د
دروس معرفت نفس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۶
دارای متن همگام
کلاس معرفت نفس — ۲ مهر ۱۴۰۴ · شیخ عبدالزهراء (پرسشوپاسخ)
حشر وحوش · زلزال و أثقال · تفسیر انفسی/آفاقی · وضو و نور علی نور · طهارت
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۲:۳۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱ سرفصل
متن کامل جلسه (پاکسازیشده)
۰:۰۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
خب من در خدمتتون هستم به چند دقیقه کوتاه.
هر کی میخواد تشریف ببره خدا به همراهش باشه انشاالله همیشه و به همراه اینایی هم که نشستن باشه.
خواهش میکنم بله آقای روحانی زنده باشی عزیزم. خدا نگه دار.
در مورد عالم امر. عالم امر.
عالم امر. عقل. حیوونات و حواشی راه ندارن که برن جا.
ندارن بله. حالا در مورد قیامت که قرآن میگه «وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
«وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» (تکویر/۸۱:۵)
و هنگامی که وحوش محشور شوند.
یا در قیامت اا مکانی که ما نماز خوندیم آن شهادت میده در مورد اون.
این رو میشه توضیح بدید که این چیجوریه؟ اصلاً خیلی من همیشه عاشق سؤالهای آقای روحانیام.
پیش شهدا بودم دیدم ایشون داره میاد، کیف کردم.
سؤالها، سؤالهای خوبیه. البته جوابش هم خیلی جوابه.
یعنی خیلی طولانیه من اجمالاً عرض کنم.
که اولا «وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» که محشور میشن یعنی قیامت محشور میشن، یعنی قیامت کبرا حیوانات محشور میشن؟
برای چی محشور میشن وقتی عقل ندارن؟
اصلاً اونجا طور طوره. موافق عقله اصلاً.
همه مفسرین قائلاند که این محشور شدن حیوانات در برزخه.
در برزخ میان. یعنی اصلاً اونا بالاتر از وهمو ندارن.
نمیتونن برن به عوالم بالاتر.
تا برزخ میتونن بیان. حالا برای چی میان تو برزخ؟
وقتی عقل ندارن چه حساب کتابی؟
روایات اومده امام صادق سلام الله علیه فکر میکنم به مفضل فرمود که همین که مثلاً شاخ بیمورد به اون یکی زده.
بدونن که عالم حساب کتاب داره.
چه برسه ما انسانها. همین که گرگه رفته اون مثلاً برهای رو دریده و یه، یه بخشیشو خورده بقیهشو ول کرده و رفته یا اصلاً فقط دریده و رفته.
تو اگه گرسنه نبودی برای چی اینو دریدی؟
حساب کتاب داره باید جواب بدن.
که البته اینا همش بر میگرده به انسانها.
یه بحثی داریم اینجا که باید دید اون حیوان در حیطه چه انسانی به اینجا رسید.
استاد این بر می گرده به اون نفوس بد انسانها نمیشه؟
بله دیگه. نفس خبیثه، نفوس پلیده.
چون حیوان که دیگه محشور میشه که انسانها باهاش اونجا بله اون، اون آها اون تفسیر اا انفسیه.
اون که الان شما فرمودید تفسیر انفسیه.
که این حشرت یا ا که حیوانات درنده محشور میشن، این نفوس وحشی انسانهاست.
انسانهایی که به سبعیت رسیدن.
نفس ملکیشون رو کشتن، نفس الهیشون رو کشتن، ملکیشون رو کشتن حتی بهیمیت هم نه، سبعیت.
یعنی وحشی و درنده شدن.
بله اون تفسیر عرفانیه.
که اینو میگن ولی این هم هست.
یعنی تفسیر عرفانی این چنینی که صاحبان نفوس درندگی مثل نتانیاهو علیه اللعنة والعذاب الالم میان محشور میشن.
این دلیل بر برداشتن اون تفسیر افقی نیست که فرمودن اون حیوانات هم میان محشور میشن به این دلیل.
اونم هست اینم هست. احسنت به شما.
این یه مورد. و دیگه اینکه فرمودید که سجده گاه انسان محل سجده تا شب احسنت شهود، شهود زمین و اینا.
آفرین. بیشتر از این خوشم اومد.
ببینید قرآن فرمود «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
«إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» (تکویر/۸۱:۱)
هنگامی که خورشید درهم پیچیده شود.
