ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایك نعبد واياك نستعين.

الحمد لله على كل نعمه واسأل الله من فضله.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سوا فدا.

ان شا الله عزیز زهرا هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و از صائگ جمع ما رو دعا کنن صلواتی خد بفرمایند.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

و حتى.

خب اولین جلسه معرفت نفسی است که در فراغ اون پنج شهید گمنام مسجد بلال برپا میشه.

الحمد لله که در حسینیه یا زهرا هستیم زیر پرچم مادر هستی.

اما خب این هم دردی است که از اون پنج شهید جدا شدیم.

بنده با توجه به تقاضاها و طلب وجودی بسیاری از شماها اخیرا محضر این پنج شهید گمنام رفتیم و ازشون التماس کردیم و خواهش کردیم از طرف شما که خودشون یه جایی رو معلوم کنن.

با توجه به اینکه سازمان محدودیت پیدا کرده تا یک تعطیل میشه و آفیش عزیزان رو انجام نمیداد دیگه صیانت و حراست خودشون یه جا در نظر بگیرن.

حالا بسیج دست به کار شده دعوت کرده از ما بسیج سازمان یه سالن چهارصد نفره هم داره.

منتها تا اون ساز و کارش جور بشه و اینا ما گفتیم دیگه حالا بسم الله شو بگیم در همین حسینیه باشیم شروع کنیم بعد دیگه خودتون بسنجید که دوباره برگردیم به سازمان و جنب مسجد بلال تو بسیج یا اینکه همین حسینیه ادامه بدیم.

خودتون بسنجید دیگه نظرات رو انتقال بدید از طریق مدیران کانال‌ها ما بر اساس فرمایش شما جلو بریم.

به همین خاطر ان شا الله این دلتنگی‌ها مبدل به وصل بشه برای اون پنج تا شهید هم که خیلی به جلسات ما نظر داشتند صلوات بفرستید.

[صدای صلوات] [هم پوشانی صداها] حرف خیلی داریم مثل همیشه.

و امیدوارم که پرورگار ممنان برکت بده به نفس ما، کلام ما و دل شما و فضای ملکوتی جلسه بتونیم مهمات رو بگیم.

البته که می‌بینم بعضی از شعرا خب اولین بارشونه.

خیلی هم خوش و خوب.

انقدر که جلسه معرفت نفس شلوغ بشه من خوشحال می‌شم، جلسات دیگه رو خوشحال نمی‌شم.

جلسات معرفت نفس به نظر بنده مهم‌ترین جلساته.

البته سنگینه یه مقدار بعضا ثقیله.

ما چهل و سه جلسه مطلب گفتیم که دو تاش البته تو کانال نرفته هنوز.

بارها خدمت دوستان گفتم این دو تا رو بذارید تو کانال.

سلسله بحثه هنوز گذاشته نشده این هم باعث تأسفه.

جدی نمی‌گیرن بعضیا.

به هر حال چهل و سه جلسه حالا بگیریم چهل و یک جلسه که تو کانال هست شما باید گوش می‌دادید تا امروز پیوست مطالب رو بتونید بهتر درک کنید.

امیدوارم که حداقلش دو سه جلسه آخر رو دوستان گوش داده باشن امشب اومده باشن امروز اینجا.

خصوصاً دیروز جلسه چهل و یک در کانال و درست چهل و سه رو گوش دادم واقعاً عرض می‌کنم خدا شاهده تنم به لرزه افتاد که چگونه من خدا کمکم کرده این حرف‌ها رو تو اون جلسه زدم.

برید گوش بدید ببینید واقعاً به صورت عادی نمیشه این حرف‌ها رو پیاده کرد.

تا دست عنایت و دست و יד عنایی حضرت حق نباشه اصلاً امکانش نیست.

من در خودم ندیدم اون حرف‌ها رو.

خب این الحمدالله و فی السماء رزقكم و ما توعدون.

نشت فیض الهی از آسمونه بر جان‌های شما که ما رو به زبان میاره.

به همین جهت خب یه مقدار دل نگرانم تو این جلسه که بعضی از عزیزان اذیت بشن از حرفای ما چون شاید پشتوانه ها رو نداشته باشن.

حتماً، حتماً از این جلسه فارغ شدید برید سراغ اون‌هایی که می‌خوان سیر معرفت نفس رو ادامه بدن.

شروع کنید هر چهل و سه جلسه رو قشنگ گوش بدید، پیاده کنید، مباحثه کنید.

الحمدالله که بعد از چند سال دیدیم آقایون هم یک گروه مباحثاتی تو ایتا راه انداختن و تازه بعد از چند سال.

خانوما که ماشاالله ده‌ها گروه تشکیل دادن، گروه‌های چند صد نفره کمتر بیشتر مشغولن حساب- و خلاصه گزارش‌های مباحثاتشون برای من می‌فرستن من سجدشکر می‌کنم واقعاً.

خانم‌ها ماشاالله نمی‌دونم چه حسابی از همه ما همیشه جلوترن تو همه چی.

الانم که قیام خانم‌هاست ما قبلاً به شعرش رو داده بودیم.

خب به فضل الهی میریم سراغ بحث اگر چنانچه خاطر شریفتون باشه، ما در انتهای مقدمات معرفت نفس بودیم.

در سیر اون چند جلسه، چهل و چند جلسه ما گنجینه گهر روان حضرت استاد رو دست گرفتیم و بیست و سه تا از اُمَّهات و اون عیون و چشمه‌ها و ریشه‌های مبحث معرفت نفس رو بر اساس نظرات ایشون گفتیم، توضیح اجمالی دادیم فقط به گوشتون آشنا بشه.

بعد رفتیم سراغ هفتاد و شش اصل.

بعد رفتیم-- حالا یه صلوات بفرستین.

اللهم صلِّ على محمد و آل محمد.

بعد رفتیم سراغ بیست، هفتاد و شش اصل.

هفتاد و شش اصل که خروجی‌های صد و پنجاه و سه درس معرفت نفس حضرت استاده.

این‌ها رو اجمالاً گفتیم شد مجموعاً این‌ها رو هم که حدود، حدود صد اصل می‌شد، شد چهل و سه درس.

انتهای درس که دیگه مقدمات داشت تموم می‌شد، خدا ما رو سر داد سمت حقیقت، نمیگم ناگفته، کم‌گفته شده ربوبیت نفس که اتفاقاً ورود به اون بحث کردیم انقلابی در دل‌ها ایجاد شد.

اگر خاطر شریفتون باشه اصلاً اون جلسات، اون سه جلسه آخر که ما ربوبیت نفس رو گفتیم اصلاً جلسه حالاتی داشت که حتی به گریه می‌افتادن دوستان آخرای جلسه هست هنوز جا-- فایل‌هاش.

انقدر که این عجیب و ناآشنا و نامأنوس با جان‌ها بود، جرقه‌ای بود که عجب تازه روشن شدم و مثل علوم غریبه که تازه طرف متوجه می‌شه چه خبره، چه اسراری در عالم هست و در خودش.

رسیدیم به بحث ربوبیت نفس.

که بعد داشتیم می‌رفتیم پله پله از ربوبیت نفس به ربوبیت عقل، ربوبیت قلب، ربوبیت روح، سر و سر و سر.

تو جلسه آخر این‌ها رو اجمالاً گفتیم.

برای اینکه خوب متوجه بشیم که ربوبیت نفس چی بود کمک گرفتیم از کتاب گران سنگ کلمات مکنونه ملا محسن فیض.

که می‌دونید دیگه داماد ملا صدرا بودند و برجسته‌ترین شاگرد ایشون و خیلی عالی یکی از عزیزان که خیلی علاقه‌مندم به ایشون خیلی دل پاکن و اهل کتاب، امروز دید من دارم اینو می‌خونم گفت حاج آقا اینا رو ولش کنین این، اینا رو برا ما-- گفتم اینو بخون گفت این برا ما سنگینه.

یه کتاب س-سبک‌تر.

گفتم چرا پس می‌زنی فیض رو؟

چرا میگی سنگینه؟

باز کردم از همین کلمات یه دونه براش خوندم.

مات و مبهوت نگاه می‌کرد، پرواز می‌کرد.

گفتم دیدی چقدر شیرین بود؟

چقدر قشنگ قابل فهم بود.

چرا پس می‌زنی فیض رو؟

کتاب بسیار عالیه که تو مبحث لقاء الله هم از این کتاب استفاده کردیم.

