ددرس‌گفتارها

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

تبریک عرض می‌کنم هم حلول ماه رجب رو که ماه عصبست و ریزش شدید رحمت حق و خاصه عجیبه که روز اول میلاد شکافنده علوم هست، امام باقر صلی الله علیه.

در کتاب شریف انسان دویست و پنجاه ساله رهبر عزیزمون یه بخشی از زندگی‌نامه حضرت باقر رو که می‌فرمایند این چنین یه رمزی رو فاش می‌کنند.

می‌فرماید، این فرمایش رهبر عزیزمونه.

می‌فرماد مبارزه با تحریف در دوران امام باقر علیه السلام از همیشه پیش از زمان آن حضرت گسترده‌تر انجام شد.

یعنی یکی از مهم‌ترین کارهایی که امام باقر کرد چی بود؟

مبارزه با تحریف بود.

اینکه حرف خدا و حرف دین خدا عوض بشه که الان تا دلت بخواد این اتفاق افتاده، مخصوصاً تو فضای مجازی.

بعد ادامه میدن که مبارزه فرهنگی، اینایی که الان دایه مبارزه فرهنگی دارن، مبارزه فرهنگی یعنی تلاش برای تغییر فرهنگ حاکم بر ذهن‌های مردم.

چقدر الان فرهنگ حاکم بر اذهان مردم اشتباهه.

چقدر حرف‌های غلط، برداشت‌های ناصحیح از متن دین متاسفانه.

بعد ادامه میدن تا راه را برای حکومت الهی هموار و بر حکومت طاغوتی ببندند.

یعنی ماهایی که ادعا می‌کنیم زمینه‌ساز ظهور امام عصر بخواهیم باشیم، می‌فرماید این برطرف کردن اون فرهنگ حاکم و غلطی که تو اذهان مردمه، می‌شه خودش هموار کردن راه حکومت امام عصر.

این فرمایش امام باقر صلی الله علیه اینو داره می‌فرماید.

ما چقدر زحمت کشیدیم برای تغییر نگرش مردم، فکر مردم.

خیلی، خیلی جون کندیم یه صدقه، یه کمک مالی به یه نیازمندی کردیم و حالا افکار رو بخواهیم تغییر بدیم، افکار غلط رو تصحیح کنیم، اونم بر مبنای قرآن.

نه، خیلی کم.

بعد باز می‌فرماید که و امام باقر این کار رو شروع کرد.

یعنی بعد از قصه کربلا و امام سجاد، امام باقر شروع کننده چی بود؟

تغییر اذهان، اون فرهنگ حاکم غلط.

باز ادامه میدن که باقر علم الاولین.

می‌خواد اینو ترجمه کنه رهبر.

یعنی چی؟

باقر علم الاولین والاخرین یعنی چی؟

یعنی این.

ایشان شکافنده حقایق قرآنی و دانش‌های اسلامی بودند.

حقایق قرآنی و دانش‌های اسلامی.

یعنی تبیین همین جهاد تبیین که آقا می‌فرمود متاسفانه غالباً رفتیم به سمت تبیین مسائل سیاسی.

اونم خیلی خوب و مورد نیاز جامعه.

اما غافل شدیم از این موضوع که رهبر فرمودند ما در حوزه معارف، معارف دین بسیار حرف‌های نگفته داریم.

خب اینا کجان؟

اگر چهل و چند ساله بزرگان و علما و آخوندای ما بالا منبر نمیگن، پس چگونه است که بسیاری حرف‌های نگفته داریم؟

و چقدر اشتباه مردم برداشت کردن.

ما در خصوص همین توحید صمدی قرآن که اصلاً الصمد یعنی چی؟

تو همین هر، هر روز داریم تو نمازامون هم می‌خونیم.

تو این ماه هم وارد شده مثلاً هزار بار سوره قل هوالله خوندن یا روزی صد بار.

قل هوالله احد الله الصمد.

خب یعنی چی؟

صمد یعنی چی؟

متاسفانه تو قرآن هم نوشتن بی‌نیاز، این نیست.

غنی یعنی بی‌نیاز.

