ددروس معرفت نفس

کلاس معرفت نفس — ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ · شیخ عبدالزهراء (۱)

موضوع: حرز ناس/فلق/اخلاص · اصول ۴۹–۵۳ گنجینهٔ گوهر روان · قوه خیال · کثرات انفسیه (جام صهبا)


متن کامل جلسه (پاکسازی‌شده)

افتتاح

یا رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعین. الحمد لله على کل نعمه و اسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. سلام علیکم و رحمة الله. در محضر پنج شهید خوشنام هستیم ان شاءالله از فیوضات قدسی و از ادعیه زکیه ارواح متعالی این شاهدها هممون بهره‌مند بشیم صلواتی نثارشون هدیه بفرمایید. اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم.

هدیه · حرز خانواده (ناس · فلق · اخلاص)

بی فوت وقت هدیه‌مون رو تقدیم کنیم. هدیه‌ای که امروز تقدیم می‌کنم خودم خیلی ازش بهره بردم الحمدالله و به یک معنا می‌تونم بگم اگر اسم بخوام روش بگذارم می‌تونم بگم حرز شخصیه. یک حرز شخصیه. جهت مقدمه اینکه چرا من این هدیه رو به شما تقدیم می‌کنم، عرض کنم که قطعاً کسایی که مثل شما مثل ما تو مسیر هدایت قرار می‌گیرین و این هدایت، هدایت عام نیست، خاصه. مسیر علم و حکمت و عرفان مسیر خاصی‌ست. مربوط به عوام نیست. عوام یه قشر و پوسته و ظاهر رو می‌بینند و خواص به سمت حکمت و عرفان حرکت می‌کنند. وقتی این چنینه خواص از شیاطین به من و شما کمین می‌کنند. اونایی که قدرتشون زیاده. من معذورم برای بعضی از دوستان که اینجا نشستن تک و توک دلگویه داشتم وقتی با هم خلوت داشتیم گفتم چه بلاهایی که به خاطر همین جلسه سر من نمیارن. سر خانواده‌م، سر همسرم، فرزندانم و ما چقدر باید مجهز بکنیم خودمون رو. یه جا جلسه بتونیم برقرار کنیم. معذورم از بیانش. داستان‌ها داریم آقا که چقدر ما رو زجر میدن، اذیت می‌کنن، نقشه می‌کشن مخالفین اعم از جن و انس تا این حرف‌ها زده نشه. برای شما هم به طبع همچنین هست. سند قرآنی‌ش هم که قبلاً عرض کردیم کجا بود؟ شیطان لعنة الله علیه به خدا گفت

«لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَٰطَكَ ٱلْمُسْتَقِيمَ» (اعراف/۷:۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): قطعاً بر سر راه راست تو برایشان کمین می‌نشینم.