خب جلسه پیش که اینجا سیر و سلوک داشتیم یه نکته‌ای رو خدمت شما گفتم.

گفتم مخصوصا بنده بعضی موقعا وسط بحث یه چیزی میگم از نظر شما چرته.

میگه حالا وسط مبحث بحثی، این چیه حاج آقا؟

چه حرفی زد؟

مخصوصا بعضی موقع‌ها این کارو می‌کنم.

الان هم یه لحظه بحثو قطع می‌کنم.

دلایلی دارم.

یه صاحب جلسه آگاهه به دلایل.

هیچ کدومتون متوجه شدید من به هدیه تبدیل نکردم؟

[پچ، پچ] خانم‌ها میگن بله.

حاج آقا هدیه ندادیم؟

بله آفرین.

احسنت.

ماشاءالله.

ما تو-- گفته بودیم یه روز تو جا-- داز-- جالبه که تو لباسون هم گفته بودیم نه تو مسیر معرفت نفس.

گفته بودیم دیگه ما اون هدایا رو تو مسیر سیر و سلوک میدیم.

دیگه مقدمات که تموم شد، مقدمات معرفت نفس.

چون ما اول هر جلسه معرفت نفس یه هدیه می‌دادیم که سیر و سلوک در حقیقت عقل عملی بیست، سی درصد بیاد کمک عقل نظری چون حیثیت این جلسه نظره.

در حوزه عقل و برهانه.

سیر و سلوک برعکسه.

در ح-حیثیت عملیه.

عم-عملیات بندگیه.

اونجا هم بحث‌های نظری بیست، سی درصد میگیم.

بعد گفته بودیم اما هنوز که مقدمات تموم نشده که ما بگیم نمی‌خواستیم هدیه بدیم.

الان یکی به امروز اگه جمع نشه جلسه بعد هم مقدمه بعد میریم تو متن.

حالا مژده بدیم به اینا که تازه ملحق شدن.

الحمدلله هنوز نه کتاب سیر و سلوک علامه رو، نه دروس معرفت نفس رو، نه منازل الصائرین خواجه عبدالله که شب‌های جمعه میگیم، هیچ‌کدومش ورود به متن هنوز نکردیم و همین تو مقدمات.

نترسید خیلی.

اما چرا نگفتیم؟

بیا صادق باید باشیم دیگه.

رب بعد خلقی مخلص اخراج مخرج است اجعل من لدانک سلطان نصير.

و ذکر ورود به جلساتون باید این باشه دیگه.

بنده قبل از اینکه بیام بنا به دلایلی م-مطلع شدم که چون هدیه ما خیلی سنگینه امروز و البته بسیاری‌تون دنبالش بودید از قبل و بارها از من پرسیدید تا ترس داشتم بگم.

گفتم خدایا خودت اگر صلاح نمی‌دونی من اینو بگم از ذهنم ببرش.

خدا شاهده نشستم اصلاً هدیه از ذهن من رفت.

دیدم به خودم اومدم دیدم خودم به خودم دیدم دارم درس میدم و هدیه از ذهنم رفته.

حالا چه کنیم به نظر شما؟

[همهمه] مطمئنم که این هدیه رو تقدیمتون کنم بال و پر در میارید چون خیلی‌هاتون دنبالش بودید.

اما خیلی جسارت می‌کنم.

بالاخره باید مقدماتی حاصل بشه.

مراقب نماز صبح‌هامون باشیم.

خیلی مراقب باشیم و حتی از ما زشته که نماز شب نخونده تو این مسیر باشیم.

حالا همینطور که من دارم درس رو شروع می‌کنم اشکال نداره.

اشکال نداره که زیر لب خیلی عذرخواهی می‌کنم به نیت بنده چون من خیلی آلودم واقعاً میگم من آلوده‌تر از همه.

واقعاً تعارف ندارم.

[خنده] واقعاً با خجالت اینجا می‌شینم.

به خاطر شماها می‌شینم.

به خاطر این عطش وجودیتون.

و الا بار کمرشکنه.

حالا اشکال نداره که از همین لحظه به بعد به نیت برگشت و انابه به درگاه حضرت حق بنشینید از اینجا به بعد تو جلسه رو هممون بنشینیم به نیت توبه و برگشت به سمت حضرت حق.

یه استغفار هم زیر زبونمون بگیم و گوش بدیم.

اگر انشاالله خدا به بنده اجازه داد و دلم از اون حالت قبض خارج شد، ربطی به شما هم نداره، ربط به خودم داره.

جسارت نشه.

انشاالله آخر جلسه هدیه رو تقدیم می‌کنم.

اگر نه که جلسه بعد.

نستجیر بالله به قول حضرت استاد که از فرمایشات امیرالمؤمنین همیشه استفاده می‌کرد می‌فرمودن [مکث] نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا.

خب برای اینکه طهارت جلسه بیشتر بشه با حضور قلب یه صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

دقت بفرمایید رد پاهای بحثمون رو در چه کتاب‌هایی داریم.

این از کلمات مکنه که جلسه آخر شروع کردیم.

اولش گیر کردیم.

اگر برسیم امشب جمعش کنیم امروز.

بعد اتحاد عاقل به معقول از تو استاد، بعد فتوحات ابن عربی، بعد اشارات- [نفس عمیق] و شیخ الرئیس بعد عین النزاح، یعنی چشمه فوران کننده علامه [نفس عمیق] جوادی آملی و بعد هم کتاب خود حضرت استاد گنجینه گوهر روان.

سلسله بحث‌هامون به اینا ربط داره.

پنج شش تا کتاب دیگه هم بود که ربط داشت دیدم من بیارم قطعاً نمی‌رسم بگم.

ولش کردم اون‌ها رو.

از هر کدوم توفیق باشه نکته‌ای عرض کنیم که قشنگ چفت و بحث پیدا کنه بحث محکم شه.

[نفس عمیق] بریم سراغ متنی که دستمون بود.

"كلمة فيها إشارة إلى أقسام الجنة والنار مبدئ نشب كل منهما".

ما، ااا تقریباً پنج شش خط از این کلمه رو خونده بودیم جلسه پیش تموم شد.

در خصوص چی دوستان؟

موضوع بحث چیه؟

ربوبیت نفس، جایگاه نفس، اقتدار نفس، قدرت نفس.

خودمون گفتیم چه خبره در درون خود چه کارخانه‌ای ایجاد کرده.

خب من اولشو تند تند بخونم.

الآخرة إما جنة أو نار آخرت یا بهشته یا جهنمه.

والجنة جنتان دو تا جنت داریم.

دو تا بهشت داریم.

جنت معقوله للمقربین جنتی که جنت عقلیه لذت‌هاش عقلیه مال اهل قربه.

وهو العالم العقلی عالم عقلیه.

بما هو متأخر منها ذه نشأت دنيوية بعد از این دنیا ترجمه-- تعریف میشه.

یا اگر کسی تو همین دنیاست لذت عقلی می‌بره قطعاً منصرف شده از دنیا.

اینم نکته‌ست.

و الا لذت عقلی نمی‌بره.

این نکته رو بنویسید.

اگر کسی در نشئه طبیعت [مکث] به شهود عقلی رسید، به درک عقلی رسید، به لذت عقلی رسید، به عالم عقلی دسترسی پیدا کرد، درک عقلی پیدا کرد قطعاً منصرف شده از نشئه طبیعت.

منصرف شده به یک معنا یا به یک معنا منقلب شده و الا نمیشه.

اینم نکته‌ست.

خب أعني ما يحصل منه في سلسلة العود این حاصل نمیشه مگر-- ببینید خود ملا محسن داره میگه في سلسلة العود، عود، معاد.

مگر-- وإنا إليه راجعون مگر اینکه عود کنه، معاد، برگشت کنه به سمت پروردگارش که بتونه این لذت عقلی رو بکشه.

یعنی تو همین دنیا اگر کسی لذت عقلی چشید تازه شروع شده چی به نظر شما؟

عودش یعنی چی؟

یعنی موت قبل أن تموت.

ببینید اینا چون بحث مخصوصاً تو سیر لقاء الله اینا رو داشتیم الان باید خوب متوجه بشیم.

حالا نکات و رموزشو من تند تند دارم میگما و میرما و الا هر- کدومش جای شرح و بسط داره دیگه به اهلش واگذار می‌کنیم.

و هِيَ إنَّما به به، به به.

و هِيَ إنَّما تَنشأُ مِنَ العلوم الحقِّ و المعارف اليقينيِّ الحاصلَة ها هنا.

