ددروس معرفت نفس

استاد عبدالزهراء · تزریق علم · آیة‌الکرسی پس از نماز

موضوع: تصرف انسان کامل · دستورالعملی از استاد مرتبط با امام عصر · آیة‌الکرسی بعد از تسبیحات حضرت زهرا · خاطرهٔ اتاق شخصی علامه


متن کامل (پاکسازی‌شده)

محضر انسان الهی · تصرف اولیاء

محضر یک انسان الهی، دهان یک انسان الهی، و یک آدم کاملِ متصرّف — این‌ها خیلی کار می‌دهد. بعضی از نفوس که مستعد باشند، زحمت کشیده باشند، تشنه و طالب باشند، به معیار و ملاکی که اولیاء در دست دارند، این‌ها را به تصرّفی دگرگون می‌کنند.

هدیهٔ یک استاد · علم به زورِ خدا

یکی از اساتید خیلی به‌نام و بزرگی که ما درکشان کردیم، هدیه‌ای به ما تقدیم کردند — که ایشان ارتباط با امام عصر هم داشتند و نوزده سال هم پیش‌نمازِ جماعتِ حرم حضرت اباالفضل صلوات‌الله‌علیه بودند؛ قریب به بیست سال. خیلی ما از ایشان بهره بردیم.

من حدوداً بیست سالم بود؛ از ایشان خواهش کردم که یک راهی به بنده یاد بدهید خدا به زور به من علم بدهد. شما دوست دارید نه؟ دوست دارید نه واقعاً؟ به زور خدا بهت علم بدهد. یعنی خودت یک‌هو به خودت ببینی: اِ اِ اِ. اصلاً شاید خودت هم استنکاف می‌کردی؛ اما خدا دارد تزریق می‌کند بهت از در و دیوار.

این دستورالعمل را از حدود سی سال پیش بنده انجام دادم. خیلی هم آسان است و همه هم شاید دارید انجام می‌دهید ولی بی‌خبرید. شاید یک سرّ از این جلسه همان باشد اصلاً. شما دارید انجام می‌دهید؛ این جلسه را گذاشته‌اند که به شما تزریق علم کنند. ما انجام دادیم و خودم تجربه در تجربهٔ شخصی خودم دیدم این را؛ واقعاً چشیدم؛ بهش رسیدم. لذا چیزی که خودم چشیدم چرا از شما دریغ کنم.

دستورالعمل · پس از هر نماز واجب

فرمودند که بعد از هر نماز واجب‌تان، بعد از تسبیحات حضرت صدیقهٔ شهیده سلام‌الله‌علیها، آیة‌الکرسی را قرائت کنید. به همین راحتی. کسی که این کار را مداومت کند، خدا کفیل او می‌شود از حیث تعلیم علم.

خاطرهٔ محضر علامه · عطش وجودی (نیمه)

یک خاطرهٔ کوچولو بگویم که نیمهٔ نیمچهٔ این خاطره را فعلاً نصفش طلب‌تان؛ ان‌شاءالله با هم رفیق‌تر شدیم کاملش را برایتان می‌گویم.

محضر علامه بودیم یک روز در اتاق شخصی‌شان — آن اتاقی که شاید رفته‌اید یا نه؛ دور تا دورش با کتاب‌های دست‌نویسِ خودشان بود. ما یک سه‌چهار تا طلبه و دانشجوی معتمد رفتیم. همه حرف می‌زدند؛ همه سؤال می‌کردند؛ همه مزاحم علامه بودند. تنها کسی که ساکت بود بنده بودم. من فقط ایشان را نگاه می‌کردم و لذت می‌بردم. هیچی، هیچی. فقط آنچه از من ظهور می‌کرد، عطش وجودی بود. با تشنگی علامه را نگاه می‌کردم. سر تا پای علامه را مثل یک آدم تشنه‌ای که به آب رسیده نگاه می‌کردم. شاید ایشان این را درک کرد؛ نمی‌دانم.

دست مرا ایشان گرفت؛ گفت: یک کاری باهات می‌کنم؛ نروی کسی را برداری بیاوری بگویی این کار را باهاش بکن. گفتم چشم. رنگم هم پرید و خلاصه یک کاری با ما کرد ایشان. آن کارها بماند فعلاً؛ هدیهٔ شما باشد فعلاً.

برکت همان دستور · بیان سادهٔ معارف سنگین

آن کاری که علامه کرد و بعد از آن لطف ایشان، من یک چیزکی دیدم؛ دارم می‌فهمم از همین مباحث سنگین و پیچیدهٔ حکمت و عرفان را. و شاید یک وجه اینکه بعضی‌ها به من می‌گویند شما آن مسائل خیلی سنگین و عرشی را که ما از هرکی می‌شنویم گیج می‌شویم، به زبان ساده بیان می‌کنی — و آن لطف علامه بود؛ آن در ادامهٔ همین بود؛ همین. همین دستورالعملی که الان به شما عرض کردم. یعنی برکت این بود.

نترسید. همین. شما این کار را انجام بده؛ بعد ببین خدا باهات چیکار می‌کند. یک علامه‌ای را پیدا می‌کند خدا که دستت را بگیرد؛ همان بلا را سرت بیاورد که سر ما آورد. این هدیه خیلی هدیهٔ قشنگی است. کم نگیرید این را. یک صلوات هدیه کنید.

اللهمّ صلّ علی محمد و آل محمد

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

Corrections log

مورداصلاحمنبع
دهندهاناصلاح ASR
کار میدستهکار می‌دهداصلاح ASR
ابالفضلاباالفضلاصطلاح مرسوم
پیش امام جماعتپیش‌نماز جماعتاصلاح ASR
اصناصلاًاصلاح ASR
پاکسازیحذف [خنده]/[مکث]/[موسیقی]؛ روانی جملاتASR cleanup

یادداشت پایانی: پاکسازی ASR برای خوانایی؛ Segments حذف شد. در این قطعه آیهٔ مستقل با شماره نقل نشد؛ دستور قرائت آیة‌الکرسی پس از تسبیحات حضرت زهرا است.