ددروس معرفت نفس

کلاس معرفت نفس — ۱۶ مهر ۱۴۰۴ · شیخ عبدالزهراء

موضوع: قضای نماز شب · خلفة لیل و نهار · الموت · قوه خیال · قبر و برزخ


متن کامل جلسه (پاکسازی‌شده)

یا رب أعوذ بک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحيم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد وایاک نستعين. الحمد لله على کل نعمه و اسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله وربانی آیاته. سلام علیکم و رحمت الله. در محضر پنج شهید خوشنام هستیم. ان شا الله که مورد دعا و افاضه فیض این شهدا و سید الشهدا قرار بگیریم. مزارشون صلواتی ختم بفرمایید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

هدیه · قضای نماز شب و خلفة لیل و نهار (فرقان ۶۲)

به فضل الهی هدیه‌ای که امروز تقدیم شما دوستان می‌کنیم یه مقدار می‌دونم که باعث تعجبتون می‌شه. مقدار متفاوت از هدایایی است که همیشه تقدیم می‌کنیم. چند تا هدیه آماده کرده بودم و مونده بودم کدومش رو تقدیم کنیم. سپردم به حضرت حق که خود خدا مشخص کنه امروز کدوم رو بگیم. چه جالب که چون یکیش اختصاصا پیرامون بهره بردن از فرصت قضای نماز شب بود، پیرامون نماز شب و مونده بودم اینو بگم یا نه. جالبه که دوستمون که بغل ما نشسته بود موقع نماز از من پرسید در خصوص نماز شب نکته‌ای رو پرسید گفتم خب این هم نشانه الهی بود که ما این رو بگیم. برای اینکه این هدیه رو تقدیم کنم باید اشاره کنم به ابتدا به آیه شصت و دو سوره فرقان. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا

«وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا» (فرقان/۲۵:۶۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اوست که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد برای کسی که بخواهد متذکر شود یا سپاسگزار باشد.

. اوست که برای کس که بخواهد متذکر شود یا بخواهد سپاسگزاری کند شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد. خلفه، خلیفه یعنی جانشین. خلفة لمن. یعنی خلفه، جانشین برای کسی که بخواد متذکر بشه یا شکرگزار باشه. یه روایتی البته اینجا من سندش رو گشتم خیلی چندین ساعت وقت گذاشتم تا پیدا کردم منبعش چون حضرت علامه این رو فرموده بود منبع حدیث رو ایشون نفرموده بود. بعد توی متاسفانه فضای مجازی گوگل و اینا هم که سرچ کنی بعضی موقع‌ها به دروغ یه چیزو میاره بالا. ما چند تا منبع دیدیم بعد اون منابع رو میز ما جلو دستمون بود برداشتیم نگاه کردیم مثلا همچین چیزی تو این کتاب نیست تو اون کتاب نیست تو هرچی که تو گوگل می‌گفت من رجوع می‌کردم به کتاب‌ها می‌دیدم نیست. آخر در تفسیر نور الثقلین خواستید بنویسید جلد چهار صفحه صد و چهار و تفسیر قمی دیدم که این‌ها تفاسیر روایی‌اند دیگه حضرت استاد خیلی تاکید داشتند بر خوانش این تفاسیر و توجه به اون‌ها. این روایت که عرض می‌کنم از اونجاست. از امام صادق صلوات الله علیه فرمودند مراد از خلفه آن است که اگر کسی در روز کاری از خیر و طاعت را از دست داد، شب برایش جبران کننده باشد و اگر در شب قصوری داشت روز جبران کند. این دوام فرصت‌ها برای آن است که اهل ایمان حتی اگر لغزشی داشتند بتوانند با یاد و شکر جبران کنند. این از متن روایت. اما حضرت استاد چی فرمودن؟ حضرت استاد یادآوری می‌کنند یه خاطره‌ای رو که محضر استادشون علامه طباطبایی میرن و مضمونش اینه که من گاهی آقا مقدسی‌م گل می‌کنه، عین عبارت ایشون. به قول ما میگیم حالمون خیلی خوش میشه حالت اقبال دست میده. برای همه ما این پیش اومده. بعد خب کارهایی رو دست می‌گیرم مخصوصاً شما خیلی سفارش کردید که بین طلوع و مغرب بیدار باشم مثلا این از کار و این اوراد رو انجام بدم. یه دفعه یه روز پیش میاد که من مخصوصاً ایشون میگن در ماه مبارک رمضان که شب بالاخره سحری خوردیم و عبادت کردیم و تو ماه مبارک همه سحرخیز میشن. حالا مخصوصاً اون ایام می‌بینی بین طلوع و مغرب سخته دوباره ذکر گفتن و اون راه رو پیش گرفتن و این‌ها. حالا جوابی که علامه اص-- علامه طباطبایی و علامه حسن‌زاده میگه جواب جالبه. می‌فرماید آقا من همین سؤال رو از مرحوم قاضی کردم. در جواب فرمود آری می‌توانی به وقت دیگر افکنی و این آیه مبارکه سوره فرقان را قرائت کرد که «وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً». بعد حضرت استاد در خصوص موضوع ذکر و ش-شکر نکاتی رو اونجا می‌فرماید خلاصه‌ش بحث جانشینیه. حالا چه ربطی به هدیه ما داشت؟ گفتم تعجب می‌کنید. خب اصلاً ما در خصوص خود اصل نماز شب که حرف نزدیم. یه روزی هدیه‌ای تقدیم کردیم که من خودم از نوجوانی با این هدیه خو کرده بودم. آثار و برکاتش رو دیده بودم. اون عمل بعد از نماز وتر یا وتر و س-که سبحان قدوس داشت در سجده، اونو عرض کردیم. اما در خصوص نماز شب تمام بزرگان اهل معرفت بدون استثناء فرمودن انسان به جایی نمی‌رسه مگر در سحر و نماز شب. قیام بالليل. نافله شب. قسم بعضیاشون مثل امیر جواد آقا قسم یاد کردن آقا. لفظ جلاله به کار بردن که والله، والله، والله به جایی نمی‌رسد کسی که سحر نداره. خب بالاخره یکی مثل من که تنبله و تن‌پروره و چه عرض کنیم و سحرا خواب می‌مونه و حوصله نداره و چه و اینا ما چه خاکی به سرمون بریزیم؟ یه نفر از امام صادق صلوات الله علیه همین سؤال رو کرد که آقا گاهی اوقات می‌شه یک ماه، دو ماه، سه ماه؛ تو روایت اومده تا سه ماه رفت. من نماز شبم قضا می‌شه، چه کنم؟ حضرت اشاره به همین آیه کردند. منابع زیادی هست من تا همین مقدار بسنده می‌کنم. فرمودم که مگه روز را از شما گرفتم؟ این خلفه یا خلیفه گیری، خلفه گیری، این اصلی که در سیر و سلوک هست اصل خلفه یا خلیفه گیری اینجا خودش رو نشون می‌ده که آقا اولاً این نکته رو توجه داشته باشید. اگر دستورالعمل خاصی، اربعینی داری، نه، اونجا حق نداری ولش کنی. اینو توجه داشته باشید. بگیم خب گفتن که روز قضاشو انجام بده یا اگه در روز بوده شب قضاشو انجام بده. اگر دستورالعملی داره که زمان خاصی داره و عدد خاصی داره باید تو همون زمان و همون عدد انجام بشه. اینو حواسمون جمع باشه. این مربوط به اون دستورالعمل عمل‌هاییه که نه مثلاً چهل‌له نیست، ختم به اون شکل نیست. هر شب شما دعوت برای این بوده که سحر پاشو نماز شبتو بخون حالا امشب خواب موندی. اتفاقاً بعضی از بزرگان اهل معرفت که فرصت نکردم امروز خیلی سرم شلوغ بود حالم، حال جسمم خوب-- گفتم چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها اتفاقات عجیب و غریبی برای بنده می‌افته که یقین دارم یکی این جلسه یکی شب جمعه یا زهرا خیلی مورد عنایت اهل بیت و خداست. اصلاً یه کاری می‌کنن ما پامون بشکنه نیایم. مشکلاتی ایجاد می‌کنن جسمی و حالا اجتماعی همه جوره که واقعاً عجیبه این که ما خودمون می‌تونیم برسیم به نهایت خودشونه. فرصت نکردم پیدا کنم که از کی بود. گوشه‌ی ذهنم هست که از آقای قاضی دیدم تو یه منبعی حالا یه دو تا کتاب دارم یه عزیزی به من هدیه داد. خیلی کتاب شیرین و عالیه با تو بازار هم نیست این کتاب. دو تا جلده و از کار بزرگان رو درش آورده از کار خاص و خیلی خوب و یادم از آقای قاضی دیدم که فرمودن یکی از تنها، تنها عملی که این پررو نکنه منو ها حواستون باشه اینی که دارم به شما میگم این از اون جمله حرف‌هاییه که هر کسی نمی‌تونه برش داره. فرمودن که تنها عملی که قضاش اثرش و ثوابش بیش از خود اداشه نماز شبه. حالا اینو از گوشتون گرفت-- از این گوش شنیدید از اون گوش در کنید. بهش فعلاً توجه نکنید چون یه دفعه آدم جسارتاً پررو می‌شه تنبل می‌شه میگه خب دیگه من دیگه هر روز نماز قضای شب می‌خونم. نه این نه. این برای همین میگن باید طرف جا افتاده باشه تو مسیر شب و لیل و این‌ها جا افتاده باشه. حالا یه شب خسته بود شب دیر خوابیده بود فیزیک بدنش اقتضا نداشت. به هر حال مزاجش معتدل نبود یا مثل الان من مریض احوال بود که خواهشم اینه بعد از جلسه هیچکس به من دست نده نزدیک من نشید سرما خوردم. اصلاً جون ندارم حرف بزنم. فلذا اون مال اون‌هاست. میگه آقا بر اساس این آیه روز رو اصلاً خدا برای این گذاشته عجب خدای خوبی داریم. چه خدای مهربانی داریم. مثلاً من العیاذ بالله اگه من جای خدا بودم می‌گفتم غلط کردی که خواب موندی همین و بلاغیر. برو ببینم. برو تو دیگه به درد نمی‌خوری. می‌خواستی بیدار بمونی می‌خواستی به هر-- اما نه این‌طوری نیست خدا، خدا خیلی باحاله. فرصت گذاشته میگه آقا شب قضا شد روز بخون روز قضا شد، شب بخون. هر چیزیه حالا از نماز خدا رحمت کنه آقای بهجت رو که توصیه داشتن مخصوصا نمازهای واجبت رو اگه تو روزی قضا شد، همون روز حتماً اداش کن. مثلا نماز صبح. ایشون نمی‌دونم حالا هدیه‌های ما امروز خیلی عجیب و غریبه. همش بحث قضا و جا موندن و بیچارگیه. نه دیگه شما هم که همه خوبید نسبت به هدایایی که همیشه دادیم یه مقدار عجیب غریبه. حالا به شما یه نکته‌ای هم بگم اگر امام صادق صلی الله علیه نمی‌فرمود من جرات نمی‌کردم بگم حضرت فرمود این از اسرار ماست. این همین خلفه گیری، خلفه یا خلیفه گیری شب به روز، روز به شب فرمود از اسرار خاندان ماست. حالا چه خبره توش الله اعلم. حالا عین فرمایش حضرت استاد رو که من خیلی مختصرش رو گفتم یادم بندازید بدم آقای هاشمی بذاره تو گروه مسجد بلال اونجایی که فقط بچه‌های کلاس هستن از رو خودتون بخونید من دیگه بیشتر از این توضیح ندم. در هر حال سعی کنید در خلفه گیری این-- حالا اثرش در چیه؟ اثرش به نظر شما این خلیفه گیری یا خلفه گیری بر اساس آیه در چیه؟ کی می‌تونه بگه؟ چرا اصلاً این از اسراره دیگه؟ حالا رمزگشایی کنیم، عقلمونو فعال کنیم از عقل فعال عالم عقل ما کمک بگیره، صید کنه، استیاد کنه از عالم قدس و ملکوت وجود ما. تأمل کنیم، تدبر کنیم از اصل یا عبارت قلب عبارتی قرآن که "وليتلطف" تلطیف سره، سرمونو تو جامعه تو گریبان خودمون فرو ببریم، تأمل و تمرکز کنیم ببینیم عالم قدس به ما چی جواب میده. یکی از روش‌های توجه عرفانی و اخذ و استیاد از القاءات صبوقی رحمانیه. این روشی که الان من به همین سرعت گفتم و رد شدم. رمزشم گفتم قلب عبارتی قرآن "وليتلطف" سرش خیلی حرف‌ها داریم به وقتش انشاالله که حضرت استاد فرمودن "أيتعقل أيتدبر أيتعمل أيتفكر" به جای "وليتلطف" اینا رو می‌تونی بذاری. حالا سر به گریبان خودت فرو می‌بری می‌گیا سر یکی از اسرار این خلیفه گیری که قضاشو انجام بدم چیه؟ هر کی تونست جوابی بده بسم الله. بفرما شما آقای روحانی. ممنونم عزیزم. [پچپچ] یه مسئله به فرشته‌هاش افتخار می‌کنه. بنده من تکلیفی نداره، این عاشق منه. آفرین، آفرین. بله خدا مباهات می‌کنه به بنده‌ش دقیقاً که احسن به شما. ملائکه رو دعوت می‌کنه ببینید این بنده من تکلیفی نداشت از رو عشق و محبتش به من داره قضاشو انجام میده. این یک دلیل. دیگه؟ از مقام محمود جا نمونه. آفرین، آفرین از مقام محمود جا نمونه که در عنوان کشکول نور چندین جلسه ما پیرامون مقام محمود سخن گفتیم و از بزرگان اهل معرفت دلالت آوردیم که ما هم می‌تونیم به مقام در حد خودمون به مقام محمود برسیم. اینو هم اونجا گفتیم. دیگه؟ [سخنگوی 1] عرض می‌کنیم که ما دارویی رو دادیم که ابردوا یعنی تمام بیماری‌ها- داروی ابردوا. درد دوا. بله. نماز شب هم در حقیقت یک ابرموزه‌ای به خاطر اینکه تمام این بیماری‌ها، تمام گرفتاری‌ها، تمام مشكلات شما در نماز شب حل می‌شه. یعنی اینقدر قدرتشه که بتونه تمام مشكلات- احسن. این هم جواب خوبی-- ولی هنوز به اون چیزی که بنده به شما اینجا گفته بودم نرسیدیم. دوست دارم حاضر جواب باشید سر مسائلی که شنیدید. همه حرف‌های شما درست بود. [چند گوینده] جان؟ [سخنگوی 2] اثر رو نفس داره. آفرین اثر رو نفس داره. خب چـ-چه اثری داره؟ شما. [سخنگوی 3] نماز اینکه جبران کردن مسائل بله اثر اسم الجواب رو خدا در ما پیاده می‌شه با نافله خوندن. بله اینم شما. [سخنگوی 4] نماز قضا انسان معمولاً حسرت می‌خوره که انجام داده باشه این هم درسته بله. [سخنگوی 4] ولی وقتی نماز می‌خونه هم خودش حس می‌کنه یه - وجدان بیدار می‌شه. خیلی خوب. [سخنگوی 4] خودبه‌خود می‌شه از اون طرفم خدا- خواهرها چی می‌تونن اضافه کنن بگن. [سخنگوی 4] مخصوصاً اینجواجه. نه، نه. نه کلاً مطلقاً. بله خواهرها بگید، خودتون بگید. اون گناهی که در شب انجام داده و اون طعمتی که از اون شب آفرین. اومدید تو بحث. اولین صحبتی بود که در چارچوب بحث کلاس ما ارائه شد. احسنت به این خواهر. این نماز شب می‌کشونه با آدم. اون کشیدن حالا خدا اینقدر قادر و قدرتمنده و مهربونه وقتی آدم یه حالی می‌شه تو نماز شب می‌ترسه که بنده‌هاش که نتونستن حالا تا حد مرگ از این نعمت خدا بهره‌مند بشن، از اون طعم شیرین بچشن. آره. مثلاً خودت می‌تونی بگی نه. این هم هست. اما دور شدید از چارچوب بحث. اون خواهرمون تقریباً درست گفت اما کامل نگفت. ظرف ذو- اجازه بدید چون فرصت کلمه من خودم بگم. یکی از مهم‌ترین چیزهایی که ما باید بهش توجه کنیم رفقا، اصل تردده. بارها من اینو عرض کردم. اصل تردد یعنی دائماً هی ورود کنی "رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ

«رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا» (اسراء/۱۷:۸۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، مرا به ورودی راستین وارد کن و به خروجی راستین بیرون آر و از نزد خود برایم سلطانی یاری‌گر قرار ده.

" و خارج بشی و "وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا" اون سلطان نصير کیه؟ تفاسیر شیعه بدون استثنا فرمودن امام عصره. اگر کسی اصل تردد رو یعنی تردد کنه دائم هی، مرتب تردد کنه در درگاه الهی با یک عمل خاص بعد چیا، چه اتفاقی می‌افته؟ امام عصر بهش توجه ویژه می‌کنه. اون توجه ویژه امام عصر رو بهش چی میگن؟ که من الان دنبال اونم این همه از شما وقت گرفتم. همه حرفاتونم درست بود. می‌تونید یه کتابچه درست کنید حرفاتونو توش جمع کنید. همشم درست بود. مهر تاییدم بزنید. اون بهش میگن برکت. توجه امام عصرو. یه بار دیگه اینجا توی، از خود فرمایش حضرت استاد از روی این کتابی که الان جلوی منه هزار و یک نکته صحبتی رو از حضرت استاد براتون خوندم. ایشون یادتون باشه فرمودن که اون تاثیر ویژه که بهش میگن برکت در عمل مداوم یک ساله است. حالا یه وقت یه ورد چهل روزه دستور چهله، ختم چهله‌ست که اون هیچ. اون خب چهل روز داره کاری با اون نداریم. اربعین‌گیری‌ها رو کاری نداریم. ولی نماز شب که دیگه چهل‌له‌ای نیست که هر شبه. میگه آقا برکتش وقتیه که یک سال مداومت بهش بشه. این سرشه که میگه خلیفه بگیر. حالا از روز استفاده کن از اون یک ساله جا نمونی. از شب استفاده کن از اون یک ساله جا نمونی. چرا؟ اون یک ساله برکته. من توصیه می‌کنم هیچ ذکر رو به جز اربعین‌ها یا مثلاً اون دستور العمل چهارصد بار استغفار کاری که تو دو ماه انجام می‌شد خدا یا پول فراوان به انسان میده یا علم فراوان. این‌ها نه، اینا یه عدد و زمان خاص نه، اینا رو نمیگم. اونایی که مربوط به هر روزه مثل نماز شب، این‌ها رو چیکار کنید؟ حتماً، حتماً یک سال براش مداومت داشته باشید. آقا اینجا الان کلاس ما ظاهراً فقط چهارشنبه‌هاست. خب روزای دیگه چی؟ اگر شما هر روز پای درس نباشی برکت هست یا نیست؟ نیست. برکت نمی‌کنه. باید هر روز پای درس باشه. خب حالا کلاس نیست، خودت برای خودت کلاس درست کن. کتاب رو باز کن بخون، صوت اساتید رو، اساتید فن رو گوش بده، خودتو بکش بالا. روزی به تو نگذره که از این تردد در مسیر معرفت جا بمونی که برکت میره. خب اینم یه نکته‌ای بود که امروز عرض کردیم به عنوان خلفه‌گیری. این یکی از مهم‌ترین دستورات در مسیر سیر و سلوکه رفقا. هدیه امروز رو دست کم نگیرید، حتماً بهش پایبند باشید. خب بریم تو درس. چنانچه خاطر شریفتون باشه در اصل شصت و شش بودیم از کتاب گنجینه گوهر روان حضرت استاد که دست بنده است. در این اصل می‌فرمود "مرگ قطع، فقط قطع علاقه نفس از طبیعت و ماده بدن است، نه تباهی و زوال نفس." یه چیزکی توضیح دادیم. وعده دادیم که نظر ملاصدرا رو، چون اینجا داره چی می‌فرماید؟ از موت حرف می‌زنه. میگه علاقه، تعلق بین نفس و بدن برداشته می‌شه. به یک معنا می‌شه گفت شما به کی توجه می‌کنی؟ به کسی، به چیزی که بهش علاقه داری. وقتی علاقه تو، دلبستگی تو از چیزی برداشته شد، دیگه بهش توجه نمی‌کنی. علت اینکه ما به توجه عرفانی نمی‌شینیم که در عقل عملی باید درش کار کنیم در خصوص توجه عرفانی، یکی از موهبات الهی به بندگانشه که ما ازش بی‌خبریم. علتش اینه که توجه، علاقه نداریم، علاقه‌ای نداریم چون تو-توجه نداریم، علاقه‌ای نداریم که توجه نداریم. اصلاً نمی‌دونیم توجه عرفانی چی هست. حالا اونجا در بحث موت نفس ناطقه توجهش از این بدن خاکی برداشته می‌شه. چرا توجهش برداشته می‌شه؟ یعنی ‌ش کنده می‌شه. دیگه علاقه‌ای به این بدن نداره. در