این، این منشأاتش از کجاست؟

این در حقیقت لذت این عالم عقلی از علوم حق و معارف يقيني معارف يقيني نه معارفی که متزلزلی یعنی به تو تزلزل میده بدتر چند مشربیش می‌کنه.

تو شاید ضد و نقیض میشی.

اینا نه.

فَإِنَّ المعرفة في هذه الدنيا به به، به به.

و اینا رو گفتیم‌ها.

خب تو این دنیا معرفت چیه اونورو می‌سازه؟

بذر المشاهدة.

حالا عرض کردیم اگر اینجا منصرف شدی به شهود افتادی همین جا بذرش معرفت بوده.

بدون معرفت نمیشه.

اگر اون طرف هم باشی با معرفتی که در دنیا کسب کردی شهود حاصل میشه.

پس می‌فرماید فَإِنَّ المعرفة في هذه الدنيا بذر المشاهدة في الآخرة.

اینا رو هم که قبلاً گفتیم داره یادآوری میشه براتون.

به به، به به.

و اللذة الكاملة حالا اون لذت کامل موقوفة على المشاهدة.

اصلاً متوقف بر مشاهده‌ست.

نمیشه کسی به شهود نرسیده لذت کامل رو درک کنه.

فَإِنَّ الوجود حالا این لذت از کجا میاد؟

فَإِنَّ الوجود لذیذ درس اول معرفت نفس چی بوده که هنوز نرسیدیم؟

بگید.

آفرین وجود است که مشهود ماست.

اوه، اوه.

چه خبره تو درس اول.

یا باید از درس اول سریع من فرار کنم و الا بیچاره‌تون می‌کنم و خودمم بیچاره میشم یا باید تا آخر عمرمون تو درس اول بمونیم.

خدا خودش کمک کنه.

حالا میگه اون چیزی که لذیذه اصلاً لذت به چی میخوره؟

به وجود.

جایی که وجود نیست لذتی نیست.

و کمال به به.

حالا کمال لذت چیه؟

و کماله أَلَذ کمال، کمال این لذت که لذیذترین‌هاست أَلَذ خب.

فالمعارف التي هي مقتضى طباع القوة العاقلة من العلم بالله وملائكته وكتبه ورسله واليوم الآخر.

کمال و اون لذیذترین‌ها لقمه‌ای که ما نوش جان می‌کنیم لذیذترین‌هاش با معارفی حاصل میشه که این‌ها اقتضای طبیعت قوه‌ی عاقله‌ست یعنی با عقله.

اونم از علم به چی؟

بالله وملائكته وكتبه ورسله الهیات دیگه واليوم الآخر إذا صارت مشاهدة للنفس.

به به.

حالا اگر این مشاهده برای نفس حاصل شد، خب كانت لها لذة سبحان الله كانت لها لذة لا يدرك الوصف كنها.

كنح این لذت رو هیچ کس نمی‌تونه وصف کنه.

خدایا نصیب کن.

و لذا ورد في الحديث لا عيش إلا عيش الآخرة.

در روایت می‌فرماید که اصلا خوشی نیست مگر در خوشی آخرت.

بیچاره‌ها اونایی که گرفتار دنیا هستن، دلبسته به دنیا.

م ga بر این گذشت ما این‌ها رو مزا گفتیم در روایات و في بسائر الدرجات ان این‌ها رو دیگه نخوندیم جلسه پیش.

در بسائر الدرجات روایتی میاره عن نصر بن قابوس قال ایشون می‌فرماید سألت ابا عبدالله عليه السلام از حضرت ابا عبدالله سؤال کردم عن قول الله عزوجل للممدود وماء مسكوب وفاكهة كثيرة لا مقطوعة ولا ممنوعة سوره واقع.

از حقیقت این پرسیدم.

چقدر شیرینه آدم محضر امام زمانش برسه از حقیقت پشت پرده این آیات بشنوه.

به به خدایا روزی کن.

قال حضرت فرمود عقل کل عالم داره می‌فرماد یا نصر والله لفظ جلاله میاره یعنی حرف مهمه.

ليس حيث ما يذهب الناس.

این چیزی نیست که مردم بهش فکر می‌کنندها.

این ای این آیاتی که خوندی این چیزی نیست که در حسب ظاهر بگی سیب و گلابی و چون فاكهة كثيرة میگه ماء بسیار فوران کننده ماء مسكوب للممدود این سایه کشیده شده فکر کنی زیر سایه درخت سیب و گلابی نشستی.

اینا نه.

حضرت می‌فرماید چقدر خدا شماها رو دوست داره که امروز اینجا نشستید بعد از هزار و چند صد سال فرمایشات درگوشی امام صادق رو بشنوید.

چقدر به شماها لطف شده.

چقدر سر به سجده باید ما بگذاریم.

چقدر.

يا نصر والله ليس حيث ما يذهب الناس انما به به انما هم که میاره حسرته فقط و فقط هو العالم وما يخرج منه.

اون یه عالمی‌ست که وما يخرج منه وجنة محسوسة لهم أجزاً.

گمان نکنی که این یه چیزیه که مثلاً یه بهشت محسوس مثل دنیا که حسش می‌کنی، سایه درخت و میوه‌های آنچنانی و اینطوری فکر نکن.

ولأصحاب اليمين.

حالا این چیزی که حضرت می‌خواد تازه بگه الان اینجا میگه حواست باشه تازه رتبه پایین‌ترین رتبه‌ش رو می‌خوام به شما بگم.

مرا اصحاب يمين.

وهو العالم الخيالي.

الله اکبر.

تا حالا شنیده بودید بهشت اصحاب يمين بهشت خیالیه؟

این خیال مرسوم وهمی رو نمیگم تو دنیا میگه خیالات زندگی می‌کنی نه ها.

یعنی انقدر قوه خیال در انشائات نفس ناطقه در اون ور، در ایجاد صور و اشکال لذ-- ملذّه که در بهشت ایجاد کنی و ببینی و کیف کنی و لذت ببری مؤثره.

اصلاً بهشت طبقه اولی الأصحاب اليمين‌ها بهشت خیالیه.

کی تا حالا اینو می‌دونست؟

حالا اهمیت پاک‌سازی چی معلوم میشه؟

قوه خیال.

اصلاً سراغ داری جلسه‌ای که ما درش از قوه خیال نگفته باشیم؟

اصلاً اولین جلسه معرفت من-- نفس ما با قوه خیال شروع شد.

تجرد قوه خیال.

خب حالا ای امام کشاف حقائق، ای امام به حق ناطق، ای امام جعفر صادق.

میشه برای ما توضیح بدید این یعنی چی؟

بهشت خیالی یعنی چی؟

بفرمایید شما اهلش باشید بفرمایید.

وهو العالم الخيالي المتجسم بما هو متأخر.

این تجسماتی‌ست که بعداً برای شما حاصل خواهد شد.

فإن الخيال في الآخرة يتجسم.

یعنی اون آخرت مثل اینجا نیست.

شما یه چیزیو خیال می‌کنی تجسم نیست که، تو خیالته.

جسمیت نداره.

درسته؟

تو خیالته.

یعنی صورش به فرمای-- صحبت‌های جلسه قبلمون نسبت به عالم شهادت که اینجاست چون رتبه مثالیه میشه غیبی.

حسی دیگه نیست.

درسته؟

نسبت به عالم بالاش میشد حسی.

یادتون باشه.

حالا اینجـ-- اینجا می‌فرماید يتجسم.

اونجا اینطوری نیست.

عالم خیال جسمیت پیدا می‌کنه.

یعنی چی؟

ويسير عين الحس الظاهر.

عین یعنی این سیرورتش نفس به گونه‌ایه که یسیر عین الحس ظ-- عین حس ظاهری خودشو جلوه میده و يتحد به الله اکبر اتحاد پیدا می‌کنه به اون، با اون حس ظاهریت یا اصلا حس ظاهریت یعنی اون تجسمی که دنیا چگونه لمس می‌کنی قشنگ می‌بینیش، می‌چشیش، می‌خوریش، لمسش می‌کنی، مسش می‌کنی عینا هم اتحاد پیدا می‌کنه.

با چی؟

با قوه خیالت.

وهي انما حالا حضرت داره می‌فرماید منشاء انشاش چیه؟

از کجا این تولید میشه؟

هي انما تنشأ من الاخلاق الفاضلة اول منشأ میشه انتشار پیدا می‌کنه از چی؟

ایجاد میشه از اخلاق فاضله.