خورشید خاموش میشه. درسته؟
آیا واقعاً خورشید خاموش میشه؟
«إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا
«إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» (زلزال/۹۹:۱)
هنگامی که زمین به لرزش خود لرزانده شود.
«وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا
«وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا» (زلزال/۹۹:۲)
و زمین بارهای سنگین خود را بیرون دهد.
زمین کنفیکون میشه، میپاشه.
هرچی "أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا" چیزای سنگینه تو دلشو میپاشه میریزه بیرون.
بعضیا مثلاً تراجم نوشتن که بدن انسانهایی که تو زمین خاک بوده میاد، میاد بیرون و امثالهم.
اینها، اینا تفسیر افقیان.
و یه پوستهایو دارن فقط ما رو آماده میکنن که معادی هست، یک جهان پس از مرگی هست.
اما اولاً قرآن میفرماید «هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ».
خدا آسمان و زمینو به حق آفریده.
حق نابود شدنی نیست که.
آسمان و زمین اگر طور الهین برای چی نابود بشن؟
خدا یه انرژی هستهای بزنه، بمب هستهای بزنه این عالمو کنفیکون کنه خورشید خاموش میشه این عالم همه از بین بره که چی بشه؟
مگه محتاج خراب کردن این عالم طبیعته تا قیامت به پا بشه؟
اگر اینجا خراب میشه پس الف، الف آدم اومده و میاد چیه؟
و خواهد آمد الی یوم القيامه.
که حضرت به سائل فرمودن که تا قیامت اگه تو به من ب-بگی قبل از اون آدم کدوم آدم بود؟
بعد از این آدم کدومه؟ میگم آدم میاد، آدم میاد.
الف، الف نشانه کثرته.
اگر اینه پس خرابی چیه؟
ر-- اینجاست که تفسیر افقی میاد، تفسیر انسی میاد به کمک ما.
تفسیر افقی یه جاهای دیگه دست و پاش بسته میشه.
جوابگو نیست.
خیلی جاهای قرآن «وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا».
کسی که ظ-ظلم به قرآن کنه صرفاً تفسیر افقی میبینه.
همینا رو کامل و جامع و مانع میبینه.
دیگه نمیرسه به راه تفسیر انسی و درجا میزنه و به خیلی ارزشها نمیرسه مثل همین.
یه مثال من برای شما بزنم.
الان عرض کردیم «وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» (زمر/۳۹:۶۹)
و زمین به نور پروردگارش روشن شود.
ای به نور امامها.
اگر قرار باشه زمین به نور امامش روشن بشه، اون موقع بله «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ».
خورشید خاموش میشه. خاموش میشه نه یعنی این خورشید از بین میره.
یعنی در برابر نور امام این خورشید دیگه در بر-- میشه مثل کرم شبتاب در برابر خورشید.
درسته؟ متوجه شدی؟ اینه میگم این وجوهه.
ما هنوز برای شما ورود به این مسائل نکردیم.
وجه نظری بیشتر داریم میگیریم.
یه چیزایی هم میگیم یه ذره ذائقتون شیرین بشه.
خدا میدونه همین لطف رو به من بکنه این توفیق رو به بنده حقیر بده.
هر روز آه میکشم میگم خدا به من لطف کن، عنایت کن من از باء بسم الله تا سین والناس قرآنت رو در حداقل در خصوص هر یک آیه یک تفسیر انسی بیارم.
یه حرف باطنی، یه ورق بزنم به باطن آیه.
توفیق میخواد گفتنش. یا مثلاً این زلزله چیه که میاد؟
یعنی دورههایی دیگه که قیامت توشون به پا شده این زمین زلزله به پا شده و کنفکون شده از بین رفته؟
دوباره خدا زمین ایجاد کرده؟
نه، همچین چیزی مو نداریم اصلا.
پس این زلزله چیه؟ اولا هر کسی به تعدد نفوس وقت موت خود شخصش که میرسه زلزله به پا میشه.
ببینید یه اصل کلی داریم.
یه اصل کلیه همه بدونید. مراتب مافوق رو قبلا هم گفتم.
مراتب مافوق رو میگن سما.
مادون، ارز.
مافوق، عرش.
مادون، فرش.
مافوق، اصل.
مادون، فرع.
مافوق، غذا. مادون، قدر.
آفرین. مافوق، نفس.
مادون، آفرین بدن.
همینطوری به همین راحتی.
شما اینا مافوق احدیت و مادون واحدیت همینطوری که میگیری میری جلو میبینی-- مافوق باطن مادون ظاهر.