شیطان لعنة الله علیه به خدا گفت این را — وقتی تو صراط مستقیم قرار گرفتند می‌روم سراغشان که حالا قبلاً چون بحث‌هاشو کردیم می‌گذریم. وقتی من و شما تو این مسیر قرار می‌گیریم قطعاً مورد توجه ویژه شیاطین اعم از جنی و انسی قرار می‌گیریم. لذا باید حرز داشته باشیم و بعضی از احرازمان هم باید به گونه‌ای باشه که خانواده‌مون رو هم مصون بداره. دوست داشتم یه جلسه‌ای باشه شما که خواص از دوستان و یاران ما تو این مسیر هستید الحمدالله. یه جلسه‌ای باشه خارج از درس و بحث من بعض از مصادیق این اذیت‌هایی که بنده رو کردن به خاطر همین چند جلسه معرفت نفس براتون بگم، مطمئنم اکثرتون باور نمی‌کنید. مطمئنم که باور نمی‌کنید. که چقدر زجر دادن ما رو، من و خانواده‌م رو که این اتفاق نیفته. و عجیب هم اینجاست که ما میایم وسط میدون، اونا بلا رو می‌ریزن به جان همسران و فرزندان ماها. این چنینه. اینم خودش نکته‌ایه. اینم حضرت رهبر عزیزمون فرمودن دیگه سرش رو فرمودن برای اون‌ها درجه‌ست. برای همسرت، فرزندت که تو در راه دین قرار گرفتی اونا بلاشو می‌کشن برای اون‌ها درجه‌ست. اما برای من و شما ابتلاءه، بلاست، امتحانه. خب چه کردید؟ چه می‌کنیم؟ حالا اینجا حرف زیاد داریم. یه وقتي انشاالله قولی درگوشی باشه بشینیم گعده‌ای باشه کنار هم خارج از درس و بحث حرف‌هایی داریم، مصادیقی بگیم. شما هم مقدار حواستون جمع باشه. بعد متوجه میشید که بعض از بلکه بسیاری از مسائل و مشکلات و گرفتاری‌هایی که تو زندگی‌تون داره پیش میاد به جهت همین راه مقدسیه که انتخاب کردید. خب من و شما باید مصون‌سازی کنیم دیگه. یکی از بهترین احرازی که توصیه شده توسط معصوم می‌خوام تقدیم کنم که برای کسیه که البته حوصله‌شو داره. من خودم حقیقتش خیلی دست به ابزار نمی‌شدم. دست به آچار نمی‌شدم. تو این قبیل مسائل بسپردم به خدا ولی دیگه اخیرا انقدر اذیتم کردن مخصوصا خانواده‌مو. هجمه‌های عجیب و غریب دیگه به صورت عینی از تهدیدی که مثلا رو در خونه‌مون با مهر سازمان مجاهدین زدن بگیر تا حمله‌های اجنه سرکرده‌های اجنه‌ای که حالا بماند تا یه وقت دیگه من از درس فارغ نشم. مجبور شدم اخیرا دست به این قبیل احراز ببرم. حالا یکیش رو تقدیم شما می‌کنم. اگر خواستید سندش رو ببینید. مرحوم آشیخ عباس قمی در قسمت تعویذات و حرزهای مفاتیح تو باب تعویذات و حرزها اونجا آورده‌ش این مطلب رو. البته بسیاری از بزرگان دیدم توصیه کردن و در بعضی از منابع هم دیدم این رو از امام الرؤوف بیان کردن. گفتن فرمایش امام رضاست. اما من تو مصادر هرچی گشتم در عیون اخبار الرضا در کافی حتی یه جا دیدم توی کانال، کانال منسوب به حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان ذیل این حرز نوشته بود. سندشو زده بود کافی مرحوم کلینی هرچی من بررسی کردم نبود اونجا. حالا ولی خب بسیاری از بزرگان گفتن از جمله آشیخ عباس آورده در ترجمه شیخ حاج شیخ حسین انصاریان هم هست که مفاتیح رو ترجمه کردن. اونجا هست می‌تونید رجوع کنید. اینم در خصوص امان ماندن همسر و فرزندانتون به خصوص فرزندانتون تا لحظه مرگ از همه بلاهاست. خیلی خوبه دیگه ها. ما اونا رو امان بده امان بدیم. در حقیقت من و شما امان بدیم به اون‌ها. فرمودن که هرکس برای کودک خود هر شب؛ حالا این کودک فرزند شما. حالا شما هرچی کس پا به سن می‌ذاره اونم داره بزرگ می‌شه دیگه. اون کودک بزرگ می‌شه، جوون می‌شه، میانسال می‌شه این‌ها تا آخر عمر حتی یادش بده بعد خودش هم برای خودش بخونه. هر شب سه بار سوره‌های فلق و ناس یعنی سه بار سوره ناس، سه بار سوره فلق و صد مرتبه اخلاص بخواند. اگر نتوانست پنجاه بار. آن کودک یا کلاً اون خانواده تا پایان عمر از بلاها محفوظ خواهند ماند. بله. سه بار سوره ناس، سه بار سوره فلق، صد مرتبه سوره توحید هم قل هوالله احد. به نیت محفوظ ماندن خانواده، فرزندان به خصوص و همسر و خودتون حتی از همه بلاها تا آخر عمر جانم. بله نه یک نفر خود شما به عنوان پدر منزل برای اهل بیتتون هر کس که در منزلتونه در امانا. هر کس که در منزله. یعنی من الان فرصت چون درس و بحث داریم و الا نظرات بعضی از بزرگان رو در این خصوص می‌گفتم متعجب می‌شدید که چه نظرات عجیبی دارن. مثلاً یه نمونه‌ش رو عرض کنم حضرت آیت الله پهلوانی یا حضرت آیت الله سعادت پرور معروف به آیت الله پهلوانی از بهترین شاگردای علامه طباطبایی بودن ایشون دیگه. ایشون اواخر عمرشون در یک جلسه ای که خواص شاگرداشون نه همه جمع بودن اونجا فرمایشی دارن خیلی جالبه که اینو حضرت آقای علی فروغی که شاگرد ایشون بودن بیان کردن که تو اون جلسه حاضر بودن. حضرت آیت الله سعادت پرور فرمودن که به من مرگم رو نشون دادن. تشییعم رو نشون دادن. واضح واضح کلام ایشون قشنگ دو بار واضح رو میاره. واضح واضح