والاقوال الصادقه یعنی کسی که عصبیه، پرخاشگره، داد می‌زنه سر همسرش، سر بچه‌هاش، سر پدر، مادرش، سر مردم.

این اخلاق فاضله نداره.

حوصله نداره اصلا.

[مکث] این اولیش.

والاقوال الصادقه قولش صادقه.

اصلا اهل دروغ و کلک نیست.

والاعمال الصالحه.

اعمالش صالحه.

صالح هم که قبلا توضیح دادیم عمل صالح یعنی چی؟

عملی‌ست بر اساس معارف که با خلوص همراهه.

یعنی به جاشه به زمانش به مکانش.

اینا خیلی نکته‌ست که قبلا گفتیم.

حالا اینجا همه اینا رو گفتم که تازه این خروجی اول بحث ،خروجی اول بحث.

هنوز من گردنه‌ها و قله‌ها رو نرسیدم کب کردن بعضیا دارن می‌فهمن.

حالا اینا منشأش خب از اینجا تو-- میاد این‌ها اون خیالات.

اما به چه قدرتی؟

یعنی اون امیر، امیر وجود.

اون رتبه وجودی.

اونکه داره اینا رو ایجاد می‌کنه در قوه خیال، اون کیه؟

یعنی این قدرت از کجا میاد؟

می‌فرماید به ابداع، بدیع از اسما حضرت حق بدیع السماوات والارض.

مثلا شما یه چیزی رو از نو ایجاد می‌کنی.

مثلا یه عزیزی از طلاب قم که تا درس خارج اینا خیلی فاضله ایشون خیلی بنده به ایشون علاقه‌مندم در فقه حکومتی دست به آتیش داره خیلی.

ایشون امروز گفتن که ما جلسات یا زهرا رو که گوش دادیم دیدیم صحبت‌ها خیلیاش بدیع، بدیع یعنی شما هیچ کجا اینا رو نشنیدید.

البته در مشرب علامه‌ست ما هیچ ادعایی نداریم.

تأسیسا هیچ ادعایی نداریم.

در مشرب نگاه رو علامه به ما داده.

روحش شاد.

خدا حقشو از ما حلال کنه.

اما این ب-بداعت بدیع یعنی چیزی که نبوده، نو- نوعه.

خب حالا به ابداع چی؟

کی این نوآوری‌ها رو انجام میده اونجا در بهشت؟

[دیالوگ خارجی] الله اکبر.

همین nefsi که مورد بحث ماست.

این زدش به ربوبیت نفس، قدرت نفس.

حالا این نفس چه‌ها می‌کنه؟

[دیالوگ خارجی] مثلاً اتصاف داره این نفس به صورت‌هایی که لذت‌بخش‌اند.

همش از نفسه.

[دیالوگ خارجی] دیگه لعل و مرجان بهترینن دیگه از عتیقه‌ها یعنی عتیقه یعنی گیر نمیاد.

دفینه‌اند اینا.

دیگه بهترین جواهراتن با ارزشمندترین‌هان.

[دیالوگ خارجی] یعنی رتبه اون- باطن رتبه‌های باطنی، مرحله مراحل باطنی، [دیالوگ خارجی].

اینا همه تو چی‌ان؟

همه این‌ها تو [دیالوگ خارجی] نفس‌اند.

الله اکبر.

این صورت‌های انشایی ببینید [دیالوگ خارجی].

در عالمی‌ست که انشایش توسط نفسه و رتبه‌ای‌ست از-- تازه این یک شأنی از شؤون نفس ناطقه انسانی.

الله اکبر از این جمله.

خدا می‌دونه هی اینو با خودم تکرار می‌کردم پشت فرمون می‌گفتم الله اکبر.

[دیالوگ خارجی] بنویسید چهار کلمه‌ست.

چهار پنج کلمه.

[دیالوگ خارجی] به به، به به.

[دیالوگ خارجی].

مقتدر یکی از اسماء، اسماء حضرت حق دیگه.

این از اقتدار نفسه.

یعنی انقدر نفست مقتدره و تواناست.

توانمندی نفس این شکلیه.

خب [دیالوگ خارجی].

اینجا توی این نشئه یه چیزایی هست [مکث]، بهشتی هست که قابل حسه.

اونجا چطور؟

اونجام همینطور که اینجا قابل حسه، بهشتی برای تازه اصحاب یمین وجود داره که کاملاً قابل حسه.

خب.

[مکث] چرا این جمله ما اینقدر درک نمی‌کنیم.

اگر نفس ما اینجا این قدرت رو داره، همینجا داره یا نداره؟

داره.

چرا اینجا ما این رو درک نمی‌کنیم؟

علت چیه؟

چقدر قشنگ کامل و جامع سخن میگن حکما.

علتش رو بیان کردن.

مثلا در درس درصدیش امروز حوزه نظری شده و درصدیش عملی شده.

توأمان شده.

دو تا بال رو داره بهتون میده.

می‌فرمود که آثار لا یترتب علیها آثار.

اینجا آثار خودش رو نشون نمیده نفس.

چرا؟

لضعفها واشتغالها بالمحسوسات.

اشتغالش به دنیا، به ناسوت.

اشتغالاتش، مشغول کرده سر خودش رو.

چند ساعت برای پول درآوردن وقت می‌گذاریم؟

خب وظیفمونه.

اسلام گفته هشت ساعت وقت بگذار.

چند ساعت برای تحصیل علم می‌گذاریم؟

بذار هشت ساعت برای تحصیل معاش حلال.

برای علم چقدر؟

خودتون بگید.

چند ساعت برای خواب می‌گذاریم؟

چند ساعت برای پر کردن شکم و معذرت می‌خوام خالی کردنش؟

حالا چند ساعت برای علم؟

یه دو ساعت می‌خوایم پاشیم یک ساعت، یک ساعت و ربع پاشیم بیاییم این جلسه معرفت نفس دیگه فکر می‌کنیم کوه کنده‌ایم.

خود حضرت استاد روزی هجده ساعت کار علمی می‌کردن.

اینه که میشه اعظوفنون و علامه.

چه عرض کنیم؟

اشتغال به محسوسات.

فإذا قویت وصغت وصفت وزالت الشواغل.

به به.

حالا اگر این حرکت رو از خودت نشون دادی، همت به خرج دادی، اراده کردی که قویت، با قوت، با قدرت اومدی وسط میدون وصفت وزالت الشواغل وانحدرت القوی کلها فی قوة واحدة.

چنان از این شواغل خودت رو دور کردی که تو سیر، سیر و سلوک حضرت علامه طباطبایی این دستورات میاد دیگه که چگونه از این شواغل خارج بشیم.

اون موقع است که فی قوة واحدة، یه قدرت واحدی یعنی تمام قوای وجودیت دست به دست هم میدن.

چرا؟

چون النفس فی وحدة کل القوی.

همه قوا شعون نفسن.

اگر این قوا دست به دست هم بدن ببین چه می‌کنند.

وهي المتخيلة وصارت عينا باصرة للنفس.

به به به.

حالا این می‌فرمود که اون نیروی خیال‌پرداز متخیلة وصارت عيناً باصرة للنفس.

همون قوه تخیلت، رتبه خیالی‌ت یا مثالی‌ت میشه چشمی برای نفس.

همون قوه خیال.

یعنی شما با قوه خیالت امام عصر رو می‌بینی.

یه همچین قدرتی داری.

برای همین وقتی آقا ظهور کرد ببینیش میشناسیش.

میگن بارها ایشونو دیدم.

چه گونه شما با کربلا گریه می‌کنین؟

مگه امام حسین دیدید؟

مگه کربلا دیدید؟

این پیداست قوه خیال اجازه داده که شؤون نفس پاک شده بتونی درک کنی، ببینی، ببینی صحنه رو و الا محال تو گریه کنی.

البته این توفیقش از بالا نازل میشه هندسه‌ش بالا پایینه.

اون چیزی که منجر به نزول توفیق میشه که هندسه‌ش پایین به بالا بود چی بود؟

اخلاص بود.

حالا برید رساله سیر و سلوک سید بحر العلوم رو تو مراتب اخلاص فکر کنم فصل سومش بود، توضیح دادیم ظرافت‌های اخلاص و خلوص رو فرقش با، فرق اخلاص با خلوص رو و مخلص با مخلص رو.

فلا یختلط بالباطل شيء یميل إليه النفس إلا و یوجد في الحال باذن الله.

به به، به به.

