ددرس‌گفتارها

عذرخواهی چون وقت ما تموم شده فقط اجازه بدید ده دقیقه ما سؤال جواب بدیم که جواب چند تا سؤال هم جواب داده باشیم.

جان.

سلام بفرمایید.

[سؤال گویگر].

بله.

[سؤال گویگر].

بله.

[سؤال گویگر].

احسن.

نه تابعیت خدا، تابعیت علم خدا.

نه خودش.

ذات غیبی نه.

علم خدا اسم الله.

العلی.

اولا این یه نکته که علم خدا تابعیت با اشخاص و افراد و زبان حالشون داره.

این یک.

نکته بعدی اینکه اینکه میگیم خدا تابع علم اشخاصه نه یعنی اینکه در حرکت به سمت اون‌هاست.

نه، اون شخص به سمت خدا حرکت میکنه.

اصلاً اون شخص چیه؟

هر شیی چیه؟

ظهور اسم الله دیگه.

و هرعت الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحیم.

بسم الله الرحمن الرحیم که اسم خداست ظهور کرده شده این شخص.

پس این شخص انا لله که اومد حالا انا الیه راجعون به سمت او بر می‌گرده.

منتها اسباب و لوازمی که اون نفس کینونه از من و امکنه زمان و مکانی که خدا براش قرار میده مطابق با خواست درونی اون شخصه.

این حرکت خدا نیست.

این لطف خداست.

لطف خداست به اون شخص.

البته میشه گفت حرکت اسباب هست.

یعنی گفتیم کل ممکن زوج ترکیبی.

کل م-- هر ممکنی زوجی‌ست از وجود و ماهیت و حرکت داره.

خب اسباب و لوازم باید به سوی اون شخص حرکت کنن.

خدا حرکت نمی‌کنه.

ملاکه به سمت او حرکت می‌کنند.

ملائکه گاهی ارضی، گاهی سماوی.

حتی امام عصر.

امام عصر که انسان کامله و مد تمام اع ملائکه سم-- صدنه و خدمه او هستند.

او به سمت شما به واسطه زبان حالت حرکت می‌کند.

آیا امام عصر محتاج شماست؟

نه.

این حرکت رو از رو احتیاج نباید بگیریم.

شاید بهتر باشه این مثال رو بزنی.

اینکه بارها عرض کردیم و حدیث قدسی که مرحوم خدا رحمتشون کنه میرداماد در کتاب کامل بهائی آوردن که کنت کنزم مخفیا فاحببت ان اعرف.

من گنج مخفی بودم دوست داشتم آشکار شم.

خب خدا چه کردی که آشکار بشی؟

فخلقت.

خلق لکی اعرف.

خلق رو خلق کردم تا شناخته بشم.

آیا خدا محتاج شناخت شدنه؟

شناخته شدنه؟

خدا محتاج نیست.

فرمود احببت.

دوست دارم.

پس حرکت اگر بگیریم عالم در حرکته، در حرکت هبی الهیه اما اسباب و لوازم در حرکت‌اند نه حضرت حق.

اسباب و لوازم به سمت بنده حرکت می‌کنند.

اصلاً شاید جواب شما باز تو این باشه.

خدا قولهو فعل.

قول خدا چیه؟

فعلشه.

یعنی چی؟

یعنی اتفاقی که افتاد قول خداست.

اگه در مسیر حق قدم برداشتی اینو فعل خدا بدون قول خدا یعنی از تو راضیه یا نه؟

می‌خواد به تو بگه من از تو راضیم یا نه.

اگر تو مسیر حق داری حرکت می‌کنی قولهو فعل.

این فعلیت لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

به حول و قوه الهیه، می‌شه رضایت خاطر الهی.

خدا کلام نبره که.

کلامش، کلام خدا فعلشه.

اون فعل در حرکته، اون اسباب، اون لوازم، نه خود حضرت حق.

[پچ، پچ] یک شأنی از حضرت حق حرکت.

بله در مرتبه مادون بله.

بله احسن.

اون هم باز چون ما شأنی از شئون حضرت حق هستیم و در حرکت هستیم، شئون حق در حرکت‌اند هم عرض کردم که لوازم، اسباب، اسماء، اسماء در حرکت هستند اما خود ذات غیبی نه.

ذات غیبی ثابته.

اسماء خدا فعال.

دائم وجود ما به سوی.

فعال لما یشاء.

خدا فعال لما یشاء است.

بچه ها می‌فهمید مثل کِلک و این اختیار ما و غیره.

باز همه اینا رو ما میاریم در داخل علم خدا چیزی که خداوند不可بل حرکت یا ما نمی‌تونیم، نمی‌تونیم بگیم حرکت ما حرکت راست.

اونم حرکت ما در علم خداوند.

بله چیز در خارج از حیطه‌ی علم الهی نیست.

همونطور که حرکت ما خارج از حیطه‌ی قدرت الهی نیست.

ببینید شما به نظرم دارید قاطی می‌کنید یه چیزی رو خلط بحث شده.

ذات غیبی رو با اسماء دارید قاطی می‌کنید.

ذات غیبی درسته اسماءش عین ذات‌اند.

اما اون ذات خواسته ظهور کنه شده اسماء، شده این کائنات، شده خلائق، شده کثرات.

این کثرات در حرکت‌اند.

این اسماء، این خارج از ذات در حرکت‌اند.

اما ذات غیبی که حرکت نداره.

جانم بله.

[سخنگوی 1، صحبت کردن] کل یوم هو فی شأن با علم الهی.

کل یوم هو فی شأن.

الیوم چی بود رفقا؟

بچه های مسجد بلال بگن ببینم.

یوم چی بود یوم؟

یوم یعنی- نه.

آفرین به خواهرها.

ظرف ظهور اشیا.

اینا رو باید بدونیم دیگه.

ظرف ظهور بهش میگن یوم.

اینو یادتون باشه.

کل یوم یعنی در هر ظرف ظهوری هو، اون هو ای که الان عرض کردیم فی شأن.

توی شأنیه.

قبلش میگه يسأله من فی السماوات والأرض.

يسأله هم فعل مضارعه دیگه.

يسأله فعل مضارعه.

دائماً آنفآن من فی السماوات والأرض آنچه در آسمان و زمینیه يسأله دارن گدایی می‌کنن از خدا.

[صدای تلفن] همون زبان حالشونه.

طلب می‌کنن از خدا.

خدا چگونه جواب می‌ده؟

کل یوم در این ظرفی که داره ظهور می‌کنه یعنی اندازه‌ی هر شیی، هر به یک معنا بگیریم اسم الله.

شما اگه اسم الله باشی، آیت الله باشی، یه ظرف ظهوری داری که در این ظرف وجودی شما، صاع وجودی شما داره ظهور می‌کنه، آشکار می‌شه.

این چیه که داره آشکار می‌شه؟

شما به خودی خود داری آشکار می‌شی؟

اون تجلیات الهیه است.

خدا داره تجلی می‌کنه آنفآن در وجود تمام خلائق و کثرات که هستن، موجودن و در حال ظهور و بروزن.

خدا چگونه ظهور می‌کنه؟

اصلاً همون که می‌گیم ظهور مرتبه چیه؟

اسماء.

با اسماش.

لذا فرمود وعل– علم آدم الأسماء كلها.

حضرت استاد فرمودن می‌تونید بگید ای الأشیاء كلها.

اشیاء اسم الله‌اند.

اسماء الهین.

مرتبه ظهور می‌شه اسماء.

می‌شه خود حضرت عالی.

خدا ظهور کرده.

خدا با چی ظهور می‌کنه؟

با اسماش.

آیا یکی از اسماء خدا العلیم هست یا نه؟

ها؟

خب برای همین حضرت استاد می‌فرمایند عالم علم انباشته شده‌ی روحم-- روی هم است.

در حقیقت همه‌ی عوالم هستی تجلیات الهین.

خدا داره آنفآن ظهور می‌کنه، بروز می‌کنه، تجلی می‌کنه که هر شیی موجوده آنفآن.

هو یحیی و یمیت.

و یمیت و یحیی.

اون تجلی قبلی یمیت، مرد، می‌میره.

تجلی جدید یحیی، زنده می‌شه.

دوباره یمیت و یحیی.

یحیی و یمیت.

هی دائماً آدم جدیدی هستیم.

با چی آدم جدیدی هستیم؟

با تجلیات الهی.

اونا چی‌ان؟

اسماء الهی‌اند که در ما دارن ظهور می‌ک- می‌کنن.

هرچی ما طهارت نفسمون بیشتر می‌شه، شدت ظهور اسماء در ما بیشتر می‌شه و به این میگن مقام قرب.

قربتاً الی الله.

بهش میگن ولایت.

بهش میگن علم.

همه اسماء به یک معنا برگشت به علم می‌کنند.

العلم نور یغفره الله فی قلب من یشاء یا فی قلب من اراد ان یهدیه.

الله نور السماوات والارض.

یه روایتی‌تون باشه عرض کردم خدمتتون حضرت آقای جوادی آملی در شرح اسفارشون فرمودن همون جلسه اول شرح اسفار آقای جوادی رو گوش بدین همین رو می‌فرمایند.

خدا اسمش در عالم ادنا یعنی اینجا دانی اینجا پایین‌ترین رتبه هست العلیم.

در مرتبه مافوق هست أعلم.

در خود ذات چیه؟

خدا خود نترسید بگید آفرین.

خود علمه.

خدا خود علمه.

هر چیزی نسبت به سعه‌ی وجودیش اسم الهی درش ظهور پیدا کرده.

هرکی وسیع‌تر، اسماء شدیدتر.

شدت اسماء یعنی ولایت.

چقدر شما ولایت داری؟

بعد و قربت به امیرالمؤمنین که صاحب ولایت کلیه است چقدره؟

نسبت به اینکه چقدر از اسماء الهی در تو پیاده شده، این بعد و قرب شماست.

اصلا معنای قربتا الی الله یعنی این دیگه الی الله.

یعنی علم، یعنی ولایت، یعنی قرب.

همش یک حقیقته.

اصلا یعنی چی؟

یعنی خدا چقدر تو در وجود حضرت عالی خودشو نشون داد.

حالا این دو جوره، دو طوره.

طور انزلش قرب نافله است که تو سعی می‌کنی یه کارایی بکنی که خدا به سمت تو نازل بشه.

تنزل الملائکه والروح.

خدا نازل می‌شه.

تو این جرات و این جسارت رو داری، انقدر پررویی، خودمو میگم که حق رو نازل می‌کنی که بیاد در تو تجلی کنه.

این می‌شه انزل مراتب.

اما بهترش کاریه که اهل بیت کردند.

صلوا كما رأیتمونی أصلی.

اونطوری نماز بخون که ما خوندیم.

اهل بیت اجازه ندادن حق نازل بشه.

خودشون معراج رفتن.

الصلاة معراج المؤمن.

اونا رفتن بالا، خودش اون‌ها شدن.

يد الله، عين الله، أذن الله.

خب؟

به این میگن قرب فریضه.

اما در قرب نافله به عکسه.

خدا نازل می‌شه، می‌شه چشم تو، می‌شه زبانت و اینم خوبه.

اما این مرتبه نازله‌ست که یادتون باشه در بحث اربعین تو مسجد بلال چی گفتین؟

یادگاری در گوشی گفتین، گفتین اربعین قرب فریضه است.

اینقدرم تاکید روش شده قرب فریضه، فریضه.

شما حرکت می‌کنی به سمت سید الشهدا.

اما در شب قدر حضرت زهرا نازل می‌شه به واسطه‌ی الهی "تنزل الملائكة والروح" اون روح، روح اعظم حضرت زهرا بود.

میاد همه ملائکه به همراهش میان.

اونان و حق نازل می‌شه.

تنزل الملائکه.

این قرب نافله است.

[مکث] ده دقیقه فکر کنم بیشتر هم شد.

یازده دقیقه شد.

شما هم سوالتو بپرس دیگه بسه.

آقای دکتر این تبعیت دل خدا از ما، همون فیض و علم الهی که دائماً هست نمیشه به ظرف ما مربوط باشه؟

همه چی به ظرف ما مربوطه.

همه چی.

اون علمی که دائما هست با ظرف خودمون که دیگه هست و محدود.

بله دیگه.

خدا رو میشه بازتعریف کرد.

با اون ظرف خودمون مربوط می‌شه دیگه در حقیقت.

اون علمی که دائما در جریان اون علم نازل داره می‌شه.

سوال، سوال خوبیه.

دائماً علم الهی در فیضانه.

رشح، رشح مثل بارون.

بارون داره می‌ریزه.

یه بار تو-- یا یادتون هست عرض کردم خدمتتون فیض الهی همونقدر که به سر اولیای خدا داره می‌ریزه سر ما هم داره می‌ریزه.

این فیض چیه؟

اسماء الهیه.

خب، حالا بگید شما علم.

اما هر کسی چقدر برمی‌داره؟

ظرف وجودیش.

یعنی اندازه وجودیه شما چقدره؟

همونقدر بهره می‌بره.

بله، همین‌طور.

یه سوالی هم خواهرها نوشتن اجازه بدید به حرمت حضور خواهرها که به هر حال سوالات اون‌ها رو هم جواب داده باشیم.

با عرض سلام، انتخاب ما در عین ثابت [مکث]، چه ظرفی بوده؟

بر چه اساسی خواستیم این شویم؟

آیا هر لحظه ما و عین ثابته در حال انتخاب نیست [مکث]؟

پس هر لحظه تغییر و هر لحظه عین متغیر می‌باشند.

بله، دقیقاً.

شما سوالتون رو خودتون جواب دادید.

عین ثابت ما قابل تغییر هست یا نیست؟

درسته ثابته اما به عنایت حضرت حق با وساطت وسایل فیض الهی که اولیای خدا، ائمه هدی علیهم الصلاة والسلام هستند، به میزانی که چه مقدار از قرآن در ما پیاده بشه قابل چیه؟

اتساع وجودیه.

تاسعا اتساع.

اتساع وجودی با چی حاصل می‌شه؟

معاشرت با اولیا.

عاشورا.

معاشرت با عاشورا اتساع میاره.

یعنی عین س-- در حقیقت اینطوری می‌شه.

زبان حالت رو عوض می‌کنه.

اصلاً آیا می‌شه به عین ثابت رسید؟

می‌شه آدم بفهمه عین ثابتش چی بوده؟

اصلاً زبان حالش چی بوده؟

حضرت علامه در شرح مصباح العنس ابن فناری می‌فرماید بله شدنیه اما بسیار سخته.

اوهدی از اولیاء الله می‌تونند برسن به اینکه اون زبان حال اولیشون رو پیدا کنن.

[سرفه] خب به چه درد می‌خوره؟

وقتی شما بدونی اساساً برای چی نازل شدی، زبان حال خودت رو بدونی در اون مسیر حرکت می‌کنی دیگه.

دیگه وقتت رو مزمحل نمی‌کنی جاهای دیگه.

از این شاخه به اون شاخه نمی‌پری.

یک.

دو، می‌تونی تشخیص بدی که زبان حالت اشتباه بود یا نبود و اسم الجابر حضرت حق رو پناه ببری بهش تا خدا جبران کنه برات.

اصلاً چرا اومدیم تو این دنیا؟

برا-- یه وجهش اینه برای جبران، برای اینکه پناه ببریم در سایه‌ی اسم الجابر حضرت حق جبران کنیم زیاده‌خواهی‌مون رو، اشتباه‌خواهی.

اصلاً در عالم زر "ألست بربكم قالوا بلى" همه گفتن بله.

چرا پس الان این همه مشرک و منافق و کفار داریم؟

این کفر از کجا شروع شد؟

از اینکه بعد نبوت خاتم الانبیا رو تعهد گرفت خدا اونجا در عالم عهد.

یه مکسی اتفاق افتاد.

بعد به ولایت امیرالمؤمنین که رسید اصلاً م-- حالا مکس کردن بعد همه پذیرفتن خاتم الانبیا رو، نبوت خاتم ایشون رو.

اما در خصوص ولایت امیرالمؤمنین مکس شد و موندن.

