ددروس معرفت نفس

کلاس معرفت نفس — ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ · شیخ عبدالزهراء

موضوع: حیات قلب · تسبیحات زهرا · عرش و حملهٔ عرش · عقل علی / روح زهرا · طواف تسبیح


متن کامل جلسه (پاکسازی‌شده)

افتتاح · توسل · حیات قلب

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. الحمدلله على کل نعمه و اسال الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته. السلام علیکم و رحمة الله. الحمدلله که ذکر توسلی هم شد و ان شا الله موجبات تطهیر قوای نفس فراهم شد با این روضه و توسل و اشباع. البته خب به همین دلیل ما مجبوریم که کلاس رو مقدار جمع‌وجورتر برگزار کنیم و تو فرصت کمتری.

من عذرخواهی می‌کنم بابت اینکه دیروز واقعاً وقت از دست من در رفت به جهت عرض کردم پاکی و طهارت عجیب جلسه دیروز و واقعاً ما هرچی می‌گفتیم سیر نمی‌شدیم. حالا سعی می‌کنیم ان شا الله اگه خدا کمک کنه امروز کمتر بشه ساعت جلسه. ابتدا هدیه‌مون رو تقدیم کنیم.

هدیه · تسبیحات زهرا · حیات قلب

این هدیه رو حضرت استاد — دیگه ما عرض کردیم دیگه وقتی مطلقاً می‌گیم حضرت استاد دیگه اسم کسی رو نمیاریم، منظور علامه حسن زاده علیه رحمة و رضوان هستند که امیدواریم ان شا الله همه شما شاگردان اشراقی ایشون باشید که به واقع و بالیقین، بالغ الصدق و الیقین این چنین هست. دست هدایتی ایشون تو ملکوت بازتر از ملکه. یعنی اگر کسایی هستند در جمع ما که آه می‌کشند از اینکه مثلاً محضر ایشون رو درک نکردند، اصلاً نگران نباشند.

الان اتفاقاً ایشون بیشتر و بهتر شاگرد می‌پذیرد. اینطوری به شما میگم. حالا در این خصوص یه مقدار صحبت خصوصی و در گوشی با هم می‌کنیم ان شا الله یه وقت خاصی که مقدار به خودتون بیاییم، به خودمون بیاییم و متوجه ان شا الله ارزش و اهمیت این جلسات باشیم که دست ما نیست. این هدیه رو حضرت استاد فرمودن یعنی سفارش ایشونه برای حیات قلب. دیروز ما فرمایش ایشون رو که عرض کردیم پیرامون چی بود؟ حیات عقل.

حالا حیات قلب که خدا رحمت کنه روح و رضوان الهی بر روح بلند حضرت آیت الله شیخ عبدالقائم شوشتری. ما ایشون چون که اصفهان که درس می‌خوندیم می‌رفتیم محضرشون بعضاً بهره می‌بردیم. هدیه‌های خیلی قشنگی از ایشون اخذ کردیم و خیلی هم ازشون استفاده کردیم. حالا انشاالله به وقتش تقدیم می‌کنیم. ایشون هم هست صوت و فیلمش حتی من یه جا دیدم بود پخش می‌کردن که عینا این رو میگه. یعنی سفارش حضرت استاد رو ایشون هم از استاد تلقی کرده بود.

حضرت استاد خیلی، خیلی هم ساده یعنی الان من به شما بگم البته متأسفانه خیلی از ماها که عظمت این ذکر رو نمی‌دونیم میگیم اِ این بود؟ این ذکر دم دستیه بود؟ و این بده. ایشون فرمودن که البته این تیکه شیخ شوشتری رو عرض کنم خدمتتون که فرمودن که من محضر علامه سنزادی را درک کردم و به ایشون گفتم که این عرش عظیمی که در خصوص عرش سؤال کردم چون قرآن فرمود و رب العرش العظیم. سؤال کردم که این رب عرش عظیم مثلاً فاصله‌ش با عرش اعظم چگونه است؟

علامه فرمودند که اون که تو قرآن می‌فرماید عرش عظیمه، همون عرشی‌ست که در خارج وجود داره. قبلاً هم عرض کردیم اینا نکاته که وقتی میگیم در خارج یعنی کجا؟ نه یعنی خارج از جهان هستی، یعنی خارج از خودمون، خارج از وجود خودمون، نفس خودمون، پیرامون. یعنی در نظام آفاقی، نه نظام انفسی. که میگیم خارج هم هر وقت گفتیم در خارج یعنی این. اینو بدونید. خودش یه نکته‌ست. اون عرش عظیمه که در قرآن هست در خارج وجود داره. اما قلب مؤمن عرش اعظمه.

شیخ شوشتری میگه من تعجب کردم و از حضرت استاد پرسیدم که بالعکس نیست؟ یعنی اون در خارج عرش اعظم نیست و این قلب ما باشه؟ چون حدیث داریم قلب المؤمن عرش الرحمن. این عرش عظیم باشه حضرت استاد تأکید کردن که نخیر، عرش اعظم یعنی عظیم‌تر از اون عرش خارج باورتون می‌شه؟ قلب شما مؤمنینه. انقدر ایشون متعجب شده بود که پرسیده بود ما چگونه به این عرش خدمت کنیم؟ یعنی به این قلب، قلب خودمون اصطلاحاً قلب مؤمن رسیدگی کنیم، بهش برسیم، بهش خدمت کنیم، خادمش باشیم.

کیا آرزو دارن خادم حرم امام رضا باشن؟ اول خادم عرش قلب، وجود خودت که البته باش، خادم این باش، ما خادم اصلی می‌شیم. می‌شه آدم هم ظاهرتا اون توفیق بسیار بزرگیه از آرزوهای بنده‌ست که محقق نشده که بره انسان در اون محیط هم خادمی کنه. بسیار توفیق شریفی‌ست بلکه اشرفه. لکن اگر کسی بره اونجا زسنگ و چوب رو ببینه و خدمت کنه که ارزشش خیلی بالاست اما خدمت به عرش وجود خودش که قلبه نکنه، ارزشی نداره.

لذا ما بعضا حتی یه روزی من متأسفانه در حرم با یه خادمی بحثم شد. انقدر که رفتارش با زائرها زشت بود، رفتار زننده و اینا داشت من بهشون تذکر دادم و ایشون به منم توبیخ، بنده را هم توبیخ کرد. حالا بماند. ها زائرها، خادم‌ها، خاک پاشون واقعاً طوطیای چشم ماست. حالا یه دونه توشون یه دفعه اینطوری در میاد. در مقام بحث داریم عرض می‌کنیم. حضرت استاد فرمودن که اگر می‌خوای به این عرش خدمت کنی، می‌خواید خادم عرش الهی باشید، امروز این هدیه با شما این کارو می‌کنه.

خادم عرش الهی میشی؟ بله. و اون موجبات حیات قلب رو داره در خودش. فرمودن دست راست رو، این فرمایش حضرت استاد دست راست رو رو قلبتون بگذارید و این اذکار رو بگید. سبحان، این ترتیبی که حضرت علامه فرمودن اینه. ترتیبش رو داشته باشید. سبحان الله والحمدالله والله اکبر لا اله الا الله. سبحان الله الحمدالله الله اکبر لا اله الا الله. نه اینو من چون الان ادامه با هم خوندن واو آوردم.

نه می‌تونید با واو بگید، می‌تونید مثل تسبیحات四گانه سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله والله اکبر واو داره. خب؟ ولی وقتی که می‌خواید بدون واو هم بگید مانعی نداره. اصلشون چهار تا ذکره دیگه. سبحان الله الحمدالله الله اکبر لا اله الا الله. این عظمت تسبیحات چیه؟四گانه. به یک معنا تسبیحات حضرت صدیقه شهیده. درسته؟ بله تسبیحات امیرالمؤمنین صلی الله علیه هم هست. اما ابتدا تسبیحات حضرت زهرا بوده که اون لا اله الا الله متأسفانه مغفول واقع مونده.

کتاب تسبیح کوثر · ارزش تسبیح

تو تسبیحات حضرت زهرا من ندیدم جایی بگن آقا لا اله الا الله هم بگید. هر جا میگن تسبیحات حضرت زهرا اینه لا اله الا الله رو نمیگن اتفاقا تو این کتاب شریف تسبیح کوثر که گفتم یه عزیزی به ما هدیه داده بود که باهاش کتاب بخریم، این کتاب سه جلدی رو گرفتم که همه شما رو توصیه می‌کنم این کتاب رو حتما این سه جلد کتاب رو بگیرید. بسیار کتاب به دردبخوریه. معلومه آقای آستابراهیم موسوی که این فاضل محترم که این کتاب رو نوشته معلومه که استاد دیده است از قلمش مشخصه.

من ایشون رو نمی‌شناسم ولی متن کتاب رو که خوندمثلا این کتاب رو تو آستان قدس رضوی که من دیدم چند وقت پیش که زائر بودم، یه نوری از این کتاب بلند بود بین اون همه کتاب‌ها همه نور دارن اما این کتاب یه جلبجذبه‌ی دیگه‌ای داشت برای بنده. همین جلد کتاب. بعد برداشتم بازش کردم دیدم واقعاً اینطوری هست. کتاب رو که خوندم این سه جلد رو خیلی لذت بردم. مثلاً روایتی که، بله؟ اسم کتاب هست تسبیح کوثر.

ایناها این حالا اگه دوست داشتید بعد از جلسه می‌تونید بیاید عکس بگیرید ازش یا مثلاً نشرش رو ببینید مال کجاست. کتاب می‌تونم بگم که عالیه. بعضی از بخش‌های کتاب فوق العالیه. یعنی قلم بسیار عالیه. بعضی از جاها معلومه این آقا خودش دیگه نیست، داره قلم می‌زنه.

البته شما این کتاب رو که بخونید بعضی از قسمخیلی از قسمت‌های کتاب رو می‌بینید براتون شاید تکراری باشه اما اینکه ربط این‌ها رو با هم ایشون تونسته با توانمندی الهی خودش ربط این‌ها رو با هم انجام بده واقعاً از عنایات الهی بوده. یکی از- اسم و سمت آستاد موسوی می‌شه؟ آستاد ابراهیم موسوی. فاضل محترم از توضحضرات اسلام، سید ابراهیم موسوی. نویسنده‌هاشون. مثلا روایتی که تو همین خصوص هست من برای شما دارم سند ارائه میدم که از خودمون عرض نمی‌کنیم.

روایت که ایشون در کتاب آورده سندش هم خب بسیار چند تا کتاب آورده از جمله بها-بهار مرحوم مجلسی، مستدرک الوسائل و امم کتاب‌های اینچنینی وزین. روایت میاره از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که "ای فاطمه آیا به تو چیزی بدم که بهتر از خادم و تمام آنچه در دنیاست باشد؟" این تیکه‌ش رو دقت نمی‌کنن خیلیا. تمام آنچه در دنیاست. یعنی اینطوری بگیم هرچی که آفتاب بهش می‌تابه این از اون ارزشش بالاتره. اصلا قصه چی بوده؟

اینکه امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام توی روایتی به حضرت فاطمه‌ی زهرا صلوات الله علیها عرض می‌کنه که شما داری اذیت میشی، در مشقت هستی. بالاخره این همه کار در منزل و این‌ها. شما از پیغمبر طلب خادمی کن. یه خادمی برای شما قرار بدن که بار شما سنگین بشه، کمک بخواه. بالاخره اون کار سنگین قدیم و... البته اینجا ما یه حرفی داریم، یه حرف از اون جمله سرمگوهاست که باید قدرت روحی انسان بتونه بکشه این حرف رو.

نمی‌دونم اقتضای جلسه بکنه که ما این رو بگیم که اصلا این صرفا برنمی‌گرده به اون زحمت ظاهری حضرت صدیقه در منزل. حالا عرض می‌کنم اگر خدا توفیق داد. به هر حال حضرت فاطمه‌ی زهرا [صدای محیط] تشریف میبرن مسجد، مسجد که از پدرشون کمک بخواهند، می‌بینند که پدر مشغول منبر و صحبت و برمی‌گردند. پیغمبر متوجه این رفت و برگشت خانم می‌شن، میان منزل خانم.

وقتی سؤال می‌کنند امیرالمؤمنین مقدم میشه و، اِمم شروع می‌کنه مطلب رو بیان کردن که این چنینه و بعد پیغمبر این روایت شریف رو می‌فرماید که خب خادم می‌خوای؟ بهتر از خادم و تمام آنچه در دنیاست بهت عطا کنم. می‌خوای فاطمه جان؟ که یا فاطمة أعطیکِ ما هو خیرٌ لکِ یعنی اون خادمی که خواستی، و من الدنیا بما فیها هرچی که در دنیاست. الله اکبر. دست کم نگیریم این تسبیح‌ها عزیزانه دلم.

بعد اونجا می‌فرماید که بعد از هر نمازت سی و چهار مرتبه الله اکبر، تو روایت ترتیبش این چنین آمده: سی و سه مرتبه الحمدالله، سی و سه مرتبه سبحان الله بگو، سپس این ذکر را به یک مرتبه فرمایش پیغمبره، به یک مرتبه لا اله الا الله ختم کن. پس لا اله الا الله داره عزیزان. همون تسبیحات اربعی میشه و بدان که این کار برای تو از دنیا و آنچه در آن است و از آنچه می‌خواستی بهتر است.

بعد تو روایت اومده که فاطمه‌ی زهرا صلوات الله علیها بعد از این دیگه م-ملتزم این ع-عمل شد و بعد از هر نمازش انجام می‌داد. حالا که از زیارت اربعین اومدید یه هدیه، هدیه تو هدیه شده امروز خدمت شما تقدیم کنم که قبلاً کلی دوستان گفتن از ما خواستن حتی در حین جلسه‌ها یا در بحث یا در بعد از جلسه من نگفتم این رو به انواع دلایلی. الان احساس می‌کنم که این طهارت وجودی که در شما به جهت زیارت ارباب حاصل شده جاش هست که به شما بگم.

هر وقتی رو باید انسان درک کنه تا بتونه نسبت به اون ابتزاعات زمانی حرفش رو بزنه. امیدوارم که این در و دیوار که خب از مسجد چون اومدیم بیرون، اینجا هم ما رو کمک بده. یاد فرمایش امام صادق سلام الله علیه افتادم که ازشون سؤال کردن آقا جان شما فرمودید که الحج عرفه، حج به عرفشه. در حالی که سرزمین عرفات حرم نیست. درسته؟ سرزمین عرفات بیرون از حرمه. چطور همه حج به عرفه است؟ حضرت فرمود اتفاقا سرش همینه که شما رو موقتا از حرم بیرون می‌کنند.

الان از مسجد بیرون شدیم اومدیم تو این سالن. بیرون می‌کنند که فراغ حرم شما رو بگیره بسوزید. این سوختن شما رو دو مرتبه آماده‌ی وصل می‌کنه. تازه اون موقع شما محرم می‌شید و برمی‌گردید و محرم می‌شید و این سوختن موضوعیت داره. من همیشه شب‌های قدر اوقات خاص به رفیقا میگم هر کاری بلدید بکنید که بسوزید. چی شما رو می‌سوزونه؟ همون کارو بکنید. حالا امیدوارم که اومدیم بیرون از حرم، حرمه دیگه به یک معنا مسجد. این سوختن باعث بشه که ما لیاقت مضاعف پیدا کنیم.

یادتون هست که عرض کردم در حین یک روزی از این بحث‌هامون که سید بن طاووس یه فرمایشی دارن شریف در خصوص رمز ارتباط با عالم برزخ. نه اصلاً یادتون نیست همه هاج و واجم. اون عزیزی که اصرار داشت بهش بگیم الان نیست من نمی‌بینمش. اون رو من الان خدمت شما عرض می‌کنم. باز امیدوارم تعجب نکنید بگید اِ اینه؟ همین تسبیحات حضرت صدیقه شهیده رو تا می‌تونید ملازمش باشید. این رمزی‌ست که سید بن طاووس دادن. هر وقت که می‌تونید، هر وقت که مقدوره.

تسبیح پس از نافله

مثلاً شما دقت کنید که وقتی می‌رید مسجد سهل کوفه دیددقت کردید بعد از تمام نمازهای مستحبی اونجا میگه اول تسبیح حضرت زهرا. دستورها آها تا حالا شده بعد از نماز مستحبی تسبیح بگی؟ معمولا ماها بعد از نماز واجبمون تسبیح حضرت زهرا می‌گیم. امتحان کنید یه مدتی بعد از هر نماز خیلی، خیلی هم بهتون فشار نیارید به خودتون که اذیت بشید، نفستون نکشه. نسبت حالا اول شروع کنید بعد از نمازهای مستحبی‌تون هم بگید.

بعد شروع کنید مثلاً صبح که از خواب بیدار می‌شید و شب قبل خواب هم بگید. حتی یکی از بزرگان اهل معرفت می‌فرمود می‌خواید، اینم باز یه هدیه جدید. می‌خواید امور‌تون سر و سامون بگیره؟ گاهی اوقات انسان متلاشیه، نمی‌تونه سر و سامون به امور زندگیش بده حتی به امور سیر و سلوک و عبادیاتش نمی‌تونه. لجامش گسیخته‌ست. نمی‌تونه مدیریت کنه خودش رو و زندگیش رو حتی زندگی روزمره‌ش رو. همین زن و شوئی و تربیت فرزندشو نمی‌تونه.

فرمودن شما مداومت کنید همیشه قبل از خواب به ذکر و تسبیحات حضرت صدقه بدین. عجیبه. باز یکی، یه هدیه‌ای خدمت شما از یکی از اساتیدمون تقدیم کنیم که باز ایشون می‌فرمود که کسایی که می‌خوان خانواده‌شون دور هم جمع باشن، گرم باشن، از مجرباته. اجتماع خانواده، اجتماع قلوب، تعلیف قلوب حتی کسایی می‌خوان تو مدی-مدیرتشون جایی اداره‌ای کار می‌کنن که اونجا می‌خوان مرد، بچه‌های اداره‌شون گرم باشن، قلوبشون مجتمع باشه.

اصلاً اصلی‌ترین گیر و مانع ظهور امام عصر عدم تعلیف قلوب اهل ایمانه. در حقیقت میشه گفت این تسبیحات این گره رو باز می‌کنه. کأنه شاه کلیده برای باز کردن قفل فرج. اینا رو ما باورمون بشه. می‌فرمودن که همین. می‌فرمودن که این تسبیحات رو قبل از خواب بگید. حالا که یه مقدار امروز داریم خودمونی‌تر می‌شیم بیشتر عجیبه امروز، عجیب‌تر از جلسه دیروزه.

خدمتتون عرض کنم که البته این حرفا رو ما باید مثلاً تو همون حالتای درگوشی و بعد از جلسه و اینا که ازش هم حرف و حدیث درنیاد بگیم فوقش تیکه‌ها رو حذف می‌کنن دوستان. که من خودم اخیراً رو تسبیح حضرت زهرا یه مقدار بیشتر وقت گذاشتم. جالبه که همین شبی که به ما گذشت، دیشب یعنی سحر یه یک ساعتی خوابم رفت. یه خواب عجیبی بود. اه توی حالت عجیبی واقعاً رؤیاهای ساده بود. چیزهای عجیب و غریبی دیدم.

خواب / خاطرهٔ خانوادگی

یکیش این بود که پدرم، مادرم، برادرم که هر سه از دنیا رفتن با تمام خانواده‌مون که هر کی یه سمته، این ور، اون ور مثلاً اون خواهر بزرگم قمه، این یکی تهرانه هرکی یه سمته. همه دور هم جمعیم با بچه‌های خودم. همه عجیب بود، خیلی عجیب بود. دور هم جمعیم بعد پدرم به من یه نگاه عجیبی کرد و گفت تعجب نکن. تعجب منو متوجه شد که چون ما خیلی دوست داشتم همیشه گرم باشیم فامیل، خونواده همه دور هم باشیم.

این اتفاق رو که من دیدم ، پدرم یه نگاه عجیبی به بنده کرد و گفت تعجب نکن این قدرت مادره. اشاره کرد به مادرم. مادرم هم اونجا بود و مشغول بود. گفت قدرت مادره. مادره که می‌تونه همه رو گرد یک سفره جمع کنه. این حرف پدرم بود. با تغییر هم به من گفت. یعنی چرا تو تعجب کردی؟ خیلی برام جالب بود. الآن یه گوشه‌ش رو برای شما عرض کردم. بعد که از خواب بیدار شدم دیگه تا صبح خوابم نمی‌رفت اصلاً.

همش تو حال و هوای این که ما چی دیدیم و این اثر بعد یاد ذکر افتادم که ، خب قبلاً‌ها تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها رو بنده قبل از خواب همینطوری می‌گفتم. الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر. البته به این تندی نه، با آرامش بیشتر. اخیراً دیگه لفظ نمی‌گفتم. اصلاً مدتی بود که بدون لفظ یعنی سعی می‌کردم با قلبم این رو تکرار کنم و یکی از اثراتش این بود. میگه اون چیزی که اساتید ما گفتن رو به عینه داریم می‌بینیم.

، حالا واقعاً از گفتن بعضی از چیزها هم حیا می‌کنم چون در حد و اندازه بنده نیست. هم می‌ترسم چون هنوز کلاس ما به اون صورت استخوان‌بندی شکل نگرفته. بعضیا میان بعضیا میرن. می‌بینم الآن بعضیا که شاید پنج شش جلسه هفت هشت جلسه‌ست نیستن الآن تشریف آوردن. بالاخره مشکلاتی هست قبول دارم اما این عدم ثبات بنده رو اذیت می‌کنه.

، دیروز یادمه در بین صحبت‌هامون یه نکته‌ای رو عرض کردم که به من، به بنده یک وقتی بدید ، که الآن جان شما این وقتو در اختیار من گذاشتین که در خصوص یه مقدارکی در خصوص أُعِذَكَ بِاللهِ يا أَبَتا مِنَ الضُّعف با هم صحبت کنیم. یادتونه؟ عرض کردم این چه مقامی‌ست که حضرت صدیقه شهیده ، پدرش رو که تمام مراتب قرق رو طی کرده رو تعویض میده پناه میده به الوهیت نظام هستی.

اتفاقاً در صفحه صد و هشتاد و سه همین کتاب که عرض کردم حتما بگیرید بخونید، جمله خیلی شیرینی تو همین مرتبه داره که می‌فرمود صدیقه کبری پدر گرامی خود را به مرتبه نورانیت بلاتعین خود، بلاتعین، نورانیت بلاتعین. ببینیدبذار جمله رو کامل کنم. به مرتبه پدرشون رو به مرتبه نورانیت بلاتعین خود یعنی حضرت زهرا که با غیب وجود خاتم متحد است به خداوند پناه می‌دهد. عالیه آقا. این که میگم از اون جملات فوق العیه کتابه.

بعضی حرفایی که این آقا تو این کتاب پیاده کرده فوق العیه. یعنی از دستش در رفته. یکیش همین جمله‌ست. چرا که تنها آن مقام است که می‌تواند دست خاتم را گرفته، ادبیات رو ببینید، دست خاتم را گرفته و به ذات باری تعالی متصل گرداند. و در این معنا عقل‌ها حیران و فکرها عاجزند. واقعاً هم این چنینه. واقعاً فکرها عاجزند. اون توی حدیث شریف کسا "إني أجد في بدني ضعف" درسته؟ پیغمبر بهحضرت زهرا چرا با حضرت زهرا گفتن؟ من ضعف دارم.

احساس یه ضعفی "في بدني" در بدنم احساس می‌کنم. حضرت زهرا در جواب بلافاصله "و أوئلک بالله" به الوهیت نظام. "يا أبت من الضعف" بار رو حضرت زهرا برداشت. این مقام پناه دادن پدرشون به مقام نورانیت بلاتعین خودشونه. این‌ها خود عینا مراتب معرفت نفسا. فکر نکنید ما چیز غیر از معرفت نفس داریم میگیم. خیلی برام شیرین بود که امروز جوهرگنجینه گوهر روان رو برداشتم چون ما اصول رو داشتیم می‌گفتیم.

هفتاد و شش اصلی که در سیر صد و پنجاه و سه درس معرفت نفس علامه به ما تعلیم میده رو داشتیم تیتروار می‌گفتیم. حالا یه دفعه تو یه اصل موندیم. میخکوب شدیم چند جلسه‌ست. و الا ما برنامه‌مون این نبود. می‌خواستیم همینطوری بگیم تموم شه بره بریم وارد دروس بشیم. باور کنید وقتی مرور کردم دیدم که خودم رو گذاشتم جای شما عزیزان. دیدم که با این سیری که تا همین جا فقط تازه اومدیم خوانش این اصول به مراتب آسون‌تر و راحت‌تر شده برای همه شما.

اصول معرفت نفس · صدیقه روح

یعنی شما وقتی این اصول رو شروع می‌کنید خوندن تقریباً متوجه می‌شید منظور این اصل چیه. به جهت این روندی که با هم داریم می‌ریم جلو. برای همین عجول نباشید، عجله نکنید. ببینید ما گفتیم که حضرت صدیقهٔ شهیده رتبه نورانیت‌شون در عالم چیه؟ روح اعظمه. درسته؟ تنزل الملائکه والروح در تفسیر فرات کوفی که بود. این روح، روح کلی، روح اعظم بلا تعین که هست می‌شه روح اعظم، روح کلی که در مراتب عالیه خلقته. ابتدایش از کجا اومده؟ برای چی دارم اینو میگم؟

اینکه این مقامی که حضرت زهرا پدرش رو پناه داده به اون مقام چه مقامیه. در مراتب خلقت چنانچه خاطر شریفتون باشه عرض کردیم خداوند منّان خلقت رو با تکلم شروع کرد. اصلاً کلمه یعنی چی؟ کلمه به ترجمه‌ای که علامه رفعی قزوینی ارائه دادن فرمودن که ظهور باطنه. یکی از معانی کلمه اینه. باطن رو آشکار می‌کند. تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نگفته باشد. ظهور شما باطنت رو می‌ریزه بیرون. به این میگن کلمه. لذا خلق شماست. از خلق می‌شه پی برد.

می‌گه از اثر پی به مؤثر ببر که لا مؤثر فی الوجود الا الله در فلسفه میگن. این نظام کهکشانی و کائنات و این نظام آفاقی و انفسی و این وحدت صنع از وحدت توحید دلالت می‌کنه که از این انسان متوجه می‌شه که یک خدای لا شریکی وجود داره به این که تونسته همین‌ش ازمی‌گه از اثر به وجود مؤثر به قدرت به دارایی مؤثر علامه می‌فرماید به دارایی مؤثر پی ببر. اصلاً نمودار دارایی مؤثر اثرشه. اصلاً اثر وجودی من و شما الان چیه؟ نمودار دارایی من و شماست.

چه اثری در خودمون و دیگران و در این عالم داریم؟ نمودار دارایی ماست. درست شد؟ حالا این اثری که نمودار دارایی هر کسیه، خبهش میگن چی؟ کلام. بهش میگن خلق. بهش میگن آیات، مجالی، ازلال، سایه مثلاً، ظل، سایه، شؤون، اطوار. همه اینا رو معنا داره. الان شما از آیات الهی می‌تونید به خدا پی ببرید. البته هندسه‌ش، هندسه اصلیش این نیست.

یا من دلّ راته به ذات دیگه یا امام سجاد صلوات الله علیه می‌فرمود که عرفت الله، می‌فرمود که ااا از شاید مثلاً امیرالمؤمنین می‌فرمود عرفت الله بفسخ العظام / فصل العظام. من خدا رو شناختم اصلاً کاری به آیات نداره، به اینکه اراده‌ها رو فصل می‌کنه. یعنی از فصل اراده خود حضرت حق، غیب خود حضرت حق می‌بره. درسته؟ یعنی هندسه‌ش از چیه؟ از خود حضرت حق به آیاته هندسه اصلیش. اما برای نفوس ضعیفه مثل امثال من میگه و فی الأرض آيات للمؤمنین و فی أنفسکم أفلا تبصرون.