اصلاً هیچ милли دیگه نفس به سمت باطل پیدا نمی‌کنه و این حال کاملاً اذن الهی میشه ای یوجد وحیث یراه رؤیت عیان.

به جایی می‌رسه که رؤیتش رؤیت عیانی میشه، عینی میشه.

عینا خود امام رو می‌بینه.

اشهد انک تشهد مقامی وتسمع کلامی وترد سلامی.

خب تو، تو می‌بینی، تو می‌شنوی این یقینیه.

اما در اینجا میاد چیکار می‌کنه؟

میگه نفس تو اصلاً قصه‌ش اینور، از این سمتی میشه.

تو امام می‌بینی [مکث] یعنی تو مثل یک آینه‌ای میشی که امام خودش رو در تو نشون میده.

تو در خودت امام رو می‌بینی [مکث] در خودت می‌بینی.

کجا می‌بینی؟

در قوه خیالت.

این انقدر مهمه.

حالا حیف که وقت ما هم داره به اتمام میره و [نفس عمیق] یه حال خوشی یه دفعه به من دست داد.

اشک تو چشمای ما جمع شد.

احساس کردم انشاالله [مکث] اجازه گفتن هدیه رو پیدا کردیم.

ولی چه کنم بحث نا، ناکامل می‌مونه.

این همه هم کتاب آوردیم.

خب رد شیم و یهس و یهس و یحس احساسا قویلا-- قوی لا أقوی منه والیه الاشاره بقوله صلى الله عليه وسلم.

پیغمبر مطلب میاره ان في الجنه بح، بح، الله اکبر.

[مکث] واقعا من نمی‌دونم [مکث] با این کلمات داد بزنیم، از شوق پرواز کنیم، بخ بخه بزنیم یا برعکس اشک بریزیم و داد بزنیم.

چه فرموده پیغمبر؟

کی شنیده تا حالا؟

فرمود ان في الجنه سوقا.

[خنده] [مکث] کی تا حالا شنیده تو بهشت بازارچه ای باشه؟

سوق یعنی بازار.

تا حالا شنیده بودید؟

بازار خرید و فروش.

[مکث] یبای یبای.

یبای فیه الصور.

صورت‌ها درش فروخته می‌شه.

[نفس عمیق] و السوق عبارت عن من اللطف الالهی.

[نفس عمیق] الذي هو منبع القدره علی اختلاف الصور بحسب المشیه و ميلها بالحس.

[مکث] ای خدا!

[نفس عمیق] ببخشید من اون غلط می‌شم.

[نفس عمیق] خیلی جلو خودمو می‌گیرم خدا می‌دونه.

خدایا کمک کن.

[نفس عمیق] چرا بازار؟

[نفس عمیق] خدایا کمک کن.

[نفس عمیق] من برای اینکه حالم عوض شه بتونم حرف بزنم یه صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ببینید تا اینجا اینو فهمیدیم که بهشتی که تازه سطحش پایین‌تره از اصحاب یمینه به گونه‌ای است که اونجا هرچی نفس در قوه متخيله خودش انشا کنه عینا حاضر میشه.

یعنی هرچی اون سیب و گلابی و اصلا کاری ندارم.

حور، قصر، اشجار، انهار، غلمان اینا هرچی هست انشائات نفس خودتو با قوه خیالت.

البته هنوز بحث عقل مطرح نشده.

درست شد؟

یعنی بهشت، بهشت خیالیه.

بستگی داره تو صور اشکالی که در قوه خیالت اینش-- اینجا انشا می‌کنی چی باشه.

خودت همینجا می‌تونی بسنجی از خوابات چون صور اشکال داخل قوه خیال تو خواب رژه میره.

به چی فکر می‌کنی؟

به چی دائما توجه داری؟

قوه خیالت چی به تو نشون میده؟

اون صور اشکال چی‌ان؟

محاکات از چی دارن؟

همونا صورت عینی اونور پیدا می‌کنن برای بهشتی.

البته برای جهنمی‌ها هم همینطوره ها.

منتها با اونا فعلا کاری نداریم.

چون اینجا قوه خیال پاکه عینا صور اشکال هرچی فکر می‌کنه از معارفه، از حقایقه، از قدسیاته، از علمیاته، از نوره، از حرمه، از سجاده‌ست، از ذکره، از حقایق عالیه است.

دلتنگ امامش، دلتنگ اربعینه، کربلاست، هیئته، جلسه.

همش مؤمن می‌بینه کیف می‌ب-- کیف می‌کنه.

عالم می‌بینه کیف می‌کنه.

خب؟

اصلا این شکلی شده.

هرچی اونجا قوه خیال انشا می‌کنه میل دلشه.

میل دل.

باید مراقب میل دلمون باشیم که این کجا خودش رو نشون می‌داد؟

کی یادشه توی بحثی یه شبی رو گفتیم مشخص میشه میل دل‌ها.

لیلة الرغائب.

آفرین به خواهرها.

الرغائب، رغبت‌ها.

شبی که رغبت‌ها خودش رو نشون میده.

آدم‌های راغب معلوم میشن اون شب.

خیلی مهمه الان ربطشو می‌فهمین.

کسی که صور قبیحه تو قوه خیالش داره اصلا لیلة الرغائب رو درک نمی‌کنه.

درست شد؟

حالا آقا من میلم تا این حد بود.

نقص داشتم.

ما که کامل نیستیم.

نفس ما ناقصه.

درسته؟

کامل نیستیم.

به اون شدت لازم نرسیده.

ضعف داره.

خب این نفس به میزان اميال خودش صور اشکال انشا می‌کنه.

برای خودش یه محیطی رو انشا می‌کنه، یه باغی رو، یه بوستانی رو، رفیقی رو، همراهی رو و، و، و، و.

اما تو قرآن می‌فرماید "ولدینا مزید".

خدا میگه زیادی‌هاش لدینا پیش ماست.

اون زیادی‌ها رو اینجا داره بیانش می‌کنه پیامبر.

تو این بازارچه در حقیقت منش ظهور داده میشه به اهل ایمان.

چیکار می‌کنه خدا؟

دوباره بخونم "إن في الجنة سوقا يباع فيه الصور".

فروخته میشه اونجا تو اون بازارچه چی؟

صورت‌های انشایی نفس.

خب من که باید نفس خودم انشا کنه.

نه چون تو ضعیفی، من ضعیفم.

نمی‌دونم چه صورت درست حسابی انشا کنم.

خدا میاد به کمک.

لذا می‌فرماید و سوق اون بازارچه عبارتند از لطف الهی.

لطف الهیه صورت‌ها بهت نشون میده.

میگه رفیق یا رفیق لا رفیق له.

به خدا بگی بعد اونجا بهت میگه رفیق حواست باشه این صورت‌ها هم هست.

این‌ها رو انشا کن.

صورت حسین انشا کن.

صورت زهرا انشا کن.

صورت علوی انشا کن.

حسنی انشا کن.

ولوی انشا کن.

به تو نشون میده.

تو هوا می‌کنی.

الله اکبر!

آخه چی بگم من از این خدا؟

یکی بیاد ما رو از دست این لطف خدا نجات بده.

بیچاره کرده ما رو.

به تو صورت نشون میده میگه میل کن، میل کن خوشت بیاد حالا انشا کن.

الله اکبر!

آخه چی بگیم ما؟

این تازه امضا-- حالا همه این‌ها چرا؟

چرا خدا بازارچه صورت راه میندازه؟

چون می‌بینه تو قدرتشو داشتی و داری اینو انشا کنی با نفست.

بلد نبودی.

کلاس.

کلاس میذاره اونجا بهت آموزش میده.

الله اکبر.

خدایا کمک کن همین رو یه وقتی با سرش کنیم.

اون وقت همتون مثل من منقلب میشید نه فقط بعضیاتون.

ای خدا!

الذي هو منبع القدرة على اختلاف الصور بحسب المشيئة ونيلها بالحص.

این اختلاف صور به حسب خواستن‌هاست.

گرایش نفسه.

لذا به اون رو حس می‌کنه.

هم به اون سمت میره و حسش می‌کنه.

حالا [مکث] سبحان الله و في الحديث القدسي.

خدایا بذار من بگم دیگه حالا منو خراب نکن.

يا ابن آدم خلقتك للبقاء.

تو رو برای بقا آفریدم پسر آدم.

و أنا حي لا أموت.

من زنده ام که نمی میرم.

أطعني فيما أمرتك به اطاعت کن در اون چیزی که من به تو امر کردم.

دو تا خواسته بیشتر من خدا از تو ندارم.

أطعني فيما- امر تو کرده اطاعت کن اون چیزی که امر، امر کردم.

گفت [دیالوگ عربی] همون چیزی که نهی کردم [دیالوگ عربی] رهاش کن دیگه.

بعد چی میشه؟

می‌دونی من با تو چیکار می‌کنم؟

و این کارو با تو کردم تو خبر نداری.

[دیالوگ عربی] سبحان الله.

اونایی که میگن خدا مثل نداره شرک نگید.

[دیالوگ عربی] اونجا که قرآن میگه [دیالوگ عربی] رو عارف عربی یه جور دیگه بیان کرد.

گفتیم تو جلسات پیش برید ببینید اون چه-- معناش چی میشه.

من تورو این چنین قرار میدم [دیالوگ عربی] مثل خودم.

تو هم [دیالوگ عربی] تو هم حی و هرگز نمی‌میری.

[دیالوگ عربی] می‌دونی من کی‌ام؟

و هرچی بگم باش کن [دیالوگ عربی] در جا می‌باشد.

سبحان الله.

[دیالوگ عربی] و هر چیزی که تو رو به اون امر کردم ، حالا [دیالوگ عربی] تو هم مثل خودم قرار میدم [دیالوگ عربی] وقتی تو بگی [دیالوگ عربی] به هر چیز بگی [دیالوگ عربی] سبحان الله.

چرا ما اینو اونور ببینیم؟

یه دفعه کب کنیم عجب عالمه، بعد دل خوش به اونجا کنیم.

همون بهشت نازله رو اینجا پیاده کن برای خودت که اونجا ارتقاع بدن.

دیگه اینا برات چیپس و پفک شده باشه.

اگر اون عارف به الله، اگر اون عارف واصل این حرف‌هایی که شب جمعه عزیزم دست بالاشون رو خاک پاشم در ارتباط با بنده زد، یه دونه‌شو بنده قبول ندارم.

واقعاً به حرمت عالم بودن و سید بودن و اینکه من واقعاً ایشون رو وجود زیجود و پربرکتی می‌دونم.

چه هدیه‌هایی از حضرت امام خمینی دارن.

حضرت حجت الاسلام سید عبدالله حسینی شب جمعه اینجا بودن.

لباس تنش رو، لباس زیرش رو حضرت امام به ایشون هدیه کرده.

عمامه‌ش رو حضرت امام گذاشته.

کلاس شعرا و مشاعره اینا رو ایشون با رهبر راه انداختن.

چه جلسات بحثی با حضرت علامه داشته ایشون.

همین آقا شب جمعه اومد اینجا.

یه سری گفتن اِ حاجی نیست ما نمیایم.

متأسفانه خودشون محروم کردن.

چند هزار نفر شیعه شدن به دستش.

کتاب‌هاشو ببین به زبان خارجی.

اصلاً علت که از خارج از کشور میان هیئت ما صوت‌های که از بنده، ایشون به زبان انگلیسی ترجمه کرد فرستاد تو کاربرای بین کاربرای خارج از کشور.

خودش فرمود که شصت هزار کاربر رو ارائه داد.

خب؟

ایشون حالا اون مطالبی که-- و اینا رو گفتم که به خدا این که جسارت به- مقام شامخ ایشون نشه.

بنده خودم کوچیکی ایشون می‌دونم اما اون فرمایشاتی که ایشون اول صحبت در خصوص بنده داشتن یه دونش رو بنده در خودم نمی‌بینم آقا نمی‌بینم.

عارف واصل و شیخن کامل و اینا در حالی که دست ایشون رو می‌بوسم.

خب آیت الله فلان و...

اما می‌خوام به شما عرض کنم که حالا چی شد که حرف یاد این افتادم؟

اون عارف واصل اینو داشتم می‌گفتم.

اون ولی خدا رفیق غار حضرت استاد که شب‌ها تا صبح با علامه می‌نشستند در یکی از کلمات هزار و یک کلمه حضرت استاد ایشون نامه‌ای به حضرت استاد می‌ده دیدید؟

آخرش هم رمزی با حدود کسری علوم کسری با رموز کسری خودشو معرفی می‌کنه.

من اون رو درآوردم اسمشو نوشتم براش به من پیام داده بود گفتن شما فلانی هستی تعجب کرد.

ایشون روز تشییع امام توی قم چی فرموده بودند؟

پیامی که به بنده داده بودند از سو-- حالا اون آخرش، آخرش گفته بودند که خ-- اگه کسی این رجال غیبی که اومدن تو تشییع فقط ببینه دستشو به دست اینا بده اول اذان ظهر این اتفاق میفته.

اذان ظهر تموم نشده که کربلائه.

خب اینجا همینجا بله من این که بلد نیستم طی الاساس هم می‌فهمم چیه؟

همین فقط دستمو بدم به یه ولی خدا آنم کربلائم.

بله این نفس تو هم این سیر رو می‌کنه آقا شوخی نیست.

اینطور نیست که بگی خب اگر نفس تو این قدرت رو نداشته باشه تو مثل یه تیله‌ای کف دست این آقایی برد می داره می‌بره.

نه.

اگر نفس تو این ربوبیت، این قدرت، این اقتدار رو نداشته باشه نمی‌تونه تو رو سیر بده.

[مکث] حالا یادم افتاد.

[نفس عمیق] فکر کنم یه جلسه رو ما با همین فرمایش شروع کردیم و اشک‌ها جاری شد و اینا.

یادتونه یه نامه‌ای از خدا میاد برای کسی که از دنیا میره؟

یادتونه؟

در تفسیر جلد پنج و هفت ملاصدرا در فتوحات اگه اینجا نوشته باشم سندشو، فتوحات یادم بود تو ابن-- فتوحات ابن عربی اینجا همراهمه دیدمش.

بله.

تو علم یقین هم اینجا سند هم زدم مثلا.

علم اليقين جلد دو صفحه هزار و شصت و یک.

مال همین ملا محسن.

اونجا فرمود وقتی بنده مؤمن از دنیا میره خدا یه نامه بهش میده.

این نامه چی بود یادتونه؟

از داره، به داره، عنوان داره اما بعد؟

موضوع.

آفرین به شما.

من الحي القيوم.

خدا داره میگه این نامه به تو بنده من که از من اومده که چی؟

از الحي القيوم الذي لا يموت.

حياته تفور اصلاً همه حیات از منه و همه به من قائمن.

من قيوم همه ام که هیچ‌وقت نمی‌میرم.

خب؟

از اینه.

الذي لا یموت.

به کی؟

إلى الحي القيوم الذي لا یموت.

به تویی که تو هم حی و قیومی دیگه از اینجا به بعد و هیچ‌وقت نمی‌میری.

نامه خدا به بنده‌ش.

آماده‌این برای اخذ این نامه؟

حالا اما بعد الله اکبر.

فإنی أقول لشيء ان کن فيكون.

بنده حواست باشه تو نامه‌ش به من و شما لحظه موت میگه حواست باشه همینطور که من به هرچی میگم باش درجا می‌باشد و قد جعلتک تو رو هم اینطوری جعل کردم و قرار دادم که تقول لشيء ان کن فيكون و هرچی بگی باش درجا می‌باشد.

حالا اونجا چیو میگی کن؟

به چی کن؟

این کن تو، کن ایجادی تو به چی تعلق می‌گیره؟

به تمایلاتت، به تعلقاتت.

مراقب تمایلات، میل دلت و تعلقاتت باش.

فقال پیغمبر فرمود فلا يقول أحد من أهل الجنة لشيء هیچ‌کس در بهشت نیست مگر اینکه به چیزی بگه کن.

یعنی هیچ‌کس در بهشت نیست مگر اینکه به چیزی تا گفت کن إلا و یکون درجا می‌باشد.

سبحان الله.

این قدرت نصب هست یا نه؟

حالا ما از فرمایش ملا محسن تقریباً اگه حالا فقط عربیشو در نظر بگیریم یه صفحه و نصفی گفتیم دو، سه صفحه دیگه مونده.

مجبوریم یه جلسه دیگه داشته باشیم.

چقدر وقت داریم تا اذان؟

یک رو؟

آره؟

یک رو به اذانه؟

همه مطالبی که ما از کتابا آماده کرده بودیم موند که.

خب این کتاب کلماتو بیار بعد از کلاس عکس بگیرید.

کلمات مکنونه ملا محسن فیض.

همون کتابی که ما عرض کردم خدمتتون اربعین، کتاب همراه ما بود با دوستانمون که همین هیئت می‌رفتیم هر منزلی می‌نشستیم از این کتاب براشون می‌خوندم، توضیح می‌دادم.

یادش بخیر.

خب چه بسا بعد-- البته بعضی ما رو مسخره می‌کردن اون موقع که الان دیگه نیستن تو جمع ما.

خب من دو تا صلوات از شما بگیرم.

اونایی که-- یا باید الان اینا رو بگیم یا هدیه رو تقدیم کنیم.

چون اینا ادامه اون مبحثن محکم‌کاری می‌کنه.

اما خب می‌تونیم جلسه بعد هم بگیم.

اگه کسایی می‌خوان الان ما نکته‌هایی رو از اتحاد عاقل وعول حضرت استاد و فتوحات ابن عربی و اشارات شیخ الرئیس و عین ناز-- عین النزاخ آقای جوادی و گنجینه گوهر روان علامه حسن زاده.

ع در تطمه این مبحث حرفی بزنیم صلوات بفرستن بلند.

[صدای جمع] من جوابمو گرفتم [خنده].

و اونایی که هدیه میخوان صلوات بفرستن.

[صدای جمع] تازه اینجا هم نکاتی رو دست نوشت همه آماده کردم هیچ کدومشو نشد بگم.

خدا ما رو ببخشه.

خب هدیه‌امون رو تقدیم کنیم.

توکل به خدا.

ببینید عزیزان تند تند بگم که برسین دیگه.

ما ، یه روزی در خصوص ربط وجودی صحبت‌هایی ما کردیم با شما.

نمیدونم یادتون باشه یا نه.

ربط وجودی.

هر کسی یه ربطی با یکی از اهل بیت علیهم الصلاة والسلام داره.

یادتونه؟

البته تو چند جای مباحث ما تو خیلی جاها گفتیم اینو هر جا یه رد پا گذاشتیم.

تشنه‌تون کرده.

این خوبه، این تشنگی‌ها خوبه.

بازم امروز تشنه‌تون میکنیما.

ولی خب حالا حداقل یه روششو میگیم.

خیلی مهمه که انسان چه ساعتی به دنیا آمده، چه روزی، چه ماهی و چه سالی.

ح و یکی از مهماتش ساعتیه که به دنیا میاد.

حالا هم در ایجاد نطفه، لحظه برقراری نطفه که چه ساعتیه دستورات داریم حواستون باشه که تعلق خاطر به بچه میده هم در لحظه به دنیا آمدن.

ما قبلاً تو همون احراز و عوضات فکر می‌کنم ساعاتی که متعلق‌اند به اهل بیت رو گفتیم، توضیح دادیم.

دوست داشتید هم می‌تونید احراز عوضات رو گوش بدید هم می‌تونید تو مفاتیح الجنان شیخ عباس آورده.

ساعات اهل بیت البته ساعت شصت ثانیه منظور شصت دقیقه نیست.

بعضی از ساعت‌های اهل بیت چهار ساعتیه بعضی‌هاش یه ربع‌ست.

این شکلیه.

مهمه اون لحظه اگر شما مثلا ساعت امیرالمؤمنین به دنیا اومدی ربط وجودیت با مولاست.

روزها هم این‌چنینه.

هر کدوم از روزهای هفته متعلق به یکی از اهل بیت‌اند.

شنبه پیغمبره، یکشنبه امیرالمؤمنین، حضرت زهراست همینطور تا جمعه که امام عصره.

مهمه تو چه روزی به دنیا اومدین و ماه و سالش هم که مهمه هر کدوم از ماه‌های سال متعلق به یکی از اهل بیت‌اند.

سال هم که روش محاسبه داره و مقداری سخته.

اونو هر کسی بلد نیست.

[سرفه] شاید یه روز انشاالله به شما عرض کنیم.

حالا من، بله؟

هر دوتاش، هر دوتاش تاثیرگذارن.

حالا من فعلاً اولا شمسی‌شو به شما بگم چون بالاخره ما با شمسی الان تو کشورمون کار می‌کنیم.

تند تند بگم بنویسید وقت نیست.

بعد روششو به شما میگم.

پیغمبر [مکث] از اول شروع کنیم.

پیغمبر تو چه ماهی به دنیا اومده؟

کی میدونه؟

نوامبر.

نه، نه شمسی گفتیم نوامبری.

خرداد.

خوش به حال خردادی‌ها.

خردادی‌ها خیلی خاصن.

حالا یه وقتی یه گرده‌ای باشه من در خصوص خصوصیات ماه‌ها با شما حرف بزنم.

نه اون که طالع بینی هندی و این چه اراجیف چرت و پرت‌ها میگن اونا نه.

بر اساس احکام نجومی، بر اساس سلسله مباحث نجومی، ربط کواکب با زمین و خلقت بشر و اینا.

خب انقدر حرف‌ها داریم تو سیر روح بخاری و سر مکنون می‌خواستیم همین مبحث رو ادامه بدیم تا چهل جلسه.

اینقدر مسخرمون کردن لوله بخاری، لوله بخاری اومد اینا ما هم جمعش کردیم.

[نفس عمیق] خب پس پیغمبر عزیز عالم خرداد.

مولا علی جانم به مولا، ماه مهر .

جانم به حضرت زهرا.

ربط وجودی‌های با حضرت صدیقه شهیده، تک‌ان، تک‌ان خیلی هم کم‌ان.

فروردین ماه.

[نفس عمیق] امام حسن قربونش بریم ماه من، اسفند.

[نفس عمیق] امام حسین فدایش بشیم، دی.

حالا هرکی که یهو گل از روش میشکفه معلومه تو چه ماهیه.

من میگم نگاه می‌کنم آها اینو [خنده] امام سجاد فداش بشیم، آبان.

زین العابدین.

امام باقر صلی الله علیه دورش بگردیم، اردیبهشت.

امام صادق صلی الله علیه خاک پاش بشیم الهی، خرداد.

خردادی‌ها تا الان، تا اینجا چند تا شدن؟

دو تا.

پیغمبر و امام صادق.

امام کاظم قربون اسمش بریم، آبان.

امام رضا.

جانم امام رضا.

قربون اون اسمت برم.

قربون زائران حرمت.

چقدر دلتنگش.

نسراب امام رضا بالاخره سر سفره‌شیم همسایه‌شیم یه صلوات بفرستیم.

اللهم صل على محمد و آل محمد به خدا قربون اسمش، قربون حرمش، قربون سنگ و چوبایی که اونجان، قربون...

من تو حرم گاهی راه میرم رو این سنگا میگم ببخشید پامو میذارم رو شما.

کاش من شما بودم.

این سنگای حرم، حرم امام رضا.

حالا قربون این مشهدی‌ها بریم ما.

آقا این مشهدی‌ها.

به خدا که حالا من می‌ترسم از گفتن بعضی مسائل و خدا همه رو حفظ کنه از انحرافات God forbid انحرافات در مسیر عرفان.

خدا در حق هم دعا کنیم باید مواظب- واقف به هم باشیم.

اما خب من خیلی توسط عزیزانی که مرتبط‌اند با شهرهای مختلف هم، هم ادمین‌های کانال‌ها هم اونایی که مرتبط‌اند با گروه‌های شهرهای مختلف که انشاالله یه پویشی انشاالله در آینده با اون عنایتی که از تعلّامه به ما پارسال داشتن و متوجه‌مون کردن بهتون گفتم راه می‌ندازیم انشاالله متصل بشن اینا هم به هم یا زهرای کل کشور حتی خارج از کشور انشاالله به فضل الهی.

بعد مطلع شدم اینو به اغراق نمیگم واقعا متوجه شدم اینو دیدم رسیدم چشیدم متوجه شدم که هیچ کدومشون دقت نظر مشهدی‌ها رو در حقایق و معارف نداشتن در فهم حقایق.

اما این خطر هم هست که کسی که غرق در آبه، غرق در نوره باز بگه آب، آب مثل ماهیه در آب نفهمه تو آبه.

بعد خدایی نکرده دقت کنید کنار امام وجود مستقل به کسی بده.

کنار امام رضا بگه شیخ ابوالزهرا.

وای به حال اون.

هرکی میخواد باشه.

این، این خطر داره.

یعنی شیطان برای اون مشهدی‌ها از این راه میاد.

غافلشون کنه از امام رضا متوجه‌شون کنه به این شیخ بی‌سروپا، بی لاقبا.

توجه کردید چی میگم؟

وجود مستقل بده این شکلی.