اصول · الموت · قطع تعلق نفس از بدن

سیر بحث کتاب الموت به اینجا رسیدیم. چرا بدن رفته رفته نفس به جایی می‌رسه که تعلقش رو از بدن برمی‌داره؟ اگر مرگ اضطراری رخ نده، مرگ اضطراری نه اجباری. مرگ اجباری که هممون بالاخره کل نفس ذائقت الموت اجباریه یا-- اون رو کاری نداریم. اضطراری یه دفعه به یک تیر می‌زنن، یکی تیر خلاص می‌زنن. این هنوز نفسش آماده پرواز نیست که از بدن منصرف بشه، توجهش رو برداره. اونو من فعلاً کاری ندارم. اونم بحث داریم. یه وقتی درباره‌ش صحبت کنیم تکلیف اونا چی می‌شه. ولی رفته، رفته، رفته، رفته بدن نفس، نفس به جایی می‌رسه که ارتقای وجودیش ان‌-- چنان اشتداد وجودی پیدا می‌کنه دیگه این بدن مثل تفاله است براش اضافه‌ست، ولش می‌کنه، رهاش می‌کنه. توجهش می‌افته به اون بدن برزخی که شش تا تفاوت ملاصدرا در این کتابی که الان می‌خوام ازش حرف بزنم و در کتاب الموت بود خاطرم هست این شش تا تفاوت رو گفتیم بین بدن دنیوی و برزخی رجوع کنید اونجا حرف‌های شیرینی ملاصدرا زده در کتاب شریف مشاهد الالهیه یا شرح، شرح کبیره، معروف به شرح کبیر بر شواهد ربوبیه. ملاصدرا بعد از اینکه اون شش تا فرق رو میگه میره سراغ اینکه آقا این حالا این بدن، این بدن دنیوی جدا شد، افتاد رفت در چرخه طبیعت. خاکش کردن تو قبر فقهی‌مون، خاکی‌مون. اون نفس توجهش می‌افته به بدن برزخی. سیر برزخی از اونجا آغاز می‌شه. مثل اینکه شما وقتی می‌خوابی داری اون بدنتو امتحان می‌کنی. ببینم ترمزش نمی‌دونم گازش، کلاچش، هندلش کار می‌کنه یا نه. سوارش میشی هر شب سوار اون و می‌شه مرکب نفس شما هر شب. حالا با اون کجاها میری دیگه خودتو می‌تونی بسنجی. کجاها میری؟ چه چیزهایی می‌بینی؟ سرعتش چگونه است؟ پروازت می‌ده یا نه؟ براق گونه‌ست یا لاک‌پشته؟ اینا از اون بدن می‌تونی وضعیت خودتو بسنجی که در بحث رؤیاهای صادقه باید درباره‌ش حرف بزنیم. خیلی حرف‌ها اونجا داریم. اینجا که می‌رسیم می‌بینی امثال علامه جوادی آملی‌ها می‌گن که اینجا بحث اینطوری که می‌شه میگن من اصلاً می‌خوابم که خواب ببینم. یعنی چی آقا می‌خوابی که خواب ببینی؟ خواب آلودین مگه شما؟ نخیر. برای اینکه بدونم مرکبم چگونه است، بدن برزخیم رو چگونه ساختم، بدن برزخی مشخصش چی بود؟ تشخیص اون چیزی که این مشخصش می‌کنه، مشخص بر-- بدن برزخی بود بگید سریع. آفرین بدن، اعمال، عمل، عمل ما می‌شه بدن برزخی. ها پیداست دیگه از بدن برزخیت از سرعت بدن برزخی از-- که نمی‌تونی نمیتونه هرچی زورش می‌زنی، هرچی تازیانه بهش می‌زنی هر راه نمیره تو خواب یا داره خفه می‌شه تو خواب. تو خواب این بدن برزخی داره خفت می‌کنه. داد می‌زنی می‌خوای از خواب بپری فرار کنی از خودت. خب بفهمی اعمالت چی بوده که همچین خوابی دیدی؟ یا نه، بالعکس می‌بینی تا خوابیدی به سرعت براق پیغمبر به سرعت نور س-سیرت میدن میبرنت بالا. که گفتیم اگر کسی چهل روز یکبار یه همچین حالتی براش پیش نیاد جسارت می‌کنم ببخشید ول معطله. یعنی باید یه فکری به حال خودش بکنه. زودتر باید به داد خودش برسه. مثل کسی که داره می‌میره، اصلاً حالیش نیست. باید سریع بهش تزریق بشه. یه مولتی‌ویتامینی، یه بالاخره سرمی بهش بزنن. حالیش نیست گرسنه شه چند وقته معده‌ش خالیه. این‌ها یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های خودشناسی و معرفت نفس برای شخص خودت در مسیر سلوکه. این‌ها رو چیزای کمی نگیرید ما هم تو داریم می‌گیم رد می‌شیم می‌ریم. البته به خاق مطلب که نرسیدیم. یه چیزکی می‌گیم حقش ادا نمی‌شه. بعدش به وقتش، الان وقتش نیست. این عصر رو بخوایم بگیم، همین عصر، همین عصر که الان توش هستیم رو بخوایم درباره‌ش حرف بزنیم باید در بیست جلسه حرف بزنیم. اما چه کنم که ما مقدمات‌مون خیلی دیگه طول کشیده و ما می‌خواستیم بیست جلسه بریم الان بیست و شش، هفت جلسه شده. امروز فکر کنم بیست و هشتمین جلسه است. نمی‌خوایم بیشتر از این خیلی طول بکشه. فقط اجازه بدید تبرکاً فرمایش ملاصدرا رو براتون بخونم. حوصله‌ش رو دارید؟ در خصوص اینکه آقا تکلیف این بدنه بالاخره چی می‌شه اینکه می‌ره چرخ، چرخ طبیعت؟ آیا تعلق نفس به اون باقی می‌مونه؟ یه چیزکی حالا ولش کرد رفت، تعلق کنده شد، بن کل قطع می‌شه؟ یا نه یه چیزکی هنوز تعلق باقی می‌مونه که کسی میاد سر قبرت و تو متوجه‌ش می‌شی و می‌بینیش. تا حدودی می‌مونه. حالا باید ببینیم ملاصدرا، اصلاً چیزی تو اون بدن باقی می‌مونه از اجزا و قوای نفس؟ تعلق باقی می‌مونه. باید حالا ماشاالله علما نظرات متعددی دارن. کتاباتونو بنویسید بسم الله. ماشاالله هر کدوم نظرات. پونصد و هفتاد سال. پونصد سال. اون تعلق برداشت احسن. مرحوم دهلوی در کتاب همعاتش، اینو کی فرمود؟ من که ندیدم. کتاب همعات مرحوم ده، مرحوم دهلوی رو بنده ندیدم. از حضرت علامه آستاد محمد حسین حسینی تهرانی اونم از خودش که نشنیدم از کتاب شرحش بر رساله سیرت رسولی که سید بحر العلوم دیدم که الانم رو میزمه که خواستید بیاید ببینید اینجا آوردمش محضرتون دیدید. اونجا نوشته که از کتاب هم‌اعتقاد؟ / عقاید مرحوم دهلوی نوشته پونصد سال تعلق نفس ناطقه به بدن باقی می‌مونه. احسنت به آقا داوود. بچه زرنگه. اما خب این تعلق باقی می‌مونه یعنی چی؟ اینو می‌خوام دنبال اینم، یعنی چی؟ یعنی یه چیزی، یک چیزکی از نفس توی بدن معلومه باقی مونده. این مقدمه بحثمون باشه که بعداً نظر ملاصدرا رو بشنوید تعجب می‌کنید همتون. ، از نفس، از نفس در بدن، از قوای نفس در بدن یه چیزی باقی مونده، یه چیزکی. حالا بگیم یه اثری، اینطوری بگیم. یه ردپایی هنوز مونده که نفس تعلقش پونصد سال تو میشه کنده بشه. مثلاً این بدن از نظر نفس کجای بدن؟ بدن که زودتر از نفس إنشاء شده، نفس تو دل بدن متکون شده. تو چهار ماهگی نفس البته روح بهش دمیده می‌شه، خود نفس به صورت یک منه، یک قوه هیولای اولی. هیولا یادتونه دیگه؟ چوب نتراشیده. یک استعداد تو دل بدن شروع می‌شه متکون شدن. ولی روح کلی بهش دمیده نشده. در چهار ماهگی مستعد که شد و نفخت فیهم الروحی، روح درش دمیده می‌شه که دیگه اونجا مادرش تکلیفش معلوم می‌شه. مادر این بچه کیه؟ آقا یعنی چی؟ چه حرفی می‌زنه؟ خب تو رحم مادره دیگه از اول تا چهار ماهگی تو رحم مادره دیگه. نه منظورم از حیث مادر هستیه. مادر هستی کی بود؟ روح اعظم. روح اعظم کی بود؟ حضرت صدیقه شهیده. حضرت زهرا نصیبی از نور وجودی خودش رو در چهار ماهگی به این بچه می‌بخشه. الله اکبر. اصلاً بنده اگر بخوام ترغیب کنم، تشویق کنم در مسیر بچه‌داری و تربیت فرزند این‌ها چیزایی که بگیم همه میگه آقا یه دین جدید آوردی. یکیش همینه. در چهار ماهگی باید برای بچه یک مجلسی بگیری جانم. حاصلش اینه که یعنی مادر تو این چهار ماه اول فرصت اینو داره که آفرین آقا امیر آفرین. بله چهار ماه فرصت بهش میدن قشنگ آما-- هم خودش هم بچه آمادگی لازم رو پیدا کنه که نصی-- که چی بشه؟ که نصیب بیشتری از روح حضرت زهرا ببره این بچه. این نصیب بیشتری یعنی چی؟ آقا امیر؟ الان گفتی. ظرف آفرین ظرف و سعه وجودیش بزرگ‌تر بشه. آدم بزرگی بشه اصطلاحاً. اینا ببینید چه سراییه که جانم. از نظر عقیده چجوریه که مثلاً میگیم 31 فروردین سال روز ولادت حضرت محمد نور اول صلى الله عليه وسلم. این‌ها رو ما همه رو گفتیم قربونت برم. همه اینا رو ما گفتیم الان دوباره بخوایم برگردیم رابطه‌ی بین ما با صادر نخواستیم با اهل بدر عرض شود حدیث فلس-- شروع خلقت، ابتدای خلقت به چه شکل بوده و ان-- همینطوری ادامه‌ی خلقت به کجا منتهی میشه باز وقت شما رو گرفتیم. لطف کنن عزیزان جسارت می‌کنم البته، لطف کنن اینایی که تصمیم قطعی دارن تو جلسات باشن، اونایی که هم مهمونن کاری ندارم، می‌خوان واقعاً سیر بحث رو ادامه بدن ولو ماهی یه بار می‌تونن بیان در جلسه شرکت کنن با آقای هاشمی لطف کنن بگن بعد از جلسه وارد کانال مص-- اون کانال مخصوص این جلسه بشن از اول شروع کنن مباحث رو گوش دادن. این سؤال عزیزمون رو اونجا ما مفصل توضیح دادیم یا تو کانال مرام گمنامی تو بحث لقاءالله اینو خوب توضیح دادیم. در رساله سید بحر العلوم، شرح رساله سید بحر العلوم این رفرنس‌هایی که میدم برید رجوع کنید ما قشنگ توضیح دادیم که چی میشه، کار به کجا کشیده میشه. حالا داشتیم می‌گفتیم که چهارشنبه چهار ماهگی تا خواستیم-- تا حالا اجازه بدید من نگم الان این حرفا رو خیلی طول میکشه جلسه‌مون. برم تو بحث ملا صدرا. ایشون در اصل سی و یکمشون که عرض شود کسی که زندگی‌نامه ایشون رو ابتدای این کتاب تدوین کرده، اونجا نظر ملا صدرا رو میاره به عنوان امر باقی از اجزاء انسان در قبر چیست؟ امر باقی. خب اون بدن و جسد که مشخصه چیه. اما میگه امر باقی. امر. امر باقی از اجزاء انسان در قبر چیست؟ آنگاه که روح این دیگه شروع شد فرمایش ملا صدرا. «آنگاه که روح از بدن عنصری مفارقت کرده و موت انسان محقق می‌گردد، چیزی که در بدن باقی می‌ماند شیئی ضعیفیست که در حدیث نبوی از آن به أجب ذنب تعبیر شده است.» أجب با عین. زن، ذنب هم ذنب که میگن ذنب، گناه. اصلاً عرب به دم گربه میگه ذنب. چرا به دم گربه میگه ذنب؟ چون ادامه‌ی گربه‌ست. دنبالشه، دمشه. چرا به گناه میگن ذنب؟ چون ادامه داره، آثار داره. یه کسی گناه کنه اینجوری نیست که آثارش-- هرچند آثارش هست، ادامه داره. خدا نکنه کسی ذائقه دلش عوض بشه، میل دلش عوض بشه به گناه می‌گه ادامه میده سخت میشه توبه کردن. اگه تبدیل به ملکات نفس بشه که دیگه بیچاره کننده‌ست درست کردنش. باید قبل از اینکه تبدیل به ملکه نفس بشه سریع به داد خودمون برسیم. خب پس اینجا به اون در حدیث نبوی داریم که به اون شیء ضعیفی که تو بدن، بدن میت می‌مونه و دفن می‌شه بهش میگن اجب الذنب و علما در معنای آن اختلاف کردن. در معنای اجب الذنب اختلاف کردن. منظور پیغمبر از این اجب الذنب چیه؟ همین که میگه اجب الذنب مثل اون دم گربه پیداست که یه چیزی هنوز ادامه داره تو این بدن، ادامه داره. نبود تموم شد آقا. رفت دیگه چرخه طبیعت تموم شد کلاً. نه، اینطوری نیست. حالا نظرات خیلی کار قشنگی که ملاصدرا می‌کنه نظرات چند تا از بزرگان رو میاره بعد نظر خودشو اعمال می‌کنه. کار بزرگان، کار اجتهاد یعنی این دیگه اجتهاد چی کار می‌کنه؟ کلاس درس خارج حوزه چیه؟ میاد یهو ده تا نظر دیگران رو میگه بعد نظر خودشو اعمال می‌کنه. میگه به این دلیل من معتقدم اینا همه اشتباه کردن نظر بنده اینه. به این میگن اجتهاد. درس خارج یعنی این. الان پای درس خارج ملاصدرا شما نشستید در خصوص اجب الذنب. خب نظرات بزرگان رو میاره. می‌فرماید که در معنای آن بزر-- علما اختلاف کردند. بعضی آن را جزء اجزاء اصلی بدن دانسته یعنی اون اجب الذنب که منظور نظر پیغمبره میگن جزء اعضاء اصلی بدنه. بعضی اون رو. ابو حامد غزالی گوید که خود نفس می‌باشد. یعنی ابو حامد قائل به اینه که هنوز نفس تو این بدن هست. اینطوری نیست کاملاً از بدن فارغ شده باشه. عجب! و نشئه آخرت نیز با همین نفس است، ابو حامد. چون آخرت تو آیات قرآن داریم روایت هم داریم که حشر برزخی ما صرفاً با روح و این‌ها نیست که، با بدن دنیاییمون هم هست. اثباتشون از این جهته. میگن وقتی این بدن دنیایی دوباره قراره تو حشر برزخی ما بیاد، پس نفس درش می‌مونه که میاد. دوباره برمی‌گرده به اصل خودش. حالا من نمی‌خوام ورود کنم به حرفای اون‌ها طول می‌کشه رد می‌شیم. ابو یزید عقیده دارد که و قواقی، ابو یزید و قواقی عقیده دارند که جزء باقی‌مانده همان جوهر فرد بوده و در همین نشئه باقی می‌ماند. جوهر اصلی یک شخص کیه؟ اون جوهر اصلیش اون ذاتش به یک معنا. اون شیرازه اصلی‌ش، اون چیه؟ اون می‌مونه باهاش. و

