د
دروس معرفت نفس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۴
دارای متن همگام
کلاس معرفت نفس — ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ · شیخ عبدالزهراء (پرسشوپاسخ)
انسان شبیه دین · اسماء در دنیا · تشخیص خیر/شر عمل · نیت و اثر · ضبط جلسه
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۶:۰۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱ سرفصل
متن کامل جلسه (پاکسازیشده)
۰:۰۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
داشتن روابط نارواش میگیم حکم تیپ آدماش شبیه فلان و این وسیلههای حرص و گناه و اینا مثل اینا.
ببخشید آره خیلی سؤال خوبی بود.
ببینید اول قسمت اول سؤالشون که انسان شبیه دینشه.
چیه انسان شبیه دینشه؟
برای اینکه متوجه بشیم اصلاً دین یعنی چی، من یه فرمایش از حضرت استاد براتون رو کنم که در شرح مصباح الانس مرحوم ابن فناری فرمودن.
چرخ خیاطی رو مثال زدن.
فرمودن چرخ خیاطی وقتی شما میری میخری، یه دستورالعملی داره، یه دفترچهای داره میگه اینطوری باهاش کار کن، به این شکل بچرخونش، سوزنشو اینطوری عوض
کن، روغنکاری کن. این مخصوص دوختن مثلاً پارچههای ظریفه، چرم رو نمیدوزه و امثالهم.
برای این کار اصلاً ساخته شده و اگه به این مشکل بر بخوره شما چگونه این مشکل رو برطرف کنی؟
چگونه برش گردونی به کارخونه، بهروزرسانیش کنی و امثالهم.
حضرت استاد فرمودن اون دفترچه میشه دین این چرخ خیاطی.
یعنی اصلاً این چرخ خیاطی به چه درد میخوره، چی کار و اگر به مشکل برخورد چگونه باهاش رفتار کنی.
حالا اینکه میفرماید انسان شبیه دین خودشه، منظور خود انسانه به ما هو انسان، یعنی یک میشه گفت انسان رو شما بگیر،
حیوان ناطق از این جنس.
نه جن، نه ملک، نه نبات، نه حیوان.
درست شد؟ نه جماد. انسان از این شکله.
این انسان شبیه دینشه.
حالا دین انسان چیه؟
إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ
«إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» (آل عمران/۳:۱۹)
همانا دین نزد خدا اسلام است.
اسلامه. یعنی انسان به-- مثل چرخ خیاطی چگونه ساخته شده که این کارها رو بکنه.
انسان هم به گونهای ساخته شده، اون صورت انسان، صورت منظور ظاهرشو نمیگمها، شیئیّتش، حقیقت وجود انسان، نه ظاهرش، نه پوست و قشر و بدنش.
حقیقت وجود انسان به گونهای خلق شده، ایجاد شده توسط حضرت حق که بتونه مسلمان باشه.
یعنی قواعد اسلامی رو پیاده کنه و اگر جایی به مشکلی برخورد، براش راهکار گذاشتن.
اگه دردی پیدا کرد درمانشو گذاشتن.
اگه به گناهی افتاد توبه رو گذاشتن و امثالهم.
این یعنی شبیهه. اون مثالی که شما زدید یعنی این.
یعنی ما حقیقت انسان به ما هو انسان، حقیقت انسان شبیه دینشه.
یعنی اصلاً انسان خلق شده برای اسلام، برای اینکه مسلمان باشه.
این از این. اما اون که شما فرمودید نکته دومتون که خیلی هم به جا بود در خصوص اینکه وقتی ما یک نفر رو یادآور میشیم صرفاً پوست و قشنگ رو بدنش رو
یادآور نمیشیم یک مجموعهای از یک شخص رو در نظر میگیریم.
شخصیتش، شخصش، چهرهش، خلق و خوی او، اعتقاداتش، باورهاش بله همینه.
انسان اصلاً همه زور این جلسه به چیه؟
به اینکه بتونه اینو به ما القا کنه که ما یک، یک وجود واحدیم با اطوار مختلف.
یک ظاهر داریم، یک باطن.
حالا اون چیزی که اومده بین ظاهر و باطن ارتباط برقرار کنه که ظاهر از دست باطن فرار نکنه، باطن بتونه حکمش رو در ظاهر پیاده کنه نفسه.
شما نفس رو برداری، برزخ رو برداری انسان پیادهست.
دستش کوتاهه. انسان خراب میشه.