الصمد رو از حضرت سؤال کردن حضرت فرمود الذي لا جوف له کسیه که پر کرده همه جا رو.

هو معکم أینما کنتم.

هو الاول والآخر والظاهر والباطن.

اول و آخر اوست.

ظاهر و باطن اوست.

اصلاً جز او کسی نیست.

اگر بخواهیم شیعیتی قائل بشیم برای چیزی به جز خدا، دویت پیش میاد.

یعنی یک جای ابسیلون، یک ذره یک جایی رو پیدا کردیم که خدا اونجا نیست .

که ما الان این توحیدی که از قدیم به ما یاد دادن شرکه.

میگه خب این آسمان، این هم زمین.

حالا خدای خالد این آسمان و زمین رو بگردین ببینین کجاست.

فأینما تولى فثم وجه الله.

این آیاتیه که نیاز به تبیین داره.

من چندین سال لطف کرد خدا از همون ابتدا که شهید حججی دفع شد رفتیم به عنوان م-منبری دهه مهر، م-محرم‌هاشون اونجا صحبت می‌کردیم.

هر سال حداقل یک منبر پیرامون حقیقت توحید صمدی حرف می‌زدیم.

نگرش‌ها کاملاً عوض بشه.

متاسفانه آخرین سالی که رفتیم که پارسال بود، یکی از خادم‌هایی که هر سال هم می‌دیدیمش ایشون گفت عجب!

من اولین باره دارم می‌شنوم.

این حالا چند سال اونجا خدمت می‌کرد.

اولین باره عجب چیزیه این توحید صمدی.

تمام معارف حق بر مبنای توحید صمدیه.

که حالا بعد ملاصدرا می‌فرماید که در اسفارش که اگر خب همه چی حقه که اگر حق یک وجود واحد مثل اینکه شما یک وجود واحدی، یک شخصی.

اتوار مختلف داری طورهای مختلف داری.

یک طورت نشستنت، ایستادنت، خندیدنت، گریه کردنت، خوابیدنت، خوردنت، چشم و گوش و سمع و بصر و همینطوری شم و لمس و خیال و وهم و عقل و قلب و روح و سر و سر و سر و همینطوری این همه کثرات اما یک وجود واحدی.

درسته؟

بعد ملاصدرا می‌فرماید اگر یک وجود واحد از سمد است که همه جا رو پر کرده، پس تکلیف این کثرات چی می‌شه؟

این همه کثرت خلائق.

اینا چی‌ان؟

می‌فرماید خود قرآن فرموده اینا چی‌اند.

"إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب" یا "وفى الأرض آيات للموقنين، وفي أنفسكم أفلا تبصرون".

آ اینا آیات الهی‌اند.

نشانه‌های الهی‌اند.

ظهور حق‌اند.

دقت بفرمایید.

نه اینکه من و شما هر شیئی، هر صورتی از اشیا، یک چیزی، یک ظرفی بوده که حالا اومده درش خدا ظهور کرده.

نه، اصلاً عینیّت این شیء یعنی اصلاً بودنش همون ظهور حقه.

یعنی خدا ظهور کرده شده این.

همه چی حقه.

اینا نیاز به تبیین نداره؟

چقدر نگاه‌ها رو تغییر می‌ده.

آیه قرآنه "سنوريهم".

"سنوريهم".

ما می‌خوایم ما قطعاً در آینده "سنوريهم".

نشون می‌دیم به این‌ها.

چی رو؟

آیاتنا.

آیات‌هامون رو.

کجا نشون میدی خدا؟

"في الآفاق وفي أنفسهم".

نظام آفاقی و انفسی.

دو تا نظام.

که چی بشه؟

"حتى يتبين لهم أنه الحق".

تو نظام آفاقی و انفسی به این‌ها نشان خواهیم داد که اون حقه.

یعنی حق ظهور کرده در هر چیزی.

او حقه.

در نظام آیات آفاقی و انفسی.

ببینید از قرآن وقتی شما بر-- اینجا رهبر عزیزمون فرمودن که کار امام باقر تبیین حقایق قرآنی بود.