الی ما شاء الله اصله.
حالا اونجا میفرماید یه وجهش میشه یعنی بدنهای خود- آفرین.
این بدن خود شخص.
ارز رو بگیر مادون خودت.
رتبه مادون شما میشه بدنت.
بدن به لرزه میفته. وجهش کجاست؟
وجه اثباتش. اون چیزایی که سنگین اومده ثقل.
ثقالت سنگینیه دیگه. ثقیل.
از این زمین چیزایی که براش سنگین اومده میریزه بیرون.
چی برای این بدن سنگینه؟
شما وقتی یک حقیقتی رو کشف میکنی، یه راهی به ملکوت پیدا میکنی، زمین لرزه تو وجودت نمیفته؟
بدنت نمیلرزه؟
موهات سیخ نمیشه؟ چرا؟ چون و أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا.
وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا
«وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا» (زلزال/۹۹:۳)
و انسان گوید: آن را چه شده است؟.
انسان میگه چه خبر شده؟
حالا یه وجه باطنترشو بگم؟
حوصله دارید؟ بله.
چون وقتی حوصله نداشته باشید حرفا فوت میشه، به درد نمیخوره.
امیرالمؤمنین علیهالسلام یه جا به سینه مبارکشون اشاره کردن فرمودن إنها هنا لعلم جمع.
علم جمع. اینجا به اینجا الان که نشستید اینجا به اینجا میگن جامع جمع.
یعنی همه چی توش جمعه. ولی واقعاً اینجا جامع جمعه؟
خودمون که بچه رسانهایم میگیم جمع کن بابا این حرفا رو.
شعار نده. جامع جمع جان انسان کامله که همه چی درش مندمج شدهست.
امیرالمؤمنین اشاره به سینه مبارک میکنه فرمود إنها هنا لعلم جمع.
همه علوم الهی جمع شده تو اینجا.
حالا، یه جا داریم خود مولا میفرماد که العلم ثقيل.
علم سنگینه، ثقل داره، مال هر جانی نیست.
خب؟ این یه نکته.
آیا علم حق هست یا نه؟
حق یه جای دیگه امیرالمؤمنین فرمود الحق مرّ.
حق تلخه. آدم تلخی رو معمولاً چیکار میکنه؟
بالا میاره. پس میزنه.
بدن طاقت نداره. طبع بدن تلخی براش ثقيله، سنگینه، پس میزنه.
علم هم که ثقيله، حقه و حق هم که تلخه.
میگه أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا.
وقتی که امیرالمؤمنین زبانش رو همین زبان مادیشو باز میکنه از این بدنش صوت مادی ناشه-- منتشر میشه،
شروع میکنه علم رو بیان کردن و أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا.
وقتی اون سنگینیهای علم رو که برای دیگران سنگینه نه برای خودش، میریزه بیرون.
وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا. همه میگن چه خبر شده؟
این حرفا رو ما تا حالا نشنیده بودیم.
برای حمام خطبه میخونه چهار کلام مولا میگه طرف آه میکشه میمیره.
وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا. این اتفاق وقت ظهور میافته.
امام عسکری بیاد بالاترین و جامعترین و بهترین و اصلا اصلیترین برنامه حضرت، برنامه جامع حضرت احداث دانشگاه با هزار دره.
روایت داریم. بعضیا میگن مسجد کوفه رو یا شهر کوفه رو هزار باب بهش میده، اونجا میشه محل تحصیل علوم.
وقال الإنسان همه میگن چه خبره این علوم تا کو-- این تا حالا کجا بود؟
و تنها به لرزه میفته.
نگاه نکنید اینجا ما داریم از این علوم سنگین حرف میزنیم بعضیا تو چرتن.
من مشکل دارم. من بلد نیستم.
من لسانم الکن از بیان اینها که شما نمیلرزید جسارتا.
اگرچه من ندیدم جلسهای به پاشه حداقل یکی دو نفر بعضیا بعضی جلسات تعداد زیاد دیدم منقلباند، عرش میریزن.
دیدم اینو. اون اثر کلام استاد و اثر اشراقات نوریه ایشون و هدایتگری حضرت حق از طریق اولیایش و اهل بیت و امام عصر و اینهاست.
ربطی به من نداره. هرچی نقصه مطمئنم از بندهست.
اگر منم بلد بودم اونطوری حرف بزنم و أخرجت الأرض أفغالها این سنگینیها رو بریزم بیرون.
