ددروس معرفت نفس

کلاس معرفت نفس — ۱۹ آذر ۱۴۰۴ · جمع‌بندی مقدمات / نتایج امتحان (شیخ عبدالزهراء)

موضوع: جدّی گرفتن درس · خطر عجب از اصطلاحات · نتایج امتحان آقایان و خواهران · جزوه‌های برتر · هدیهٔ کتاب سیر و سلوک


متن کامل جلسه (پاکسازی‌شده)

جدّی گرفتن کلاس · خطر توهم و معرکه‌گیری

بعضی‌ها شرکت کنن. مثلاً دوستان خوبمونو دیدیم شما اسمت نبود، امتحان چرا ندادی؟ می‌گه آره بی‌خیال ما شو حاج آقا. ما رو بی‌خیال شو. ما مستمع آزادیم. ببینید بیرون از کلاس ما با هم رفیقیم. هیچ مشکلی هم با هم نداریم. خدا شاهده علت اصلی این تا حالا دیدید من انقدر دعوتتون کنم بیاید جلو؟ مگر اون لحظاتی که حرف‌های در گوشی داریم به جز اون، دلتنگی. دو هفته ندیدیمتون. خدا شاهده احساس کردم دلم تنگ شده عجیب. دوست داشتم نزدیک‌تر باشیم به هم. علقه میاد. بیرون از کلاسه. ولی اینجا درس و بحثو جدی بگیریم. اگر جدی نگیریم بعد خدایی نکرده چون یه سری خواهرها زحمت کشیدن منو خیلی شرمنده کردن شیرینی گرفتن اومدن دفتر کار ما مثلاً جزواتشونو آوردن که ما رو ذوق‌زده کنن. تعریف می‌کردن از مباحثه‌هاشون و همشم به حق ممنونم هستم از محبتشون، از بزرگواریشون واقعاً. ولی خب حرف من اینه که اگر اون معلمی که می‌خواد به شما راه رو یا راه یاد بده ، راحت بگیره، به اصطلاح می‌گیم گوش نپیچونه قربونتون برم، می‌دونید چه اتفاقی میفته؟ رفته رفته شما دچار توهم می‌شید. توهم چی؟ کلاس میرم، خیلی عذرخواهی می‌کنم ببخشید صورت ظاهر قصه اینطوریه. من که در اون حد نبودم و نیستم. یه رفیقم، یه رفیق بی‌کلک. مادر نه ها. پدر یا یه برادر. توهم کلاس، استاد، درس و بحث این‌ها بعد می‌بینی که تو سیر و سلوک جا می‌زنه. دچار عجب و خودشیفتگی و تکبر و خیلی خطرناکه. مخصوصاً به خواهرها عرض کردم وقتی اومدن دفتر ما گفتم که ببینید این اصطلاحات چقدر دهن پرکنه، چقدر راحت میشه با اینا معرکه بگیری. یعنی یه ملتی رو سر کار بذاری. همه دهنا باز می‌مونه کار خیلی اصلاً خیلی راحته اما امان از اون نفس خبیثی که با این حقایق عرشی بیفته به معرکه‌گیری. چگونه میشه که انسان بیفته به معرکه‌گیری؟ از اینکه دچار توهم بشه. در عمل پیاده نکرده فقط حرفشو زده و شنیده. سیاه قلم و دفتر پر کرده و ساعت زده. اینا خیلی خطرناکه. حقیقتش