نشون دادن مراسم تشییع منو. دیدم که انبیا و اولیا حاضرن در تشییع جنازه من و من مطمئنم همون اتفاق میفته بعد علتشو میگه رمزی که رمزگشایی حضرت استاد این قشنگیش اینه. حالا یه چیزی رو میگه بعد همه دوست دارن به اون برسن رمزگشایی کنن. ایشون فرمودن که علتش اینه که من چهل سال اینا رو یک شب و دو شب نیست باید مداومت کنی. چهل سال هر شب البته ایشون می‌فرمود سحرها. شبی یا هر سحر صد مرتبه سوره قل هوالله رو البته ایشون میگه با توجه، با توجه خوندم هدیه کردم به روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر. قبل از ارتحالشون مکاشفه ای براشون رخ می‌دهد. البته دیگه این مکاشفه نیست چون مکاشفه اون کشف می‌تونه شیطانی هم باشه. حالا ما وارد هنوز وارد نشدیم به بحث مکاشفات و این‌ها که فرق‌شون رو با هم بگیم وعده دادیم. طلبتون ان‌شاءالله. از نوع شهوده دیگه حق مطلقه است. دیگه ایشون شاگرد کم شخصیتی نبوده که. به هر حال همه انبیا و اولیا بیان شاید. تعجب نکنین توی روایت هم معاذ بن جبل کی بود؟ از صحابی پیغمبر عزیز عالم بوده اتفاقاً. ببخشید سعد بن معاذ در کتاب شریف ثواب الأعمال وعقاب الأعمال اتفاقاً می‌خوندم ترجمه خود حضرت استاد رو من نگاه کردم. این کتاب رو حضرت استاد ترجمه کردن. ثواب الأعمال وعقاب الأعمال. صفحه دویست و نود و پنج این روایت رو می‌بینید که امام صادق علیه‌السلام فرمودند پیامبر عظیم الشأن اسلام بر جنازه سعد بن معاذ نماز گذارد و فرمود به راستی دقت بفرمایید نود هزار فرشته بر او نماز گذاردند. سعد بن معاذ که تعجبش اینجاست. جبرائیل نیز در میان آنان بود. دیگه مقرب‌ترین ملائکه است دیگه جبرائیل. از خود جبرائیل پرسیدم که از چه سعد چنین استحقاقی پیدا کرده که شما بیایید در تشییع شرکت کنید و این‌ها. جبرائیل به پیغمبر عرض می‌کنه که از اونجا که سعد عادت داشت در حال ایستاده، نشسته، سواره، پیاده در مطلقاً در رفت و آمد دائماً سوره قل هوالله احد بخونه. این سندش هم که گفتیم به ترجمه حضرت استاد این ارزش و اهمیت و عظمت این سوره رو می‌رسونه که ما می‌گیم قل هوالله خودمون هست که اصلاً این آیه، این سوره به علاوه چهار شش آیه اول سوره حدید این‌ها نازل شدن برای شماها. روایت داریم برای امت آخرالزمان هست این‌ها. برای کسایی که عقلشون کامل‌تره. که یه فرمایشی هم از حضرت ملاصدرا هست که در شرح ذیل همین سوره خب چند تا تفسیر داره ایشون آوردن اینجا بعضی دوستان دیدن تفاسیر ملاصدرا بعضی سوره ها رو. می‌فرماید که من وقتی این روایت رو دیدم اشک شوق ریختم که این شش آیه اول سوره حدید و که اون شش آیه اول سوره حدید همونه که پیغمبر فرمود: "بچه به دنیا اومد تو گوشش بخونید." و سوره قل هو الله احد این ذخیره عقول آخرالزمانی‌هاست. قریب به این مضمون روایت. چون ملاصدرا میگه قبل از اینکه روایتو ببینم من خیلی توجه می‌کردم به این آیات، اشک شوق ریختم. یا مثلا در بحار جلده هشتاد و سه صفحه صد و سی و پنج باز از امام کاظم از امام صادق تا امیرالمؤمنین از امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام هست که هر کس نماز صبحشو به جا بیاره، من اینو به شما عرض کنم خودم اون اوایل خیلی سال‌های پیش که جوون بودم بچه بودم، اصلاً بالاخره آدم ایمانش ضعیفه. امتحان کردم دیدم واقعاً همینطوره. اینطوری به شما بگم. حضرت فرمودن هر کس نماز صبحشو به جا بیاره بعد یازده بار سوره توحید رو بخونه، یعنی تو تعقیبات نماز صبحش. حالا اولش آخرش هر وقت یازده بار سوره توحید رو بخونه در اون روز گناهی مرتکب نمیشه هر چند شیطان بخواد. هر چند شیطان بخواد که این شخص به گناه بیفته. حالا اگر کسی این کارو کرد به گناه افتاد چی؟ از اینجا برمی‌آد که مغفور است. یعنی اون گناه به جهت عظمت این آیات وحشیده میشه تا چشم این شیاطین در بیاد. انقدر که عظمت داره این سوره عزیزان دل من. نمی‌شنوم. این روایت آخری رو امام کاظم از پدرشون امام صادق تا امیرالمؤمنین؛ یعنی فرمایش اصلی از امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام. خب تا همینجا بسه دیگه. چند تا روایت دیگه هم بود در عظمت همین سوره که پس اینو یادمون باشه. این حرزه، حرز امانه، بلاگردانه. دیگه انشاالله دست به کار بشیم. تقریباً تند بخونی یه ربع. یه ربع می‌خونی. یه مقدار آروم‌تر بیست دقیقه. قبل از خواب. بعد اگر همسرت، فرزندانت، اهل و عیال نزدیک به شما بودند بهشون بدم. وقتی خوندی تموم شد یه هوایی بکش بالاخره بدم یعنی نسیم بره به سمتشون. اگر نگفتی هم مانعی نیست، مشکلی نیست. پس این باشه طلبتون که در این خصوص یه جلسه خصوصی با هم داشته باشیم. یه ذره من دلگویه بر شما داشته باشم که چه پوستی از ما کنده میشه تا یه جلسه ما کنار هم جمع شیم. مخصوصاً اینجا و حالا هیئت یا زهرا.