أعوذ، میدیدی که چی؟ زلزلت الأرض زلزالها.
تن همهتون چنان میلرزید.
این وجوه متعددشه.
حالا بله دیگه.
علم هم سنگینه هم حقه، هم تلخه.
کامها نمیگیرن.
چون ظرف مناسب ندارن. از روی شیر مادر، هممون شیر مادر، روح مادر من شاد و خدا مادرهاتون اگه رفتن شادشون کنه اگر هستن هم شادشون کنه.
انشاالله فیض این جلسه به پدر مادرامون اصابت کنه.
هممون شیر مادر خوردیم. شیر مادر رو میدونستید چقدر تلخه؟
تلخه یعنی اصلا بدمزه است اینطوری بگیم.
اصلا مزه خوبی نداره. ولی بچه چجوری کام میگیره؟
خود ما چجوری میگرفتیم؟ که به سختی از شیر مادر میگیرن بچه رو.
بیچاره میشن تا مادر بچه رو از شیر مادر بگیرن.
چرا؟ چون ولع داره. ولی چقدر خوبه برای بچه.
علم خیلی خوبه برای همه. اما ثقیل، اما تلخه.
به کام همه نمیشینه.
حالا قرآن حق هست یا نه؟
بله. قرآن میگه قرأت القرآن ترتیلا.
یا یه جا میفرماید که اصلا تل، تلاوت.
میگه تلاوت قرآن کن.
تلاوت از چی میاد؟ تل.
تل یعنی چی؟ پیوستگی، دنباله دار بودن.
کنار. کنار دست، بغل.
بالای بزرگراه بابایی تو تهران رفته باشید یه جا زده تلو.
اصلش تله. میخونن تلو.
یعنی کنار جاده، کنار اتوبان.
قرآن رو میگه تلاوت کن. یعنی یه چیزی کنارش بذار.
چرا؟ مگه خود قرآن چیه که باید یه چیزی کنارش بذاری؟
قرآن حق هست یا نه؟ چون سنگینه باید تفسیر بشه.
آفرین. حق هست یا نه قرآن؟
حق چی بود؟ سنگین بود و تلخ.
نه، نه. تلخ.
الحق مر. تلخ بود.
شما یه چیز تلخ رو خالی خالی میخوری؟
باید شیرینش کنی. با چی شیرین میشه؟
تفسیر، تفسیر تفسیر آقا.
اینا همه تو دل اونه. با تقوا.
تقوا یعنی پیادهسازی دستورات اهل بیت.
یعنی قبول ولایت امیرالمؤمنین.
شوخی نداریم. بازی با کلمات نمیشه کرد.
یعنی تو چارچوب اهل بیت هم خطکشی که کردن بری جلو از خودت حرف نزن.
این شیرین میکنه قرآن رو. اگه کسی تلخه قرآن براش، قرآن رو تلاوت نمیکنه.
مثل چایی تلخه دیگه.
با چی می خورنش؟ با قند.
این میشه شما داری چایی رو با قند میخوری، داری تلاوت میکنی.
چایی رو تلاوت میکنی.
درست شد؟ قرآن هم این شکلیه.
باید با عمل، با عمل به مع-- دستورات اهل بیت یا بر-- عبارتی بهش میگن تقوا.
به یک معنا دیگه میشه گفت عمل به قرآن، عمل به قرآن، قرآن تلخ رو به تو شیرین میکنه و کامل شیرین میکنه.
هم تواصل بالحق و تواصل بالصبر میشه دیگه.
بله دیگه. احسنت و تواصوا.
بله همه در خسرانن.
إلا الذين آمنوا وعملوا الصالحات.
بعد میاد اینو چه کارش میکنه؟ بازترش میکنه.
إلا الذين آمنوا تواصوا بالحق.
آمنوا. حوزه عقل، فکر، تدبر، تعقل، برهانه.
حوزه نظره. عقل نظریه.
معرفته، عرفانه، فلسفه است، حکمته.
همین جلساته. إلا الذين آمنوا وعملوا الصالحات.
عمل الصالحات رو چجوری تشریح میکنه؟
وتواصوا بالصبر. عمل، صبر میخواد.
یعنی تو عقل عملی، پیاده کردن این دستورات باید صبور باشی.
مثلا شما اگه صبر نمیکردید به الان جلسه میرسیدید؟
الان صبر کردین نشستین دیگه.