برای همین که انسان خراب نشه به سعادت برسه با شخصیت بار بیاد، انسان جامع و کاملی بار بیاد هیچ چارهای نیست الا اینکه بر-برزخ،
اون حد واسط، وسط، اون شناسایی بشه که نفسه و راه ارتقای وجودیش کشف بشه.
چه راههایی نفس رو خراب میکنه، میکنه نفس اماره.
چه راههایی رفس-- نفس رو کمک میکنه بشه نفس مطمئنه.
خب دیگه. بله حتما.
اونجا نشستی راحت رو زمین دیگه هی سوالات و پشت سوالو داری اینجا مجبوری وایسی.
بفرمایید. آقای هاشمی این بلندگو فکر کنم مشکل داره صداش نمیاد.
چون بعداً این س-صوتش میره تو کانال میگن ما صدای سوال کننده رو نشنیدیم.
علیکوم. نه ببخشین از- صبر نکن.
فکر کنم از اینه مشکل آقای هاشمی.
اینجا دستت به این وصل بود.
ما باید دو تا بلندگو بذاریم. آقا هاشمی این بلندگو هم، اینم وصل میشه؟
همون اتفاق قبلی 다시 میافته.
سلام علیکم. سلام علیکم.
ببخشین از جلسه قبل یه سؤال برای من پیش اومده بود اینکه گفتین انسان از اِ-- اسمی به اسم دیگر تو اممم عالم بالاتر اممم طی مسیر میکنه.
بعد فرمودین که مثلاً میرن محضر امام رئوف با اسم رئوف حضرت.
محضر امام، امام حسین اسم واسع الرحمه اِممم مواجه میشن.
میخوام ببینم این توی این پرسش اسماء در دنیا و سفر از اسمی به اسم
این دنیا اتفاق میفته یعنی این اسم رئوف و واسع و رحمه ااا امامان توی این دنیاست یعنی ما از توی این دنیا از اسمی به اسم دیگه میریم یا نه فقط باید
تو همون عالم بالاتر باشه؟
بله، نرسیدیم. بله، بفرمایید.
در خصوص سؤال اولشون که اصلاً کاری ما جز پیادهسازی اسماء الهی در خودمون نداریم و قبلاً عرض کردیم قربتا الی الله یعنی چی؟
نسبت به اسماء بگید.
قربتا الی الله یعنی چی؟
اسماء. یعنی تلبس به اسماء الله.
این کلماتو حفظ کنید.
تلبس یعنی لباس اسماء رو به تن-- میگن فلانی متلبس شده به لباس روحانیت یعنی لباس روحانیت پوشیده.
تلبس به اسماء الله یعنی لـ-- اسماء الهی رو پیاده کرده در خودش.
حالا این پیادهسازی اسماء نه یعنی مفهوم اسماء رو بفهم-بفهمی.
آقا الکریم یعنی چی؟ نه این نیست که.
مثالی که همیشه ما زدیم خود حضرت استاد در مسباح الانس میزنن.
میگن که آقا چرا امام حسن و امام حسین در-- از هر دو بزرگوار روایت شده روبروی یک حیوانی نشسته بودن یه لقمه خودشون میخوردن، یه لقمه به حیوان میدادن.
بعد اشکال کردن که آقا یه لقمه بسه دیگه.
چرا هی یه دونه به اون، یه دونه خودت، یه دونه بهش بده بره دیگه بسه.
حضرت فرمود اصلاً ما در مراممون این نیست.
ما نمیتونیم ببینیم یک موجود زندهای به ما نگاه داره میکنه ما با راحت غذا بخوریم.
اصلاً نمیتونیم. در مرام ما نیست یعنی چی؟
یعنی این اسم الکریم حضرت حق یا بهتره بگیم الرحمن اینجا.
اسم الرحمن خدا در ایشون پیاده شده حتی به حیوان نمیتونه بیتفاوت باشه.
نمیتونه اصلاً دست خودش نیست.
چرا؟ چون شده ظهور اتم اسم الرحمن.
یعنی به زمین هم میخواد خیر برسونه.
چون الرحمنه. الرحمن که نیست، رحمانه.
چون اسم الرحمن درش پیاده شده به اتم به نحو اتم.
به همه میخواد خیر برسونه. برعکس من که میخوام از همه یه چیزی بکنم اونا برعکسن.
میخوان به همه خیر برسن. این میشه پیادهسازی اسماء.
این مثالیه که حضرت استاد زدن.