اعیان ثابته · قوه خیال · قبر و برزخ

صاحب فتوحات مکیه. به به. گوش‌ها تیز. محی‌الدین عربی. محی‌الدین چی میگه؟ «آن را اعیان جواهر ثابته می‌داند.» اعیان رو که قبلاً گفتیم. جواهر رو هم که گفتیم. این که اصلاً چرا بهش میگن ثابت هم گفتیم که با عین خارجی اشتباه نشه. مثل این که ما گفتیم ما عین ثابت بودیم در صغری ربوبی، در ذات الهی. من شیء عند الله عندنا خزائنه. چرا بهش میگن به ما وقتی در علم الهی بودیم، صور علمیه در صغری ربوبی بودیم، چرا به اون میگن عین ثابت؟ علامه فرمودن، حضرت استاد فرمودن که برای اینکه با این عین بیرونت متفاوت باشه، تمایز قائل بشه. بگو ما عین ثابت اونجا، حالا عین بیرونیت، عینیتی که الان داری یه عین دیگه‌ست. همون پیاده شده. اما این کجا، اون کجا؟ ما صورت علمی بودیم بعد اومدیم در نشئه طبیعت پیاده شدیم به این شکل. الان عینیت‌مون این شکله. طور الانمون اینطوریه. خلقکم اطوارا دیگه. طورهای مختلف خلق شدیم. پس ابن عربی نظرش اینه که اعیان جواهر ثابته میدونه اون عجب الذنب رو. و البته هر یک از این آرا و نظریات را وجهی مورد احتمال می‌باشند. خیلی محترمانه ملاصدرا میگه یه وجیه اینا بیان کردن مورد احتمال هم هست. ردش نمی‌کنیم بگیم نه الا الا و تا همین. اینا نیستن. احتمالش هست که خالی از عنایت نیست. اما برهان عقلی، کار ملاصدرا قشنگیش اینه. برهان عقلی میاره. می‌فرماید اما برهان عقلی دلالت بر بقای، اینجا اونجاست که تعجب می‌کنید نظر ملاصدراست. حالا دلالت عقلیش رو خیلی بیان نمی‌کنه اینجا. حالا یه فرصت دیگه‌ای خواستید برهانی که بر این موضوع داره بیان می‌کنیم. الان یه مقدار سنگین می‌شه جلسه. اما برهان عقلی دلالت بر بقای قوه خیال در بدن پس از رفتن روح دارد. آیا قوه خیال یک قوه، یک رتبه از نفس بود یا نه؟ یک شأنی از شؤون نفس بود دیگه. تا اینجا ملاصدرا می‌فرمود اون می‌مونه تو بدن. که چی بشه؟ زیرا قوه خیال جوهری‌ست که به ذات از این بدن منفصل و جدا بوده و نیز آخرین چیز باقی‌مانده در این نشئه دنیوی، آخرین چیزیه که تو این نشئه دنیوی او بدن می‌مونه و اولین امر در نشئه اخروی در شمارست . یه بار دیگه نگاه کنم ملاصدرا می‌فرمود که زیرا قوه خیال جوهری‌ست که یعنی عرض نیست. مقابل جوهر عرضه، عارضه. مثل رنگی که رو دیوار می‌پاشن عرضه. الان آقای رنجبر صحبت فرمودن که رنگ کار پاشیده عرضه. می‌شه برش داری. اما جوهر دیوار و عینیت دیوار رو که شما خـ-- اصلاً خود دیوار، اصلاً صورت عقلی دیوار تو عقل شما چگونه‌ست؟ دیوار به ما هو دیوارها. این مصداقش رو کاری ندارم. دیوار برای همیشه تو عقل شما صورت علمیش هست. به شما میگن درخت. یه تصوری اصطلاحاً تو وجود شما از عقل، از درخت هست. او صورت علمی است. حالا خالی از این که حالا مصداق بیرونی‌ش چیه؟ این درخت، این درخت، این درخت، نه اینو کاری نداریم. اصلاً درخت چیه؟ قوه عقل شما این رو در درون داره دیگه. اون-- اینا، اینا که دیگه آ-- عرضی نیستن، عارضی نیستن. این معلوم به ذات شماست. همیشه همراه شماست. برای همین میگه هر چیزی رو نبین، هر چیزی رو نشنو، هر چیزی رو نچش، هر چیزی رو نگو. اینا می‌شن خودت. اینا می‌شن چشیده‌های درون، ای-- د-دارایی‌های تو می‌شن. اینا معلوم به ذات تو می‌شن. همیشه همراه تواند. ج-جزء جوهر وجودی تو می‌شن. لذا ببین اینجا که می‌رسیم علامه فرمودن علم و عمل جوهرند و انسان‌ساز. عرض نیستن که بگی حالا برش دار. برداشتنی دیگه نیست. خودت رو مگه می‌تونی برداری؟ ببینید از مسیر حکمت چقدر قشنگه درس اخلاق بشنوی. حکم بده. الله در کی پیاده شده؟ صاحب ولایت کلیه الهیه. اصلاً ولایت محل و مصدر صدور حکمه. خب هر چقدر من و شما به ولایت برسیم می‌تونیم حکم صادر کنیم. الان من می‌تونم به شما بگم آقا امام عصر تشریف بیارن چه حکمی به شما میدن؟ به شما، به تک تک شما چه-- نسبت به سعه وجودیتون یا نسبت به اینکه چه اسمی و به چه شدتی در شما پیاده شده که اون بوی ولایت رو میده. تلبس به اسماء الله قربتا الی الله یادتونه دیگه؟ بوی ولایت، ولایت یعنی همین. به همون میزان بعد و قرب ما به امام عصر ما مشخص می‌شه و همون مقدار ما حکم می‌گیریم از آقا و به ما حاکمیت میدن. یعنی آقا، آقا محسن شما برو مثلاً فلان شهر رو اداره کن. حسین آقا شما برو فلان دعا تو دست بگیر. آقای فلانی شما برو کشور فلان. حاجی بعد شما هم بشین تا زیر پای علف سبز شه. بالاخره به هرکیه حکمی میده بر اساس چی؟ سعهٔ وجودی. ببینید بند بند حلقه‌های این بیست و چند جلسه صحبت که با هم داشتیم چگونه داره خودش رو ظهور میده. این که به شما میگم عجول نباشید ب- بذارید مباحث در شما پخته بشه، جا بیفته. تشنه باشید، اینا رو پیگیری کنید، مباحثه کنید. صوت‌هایی که گوش ندادید رو گوش بدید، پیاده کنید. اینا رو همه تو ذهنتون داشته باشید. بعد خودتون مجتهد می‌شید، خودتون اجتهاد می‌کنید، خودتون کتاب می‌نویسید، تأسیساً می‌نویسین. یعنی تولید علم می‌کنید. من به شما این قول رو میدم. خیلی حرف زدیم، ببخشید. پس یه بار دیگه. زیرا قوه خیال جوهری‌ست که به ذات از این بدن منفصل و جدا بوده و نیز آخرین چیز باقی‌مانده در این مشع دنیوی و اولین امر در مشع اخروی در شمار است. پس آنگاه که نفس از این بدن مفارقت کرد، حالا موت شده. نفس می‌خواد مفارقت کنه از این بدن. صورت مدرکه‌ای با آن می‌باشد. صورت مدرکه چیه؟ که تو درکش کردی یا درکش می‌کنی. صورت مدرکه‌ای با آن می‌باشد که به اد-- یا اینجا مدرکه که داریم می‌گیم یعنی خودت درک می‌کنی. مدرک اون چیزی که درک می‌کنی. مدرک صورت مدرکه یعنی یک چیزی تو وجود شماست که چیزی رو درک می‌کنه مثل قوه خیال. قوه خیال درک می‌کنه بیرون از شما رو. به این میگن مدرک دیگه. مدرک اون صورت و اشکالیه که قوه خیال در خودش ایجاد می‌کنه. اینجا می‌فرماید صورت مدرکه‌ای با آن می‌باشد یعنی یه چیزی می‌مونه توش که با این درک می‌کنه، ادراک می‌کنه که به ادراک امور جن- جسمانی محسوس پرداخته. عجب! حتی امور جسمانی محسوس رو هم درک می‌کنه. اون قوه خیالی که با نفس ناطقه میره به عالم برزخ رو نمیگیم‌ها. اون اصلاً با ملک ارتباطش قبلاً بحث شد. رابطه‌ی اون با ملک چگونه‌ست. گفتیم فقط شنودش باقی می‌مونه. این از این طرفه، این طرف. این بدنی که الان دفن شده به جهت اینکه یک شعنی، یه چیزکی از نفس هنوز حالا اسمشو بذار خیال، قوه مسببه هرچی می‌خوای اسمشو بذار. یه قدر-- قوه مدرکه‌ایه هنوز درک داره. اینطوری بگیم. ملا صدرا میگه بخوایم همه فهمش کنیم این بدن هنوز درک داره آقا. چی رو درک می‌کنه؟ به ادراک امور جسمانی محسوس پرداخته. عجب! یعنی الان من این مرده رو مسش کنم، دستش بکشم، حالا با مشت بکوبم تو کله‌ش یا نوازشش کنم، می‌فهمه؟ بله قشنگ می‌فهمه. به فرمایش ملا صدرا می‌فهمه به جان؟ نه اون خفگی ما رو، اون نفسیه که رفته. این دیگه بهش نمیگن خفگی. این فقط متوجه می‌شی که شما چگونه باهاش رفتار کردی. آفرین، آفرین. یادش. حالا ببینید الان میگه. بذار بریم جلوتر عجله نکنیم. پس به ادراک امور جسمانی محسوس پرداخته و آنها را مشاهده می‌کند. مشاهده هم می‌کنه. مشاهده می‌کنه. با چی؟ قوه خیال دیگه. قوه خیال صورت ایجاد می‌کنه دیگه. و این ادراک و شهود با حس باطنی و جامعی می‌باشد که مجمع انواع محسوسات و اصل حواس بوده و بدن شخصی خود را به صورتی که در دنیا بوده و با همون صورت وفات یافته است تصور می‌کند. همون بدنی که تو دنیا بود چگونه بود، مخصوصا لحظه وفاتش. همه رو قشنگ تصور می‌کنه، یادش میاد. و این تصور به ذات، به سبب قرب اتصال آن با بدن، عین انسان مقبور بوده. یه بار دیگه. و این تصور به ذات، این تصوراتی که اون داره قوه خیالی که مونده تو بدن داره تصور می‌کنه، به ذات هم هست، تو خودشه از بیرونش که نیست. به سبب قرب اتصال آن به بدن، چون یک عمر همراه بدن بوده، عین انسان مقبور بوده بر منزله مفعول یعنی تو قبر شده و به ادراک آلام واصله بدن دردهایی که به بدن وصل می‌شه می‌رسه. بر سبیل معقولات حسی که شریعت حق حاکی از آن است پرداخته یعنی قشنگ از، با، چون حس انسان هم عقلیه. حس حیوان وهمیه. بیناییش هم وهمیه. چشاییش هم وهمیه. سـ-سامعه‌ش هم وهمیه. اما اِاِ-- انسان نه، بیناییش هم عقلیه و همه چیش، همش عقلیه. مستش عقلیه. چشیدنش، بوییدنش همه بوی عقل میده. ترشحات عقله. رشدهات عقله. می‌فرماید به ادراک آلام واصله بدن این دردهایی که به بدن وارد می‌شه، این به اون بدن مقبور شده یعنی تو قبر شده بر سبیل معقولات حسی. معقولاتی که یعنی حست اینو عقل تو این حس رو درک می‌کنه. الان شما اگر دست بکشی به جایی یا یه کسی دست به شما بکشه، کی اینو درک می‌کنه؟ ظاهراً حس لامسه تو اما این، این خودش هیچ‌کاره‌ست. این حس نمی‌فهمه چیکار داره می‌کنه. این بحثش گذشت دیگه. این میره به قوه خیال، قوه خیال براش صورت ایجاد می‌کنه. حالا این به شما میگه یا مشته یا نوازشه یا وشکونه یا نازت داره می‌کنه. اون قوه خیال اینو مشخص می‌کنه. اونم تازه میده به عقل که عقل درک کنه که صورت معقوله‌ش چیه؟ یعنی این چیه؟ این به صورت کلی چیه؟ عذابه یا ثوابه؟ نوازشه یا برعکسه؟ چیه این؟ این صورت مدرکه رو حسیه ولی عقلیه. بعد از این چه تعبیری داره بر اساس شریعت حق؟ می‌فرماید که شریعت حق حاکی از آن است این آلام واسطه به بدن پرداخته و عذاب قبر نیز چیزی به جز همین معنی نمی‌باشد. اوهو. به چی؟ درکش تو عقل کله بله. درک اصلیش. بله درک اصلیش تو-- هر چقدر تو زجر بکشی عقل کل زجرشو می‌کشه. صورت میاد-- بله اون اصل کاره. هر چقدر تو اذیت بشی مادرت اذیت میشه، پدرت اذیت میشه. حالا الان آقا داوود جلوتر نرو. بعد اینا فرار می‌کنن. الان اینا رو فعلا نباید شما بشنوید. زوده. چون اینا بعد می‌بره این اصول فلسفی ما رو می‌بره مثل کاری که عرض کردم مصباح الانس ابن فناری کرد. ابن فناری تو مصباح الانسش چی کار کرده؟ مصباح الانس، چراغ انس با اصول فلسفی تعمیق‌گیری کرده. شما با این اصل فلسفی آقا برهان عقلی برات میارم قبول کردی؟ معنوسی با این اصل دو دو تا چهار تا حالا بفرمایید. حالا میاد می‌بردت به یه اصل عرفانی. به تو القا می‌کنه یه اصل عرفانی رو اما ابتداش اصل فلسفیه. کار قشنگیه که علامه صد-- علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضا می‌کنه همینه. ما رو با براهین عقلی، با فلسفه، با اصولش آشنا می‌کنه و برهان عقلت می‌پذیره میگی بله درسته. بعد می‌برت تو وادی عرفان، می‌برت تو وادی قرآن. میگه حالا این آیه داره اینو میگه. ذوق فلان عالم که عرفانه اینو میگه. بعد خودتم می‌بینی یک دفعه عارف شدی. بعد اخلاقت اصولی شد. سیر و سلوکت اصولی شد. همینطور من درآوردی دیگه نیست. بعد اونموقع رو ریل افتادی. نمیفتی از ریل بیرون، رو ریل حالا سرعتت شاید کم بشه اما از ریل دیگه بیرون نمیفتی. چفت شدی رو ریل. تازه یکی از پشتت بیاد با سرعت هم بکوبه بهت، تو رو پرت، پرت می‌کنه رو ریل میری جلو. اصلاً از ریل دیگه جدا نمیشی. کار قشنگه. براهین عقلی اینن. خستتون نکنم. بله همینجا و عذاب قبر نیز چیزی به جز همین معنی نمی‌باشد. و برعکس اگر ذات خود را به صورت ملایم و دلخواهی تصور کند، همین معنی هم عین ثواب قبر بوده. اگر اون، اون بدنی که تو قبره قوه خیالش ذات خودش رو اینو تو کلماتو دقت کنید، ذات خودش رو به صورت ملایم و دلخواهی تصور کند. یعنی بر اساس ملکاتی که نفس در خودش ایجاد کرده، ذخیره کرده، اون قوه خیال تصوراتی که می‌کنه چگونه است؟ یا تصور وحشتناک و بد و پلید و قبیح و عذاب و شکنجه و نیش عقرب و مار و افعه. همون بدنی که تو خاکه و قوه خیال به قول ملاصدرا چیزا که هنوز توش هست، تصوراتی که می‌کنه یا تصورات افعه یا تصورات روح و ریحانه. اگر تصوراتش من دارم مثال می‌زنم متوجه بشید ملاصدرا چی داره میگه. اگر تصورات قوه خیالی که در بدن تو قبر مونده، اگر تصوراتش موهشه بود، وحشتناک بود، خب این دچار عذاب قبره. افعی می‌بینه دائم داره نیشش می‌زنه. وحشی می‌بینه دائم داره درندست به سمتش حمله می‌کنه. می‌بینه داره خفه می‌شه. داره توی باتلاق لجن‌زار فرو می‌ره. آدم شهوت‌رانی بوده دائم. اما نه اگر روح‌الریحان بود، رضوان الهی بود، احساس فرح می‌کنه، نشاط، کیف می‌کنه. همونی که اونجاست. اینو ببین خیلی ظریفه ها خیلی من ازش فرار می‌کنم چون هنوز بعضی از مبانی رو نگفتیم که ما اینو کامل براتون باز کنیم. اذیت‌کننده‌ست براتون می‌دونم. هنوز مبانی ما کامل نشده. یه وقت دیگه انشاالله یادتون باشه یه سال بعد اینو دوباره با هم می‌خونیم. بعد هم همه قشنگ می‌فهمید یعنی چی. اصلاً هم اذیت نمی‌شید. تازه چیزای دیگم بهش اضافه می‌کنیم. بعد حضرت ملاصدرا ادامه میدن و برعکس اگر ذات خود را به صورت ملایم و دلخواهی تصور کند یعنی روح و ریحان، همین معنی هم عین ثواب قبر بوده و بنا به مفاد حدیث نبوی حالا حدیث رو می‌کنه. این همه ب-برهان گفت حالا حدیث رو می‌کنه. القبر روضه من رياض الجنه. قبر یا باغی از ب-باغ‌های بهشته. أو حفرة من حفر النيران یا حفره‌ای از یه چاهی از چاه‌های جهنمه. از کجا معلوم می‌شه روضه است یا حفره است؟ آفرین از ذات اون شخص که قوه خیالش مونده هنوز یه چیزکی تو بدنش، اون تصور داره می‌کنه. قوه خیالی که از من و شما تو بدن می‌مونه دفن می‌شه، اون تصوراتش بر اساس ذاته، بر اساس ملکا ملکات نفسه. برکات بر اساس اون چیزی که یک عمر باهاش خون کرده. یهو یادش میاد این نه من-- یادش میاد که نه من اهل زیارت بودم، اهل گدا بودم، اهل دستگیری از فقرا بودم، اهل صداقت بودم، اهل راستگویی بودم، اهل پاکی و نظافت بودم. در جنابت سریع غسل می‌کردم، نگه نمی‌داشتم خودمو که خباثت وجود آورده و، و، و. من همیشه دائم الوضو بودم. اینا همه این خاطرات اون موقع م-مثل یک سیلی میاد طرفت خروشان. ببین هرچی الان من گفتم زیبا بود، روح و ریحانه. کیف می‌کنی اینو یادت بیاد. اما العیاذ بالله نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا که اگر کسی ملکاتش، ملکات نفسش که ذاتشو دیگه ساخته بر اساس امور قبیحه بوده، پلیده بوده، آلوده بوده. دیگه همش اینا یادش میاد. همش یادش میاد دل اینو سوزونده، دل اونو شکسته، حق اینو خورده، نمازشو اصلاً حالیش نبوده چی خونده، به این جسارت کرده، زن و بچه‌شو حقشونو خورده، عصبی بوده، همش داد، فریاد، جنجال تو خونه‌ش جهنم به پا کرده بود. هرچی یادش میاد می‌بینه عرق و ورق و زرورق و چی و فلان. بله تا کار به جای باریک نکشیده بحثو جمع کنیم. همش این چیزا یادش میاد، همش هم وحشتناک بیچاره کننده‌ست آقا. فرمایش ملا صدرا مونده. یه پرانتز باز کنم آقا شما میخوای با من رفیق شی حاجی؟ بله چرا نشم؟ میشه حالا که میخوای با من رفیق شی رفاقتتو تمام کنی؟ یه وجه تشابهی همین الان به من بده. حالا میخوای وایسی تا من بمیرم تو قبر ببینم چی میشه. الان وضع من چگونه است؟ بله چشم نوکر شما هستم. بفرمایید از خوابتون برگردیم دوباره به موضوع رؤیا. از خوابتون. خواب‌ها بر اساس ذات‌هاست. منشأت نفسه. مطلقاً علامه می‌فرماید در کتاب الان دارم تو اتاقم دوست داشتید بیاید ببینید رو– رساله ایشونو پیرامون رؤیا. مطلقاً هرچی در خواب می‌بینی انشائات نفس ناطقه خودته. چرا نفس شما این رو ایجاد کرد؟ نفس فلانی اون رو ایجاد کرد. چرا شما نور و رحمت و ریحان و آسایش و انبساط و فرح و شادی و خوشی و اصلاً از خواب بیدار میشی کیف می‌کنی. دوست داری ادامه می‌داد خوابت ادامه پیدا می‌کرد. اما یه وقت می‌بینی برعکس میشه. دوست داری اصلاً از این خواب به شدت بکنی فارغ بشی اصلاً بهش فکر هم نکنی. اینا کاملاً داره مشخص می‌کنه ما چه کاره‌ایم. از همین الان معلوم که ما تو قبرمون قرار گرفتیم. از اونجا که میریم تو قبرم دیگه. اون، اونم یه وجه قبره. یه رشه‌ای از قبره، تو خواب. النَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا. همه مردم خوابن. وقتی که نمیرن تازه بیدار میشن. بیدار که میشی اون موقع تعبیر خواب‌هاتو میخوای ببینی چه خواب دیدی. بعد میبینی همش صور قبیحه، صور موهشه، وحشتناک. یه عده‌ام که میگن نه همش صور، صور ملذّه، لذت‌دار، کیف، نوش، صفا، اولیای خدا. بعضی‌ها هم خواباشونو برام تعریف می‌کنن میگم ب-- خوش به حالت چه خوابایی. البته من خودم به شخصه ترجیح میدم که خواب اصلاً نبینم. خیلی هم کم خواب می‌بینم. الحمدلله. [صدای سرفه] قبلاً هم گفتم کسی سوره قل هوالله احد رو زیاد مداومت کنه، دائم تو همه نمازاش در حال راه رفتن، نشسته، یف الذین یفکرون الله قياماً و قعوداً و على جنوبهم سوره قل هوالله زیاد بخونه خوابش کم میشه. خوابیدنش نه ها، خواب دیدنش کم میشه. اما خواب می‌بینه. شما در حقیقت می‌خواید تلقین نفس‌هاتون بشه. بله دیگه. از الان آماده میشی برای رفتن. حالا اینا رو من الان نباید به شما بگم. بعد یه بلایی سر خودتون میارید زن و بچه‌تون اذیت میشن. من اذیتم و عیالم و خانوممو کردیم دیگه پیر شدیم تموم شده رفته بیچاره پای ما سوخت. چه اذیت‌هایی ما که چه کارایی کردیم بنده خدا. هیچ کس هم جزو ما نمی‌تونست ما رو تحمل کنه. احدی. خدمتتون عرض کردم اینایی که سریع عاشق چشم و ابروی یکی میشن میگن ها اینو من می‌خوام این-- میرن بعد طلاق عاده-- عاطفی و شرعی رخ میده. تبلیغات خودمو زن و بچه‌ام نمی‌کنم. یه موضوعیه برای خودش. همون چهل هفته جمع کران پشت سر هم رفتم گفتم خدمتتون. توسل کردم به امام حسن گفتم آقا من می‌خوام مادر نسل بعدم رو انتخاب کنم. شوخی نیست. شما انتخاب کن. من نمی‌تونم. حالا خدا لطف کرد. هرچی که میریم جلوتر بیشتر خودشون نشون میده که واقعاً هدیه امام حسن به ما بود و الا من الان اینجا نبودم. بگذریم. سپس آنگاه که حشر فرا رسیده و امر بعثه آغاز گردد نفس با بدن ترک-- نفس با بدن ترکیب یافته، حالا میرسه سراغ آخرت. این تو عالم برزخ بود، بدن دنیوی‌مون یه طرف با قوه خیالش، نفسمون هم که رفته تو بدن برزخی یه طرف اما هنوز تعلقش کامل کنده نشده. می‌فرمايد سپس آنگاه که حشر فرا رسیده، دیگه قیامت شده، قیامت کبری، و امر بعثه آغاز گردد نفس با بدن ترکیب یافته این دیگه فرمایش قرآنه که حشر ما حشر هم بدنیه هم روحیه. نفس مت با بدن ترکیب پیدا می‌کنه و صلاحیت دخول در بهشت و ادراک لذات آن را تحصیل می‌کند. در این صورت اگر انسان از سعادتمندان باشد به لذات موجوده دست خواهد یافت و در صورتی که از اهل شقاوت در شمار آید نصیبی جز آتش جهنم نخواهد داشت. یعنی چنین انسانی در شریعت کافر و در حکمت، دیگه در حکمت نمیگن کا- کافر میگن گمراه و در حکمت گمراه هست و لذا باید دانست که احوال آخرت از حیث وجودی، این نکته آخر رو همه گوش و هوش باشید. لذا باید دانست که احوال آ-- حالا اینجا تو احوال برزخ و احوال قبر دنیایی رو گفت حالا رفته سراغ اونجا. می‌فرماید احوال آخرت از حیث وجودی شدیدترین و کامل‌ترین نوع تحصّل از صور موجود در هیولایی را دارن که موضوعات حرکت و زمان بوده و صور اخروی هم یا تعل-- متعلق به ذوات خودند و یا قائم به موضوع نفس می‌باشند که در هر دو صورت حالا یا صور یا متعلق به ذوات خودند یا قائم به موضوع نفسند که در هر دو صورت از لطیف‌ترین نوع هیولا خواهند بود. خب اونجا که دیگه استعدادی نیست. هیولا گفتیم استعداد محضه. میگه اونجا دیگه به شدت، شدت، شدت یعنی دیگه نهایت، اگر درده نهایت درده، اگه لذته نهایت لذته. اما بر اساس چی؟ اون هیولا، هیولایی که صور رو ایجاد می‌کنه یعنی این بالاخره هیولا گفتیم چوب ن تراشیده یعنی منه یعنی استعداد. اونجا که ماده نیست استعداد ما رو عالم ماده‌ست. چه کنیم؟ چگونه جواب بدیم؟ حالا یا اینجا می‌فرماید یا متعلق به ذوات خودند یا قائم به موضوع نفسند. چه کنیم؟ یا برمی‌گرده خلاصه‌ش، یا برمی‌گرده اون، اون چیزی که اونجا پایه سیر و بحث اخروی ما می‌شه یا برمی‌گرده به این ابتدا– ابتدایی‌ترین وجود ما که همین بدنی بود که خاک شد. این چی داره الان ان-- خیال می‌کنه؟ این یاد چیه؟ ذاتش چیه؟ این که خیلی مهمه بدن حلال زاده باشه. این الان توی این بدن همین مقبور که قبر شده و غضب‌آلود قبرش کردن کردن تو اون قبر فقهی. حالا تعلق نفس هنوز مقدارکی باقی مونده و قوه خیال به قول ملاصدرا هنوز توشه هنوز سی-- صورت‌هایی رو داره ایجاد می‌کنه. این ضریب می‌خوره. این صورت‌هایی که این قوه خیال دار-- داشت ایجاد می‌کرد. اگر صورت‌های وحشتناک ایجاد می‌کرد، این ضریب می‌خوره. وحشتناک‌ترین صورت‌ها رو ایجاد می‌کنه اونجا تو آخرت. اگر این، این یه، یه وجهش که دارم توضیح میدم. اگر این صورت‌های روح‌ریحان و لذت‌دار ایجاد می‌کرد، اونجا نهایت لذته، خوشیه. اونجا دیگه این نیست که به شما لذت رو عارضی بیارن عارض کنن به شما. تو وجود خودت لذته. فرح تو ذاتته. عذاب تو ذاتته. یا معذبی، معاقبی یا منشره‌ای و منبسطی. اون کسی که دنبال حوری هستش در آخرت. اون کسی که دنبال حوریه، اون برا-- به سیر بحث بریم همین قوه خیالکی که براش هنوز تو بدن دنیوی‌ش مونده، این داره همش ایجاد صور حوری می‌کنه. حالا حوری رو از خانم‌ها بهشون بر نخوره. قبلاً گفتیم حوری همسر بهشتیه. می‌تونه مرد بهشتی باشه، می‌تونه زن بهشتی باشه. از رو کتاب علامه هم براتون خوندیم از خودمون نگفتیم. کلاً مطلقاً همسر بهشتی. اون حدش همونه، حدش همونه. اما کسی که حالا تصور کنید کسی دائماً خیالش سمت سید الشهدا و کربلا و روضه و حضرت زهرا و امیرالمؤمنینه. ها؟ صور و اشکال چی ایجاد می‌کنن؟ همش هیئت، همش روضه، همش مسجد، همش بچه‌های مذهبی، آدم‌های نورانی، آدم‌های خوب، همش صداقت، همش راستی، همش پاکی، همش نظافت، هم همش چیز مثبت، مثبتات. خب این، جان؟ پونصد سال نظر مرحوم. پونصد سال دیگه نظر مرحوم. آره دیگه. حالا شما بگید طولانی مدت چون رو عددش بعضیا هفتصد هم گفتن. [پچپچ] بدن؟ [پچپچ] باشه هر جا که بره نظر ملاصدراست اولاً شما می‌تونید رد کنید. شما می‌تونید اجتهاد کنید برا-- با براهین، با براهین فکری‌تون بگید نه من اینو قبول ندارم به این دلیل. بسم الله. ما هدفمون از این جلسات اینه که شما یه زمانی، الان زوده هممون یه زمانی، یه سال دیگه، پنج سال دیگه، ده سال دیگه اگر انشاالله ریش، ریش‌هات، سر این مقالات سفید شه ما هم بیفتیم به اجتهاد. شما هم یه کتاب بدید مشاهدالعلویه شرح کبیر بر شواهد ربوبیه، بر شواهد ربوبیه. این شرح اونه. شرحه، شرح. حالا شما هم یه شرح بدید رو این یا مثل تجرید الاعتقاد مرحوم شیخ طوسی این کتاب رو علامه حلی شرح براش زد. اسمشو گذاشت کشف المراد. بعضی جاهاشو قبول کرد، تعلیقه زد، تهشیه زد، بعضی جاهاشو اثبات کرد، برهان آورد. یه آقای دیگه‌ای اومد همین‌طوری شرح داد. علامه شهرانی اومد دوباره همون کشف المراد علامه حلی رو شرح داد. دوباره علامه حسن‌زاده اومد شرح م-- استادش علامه شهرانی‌شو شرح داد. بعضی جاها رو رد کرد و بعضی جاها رو تایید کرد. شما هم بسم الله کتاب بنویسید. حالا رو اون عددش کاری نداریم. بله. الان این ارتباطی که میشه از طریق سید الشهدا، میشه دیگه از نفسی درگیری، تعلقی از نفس به اون بدن تعلق نفسی می‌گیم. در خصوص امام حسین؟ بله اون آقای- بله، بله اهل بیت هم که اصلاً برای اونا دیگه پونصد سالی نیست. برای اون‌ها اینطوری نگیرید. [پچ، پچ] برای اون، برای خودمون بگیریم. برای اون‌ها نه، اون‌ها اصلاً نفس-- قبلاً هم اینجا عرض کردیم بدن اون‌ها هم خاصه- الان ما خیلی- الکوتیه ...باره‌ی اموات خودمون به حقیقت این اشتیاق نفس این اموات هست، فیدای که می‌کنه. این می‌خواد از ما نگهداری کنه مثلاً حال امواتش. بله پس چیه؟ حالا اون چیزی که به قول ملاهادی سبزواری تو بدنش مونده، اون چیزی که تو بدنش مونده چی بود؟ شأنی از شؤون نفس بود هنوز توش مونده. نفسه که تقا-تقاضا داره می‌کنه از من و شما خیرات بدید، خیرات بدید. حالا من بعضی از بیان بعضی از روایت‌ها می‌ترسم واقعاً. یه، یکی از اساتیدم حالا من میگم اساتید بارها گفتم ادعا نباشه، من استاد به اون معنا نداشتم و ندارم. من یه علف خودرویی بودیم و یه چهار تا کتاب خوندیم. کسی به این امید که آقا استاد علامه حسن زاده استاد، استادش بوده یا مثلاً آیت‌الله حق شناس که گوششو گرفته برده تو حوزه استادش بوده، با این امیدها دنبال سر ما کسی دنبال سر ما راه نیفتید. ولی کلاً یکی از اساتید که میگم حالا نه استاد بنده، اساتید حوزه بود. یه روز یه حرفه قبلاً رفتم روایتشو پیدا کردم دلم لرزید. فرمود که روایت پیغمبره. اگر می‌دونستید اوضاع امواتون رو پیغمبر فرمود که دائماً دارن فریاد می‌زنن که ببخشید جسارت می‌کنم اون استخون‌ها یا اون خورده نون‌هایی که می‌ریزید جلوی سگان درباره درگاهتون مثلاً باگی دارید، خونه‌ای دارید، قدیم ما مرسوم بود سگ، سگ نگهبان داشتن. اون حیوان، اون استخون‌ها، خورده نون‌ها، ته صبحا که می‌ریزید جلوی سگ‌ها، اونو به نیت ما بریزید. الله اکبر! ببین اونور چه خبره. آیا آقای علیزاده پرسیدن نفس اون‌ها اینطوری شائقه فریاد کنان تمنا می‌کنه. حالا شما وقتی خواب می‌بینی مثلا خواب می‌بینی میتت رو چگونه-- اون که نمی‌تونه اینطوری بیاد به شما فریاد بزنه که. اون اصلاً اجازه نداره حرف بزنه. البته یه راه‌هایی هست یکیشو من تو یه جلسه گفتم که چگونه اجازه، بهش اجازه بدی با شما حرف بزنه. اونو قبلاً گفتم. حالا در هر حال زبان اونا رو ما حالیمون نمی‌شه. حداقلش اینه که در عالم رؤیای همین خ-- اینجا تو این نشئه که می‌خوابی میری در برزخ و مثال متصل خودت می‌بینی که اون میتت، اون عزیزت که از دنیا رفته مثلا عریانه ، یا مریضه ، حالش خوب نیست، گرسنه است یا مثلا از این و مثلا قسمت ناف بگیر تا بالا، پایین نه، از ناف به بالا عریانه. معمولاً اینا عریان کامل معمولاً نمی‌بینیم ما چون اون‌ها ولایت داشتن. اموات ما الحمدالله ولایت داشتن، عریان کامل نمی‌شن. باز البته این خیلی ظرائف داره باید حواسمون جمع باشه که شاید خودتو دیدی. اینم هست شاید اصلاً خودتو در نفس خودت، خودت رو به تو نشون داده به چهره اون میت. اینا هم هست حالا اینا به وقتش باید صحبت کنیم. تموم شد که اینجا این فرمایش ملاصدرا بله. که یه چیزی که اثر این خب در برزخ هست یعنی مثلا ظرفیت حرف و همه‌چیز نداره؟ بله دیگه احسنت. برزخ اصلاً نمی‌تونه ظرفیت-- اصلاً چرا ما قیامت کبرا داریم؟ چرا به برزخ میگن قیامت صغری؟ قیامت اصغرش هم اینجاست. به خاطر اینه [پچ، پچ] آفرین. به خاطر هم که فرمایش آقای روحاني-- اصلاً در عالم برزخ صعه‌ی وجودیش اجازه نمی‌کنه همه پاداش ما یا عقاب ما رو اونجا بدن. یه بخشیشه. قیامت کبرا کلشه. اونجا دیگه عین لذته . اونجا یعنی اینطوری بگم، نهایت کار ما چیه؟ با اون اصول فلسفی بریم جلو اینه، یا ما عینا نار هستیم یا عینا نور هستیم. چیزی از این دو حالت نیست. انتهای کارمون تو برزخی، تو برز-- تو آخرت. تو برزخ یه رشحاتیه، یه رشحه، یه جلوه‌ای، یه تجلی از آتشیم. خدای نکرده العیاذ بالله کفار و مشرکین منافقین اینطوری. اهل ایمان یک تجلی، یک ظهوری، یک جلوه‌ای از نورن. به میزانی هم که اون نور رو دارن در مرز-- برزخ اهل بیت بهشون سر می‌زنن. قیامت نه، همه بغل اهل بیته. خودشون فرمودن [دیالوگ خارجی]. اما تو برزخ نه، به میزانی که نور وجودیت شدت داره همون میزان بهره می‌گیری از حضور امام رعوف، از حضور حضرت صدقه شهیده. وقت قیامت اصغر هم تو دنیا چه موت قبل انتم موت باشه، چه اون لحظه احتضار و موت باشه، اونم همینه. چه میزانی تو اجازه داری-- چه-- اصلاً اینطوری خودمونی شه و همه فهمشه، چقدر اجازه داری ذل بزنی تو صورت امیرالمؤمنین کیف کنی لحظه موت؟ به میزانی که از نور ولایت بهره گرفتی. این نور ولایت چی بود؟ اسماء الهی بودن. هر چقدر اسماء رو در خودت پیاده کردی شدت این س-- اسم چگونه است؟ چرا من فقط و فقط به فکر خودمم؟ من چند روز پیش ببخشید اونا خ-خیالات، متخیلات خا-خلوت منه. اما یه دردی وجودم رو گرفت. گفتم من چهل ساله به فضل الهی دارم کار فرهنگی می‌کنم، وسط گودم. چقدر تهدید شدم از سمت منافقین، دشمن‌ها. رو در خونه‌مون مجاهدی مثلاً نام مجاهدین خلق نامه زدن با مهرشون که کارت تمومه فلان تا دلت بخواد آوارگی‌ها کشیدیم. چقدر خانواده‌های ما اذیت شدن. منتی سر عهدی نداریم با عشق انجام دادیم همه این‌ها. ولی می‌خوام خدمتتون عرض کنم که همه این‌هایی که ما دیدیم، یه صلوات بفرستین. اللهم صل علی محمد و آل محمد. دوست دارم وقتی صحبت می‌کنم همه حواسشون باشه. بیش از نیمی از شما حواستون نبود. منم حرفم رو ادامه نمیدم. بالاخره یه ریزه‌کاری‌هایی بزرگان یاد دادن به ما. یه چیزکی، یه چیزکی متوجه میشی حواس کی هست، حواس کی-- وقتی نیمه لیوان میاد از نصف کمتر میشه دیگه آدم بی‌خیال میشه. آب مضاف میشه دیگه. ولی وقتی می-- بالاست بالاتر از نیمه، کُره دیگه آلوده نمیشه، آب کُره. مثال عرض می‌کنم. اون رو اگر من حرف اشتباهی هم بزنم چون شما در حالت کُر هستید آلوده نمی‌شید. اما اگر اجتماع ما، جماعت ما مضاف باشه، اضافی بشه به چیزی بهش، بعد یه وقت من حرف اشتباه هم بزنم آلودتون می‌کنه. اینا اصوله من باید رعایت کنم. اگه اینو رعایت نکنم می‌کنم به شما ضربه زدم. بگذریم، از حرف بگذریم، بگذریم. ما خیلی حرف زدیم. فکر می‌کنم یک ساعت شد. درسته؟ ساعت دقیق رو که می‌دونه چقدر ما حرف زدیم. یک ساعت و سی دقیقه. یک ساعت و بیست و پنج دقیقه. خیلی پس حرف زدیم.