درس · اصول گنجینهٔ گوهر روان

اما بریم سراغ درس و بحثمون. اجازه بدید به جهت اینکه ما می‌رویم تو درس و بحث و سر می‌خوریم به عمق مطالب از اصول جا می‌مونیم. یه مقدار مقدمه داره طول می‌کشه. برای اینکه جا نمونیم از ابتدا من چند تا اصل رو بخونم. دیگه البته تقریبا اواخرشه دیگه. فکر نمی‌کنم بیشتر از سه چهار جلسه دیگه ما مقدمه داشته باشیم. بعد انشاالله بریم تو درس، تو متن کتاب. جهت خاطر شریفتون باشه در

اصل ۴۹ · شیئیت شیء به صورت

اصل چهل و نه بودیم در شب جمعه هیئت یا زهرا که اینجا تعطیل شد، اونجا برگزار شد. تا اصل چهل و نه رو از کتاب شریف گنجینه‌ی گوهر روان حضرت استاد گفتیم که شما انشاالله اون صد و پنجاه و سه درس معرفت نفس رو که بخونید با این هفتاد و شش اصل آشنا می‌شید. چهل و نهمین اصل این بود که شیئیت شیء به صورتش است، نه به ماده‌ش. چون ماده تغییر می‌کنه اما اون صورت شیء تغییر‌بردار نیست. مثال بزنم که برای همه بفهمید. اون شب هم نبودید بعضیاتون. مثل اینکه شما یه میزی دارید. این میز مثلاً جنسش چوبه. تصمیم می‌گیرید عین این میز رو با جنس فلز درست کنید. عین همین. البته کسی نگاه کرد بگه اصلاً همون میزه ولی فقط جنسش عوض شده. خب وقتی شما به یک جنس دیگه‌ای این میز رو خلق کردی، درست کردی، ماده‌ش فرق کرده. چوب بوده حالا شده فلز. درسته؟ اما این میز جدید آیا میز هست یا نه؟ بهش میگن میز دیگه. چه به اون، چه به این میگن میز. به همین راحتی. شیئیت شیء به صورتشه یعنی این. یعنی اون حقیقت شیء که ثابته، به این میگن. یعنی انسانیت انسان، نه این قشر و پوست و ماده که تبدل‌برداره، تجدید می‌شه، داری پیر می‌شی، این نه. اینکه البته بچه بودی شیر می‌خوردی، حالا گوشت می‌خوری، مرغ می‌خوردی، نون می‌خوری، اگه بچه بودی می‌خوردی خفه می‌شی. خفه می‌شدی اگه بچه بودی نون می‌خوردی، شیرخوار بودی. این شیئیت نیست، اون صورت نیست، اون ماده‌ست. اون حقیقت وجودی‌ته. این بعدها تو بحث‌های فلسفی عرفانی به دردمون می‌خوره اینایی که داریم میگیم.

اصل ۵۰ · تنویم مغناطیسی و انصراف از نشئه طبیعت

اصل پنجاه، تنویم مغناطیسی. یادش بخیر یه معلمی ما داشتیم تنویم مغناطیسی می‌کرد. خیلی جالب بود برای ما که بچه‌ها رو می‌خوابوند، خواب مغناطیسی. تنویم از نوم میاد دیگه. می‌خوابوند بعد مثلاً می‌گفت الان کجایی؟ می‌گفت مثلاً دارم تو کوچه‌های مشهد قدم می‌زنم، الان کجایی؟ فلان. بعد خیلی چیز جالبی بود برای ما. اون موقع ما باور نمی‌کردیم. می‌گفتیم بابا این جادوگریه. بچه بودیم. فکر می‌کنم راهنمایی بودم. اگر هست خدا حفظش کنه، اگر رفته خدا روحش شاد کنه. استاد آرام. بعد دیدیم که چه کتاب‌هایی داره ایشون و بعد متوجه شدیم، افتادیم تو این درس و بحث‌ها دیدیم که این چیزا واقعا واقعیت داره، هست. حضرت استاد می‌فرمایند: "تنویم مغناطیسی و نوم هر دو از یک اصل منشعب‌اند و آن در حقیقت انصراف و تعطیل حواس ظاهره از تصرف و دست، دست‌درکار بودن به این نشئه طبیعت است." اتفاقا تو جلسه‌ی هشتاد و دو شرح اسفار حضرت استاد رو خیلی چند وقت پیش گوش می‌دادم، به همین موضوع دیدم حضرت استاد دارن اشاره می‌کنند. چند بارم اون جلسه رو گوش دادم. جلسه شیرینی بود. هشتاد و دو شرح اسفار. که فرمودند اون چیزی که موقعیت، موضوعیت داره چه در تنویم مغناطیسی، چه در بی‌هوشی، چه در غشوه، چه در عرض شود خدمتتون موت قبل انتموتو، چه در خواب مطلقا، چه در شهود و کشف و مشاهدات و این‌ها همه اون چیزی که موضوعیت داره همین چیزیه که تو این اصل داره می‌فرماید. چیه؟ می‌گه، می‌فرماید انصراف از نشئه طبیعته. یعنی شما از این نشئه ای که بهش تعلق داری انصراف بدی. اصلاً موت چی بود؟ انصراف نفس ناطقه، منصرف شدنش از بدن میشه موت. نه اینکه نفس ناطقه نابود بشه، اون نابود شدنی نیست که اون ابدیه. این بدن ما هم طورش عوض میشه. اینم نابود شدنی نیست. اینم میره تو چرخه طبیعت. میره تو چرخه طبیعت دیگه. عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد که در یه جلسه‌ای توضیح دادیم. فکر می‌کنم در یکی از این بحث‌های مراحل قلب در قرآن بود که عرض کردیم نسبت به اینکه این بدن شما از حلال آراسته شده، بعدا میاد رفت و شد مثلاً خشت یه امامزاده. شد کوزه خونه‌ی یه عالم، یه عارف. ها؟ یا نه بعکس خدایی نکرده شد سنگ توالت یه پادشاه وحشی مثلاً ظالم. اگر اون بدن از حرام، از حرام تغذیه شده باشه. اینا اصولی که ما مبانی‌ش رو قبلاً گفتیم سعی بنده حقیر اینه توسلم می‌کنم تو این جلسات می‌شنوم اینه که شما رو به گونه‌ای به فضل الهی به مدد اشراقات معنویه و نورانی خود حضرت استاد به گونه‌ای انشاالله بار بیاید که ذهنتون بتونه اجتهاد کنه مبانی رو گرفتید دیگه بر اساس اون مبانی خودتون اجتهاد کنید خودتون تولید علم کنید. انشاالله میشه. می‌تونید. نترسید. منتها ابتدا باید با استاد باشید با استاد نه منظور خودمو، با مبانی فکری استاد حضرت علامه و امثالهم باشید که چهارچوب وجودتان قشنگ شکل بگیره. پس باید از این نشئه انصراف داد تا به اون چیزهایی که امثال تنویم مغناطیسی، شهود این‌ها رسید. اصلاً خود خواب تا شما حواست پرت این نشئه است و درگیر طبیعتی، چجوری می‌تونی بخوابی؟ باید یه آرامشی باشه، بکنی، از تعلقات جداشی از نشئه طبیعت انصراف بدی تا بخوابی. یه واضحه دیگه.