همه چی همراه صبره. من اگه صبر نداشتم میتونستم این همه حرف بزنم؟
چیه؟ اون ش-- خمیرمایه شیرازهش صبره.
هر عبادتی. خب سؤالشون گفتم به شما عرض کردم آقای روحانی جواب زیادی داره.
تازه من خیلی کوتاه گفتم.
بله. یه سری آیات مثلا ومن آياته مثلا خلقکم من تراب.
نمیخوام-- خلقکم من تراب.
میخوام بگم این آیاتها، این آیههایی که این شکلیه ومن آياته از نشانههای خدا بره.
اونا همیشه تو زیر انفرادی میاد، تفاسیر انفسی میاد و اینکه اون تفا-- تفاسیر انفسی فقط برای معرفت نفس ماست،
برای شناخت ماست یا اینکه اون تفاسیر آفاقی هم که خارج از ما هست- نه اون آیاتی که در قرآن میفرماید مثل إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي
الْأَلْبَابِ» (آل عمران/۳:۱۹۰)
در آفرینش آسمانها و زمین و آمدوشد شب و روز برای خردمندان نشانههایی است.
آیات. درست شد؟
این آیات، ماشاالله تو قرآن از آیات سخن، سخن گفته.
وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ
«وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ» (ذاریات/۵۱:۲۰)
و در زمین برای اهل یقین نشانههایی است.
وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ
«وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» (ذاریات/۵۱:۲۱)
و در خودتان؛ آیا نمیبینید؟.
این آیات. این آیات صرفاً تو بحث تفاسیر انفسی تعریف نمیشن.
مثلاً میگن اونا برای معرفت نفس ماست.
بله. س-- تو تفاسیر آفاقی هم هستن.
اما اصل اونه.
اصل تفسیر آفاقیه.
حالا جلسهی آخر مقدماتمون که وعده دادیم انشاالله فرق بین تفسیر انفسی و آفاقی رو که گفتم خیلی مهمه براتون بگم قشنگ دیگه جا میفته چرا ما اصرار
داریم تفسیر انفسی. این کتابا همه تفسیر انفسین، آفاقی نیستن.
بعد شما رو به حرکت وامیداره.
خب حالا الان من چی؟ الان چی؟
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ
«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ» (معارج/۷۰:۱)
پرسندهای از عذابی واقعشدنی پرسید.
سائل سؤال کرد به عذابی که واقع بشه.
گفت اگه قراره این استغفرالله العظیم اعوذ بالله رو کرد به مولامون گفت اگه قراره این جا نشینه، این بشه امام ما این زعامت ما رو دست بگیره همین
الان عذاب بیاد منو بگیره.
سنگی از آسمون به سر من کوبیده بشه و همون هم شد.
خب به چه درد من میخوره این الان؟
الان نفس من چه-- ارتباط نفس من با این واقعه چیه؟
اون که تموم شد رفت. شنیدید تو دانشگاه هم زیاد میگن آقا هزار و چهارصد سال پیش یکی اومده فلان.
الان چی؟ این الان چی یعنی تفسیر انفسی.
نفس من، ارتباط نفس من با این چیه؟
الان چی؟ میگه قیامت، قیامت، قیامت.
خب الان چی؟ ولی تفسیر، تفسیر انفسی یه کاریه، بلایی سر ما میاره که البته تفسیر آفاقی هم خواهرم کمککنندهست، معده.
کمک میکنه که اونم بفهمیم.
اون بیتاثیر نیست. ولی اصل تفسیر انفسه.
ما رو کمک میکنه که همین الان قیامت برای ما به پا بشه.
ما همین الان قیامت رو درک کنیم.
همونی که از علمای میگه انی نباشه، لنی باشه این یعنی نفس درونش باشه؟
بله احسنت. همینه.
یه سؤال دیگه هم ما بپرسیم و برای امروز بسه.
کسی داره اصلاً؟ بله استاد.
اگه من خواهش میکنم با بلندگو بگید چون اشکال کردن به ما.
هی میگن آقا ما سؤال رو نمیشنویم، صوت رو گوش میدیم.
آخه صداتون وایس شنیده نمیشه بعضی مشکلات آره دیگه.
استاد در خصوص، در خصوص نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ که در خصوص وضو فرمودید فکر میکنم بحث یه کوچولو فقط اشاره کردید.
این نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ که برای امام صادق میفهمن وضو رو، وضو نوره.
اون چه حالتی داره که نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ میشه؟
در صورتی که یه خب میری وضو رو تجدید میکنی.