یعنی به واقع اسم الرؤوف امام الرؤوف در ما پیاده بشه؟
یعنی ما رفتیم مشهد برگشتیم به همسرمون مهربانتر بشیم، به بچههامون مهتا-مهربانتر بشیم، به مردم مهربانتر بشیم.
اگر تو همون سفر مشهد به خانوادهت مهربانتر شدی، معلومه که یه پر اسم حضرت بهت برخورد بهت رس-- خورده بهت اصابت کرده اما نه اگر همون آدم و همون
آدم خب همون که قبلاً بودی.
پیادهسازی معنا نداره اینجا که مفهوم حفظ کردن معنا نداره.
یعنی چی؟ بفرمایید مفهوم اسم الرؤوف یعنی چی؟
تا قیامت میخواید برای شما بگم؟
به چه درد من میخوره؟ خب حالا این خواهرمون میگه اینو اینجا باید بهش برسیم، اسماء رو اینجا تو همین نشئیت طبیعت باید در خودمون پیاده کنیم یا بریم
به عالم اسماء؟ نخیر، همین جا.
همین جا باید اسماء پیاده بشه.
أشداء على الكفار رحماء بينهم.
بله؟ در عالم اسماء باید چه اتفاقی بیفته؟
در عالم اسماء احسن. می رسیم به اون.
در عالم اسماء یا اله وقتی ما سیر میکنیم میریم به اونجا هر نقصی، هر نقصی که در ما بوده و ما نتونستیم بهش برسیم، اونجا ما رو سیر میدن.
کی سیر میده؟ ما آدمی نیستیم که بریم به عالم اسماء و اله.
امام زمان ما. یکی از معانی یوم ندعو کل ناس بإمامهم تو سوره توبه اومده، همه پشت سر امامشون محشور میشن یعنی این.
امام چون همه اسماء رو در خودش پیاده کرده، خودش فسبح بحمد ربک به تسبیح به حمد پروردگارش ما رو در عالم اسماء یا اله سیر میده میبره بالا.
منتها ما باید یه چیزکی از اون اسم رو تو خودمون پیاده کرده باشیم که امام بتونه تتمهش رو برای شما پیاده کنه.
اون تتمه، اون اونجا اتفاق میفته.
اما ابتداش یعنی اینکه در شما یه اثری افتاده باشه، یه جای پایی از این اسم تو وجود شما موجود بشه، دیده بشه در شما یه رشهای از اسم الکریم حق،
از اسم الحلیم-- علیم حق، الحلیم حق که بعد اونجا بقیهش رو به شما مثلا افاضه کنه.
بعد سؤال آخرشون در خصوص تفسیر آفاقی و انفسi.
من همین الان ناله کردم دیگه.
گفتم جلسات ما همش داره ناقص میشه.
اجازه بدید که اصلا آخرین جا، چون من وعده کرده بودم جلسه بعد یکی از بلکه مهمترین حرف مقدمات معرفت نفس رو میخوام بگم در خصوص فرق تفسیر آفاقی با
انفسi که اصلاً نخ اسکانسه برای شماها، بچههای معرفت نفسی.
نشد. تو همین درسمون اصول موندیم.
اجازه بدید که من شرمنده هم میشم اینطوری.
اصلا یه سری رو میبینی شاید بندگان خدا از شهرستان پا شدن کوبیدن تا اینجا اومدن به همین خاطر که ما گفتیم جلسه هفته بعد خیلی مهمه، الان اومدن دست
خالی برمیگردن. من شرمنده میشم.
اجازه بدید که آخرین جلسه مقدماتمون یعنی ما اصول رو تموم کنیم.
ها؟ تموم شد میگیم آقا جلسه بعد میشینیم سر سفره تفسیر آفاقی انفسی که دیگه، که همه برنامهریز داشته باشن حتما تو اون جلسه شرکت کنن. دیگه سؤال؟
آقا حامد سؤالش اینه که داریم.
بفرمایید. خواهش میکنم بفرمایید.
سؤال ندارید بفرمایید.
شما یه دونه قل قل کردی.
باید بیای اینجا. یه جلو بلندگو قشنگ.
به نام خدا. سؤالها جوابشها جلسه قبل دو جلسه قبل هم بود ولی باز من میخوام بپرسم اونو.