خاتمه · عذر از طولانی شدن درس

اجازه بدید یه ربع من سؤال جواب بدم چون خیلی حرف زدیم. من از شما یه عذرخواهی هم بکنم. عذرخواهی که بدهکارم به شما بابت اینه که من روز اول حالا س-- وقتی داشتیم تقسیم می‌کردیم صوت‌ها رو که بذاریم تو کانال، خب از ا-- لازم بود که من از اول تا آخر گوش بدم دیگه هر جا نیاز می‌شه آقا این قطع شه، این، این نباشه اینا. از، ه-از همه جلسات زدیم. بعضیش پنج دقیقه، بعضیش نیم ساعت مثلا حذف شده. بعد یه-- همون جلسات اول دیدم من به شما گفتم آقا ما نیم ساعت صحبت می‌کنیم نیم ساعتم سؤال جواب میدیم. بعد این نیم ساعت شد چهل دقیقه، بعد شد یک ساعت. جلسه پیش که شده یک ساعت و نیم و یک ساعت پرسش به پاسخ. خب چ-- پاسخ، پرسش. این اِممم به نظرم خوب نیست که انقدر من پررو بشم و وقت از شما بگیرم و اذیتتون کنم. یه ذره کمک هم کنید که حالا وقت گرفته نشه. میریم سراغ اگر یه ربعی کسی سوالی داشت من در خدمتتون هستم. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم صل على محمد. والحمد لله رب العالمين. صلوات. اللهم صل على محمد و آل محمد.


Corrections log

موردASR خاماصلاحمنبع
فرقان ۲۵:۶۲هو الذي جعل الليل والنهار خلفة…وهو الذي جعل الليل والنهار خلفة…Tanzil
اسراء ۱۷:۸۰رب أدخلني مدخل صدق…رب أدخلني مدخل صدق وأخرجني…Tanzil
الناس نیامعن الناس نیامون اذام اتو…الناس نیام فإذا ماتوا انتبهواحدیث مشهور
طباطبایی/حسن‌زادهطاهطباایی / حسنی زادهطباطبایی / حسن‌زادهوضوح
مزارمثارشونمزارشونوضوح
Latin/Cyrillicalge/body/хоть/Mrعلاقه/بدن/حذفوضوح

یادداشت طول: متن پیوستهٔ خام ≈ ۳۸۵۰۰ نویسه (بی‌فاصله)؛ این فایل پوشش کامل همان جلسه است. Segments حذف شد.