اصل ۵۱ · نفس ناطقه مدرک ذات خود

اصل پنجاه و یک: نفس ناطقه در همه حال از خویشتن آگاه و مدرک ذات خود و به خود داناست و هیچ یک از حواس این چنین نیست. خیلی اصل عالیه. خیلی رسین و رکین و وزین و اصلاً نفس ناطقه هیچ‌وقت نمی‌خوابه. نفس ناطقه هیچ‌وقت خسته نمی‌شه. بدنه که می‌خوابه بدنه که خسته می‌شه. خسته‌م. ولم کن آقا. نمی‌خواد نماز بخونی. حالا می‌خوام بخوابم. بدن اینو می‌گه نفس که خسته نمی‌شه که. نفس مجرده، قدسیه، جوهر قدسیه. این بدن هرچی هست سر این بدنه. این بدن عتیقه بیچاره کرده ما رو. نفس رو هم درگیر می‌کنه، دست پاشو می‌بنده، نفس درگیر شد روح نمی‌تونه احکامش رو از طریق نفس در بدن پیاده کنه، آدم ارادش ضعیف می‌شه. یادتون باشه اسامی نفس رو گفتیم از اینجا بیرون میاد نسبت تعلق روح به بدن جمع شده. روح بخاری اسمش رو خودش بخاره دیگه. اون بخاراتش مثلاً جمع شده رفته مثلاً تو منابع اصلیش که مغز بود و کبد بود و قلب. پس وقتی که این شدت بگیره دیگه از همه جای بدن خارج بشه بره فقط تو این سه تا که اصلاً طرف می‌افته دیگه. می‌افته غش می‌کنه یا می‌خوابه، خوابش می‌ره. توجه کردید که قبلاً ما سه-- اینجا نکته‌ای رو عرض کردیم در گفتم سره، می‌گیم سره، می‌گه آقا اگه حاج آقا اگه سره چرا می‌گین؟ منظور ما اینه که چیز مهمیه و الا سر رو که واقعاً نمیگن که. قبلاً گفتیم که یک راه ارتباط با عالم قدس، عالم برزخ، شهود، افتادن به کشف و شهود، یکی از مهم‌ترین راه‌هاش همینه، همین نکته‌ست. که وقتی روح بخاری بره تو اون سه محل اصلیش از اعضای بدن خارج بشه، چون نفس از طریق روح بخاری با بدن مرتبط بود، نفس در حقیقت آزاد میشه. بخش اعظم نفس توجهش از بدن برداشته میشه چون روح بخاری به انزل مراتب رسیده، دیگه تو کل اعضای بدن بافت‌های وجودی بدن نیست که بخواد همه رو مدیریت کنه. سرش خلوت میشه. سر روح بخاری خلوت میشه، به یک معنا نفس سرش خلوت میشه توجهش میفته به عالم قدس. چون جنس نفس مجرده دیگه. جنسش از آن عالم است. بعد می‌بینی چشم نفس، توجه نفس میفته به اون عالم، تو اهل کشف میشی، اهل... پس یه راه انتقالات معنوی و حقیقی عالم قدس به وجود ما، همه بحث روح بخاریه. هی من اصرار می‌کنم اون سی و یک جلسه سر مکنون رو گوش بدید، خیلی به دردتون می‌خوره. هر جلسه هی داره تنای بحثمون بهش می‌خوره. اینجا داره حضرت استاد این رو به ما تلقین می‌کنه که نفس ناطقه دائماً از خودش آگاهه، دانای به خودشه و مدرک ذات خودشه و خودشم داناست. اما بقیه حواس اینطوری نیستن. یعنی چی؟ مثلا الان حس بینایی شما می‌تونه پشت پرده رو ببینه؟ حس بینایی دنیایی‌تون، ملکی‌تون، چند جلسه پیش صحبت کردیم. می‌تونه اون ور رو ببینه؟ نمی‌تونه. این قدرتو نداره. حس بینایی ملکوتی چطور؟ می‌تونه ملک رو ببینه؟ آفرین. ثابت کردیم نمی‌تونه ببینه. اون حقیقت ملک رو می‌بینه، صورت تمثلی ملک و من و شما رو می‌بینه، اون که رفته به عالم قدس. ملائکه صورت تمثلی ما رو می‌بینن، حقیقت وجود رو. یا نور می‌بینن یا ظلمت، یا شدت نور یا شدت ظلمت یا ضعفش رو، به این شکل. که حالا اینجا حرف‌ها، سؤالات پیش میاد انشاالله به وقتش باید بگیم. خب این که در حقیقت ضعه دیگه. این اینجا حضرت استاد می‌فرمود که مدرک ذات خودشه و به خودش داناست و هیچ کدوم از حواس این چنین نیستن بله این‌چنینی نیستن. یعنی نمی‌تونن جامعِ ادراکِ ذاتِ خود باشن این‌طوری بگیم. اما نفس این‌طوری نیست. آقا جامعِ ادراکِ ذاتِ خود. چقدر مهمه نفس آقا، چقدر شناختش مهمه. همین‌طوری ما از بچگی می‌شنیدیم مراقب هوای نفست باش. بعد قرآن می‌خوندیم که آقا پس این " «يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفْسُ ٱلْمُطْمَئِنَّةُ ٱرْجِعِىٓ إِلَىٰ رَبِّكِ» (فجر/۸۹:۲۷–۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای نفسِ آرام‌گرفته، به سوی پروردگارت بازگرد.

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ" [نفس مطمئن به سوی پروردگارت بازگرد] چی میگه؟ اگر نفس، نفس اماره‌ست و باید مراقبش باشو جفتک نندازه جسارتا. پس این نفس مطمئنه چیه؟ ببینید اینا تو سیر بحث داره بیرون میاد دیگه. وقتی تعلق نفس به بدن خیلی زیاد شد می‌شه نفس اماره. توجهش، تعلقش. وقتی کم شد، کم شد، کم شد به قدری شد که فقط بدن زنده بمونه بتونه در خدمت روح قرار بگیره. بدن بیاد کاملا بشه مرکب روح. بدن در خدمت روح غلام و نوکر روح بشه، کنیز روح بشه، اون موقع دیگه می‌شه نفس مطمئنه. به همین راحتی. حالا علت اختلاف اسماء مثلا نفس هم مشخص شد.

اصل ۵۲ · علم انسان‌ساز است

اصل پنجاه و دو: علم انسان‌ساز است. جان نباشد جز خبر در آزمون. هر که را افزون خبر یعنی هرکی خبرش بیشتره، علمش بیشتره، جانش فزون. خب دیگه مشخصه دیگه. هرچی آدم علمش بیشتره، معرفتش بیشتره، اصلا سبک زندگیش آگاهانه‌ست، عالمانه‌ست، متفاوت می‌شه. اصلا علت تغایر و تمایز و تخالف و علت این که اشخاص و افراد با هم متمایز می‌شن چیه؟ همین علمشونه، به علم و معرفتشونه . تو همان هوشی و باقی هوش پوش. این اصل پنجاه و دوئه که داره می‌فرمود خلاصه‌ش اینه علم انسان‌ساز است. علم و عمل جوهرند و انسان‌ساز، علم انسان‌ساز است. می‌خوای انسان باشی می‌خوای خودتو بسازی بسم الله. علم که قبلاً عرض کردیم بر اساس یکی از اصول مهم در کتاب شریف انسان در عرف عرفان حضرت استاد، علم، باورها، اندیشه‌های ما، علم ما، معرفت ما بعد از نشئه طبیعت اونجا چه بعدی از ابعاد وجودی ما رو شکل می‌ده؟ یعنی این می‌شه پایه‌ی شکل چیه ما پس از مرگ و موت؟ ماشاالله کجایید شما؟ این همه من اینو گفتم تو این جلسات . خواهرامون امروز خیلی دارن ضعیف عمل می‌کنن. همیشه ماشاالله جلودار بودن. آفرین. روح و باطن. روح بگیر. حالا بگو نفس، بگو باطن. باطن ما رو علم ما شکل می‌ده. باورهای ما چه شکلیه؟ چیه؟ کاریکاتوره یا حقیقیت داره؟ ظلمت ظلمانیه یا نورانیه. باطن ما به شکل علم ماست. ظاهر ما به شکل چی بود؟ اونورا پس از موت ظاهر ما یا بدن ما به شکل چی بود؟ آفرین! اعمال ما. اعمال ما ظاهر ما رو می‌سازن. علم و باور ما باطن ما رو. اینا خیلی مهمن. بچه میگه آقا علم می‌خوام چه کنم؟ از قدیم بودها. علم بهتر است یا ثروت؟ علم می‌خوام چه کنم؟ علم کن بابا. الان پول تو مثلاً تو بورسه، پول تو نمیدونم دلاره، پول تو سکه است، پول تو... علم کن بابا. علم چیه؟ نمی‌فهمه. بچه تربیت نشده. نمی‌دونه جایگاه علم چیه. این در حقیقت داره چیکار می‌کنه؟ داره می‌زنه باطن ابدی خودش رو بیچاره می‌کنه. ضعف ابدی پیدا می‌کنه در حیث باطن‌ش. یه نفس ضعیف، علیل. فرمود خدا نور چشم منو در نماز قرار داده. اصلاً نماز نور چشم منه. حالا کسی نماز نخوند چه اتفاقی میفته؟ چشم بی‌نور میشه کور دیگه. " «وَنَحْشُرُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ أَعْمَىٰ» (طه/۲۰:۱۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و او را روز قیامت نابینا محشور می‌کنیم.

وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ" کور محشور بشه. اینجا اگه کسی فکر کنید از رحم مادر بیاد بیرون کور باشه. خب حالا چه خدا نه دور از جون، خدا نصیب نکنه. پنجاه سال، شصت سال فوقش هفتاد، هشتاد سال می‌خواد نابینا باشه تموم میشه. باز وقتی می‌خوابه چشم ملکوتی‌ش بازه. اگه اهل معنویت باشه اصلاً چشم ملکوتی‌ش کلاً بازه. می‌بینه اینطور نیست که کور باشه. ماده رو نمی‌بینه. ولی وقتی مرد چی؟ نه، چشمش بازه قشنگ همشون. اما اگر کسی بی‌نماز شد چی؟ اونجا کوره. خب خیلی بده آدم تا ابد کور باشه. جوونای ما کجا این‌ها رو بدونن؟ بله خواهرم. پیامبر عزیز عالم فرمودند.

اصل ۵۳ · قوه متخیله

اصل پنجاه و سه. قوه متخیله. آخ، آخ، آخ، آخ، آخ، آقا، آقا، خواهر من، برادر من، من چی بگم از این قوه خیال. اصلاً توجه دارید ما عین جلساتی که تا حالا داشتیم فکر می‌کنم تو بدون استثنا تو همه جلسات از قوه خیال ما حرف زدیم. از همون جلسه اول که شروع کردیم تو مقدمه از قوه خیال حرف زدیم. این اصل از روی شما این اصول رو ببینید چندین جای این اصول از قوه خیال سخن میگن. همین الان چشمم افتاد به اصل پنجاه و هشت که چند تا اصل جلوتره. می‌فرماید روح انسان خواه در مقام خیال باشد و خواه در مقام عقل پس از ویرانی بدن تباه نمی‌شود. این اصل پنجاه و هشته. الان این اصلی که خوندیم پنجاه و سه چی می‌فرماید؟ قوه متخیله این مثال متصل تو خیال خود منه، قوه خیال، برزخ وجودی. از شعون نفس است. یک، ظل نفسه، رشح نفسه، آیه نفسه، کلمه نفسه، ظهور نفسه، شان نفسه. خود نفس نیست‌ها. از شعون نفس است یعنی قوای نفس است و تجرد برزخی دارد و در خواب و بیداری، بیدار و آگاه است. چه در بیداری قوه خیالت بیداره، آگاهه که الان داری شما هرچی تو قوه خیالت صورت و شکل می‌بینی تو قوه خیالت داری می‌بینی. بیرون از خودت نیستش که. حالا تو به اصل‌های بعدی همین رو حضرت استاد می‌فرمایند. بیرون از شما نیست این چیزایی که شما الان داری می‌بینی بیرون از شما نیست، تو خودت داری می‌بینی. قبلاً هم اینو عرض کردیم. یه اصل خیلی شامخ و مهمیه البته شامخ است. بعداً خیلی به دردمون می‌خوره تو درک حقایق. پس این زنده است. قوه خیال برداشتنی نیست. و در خواب و بیداری بیدار و آگاه است و دستگاه این اسمی که حضرت استاد گذاشته اسم بسیار عالی بعضاً بعضی از حکمای قدیمی هم اشارتکی داشتند مثل حضرت فخر رازی. و دستگاه عکاسی و صورت‌گری نفس ناطقه است. دستگاه عکس‌برداری. شما با این گوشی همراهتون هر چقدر هم عکس‌ها رو حذف کرده باشید، اون کسی که فنی کار باشه می‌تونه قشنگ با یه ری... احسنت با یک بازیابی خیلی راحت هرچی هم تو حذف کرده باشی دو مرتبه برگردونه. اصلاً چیزی از بین نمی‌ره اینطوری به شما بگم. چیزی از بین رفتنی نیست. حالا تو قوه الان میگن که مثلاً روانشناسی امروز میگه که آقا شما هرچی رو ببینی چه عکس، فیلم هرچی ببینی تا هفت سال تو ناخودآگاهت می‌مونه بعد محو میشه از بین میره. این غلطه. این، این اشتباهه. یه روزی برسه شماها بشینید مناظره کنید با اونایی که صرفاً روانشناسی طبیعی و غربی و شرقی خوندن، اسلامی نخوندن. بعد ببینید یه سر، یه سر و گردن هم که نه، صدها سر و گردن بالاتر از اون‌هایید و اون‌ها دست و بالشون بسته است. همه چی تو دین مبین اسلامه. که می‌فرماید آنچه که شما در قوه خیالت ایجاد می‌کنی برای همیشه، برای همیشه باقی خواهد ماند. حالا بعد اینجا بحث پیش میاد که بالاخره انسان قبل از اینکه قلبش آلوده بشه قوه خیالش آلوده میشه. این قوه خیال آلوده رو اگر ما توبه کنیم چگونه، چه رفتاری می‌شود؟ شما می‌گی هیچی از بین نمیره. بالاخره اینا هستن یا نیستن؟ هستن یا نه؟ این صورت و اشکال قبیحه هستن؟ هستن؟ میشه هست معدوم بشه؟ میشه وجود، موجود معدوم بشه؟ اصلا محاله. محال عقلیه. چی میشه؟ خوب. خدا کار محال و بیهوده و محال می‌کنه؟ اصلا خدا کاریو عبث می‌کنه؟ «رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَٰطِلًا» (آل عمران/۳:۱۹۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، این را باطل نیافریده‌ای.

مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا. کار باطل نه، خدا هرچی می‌کنه رو اصوله. اصولی‌ترین موجودات خود حضرت حقه. پس اینجا چی میشه؟ اجازه بدید خواهرمون هم چی میگن. گفتین توبه خیلی قوی و بله، سایه. معنی بخشید که یه سایه‌ای بود که از بین نمیره ولی با توبه به شکلی کم میشه. یه بار دیگه همینجا گفتم ازشم رد میشم سریع چون درسمون جا می‌مونه. حدیث توبه: التائب من الذنب کسی که توبه کنه از گناه، بقیه حدیث چیه؟ آفرین. کمن، کمن، کاف یعنی مثل. کمن لا ذنب له مثل کسیه که یعنی کأنه گناه نکرده. نه اینکه گناه نکرده. گناه نکرده دروغه. نه مثل کسیست. تبدیلش می‌کنن. یعنی بدلش می‌کنن، طورشو عوض می‌کنن. این باشه فعلاً طلبتون. کلاه سر ما نره. اونایی که رو منبر پیغمبر می‌شینن که سر من خیلی کلاه رفت از بچگی و خیلیامون. آره بابا خدا گناه رو می‌بخشه بیخیال، اصلاً نگران نباش. عیب بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری نکن. خودِ عیب‌خوری و منبر سوزوندن که از بدترین کارهاست که چه القاییه به مردم می‌کنی. اینا تا ابد می‌مونه. خلاصه اینکه اونچه که، اصلاً از جهت علمی بخوام بگم، بخوام رد شم نمی‌دونم چرا مجبورم توضیح بدم. طلب وجودی شماست چیه؟ اقتضای جلسه‌ست. قبلاً هم گفتم الان شما منو دارید می‌بینید. شما من رو اینجایی که من الان نشستم با این کثفت و این هیأت می‌بینید، یعنی اینجا دارید منو اینجا می‌بینید؟ یا تو خودتون می‌بینید. اون چیزی که، اون صورتی که از بنده تو قوه خیال شما ایجاد شده، اون کار کیه؟ آفرین نفس ایجادش کرده از طریق قوه خیال. چون اون دوربین عکس‌برداریه دیگه قوه خیال. ولی نفس بهش دستور میده. عکس منو گرفتی تو قوه خیالت نگه داشتی. درست شد؟ حالا نفس شما ایجاد کرده. اون هم فعل نفسه. چون نفس مجرده، فعلش هم مجرده. مجردات باقی‌اند یا فانی‌اند؟ همیشه هستن. این یه نکته. نکته‌ی دیگه، الان شما عکس منو تو چهره خود، تو قوه خیال خودت ایجاد کردی و داری، اون عکسی که حالا میشه علم به من، شما به من علم پیدا کردی که این صورت، این شیئیت، این صورت مخصوص حاج آقا فلانیه. درست شد؟ این معلوم به ذات شماست یا بالعرض شماست؟ اون که تو وجود خودته. به ذاته. بالعرضش می‌شه چی؟ عارضه. از شما نیست که، تو شما نیست که، بیرون از شماست، خارج از نفس شماست. اون می‌شه بنده. من اینجا می‌شم معلوم بالعرض، معلوم شمام. بنده که اینجا نشسته‌م معلوم شما. ثمره علمیه در سرِّ نفس شما، اقتضاش این می‌شه که بنده رو دیگه می‌شناسه، صورت منو. اما منی که الان اینجا نشسته‌م به این شیئیت، به این صورت، به این ماده و کم و کیف و ظاهر و باطن این دیگه معلوم به ذات شما نیست. من تو قبر خودمم، شما تو قبر. شما با خودت محشوری، من با خودم. اون چیزی که معلوم به ذات شماست و در حقیقت می‌شه خود شما، می‌شه خود حضرت عالی، اون دیگه ایجادی‌ست که نفس شما از صورت من تو خود شما کرده. اون دیگه می‌شه دارایی شما. تا ابد مال شماست. منظور از بذر‌هایی که حضرت استاد می‌گن تو وجود خودت، در نفست، در ضمیر وجودت اینا رو بکار، این بذرها پرورش پیدا می‌کنند همین‌هاست. یعنی من و شما دائم داریم خودمون رو پرورش میدیم، می‌سازیم با دیدنمون، با شنیدنمون، با لمس کردنمون، با بوییدنمون. این تازه چی‌ان؟ حواس ظاهری‌ان. حواس باطنی هم دیگه اون‌ها هم خطابردار هستن. مثل اینکه شما وقتی می‌خوابی دیگه با حواس ظاهریت نمی‌بینی که، با قوه باصره ملکی‌ت نمی‌بینی تو خواب، با قوه باصره ملکوتی‌ت می‌بینی می‌بینی. اما آیا اونچه که می‌بینی واقعاً به حقه؟ درسته؟ خیلی اباطیل رو آدم اصلاً یهو دیو دو سر تو خواب دید، واقعی واقعیت داره؟ نداره، انشای نفسه. چرا نفس دیو دو سر ایجاد کرد؟ چرا حرم امام حسین ایجاد نکرد؟ اینا تو سیر معرفت نفس اینا میاد بیرون. چون دارایی‌ش اونه، داشته‌هاش اونه. نفس، این نفس این آقا، این خانم این به این اصلاً عادت کرده این صورت‌ها رو ایجاد کنه، با این چیزا معنوسه. حالا که یه ذره اینجا ما موندیم من احساس می‌کنم که یه دست غیبی هی داره به من، منو قلقلک می‌ده که تو این موضوع توقف کن. می‌خواستم چند تا اصل دیگه بخونم. اصل چنده این؟ یادمون نره پنجاه و سه. پنجاه و سه این الان. قوه متخيله از شعون نفس است و تجرد برزخی دارد و در خواب و بیداری، بیدار و آگاه است و دستگاه عکاسی و صورت‌گیری نفس ناطقه است. این بود دیگه. پنجاه و سه. دیگه پنجاه و چهار رو هنوز نگفتیم. پنجاه و چهار رو انشاالله فردا براتون بگم. الان اجازه بدید از این فرصت استفاده بهینه بکنم.

