ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

رجب و میلاد باقر العلوم؛ رمزِ مبارزه با تحریف

حلول ماه رجب — ماه ریزش شدید رحمت — و روز نخستِ میلاد شکافندهٔ علوم، امام باقر علیه‌السلام، مبارک است. در کتاب انسان دویست‌وپنجاه‌ساله رهبری آمده که مبارزه با تحریف در دوران امام باقر گسترده‌تر از همیشه انجام شد. یکی از مهم‌ترین کارهای آن حضرت مبارزه با تحریف بود: جلوگیری از عوض شدن حرف خدا و دین. امروز نیز در فضای مجازی تا دل بخواهد تحریف رخ می‌دهد. مبارزهٔ فرهنگی یعنی تلاش برای تغییر فرهنگِ حاکم بر ذهن مردم؛ فرهنگ حاکم بسیار اشتباه و برداشت‌ها از متن دین ناصحیح است. هدف: هموار نمودن راه حکومت الهی و بستن راه طاغوت. آنان که دعوی زمینه‌سازی ظهور دارند باید بدانند برطرف نمودن فرهنگ غلط اذهان، خود هموار نمودن راه حکومت امام عصر است. امام باقر این کار را پس از کربلا و امام سجاد آغاز نمود: تغییر اذهان.

«باقر علم الاولین والآخرین» یعنی شکافندهٔ حقایق قرآنی و دانش‌های اسلامی. این همان جهاد تبیین است. غالباً به تبیین سیاسی رفته‌ایم — لازم است — اما از سخن رهبری غافل شده‌ایم که در حوزهٔ معارف دین حرف‌های ناگفته بسیار است. اگر سال‌ها بر منبر گفته نشده، چگونه حرف ناگفته داریم؟ و چقدر مردم اشتباه دریافته‌اند.

توحید صمدی؛ الصمد نه صرفاً بی‌نیاز

نمونه: توحید صمدی قرآن. هر روز در نماز «الله الصمد» می‌خوانیم؛ متأسفانه در ترجمها «بی‌نیاز» نوشته‌اند در حالی که غنی بی‌نیاز است. از حضرت پرسیدند الصمد چیست؟ فرمود: الذی لا جوف له — آنکه جوف ندارد و همه جا را پر کرده:

«وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ» (حدید/۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و او با شماست هرجا که باشید.

«هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» (حدید/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست اول و آخر و ظاهر و باطن.

جز او کسی نیست. اگر برای غیر خدا استقلالِ وجودی قائل شویم ثنویت پیش می‌آید؛ ذره‌ای جا که خدا نباشد یافته‌ایم. توحیدی که از قدیم به‌صورت خدایی جدا از آسمان و زمین القا شده شرک‌آمیز است؛ «فاینما تولوا فثم وجه الله» نیاز به تبیین دارد. سال‌ها در منابر محرم دربارهٔ توحید صمدی سخن رفت تا نگرش‌ها عوض شود؛ با این حال خادمی گفت اولین بار است می‌شنوم. تمام معارف حق بر مبنای توحید صمدی است.

کثرات؛ آیاتِ ظهور حق نه ظروفِ خالی

ملاصدرا می‌پرسد اگر وجود واحدِ صمد همه جا را پر کرده تکلیف کثرات چیست؟ قرآن پاسخ می‌دهد:

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ» (آل‌عمران/۱۹۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمدوشد شب و روز نشانهایی است برای خردمندان.

و:

«وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ ۝ وَفِي أَنفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» (ذاریات/۲۰–۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در زمین برای اهل یقین نشانهایی است، و در خودتان؛ آیا نمی‌نگرید؟

این‌ها آیات و ظهور حق‌اند؛ نه آنکه هر شیء ظرفی خالی بوده و خدا در آن ظهور کرده باشد. عینیت شیء همان ظهور حق است؛ خدا ظهور نموده و این شده. نگاه را یکسره عوض می‌کند.

«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» (فصلت/۵۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به زودی نشانهایمان را در آفاق و در خودشان به آنان می‌نماییم تا برایشان روشن شود که او حق است.

در نظام آفاقی و انفسی نشان می‌دهیم که حق ظهور نموده. کار امام باقر تبیین همین حقایق بود؛ تا گراهای ذهنی برداشته شود.

اذن الله؛ جاری در تکوین نه انتظار لفظ

در آیة‌الکرسی «من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه» — اذن الله چیست؟ آیا منتظریم لفظی صادر شود کن فیکون تا انتقام بگیریم؟ اذن در تکوین جاری است. چشم به اذن نفس می‌بیند؛ اگر نفس آنی اذن ندهد نمی‌بیند. اذن نفس در دیدن جاری است نه آنکه چشم هر بار منتظر فرمان لفظی بماند. برگ از درخت به اذن او می‌افتد؛ لا حول و لا قوة الا بالله. سرِ برده بر نیزه آیات خواند از جمله:

«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ» (شعراء/۲۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی که ستم کردند خواهند دانست به کدام بازگشتگاه بازمی‌گردند.

ظالم چوب ظلم می‌خورد و خدا از مظلوم دفاع می‌کند؛ این خود اذن جاری است. نگاه به اذن باید با آیات عوض شود.

نامهٔ عمل؛ خودِ تو کتابِ توست

گفته می‌شود امام زمان دوشنبه و پنجشنبه نامهٔ عمل را می‌خواند. ملائکهٔ کاتب در نشئهٔ مجردند نه مادهٔ کاغذ. پس نامه چیست؟

«اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» (اسراء/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کتابت را بخوان؛ کافی است امروز خودت حسابرس خودت باشی.

تو خودت کتاب خودی؛ با علم و عمل سطربه‌سطر می‌نویسی. ن والقلم نیز همین افق را می‌گشاید.

توفّی انفس؛ خواب و موت

«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا» (زمر/۴۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا جان‌ها را هنگام مرگشان می‌گیرد، و آن را نیز که نمرده در خوابش.

پس عزرائیل چه کاره است در طولِ این توفّیِ الهی؟ و خواب نیز توفّی است؛ النوم اخو الموت. موت نابودی نیست؛ ارتقای وجودی و سفر از ظاهر به باطن است، چنان‌که در خواب به عالم مثال می‌رویم و بازمی‌گردیم.

ظل و شمس و قمر؛ ولایت باب علم

«الم تر الی ربک کیف مد الظل» ظاهرش کشیدن سایه میان‌الطلوعین است؛ انفسی‌اش ظل‌الله و نفس الرحمنِ صادر اول که کلمات وجودی از آن منتشر می‌شود — و صادر اول پیامبر است. آل‌عمران ۱۹۰–۱۹۱ ذکر را میان دو تفکر می‌نشاند؛ علامه می‌فرماید اهل فکر باش تا ذکر بیاید؛ وردِ بی‌لبّ ذکر باطنی نیست. «یا من اسمه دواء و ذکره شفاء»؛ اسم دواست اما گاهی دوا می‌خورند و خوب نمی‌شوند؛ ذکرِ حقیقی شفا است.

والشمس و ضحاها: شمس در تأویل پیامبر است؛ والقمر اذا تلاها امیرالمؤمنین که نور از شمس می‌گیرد. راه به شمس از باب ولایت است:

«أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُهَا» (حدیث)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): من شهر علمم و علی درِ آن است.

هیچ علمی جز از باب علی نیست؛ اخذ از غیر ولایت علم نیست، وهم است. امام باقر این‌ها را شکافت؛ نباید فقط برای خود گفت؛ باید تبیین نمود و بر این مائدها نشست. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

کارِ تبیین به‌مثابهٔ زمینهٔ ظهور

رهبری مبارزهٔ فرهنگی را تغییر فرهنگِ حاکم بر اذهان خواند تا راه حکومت الهی باز و راه طاغوت بسته شود. صدقه و کمک مالی لازم است اما تغییر نگرش بر مبنای قرآن کمتر رخ داده است. امام باقر پس از کربلا این جبهه را گشود: شکافتن حقایق تا تحریف نتواند دین را عوض کند. توحید صمدی، اذن تکوینی، نامهٔ عملِ انفسی، حقیقتِ موت و خواب، شمس و قمرِ ولایت — همه نمونهای تبیین‌اند که گراهای ذهنی را برمی‌دارند.

اگر سال‌ها «الله الصمد» خوانده شود و الصمد را فقط بی‌نیاز پندارند، نماز با شرکِ خفی همراه می‌شود. اگر اذن را منتظرِ لفظ بدانند، آیاتِ جاریِ تکوین را نمی‌بینند. اگر نامهٔ عمل را کاغذ بپندارند، حسابِ نفس را از خود دور می‌کنند. اگر موت را نابودی ببینند، ارتقای وجودی را از دست می‌دهند. اگر علم را از غیر باب علی بگیرند، وهم را علم می‌نامند. کارِ باقرالعلوم شکافتن همین گرها بود؛ امروز همان کار جهاد تبیینِ معرفتی است نه فقط سیاسی.

خاتمه

رجب ماه ریزش رحمت و میلاد شکافندهٔ علوم بهانه است تا به‌یاد آوریم دین بدون تبیینِ توحید و ولایت در اذهان تحریف می‌شود. ان‌شاءالله عاقبت با نشستن بر مائدهٔ آیات و روایات ختم به خیر شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.