حالا در مورد اینکه نفس واسطهای بین بدن و عالم مثال متصل که حالا بعدها منفصلش میشه،
میخوام بدونم که آقا حالا این نفس ما که در واقع همه این کارا رو داره این از به قول معروف این
دود از گور این بلند میشه، یه سؤال ساده که آیا خب من وقتی یه کاری تو عالم اکتساب یعنی تو اون
چیزی که تو دنیا دارم انجام میدم، حالا واسه همون کاری که انجام میدم و به دست میارم بالاخره
تو اون کار نامم هم باهاش میشه، اون عملی که من انجام میدم من چطور بفهمم که ها خوب بوده بد بوده؟
یه وقت گاهی آدم نمیفهمه واقعاً چه کار داری میکنی، کارش خوب از کجا بفهمه؟
چه نشانه ای باید ببینه که آیا من کار خوبی کردم؟
چی شد؟ بعضی کارا واقعا نمیشه فیالمجلس بگی چه کاریه.
بعضی کاری نه، بده. قبح ذاتی داره، خب؟
اون قبح ذاتی علم حضوری ما علم حصولی ما میفهمه که چیه.
یه وقت یه کاری که خوب نیست اون جا من نمیدونم سؤالش چیه.
آفرین. بله. از کجا بفهمیم یه کاری که میکنیم خیره یا شر؟
خوبه یا بده؟ اصلاً کار خوبی بود یا بد بود؟
خلاصهش این میشه دیگه. درسته؟
خب ببینید یه، از یه وجه بخوایم قرآنی بحث کنیم.
فرمود «إِلَيْهِ يَصْعَدُ
الْكَلِمُ
الطَّيِّبُ
وَالْعَمَلُ
الصَّالِحُ
يَرْفَعُهُ»
(فاطر/۳۵:۱۰)
سخن پاک بهسوی او بالا میرود و عمل صالح آن را بالا میبرد. إِلَيْهِ یعنی بهسوی الله. الكلم الطيب یعنی روح مؤمن؛ روح حضرت علی إِلَيْهِ یصعد، میرود بهسمت حضرت حق. خب صعودش بهسمت الله. چی ارتفاع میدهد به این صعود؟ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ. عمل صالح رو اینجا ملاصدرا میفرماید معارف حق است. خب پس ما یکی از راههای شناخت اینکه هر عملی، هر نیتی، هر تفکری، هر کاری چه ترک باشه چه فعل. مثل روزه ترکه، صلاة فعله. هر ترک و فعلی آیا این خوب بود یا بد بود رو از اینجا میتونیم تشخیص بدیم. چون ارتفاعش با معرفته، آیا این کار رو با معرفت انجام دادم یا نه؟ با معرفت رفتم زیارت حضرت یا نه؟ هزاری هم زیارت ببرنت جز با معرفت به حقها عارفًا بحقّها فایده نداره. میشه سیاهی لشکر. هنر نیست آدم سیاهی لشکر باشه. این یه راه. پس باید معرفت باشه. یه راه دوم میشه اثر عمل. آثار اعمال به خوبی نماین، نمایشگر اینن که این عمل خوب بود یا بد بود. مثلاً شما ازدواج میکنی. بالاخره از بین این همه آدم شما با ایشون ازدواج کردی. دائم تو خونه بلواست، دعواست، داد و فریاد و اختلافات بسیار. حتی خدا این که حتی طلاق عاطفی کشیده میشه و فلان. چون آدم متشرع و با آبرویی هستی طلاق شرعی نمیگیری، ولی طلاق عاطفی. حالا بعد این سؤال پیش میاد برات که آیا اصلاً این کار درست بود من با این خانم، با این آقا ازدواج کردم؟ همهش زندگیمون جنگ و دعواست که نکنه ما اصلاً-- هست، خیلی میان میپرسن نکنه اصلاً ما جفت هم نبودیم؟ این اص، اصلاً این ازدواج اشتباه بوده از ابتدا. چون داریم که بعضی از بزرگان معتقدند هر ازدواجی که به جدایی منجر شد، اون ازدواج، ازدواج به حق نبوده. یعنی اینها کف هم نبودند. نباید اصلاً اتفاق میافتاد. حالا از کجا بفهمیم؟ از آثار ازدواجت بفهم. آثار ازدواج چیه؟ یکیش فرزنده. اگر فرزند درست و درمانی ازت تحویل داده شده به اجتماع، فرزند خوبی داری، بدون این کار درست بوده. ازدواجت با این خانم، با این آقا درست بوده. به همین راضی باش. چشمتون رو به عیبهای همدیگه بپوشونید. دیگه اهل مدارا و گذشت باشید. خیلی مهمه نتیجه زندگی انسان، ثمر زندگی انسان فرزندشه. این یکیش هست. یا یه معلم. آیا اصلاً من اجازه داشتم جلسه تو مسجد بلال درس، جلسات سنگین به این وزن کتاب علامه حسن زنده دل دست بگیرم، یه مشت آدم هم جمع شن، دایه معرفت نفس داشته باشیم و اصلاً اِ این، اصلاً این کار درست بود؟ این کار خوب بود؟ از آثارش میشه فهمید. آثارش چیه؟ خود شما. اگر در شما اثر خوب کرد، برآیند جلسه به سمت رشد و تعالی رفت. یعنی اکثر آدمهایی که آمدن تو این جلسه گفتن ما خیلی بهتر شدیم. اوضاعمون بهتر شده، حالمون بهتر شده، روشن شدیم، گم شدههامونو پیدا کردیم و امثالهم. معرفتمون زیاد شده. این از اثرش کار میشه تشخیص داد که این کار درست بوده. اما نه اگر این جلسه زد شما رو درب و داغون کرد برعکس خیالاتیتون کرد اهل تفاخر و تشاجر با این و اون و پوزیشن کلاس معرفت نفس رفتن و استاد داشتن و امثالهم و اینا رو داد معلومه که نه یه، یه جایی کار میلنگه. یعنی این جلسه مشکل داشته شما در حد شما این یا بنده در حد این نبودم که این جلسه رو به پا کنم. نفس این معلم بیچارهتون ابتداء نمیکرد که بزنه و شما رو مثلا بسازه. اینم یه راهه. یا مثلا اینکه از، اصلاً از امام صادق صلوات الله علیه پرسیدن از کجا بفهمیم عمل ما قبول شده یا نه؟ نماز ما قبول شده یا نه؟ حضرت چی فرمودن؟ فرمودن از اثر عملت بفهمم. یعنی چی؟ آقا من خنگم نمیفهمم. یعنی چی؟ حضرت راحت کردن همه رو. فرمودن بعد از اون عمل، بعد از اون نماز، بعد از این کلاس معرفت نفس که رفتی ببین محیط گناه پیش اومد، اونجا متذکر حق هستی یا نه. اصلاً معرفت این نیست که من هی مفهمومات رو بفهمم و زیاد کنم. تقوا این نیست که. اونه که در خلوتم وقت گناه متذکر حضرت حق بشم. اگر این شد اون اثره، اون اثر این کلس-جلس-کلاسه. اثر نمازه، اثر زیارته، اثر ذکره، اثر ختم چهل روزته. اگه دیدی اثرش خوبه پس عمل، عمل درستی بوده. آرامش. جان؟ آرامش. آرامش؟ احسنت. آرامش هم یه بله آرامش. اصلاً [ ] اگر اثر ذکر الهی اطمینان قلبیه، اگر کسی ذکر بگه و به اطمینان نرسه چیه اینجا؟ معلوم است که اون ذکر، ذکر نیست. ذکر شخصی که داره این کارو میکنه. یعنی مال تو نیست اصلاً. تو ذکره، تو ذاکر نیستی. تو ذاکر نیستی. ول کن آقا این، این یا این ذکر رو ول کنی یا اینطوری ذکر نگو. آداب داره ذکر گفتنم. مثل اونکه طرف داشت میگفت استغفرالله حضرت فرمود مادرت به عذابت بنشینه. آقا مگه حرف بدی زده؟ استغفرالله مگه بده؟ حضرت فرمود مادرت به عذابت... نفرینه. مادرت به عذابت بنشینه. حضرت فرمود مراتب داره. همینطور استغفرالله، استغفرالله چیه؟ اس-- فرمود کسی که استغفار میکنه ### اثر · نیت · خوارج · ضبط جلسه
در حالی که هیچ تغییری در ترک گناه تو وجودش نیست این خدا رو به مسخره گرفته.
از اثر میشه فهمید. حکایت اون که استاد میفرمود پیرمرد وایساده بود تو اتوبوس، اون وسط اتوبوس که در هست، یکی خانوماست یکی آقایون.
وایساده بود هر خانمی، جسارت به خانوما میشه ببخشید.
هر خانمی که وارد میشد یه نگاه بهش میکرد، یه تسبیح هم دستش بود.
یه نگاه به خانمه میکرد میگفت "استغفرالله".
سرش رو میانداخت پایین تسبیح میچرخوند.
دوباره یه خانم دیگه نگاه میکرد دوباره میگفت "استغفرالله" تسبیح میچرخوند.