تصحیح امتحان · ناراحتی از برگه‌های آقایان · احیای خواهران

ابتدا برگه‌های آقایون رو من تصحیح کردم خیلی ناراحت شدم. یعنی جسارت نشه به همه‌ی آقایون به صورت کلی عرض می‌کنم توقع نداشتم یعنی اینطوری به شما بگم. چرا؟ چون اولاً ما سؤالاتی رو طرح کردیم که این سؤالات رو بارها و بارها گفته بودیم. الا دو تا سؤال، دو تا سؤال رو قبول دارم خیلی کم دربارش صحبت کرده بودیم. بقیه رو الا ماشاءالله ما بعضی اصلاً مثل قوه خیال که دیگه دائم ما تو هر جلسه‌ای گفته بودیم، تجرد رو گفته بودیم. فرق بین احدیت و واحدیت و بار-- مراتب وجود و بارها گفته بودیم، تفکر رو گفته بودیم و توی این‌ها بعضیا به من و من افتاده بودن معلوم بود از برگه‌ها از-- خیلی برای من سنگین اومد. خیلی. می‌تونم بگم که خواهرها ناجی شدن. برگه‌های خواهرها که اومد یعنی من برگه‌های آقایون رو که تصحیح کردم دیگه خانم دکتر تشریف آوردن بهشون گفتم دیگه نفس آخرم دیگه بریده شد. من دیگه نمی‌تونم این کلاس رو ادامه بدم. منتی هم نیست. دوست ندارم دچار توهم بشین. خانم دکتر اون موقع صبوری داد و دلداری داد و گفت صبر، صبور باشید حاج آقا هنوز برگه‌های خواهرها مونده اینا. رفته رفته شروع کردیم برگه‌های خواهرها، جزوه‌های خواهرها اصلاً یه انرژی عجیب و جدیدی به ما وارد شد. البته بین خواهرها هم داشتیم کسایی که نمراتشون پایین بود اما اصلاً قلمشون من به عنوان نمونه برای اینکه حجت بشه جزوه یکیشون رو به شما نشون بدم که اسم هرچی نگاه کردم اسم توش نداشت. بعد بگن کی بوده. این جزوه اصلاً یه کاری با من کرد که من سجده شکر کردم، اشک شوق ریختم. سحر چه حرف‌ها که با امام زمانم زدم. خدا می‌دونه این جزوه رو ببینید دو تا جزوه پر چقدر تمیز، چقدر خوب. ببینید خواهرها. حالا مال خواهرها هم هست، مال آقایون نیست. بدین ببینن شماها که دستتون نمی‌رسه. ببینید چقدر قشنگ دو تا جزوه پر. بعد تازه ای-- ز-- شنیدم که جزوه سومشون هم شروع کردن. این رو شما بگذارید کنار یه عزیز دیگه‌ای که جزوش رو آورده به من تح-تحویل بده مثلاً یه برگه دو سه تا برگه اینطوری پاره پوره اینطور چسبونده بهم. حاج آقا اینم جزوه من خدمت شما. اصلاً نمیشد بخونی. خب من اینو بذارم کنار اون، این رواست؟ البته خب خانم‌ها، بعضی از آقایون که متوجه شدن که گل کاشتن شروع کردن اینطوری به ما دلداری دادن که بابا خانم‌ها بیکارن. خانم‌ها مثل ما کار ندارن که ما همش سر کاریم و گرفتاریم و چیه این حرف‌ها؟ این همه توجیه می‌تونه باشه چه عرض کنم خودتون می‌دونید و خودتون خدای خودتون. تازه تو نحوه تصحیح هم من سخت نگرفتم. دست و دلباز و من دیدم گرفته باشه موضوع رو نمره رو دادم. اینم این درد دل ما که اگر دوست دارید واقعاً این جلسه به دردتون می‌خوره اگر و واقعاً رهگشاست برای دنیا و آخرتتون عاقبت به خیریتون، کمک کنید. کمک کردن به من توسط شما اینه که جدی بگیرید. جدی بگیرید کلاس و درس و نوشته‌هاتون رو. چرا بعضیا شرکت نکردن در امتحان؟ نمی‌دونم بر-- اصلاً برای من توجیهی نداره. خب ### اعلام نمرات آقایان (بالای ۳۰)