حالا ما چند تا، چند تا آیه رو گذاشتیم تا حالا رو میز کار کارگاهی انجام دادیم، اینا رو تبیین کردیم و ازش گراه‌های ذهنی مردم رو برطرف کردیم.

یا اینجایی که می‌فرماید "من والذي يشفع عنده إلا بإذنه" آیه الکرسی.

این اذن الله که رهبر عزیزمون هم اخیراً فرمودن پاسخ سخت به اذن الله.

اصلاً اذن الله چیه؟

یعنی چی؟

یعنی ما منتظریم خدا بزه-بگه بزن بزنیم؟

منتظریم تا خدا بگه انتقام بگیر بگیریم؟

منتظریم به این معنا که یک لفظی صادر بشه "کن فیکون".

اذن الله در اصلاً تکویناً در کائنات جاریه.

مثال مثل اینکه شما الان چشمت داره به اذن نفس می‌بینه.

اگر این نفست اذن نده، آنی اذن نده به چشمت اصلاً چشمت دیگه نمی‌بینه.

آیا این چشم منتظر اذن نفسه؟

اصلاً تکویناً جاریه.

اذن نفس در دیدن چشم جاریه.

اصلاً چشم داره به اذن نفس می‌بینه.

اذن الله رو اینطوری باید ببینیم.

اصلاً در تکوین نظام هستی، در بافت و چینش نظام هستی اذن الله جاریه.

هر چیزی به اذن الله.

به اذن او هر برگی از درخت می‌افته به اذن اوست.

"لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم".

سر برده آقا رو نیزه چی گفت؟

آیاتی که خوند "وسيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون".

می‌بینن بعدها آشکار می‌شه.

"سيعلم" همه اینو می‌دانند که کسی که ظلم کرده به سزاش می‌رسه.

این یعنی اذن.

اصلاً اذن الهی جاریه.

ظالم چوب ظلمش رو می‌خوره و خدا از مظلوم دفاع می‌کنه.

این اذنه.

یعنی نگاه به اذن الله در آیات، به وسیله آیات باید عوض شه.

هی می‌گیم نامه عمل.

مثلا امام زمان صلوات الله علیه روز دوشنبه و پ-- جمعه نامه عمل ما رو می‌خونه.

مگر اونجا که ملائکه کاتبند، اونجا ماده‌ست، کتابه مگه؟

اونجا که مجرده.

اینجا ماده‌ست.

پس چه نامه عملی؟

فرمود "اقرأ كتابك كفى" آیه قرآنه.

"کفى بنفسك اليوم عليك حسيباً".

تو خودت کافیی برای حسابرسی خودت.

خودت کتاب خودتی.

"ن والقلم وما يسترون".

تو خودت با علم و عملت داری کتاب وجود خودت رو سطر سطر می‌نویسی.

نگاه‌ها باید عوض بشه.

این آیه رو ببینید چقدر این آیه شیرینه، چقدر علامه حسن زاده در فصوص و مصباح این رو شرح دادن.

چقدر شیرین.

"الله يتوفى الأنفس حين موتها".

خداست که وقت موت به تمامه جان رو می‌گیره.

پس عزرائیل اینجا چیکاره است؟

اگه "الله يتوفى الأنفس حين موتها".

دو، "والتي لم تمت في منامها".

حتی کسی که "لم تمت" نمرده‌ها اما "في منامها" تو خوابه.

یعنی اونی هم که تو خوابه جانش رو خدا گرفته.

چیه؟

ان نام اخو الموت.

یعنی اصلاً نگاه به موت رو تغییر می‌ده.

موت اون چیزی نیست که ما فکر می‌کنیم.

یعنی نابودی.

آقا بیچاره شدم.

داداشم مرد، پدرم مرد فلان.

این یعنی ارتقای وجودی.

چگونه است که تا الان وقتی من و شما می‌خوابیم می‌ریم تو یه عالمی به نام عالم مثال.

چقدر صور و اشکال اونجا می‌بینیم و برمی‌گردیم.

موت یعنی این.

یعنی سفر از ظاهر به باطن.

ببینید یکی یکی مثال همه اینا رو هم ما گفتیم‌ها.