بعد یه خانمی اومد رد شد این آقا نگاهش ندید، ندید متوجه رفتن...
یه دفعه گفت حاج آقا یه استغفرالله جا موندی.
این چه استغفاریه؟
به چه درد بخوره؟ جمعش کن. این منظور اینه میگم اون ذکر، ذکر نیست.
پس از آثار اعمال میشه فهمید و مطلب آخر هم از پوسته عمل، پوسته عمل میشه شرعش.
آیا شرع دین این کار رو تایید کرده یا نه؟
شرع دین این کار رو رد کرده یا تایید کرده؟
بعد تازه بعد میره به جهت خلوصش.
بخوای خلوصش رو افزایش بدی اون دیگه بحث-- عمل باید با اخلاص باشه که از کجا میتونی بفهمی عمل با اخلاص بوده؟
ماندگاریش. وقتی ماندگاری داره این یعنی با اخلاص بوده.
یا مثلاً زمان و مکان.
عمل میتونه خ-خوب باشه.
عمل خوبه اما صالح نیست.
چرا صالح نیست؟ چون در زمانش انجام نشده.
میتونه خوب باشه اما صالح نباشه.
چرا؟ چون در مکانش انجام نشده.
مکانش مثلاً الان شما مادرت به شما ب-- داری زیارت عاشورا میخونی، مادر به شما بگه پسرم پاشو برو نون بگیر.
اگر زیارتت رو ادامه بدی به نظر شما این عمل صالحه؟
نه. واجبه اگه در نماز مستحبت تو اگه باشی واجبه که قطع کنی نمازه تو اگه مادر صدات کنه.
چه برسه در زیارت عاشورا.
خب این درسته زیارت عاشوراست.
درسته نماز مستحبیه اما این درست عمل درستی نیست.
از این راهها میشه تشخیص داد. فکر کنم بیست دقیقه شد ها.
خب قبل از اینکه نیتم که خیلی مهمه دیگه از ابتدا بله است نیت که نس-- نخ اسکنداسه دیگه.
ان عمل اعمال بالنیات.
اصلاً نیت تو برای چیه؟ اما گاهی اوقات عزیزم میشه آدم یه کاری رو داره انجام میده نیتسازی میکنه.
میگه برای خاطر خدا این کارو میکنم اما خاطر خدا نیست.
گول نیتسازیهامون هم نخوریم.
اینم یه نکتهست. برای خدا این کارو کردم.
اما میبینی اون منتها الیه ش دو دو تا چهار تایی که داره میکنه، اون یه چیز دیگهست.
میگه خب حالا این کارو کردم الان این اتفاق میفته.
برای خدا نبود، برای اون بود که تو قوه خیال خیالت داری صورتپردازی میکنی یه چیزی رو، اون نیتته.
خوارج. جان؟ خوارج.
حواجس؟ خوارج.
خوارج؟ آخه خدا فرار میکرد.
احسن بله. نیتشون چیز دیگه بود.
یه خواهشی بکنم. جان؟
عمل به حکم الله. نیت خیلی مهمه.
واقعا خیلی ظریف میشه یعنی آدم رفقا خواهر برادرا آدم هرچی میره جلوتر این مسیر رو، پر پیچ و خمتر میشه، پر فراز و نشیبتر میشه، حساستر میشه و میبینی
که اصلاً یه عملی که خودت فکر میکردی صد درصد بیغلغشه و درست و درمونه اما میبینی لاش یه فضله موش قایم شده.
چرا آقای بهادینی کلاسو تعطیل کرد؟
خوشش اومد از تعداد کفش، خودش فرموده دیگه دیدم تعداد کفش شاگردا زیاد شده خوشم اومد.
خب این حواسش جمعه به خودش تعطیل میکنه.
حالا اگه از فردا ما کلاسو تعطیل کردیم شما ناراحت نشید چون داره شلوغتر میشه.
شوخی میکنم ما کجا امثال آقای بهادینی ها کجا.
خواهشی که دارم خواهر و برادر این خواهش منو جدی بگیرید.
روز اول هم عرض کردم جلسه پیش هم دیدم چیزی نگفتم حرمت نگه داشتم حرمت شما برای من واجبه.
ضبط نکنید جلسه رو. بعضیاتون دارید ضبط میکنید من متوجه میشم.
نکنید این کارو خواهش میکنم.
بعد یه حرفی و بعد دهن من بسته میشه من خیلی حرفها رو دیگه به شما نمیتونم بزنم.
جلسه قبل
جلسه بعد