نمرات رو من اول تقدیم کنم خدمتتون. این نمرات همه است البته نصف برگه‌ها که به صورت مجازی فرستاده شده چون تو موبایل بود سخت بود دیدن این‌ها. خیلی منم تو این مدت خیلی درگیری‌های زیادی داشتم. نتونستم نصف برگه‌ها رو هنوز تصحیح کنم. جلسه بعد بقیه رو می‌دیم. از بین اون‌هایی که آوردم فعلاً تقدیمتون می‌کنم. البته تقریباً آقایون تموم شده. آقایون شاید چهار پنج تا دیگه مونده باشه. خانوما اکثراً مونده. چون میگم مجازی بود نش-- نمی‌شد. بعضیا هم برگه‌هاشون اسم نداشت، هیچ مشخصاتی ننوشته بودن. خب من چیکار می‌کردم اینا رو؟ همینطوری موند. بعضیا فقط اسم نوشته بودن. من خواهش کردم اینم یه گلایه است‌ها. خواهش کردم تو گروه گذاشتم توضیحات کامل بدید. از چه شهری؟ از کی وارد کلاس شدید؟ چند سالتونه؟ مدرک تحصیلیتون چیه؟ اینا برای من مهمه که ببینم این آقا، این خانم با این وضعیت چگونه پاسخگو بوده. اولین جمله‌ای که بنده به عیال خودم گفتم وقتی بهش گفتم "دیگه نمی‌خوام کلاسو ادامه بدم" گفت "چرا؟" گفتم "متوجه شدم که من بلد نبودم درس بدم. من بلد نبودم مطالب رو ارائه بدم و الا اینطوری نمی‌شد." اول خودم رو مواخذه کردم. بگذریم. اول از آقایون شروع کنیم. یه صلوات بفرستیم. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. اون‌هایی که یعنی یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت تا، هفت تا از آقایون نمرشون بالای سی شده. برگه‌هایی که از آقایون تصحیح شده سه برابر اینه تا حالا. اون که از همه تو آقایون بیشتر شده عجیبه که یک بارم تو کلاس خلاص شرکت نکرده مجازی استفاده کرده از شهر اصفهانن. آقای سید علیرضا صادقاتیان، تستی‌شو شده چهارده یعنی دو تا اشتباه زده. تشریحی از بیست و چهار تا شده بیست و سه. روی هم شده سی و هفت. سه تا نمره کم آورده. کسی که یک بارم شرکت نکرده. این واقعا باریکلا داره. آقای داوود نصیری، عزیزمون که دوست داره اگه خودش رو نشون بده معرفی کنه حالا پشت سرتو نگاه نکن دیگه. ایشون نوشتن که نیمی از جلسات رو بودن. خب نسبت به نیمی از جلسات شما باید ببینید. تستی رو سیزده شده تشریحی رو هفده و نیم. سرجمع شده سی و نیم. لب مرز. آقای مجید سرابی هستن؟ آقای سرابی هست؟ نیست. از-- ایشون از تهران گفتن از جلسه پونزده به بعد ملحق شدن. تشریحی-- تستی‌شو شده پونزده، یه غلط داشته. تشریحی هفده و بیست و پنج. جمعش شده سی و دو و هفتاد و پنج صدم. آقای ابوالفضل مهرداد این آقای ایلامی که جلوی ما نشسته سنش هم از همتون کمتره. بیست و دو سالشه. دانشجوی تهرانه البته کمتر از دو ماهه ملحق شده به جمع. تستی‌شو شده چهارده، دو تا غلط داشته. تشریحی بیست و نیم. جمعش شده سی و چهار و نیم. آقای داوود محمدی همیشه جلوی ما نشسته بود. آره عزیزمون هستن. بله. نوشتن سی جلسه شرکت کردن. تستی چهارده، تشریحی بیست و یک و نیم. جمعاً شدن سی و پنج و نیم. آقای احمد روحانی نیا آقایی که سوالای قشنگه همیشه می‌پرسن. هیچی ننوشتن از نظر اینکه چند وقته به جلسه تشریف آوردن، شماره موبایلشون. اصلا سؤال امتحان ما، نحوه امتحانمون دیگه اصلا میشه گفت open book بوده دیگه. ما گذاشته بودیم تا سه روز وقت دارید جواب بدید. هیچ توجیهی قابل قبول نیست. بعدم بعد جالب بود که به خانم دکتر عرض می‌کرد اینم سوم میشه. بله، بله. کی ان این خانم؟ معرفیش کنید ما بشناسیم. خانم غفاری هستن. خانم غفاری خدا حفظشون کنه انشاالله. خانم غفاری حتما ما دعای ویژه در حق شما می‌کنیم جان ما رو تازه کردید شما با این کاراتون. برای سلامتی‌شون صلوات بفرستید. اللهم صل على محمد و آل محمد. حالا بعد از کلاس بیاید ببینید. مخصوصا اینجا. اسمشون هم بنویسن که. خب بعد نکته‌ای که قابل، قابل تامله بعضی از سؤالای تشریحی دیدم عین همه. حالا چجوری بود نمی‌دونم دیگه خودتون دلیلشو پیدا کنید . یعنی یه واو جا به جا نبود. چه اتفاقی میفته که چند نفر عین هم سؤال رو جواب میدن؟ از عجایب این است که آره. و نفر آخر آقا مجتبی خاشعی. آها شما نخوندن؟ آها بله آقای روحانی نیا تستی چهارده تشریحی هفده و نیم جمعش سی و یک و نیم. خوبه. آقای مجتبی خاشعی هم که عزیزمون ایشون هم جدیدا به ما ملحق شدن نوشتن پنج جلسه. تشریف داشتن تستی چهارده تشریحی هفده و نیم جمع شده سی و یک و نیم. این ب-- اونایی که برگه به من دادن بعد از کلاس بیان برگشونو بگیرن. اونایی که تو مجازی دادن که هیچی دیگه. نمیشه کاریش کرد. خب قبل از اینکه نمرات رو خ-- البته برای آقایون صلوات بفرستین. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بقیه آقایون که الان اسمشون خونده نشد حالا یا جزو اون برگه‌هاییه که هم تصحیح نشده فکر می‌کنم چهار پنج تا از آقایون مونده هنوز. یا نه دیگه نمراتشون زیر سی بوده. ### جزوه‌های برتر خواهران · هدیهٔ سیر و سلوک

قبل از اینکه نمرات خانوما رو اعلام کنم جزوه‌های کامل خانوما رو بگم. من جزوه‌هایی که از خواهرامون دستم رو همه رو دیدم با دقت. البته بدون استثنا همه جزوه‌ها اشتباهاتی داشت. یعنی مثلا آیه رو اشتباه نوشته بودن یا کلمات رو یا حتی بعضیا از جهت معنایی و مفهومی اشتباه نوشته بودن. اینا باید توجه داشته باشن. منم فرصت نمی‌کنم که. بعد هم هر ج-- حتی بعضی جاها رفتم که تصحیح کنم دلم نیومد. گفتم شاید راضی نباشه اون بنده خدا من دست به جزوش ببرم. ما کامل‌ترین جزوه‌ها رو انتخاب کردیم که نفری یه دونه از این کتاب‌های سیر و سلوک علامه طباطبایی که مال یکشنبه‌های لواسان هست بهشون هدیه می‌کنیم. به جزوه‌ها. آقایون که هنوز البته جزوه‌هاشونو نیاوردن. خانوما از بین جزوه‌هایی که من دیدم چهار تا جزوه کامل بود. یکیش همین خواهرمون بود که اسمشونو نمی‌دونستم. که شده سه تا جزوه. واقعا من زبانم لاله نمی‌دونم چی بگم. بله خانم غفاری واقعا زح و اونم لاله. بعد به ترتیب کامل بودن جزوه، خانم خوددامی هست، خانم توسلی و خانم میرنظامی. یه کار جالبی که خانم میرنظامی کرده بود، یه دفترچه‌ای هم به عنوان آخر راه خودش درست کرده بود. از هر کلاسی، جلسه‌ای یه آخر راه، یه سوغاتی توش نوشته بود. خیلی شیرین بود. من هی اینو چند بار نگاه کردم کیف کردم. گفتم به به، به به. و جالبه که بدونید بعضی از این دفترها رو من بو کردم. ولش کن حالا اینو اجازه بدید الان وا- ورود نکنیم. چون ربطه به یک لطفی از استاد ملّا حق‌شناس که اون خودش جریان داره. که از راه، از طریق بویایی میشه خیلی چیزا رو فهمید. حالا فعلا بهش فکر نکنید. ### اعلام نمرات خواهران

نمرات خواهرها. دو تا خ- از خ- سه تا از خواهرها الحمد لله سی و نه شدن. بله. و هر سه تاشونم یه دونه تستی رو اشتباه زدن. تشریحی‌شون بسیار خوب و جامع و کامل. یعنی اگر من سخت‌گیری هم می‌خواستم بکنم این سه تا خواهر باز نمرشون همین بوده. چقدرم خوش خط، چقدر خوب. من دیگه اسم‌های کوچیکشونو نمی‌خونم. این سه تا خواهر بزرگوار که سی و نه شدن، خانم خوددامی، خانم کامیابی از رودهن، خانم خوددامی از تهران، خانم کامیابی، کامیابی از رودهن، خانم صابری از تهران. مخصوصا اینجا نوشتم خانم صابری بسیار خوش خط و کامل. بعد دیگه حالا بقیه رو بخونم. دیگه بقیه همینطوری هست از سی و هشت میره تا پایین. خانم صابری که گفت اه بله، این یه خانم دو تا، یه خانم صابری دیگه هم خوندیم الان ها. خب اون، اونی که سی و نه شده بود خانم نفیسه صابری بود. ایشون سعیده صابری از اوایل تیر وارد شدن. تستی پونزده، تشریحی بیست و سه و بیست و پنج صدم، جمعش شده سی و هشت و بیست و پنج صدم. خانم ابوالقاسمی از تهران از جلسه پنجم به بعد حاضر بودن. تستی پونزده شدن تشریحی بیست و سه و هفتاد و پنج صدم. جمعا سی و هشت و هفتاد و پنج. خانم توسلی از تهران از جلسه دوم به بعد بودن. تستی پونزده، تشریحی بیست و یک و هفتاد و پنج جمعش شده سی و شش و هفتاد و پنج. خانم خانم میرنظامی که تو جزوه هم برتر بودن از تهران از جلسه پنجم به بعد بودن تشریحی، تستی چهارده تشریحی بیست و دو و نیم جمعاً سی و شش و نیم. خانم ربیعی از تهران همه جلسات رو حضور داشتن. تستی پونزده تشریحی بیست و دو و نیم جمعش سی و هفت و نیم. خانم صحتی هیچ اطلاعاتی ندادن. تستی چهارده تشریحی بیست و دو جمعاً سی و شش. خانم معصومی از تهران بیست و پنج جلسه حضور داشتن. تستی چهارده تشریحی بیست و دو جمعاً سی و شش. می‌بینید نمرات رو همه خواهرها ماشالله. خانم آزادی از شیراز. تستی دوازده تشریحی بیست و یک جمعاً سی و سه. خانم رضایی پور از تهران سه ماه شرکت داشتن تس-تستی دوازده تشریحی نوزده و هفتاد و پنج جمعاً سی و یک و هفتاد و پنج. خانم تاجیک از تهران دو جلسه حضور داشته. تستی چهارده تشریحی هجده جمعاً سی و دو. خانم لوائی از مشهد. مجازی استفاده کرده. تستی دوازده تشریحی بیست و سه جمعش سی و پنج. ماشالله مجازی سی و پنج. خانم کعبیان پور تستی سیزده تشریحی بیست و دو جمعش سی و پنج. خانم صادقی تستی چهارده تشریحی هجده و هفتاد و پنج جمعش سی و دو. خانم یعقوب زاده از مشهد. تستی یازده تشریحی بیست و هفتاد و پنج جمعش سی و یک و هفتاد و پنج. خانم ترابی از اصفهان فقط یه جلسه اومده اینجا. تستی یازده تشریحی بیست و سه و نیم جمعش سی و چهار و نیم. خانم غلامی از مشهد یه جلسه حضور داشته. تستی چهارده تشریحی بیست و نیم جمعش سی و چهار و نیم. خانم محمدی نصرآبادی از تهران. تستی یازده تشریحی بیست و هفتاد و پنج جمعش شده سی و یک و هفتاد و پنج. این نمرات برتر بود که خدمتتون عرض کردم تا اونجایی که تصحیح شده. خواهرام تقریباً سه بار یعنی این رو ضربدر یعنی سه برابرش کن دیگه تصحیح شدن. نه ببخشید دو برابر. خانوما دو برابر، آقایون سه برابر. به هر حال خانوما گل کاشتن خدا خیرشون بده خیلی. آقایون هم الحمد لله نسبت به اینکه صبح تا شب مشغولن و گرفتارن و اصلاً فرصت ندارن و اینجور چیزا واقعاً گل کاشتن. خیر ببینن. خب ### هدیهٔ کتاب · لواسان · پرسش‌ها

این کتاب‌ها باشه. ما بال-- اون بالاترین نمره ها یکی اون سی و نه ها و این چهار تا جزوه هایی که انتخاب شده بود هفت تا کتاب آخره جلسه بیان تقدیمشون کنیم. این تا اینجا بریم سراغ سؤالات، سؤالات رو جواب بدیم. انشاالله خیلی فرصتم کمه. برای سلامتی خواهرها صلوات بفرستیم. اللهم صل على محمد و آله الطاهرین استاد: چه کار بکنیم؟ حاضر: به همه هدیه بدیم. به همه هدیه بدیم؟ چه جوری به همه بدیم؟ حاضر: تو لواسون با اینکه چهار پنج جلسه بیشتر نگذشته بنده خدایی نزدیک سی تا از این کتابا بانی شد آورد و همونجا جزء همونجا فی المجلس جزوه ها رو دیدیم. سه تا چهار تا جلسه ماشاالله انقدر کامل بود کتاب کم آوردیم سی تا کتاب بخشیدیم باز کم آوردیم. همه تو اون چهار جلسه رو قشنگ نوشته بودن تمیز خوب. و عجیب بود که همه هم خانم بودن. این خودش یه سریه باید فاش بشه. حاضر:


یادداشت

جلسه عمدتاً اداری/تربیتی (اعلام نمره و جزوه) است؛ نقل قرآنی مستقلِ قابل‌تأیید در متن ASR نبود. نام‌ها و نمرات مطابق شنیدهٔ ASR ثبت شده‌اند.