یه وقت خدایی نکرده زبانم لاله تو سرم بخوره شأن امام به امثال بنده دادن.

بعضیا متاسفانه این انحرافات رو پیدا می‌کنند.

شأن امام رو به ماها ندید.

ما تفاله‌ایم.

بنده یه تفاله‌ایم تو این مسیر خدا شاهده.

حالا بگذریم وقتم نیست.

اذان میده بعد هدیه‌مون می‌مونه جلسه بعد شما ما رو تفو لعنت می‌کنید.

جلسه جگر بزنی و اینا می‌مونه.

آقای شما ما رو نگیره.

تا کدوم امام رفتیم؟

[همهمه] قربون امام رضا برم.

کدوم ماه بود؟

دی.

دی نه همین تنها [همهمه] امام، امام حسین[همهمه] هم دی بارک الله آفرین.

امام حسین هم دی.

دو تا شد.

امام جواد سلام الله علیه.

سومین امام که در خردادن.

خرداد.

ببین خردادا چه خاص‌اند.

چه کسایی در خردادن.

همه‌شون قطبن.

امام هادی جانم یا هادی المضلین.

اسفنده.

با امام حسن.

منم اسفندم.

امام عسکری قربونش بریم.

آذر.

امام زمان.

دیگه چی بگیم؟

چی بگیم؟

بال و پر باید بریزیم جلوی اسمش.

خوش به حال اونایی که تو این ماهن.

مرداد.

بله.

چند تا ماه موند؟

درسته؟

[همهمه] خب اونا رو چیکار باید بکنیم؟

باشه طلبتون؟

[خنده] که اونا چی میشه قصه شون؟

الان نمیشه، اونو بحث می‌خواد.

وقت نداریم.

من هنوز هدیه‌مو تقدیم نکردم آخه.

خب؟

این تا اینجا.

اصلاً اینکه شما ربط وجودیتو پیدا کنی به چه درد می‌خوره؟

چند جا ما اینو گفتیم.

یکیش اینه که اصلاً پرونده شما دست اون آقاست، دست اون امامه، دست اون معصومه.

شما نجواتو با اون کن، توسلتو با اون کن، ربط وجودیت با اونه شوخی نیست.

شما به اون نزدیک بشی به حق بیشتر نزدیک میشی.

میون بر شماست.

با چه زبونی بگم؟

بعد تازه در، در علم به زبان حالت در عین ثابتت کمکت می‌کنه.

اون اسم یا غنی، یا مغنی، اسم الظاهر اونا چه آثاری داشت؟

همه اون‌ها رو جمع کن تو توجه و توسل به این عزیزی که ربط وجودی بهش داری.

یعنی کارتو جلو میندازه.

این چجوری بگم؟

رفیق راهته.

يا رفیق من لا رفیق له اون رفیق راهته.

درست شد؟

خب چیزای کمی گفتم الان تازه یه بخشی‌ش رو گفتم خیلی راجع، خیلی آثار دیگه‌ای داره که یه وقت دیگه چون می‌خوام هدیه رو تقدیم کنم.

خب حالا این ربط وجودی رو من چگونه پیداش کنم؟

نقطه سر خط.

چند تا راه داره که ما اگه بودیم صبر کنید هی می‌پرسیدین صبر کنید.

یکیشو امروز عرض می‌کنم به لسان این حالا سینه به سینه است.

البته یک عزیز از خادمان هیئت یه فیلمی رو از یکی از عرفا از آستاد باقر حکیم برای بنده فرستاده بود.

همینو داره میگه خیلی با ترس و لرز برای یه عزیزی داره میگه.

حالا، خیلی برام جالب بود اینو از کجا گیر آورده؟

زیرخاکی بود این فیلم.

اما در هر حال این سینه به سینه به ما رسیده ما هم به سینه شما اینو انتقال میدیم.

شمام خواهش می‌کنم دست بال شما یا زهرایی‌ها رو می‌بوسم به حق این پرچم که داره گردن شما حق میاره مطلقا به عهدی جز کسی که کاملا بشناسیدش و ظرفیتش رو داشته باشه نگید.

به همسرانتون بگید.

دیگه بعد از اون دیگه احتیاط کنید.

اون چیه؟

در شب‌های خاص مخصوصا لیلة القدر به ترتیب میگم لیلة القدر بهترین شبه.

شب‌های جمعه و شب‌های تولد‌های اهل بیت، موالید اهل بیت.

این شب‌های خاص، نورانی‌اند.

ایام الله یعنی لیالی.

میری یه جا خلوت هیچکس نباشه.

دو رکعت نماز می‌خونی بعد از نماز تسبیح دستت می‌گیری.

خیلی هم سخته حال فکر نکنید به آسونی اتفاق میفته.

خب؟

وقتی هم باشه که مزاجت معتدل باشه، سرحال باشی، نشاط داشته باشی، نه تو قبض و حال بد و اینا نه، اصلاً این کارو نکن چوب می‌خوری.

حال خوش وقتت درست حسابی کسی منتظرت نباشه، مزاجت سرحال باشه.

بعد دو رکعت نماز می‌خونی، تسبیح دستت می‌گیری شروع می‌کنی صد تا صلوات برای پیغمبر می‌فرستی.

بعد صد تا صلوات برای امیرالمؤمنین می‌فرستی.

صد تا صلوات برای حضرت زهرا می‌فرستی.

صد تا صلوات برای امام حسن همین‌طوری تا امام عصر.

سر هر کدوم از ائمه معصومین علیهم الصلاة والسلام این ذوات مقدسه که شما ربط وجودی باهاش داری بغض گلوتو می‌گیره.

نمی‌تونی دیگه صلوات رو ادامه بدی.

حتی احتمال این هست که منفجر بشی، منقلب بشی، اشکت جاری بشه، گریه ات بگیره.

این راهه یکی از بهترین راه‌ها که عرض کردم مال همه نیست.

بعد از سی و پنج سال من دارم اینو میگم به رفیقام که آقا مهدی که اون دم در وایساده از خادمین هیئته دعا کنید اینا رو.

به من امروز گله می‌کرد میگفت افتخار ما خدمت به مهموناست.

اما حاجی ما هیچی نمی‌فهمیم از مباحث.

یه جلسه خصوصی هم برای ما بذار.

چشم.

اینا هم دعا کنید.

اینا می‌تونن اقرار کنن که ما بعد از سی و پنج سال به این حرفا افتادیم.

اینا هنوز موت تو صورتشون نبود.

خودم هم تازه موت تو صورتم در اومده بود بعضی از این‌ها رو و ما اون موقع بهشون می‌گفتیم که ما یه حرفایی برای شما داریم مال بیست سال بعده.

اینا جدی-- اصلا می‌خندیدن به این حرفای من.

فکر می‌کردن من دارم قلوب می‌کنم.

الان دارم می‌ریزم بیرون دیگه براشون.

حیف که نیستن هزاران هزار نفر که با ما بودن نیستن این حرفا رو بشنون.

حالا پس این یک راه برای پیدا کردن ربط وجودی.

یه چیزی طلب‌تون موند چند تا روش دیگه هست اونا طلب‌تون.

فرصت هم ندارم بگم و اینکه اون ماهایی که هیچ امامی توش به دنیا نیومدن اون‌ها قصه‌شون چی می‌شه؟

این‌ها طلب‌تون باشه تا انشاالله جلسات بعد.

خب دعا کنم و آقا مهدی یعقوبیان که نماینده اجرایی بنده تو هیئت یا زهرا هستن و مدیر کانال شجره طیبه، [نفس عمیق] ایشون دو سه دقیقه باهاتون صحبت دارن.

دو تا دعا کنن.

خدایا تو رو به آبروی حضرت صدیقه شهیده صاحب این بیرق و این هیئت قسمت می‌دهیم دست ما رو محکم تو دست امام زمانمون قرار بده.

God.

خدایا تعلق خاطر ما رو به اون عزیزی که ربط وجودی ما با اوست بر ندار.

God.

چون پرونده عمل ما الان دست اونه.

خدایا هرچی تو این جلسه ما اعطا کردی به رهبر عزیزمون، به دوستامون، به زن و بچه‌مون، به رفیقامون، به فامیلمون، به همه اهل ایمان، به پدر و مادرامون، اجدادمون، اونایی که رفتن و حتی نسل بعدمون به همشون اعطا بفرما.

God.

اللهم اغفر وارحم من يقرأ الفاتحة ما الصلوات [outro jingle]