این چجوریه؟ من فکر میکنم- بذارید خودش بگه.
دوست دارم من پاسخ بدم که ببینم- بفرمایید.
خیلی هم خوبه واقعاً بحث بشه.
یه چیزی چون بهم وارد شد.
به خاطر این میگن که نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ.
شما فرض کن مثلاً ما تو یک مشت دستمون ما که نمیدونیم چند قطره آب جمع میشه.
مثلاً به فرض من میگم هزار تا قطره آب تازه یه مشت دستمونه.
قراره اون هزار تا آب حالا بینهایت قطرههای آب رو صورت ما ریخته بشه رو دستمون مس میکشیم.
من فکر میکنم که هر کدوم از اون قطرهها میتونه برای ما ه-- نمیدونم هزاران هزار برابر، ااا باعث بشه که فرشتهها به اون نظر بکنند.
خب شما حساب کن هر یه قطره خودش چقدر میتونه نظر کرده ملائکه باشه که هر یه قطره شامل مثلا ان تا نوره.
پس این همه قطره میشه نورون نمیدونم درست میگم یا نه، میشه نورون علی نور.
خیلی، خیلی زیبا اشاره کردید ولی خب کامل نبود.
حالا من اجازه بدید کاملش میکنم.
اجازه دارم؟ سوالتون تموم شد خانم دکتر؟
بله تموم شد. بله. ببینید این نوران علی نور حالا چیزایی که هم خواهرمون فرمودن خوب هم متوجه شدن قصه رو.
یه کتابی هست الان رو میز منه، نه تو ماشینمه به نام کامل الزيارات النقول، النقوله القمی.
قدیمیترین مصادر روایی بر در خصوص جلسات اهل بیت و امام حسین و اینا.
اتفاقا منبع اولیه زیارت عاشورا هم همین کتابه.
من توصیه میکنم همتون کتابو بگیرید بخونید.
مخصوصا عاشقای امام حسین و کربلا و هیئت و اینا باید این کتابو بخونن.
مثلا یه روایتی اونجا داره که کسی که در راه امام حسین عرق میریزه تو هیئت جلسه زار روضه امام حسین نشسته عرق، همه ما عرق میکنیم سینه میزنیم و--
تکتک این خواهرمون که جواب دادن هم گوش بدن.
تکتک این عرقها، قطره قطره این عرقها رو خدا تبدیل میکنه به یک ملک.
آقا این مادهست. قدرت خداست.
مگه خدا ما رو از چی خلق کرد؟
خلقکم من تراب دیگه، از خاک.
هو الذي انشأکم من الارض واستعمرکم فيها.
از همین خاک. ماده رو تبدیل میکنه به عقل.
کار خداست. به من و شما چه؟
قدرتش همینه. فتبارک الله احسن الخالقین.
واقعا تبدیل میشه این قطرهها به ملائکه، بله.
اشکمون هم این شکلیه. اشکی که برای امام حسین یا خوف خدا این دو تا.
اشکای دیگه نه. برای اهل بیت خوف خدا.
اشکی که ریخته میشه، اینا تکتک این اشکها میشه ملک.
وضو هم اینه خانم دکتر.
تکتک قطره، این البته یه جوابشه.
جواب زیاد داره. انشاالله یه فرصت دیگه.
الان دیگه همه خستهایم. قطره قطره این اشک وضو، آب وضو میشه، روایت داریمها میشه ملک.
تازه من یه روایت دیدم حالا یادم نیست کجا تو کافی کلینی، امالی شیخ طوسی کجا داره رو ک-- رو میزم هست همه اینا دفترمون.
که از هر قطرهی آب وضو هفتاد ملک.
اصلا چه چیز عجیبی. خب این ملائکه وجودشون مگه نور نیست؟
نور محضاند. عقلاند دیگه، نورند.
ما الآن تو عالم نوریم. بعد ملائکه کارشون چیه؟
وسائط فیضاند. واسطهی فیض میشن.
یعنی از وجود شما مثل این که از شما بچهای خلق شه.
این بچه میشه باقیات الصالحات شما.
ملک که گناه نمیکنه. بچه امکان داره کار زشت بکنه.
اگه تو تر-تربیت بچهات کم گذاشته باشی، اون کار زشت بچهت تو نامهی اول شما نوشته میشه.
اما اگر شما حقش رو ادا کرده باشی، کار گناهش در م-- نامهی اول شما نوشته نمیشه اما ثوابهاش نوشته میشه.