یعنی بسیاری اصلاً قبول نکردن.

برای همین سر خوردیم، هبوط پیدا کردیم به عالم دنیا که بیایم اینجا باز لطف خدا بود، نبود؟

نمی‌شد همونجا کار تموم شه بگه خب دیگه تموم شد بفرمایید به جهنم، بفرمایید به بهشت.

خدا فرمود برید تو دنیا تا من م-- ارسال رسل و انزال كتب کنم، بتونید انتخاب اشتباهتون رو جبران کنید.

به چه واسطه‌ای؟

به اسم الجابر بلکه الجبار حضرت حق.

به شدت جبران کننده‌ست.

"یا جابر العظم الكسيرة".

ما در انتخابمون اشتباه هم کردیم.

این سر انتخاب، یعنی اینکه انسان با تلاشش برسه به عین ثابتش، این حوش-- این حسن رو داره، این رشد رو داره.

حالا بیا تا نرسیده ما که می‌دونیم اشتباه کردیم تو خیلی جاها، خب؟

جبرانش کنیم.

کجا جبران هست؟

کجا شدت نزول اسماء هست؟

در دامن اولیا، در امیرالمؤمنین.

همه‌ی ولایت رو برداشته، یعنی همه‌ی اسماء رو برداشته.

لذا فرمود، پیغمبر فرمود "من رآنی فقط رأى الله".

الله رو دیدی اگه منو دیدی.

عجب!

چون همه‌ی اسماء اونجا پیاده شدن.

با او جبران می‌شه.

اونجا که امام رضا فرمود "معنا فی درجاتنا" همراه مان، هم‌درجه‌ی ما کیا؟

کسی که جلسه‌ای رو به پا کنه در اون جلسه ذکر ما گفته بشه به گونه‌ای که "احیا امرنا"، امر ما احیا بشه.

امر ولایت ما تو اون جلسه احیا بشه مثل این جلسات.

اینا "معنا فی درجاتنا".

الله اکبر.

این همون اسم جابر حضرت حقه، بلکه جباره.

جبران می‌کنه.

خب کجا جلسه بذارم؟

تو عالم زر؟

تو بهشت و جهنم اونجا که کار تموم شده فصل الخطابه میگه برو تو دنیا.

حالا می‌فهمید چرا حبیب میگه بذارید من دوباره برم تو دنیا تو جلسه ذکر امام حسین بشینم و لو یک بار، یک لحظه.

یه یا حسین بگم.

اینجا اسم الجبار پیاده می‌شه.

جبران الهی به داد ما می‌رسه.

بذارید ملکوت این جلسه باز بشه براتون.

ما هیچ‌وقت به قول علامه طباطبایی دنبال کشف و کرامت نباید باشیم که اگه باشیم مشرکیم.

مشرکه کسی که به خاطر طی الارض عبادت کنه.

به خاطر کشف و کرامت این راه سیر و سلوک رو بره.

اما بیایم از خدا درخواست کنیم برای اینکه ما تو رو بهتر پیدا کنیم و ببینیم، یه بار شده ملکوت این جلسات رو به ما نشون بده.

یه بار بخواید نشونتون بده ببین چه بلایی سرت میاد.

همین جا خیمه می‌زنی.

اصلاً زندگیتو کوک می‌کنی با ساعت کوکی این جلسات، با حرم‌های اهل بیت، با جلساتی که منتسبه به اون‌ها، با جلسات درس و بحث و علم ورزش فکری که علامه فرمودن.

"يعلمهم الكتاب والحكمة".

والحمد لله رب العالمين.

صلوات ختم کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

[صوت صلوات] ببخشید بچه‌ها خیلی تلاش کردن که صندلی قرض کنن از یه جایی که شما رو زمین نشینید رو صندلی بشینید.

انتهای جلسه بنده تشخیص دادم این کار صورت نگیره بهتره بنا به دلایلی.

ببخشید عذرخواهی می‌کنم اگه اذیت شدید پاتون درد گرفت.

ما نشستیم رو صندلی شما همه رو زمین بودید.

عذرخواهی می‌کنم.

ببخشید.

[صدای people]