون که در تاریخ دیگه از همه تو سریال مختار معروفتر دیدید رفاعت بن شداد بجلی.
ایشون خب تو جنگ جمل بود.
صفین بود.
در رکاب امیرالمؤمنین بود.
نامه نوشت به امام حسین که بیا ولی خودش تو کربلا حضور نداشت.
بعد رفت جزو طوابین.
دید شهید نشد.
میخواست روغن سوخته رو نذر امام حسین کنه.
بعد وارد شد به سپاه مختار.
درک نکرد.
مختار رو درک نکرد.
گیر کرد.
دچار لجاجت شد.
رفت دیگه تو سریال دیدید دیگه حتی به کسی اقتدا کرد که قاتل امام حسین بود.
یعنی طوری شد که رفت تو صف اونوریها.
به لجاجت چی؟
مختار.
یعنی خیلی تو همین کشور خودمون تو سر-- همین بحث انقلاب شما دقت کنید کسایی که بعداً به مروررر میبینی زاویه گرفتن از نظام و رهبری دچار این لجاجتها شدن تشخیص ندادن.
هاشمیها، شریعتمداریها، خود احمدینژادها، خود و همین روحانی که این همه انحرافش عجیب زیاد شده.
اوایل جنگ شما دقت میکنید یک حرفهای بسیار شدید کوبنده بر علیه مخالفین نظام داره که شما باورت نمیشه این انقدر تغییر روش و رویه و تفکر داده باشه.
لجاجتها.
این لجاجت خیلی مهمه که آدم خود-- یعنی مراقب باشه که از این حیث منحرف نشه.
بعد در نهایت میشه چی؟
وقتی که این لجاجتها کار رو به جایی برسونه که بدنه انقلاب، بدنه مردم مخصوصاً و خواص فاصله بگیرن از امام جامعه، امنیت میاد پایین.
یعنی ضربه امنیتی میخوره.
شما هم فکر میکنید چرا حاج قاسم رو سال نود و هشت ترور کردن؟
اصلاً از شما الان این سؤال رو بکنم تحلیلت چیه؟
حالا عزیزان ساعتشون هم نگاه میکنند یعنی وقت تمومه چشم.
تحلیلتون چیه؟
چرا حاج قاسم رو اون موقع شهید کردن؟
خب خیلی بود دنبالش بودن.
باور کنید چون بلافاصله بعد از اغتشاشات بود دیگه.
دشمن ف-- گمان کرد که انسجام ملی اومده پایین.
مردم از رهبر فاصله گرفتن.
اغتشاشات به اوج رسیده بود.
گمانش این بود.
اتفاقاً چرا رهبر از تنها شهیدی که از روحش تشکر کرد حاج قاسم بود.
توجه کردید؟
فرمود من از ایشون تشکر میکنم.
من ممنون ایشونم.
از روحش حاج قاسم بعد از شهادتش.
چرا؟
خود رهبر سرش رو فرمود وفاق ملی ایجاد کرد.
وفاق ملی، انسجام ملی ایجاد کرد.
همه رو شست برد.
انقدر مهمه.
حالا همینطور اگر توی انتخاباتی که داره میاد با همه مشکلاتی که داریم اگر شرکت نکنیم تو انتخابات و آیه عس بخونیم تو گوش این و اون به همون شدت امنیت وقتی که انسجام ملی بیاد پایین، مرد-- دشمن متوجه بشه که مردم نسبت به انتخابات بیتفاوتن چی میشه؟
امنیت کم میشه.
دوباره اتفاقات آنچنانی.
ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد