د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
نماز جماعت با تأخیر و نماز فرادای اول وقت
عبادی_سیاسی_اجتماعی 3
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۵:۵۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۹ سرفصل
## نماز جماعت با تأخیر و نماز فرادای اول وقت
۰:۱۸
## دشمنشناسی؛ ضعف ما و زمینخوردن دائم
۱:۰۱
## نفس همزاد؛ حمله در صراط مستقیم
۱:۲۲
## روایت امام عسکری و لایههای ریا و سمعه
۳:۳۹
کار با یک نماز و یک توسل و یک زیارت تمام نمیشود؛ لایه به لایه در وجود ماست. حضرت موسی کلیمالله در میقات:
۶:۲۶
## ملا محسن؛ غضب و شهوت بر جان عقل
۷:۵۲
## شیخ عباس قمی و لحظهٔ کیف در اقتدا
۹:۲۹
## دشمن بیرون؛ داعش و اسرائیل و غزه
۱۰:۰۸
## مرتضی تهرانی؛ نعمت شناخت دشمن در رهبر
۱۴:۰۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
در نماز جماعت انتظارش
فضیلت داره. یعنی اگر کسی
نماز اول وقت رو مردده که الان بخونه یا اینکه مثلا قراره با تأخیر نماز جماعت بخواد بشه.
میدونه که نماز جماعتی قراره یک ساعت بعد، دو ساعت بعد با تأخیر انجام بشه،
فرمودن که بهتره صبر کنه با جماعت بخونه
و ثوابش بیشتره اگرچه اول وقت نباشه.
یعنی نماز جماعتی که اول وقت نیست
ثوابش بیشتر است از نماز فرادای اول وقت.
امروز هم نکته مهمی رو پیرامون مسائل جاری
حالا چه در کشورمون، چه در
مرکز خودمون به فرمایش
عزیزان پیرامون مسائل عبادی، اجتماعی، سیاسی عرض کنیم، اونم موضوع دشمن شناسیست.
ما در خصوص شناخت دشمن خیلی ضعیف هستیم متأسفانه و ضعیف عمل کردیم.
برای همین هم دائما در مسیر زمین میخوریم.
این دشمن گاهی اوقات انسان گمان میکنه که صرفا
دشمن جنی و انسیه.
یعنی از بیرون مثلا ابالسه و شیاطین از بیرون، از اجنه یا مثلا دشمنان
انسی، انسانهایی که به ما خدعه میکنند و اینا.
در صورتی که اصل دشمن
خود ماییم. خود من با خودم دشمنم.
ما وجودمون دو نیمه، نیمی عقله، نیمی نفسه.
اون اعدا عدوک که فرمود
نفس، نفس اون nefsiست که
التي بين جنبک بین
دو پهلوی توئه، اون نفس.
این نفس بدترین دشمن ماست.
اعدی عدو ماست، شیطان ماست.
اون همزاد که میگن هرکی به دنیا میاد یه همزاد شیطان داره،
یه وجهش همین نفس باطن خود ماست.
ماه مبارک رمضان میگن دست بال شیطان بسته میشه.
چرا باز من گناه میکنم؟ شیطان در درون خودمه دیگه از خودم غافل شدم.
حالا یه شیطان در درون خودمه که نیمی از وجود منه، همیشه هم با منه.
هیچوقت هم دست از سر من برنمیداره و اتفاقاً
هرچه که من به خدا نزدیکتر بشم او بیشتر به من حمله ور میشه.
لاقد ان لهم صراط کل مستقیم.
این وعدهایست که به خدا داده اون ملعونه الی الابد.
گفته که من قطعاً به اینا کمین میزنم، زمینشون میزنم.
کی؟ صراط کل مستقیم وقتی
تو صراط مستقیم تو هستن.
یعنی ما وقتی میایم هیئت، میایم مسجد، میریم حرم
با خدا خلوت میکنیم اتفاقاً بیشتر شیطان به سمت ما
حمله ور میشه با تمام قوا و هرچی قدرت معنوی و برد اجتماعی ما بیشتره، بیشتر به ما حمله ور میشه.
ما فکر میکنیم شیطان در مسجد، هیئت،
حرم نیست. اونکه رفته بود از لابلای شبکه ضریح زنها رو پاییده بود،
بعد اومده بود بدبخت به درد دل افتاده بود.
این یعنی چی؟ یعنی بغل همون حرم شیطان کجاست؟
تو خودشه، تو خودشه.
انقدر قصه ظریفه، انقدر همون روایت تکان دهنده دیروز امام س-- امام عسکری سلام الله علیه رو فراموش نکنیم هیچوقت.
که میگه به اون چهره نورانی و زهدش توجه نکن.
برو تا آخر سر. آخرین مرحله این بود که حب
ریاست در دلش نباشه.
خیلی اون روایت تکان دهندس و هرکی رسیدم گفتم.
مراقب خودمون باشیم. من الان دارم حرفای خیلی قشنگ میزنم.
خب بفرما ببینم اولا خودت عمل میکنی؟
لم تقولون ما لا تفعلون.
آیه صریح قرآنه. چرا میگید اون چیزی که عمل نمیکنید؟
كبر مقتاً عند الله. آقا پیش خدا چی خیلی سنگینه؟
الان سریع میگیم ظلم به مثلا
مظلوم. مثلا خیانت به یتیم،
خوردن مال یتیم. چه بله همه حق.
اما اونجا كبر مقتاً عند الله خیلی سنگینه پیش خدا.
چی؟ ان تقولوا ما لا تفعلون.
بگید اون چیزی که عمل نمیکنید.
خب اولا الان من دارم حرفای خیلی خوب میزنمها و حدیث آیه خیلی هم قشنگ
در کسوت علم و منبر خیلی زیبا.
خودت عمل میکنی یا نه؟ اگه عمل نمیکنی چرا میگی؟
دو، از اینم بگذریم عمل میکنی، درست.
آیا انگیزت چیه؟ از گفتن این حرفای قشنگ و خوب انگیزت چیه؟
برای دنیا میگی؟ برای خوشامد این و اون میگی؟
به به، چه چه، عجب، چه حرفی، چه...
اگه اینه که خب با بدبختیه.
ریائه دیگه، شرکه. حالا نه اصلا برای خلوص محض.
اصلا صرفا به خاطر خدا گفتم هیچ چشم داشتی هم از خلق خدا نگو-- نداشتم.
بعدش چی؟ آیا این
کرامتی که از تو رخ داد،
آیا بعدا چی؟ دوست داری کسی بشنوه یا نه؟
دوست داری کسی بدونه یا نه؟
یه کار خیری کردی برای خدا خالصاً مخلصاً تمام.
آیا اگر بعدا نقل شد خوشت میاد؟
کیف نفس بهت دست میده؟ اینم سمعهست.
اینم گناهه. اسمش فرق میکنه.
اینجا ریائه، اونجا بعد از انجام و لو با اخلاص انجام شده بهش میگن سمعه.
کسی شنید به به، به به، بگید، بگید خوشش میاد.
هرکس که هست امام علیه الرحمه نمیشه که آقای مشکینی اونطوری جلوش تعریفشو بکنه امام امت فلان.
بعد بگه من از آقای مشکینی یه گلگی دارم.
ما به اندازه کافی با نفسمون درگیر هستیم.
شما دیگه ما رو درگیر نکنید خب کار خیلی دشواره، خیلی سخته.
اینطوری نیست که ما فکر میکنیم
با یه نماز و یه توسل و یه زیارت کار تمام شده.
انقدر لایه به لایه تو وجود ما.
اون حضرت موسی کلیم الله در میقات "و واعدنا موسی فلا فی الليلة واتممناها بعشر فتمم میقات ربه
اربعین". میقات پروردگارشه شوخیه مگه؟
میقات محل ملاقات ربشه رفته اونجا میبینه شیطان اومد.
بارها اینو من خدمت شما و خودم عرض کردم
که آقا آخه اینجام ملعون، اینجام دست از سر من برنمیداری تو؟
چی گفته باشه شیطان خوبه؟ گفت بابا
من اونجا در مقام اند-- اندیت، مقام قرب الهی و اون بهشت برینه،
مقام بهشت عنداللهی، اونجا جدت آدم رو اغوا کردم.
اینجا تو دست از سر تو بکشم.
اتفاقاً هرچی که وزن علمی، معنوی، اجتماعی مخصوصاً ها بیشتر میشه، شیطان بیشتر به ما حمله میکنه.
اصلاً اتفاقاً شیطان دنبال ما ریشوها و ما نمازخونها و هیئتیها و انقلابیها میگرده.
اونوریها رو کاری نداره که اونا خودشون دیگه اصلاً راه رو گم کردن رفتن.
دنبال سر ما داره میدوئه. چهگونهست که رهبر ما باید وقتی رهبر میشه
گریه کنه. بعد ما هزار یه
غلط بکنیم که بخوایم مسئولیت بگیریم.
بعد هم کیف کنیم که آقا رئیس شدیم، مدیر شدیم.
هزار و یک حق، ناحق و ناحق کنیم.
عین نفسه. از امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام پرسیدن آقا
چی میشه که طلحه و زبیر جلو شما وایسادن؟
چی شد؟ زبیر از زبیر رو "منا اهل البيت" فرمایش خود حضرته.
شوخیه مگه؟ تا اونجا رفته جلو
پیغمبر فرمود "سیف الله" به شمشیر زبیر.
شمشیر اسلام. من و شما چه فخری برای اسلام داریم؟
فخری بالاتر از این که یکی شمشیرش بشه شمشیر اسلام.
ولی چی شد جلو مولای زمانش ایستاد؟
البته این دو آخر توبه کردن به بیابون زدن.
اینا میدونید. امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام مثلا با زبیر صحبت کرد، با طلحه اینا.
ول کردن رفتن. ولی خب چه فایده جلو امامشون وایسادن.
سؤال، يا امیرالمؤمنین چی شده که اینا، اینها جلو شما وایسادن؟
تو همین انقلاب خودمون چه آدمای ریشهداری
صفشون رو از انقلاب جدا کردن.
زیاد من و شما دیدیم. نباید بترسین.
مولا فرمود به خاطر سه چیز،
ریشهی سه چیز رو در خودشون نخشکوندن.
تکبر، حسد و حرص.
چیزی که در امثال من خیلیه.
چقدر ما نگاه بالا به پایین داریم.
چقدر ما تکبرانه رفتار میکنیم.
خدا نکنه مسئولیت چهار نفر رو بسپارن به ما.
دیگه خدا رو بنده نیستیم. رزق طرف هم فکر میکنیم از طرف ماست.
خیلی کار دشواره، خیلی
سنگینه. حالا این تازه دشمنیه از درون که خودمون
و یه طرف نفسمون، وجودمون رو بشناسیم که ملا محسن
علیه الرحمه میفرمود یه غضب داری،
یه شهوت داری، یه
شیطان داری، یه عقل داری.
شیطان میاد چه میکنه؟
غضب و شهوت رو میندازه به جون عقلت.
کار شیطان اینه. غضب و شهوت تو میندازه به جون عقلت.
اینا رو با هم درگیر میکنه. بعدم میشینه بر رو بر نگاه میکنه میخنده.
اگر تا، تا ما دشمن شناسای خوبی نداشته باشیم، دشمن رو نس-- رصد نکنیم، مراقبت نکنیم.
آخه شیخ عباس قمی به به!
حاج آقا صاحب کتاب مفاتیح الجنان.
شیخ قمی محدث به هرکس نمیگفتن بیا حرم علی بن موسی الرضا
علیه الصلاة والسلام اون جماعت کثیر بهش اقتدا کنن، علما بهش اقتدا کنن.
بعد نماز دوم رو بره عقب بگه یکی دیگه وایسه جلو.
نماز عشا رو نخونه. چرا؟
ازش پرسیدن تو در گوشی.
اونم نه داد بزنه. فرمود که من تو نماز اول وقتی که بهم اقتدا کردن و از خیلی
دور دارن الله اکبر میگن فهمیدم جماعت زیادی به من اقتدا کردن.
یه لحظه یک حالت کیفی به من دست داد.
چقدر مراقب خودشون بودن.
اصلاً ما توجه به این چیزا نداریم.
این تازه دشمن درون، دشمن بیرون که الا ماشاالله.
این همه دو-- شیطان اینهمه دور و بر ما رو احاطه کردن نفس به نفس
از حیث جن و انسش.
چقدر ما اع-- اعوذات داریم، احراز و اینها داریم،
ادعیه داریم که بیست جلسه تو شرح کتاب الموت ما پیراهون اینها حرف زدیم
که اینا دفع بشن. طلسمات،
جادوها، اینهایی که هست.
حالا بالاخره باید مراقبت کرد یا نه بالاخره؟
اینم یه بحثیه. یا اصلاً دشمن انسانی.
چقدر ما الان چشم ندارن من و شما رو ببینن.
تو همین کشور خودمون بگیم تا بیرون.
الان آیا به نظر شما هدف اصلی آمریکا و اسرائیل و
اینا ایران نیست؟ واقعاً خیال خام که اگه به کسی بگه بگه نه.
آیا داعش من خودم چون دو سال کار محرمانه در داعش کردم، چیزایی دیدیم که
ندید هیچکس. اصلاً من مریضی روحی دیگه داشتم میگرفتم.
قشنگ تا اون ریز و جزئ اهنامهشون نمیدونم مرامنامهشون
همه اینا رو با اسم و جزئیات داشتیم.
قشنگ میدیدیم که با همدیگه گفتوگو میکردن.
اصل کاریهاشون، تیم اصلیشون
با عربی حرف میزدن. حرفشون این بود که نهایت ما قصدمون ایرانه، تجزیه ایرانه.
خب یه دشمن به این بزرگی کی در افتاد؟
آیا اگر قاسم سلیمانی نمیرفت بسیج مردمی رو ایجاد نمیکرد، حشد شعبی رو،
کی میتو-- با دیپلماسی و گفتوگو و این چیزا آقا مذاکره قابل حل بود؟
ذهی خیال باطل. یا الان قصه اسرائیل مثلا شما فکر میکنید آخرین هدفش ایران نیست؟
همین سه تا سناتور ملعونی که اخیراً تو آمریکا گفت من بارها و بارها بیست ساله دارم میگم ایرانو بزنید.
صراحتا گفت دیگه. میگم بزنید چاههای نفتش معلومه بزنید پایگاههای سپاهش معلومه بزنید.
اصلاً قصدشون ماییم. الانم هی همشون هدفشون اینه که ایرانو بکشونن وسط گود.
با سیاستهای مدبرانه رهبر این اتفاق نیفتاده.
اصلاً از خداشونه ما بریم وسط گود
چه بهتر که ما در جنگ باشیم اما جنگ نیابتی نوچه های ایران بجنگن.
قشنگ تره که تا ما خودمون مستقیم بریم وقتی تحلیل سیاسی نداشته باشیم اینطوری میشیم.
یا اونا هم که اصلا از خداشونه این جنگ باشه.
اگرچه الان یه مقدار آمریکا عقب نشینی کرده، ترسیده.
خب الان مثلا این، صوتی که از
ابو عُبیده پخش شد، سخنگوی حماس،
شا-شاخه عز الدین القسام
چند روز پیش، قریب به هشتصد و من
حالا عددشو قشنگ حفظ کردم، هشتصد و بیست و پنج تا
گفت ما ماشین و خودروهای نظامی ازشون منفجر کردیم.
دیروز اعلام کردن بین نهصد تا هزار تا تانک
نِرکاوا زدن. اینو--
کم نیست. یعنی با، با دست خالی،
با دست خالی. کم آوردن اما به شدت دارن
میرن جلو. بایدن رو کسی خودش صهیونیسته.
میدونید دیگه. بایدن خود بارها اعلام کرده من صهیونیستم.
علنا گفته. دو تا سود هم میبرن این ملعونهها.
یکیش حالا تو مسائل خودشون.
یکی اینکه الان انتخاباتشون نزدیکه
و دنبال اینن که بالاخره اسرائیل حمایتشون کنه، پول بهشون بده و تبلیغاتشون رو بکنه و چه پشتوانهشون باشه.
از این طرف هم تسلیحاتی که
بلوکه کردن اینا تاریخ مصرف داره تسلیحات،
بمبها، اینا تاریخ مصرف داره. اینا داره تاریخ مصرفش
از بین و خیلی اینا رو منهدم کردنش هزینهش بیشتر از ساختشه.
چیکار میکنن؟ اینا رو میندازن به سر مردم غزه.
از این طرف هم سود میبرن. اما هدف اصلیشون من و شماییم.
ولایت فقیه، ایران اسلامین.
نباید ما چشمامونو باز کنیم.
من حرف تو این زمینه زیاد دارم.
بسه. یه جملهای تقدیمتون کنم.
حتما اینو شنیدید ولی متاسفانه
تو یه غباری قرار گرفت.
خیلی خبرگزاریها بهش نپرداختن.
من خیلی به این توجه میکنم.
یک استادی ما داشتیم حضرت آقا مرتضی تهرانی.
مدتی از وجود پر برکتشون بهره میبردیم.
میدونید ایشون شصت سال کتم بود، اصلا حرف نزد.
همه میگفتن ایشون سیاسی نیست.
اصلا میرفتی پیشش پیش-- ولی خیلی حواسش جمع بود.
این آخر عمریه
یک هیبتی هم داشت. داداش آقا مجتبی رو میگم.
یک هیبتی داشت. اصلا نگاش میکردی رنگت عوض میشد.
ایشون آخر عمر به سخن اومد، حرف زد
و عجیبه ایشون در خصوص رهبر
فر-- بعد از اینکه پرده از رفاقت شصت سالهشون با آقا برداشتن
فرمودن که «من چند شب پیش
آثار حرکت تهذیب نفس و شدت اخلاص رو در ایشان دیدم
که اگر از من بپرسید با چه چشمی دیدین؟
با همین چشم؟ میگویم که نه، با همون، همون چشمی که خدا به من عطا کرده.»
آخر عمری به ز-- لسان، زبانش باز شد.
خیلی کتم بود ایشون. بعد این جمله رو در خصوص آقا فرمود
خدا به این بزرگ-- عین کلام ایشونه.
«خدا به این بزرگوار این نعمت شناخت دشمن را عطا کرده.» خدا عطا کرده این نعمت رو.
«کسانی که خیال میکنند ایشان دارد تند میرود اشتباه میکنند.
خدا این شناخت را به ایشان عطا کرده و دارد جلوی پای خودش و جلوی پای ملت چاهها و چالهها را میبیند.»
بعدم از دنیا رفت. اینو یادگاری برای ما گذاشت.
اگر ما خودمون دشمن شناس نیستیم، دشمن شناس قویای نیستیم، پشت سر یه آدم
راه بلد و دشمن شناس حرکت کنیم تا مصون باشیم.
این قصه سر دراز دارد. خیلی هم حرف باید روش زده بشه اما
همین مقدار بسنده میکنیم. ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر باشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد