ددروس معرفت نفس

سخنرانی شب جمعه — ۶ شهریور ۱۴۰۴

موضوع: زوال نعمت · چهار حمد · انسان کامل · فقر و امداد · حرکت نفس · ملکوت


متن کامل جلسه (پاکسازی‌شده)

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. الحمد لله على کل نعمہ و اسأل الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. سلام علیکم و رحمة الله. هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سواه فدا. ان‌شاءالله که حضرتش هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و از صمیم جمع ما رو دعا کنن. صلواتی ختم بفرمایید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

زوال نعمت · نعیم ولایت

ضمن عرض خیر مقدم محضر عزیزان هدیه امروزمون رو تقدیم کنم. هدیه‌ای که در این جلسه تقدیم می‌کنم ابتدا منبعش رو عرض کنم. در مهج الدعوات سید ابن طاووس می‌تونید ببینید در مصباح مرحوم کفامی می‌تونید ببینید در اون کتابی که جلسه پیش در سالن آمفی تئاتر مسجد بلال محضرتون بودیم به نام تسبیح کوثر خاطر شریفتون باشه اونجا هست. در بهار هم مرحوم مجلسی آورده چندین جا هست. یکی از معضلاتی که امروزه برای ما اهل ایمان وجود داره عزیزان زوال نعمته. از بین رفتن نعمت.

نعمت‌ها گوناگون. چه نعمت دنیوی، چه اخروی، چه جسمی، چه روحی، چه فردی، چه اجتماعی، چه مادی، چه معنوی. این‌ها همه نعمت‌اند. البته که اون نعمت اصلی نعمت ولایت است. ولایت آل الله هست و که روح توحید است.

و اون نعمت اصل که "ثم لتسألنّ ثم لتسألنّ یومئذ عن النعیم

«ثُمَّ لَتُسْـَٔلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ» (تکاثر/۱۰۲:۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سپس در آن روز حتماً از نعمت بازخواست خواهید شد.

" هم لام تأکید هم نون تأکید ثقیله "یوم لا تسألن" یعنی حتماً حتماً اون روزی که "ثم لتسألنّ یومئذ عن النعیم" سؤال میشه از نعیم. حضرت علی ابن موسى الرضا علیهم الصلاة والسلام فرمودن این نعیم چیه؟ آفرین. نعمت ولایت ما آل الله که ازش سؤال میشه. میشه روایت هم داریم ها. آخرالزمان بعضیا رو — صبح مؤمن‌اند شب کافر. شب شب مؤمن‌اند صبح کافر. می‌شه ها. اینا چیه دلیلش؟ زوال نعمه.

هدیه · چهار حمد / تحفه مصطفویه

لذا ما باید یه سپری داشته باشیم، یه حصنی داشته باشیم، یه گزینه‌ای داشته باشیم که ما رو از زوال نعمت حفظ کنه. درسته؟ همه این رو قبول داریم. لذا از مهماتی که ما حتماً، حتماً این روایت شریف رو عمل کنیم. روایت این چنینه که اسمش هم هست تحفه مصطفویه. این دعایی که خدمتتون عرض می‌کنیم اسمش همبعضیا به چهار حمد می‌شناسنش. امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام حضرت وصی این دعا رو از پیغمبر عزیز عالم اخذ کردن و به یادگار برای ما گذاشتن. روایتشو براتون می‌خونم.

"من اصبح ولا یذکر اربعة اشیاء" اگه کسی صبح کنه و چهار تا ذکر رو نگه "اخاف علیه زوال النعمه" پیغمبر فرمودن براش می‌ترسم از این که نعمت رو از کفش بره. زوال نعمت گریبانگیرش بشه. حالا اون چهار تا ذکر چیه یا رسول الله؟ خیلی هم آسونه. داشته باشید بعد از نماز صبحتون هر روز صبح بخونید. سی ثانیه هم نمی‌کشه. اولیش هست "الحمد لله" من آروم می‌خونم برید می‌نویسید. "الحمد لله الذي عرفني نفسه" به امید اینکه این صوت بعداً بیاد تو کانال نباشید‌ها.

چون معلومه الان سه جلسه است که بحث بیشتر، بله چندین جلسه است که معرفت نفس تو کانال نیومده. نگید حالا بعداً می‌خونیم. بنده هم نذاشتم بذارن به دلایلی. حالا خیلی هم فحش خوردیم، خیلی هم لعن شدیم. آی جز جگر بزنی الهی. الان به این امید نباشید. "الحمد لله الذي جعلني" ببخشید "الحمد لله الذي عرفني نفسه" حمد و سپاس خدایی رو که نفسش رو به من شناساد، شناسایی داد. "ولم یترکني امیان القلب" با عین. یعنی منو دچار کور دلی نکرد. منو ترک نکرد با کور دلی.

یعنی اینطور نیستش که من کور باشم و خدا رو نبینم. این یک حمد. دیدن آسونه پس. "الحمد لله الذي عرفني نفسه ولم یترکني امیان القلب" و همه آسونه. دومیش "الحمد لله الذي جعلني من امه محمد صلی الله عليه و آله و سلم". صلی الله علیه و آله محمد و آل محمد و علی- همون فرمایش که آقا اباعبدالله در دعای شریف عرفه دارم خدایا تو رو سپاس میگم از اینکه من رو در امت آخرالزمان در زمان خاتم الانبیا آوردی. همون حمده. به این زبه این لسان.

واقعاً اگر ما یک زمان دیگه‌ای بودیم چی؟ بر اساس رساله رسوخ فتح حضرت استاد، می‌دونید الف، الف آدم اومده دیگه. حالا از کتاب معرض شود خدمتتون شریف ابن عربی البته شرح بر خصوصه ایشونه. یه نکته‌ای براتون می‌خونم آماده کردم خیلی عا-عالی در همه خصوص. اگر ما اون زمان بودیم چی؟ در حالی که پیغمبر این عالم افضل اولادش افضلن حضرت صدیقه طاهره افضل است بر جميع انبیا و اولیاء تمام دوره‌های عالم که تا حالا سپری شده و بعد از این خواهد آمد.

می‌دونید چه کلاه عزتی خدا سر ما گذاشته، چه تاج بهتره بگیم تاج عزتی. همینو برید روش فکر کنید. در زمانه‌ای آمده به خود اباعبدالله در عرفه شکر نمیگه که در زمانه‌ای اومدی که پیغمبر اون عالم، اون دوره، امامان اون دوره که انقدر شما باهاشون معنوسید جالبه زیارتشون هم می‌رید. شیعیان اون‌ها هستید، محبین اون‌ها هستید، دلدادگان اون‌ها هستید. افضل بر جميع انبیا و اولیاء دوره‌های قبل و دوره‌های بعد. دوره‌های بعد حتی. تا کی؟ تا بردار نیست.

حضرت استاد فرمودن م تا بردار و الی بردار نیست. همونطور که من بردارم نیست. از کی نداریم. اصلاً این حرف‌ها نیست. از ازل تا ابد همینطور دوره دوره کوره کوره آدم آمده و خواهد آمد. ما تو یه دوره‌شیم. حالا این خوب نیست که ما در دوره کسانی قراره شفیعان ما باشن، شفعای ما باشن که شفعای تمام انبیا و اولیاء قبل و بعدن. شوخی آقا؟ تنها خونه‌ای که تو بهشت احدی بهش دسترسی نداره خونه حضرت زهراست. آسمونه. اصلاً باید مثل یه ستاره می‌بیننش.

تو حلقه وصل رسالت به ولایت آقای وحید اونجا این روایتشو آوردن. خونه حضرت زهرا تو بهشت. حالا شما تو خونه حضرت زهرا نشستی یا زهرا، یا زهرا میگی شوخی آقا؟ خب اینم حمد دوم. حمد سوم. الحمدلله الذي جعل رزقي في يديه. خدا رو سپاسگزارم از اینکه خیلی شیرین حالمون چقدر محکم می‌کنه، بی‌دغدغه می‌کنه یعنی بی‌اضطراب می‌کنه. آرامش خاطر میاره. خداروشکر که رزق منو تو دست خودش قرار داد "و لم یجعل رزقی فی أیدی الناس". به به، به به.

"و لم یجعل رزقی فی أیدی الناس" و رزق من رو در دست مردم قرار نداد. قدیم‌ها یه چیزی می‌گفتن یادش بخیر من از بچگی اصلاً الانم ناخودآگاه از خونه میام بیرون و تکرار می‌کنم. الهی به امید تو نه به امید خلق روزگار. یعنی همین. برای چی امید به خلق روزگار داشته باشم؟ چه امیدی؟ وقتی رزق من دست اونا نیست که دست خداست. و اگه که همین رو کسی دقت بکنه بهش چه عزت نفسی پیدا می‌کنه. چقدر احساس استغنا و بی‌نیاز از این نسبت به خلق خدا پیدا می‌کنه.

چهارمش "الحمد لله الذي ستر ذنوبي وعيوبي". حمد و سپاس خدایی رو که "ستر ذنوبي و عيوبي" پوشوند گناهان و عیب‌هامو. ولمحالا گناه یه طرف عیب هم یه طرف. یعنی گناه نیست اما عیبه. هم اونا رو هم پوشونده. "ولم یفضحنی افتضاح ولم یفضحنی بین الناس" منو بین مردم مفتضح نکرد. یه دونه از گناهانمون رو اگه مردم بدونن به قول امام صادق سلام الله علیه جنازه‌ها رو زمین می‌مونه. درسته؟

حضرت فرمودن که اگه اسم از ستار حضرت حق پیاده نشه در این عالم جنازه‌ها همینطوری رو زمین می‌مونه. کسی حاضر نیست من و شما رو دفن کنه. خب حمد نداره این؟ دست گذاشته رو اون چهار تا نبض. رو همین، همین موضوعه می‌تونه یه دهه محرم بلکه شیش شب ماه مبارک رمضان یک طلبه حاضر زبان فهم بشه و این که یه چیزی به مردم برسونه، یه حقیقتی رو القا کنه. همینطوری نشینه فقط داستان و حکایت بگه. شوخیه مگه آقا؟ واقعاً این چنینه که ما در بهترین دوران قرار گرفتیم؟

بله چرا باور نداریم؟ چرا بارساله رصد و فصد علامه رسحالا تو ماشینه ای کاش جا گذاشته بودم. تو خودرو ما جامون. آورده بودم ببینین. این رساله با اینکه خیلیاچرا بهش میگن رساله؟ خیلی کوتاهه. چند صفحه‌ست. اما شما برید ببینید نظرات دانشمندان شرق و غرب عالم رو بر اساس این رساله علامه. برید بخونید مقاله‌هایی که اندیشمندان عالم تو کشور خودمون و بیرون از کشور بر اساس این رساله نوشتن. چقدر نگاهشون رو عوض کرده به عالم، به خود شخص به این دوران.

انسان کامل · اولیای تکوین

این کتابش که دست منه رساله / کتاب انسان کامل حضرت استاد. انسان کامل. یادمه که یازده شب محرم به علاوه عاشوراش می‌شد دوازده جلسه ما خلاصه این کتاب رو گفتیم. باید باشه تو کانال. اگر تو محرم نباشه تو شجره حتما هست. البته اگر از سرور متأسفانه ایتا پاک نشده باشه.

اینجا ، از تفسیر شریف فخر رازی ، در ذیل آیه " و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حمإ مسنون" که در سوره مبارکه حجر روایتی رو آورده که امام باقر صلوات الله علیه فرمودن "قد قد قوا قد قوا قبل آدم الذی هو ابونا الف الف آدم او اکثر". منقضی شد قبل از جد ما، پدر ما، ابونا آدم، الف الف آدم او اکثر بلکه بیشتر. یعنی اصلاً الف الف خودش یعنی عدد کثرت. الف الف که می‌شه یک میلیون. هزار تا، هزار تا، یک میلیون. او اکثر یعنی منظور این عدد یک میلیون نیست آقا.

یعنی بسیار. اصلاً نمی‌شه شمرد. ، از حضرت استاد آوردم. ، واقعاً بعد ما تو یه دوره‌شیم. تازه بعد الان ثابت شده که فقط چهارصد میلیون سال پیش ، این آب‌هایی که رو زمین متراکم بود این‌ها یخ بست. حالا یه چیزهایی در خصوص مثلا چهارصد میلیون سال پیش تو همین دوره‌ش فقط، تو همین دوره.

حالا چند میلیون، چند میلیارد سال تو همین دوره به این زمین گذشته و چند میلیون یا چند میلیارد سال ماها نمی‌دونیم دیگه مونده تا این دوره تموم شه، قیامت این دوره بپاشه ماها بی‌خبریم. این علم الهیه در سینه حجت خداست. البته به، به طریق علم نجوم و هیئت و این‌ها حضرت استاد ثابت کردن یه عددی دادن. الان بنا به دلایلی عرض نمی‌کنم. گفتم البته قبلاً. همون عدد صد و هشتاد و شش هزار سال. اونو برید روش کار کنید.

خیلی می‌خوام ذائقتون خیلی شیرین بشه شب جمعه هم هست شب ، خاصیه مخصوصاً برای یا زهرا.

احزاب ۲۳ · شهدا و منتظران

"من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهد الله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلاً

«فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُۥ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا۟ تَبْدِيلًا» (احزاب/۳۳:۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس برخی از آنان پیمان خود را به سر بردند و برخی چشم به راهند و هیچ دگرگونی نیاوردند.

. این آیه رو خیلی ما دوست داریم می‌خونیم مخصوصاً کسایی که از شهدا جا موندن، عاشقای شهدا اینا. رهبر بارها اینو تلاوت کردن. اما می‌خوام نظر حضرت استاد رو زیل این آیه براتون بخونم کیف کنید. چون در سیر بحث افتادیم مرتبط با بحثه. می‌فرماید طبق این آیه کریمه دائما انسان‌های کامل یکی پس از دیگری سبب قایی حرکت جوهری و تجدد امثال و حرکت جمعی شده و با خدا عهد می‌بندند که امور خلائق را برای رسیدن به مقصود نهایی، مقصود نهایی چی؟

جعل تکوینی‌شان، رتق و فتق کنند. رساله رتق و فتق. رتق و فتق کنند فتدبر. یعنی چی؟ این فمنهم من قضى نحبه اونایی که زمانشون تموم شد و سپری شد و رفتن. و منهم من ينتظر این‌ها رو میگیره اولیاء الهی که در هر دوره‌ای عده‌ای رفتن ائمه، انبیاء دوره‌های پیشین و منهم من ينتظر ائمه و اولیایی که قراره در دوره‌های بعدی بیان. که اینا عهدی با خدا دارن.

عهدشونم تکوینیه چون در تکوین نظام آفرینش چه از حیث عرض شود خدمتتون ، اون سیر آفرینش در دوره‌های پیشین که ما باز بی‌خبریم به چه شکل بوده؟ چقدر طول کشیده؟ چه شکلی بودن آدم‌ها؟ البته امام مجتبی صلوات الله علیه یه چیزایی گفتن که من باز بنا به دلایلی چون مقدمه‌شو نچیده‌م براتون نمیگم. یه مشخصاتی حضرت دادن. باید یه چیزهایی پیرامون تناسخ، تفاسخ، تراسخ این‌ها بر شما بگیم. یه وقت به صورت مقدمه باید اون‌ها رو بگیم.

هم اینکه از حیثدر هر حال از حیث نفس کینونت زمان و مکان، نفس کینونت زمان و مکان که هر زمان و مکانی یه نفسی داره که در تکوین آفرینش شرف گرفته بعضی از ازمنه بر بعضی، بعضی از ازمنه‌ی دیگه شرف دارن، اشرف‌اند و همچنین بعضی مکان‌ها بر بعضی مکان‌های دیگه شرف دارن و اشرف‌اند مثل کربلا که از کعبه هم اشرفه. یه به این شکل.

این‌ها همونطور این‌ها در سیر تکوینی این اولیای خدا، اولیای الهی میگه این تا تکوینشون برسه یعنی تا دوره‌شون برسه جایگاه و رتبه‌شون مشخص بشه. این سیر تکوینیش. بعد حالا از جهت تشریعی تو دوره خودشون برنامه دارن. ماها بی‌خبریم. اینا همش تو سینه حجت خداست. چه خبره تو دل آقامون. پس این آیه رو هر وقت شنیدید یادتون باشه جانم. [صدای شخص در پس زمینه] بله. حاج حسین آقا یه سوالی پرسیدن. عزیزان مسجد بلال باید الان حاضر جواب باشن جواب ایشونو بدن.

پرسیدن که چرا ما تو این دوره‌ایم؟ چرا تو دوره‌های دیگه یا دوره‌های بد نیستیم؟ جان؟ خودمون خواستیم. خب خودمون خواستیم. چگونه خودمون خواستیم؟ اجازه بدید من جواب بدم چون فرصت کمه. این سؤالات حضرت عزیز دلم آقای حسین عقوبیان رو عزیز دلم روضه‌خوان ابا عبدالله رو چون جلسه ابتدای جلسه روند ابتدای اول جلسه‌مون درسه. بعد می‌ریم تو بحث و سؤال می‌پرسیم.

حالا به احترام ایشون یه چیزکی عرض کنیم که قبلاً هم مفصل گفتیم که آیا خدا به اینکه ما وقتی به دنیا میاییم قبل از اینکه به دنیا بیاییم و خلق بشیم حد و اندازه بگیریم یعنی اصلاً امام اصط از سر القدر ما تشخیص بده که اندازه و قدر ما چقدره که ظرف و اندازه و رزق ما رو تعیین کنه که باشه رب، رب ما. یه اندازه‌ای داشتیم. یعنی وقتی کجا بودیم در ام الكتاب بودیم. ام من شيء إلا عندنا خزائنه. در اون خزائن، خزائن الهی بودیم و کلی بودیم. عندالله بودیم.

چون میگه عندنا. خب قبل از نزولمون و ما ننزله إلا بقدر معلوم قبل از اینکه بقدر معلومی اندازه و سعه وجودی خاصی نازل بشیم در قوس صعود مراتب رو طی کنیم بیاییم به انزل مراتب که نشئه طبیعت و دنیاست، اونجا بودیم. اینجا می‌شه ما قدر عالم قدر، اونجا می‌شه عالم قضا. ما در قضا و حکم کلی الهی در کتاب شریف ام الكتاب که بودیم آیا خدا علم داشت به الآن ما یا نه؟ که ما چه جور آدمی خواهیم بود. همه تأیید می‌کنید که علم داشت دیگه.

زیارت فاطمه · ممتحنه

علم خدا به جزئی و کلی تعلق می‌گیره دیگه. خدا علم داشت. مثل اون که در زیارت دعا حضرت صدیقه شهیده عرض می‌کنیم السلام علیکِ یا ممتحنة امتحنکِ الله الذی خلقکِ قبل أن یخلقکِ. درسته؟ اشتباه نخوندم که. سلام بر تو ای کسی که امتحان پس دادی. کی امتحان ازت گرفت؟ اون کسی که خلقت کرد. کی امتحان گرفت؟ قبل از ای يخلقک قبل اینکه خلقت کنه. یعنی چی آقا؟ قبل از اینکه کسی رو خلق کنی امتحانش کردی؟ بله در علم الهی. این در علم الهیه. منظور میزنه به علم الهی.

خدا علم داشت بعد از زهرا کنارش می‌ایسته یا نه. همونجا امتحانش کرد. حالا از سیر بحث علمی بخوایم بگیم و کتابی بریم جلو که انسان خوبه ملا کتابی باشه. ملا لغتی نباشه، ملا کتابی باشه. اونکه آقای قاضی گفت رفتم نجف دنبال یه استاد می‌گشتم. دیدم طرف حرف‌های خیلی خوب و قشنگی می‌زنه. همونطوری نشسته از حفظ می‌گه. رفتم پیشش دیدم کتاب دستش گرفته قشنگ داره با کتاب می‌گه. گفت این ملا کتابیه این خوبه. تازه باز اون هم به دردش نخورد.

رفت جایی که چهارچوب ذهنش روذهنی آقای قاضی رو کلاً ریخت از نو شروع کرد هندسه ذهنش رو احیا کردن. گفت اون خوبه. اصلاً جلسه‌ای به درد ما می‌خوره درس و بحث و آدممعلمی به درد ما می‌خوره که هرچی ما بلد بودیم همه رو بزنه زیرش همه رو بریزه دوباره از نو شروع کنه چیدن. یعنی ما اصلاً از جلسه که میریم بیرون هاج و واج بشیم. انگار یه بمب منفجر شده. ایناگه اینطوری بود به درد ما می‌خوره این.

و الا حرفای تکراری و داستان و قصه و اینا نه، اینا فقط به درد قبّه مثال به درد بچه‌ها خوبه. برای بچه‌ها خوبه شب قصه بخونه بخوابه. این نه جلسه درس و بحث. درسته؟ حالا از سیر بحث به اون وضعیتی که ما داشتیم در سق ربوبی یعنی در مکمن غیب ذات الهی بودیم دیگه ما اونجا بودیم. کان الله ولم یکن معه شیء روایت داریم. خدا بود، هیچ چیزی به اتفاق او نبود.

در جلسه شرح اسفار ملاصدرا حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه و رضوان همین چند روز پیش داشتم گوش می‌دادم برای چندمین بار از ایشون شنیدم که فرمود عالم نمزبان نفهم میگه خدا بود هیچکس نبود . در صورتی که روایت داریم والآن كما کان. الآن هم همونطوره. یعنی چی؟ خدا بود ولم یکن معه شیء. معیت کسی باهاش نداشت. الآن هم همونطوره. الآن که این همه خلقت هست، پس چطور الآن همونطوریه؟ پس نگو خدا بود هیچکس نبود. الآن که خدا هست همه هم هستن.

میگه الآن كما- اماکن الانم مثل همون موقع است. پس منظور چیز دیگه ایه. منظور اینه که معیت با خدا هیچکس نداره. و هو معکم، خدا با شماست. شما که معیت با خدا ندارید. مگر در یک مقام انسان می‌تونه معیتو با خدا پیدا کنه که اون قبلاً بحثش گذشته. اونم یه حالاتیه که از اهل بیت می‌گذره. اون روایت شریف که قبلاً گفتم ببین معیت با الله. یک مقام اونم یه وقتاییه. نکره در سیاق نفی چیکار می‌کنه؟ همه رو برمی‌داره.

هیچ نبی مرسلی اونجا نیست تو اون رتبه، تو اون مقام ما معیت با الله داریم و هیچ ملک مقربی هم اونجا نیست. خب شما مگه ملک مقرب نبودی؟ ببخشید نبی مرسل مگه نبودی؟ پیغمبر عزیز عالم. نکره در سیاق نفی همه رو برمی‌داره نکرست در سیاق نفی . یعنی هیچ پیغمبر مرسلی تو اون مقام همراه با خدا نیست. ولی ما با او هستیم. یعنی چی؟ یعنی اونجا اصلاً دیگه تو نیستی. تو برداشته می‌شی. توجه کردی چی شد؟ دیگه خلقی نیست. کثرتی نیست. یکپارچه وحدت محض است. اون مال مقام اوناست.

کاری با اون نداریم. در هر حال ما در ثغور ربوبی که بودیم، که بودیم، که بودیم، که بودیم. حالا نوبتمون رسید توی این دوره پیاده شدیم. درسته حاج حسین آقا؟ دارم میرم به اون سمت که چرا تو این دوره پیاده شدیم. اون وضعیت ما، اون حقیقت ما در ثغور ربوبی، در ثغور ربوبی، در حکمت بهش می‌گن ماهیات. در عرفان بهش می‌گن اعیان ثابته. عین ثابت ما یعنی ، عین ثابت ما یعنی وجود ما در ثغور ربوبی.

ما در ذات الهی که بودیم ثغ با صاد جسارتاً ببخشید قاف و عین یعنی اون پنهان‌ترین. ثغ نفس یعنی پنهان‌ترین حالت نفس. ما در اونجا بودیم. حالا راحت کنیم خودمون رو در ذات الهی بودیم. دیگه. هیچ چیز را نگرید که پیش ما بوده. دیگه. آیه آخر سوره یاسین. همه چی اونجا بوده. خب حالا اون لحظه‌ای که ما در ثغ ذات ربوبی بودیم قبل از نزولمون بین عالم، یه زبان حال حالی داشتیم. یعنی یه چیزی از خدا طلب داشتیم. از خدا یه چیزی می‌خواستیم. "یا أیها الناس أنتم" یعنی همه ناس.

تازه انسان نه، ناس. همه جنس آدم، همه جنس مردم، همشون.

فقر وجودی · نمدّ هؤلاء

"أنتم الفقراء إلى الله

«يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِ ۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ» (فاطر/۳۵:۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای مردم، شما نیازمند خدایید و خدا همان بی‌نیاز ستوده است. اء إلى الله" درسته؟

بارها و "والله هو الغنی الحمید". فقر ذاتی ما که عینا تو بحث لقاءالله عرض کردیم عینا ذا، فقر ذاتی‌مون عینا فقره. نه ما یه چیزی هستیم که حالا فقر برش عارض شده، نه. ذاتی فقر ما در ثُغْر ربوبی گدایی می‌کرده از خدا. چون فقیر بودیم الی الله. از خدا چیزی طلب می‌کردیم. اون زبان حال ما چی بوده؟

خدا بر اساس همون زبان حال ما، ما رو در زمان و مکان، در رحم و صلح، در دوره خاص با امام خاص، با پیغمبر خاص، با رفیق خاص، با اشخاص و افراد خاصی که دور و بر ما بودن نازل کرد، فرود آورد. پس همش برمی‌گرده به زبان حال خود ما. در عین ثابت ما. در حقیقت اینجا که می‌رسه حضرت استاد یه سؤال دارن. شما الان باید زرنگ باشید جواب بدید سؤال استاد رو، حضرت عالم رو.

می‌فرمایند که بفرمایید ببینم علم خدا تابع افراد و اشخاصه، تابع اعیان موجودات عینیّت شما، حقیقت وجودی شما، عین. علم خدا تابع افراد و اشخاصه یا افراد و اشخاص تابع علم خدا؟ افراد و اشخاص تابع علم خدا. بگید نترسید من دارم می‌شنوم. اولیا. خانم‌ها میگن اولی. دومی. میگن آخه دومی. آقایون همه دارن میگن افراد و اشخاص تابع علم افراد، حضرت حق. چرا؟ چرا؟ [پچ‌پچ] خلاقی نداره، محجوبیت نداره. به طبق این شاگرد زرنگ مسعود بلال دوباره پیدا شد. آقا داود.

علم خدا، من الان گفتم علم خدا تابع اشخاص و افراده. ببینم معلم سر کلاس قرار می‌گیره، معلم تابع خواست بچه‌هاست یا بچه‌ها خواست تابع اون چیزی‌اند که معلم ارائه می‌ده؟ معلم نسبت به درخواست وجودی اشخاص داره تعلیم می‌ده دیگه. یا شما اومدید تو این کلاس چیزهایی رو طلب دارید منم به شما ارائه میدم. طلب وجودی شما اقتضا می‌کنه من این چیزا رو به شما بدم. درسته؟ علم خدا تابع زبان حال ماست اینم از عزتیه که خدا به خلقتش داده. آیه‌ش کدومه اگه گفتید؟

کلاً نمدّ هؤلاء و هؤلاء

«كُلًّۭا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنْ عَطَآءِ رَبِّكَ» (اسراء/۱۷:۲۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر یک از اینان و آنان را از عطای پروردگارت مدد می‌رسانیم. .

ما مدد می‌رسونیم کلاً به این وریا و اون وریا، اهل دنیا و آخرت، اهل اسماء جلال، اسماهل اسماء جمال، اهل جهنم، اهل بهشت. چی می‌خوای؟ من خدا همه چی برات دارم. تو فقط طلب کن کلاً نمدد من کمکت میدم، من بهت امداد می‌رسونم. پس علم خداست که تابع زبان حال ماست. ما چی خواستیم و می‌خوایم از خدا، خدا همون رو می‌کشه. نمدد. همون رو مدد می‌رسونه. بی‌خود داد نزن سر خدا. بی‌خود سر اهدی داد نزن جز خودت. حتی سر معلمتم داد نزن. طلب وجودیت چی بوده؟ همون جا هم نشستی.

تو همون وادی هم داری سیر می‌کنی. خودت خواستی. سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد آنکه خود داشت ز بیگانه تنعم کرد. هرچی هست تو خودته. ما تو وادی معرفت نفسیم و در خصوص خود، خودیت خود، نفس حرف داریم بسیار. خیلیاشو زدیم خیلی، خیلی، خیلی، خیلیاش مونده. باید وقتش برسه، باید میوه برسه، دل شما باید برسه، گوش شما باید برسه تا این حرفا رو بگیره. خب پس خدا نسبت به اینکه ما چی ازش طلب کردیم، نسبت به خواست ما، زبان حال ما، ما رو اینجا پیاده کرد.

برو خدا رو شکر کن چقدر نفست پاک بوده. چقدر تو زرنگ بودی، زیرک بودی. ها؟ زبان حالت در ثغور ربوبی امیرالمؤمنین، افضل، افضل الاولیا، افضل الاوصیا، خاتم الانبیا رو طلب کرده. شوخیه که تو این دوره پیاده شدی؟ خب چگونه پیاده شدی؟ خودت پیاده شدی؟ لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. زبان، زبان حال من بود. لذا میگه اقوم و اقعد. من پا میشم، من می‌شینم. و بحول الله و قوته اقوم و اقعد.

کل من عندالله در اون آیه که در اون عنوان کشکول نور تو خدمت عزیزان رسانه ملی عرض کردیم چند روز پیش، برید اون سوره نساء، اون آیه که کل من عندالله. وقتی چیز خوبی پیاده میشد، اتفاق خوشی می‌افتاد، حسنه ای اتفاق می‌افتاد، حسنه ای پیاده میشد، می‌گفتن این من عندالله. هذا من عندالله. این اتفاق خوب، این اتفاق مبارک هذا من عندالله.

به محض اینکه یه سیئه ای رخ می‌داد، یه اتفاق بدی رخ می‌داد حتی طرف ورشکسته مالی میشد، مریض میشد مرض می‌گرفت، گرفتار مشکلات می‌شد، مصیبت برش می‌گفتن "هذا من عندک" به کی می‌گفتن هذا من عندک؟ به پیغمبر. می‌گفتن این از توئه. فال بد می‌زدن. پیغمبر اهدی با اهدی‌شون حرف نزد منتظر امر الهی نشست. خدا هم غیرتش سوزید فرمود "کل من عندالله" هرچی نازل داره می‌شه از نزد خداست. همش از خداست. این توحید افعالیه. یعنی شما کی هستید؟ ما فقط یه جا حق انتخاب داشتیم.

اونم در صغری ربوبی، در ذات الهی زبان حالمون حق داشت چیزی رو بخواد از خدا. خدا هم همه چی داشت. الا ما شاء الله اسماء جلال که تجلیش می‌شه جهنم. الا ما شاء الله اسماء جمال که تجلیش می‌شه بهشت. درسته؟ حالا هرکی از خدا هرچی خواست. الان متوجه می‌شیم چرا وقتی قربونش بریم آقامون امیرالمؤمنین علیه أفضل صلوات المسلمین می‌خوان از رو پل صراط رد شن آتش خاموش می‌شه. اهل آتش می‌گن خدایا ما رو بخشیدی. خدا می‌فرماید نخیر نگاه کنید ولی من می‌خواد رد شه.

نگاه می‌کنن می‌گن اوه، اوه، خدایا اون آتش و عذابو بر ما برگردون. نمی‌خوایم چشمشون، چشم ما به اینشون بنبیفته، به این آقا بیفته. نمی‌خوایم ببینیمش. آتش رو بر ما برگردون. الله اکبر. پس پیداست خودشون خواستن. اونجا که دیگه براشون آشکار شده عذاب تو آتیشه. آتیش رو حاضره بخره. دیدن مولا رو حاضر نیست. این روایتو براتون گفتم. مثلا فکر کنیم به این چیزا. عجیب نیست؟ یا اون آیه شریفه که می‌فرماید "رب ارجعون." اعمحتى أعمللَعَلِّى أعمل صالحا فيما تركت.

خدایا ما رو برگردون. بلکه لَعَلِّى أعمل صالحا تا یه عمل صالحی انجام بدیم فيما تركت که ما ترکش کرده بودیم. اهل آتش و عذاب و اینهان دیگه. می‌گن خدایا ما رو برگردون ما هم کارهای خوب بکنیم. ذیل این آیه امام صادق صلوات الله علیه فرمود اینا رو اصلاً تو خود قرآن می‌فرماید اگر اینا برگردن به دنیا دوباره همون آش و همون کاسه. چرا؟ چون خودشون خواستن. اینا کیف و نوش و اینا رو خواستن. خدا رو نخواستن. پس خودت خواستی. پس ارزش و اهمیت خودت رو بدون.

توسل · زبان حال

این تو مسیر معرفت نفس به دست میاد. شناخت خود. سر اهدی هم داد نزن. کسی که دوست داره یه لحظاتی گناه کنه، یه لحظاتی عبادت، یعنی هم اینورو می‌خواد هم اونورو. مضطرب. خودت خواستی آقا. خدا هم اسباب هر دو رو برات فراهم می‌کنه. خودت خواستی. مگر اینکه توسل کنی. اون قصه‌اش فرق می‌کنه. حالا اون سمت نمی‌خوایم بریم. اینجا ما حرف‌ها داریم. اهمیت توسل به آل‌الله.

مگر توسل کنی به اون‌هایی که صاحب نفس کلی الهی هستند، خاکساری کنی، توسل کنی، تمسک کنی و عرض کنی که من ضعیفم، من نمی‌تونم، من ناتوانم، شما دستم رو بگیرید. اون موقع اون‌ها میان جایگزین می‌شن، جبران می‌کنن. اون‌ها مظهر اسم الجبار حضرت حق بلکه جبار حضرت حق هستند. خب این عزیزم حاج حسین قاسم سؤال پرسید. حرف‌ها، حرف‌های خوبی بود اما خب تقریباً تکراری بود.

ما اجازه بدید که برای اینکه خیلی ما مقدمه‌ی کتاب درس معرفت نفس حضرت استاد طولانی نشه، یه چند تا اصل بخونیم. تو اصل چهل و شش از کتاب شریف گوهر گنجینه‌ی روان حضرت استاد بودیم که ایشون فرمودن هفتاد و شش اصل رو در پس خوانش و گرفتن صد و پنجاه و سه درس درس معرفت نفس من بهش می‌رسید. هفتاد و شش اصل. ما به اصل چهل و شش رسیده بودیم که این اصل باعث شد ما فکر کنم چهار جلسه حرف بزنیم تقریباً. این اصل به ما درحدی که اصلاً، ا، قصدمون توقف رو اصول نبود.

می‌خواستیم بگیم به گوشتون آشنا باشه، یه توضیح کوچولو رد شیم، مزه مزه کنید بعداً که انشاالله میریم تو درس و بحث‌ها این‌ها به گوشتون آشنا باشه. ولی خب حالا چه سری بود و حرف‌های عجیبی هم پیاده شد.

توصیه می‌کنم حتما چه عزیزانی که جدید پیوستند به جمعیت درس معرفت نفس، چه عزیزانی که از قبل بودند یا غیبت داشتند به هر دلیلی این‌ها یا اخمخصوصاً اونایی که اربعین نبودن حتما این سه چهار جلسه‌ی اخیر رو گوش بدن چندین بار گوش بدن مطالب بسیار به دردبخوری براتون اونجا ارائه شد. طلب وجودی خودتون هم بود. اصل چی بود؟ هر یک از نفس ناطقه و مخرج او از نقص به کمال موجودی وراء ماده‌اند. دیگه اجازه بدید چند جلسه اینجا ما توقف کردیم.

خلاصه‌اش این بود که اون کسی که چه نفس، چه نفس، چه نفس ناطقه، چه مخرج او که یعنی کسی که نفس رو خارج می‌کنه از نخاز نقص به کمال، اینا مادی نیستن، مجردند. حالا تو مجرد ما حرف خیلی داریم به وقتش باید بزنیم. حواستون فقط خیلی جمع باشه. بعداً انشاالله کتاب‌های ف-فلسفی و حکمی و عرفانی و این‌ها دست می‌گیرید. خیلی حواستون به این نکته‌ای که الان عرض می‌کنم باشه. بسیار مهمه که وقتی می‌گیم حالا یه سؤال بپرسم آیا خدا مجرده یا نه؟

[سکوت] مجرد یعنی خالی از ماده‌ست. خالی از استعداد و قوه است. نفس داره آقا نمی‌تونیم بگیم مجرد از نفس داره. همون وقت بازم این شاگرد زرنگه داره یک حرفایی می‌زنه. ولی ثبته اون موضوعی که شما گفتین. آفرین. واقعاً فکر نمی‌کردم حتی شما بتونی بگی آقا داوود. آفرین. واقعاً گمان نمی‌کردم یک نفرتون بتونه اینو بگه. آفرین. یه ذره من امیدوار می‌شم وقتی این سؤال‌های سنگین روچون تو کهر کتابایی نیست اینا حرفا اینو که هر کتابی نیست.

بعد ایشون کتاب مطمئنم اون کتابی که من اینو ازش دارم می‌گمو نخونده ایشون داره می‌گه. این اهمیت توجه به درس و بحث‌هاست. خب ملائکه مجردند یا نه؟ مجرد از ماده‌اند دیگه. ملائکه مجردند. مفارقات، مرسلات، ارواح. اصلاً عالم بالا تجرد حتی آدم‌هایی که می‌میرن میرن به عالم برزخ تجرد برزخی پیدا می‌کنند. یعنی از ماده خارج می‌شن. دیگه وزن ندارن. توجه کردید؟ این احکام هندسی البته شکل دارن حتی رنگ هم به یک معنا دارن. اما عوارض ماده رو ندارن.

این صقل و سنگینی ماده رو ندارن. از اینجا راحت می‌شن، میرن. حالا بعد باید تو خواب دید که اونجا رتبه مثالی و مثال متصل ماست. برزخ وجودی ماست. تو خواب ما می‌تونیم پرواز کنیم چون اون صقل و سنگینی ماده نیست. قاعدتاً باید حسابی پرواز کنیم. یکی از قبلاً هم گفتم یکی از نشانه‌هایی که در سیر و سلوک سائر، سالک الی الله این سلک می‌تونن تشخیص بدن که تا حالا درست رفتن جلو یا نه، پرواز هنگام خوابه. ببینن سرعت دارن چه در راه راه، در حرکت کردن و راه رفتن و دویدن.

می‌تونن بکنن و به سرعت راه برن. بالاتر از اون می‌تونن پرواز کنن. اگه می‌تونن به خودشون احسن بگن. خدا رو شکر کنن. اگه نمی‌تونن گیر و گوری وجود داره. اینا رو تو مسیر سیر و سلوک انشاالله همون رساله علامه طباطبایی که حالا یه وقت مناسبی براش پیدا کنیم انشاالله اونجا باید بگیم. اینا همه مجرد از ماده‌اند. اما دقت داشته باشید ما یه مجرد به حد مثالی داریم، تجرد مثالیه.

یک مجرد عقلی داریم، یک فوق تجرد عقلی در عالم اله و اسماء یا قلب عالم داریم که اون تجردش مافوقه. مثل خود ملائکه. ملائکه‌ای هستن که ما انزل مراتب رو گفتیم کیا هستن ملائکه. انزل مراتب که مراتب دنیوی این ملائکه دنیوی‌اند، ارضی‌اند. این‌ها می‌شن قوای وجودی من و شما. همین قوه باصره چشم نه ها این چشم پی که این ظاهره، این گوش مادی رو نمیگم. اون س-شنوایی، اون بینایی، اون صفت، اون قوه نفسه، اون ملکه.

این انزل مراتبشه که اون هم مجرده اما خیلی قرین با ماده‌ست، عجین با ماده‌ست. دیگه انزل مراتب ملائکه هم. میره تا ملائکه مهیمین. اصلاً انقدر در حیمان الهین که اصلاً خبر از خلق هم ندارن. که اون مقام سرّ سر من و شماست. ما ملکی در وجودمون داریم، ملک مهیم وجود ماست در حیمان الهی یکپارچه سرش به سمت حضرت حقه. اصلاً توجه به بدن و خلق ما نداره. کانال ارتباطی ما با حضرت حقه. فیض رو از اونجا دریافت می‌کنه. به موقعش در ارتباط با اون هم حرف می‌زنیم. درست شد؟

اینا از ماده عارین، خالین. اما وقتی میگیم خدا مجرده اینو می‌خوام بگم. حواسمون باشه. خدا مجرده نه یعنی بگیم خدا خالی از ماده‌ست، این غلطه. چون گفتیم یک وجود صمدیه حضرت حق. ذات غیبی ظهور کرده، بروز کرده با اسماء خودش تجلی کرده. تمام کائنات از ارض و سما تجلیات الهیه و اطوار وجودی حضرت حق‌اند. یعنی تو نمی‌تونی یک ذره از این، یک ذره از این عوالم حتی مادی رو از حق جدا کنی، بگی خدا عاریه از این ماده‌ست. نه. خدا و هو معکم أینما کنتم. الصمد کی بود؟

الذي لا جوف له. همه جا رو پر کرده. آیا یک سنگ اگر بگیم توی این سنگ خدا نیست، پس خدا صمد نیست. خدا بی انتها هست یا نه؟ همه میگیم لا یتناهی. درسته؟ خب اگر بگیم توی این عالم ماده خدا نیست پس خدا بی‌انتها نیست که. یه جایی، یه عالمی رو که عالم ماده‌ست پیدا کردیم که خدا نیست. پس خدا مجرده از ماده نیست. پس مجرده از چیه؟ اگر کتاب‌های فحکمی و عرفانی خوندید گفتن خدا مجرده یعنی چی؟ مجرده از ماهيته. از ماهیت مجرده. ماهیت یعنی چی؟ یعنی حد. یعنی اندازه.

خدا اندازه نداره، حد نداره. کل ممکن زوج ترکیبی. همه ممکنات ماسوی الله زوج ترکیبی‌اند. حداقل ترکیب از وجود و ماهیت. وجود و ماهیت. ماهیت یعنی اندازه شما و شما یه بهره‌ای از وجود صمدی حضرت حق گرفتی، اسماء الهی در تو پیاده شدن که هستی. اسم الحي خدا در شما پیاده شده یا نه که هستی؟ پیاده شده که هستی. اسم السميع حق در شما هست که شنوایی، اسم البصير حق در شما هست که بینایی. المتكلم هست که تکلم داری. المرید هست که اراده داری. القوی هست که قوت داری.

القدیر هست که قادری. می‌تونی حد و قدر و اندازه بچه‌هاتو، معلم قادره. می‌تونه بین بدبین دانش‌آموزاش قدر و اندازه هر کسی رو به اسم القادر حضرت حق، حضرت حق تعیین کنه. یه بدیه دانش‌آموز یه سوالی می‌کنه بگه اندازه تو نیست ساکت باش. مثل کمل که در نخلستون از امیرالمؤمنین سؤال کرد "ما الحقیقه؟" حضرت جوابش به کمل که سی هزار سر از امیرالمؤمنین تو سینش داشت فرمود "مالک من الحقیقه، مالک و مال الحقیقه". به تو چه که حقیقت چیه؟ حقیقت به تو چه؟ کمل.

تو چه می‌فهمی حقیقت چیه؟ ببین به اسم القادر حضرت حق قدر و اندازه کمل رو می‌سنجه. کل من ناس علی قدر عقولهم. به قدر عقل کمل و حرف نمی‌زنه مولا. درست شد؟ اینا خیلی مهمن. که قدر و اندازه هر کسی، حالا اسم القادر حضرت حق در تو پیاده شده که بین بچه‌هات تفاضل قائل میشی، تمایز قائل میشی. اسم العلیم خدا در تو پیاده شده که علم داری، عالمی. الان اسم خدا داره پیاده می‌شه در جلسه شما. پس خدا یادتون باشه عاری از یا مجرد از چیه؟ ماهیت.

بقیه البدون استثناء همه و همه کل ممکن زوج ترکیبی، زوج‌اند، ترکیب‌اند. مرکبن، مرکب از ماهیت و وجود. که حالا در خصوص ماهیت و وجود به وقتش باید صحبت کنیم. فعلاً ما کلی داریم می‌گیم. باز ما می‌خواستیم از این اصل رد شیم. نمی‌دونم چرا، چه خبر، چقدر ناقلا است این اصل چهل و شش. پنج شش جلسه است سر این اصل نمی‌ذاره رد شیم. [صدای محیط] برای اینکه انشاالله رد شیم یه صلوات بفرستین. اللهم صل علی محمد و آل محمد. وقت هم داشته باشیم تقریباً وقت کلاس تموم شده.

باید الان پرسش و پاسخ داشته باشیم. دو سه تا اصل بخونیم. اصل چهل و شش. ببدوباره میگم چهل و شش . دل نمی‌کنه ما رو. اصل چهل و هفت. هر فرد انسان را یک شخصیت و هویت است که جمیع قوای او شعون همان هویت واحده‌ی اوست و همه آثار وجودی‌اش از آن منبعث می‌شود. اگرچه مظاهرش متکثر است. مظاهر وجودی شما تکثر داره، کثرت داره. تا الا ما شاء الله قوای وجودی داری. این همه قوا تو وجودته. اما یک وجود واحدی. اصل چهل و هشت.

هر متحرک در حرکت خود به سوی چیزی می‌رود که فاقد، فاقد آن است تا از حرکت واجد آن شود و آن غایت و غرض اوست. یعنی چی؟ یعنی هر کسی که داره حرکت می‌کنه دنبال یه چیزیه دیگه. می‌فرما تو حرکتش به سوی چیزی میره که فاقد اونه. اصلاً چرا ما تفکر می‌کنیم؟ چون فاقد یه چیزی هستیم. از معلوم نفسمون حرکت می‌کنه به سوی مجهول. معلوماتشو صغرا کبری می‌چینه قضیه درست می‌کنه تا به مطلوب از مبادی به مطلوب برسه. می‌گن حرکت نفس یا تفکر درست، تفکر منطقی. نه اوهام و خیالات.

تفکر منطقی. حالا با توجه به این صحبتی که کردم انسان کامل تفکر داره یا نداره؟ آفرین. نه. داریم می‌گیم کامله دیگه. چی رو نداره که بخواد به سمت اون بره حرکت کنه. خدا همه چی رو در عالم ممکنات بهش داده. حالا اینجا سؤال پیش میاد باز. یعنی اونا متوقف‌اند؟ اگه متوقف‌اند "و تقبل شفاعته و رفع درجته" چیه؟ اینجا اجازه بدید به وقتش در یک عالم دیگه‌ای باید سخن بگیم. خب پس اینجا یه نکته‌ی دیگه‌ای رو هم می‌تونیم بهش برسیم. اونم اینکه آیا خدا حرکت داره یا نداره؟

بر اساس این اصل چهل و هشت گفتیم هر کسی که متحرکه حرکتش به سوی چیزی که فاقد اونه. میره به سمت چیزی که اونو نداره. پس شما بگید الان آیا خدا حرکت داره یا نداره؟ نداره. چون "کل من عندالله" همه چی مال اونه دیگه. جان؟ فعاله. همه چی برای حرکت راجع به. احسن. همه چی به سمتاصلاً حرکت خدا به قول آقا داوود محاله. خدا تنها وجود ثابت عالمه. ما وجودمون دو بعدیه. بخشیش ثابته، بخشیش سیاله. حضرت عالی ثابتی از حیث اینکه همون آدم بیست سال پیش هستی. درسته؟

مثلاً شما یه کاری کردی من به شما قول دادم. راستی یه هدیه پیش من طلب داری. بیست سال پس، بعد شما رو می‌بینم. شما پیر شدی، ریشات سفید شده. میگی آقا من اون نیستما. ببین ریشام سفید شده. ببین شکسته‌ام. اون موقع نوجوون بودم. میگم آقا دست از سر ما بردار. اذیتمون نکن. شما همون آدمی. همون آدمی یعنی چی؟ یعنی ثابتی، وجود ثابت داری. اما سیال هستی. سیال هستی یعنی چی؟ آیا واقعاً همونی؟ یا این همه تجربه کسب کردی، این همه علم بهت اضافه شد.

الان شما یه وجود ثابتی که حضرت عالی اینجا نشستی تا آخر مجلس. اما یه وجود سیالم داری. باید انتهای جلسه با اول جلسه فرق کرده باشه. اخذ علم و معرفت کرده باشی، رشد و تعالی خاطر پیدا کرده باشی، عروج کرده باشی با این علم. پس وجود سخدای منان این چنین نیست. یعنی حرکت نداره. سیال نیست، ثابته بقیه همه در حرکتن. کل عالم اینطوری به شما بگم یه جمله، کل عالم بدون استثنا در حرکتن.

چه از حیث عالم بالا که در حرکت ایجادی‌اند، که عالم پایین و مادون که در حرکت وجودی‌اند. ما اشتداد وجودی پیدا می‌کنیم، وجودمون شدت می‌گیره با تحصیل علم و معرفت و کمالات و عبادات و حرکت می‌کنیم. بهش می‌گن حرکت اشتداد وجودی، حرکت وجودیه. از عالم بالا ملائکه هم حرکت دارن اما حرکتشون ایجادیه. برای اینکه ما رو به حرکت برسونن، ما رو به تقلا بکشونن، به ما عنایت کنن اون‌ها هم تقلا دارن، اون‌ها هم حرکت دارن، اون‌ها هم سیر دارن. کلن فی فلک یسبحون.

و چه عجیب که عالم همه دَورانیه. حالا یه وقتی درباره‌ش صحبت می‌کنیم. بعضی از آیات که خیلی جالب بحث کرات و افلاک و آسمان‌ها و حرکت درشه، حرکت "کلن فی فلک یسبحون" شناگرند در یک مدار خاصی، در یک فلکی. اینو برعکسشو بخون ببینم "کلن فی فلک" رو برعکس کن. "کلن فی فلک" رو برعکس کنید. چی؟ بخونید. "کلن فی فلک" برعکسش کن. فلک آفرین علی آقا. دوباره میشه "کلن فی فلک". "کلن فی فلک" برعکسش کن. رو به رو دوباره میشه "کلن فی فلک".

اصلاً شما پشت و رو برای عالم نمی‌تونی تصور کنی. اول و آخر نمی‌تونی تصور کنی. "هو الاول والآخر والظاهر والباطن". در لقاء الله یادش بخیر جلسات خوشی داشتیم. همین جا تو فاطمیه که ما اونور بودیم خواهرها اینور. یادمه که یه شب عرض کردم از حضرت استاد فرمایش ایشون رو. ایشون فرمودن هر اولی که شما تصورش کنی این "هو الاول والآخر والظاهر والباطن" یعنی این. هر اولی رو تصور کنی هو. هر آخری هو. هر ظاهری هو و هر باطنی هو. اصلاً همه چی هو و هو و هو. تمام.

ما جز هو چیزی نداریم. چی بگیم جز هو. هو نزدیک‌ترین اسم به حضرت حقه. دیگه نمی‌شه اینو برش داری چی بگیم؟ چی بگیم؟ چون حتی الله هم که بگیم الله درسته اسم جامعه. همه اسما به اون برمی‌گردن. اما الوهیت حق رو داره بیان می‌کنه. صفات و اسما رو داره ظهور و بروز میده. خود ذات غیبی‌چی. اونجا باید گفت هبه. هیچ حرف دیگه‌ای نمیشه زد. شما برید ببینید دروس معرفت نفس حضرت استاد اگه کتاب همراهتونه ببینید اولش با چه اسمی شروع شده. کی اسمکتابش همراهشه؟ متأسفانه هیچکس.

چه کتاب. خانم‌ها دارن. چی نوشته؟ بگن بلند. احسنت. با هبه شروع شده. همین دروس معرفت نفس. چرا ما با هبه شروع نکنیم؟ ما مقدمات درس و بحثمونو. یه اصل دیگه هم بخونیم و بریم سراغ سؤالات شما. اصل چهل و نه. شیئیت شی به صورتش است نه به ماده‌ش. اینم که مشخصه. حقیقت وجودی هر کسی به ماده‌ش نیست که. به صورتشه. اصلاً شیئیت "ام من شیء" هیچ چیزی نیست. آیا ملائکه چیزی هستند یا نه؟ آیا عرش چیزی هست یا نه؟ آیا بهشت و جهنم چیزی هستند یا نه؟

آیا صادر اول چیزی هست یا نه؟ یه چیزیه دیگه. "ام من شیء الا" شیء‌اند دیگه اینا همه. "عندنا خزائن". وقتی همه اینا شیء‌اند، خب اونا که ماده ندارن. پس ماده اینجا اصلاً مطرح نیست. شیئیت هر شیء به اون صورتشه، به حقیقتشه. اگر یادتون باشه باز اینم نکته مهمیه در سیر بحث وقتی ما میگیم صورت شیء نه یعنی این صورت پوسته ظاهری بدنی. یعنی، یعنی حقیقتشه. حقیقت وجودی شما که انزلش می‌شه بدن.

ملکوت · چشیدن روح · خاتمه

برو تا «بیده ملکوت کل شیء و إلیه ترجعون

«فَسُبْحَٰنَ ٱلَّذِى بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَىْءٍۢ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (یس/۳۶:۸۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس منزّه است کسی که ملکوت هر چیز به دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

» حقیقت وجودی شما اتصال پیدا کرده تا عرش الهی. لذا شما الان می‌تونید در ملکوت وجودی خودتون حرفای منو بچشید، بفهمید. نفس زبان بنده رو که ماده‌ست، صوت مادیه تجرید می‌کنه به زبان خودش برمی‌گردونه به زبان مجردات و اونجا میده همین‌جوری پله پله می‌رسونه به روح. روحه که می‌چشه این حرفا رو. اگر روحت چشید می‌بینی روشن شدی، عوض شدی، سبک شدی، عاقل شدی. دیگه اون آدم قبلی نیستی. این یعنی روح چشید. این یعنی دارا شدن، نه دانا شدن. باید هممون به اونجا برسیم.

این سفره، سفره‌ی پربرکتی‌ست و الحمد لله رب العالمین خدارو شاکریم که شب جمعه افتاد یه روز چهارشنبه ما عزیزان وسط البلا و بچه‌های یا زهرا امن‌شین شدن با همدیگه در هم تنیده شد این انوار نوران علی نور شد در هیئت ما در. شاکریم لذا خدا را — ضمن شکر از امام عصر عزیزمون هم تشکر می‌کنیم که این برکتو او به ما داد. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين. صلوات


فهرست اصلاحات (citations)

مورداصلاح / منبع
تکاثر ۸«ثم لتسألن یومئذ عن النعیم» — tanzil؛ تفسیر نعیم=ولایت (رضا)
احزاب ۲۳فمنهم من قضى نحبه… — tanzil
فاطر ۱۵أنتم الفقراء إلى الله — tanzil
اسراء ۲۰کلا نمدّ هؤلاء و هؤلاء — tanzil
یس ۸۳بیده ملکوت کل شیء — tanzil
چهار حمد / تحفه مصطفویهمهج الدعوات · مصباح کفعمی · بحار · تسبیح کوثر
زیارت ممتحنهزیارت حضرت زهرا

پاورقی فایل

  • ASR: ElevenLabs `scribe_v2` · پاکسازی نویز · وضوح فارسی بدون کوتاه‌سازی جلسه
  • ترجمه‌های زیر عربی = مدل، نه استاد
  • `--- Segments ---` حذف شد