همه این آیات رو ما بارها و بارها درباره‌ش با هم صحبت کردیم.

"ألم تر إلى ربك كيف مدDال بحر" به به آیا نگاه نمیکنی به پروردگارت که چگونه سایه رو میکشه؟

تفسیر ظاهریش یعنی بین الطلوعین.

که نه شبه نه روزه.

میکشه این سایه رو تا روز بشه.

اما تفسیر انفسیش چیه؟

اون تفسیر آفاقیه.

تفسیر انفسیش یعنی اون ظل، ظل الله که مد خدا بهش میده و میکشش نفس الرحمن صادر اوله مثل تو که یه نفس داری هو میزنی این همه کلمات ازش منتشر میشه.

نفس الهی زده این همه کلمات وجودی نظام هستی ازش منتشر شده.

این حقایق رو کی ما باید بفهمیم؟

کی جایگاه خودمون رو نسبت به این کلمات وجودی نظام هستی باید بسنجیم؟

که میگه اون صادر اول و اون نفس الرحمن پیغمبره.

یا إن فی خلق السماوات.

اینا میگه آقا ذکر بده، ذکر بده، ورد بده در حقیقت.

داره میگه ورد بده.

علامه میگه آقا انقدر دنبال ذکر نرید.

این دو تا آیه صد و نود و صد و صد و نود و یک آل عمران رو ببینید.

إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب.

آیه ها رو کسی دقت میکنه لب داره، مغز داره.

بعد میفرماید الذين يذكرون الله ذکر قيما وقعودا وعلى جنوبهم.

در هر حال مشغول ذکرند.

بعد میفرماید حالا اینها که مشغول ذکرند چی‌اند؟

ويتفكرون في خلق السماوات والأرض.

علامه میفرماید ذکر رو میاره بین دو تا فکر.

یعنی تو اهل فکر باش، اهل تفکر و با دیده عقل نگاه کردن به پیرامون خودت باش ذکر میاد.

ما ورد میگیم، تسبیح می‌گیریم همینطوری میگیم.

اهل ذکر و باطن اون نیستیم.

کمال چی رو به ما یاد میده؟

يا من اسمه دواء.

اسمت دواست بله اما میشه آدم دوا بخوره خوب نشه.

و ذكره شفاء.

ذکر که شفا دهنده شه.

اینا تو آیات تبیین میشه.

حالا حرف زیاده.

والشمس وضحاها.

انقدر من آیه نوشتم از هر کدوم یه تبیینی که بارها هم گفتیم دوباره بگیم.

زیاده.

وقتتون رو میگیرم.

یه دونه هم دیگه عرض کنم بسه.

شمس میگه وضحی نور رو استناد میده به شمس.

حالا شمس کیه؟

در تفسیر انفسی و تأویل قرآن فرمودن پیغمبر عزیز عالمه.

والقمر إنها تلاها.

بعد قمر به دنبال شمس راه میفته.

یعنی شق-- قمر به شخصه نور نداره که.

نورش رو از خورشید میگیره.

میگه این قمر امیرالمؤمنینه که به دنبال پیغمبره.

اگر بخواهی به شمس بخ-برسی راهش امیرالمؤمنینه.

از طریق ولایت.

جز با ولایت نمیشه.

اینکه فرمود أنا مدینة العلم و علی بابها.

اصلا اینجا باب علم علیه.

موضوعیت داره.

نه اینکه حالا یه باب علیه.

یه باب هم ایکس و ایگرگه.

نه، اصلا هیچ علمی نیست مگر از باب علی.

یعنی اصلا دیگه علمی نیست.

اگر علمی رو از جز باب ولایت اخذ کنی علم نیست.

دروغه، کذبه، وهمه، خیاله.

چقدر ما گرفته." حالا امام باقر اومده شکافته، اینا رو شکافته.

ما نباید بشینیم اینها رو برای خودمون بگیم، تبیین کنیم، سر این سفره‌ها بنشینیم.

مائده‌های الهین انشاالله.

خدا انشاالله عاقبتمون رو ختم به خیر کنه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

الله اکبر