کثرات خارجیه و انفسیه · جام صهبا (علامه طباطبایی)

یه نکته بسیار مهمی رو بهتون بگم. بسیار، بسیار از لسان استاد علامه حسن زاده. کیه؟ احسنت حضرت علامه طباطبایی. این سال دو بزرگوار یه صلوات هدیه کنیم. چون بحث برزخ و درست باید به یک معنا کثرات انفسیه و که برخاست شده یا ایجاد شده از کثرات خارجی است، توضیح میدم نترسید. ربط قوه خیال با این‌ها و مشکلاتی، مشکلاتی که در قوه خیال ایجاد میشه باعث میشه روح نتونه حکمش رو در بدن پیاده کنه. چه روح بخاری، چه اون روح اصلی " «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى» (حجر/۱۵:۲۹؛ ص/۳۸:۷۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از روح خود در او دمیدم.

وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي" اون دستش از بدن کوتاه بشه. انسان هرچی زور می‌زنه نصف شب پاش سحرپا نمیشه، اراده‌ش ضعیف میشه چون روح اراده برمی‌گرده به روح. روح نمی‌تونه اراده کنه. چرا؟ دستش از بدن کوتاه شده. چرا کوتاه شده؟ خللی در نفس ایجاد شده. نفس برزخ بین روح و بدنه. درست شد؟ حالا یا یا بحث مشکل، مشکل مزاجی روح بخاری به مشکل برخورده باید بره اصلاح مزاج بکنه که غالب علما و حکما و عرفا، اهل سیر و سلوک اینا همه بدون استثنا نه، غالب اصلاً اشتباه بود غالباً نه. اگه همه‌شون بدون استثنا اول به سالک الی الله به سمت حضرت حق می‌گه آقا سالکی می‌خوای سیر کنی به سمت خدا، اول برو اصلاح مزاج بکن. این اولین دستورشونه. که حالا در این خصوص تو همون بحث سر مکنونات زیاد صحبت کردیم. یا اینکه نه، برمی‌گرده به اختلالاتی که در قوه خیال ایجاد شده. قوه خیال آلوده شده، مشوب شده به وهم، از تحت سیطره عقل خارج شده. چرا؟ علتش توجه و تعلق بیش از حد به کثرات خارجیه است. کثرات خارجیه و انفسیه رو توضیح بدم از رو براتون بعد یک مطلب بسیار عالی در از رساله علامه طباطبایی علیه الرحمه و الرضوان، رساله سیر و سلوکشون به نام جام صهبا براتون بخونم. کثرات خارجیه یعنی آنچه که پیرامون ما از ماده و طبیعت وجود داره. هر چیزی که خارج از ما هست و حتی قشر و پوست و ظاهر وجود خودمون که طور انزل وجودی ماست. اینا کثرات خارجیه. کثرات انفسیه چیه؟ اون علومی که می‌شه در حقیقت ثمره علمیه در سرِّ نفس‌مون. یعنی اون برداشت‌هایی که من از این کثرات خارجیه کردم شد معلوم به ذات خودم. چه از حیث شنوایی، چه بینایی، چه چشایی، چه لامسه، چه بویایی هرکدوم. هرچی که استیاد کردم، صید کردم از محیط خارج از این کثرات خارجیه، این در وجود خودم می‌شه معلوم به ذات. بیرون معلوم بالعرض، در درون خودم می‌شه سرمایه من که منو داره می‌سازه. اون می‌شه معلوم به ذات بهش می‌گن کثرات انفسیه. تو وجود منه. مثال‌هاین، مثل‌هاین، صورت‌هاین که نفس انشا کرده اما مطابق با خارج، مطابق با صورت خارج. از رو براتون بخونم. یه چند تا دستور داره حضرت استاد تو بحث سیر و سلوک، مرحله به مرحله سالک الی الله رو می‌بره جلو. بعد می‌رسه به اینجا، "هنوز از خستگی راه نیاسوده سالکی" کسی که سیر و سلوک داره. اونکه برنامه داره که هی-- نداره که هیچ، ول معطل، اصلاً هیچ. اونکه برنامه داره و داره کار می‌کنه، منزل به منزل حرکت می‌کنه، "هنوز از خستگی راه نیاسوده وارد بر عالم برزخ که کثرات انفسیه است می‌گردد." عالم برزخ می‌شه اینجا چی؟ قوه خیال. رتبه مثال متصل که تو خودمه. می‌گه وارد به این عالم می‌شه می‌شم. خب؟ اصلا نمی‌تونه، گریزی ازش نیست. چون برزخه. شما الان بخوای ارتباط با اصل وجود خودت، ذات خودت، سر سر خودت، اون باطنِ نفست، باطن‌ترین حالت وجودت، مکمن غیب ، بگیری از چه طریقی می‌تونی ارتباط بگیری؟ خود حضرت عالی با خودت از طریق نفس. چون اون رابطه، اون وجود رابطه، اون برزخه ، اون حائل شامل. می‌گه وارد به این عالم می‌شه. در این حال، حالا خودمون رو محک بزنیم. در این حال متوجه می‌شود که ماده و کثرات خارجیه در درون خانه دل او چه ذخائری به ودیعت گذاشته‌اند . فکر می‌کنه تو وجود خودش سالم، آراسته، دست نخورده، پاک، بی‌آلایش، هیچ خدشه‌ای نیست. بیرونه که خیلی ازدحامه، خیلی شلوغه، خیلی قل قل و همهمه و شلوغ و ریخت پاشه. وارد وجود خودش می‌شه می‌بینه اوه، اوه، اوه چه خبره! چه ذخائری به ودیعت گذاشتند. چی؟ کثرات خارجیه . این‌ها همان موجودات خیالیه نفسانیه هستند که از برخورد و علاقه به کثرات خارجیه به وجود آمده و جزء آثار و ثمرات کثرات خارجیه می‌باشند. یعنی تعلق به خارج، توجه به خارج باعث می‌شه که در درونت ازدحام ایجاد بشه. خب ادامه. و از موالید آن به حساب می‌آیند. یعنی این کثرات انفسیه داخل ما، این کثرت‌ها، این صور و اشکال عجیب و غریب موهشه و وحشتناک و قبیح و زشت، همش مولد، مولده یعنی فرزند چیه؟ کثرت خارجیه. و این‌ها مانع از تحصیل آرامش خاطر هستند. هر کسی که می‌گه آقا من آرامش ندارم. چرا آرامش نداره؟ کثرات خارجیه کثرات انفسیه براش ایجاد کرده. لذا تا سالک بخواهد ساعتی در ذکر خدا بیارامد، ناگهان این خیالات چون سیلی بر او حمله بر شده و قصد هلاکت او را می‌نمایند. می‌خوان هلاکش کنن. داریم خودمون رو محک می‌زنیم که چرا ما خلوت نداریم؟ چرا آرامش نداریم؟ چرا نمازمون معراج نیست؟ چرا ذکرمون ورد نیست؟ چرا ذکرمون قلبی نمی‌شه؟ صرفاً لسانی است. بدیهی‌ست که آ آزار و صدمه کثرات انفسیه، می‌خوام ازتون بپرسم الان گوش بدید. بدیهی‌ست که آزار و صدمه کثرات انفسیه، تو خودمه، قوی‌تر و نیرومندتر از کثرات خارجیه. هست یا نیست؟ آفرین هست. چه انسان می‌تواند با اختیار عزلت و انزوای از کثرات خارجیه دوری جوید. می‌تونه بره یه گوشه خلوت کنه، برق رو خاموش کنه، تلویزیون رو خاموش کنه، بچه رو بخوابونه. آقا اون کلاغه رو هم خفه‌اش کن. یه پتو بنداز رو این مثلاً عروس هلندی داره تو خونه‌ش. یه بیچاره‌ای که از دوستان ما میگن ما این هی می‌خره این جیغ جیغ می‌کنه عروس‌ها خانومه میره پتو میندازه خانومش پتو میندازه رو این حیوون بیچاره زبون‌بسته اون رو خفه میشه اون زیر. از صداش بدش میاد. آقا چرا می‌خری اینو؟ زبون‌بسته رزقش افتاده دست تو آهش می‌گیره تو رو بهش برس. حالا اونم خفه می‌کنه. همه جا رو اصلاً تاریک می‌کنه میره تو یه گوشه، یه گوشه‌ای که اصلاً جلوش دیواره دیگه هیچی هم نیست. یه همچین حالتی رو تصور کنید. باز به نظر شما چی میشه؟ می‌فرماید حضرت استاد می‌فرماید: "چه انسان می‌تواند با اختیار عزلت و انزوای از کرات از کس از کثرات خارجیه دو دوری جوید، ولی هرگز نتواند از صدمه و آزار خیالات رهایی یابد. چه اینان با او قرین و همجوار هستند." ول نمی‌کنن مارو که. چجوری تو بخوای از اینا آزاد شی، رها شی. ادامه بدم اینو؟ یا خسته‌اید بعضیا تون دارید می‌رید تو چرت. بعد میرن سراغ عبور از عالم خیالات و عالم برزخ. راهکار ارائه میدن که خب حالا که گرفتار شدیم چگونه عبور کنیم؟ از این عالم خیال و این عالم برزخ چگونه عبور کنیم؟ نبض بحث الان ولی من ادامه نمیدم چون تو چرتید یه سری‌تون. باشه انشالله یه وقتی.

خاتمه

یه صلوات بفرستید. اللهم صل على محمد و آله طهر و طهر.


Corrections log

موردASR خاماصلاحمنبع
اعراف ۷:۱۶لأقعدن لهم … صراطک المستقیملأقعدن لهم صراطک المستقیمTanzil
فجر ۸۹:۲۷–۲۸یا أیتها النفس المطمئنةیا أیتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربکTanzil
طه ۲۰:۱۲۴وinhشرهو … اعميونحشره یوم القیامة أعمیTanzil
آل عمران ۳:۱۹۱ما خلقنا هذا باطلاربنا ما خلقت هذا باطلاTanzil (مضمون جلسه)
حجر ۱۵:۲۹نفخت فیه من روحیونفخت فیه من روحیTanzil
التائب من الذنبالطاء بمن الذنبالتائب من الذنب کمن لا ذنب لهحدیث مشهور
تنویمتنوین مغناطیسیتنویم مغناطیسیمتن اصل کتاب
جام صهباجام جامرسالهٔ سیر و سلوک / جام صهباعلامه طباطبایی
مکمن غیبمکمن غیبتمکمن غیبوضوح
مصادیقمسادیدمصادیقوضوح ASR
جامع ادراک ذاتجامع الاسرافجامعِ ادراکِ ذاتِ خودوضوحِ اصل ۵۱

یادداشت طول: متن پیوستهٔ خام ≈ ۳۲۰۸۹ نویسه؛ این فایل پوشش کامل همان جلسه است (نه خلاصه). Segments حذف شد.

یادداشت ترجمه: همهٔ ترجمه‌های فارسی زیر عربی توسط مدل‌اند نه استاد.