کلاس معرفت نفس — ۱۶ مهر ۱۴۰۴ · شیخ عبدالزهراء (پرسشوپاسخ)
موضوع: اثر نفس در بدن قبر · ملکات برزخی · امثال بهشت و جهنم
متن کامل جلسه (پاکسازیشده)
توجه: پرسشوپاسخ همان روزِ جلسۀ ۰۴۹ (۱۶ مهر ۱۴۰۴).
این میکروفون رو ببین آقای علیزاده کار میکنه یا نه؟ کار میکنه بده. اگه کسی میخواد تشریف ببره بفرمایین خدا به همراهتون باشه. ارادت. یه سؤال بپرسم. بفرمایید. استاد ببخشید خسته نباشید. دستتون هم درد نکنه. سلامت باشید.
پرسش · اثر نفس در بدن قبر و حدیث توفّی
صحبت و فرموده جناب ملاصدرا که در مورد که یک چیزکی میمونه از نفس در بدن. الان ما حدیثی داریم که ف-- از ظاهراً از پیامبری که فرمودن که نفس که خا-- روحی که خواب هست رو خدا زمان مرگش نرسیده برمیگردونه و اگر زمان موتش باشه کامل توفّی میکند. این با این چجوری جور در میاد که ایشون میفرمایین یک چیزی میمونه، اونجا اون حدیث ظاهراً- کامل، طرف کامل گرفته میشه. چجوری با هم جور در میاد؟ چجوری تع-- میشه؟ حکمتش چیه؟ ببینید نفس به طور کامل گرفته میشه. عرض کردم برای اینکه الان این سؤال برای شما پیش نیاد، من گفتم اثر نفس در بدن دنیایی میمونه. یادتونه؟ همین الان گفتم جای پای نفس. شنیدید اینو دیگه. اون قوه خیالی که ملاصدرا قائله که در بدن تو دنیایی بدن مقبور شده تو قبر شده میمونه، اثر نفس در اونه. یک عمر با هم خو کردن، یک رشحهای از اون قوه خیاله، نه همه قوه خیال، نه همه نفس. کل نفس تفویض میشه و میره. اما شما برای فهمش یک، اینطوری بگیم که اثری از نفس هنوز تو این بدن هست. این نفس یک عمر با این، این بدن با هم خو کردن. احسنت. یه خاطرهای داشته، خاطرات داشته، این یک. دو، توجه اون نفس، اون نفس کلی که رفت، توجه اون هنوز به این بدن هست. اینطوری ببینید برای اینکه سهولت فهم ایجاد شه. اصلاً چرا بدن بعضیا سالم میمونه؟ توجه. آفرین به خواهرها. توجه نفس هنوز کامل از این بدن برداشته نشده و الا متلاشی میشه. جنازهای که انجام میدهیم سالم میماند بعد دیگه هم توجه داره. بله اتفاقاً من یه چیزی به شما بگم مادر ما-- خدا روح شما رحمت کنه. مادر بنده اصلاً غسل جمعهش ترک نمیشد. یه سری کاراش ترک نمیشد. شبزندهداریش، نماز زیارت عاشورای هر روزش، ختم قرآنش و. بعد من یقین داشتم که مادرم وقتی قبرش شکافته بشه بدنش سالمه. چون دیدم یک عمر باهاش بودم. از بچگی میدیدم غسل جمعهش ترک نمیشه. به ما هم همش میگفت. میگفت که غسل جمعهتونو-- من از بچگی اینو هدیه از مادر داشتم. و چه عجیب که من حالا آقا محسن نمیدونم خاطرش باشه یا نه، لحظهای که خب بدن ما، مادر ما تقریباً نزدیک چهل سال از وفاتش گذشته بود، پدرم رو همونجا خواستن دفن کنن، اینطوریه دیگه میکنن. فرمودیم که من مشغول کارهای اداری تدفین بودم، دل تو دلم نبود. به بچههای هیئتمون که بالاسر قبر مادرم بودن چند بار زنگ زدم گفتم تو رو خدا مدیون منید. چند نفر نه یه نفر فیلم بگیرید. انقدر که مطمئن بودم بدن مادر من سالمه. و وقتی مواجه شدم با استخونهای پوسیدهی مادر اصلاً انگار دنیا تو سرم خراب شده. خب الان روایت که شما فرمودید روایت صحیحیه، مرحوم مجلسی میارش. بسیاری از بزرگان تو کتابهاشون آوردن که چهل روز کسی پشت سر هم البته ختم و غسل جمعه کنه بدنش داخل قبر نمیپوسه. ولی مادر ما این کارو کرد و پوسید. اینجا چیکار باید کرد؟ باید گفت این حدیث اشتباهه؟ العیاذ بالله حدیث که درست فرموده. این یه اصلیه اینو یادتون باشه. من اتفاقاً اولش خیلی به هم ریختم. دیگه بچهها بودن دیگه اصلاً جونم داشت از تنم بیرون میومد سر مادرم لحظه دفن. حالا پدرم رو آوردیم دفن کنیم اما مادرم جون ما رو داشت میگرفت. بعداً آرامش خاطر گرفتم به خاطر فهم یه موضوعی. اون چیه؟ اونم اینه که بعضیا انقدر بزرگ میشن که خودشون توجهشون رو اختیاریاً از بدنشون کاملاً برمیدارن. میخواید اثباتش کنم؟ مگر ما قائل نیستیم که این زمین، همین زمین دوره به دوره، الف، الف، الف همینطور هزار، هزار، هزار دوره آدم اومده و رفته. بدناشون کو؟ این همه دوره اصلاً نهایت ندارهها و نخواهد داشت. پس این بدنها چی شده؟ بالاخره اولیای خدا بودن، انبیا. دوره ما صد و بیست و چهار هزار تا. کو بدنهای اینا؟ این همون جوابه. خودشون انقدر از دنیا دل کندن اصلاً خوششون نمیاد از دنیا، توجهشون رو کلاً از بدن برمیدارن. تموم میشه، بدن میپوسه. اما اگر هنوز توجهی دارن اون هم باز ملحوظاتی داره. یه یعنی یه لحظاتی داره که آقا چرا این، این ولی خدا دوست داشت توجهش رو برداره، اون یکی دوست نداشت. دیگه به ما ربط نداره. من چه میدونم. ما که تو دل اونا نیستیم. مثل اینکه بگی چرا آقای قاضی یا آقای الهی طه طبعی برادر علامهطه طبعی با ارواح اولیای خدا همش مباحثات علمی داشت اینا رو نوشت بعد همه رو سوزوند. برای چی سوزوندی آخه؟ میذاشتی برسه به دست ما. من بارها این دادو سر اونا زدم تو خلوت خودم. خب اون یه آدم دیگهایه. یکی دیگه هم مثل آقای جوادی آملی یا مثل خدا علامه حسن زاده تو مطلق علوم دست به قلم میشه، آثارش هم نگه میداره. طوری که هوش مصنوعی هنگ میکنه. وقتی شما یه مطلبی رو به هوش مصنوعی بدی بگی تو کدوم کتاب علامه است؟ هنگ میکنه. تنها عالمیه که هوش مصنوعی جلوش هنگ میکنه. میگه من نمیتونم انقدر ایشون آثار و تألیفات داره نمیتونم پیدیاف کتاب رو به من بده من از تو کتاب در میارم برات. برید امتحان کنید. ولی بقیه رو راحت میده. خب این یه نفسه، اون یه نفسه. دیگه سؤال؟ بله. ملکات نفسانی- لطفاً با میکروفن بگید که ضبط شه. ملکات نفسانی روی جسم دنیایی ما تاثیر داره و اینکه همون قرین توی برزخ، همون ملکات نفسانیه؟ بله دیگه. ما گفتیم اون منه، اون استعداد، اون هیولایی که میخواد در برزخ ما رو سیر بده بکشونه بالا، اونجا که دیگه ماده نیست که اونجا تجرد برزخیه. اونجا میشه همین، یعنی استعداد اونجا. چون استعداد جاییه که ماده هست. درسته؟ ولی اونجا چطور میگیم بر اساس مثلاً هیولایی که الان ملک صدرا گفت دیگه. یا اونجا یه منه و استعدادی. همین اصلا میگیم اونجا سیر میکنه، سیر استکمال برزخی همین که سیر میکنه، حرکت میکنه. حرکت یعنی چی؟ یعنی یه استعدادی هست که به فعالیت نرسیده. چجوری جواب بدیم؟ حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضا میفرمایند همون ملکات نفسند که میشن استعداد به منزله استعداد برزخ. یه شخصی میشن یعنی قرین؟ نه، نه خودت میشن، خود شمایی. پیغمبر عزیز عالم فرمودند که به یکی از صحابی روایتش هم اینجا آوردیم از رو خوندیم که اینم حضرت علامه خیلی تأکید داره. عین این روایتو در هزار و یک نکته میارن که شخصی از پیغمبر سؤال کرد اون کیه که قرین ما میشه؟ تا قیامت شما میفرمایید یه همراهی هست که تا قیام قیامت همراه شماست. اون چیه؟ پیغمبر فرمود "وهو فعلك" عملته. حالا تو ### امثال بهشت و جهنم
قرآن میفرماید "فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
«فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ» (زلزال/۹۹:۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس هرکس هموزن ذرهای نیکی کند آن را میبیند.
". این ضمیر هو "يرَه" میبینی اونو، چیو میبینی؟ ثوابشو؟ "فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ". "فمن يعمل"، "يعمل" به عمل میخوره. چه شر باشه چه خیر باشه عملت همراهته. یعنی اینطوری بگیم عزیز دلم
ملکات · بستر سیر برزخی · خواب و شنود
اصرار بر امور چه خیر باشه چه شر، ملکاتی رو در شما ایجاد میکنه، اصرار بر کار. یه بار دو بار نه. اون ملکات میشن بستر سیر برزخی ما. ما بر اساس اونو میشه منّت و استعداد برزخی ما. ما بر اساس اون میریم. حالا این ملکات به گونهایه که اون بدنی که تو خ-- ب-به نظر ملاصدرا بدنی هم که تو این دنیا مقبور شده اون هم متأثر از اون ملکات میشه. چون قوه خیال توشه. یعنی مثلاً اگه تو برزخ اون ملکات شر تو رو اذیت بکنه امکان داره تو همین دنیا هم اذیت بشی. امکان نه صد درصد. امکان نه. گفتیم تو خواب میتونی. چرا یکی خواب حرم میبینه مثلاً یکی خواب مشروب خونه میبینه عجزالله. اینا با چی حشر و نشر داره؟ اصلاً چرا ما تو خواب صورت و شکل میبینیم؟ مگر اونور که میریم، اونور مجرد نیست، خالی از ماده نیست. ولی تو خواب شما همش صورت و شکل میبینی. چون دائماً با اینا محشوریم. خوشا به حال کسی که در خواب صورت و شکل نبینه، شنود کنه. تو بحث شنود و شهود عرض کردیم کدوم بالاتر بود؟ شنود. آفرین. شن-- قرآن شنود بود یا شهود؟ قرآن شنود بود. پیغمبر شنید. کشف تام پیغمبر عزیز عالم بود که به لفظ بود، لفظ. صورت نبود. بعد سیر تدریجیش چرا؟ سیر تدریجیش دیگه با واسطه جبرائیل شد و دیگه اومد و صورت هم پیدا کرد و نوشته شد و کتب شد و به این شکل. کسی که اصلاً خواب نمیبینه یعنی وارد عالم عقل شده یا اینکه یا چی نمیبینه؟ دو صورت داره. قبلاً هم عرض کردیم کسی که خواب نمیبینه دو صورت داره یا اینکه جسارت میکنم میبینه یادش میره که این دلالت بر چی میکرد آقا محسن؟ آفرین یادت مونده. نقصان عقل. نقصان عقل دلالت بر چی داره؟ آفرین گناه. پیغمبر فرمود با هر گناهی که میکنید بخشی از عقلتون رو میگیرن، امانته، میگیرن، دیگه هم نمیدن. پس سعی کن گناه نکنی که توبه کنی، یک. اگر کسی نه اصلاً نمیبینه، اینجوری نیست که ببینه و یادش بره. کلاً نمیبینه بله، چنین کسی باید به خودش باریکلا بگه. کلاً نمیبینه. یعنی عالم-- میشه گفت یا دسترسی به عالم عقل پیدا کرده یا خیلی نزدیکه. چون اونجا دیگه اصلاً هیچ صورت و شکلی نیست. باز تو برزخ یه صورت و شکل برزخی هست. برزخ بهش میگن برزخ چرا؟ چون یه مثلی از دنیا با خودش داره، شکل داره، صورت داره، درسته؟ یه مثلی هم از عالم عقول داره. یعنی ماده نداره، وزن نداره، کلیه. ولی وقتی رفتی به عالم عقول چی؟ کلاً دیگه صورت هم برداشته میشه. اون شکل هم به اون صورت نیست. اونجا دیگه کلیه، ث-- وجود ثعیه. حالا باز اونجا هم یه ذیقی داره که در شرح عالم عقول باید دربارهش حرف بزنیم. باز اونجا هم میگیم ملائکه، اگه کلیه تعدد ملائکه قصهش چیه؟ ملائکه مال عالم عقولن. پس پیداست که اونجا هم یک ضعفی دارن. چون کثرت نشاندهندهی ضعفه. هرچی میای به پایین، ضعفه. هرچی میری بالا، قدرته. اونی که یکپارچه قدرته، قوت محض است، هیچ ضعفی درش نیست، تور فوق عقل ماست. به یک معنا قلب ماست. عالم نبی اکرم. اون دیگه عقل رو از طریق قلب درک میکنه یا؟ آفرین از طریق عقل-- قلب بله، از طریق قلب. قلب اونا رو درک میکنه. عقل یه صورت کلی ازش استیضاح میکنه، برداشت میکنه، قوه خیال صورت ازش انشاء میکنه، وهم هم که جزئیسازیش میکنه که بتونه صورت بهش بده اون کلی رو. ولی اون چیزی که کلاً، کلاً درک میشه در حوزه قلب درک میشه، ادراکات ما. لذا حوزه تعلقات ما هم قلب ماست. خوشا به حال کسی که قلباً تعلق به سید الشهدا پیدا کنه. تعلق قلبی پیدا کنه. بیفته به شهود قلبی، نه صرفاً عقلی. این عقلیها میلقزن. استاد امکان داره یه نفر یعنی قلباً [سرفه] انتخاب داشته باشه ولی عقلاً ضعیف باشه؟ نمیشه. اون اصلاً قلب نیست، اون یه-- اون وهمه. اون وهمه که. به-- اگر بپذیریم که عقلش ضعیفه، اون دیگه وهمه. هنوز به حوزه قلبش نرسیده. چون وهم ذیل عقله، قلب ما فوق عقله. [پچ، پچ] تکلیف این صورتهایی که خداوند توی قرآن آوردن مثل اینکه بهشت ااا این شکلیه، جهنم این شکلیه. اینا تکلیفش چجوری میشه؟ بله این کاملاً مشخصه. قرآن میفرماید "تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ". مثله، مثاله. الان شما بخواید به بچهتون خدا رو بش-- بچه، یکی از سؤالات همه بچهها اینه خدا چه شکلیه؟ خب میخوای چی بهش بگی؟ یه مثالی میزنی دیگه. مثال چیو میزنی؟ معمولاً مثال نورو میزنن. میگه خدا نوره. بعد میگه خدا یعنی اینه؟ میگیم این، اینم پرتو به نوره. اون خورشید اصلی اونه. اینا همه پرتوئه. بالاخره یه مثالی میخوای پیدا کنی که به بچه یاد بدی دیگه. خدا هم چون ما بچههای، بچههای دنیاییم مثالهای دنیایی میزنه برای اینکه ما بفهمیم. میگه حورالعین اینا مثلاً نمیدونم چشما شبیه آهو مشکین و چشم مشکین آهو و امثال اینا. حالا من خیلی تو این وادیها نرفتم غر کنم. خیلی هم دوست ندارم تمرکز رو این حرفا بکنم. یا و امثالهم. یا جهنمو بخواد بگه میگه ملائکه غلاظ و شداد با پتک و با نمیدونم بمب هستهای میان سراغت و چشمات پر آتش و چشمهای طرف پر آتش و امثالهم. دیو دو سر میاد. اینا خب بالاخره ما تو دنیا این چیزا رو معنوسیم با همونه. همونطور که وقتی میخوابیم همین الان متوجه کردیم، میریم میخوابیم یه قیامت صغریای رخ میده. تو اون قیامت صغری خواب ما چرا این صورت و شکلها رو میبینیم؟ چون با اینا محشوریم. ولی حقیقت اون یه چیز دیگهست. بارها مثال زدم مثل بچهای که در رحم مادره. شما چجوری میخوای این دنیا رو بهش بفهمونی؟ چی میخوای بهش بگی؟ باید از رحم مادر مثال بزنی. میخوای بگی غذای دنیایی چلو کباب، شیشلیک، استرگاوانو چیه؟ از این چیزا چی میخوای بگی به بچه؟ شما بگید تو رحم مادر به بچه چی بگی که بفهمه چلو کباب چیه؟ جوجه کباب چیه؟ بگیم، چی بگیم؟ با اون چیزی که بچه باهاش محشوره باید بگیم دیگه. باید بگیم یه خون پیشرفتهست. بچه خونخوره، خون میخوره، خون مادرشو میخوره. درسته؟ خدا هم دقیقاً همین کارو کرده. از دنیا مثال زده. اشجار و انهار و قصور و خور و همش مثالهایی که چشم همه رو پر کرده تو دنیا. ولی اونا حقیقتشون ماورای ایناست. اصلاً اینا نیست. فک کنم از فردا دیگه بیخیال عبادت و بندگی بشیم. اِ اینا نیست؟ از تا حالا سر ما شما آخوندا کلاه میذاشتین.
خاتمه
الحمد لله رب العالمين صلوات ختم کنید. اللهم صل على محمد و آل محمد. خواهشا کسی نزدیک ما نیاد سرما خوردم نگیرید از من. [صدای جمعیت] بفرمایید بلند بگید. من احساس کردم که آقای رحمان رسید قبل از اینکه ما محصل در فرمایشات شما دربارهٔ مرگ بشویم، این به ذهنم رسید که میگه ای برادر! ما همه همیشه این و آن فقط گفتگامون به شکل دیگه همینجوری بود. بله دیگه. یعنی کل بحث همون اندیشه است. بله احسنت. شهید مطهری میفرمود اسلام در اندیشههاست. بله. درست متوجه شدید. دقیقاً. احسنت. زنده باشید. خدا با همهی همگیتون باشه. زنده باشید. خدا نگهدار. آقای علیزاده عزیز. جلسه من نبود. چرا؟ چقدر استفاده کردم
Corrections log
| مورد | ASR خام | اصلاح | منبع |
|---|---|---|---|
| عنکبوت ۲۹:۴۳ | تلك الأمثال نضربها للناس | تلك الأمثال نضربها للناس | Tanzil |
| زلزال ۹۹:۷ | فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره | فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره | Tanzil |
| توفّی | تفا میکنه | توفّی میکند | وضوح |
| غسل جمعه | قسمل جامع | غسل جمعه | وضوح |
یادداشت طول: متن پیوستهٔ خام ≈ ۹۲۲۱ نویسه (بیفاصله)؛ این فایل پوشش کامل همان جلسه است. Segments حذف شد.