حالا ملک که دائماً کارهاش همش یکپارچه نوره.
هرچه این ملک تا انتها-- برای اینکه ما بفهمیم سهولت فهم میگه آقا تا قیام قیامت برات استغفار میکنه اون ملک تو نامهی اول تو مینویسه.
پس حالا همونه. پس مادر بزرگ من همیشه میگفت همیشه دائم الوضوع باشین.
فرشتهها همیشه واستون دعا میکنن.
آفرین. زبان کوتاه اما بسیار پرمغز بزرگ-- قدیمیا ما، پدربزرگها، مادربزرگها.
آقا قیامت حالا خواهرم، خانم دکتر یادتون باشه شما اینم یادتون باشه که یه جلسه میخواد همین سؤال ایشون.
اقراق نمیکنم واقعاً یه جلسه یک ساعته میخواد.
البته بیسوادی بنده.
ولله دست کارکشته علم بده این سؤال این خواهرمون رو پنجاه جلسه، صد جلسه بگه.
یه نکتهی دیگهای که عرض کنم این که مطابق یا مثال آب در نشئه طبیعت.
خب اینجا الان آب ج-ج-- آب مایهی چیه؟
حیات. آه، احسن. و جعلنا من الماء خدایا شکرت.
الحمدلله تو مسجد تو شکر میگم که هرچی دارم میگم با آیهی قرآن میگم.
با روایات آل الله میگم و کلام بزرگان.
خدایا از ما نگیر. و جعلنا من الماء کل شيء حي.
اینجا مایهی حیاته. خب؟
حالا بریم به نشئه ملکوت. اونجا چی مایهی حیاته؟
یعنی آب اونجا چیه؟
علم. آفرین. علم. اگر کسی-- علامه فرمودن تو یکی از صوتهاشون اگر کسی آب-- خواب ببینه داره آب میخوره، علمش زیاد میشه.
مگر اینکه اصلاً عطش علمی نداره، کاسبه.
اصلاً دنبال علم نیست، نه اون رزقش زیاد میشه.
آب ملکوت هم داره. ملکوت هم داره؟
داره دیگه. أَمَّن شَيءٍ عِندَنَا خَزائِنُه.
آب هم نازل شده. آب هم نازل شده.
این آب ظاهری رو شما میزنی به صورتت، ظاهرشو داری میزنی به صورتت.
اما این آب ملکوت داره.
ملکوتیش چیه؟ علمه.
اگه میگه نورانی میشی، دقت کنید خانم دکتر این جواب دوم.
اگه میگه نورانی میشی نوراً علی نور.
نور چی بود؟ آفرین.
العلم نور.
ملکوت آب چی بود؟ علم بود.
علم روی علم میشه نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ.
پس کسی لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
«لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۵۶:۷۹)
جز پاکشدگان آن را مس نمیکنند.
جز با طهارت نمیشه مس کرد باطن عالم رو.
باطن عالم چیه؟ علمه.
تو با وضو به علم میرسی.
رزقت زیاد میشه، علمت زیاد میشه، فیضت زیاد میشه، نزول ملائکه بر تو شدت میگیره، اسماء در تو پیاده میشن، قرب پیدا میکنی.
اون مرتبهی عالیهش از همهی کل اینا رو بگیر اسمشو بذار ولایت.
میشه ولایت. ولایتت زیاد میشه.
بعد میزان بعد و قرب شما به امام عصرت از همین جا معلوم میشه.
با یه وضوئه ببین چه بلاهای عشقی سر ما میاره.
اینه که دارم به شما میگم. اگر به فضل الهی حضرت حق کمک کنه بنده و شما رو این مسیرو درست برین جلو، من به شما این نوید رو میدم، این امید رو میدم
درست بیاید جلو. انشاالله با اشراقات خود حضرت استاد به جایی میرسید که یه روایتو میذارید برای یه روایت، یه کتاب به این قطر مینویسید.
یعنی هی میجوشه در درونتون.
ر-- فقط شما مبانی فکری رو داشته باشید، براهین عقلی رو داشته باشید، تو مسیر حکمت حرکت کنید بعد عرفان میجوشه.
عرفان خودش میاد. زائدهی حکمته.
لذا یه کتاب داره ختم کلام.
حضرت استاد فرمودن چون چرت بعضیا منو اذیت میکنه.
حق هم دارید خستهاید. حضرت استاد فرمودن برهان و قرآن و عرفان یک حقیقتاند.
از هم جدا نیستند. یه کتابم اصلاً دارن بگیرین کتابو بخونین به همین عنوان.
برهان و ق-- برهان و قرآن و عرفان از هم جدا نیستند.
برهان چیه؟ عقل، فلسفه، حکمت.
عرفان هم که مشخصه.
قرآن هم که معلومه. به اونجا میرسید.
میجوشه در درونتون.
پس از اینجا نتیجهات میگیریم که پس ما میتونیم بگیم اونجایی که شما گفتین واسطهی فیض.
بله. یعنی یه منبعی هست مثلاً بگم منبعی که پر فیضه، منبع مثلاً منبع فیض.
خب پس دائم همینجوری داره برای ما- بله.
فیض میباره. احسن. همینطوره.
دقیقاً بارها عرض کردیم. در مقدمهی کتاب خاص همین فرمایش خودتون رو ببینید.
فرمایش شما تو کتاب علامه در مقدمهی کتاب نهج الولایهش اومده.
تو مقدمهش، هم کلمات اولش که فیض حضرت حق علی الدوام، علی الدوام داره جاری میشه، نازل میشه.
فیض مطلقهشها. آیا فیضی که بر سر انسان کامل داره میریزه سر منم میریزه؟
بله آفرین، آفرین.
اصلاً هیچ بخلی در فعالیت نظام نیست.
اون دائم در حال ریزش فیضه.
حالا تو ظرفت چقدره؟ تو از این بارون چقدر جمع میکنی؟
پس فیض دائم داره میریزه.
بله. الحمد لله.
جانم شما سؤال داری؟ چیز не، فقط میخواستم بپرسم مطرح بود ثبت شدیش.
مطرح همینه که جلسات رو ماهی یک بار برنامه ریزی کنیم سؤال نیست فقط بله ماهی یک بار مثلاً صبح تا ظهرش کنیم.
ها؟ چهار ساعت باشه.
بله انشاالله انجام میدیم. یه جای دیگه.
انجام میدیم. ما حتی همین پنجشنبه هفته گذشته میخواستیم این کارو بکنیم پنجشنبه صبح، صبح تا ظهر.
نشد.
دعا کنید بنده هم این- صبحا نباشه دیگه.
پنجشنبه- نه پنجشنبه که تعطیله دیگه.
بله قرار باشه اون برنامه برداشته بشه.
حالا یا ماهی یک بار یا دو ماهی یک بار یه صبح تا ظهر بشینیم اونو یا جمع-- یا پنجشنبه صبح تا ظهر میذاریم یا جمعه صبح تا ظهر که همه تعطیل باشن.
اطلاعرسانی میکنیم. دعا کنید برای بنده حقیر هم من فرصت پیدا کنم.
باور کنید دیشب فکر کنم من سه ساعت خوابیدم.
اینطوری. دائم مشغول بودم تا الان.
انشالله خدا به شما- آره سلامت باشی. خدا فرصت به هممون به برکت به وقتم بده.
من چون بلافاصله باید برم اداره کار دارم.
کسی قراره بیاد اونجا. نشستی داریم.
نمیتونم بمونم سؤالات بعد از جلسه شما رو جواب بدم. خیلی عذرخواهم. ااا
خواهش آخرم هم اینه که خانمها تقاضا دارم به جهت اون چارچوب ذهنی که بنده برای خودم دارم و اصول اخلاقی که با اون بزرگ شدیم و شما هم انشاالله دارید
برای خودتون فقط از طریق خانم دکتر، شما میشه بلند شین خانم دکتر قلیزاده؟
نه، چیزیش نیست. بزرگوارید.
خدا حفظ کنه شما رو برای کلاسه.
ایشونو خواهرها بشناسن.
هر سوالی داره. الان همین چند روز ایشون چند تا سؤال از خواهرها برای من فرستاد بلافاصله جواب دادم.
حالا گاهی اوقات یکی دو روز نهایت دو روز طول کشیده ولی جواب دادم.
خانومها از طریق ایشون. کسی مستقیم از خواهرها خواهش میکنم مستقیم به من نه پیام بده، نه زنگ بزنه، نه سؤال بپرسه.
ایشون رابط ما با خواهرها باشن.
برادرها که هر کدومو در خدمتم با سینه پوشاله.
انشاالله که موفق باشید همتون زیر سایه امام عصر.
باز هم اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
الحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد