ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 071

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آداب حضور در جلسهٔ معارف

توقع دارم مانند دیشب، جلسه بسیار خوب و وزین برگزار شود. خادمانی که ثبت‌نام کرده‌اند جلو بنشینند و دیگران هر جا مایل‌اند بنشینند. سلام‌وعلیک‌ها را بگذارید برای انتهای جلسه؛ حتی اگر کسی در میان جلسه وارد شد، بدون برهم‌زدن نظم جلسه بنشیند. بچه‌ها را هم تا حد امکان آرام کنید.

ان‌شاءالله حدود نیم ساعت در خدمت شما خوبان هستیم. جانتان را در اختیار این آیات و روایات و نورانیت بحث قرار دهید.

پیش از آنکه بحث را شروع کنم، چند تذکر عرض کنم.

اهل سحر و طهارت باشید

نخست اینکه سعی کنید ان‌شاءالله اهل سحر و اهل طهارت باشید. هرچه عزمتان جدی‌تر باشد، به‌خصوص هرچه بیشتر از سحر برای فهم این حقایق کمک و مدد بگیرید، بیشتر به حالتان کمک می‌کند.

چقدر ما در خانهٔ خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام گریه کرده‌ایم، سوخته‌ایم و فریاد زده‌ایم که: «این را می‌خواهم، آن را می‌خواهم، این بیماری را از من بگیر، آن چیز را به من بده.» آیا یک بار شده است در خانهٔ اهل‌بیت علیهم‌السلام فریاد بزنیم، بسوزیم و اشک بریزیم که چرا حقایق را نمی‌فهمیم؟ چرا بعضی از معارف در ذهن ما جای نمی‌گیرد؟ چرا عقل ما ورزیده نیست؟ چرا برای این نسوخته‌ایم؟

بیایید شیوه‌مان را عوض کنیم. یک بار به حرم امام رضا علیه‌السلام برویم، ده بار به حرم امام رضا علیه‌السلام برویم و هیچ نخواهیم جز فهم معارف. مگر حقیقت همین نیست؟

«وَلا غَيْر»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جز این نیست.

بقیه بازی است. برای این حقایق بسوزیم، گریه کنیم، خواهش کنیم، سحر برخیزیم و برایشان احترام و ارزش قائل شویم.

بزرگانی مانند علامه حسن‌زاده آملی رضوان‌الله‌علیه این‌همه بر ادب در محضر درس تأکید می‌کردند. این سخن ما نیست؛ آن بزرگان به‌سبب وزانت معارف، عظمت حقایق و شأن کلاس درس و بحث چنین ادبی را رعایت می‌کردند. اینجا کلاس دنیا نیست؛ کلاس معارف است.

وقتی از دو زانو نشستن سخن گفته می‌شود، منظور این نیست که الآن ناگهان همه دو زانو بنشینید؛ مقصود ادب است. دو زانو نشستن یک مصداق از ادب است؛ یعنی بی‌اعتنا نباشید، بی‌ملاحظه تکیه ندهید و برای معارف و برای کسی که می‌خواهد از این معارف استفاده کند ارزش قائل شوید.

پس از سحر استفاده کنید و با طهارت بیایید. می‌توانید پیش از آمدن یک دور تسبیح استغفار بگویید و ذکرهایی را که عرض شده انجام دهید.

ذکر در مسیر جلسه

وقتی با خانواده و با ماشین به جلسه می‌آیید، همهٔ خانواده با هم آن نوزده «بسم‌الله» را بگویید و آن چهارده «یا واسعه» را نیز بگویید؛ سپس اثر و برکتش را ببینید.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

«يَا وَاسِعَةُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای گسترده و فراگیر.

تأثیر حال شاگرد بر گوینده

نکتهٔ بعد این است که نحوهٔ حضور شما در اینجا، در انشراح قلبی گوینده و کسی که به‌ظاهر معلم شماست تأثیر می‌گذارد. هرچه تشنه‌تر باشید و جان و وجودتان عطش بیشتری داشته باشد، اثر بیشتری خواهد داشت؛ زیرا حقیقت علم از ملکوت نازل می‌شود، تنزل پیدا می‌کند و در سرشت و جان شما می‌نشیند.

ما فقط وسیله‌ایم. خود من هم همین‌طورم. جان همهٔ ما در حال تغذیه است. آن علم نیز، همان‌طور که پیش‌تر گفته‌ایم، نور است. در بیان علامه حسن‌زاده نیز بر نوربودن علم تأکید شده است. علامه ذوالفنون حسن زاده آملی +1

هرچه شما آماده‌تر باشید، می‌بینید زبان گوینده روان‌تر می‌شود و شرح صدر او بیشتر می‌گردد. بعد می‌بینید گوینده گویی در جان شما نگاه می‌کند و همان طلبی را که در شماست بیان می‌کند.

در آن هنگام می‌بینید اصلاً گوینده خود شمایید؛ شما طلب می‌کنید. گوینده طلب موجود در جان شما را می‌یابد؛ خدا آن طلب را به او القا می‌کند و او آن را برای شما بیان می‌کند.

باز می‌بینید گوینده تویی، شنونده تویی؛ همه‌چیز تویی. همه‌چیز جان است، همه‌چیز نفس است. اینها از حقایق کلاس‌های درس معارف است. این کلاس مانند کلاس‌های معمول دانشگاهی نیست.

اگر می‌گوییم نمره می‌دهیم و امتحان می‌گیریم، اینها برای آن است که اهمیت کار حفظ شود؛ اصل مسئله، تغذیهٔ جان و سرشت انسان است.

معارف دشوار را پس نزنید

نکتهٔ سوم اینکه مطالب را پس نزنید. می‌دانم بعضی از مطالبی که مطرح می‌کنیم پیچیده است. من همهٔ آنها را مزه‌مزه می‌کنم و الحمدلله خدا لطف کرده است که تا حدی آنها را نرم‌تر و رقیق‌تر کنم و از آن غلظت، پیچیدگی و دشواری بکاهیم تا در کام شما قرار گیرد.

اگر بعضی از مطالب اکنون پیچیده است، بعداً این گره‌ها باز می‌شود. صبور باشید.

اگر مطلبی را می‌شنویم و برایمان دشوار است، مشکل به ما برمی‌گردد؛ اینکه چرا پیش‌تر این سخنان را نشنیده‌ایم. مشکل در وجود ماست که با این معارف مأنوس نبوده‌ایم.

بعضی می‌گویند: «این حرف‌ها اکنون به چه درد ما می‌خورد؟ مثلاً بحث گناه‌شناسی بگذارید؛ ما گرفتار گناهیم.»

این یعنی انسان تا چه اندازه سطح خود را پایین بیاورد؟ گناه امری است که بسیاری از پایه‌هایش فطری است. کدام‌یک از ما فطرتاً نمی‌دانیم دروغ بد است؟ نمی‌دانیم غیبت بد است؟ آیا نسبت به اینها علم نداریم؟ همهٔ ما در این زمینه آگاهی داریم. همه می‌دانیم گناه چیست؛ بارها دیده‌ایم، شنیده‌ایم و خوانده‌ایم.

آنچه نشنیده‌ایم، ندیده‌ایم و به ذهنمان نخورده است، این حقایق و حکمت‌هاست.

به تعبیر یونانیان، این «فلسفه» است و به تعبیر ما اهل مکتب و دین، حکمت.

حکمت و عرفان؛ معارفی که کمتر شنیده‌ایم

و به تعبیر ما اهل مکتب و دین، حکمت و عرفان است. اینها چیزهایی است که ما نشنیده‌ایم و پیش‌تر به ذهنمان برخورد نکرده است. عقل ما ورزیده نیست و به همین دلیل گاهی این معارف را پس می‌زند.

اما گناه‌شناسی مسیر روشن‌تری دارد. می‌توان کتاب اخلاق سید عبدالله شُبّر را خواند و دید در این حوزه چه مباحثی مطرح شده است. Al-Shia +1 می‌توان گناهان کبیره شهید دستغیب را خواند؛ گناهان را به‌صورت مبسوط بررسی کرده است. یا معراج السعادة مرحوم ملا احمد نراقی را مطالعه کرد که مباحث اخلاقی را به‌خوبی توضیح داده است. CiNii +1 این کتاب‌ها نیز برای عموم قابل‌فهم‌اند. این سیر مطالعاتی را می‌توانید برای خودتان داشته باشید.

البته در دل همین بحث‌ها نیز به جاهایی خواهیم رسید که ناگزیر باید برنامهٔ سیر مطالعاتی ارائه کنیم؛ وگرنه کار پیش نمی‌رود. یکی از آنها مطالعه دربارهٔ موانع رشد و سیر و سلوک خودمان است؛ مانند همین بحث گناه‌شناسی.

اما تا نفس خودمان را نشناسیم، تا جان خودمان را نشناسیم، همین سیر مطالعاتی هم چندان به کارمان نمی‌آید و چه‌بسا خسته‌مان کند. بگذارید اندکی از خودمان سر دربیاوریم؛ از درون خودمان خبر بگیریم و این دفینه‌های وجودی را بیرون بیاوریم. ببینیم چه گنجینه‌ای در درون ما نهفته بوده و ما از آن بی‌خبر بوده‌ایم. آن‌وقت متوجه می‌شویم از کجا باید آغاز کنیم و به کجا باید برسیم.

ضرورت حفظ یک سیر مطالعاتی منظم

یک بار سوار ماشین یکی از دوستان خوبمان بودم. یک بحث قرآنیِ کارشناسی‌شده و بسیار خوب در حال پخش بود. بحث زیبایی بود و بعضی از مطالبی که گفته می‌شد، نکاتی بود که خود من پیش از آن به آنها توجه نکرده بودم.

پرسیدم گوینده کیست و ایشان معرفی‌اش کرد. پیشنهاد شد که اگر دوست دارم آن مجموعه را برایم تهیه کنند تا گوش بدهم. گفتم: نه. اینکه من از این بحث خوشم آمده، دلیل نمی‌شود الآن بروم و آن را دنبال کنم. من به‌طور گذرا در ماشین شما بخشی از آن را شنیدم؛ اما الآن برای خودم سیر مطالعاتی مشخصی دارم. اگر این را هم وارد آن سیر کنم، رشتهٔ مطالعاتم پاره می‌شود و ذهنم مشوش و مشوب می‌گردد. فعلاً آن مطلب به درد من نمی‌خورد.

سیر را باید درست و منظم پیش برد. نباید دائماً از این کتاب به آن کتاب و از این استاد به آن استاد رفت و مطالعه را قطع و وصل کرد. کاری را که من زمانی خودم به‌اشتباه انجام دادم، شما انجام ندهید.

اندکی تحمل کنید؛ بلکه بیشتر از اندکی. من مطمئنم در این مسیر ریزش خواهیم داشت. این‌طور نباشد که کسی صرفاً به‌سبب عنوان خادمی فرم را پر کند، اما درس و بحث را دنبال نکند. چنین چیزی پذیرفتنی نیست.

این کلاس را گذاشته‌ایم تا هرکس دوست دارد بیاید و استفاده کند. کسی هم نباید به‌بهانهٔ خادمی وارد این مجموعه شود بی‌آنکه درس را جدی بگیرد. هرکس می‌خواهد استفاده کند، استفاده کند؛ اما کسی که خادم است باید در این زمینه پاسخ‌گو باشد و باید بتوانیم در آینهٔ وجود یکدیگر اثر این بحث‌ها را ببینیم.

مباحثه؛ راهی برای فهم عمیق‌تر

خود من ملتزمم هرچه می‌گویم، تا حد امکان در عمل نیز لحاظ کنم. گفتم با همسرانتان مباحثه کنید؛ خودم نیز با همسرم این کار را شروع کردم.

جالب است که وقتی با یکدیگر گفت‌وگو و مباحثه می‌کنید، گاهی تازه متوجه می‌شوید مطلبی را که هنگام شنیدن تصور می‌کردید فهمیده‌اید، در حقیقت درست نفهمیده بودید؛ اما اکنون در جریان مباحثه آن را می‌فهمید.

یک بار، دو بار، سه بار؛ باید مطالب را تکرار کرد. باور نمی‌کنید، امروز یکی از درس‌های استاد را گوش می‌دادم. نمی‌دانم شاید بار دهم یا حتی پانزدهم بود که آن درس را می‌شنیدم؛ بسیار آن را گوش داده‌ام. اما امروز ناگهان دیدم نکاتی در سخنان استاد هست که گویی پیش از این اصلاً نشنیده بودم. گره‌ها همان‌جا برایم باز شد. انگار این مطالب در دفعات قبل اصلاً به گوشم نخورده بود.

باید این مباحث را بارها گوش بدهیم. اینها مباحثی کلیدی و علمی‌اند.

مستند بودن مباحث و آمادگی برای ورود به متن

بعضی از دوستان از سر دلسوزی می‌گویند ممکن است این حرف‌هایی که مطرح می‌کنی برایت دردسر درست کند یا موجب تهمت شود. عرض من این است که هرچه می‌گوییم، با سند و مدرک است.

تأمل کنید. من نمی‌خواستم این نکته را الآن بگویم؛ می‌خواستم در پایان بحث بیان کنم تا وقتی کتاب را باز می‌کنید، برایتان شیرین باشد و ببینید که ما در تمام این مدت در واقع در حال طی‌کردن مسیر همان کتاب بوده‌ایم.

کتاب را اگر الآن مستقیماً به دست بگیرید، سنگین است. بسیاری از این واژه‌ها و عبارات را متوجه نمی‌شوید. ما اکنون داریم همین کلمات را با شما کار می‌کنیم. بعد که کتاب را باز کنید، می‌بینید می‌توانید آن را بفهمید.

مباحثی که در این دو سه شب آغاز کرده‌ایم، همان مباحث شرح نهج‌البلاغهٔ علامه حسن‌زاده آملی است. البته از جهت اصول آموزشی، شاید نباید این را الآن می‌گفتم؛ زیرا این مربوط به مرحلهٔ دوم بود.

سه مرحلهٔ مسیر آموزشی

گفتم که ما سه مرحله داریم:

مرحلهٔ اول: ورزیدگی عقل

در مرحلهٔ اول فقط کار می‌کنیم تا عقل ما اندکی ورزیده شود. فعلاً هدف این است که ذهن و عقل آمادگی مواجهه با این معارف را پیدا کند.

مرحلهٔ دوم: ورود مستقیم به متن کتاب

در مرحلهٔ دوم کتاب را به دست همه می‌دهیم و از روی خود کتاب شروع می‌کنیم. عبارات و کلمات پیچیده را می‌خوانیم، باز می‌کنیم و قدم‌به‌قدم پیش می‌رویم.

مرحلهٔ سوم: ورود تخصصی‌تر

مرحلهٔ سوم، مرحلهٔ تخصص و ورود تخصصی‌تر به مباحث است.

در این مسیر متوقف نشوید و پشت یکدیگر باشید. ان‌شاءالله با اخلاق خوب و خوش این مسیر را ادامه دهید. من مطمئنم ریزش خواهیم داشت؛ اما حتی اگر در نهایت پنج نفر بمانند، بارها گفته‌ام همان پنج نفر بمانند و مسیر را تا آخر طی کنند.

بدانید وقتی این سیر را طی کردید، خودتان آثار و برکاتش را متوجه خواهید شد. البته برای آن باید زحمت کشید.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

پاورقی: متن حاضر بر پایهٔ پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار، سؤال‌وجواب و واکنش‌های حاضران حذف شده و متن به‌صورت یکپارچه تنظیم شده است؛ Segments در خروجی درج نشده‌اند.