می‌فرمود إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب. درسته؟ این آیات میشن خلق الهی. قبلش صادره. صادر کلیه که می‌شه برزخ بین ذات غیبی و همه خلائق. مثل بهش میگن نفس الرحمن. مثل نفس حضرت علی که کلیه [هوا کشیدن] این کلیه. تعین پیدا نکرده. وقتی اومد در قالب کلمات که خلق شما هستن، تعین پیدا می‌کنه، معین می‌شه. در حقیقت تشخص و تفرّد پیدا می‌کنه. فردش و شخصش مشخص می‌شه. حالا برگردیم به بحث. اون روح کلی ابتدا چی بود؟

خدا در مراتب خلقت وقتی شروع کرد به خلق، اول تکلم اولش رو از، از تکلم اولش نور رو خلق کرد، نور. که اتفاقاً همه متفق القول‌اند اولیاء الهی که نور الانوار حضرت صدیق شهید است. نور الانوار، نور همه نورها. از تکلم دومش چی رو آفرید؟ روح رو. نور رو با روح ممزوج کرد، پیغمبر رو خلق کرد.

بعد امیرالمؤمنین رو از نور امیرالمؤمنین، ابا عبدالله رو و اینجا برگشت، یه روایت مرحوم مجلسی که برگشت به ذات غیبی خودش از نور جلالش حضرت نور فاطمه زهرا رو خلق کرد که وجود نوریه حضرت زهرا اصلاً گفتن زهرا که به شدت منور و نور داره و از وجود حضرت زهرا امام حسن خلق شد. به این شکله مراتب خلقت. به هر حال و او شد، او شد واسطه فیض عقل و عالم مادون. عقل عالی‌ترین مراتب، مادون رو بگیر نشئه طبیعت یا خیال یا هر جا. اون می‌شه چی؟ واسطه‌ی فیض، روح می‌شه.

عقل علی · روح زهرا

روح می‌شه مرتبه‌ی پرورش مادون تحت تدبیر عقل. عقل شد امیرالمؤمنین، روح شد حضرت زهرا. این بحثو قبلاً داشتیم. حالا اون روح کلی میاد تعین که پیدا می‌کنه می‌شه شخص حضرت عالی، شخص حضرت عالی. چگونه؟ و نتفقت فیه من روحی. شد عینیت شما، صورت شما. وقتی حالت بی‌تعین بود، کلی بود. این همه رو توضیح دادم که این کلمه رو متوجه بشید.

حضرت صدیقه شهیده ببینید تا کجاها دست داره به یک معنا، دست ایشون تا کجاها بلنده که پدرشون رو تعویض میده، پناه میده به اون مرتبه، به اون مرتبه‌ی نورانیت بلاتعین. الله اکبر. که در اون مرتبه البته با باباشون یک قرار دارن، یک قرارگاه و مستقر دارن. یک در حقیقت یک مکانت دارن، یک رتبه دارن. از اینجا از، از این فرصت استفاده می‌کنم خودم و شما رو توصیه می‌کنم به مقام نورانیت اهل بیت، به مقام نورانیت امیرالمؤمنین. رو این کار کنید.

خیلی گم شده ماست مقام نورانیت اونا. حالا خستتون نکنیم بحث کجا بود ما به کجا اومدیم؟ که اونجا چرا حضرت صدیقه شهیده کمک کرد به باباش؟ چون باباش احساس ضعف در بدن داشت. همین حالا این اتفاق اینور افتاده. چگونه؟ حضرت زهرا احساس ضعف بدنی می‌کنه. میاد پیش باباش میگه بابا کمکم کن، خادم می‌خوام و پدرشون این هدیه رو بهشون تقدیم می‌کنن که عرض کردیم از آنچه که آفتاب بهش می‌تابه بالاتره. این، این تسبیحات رو خیلی ارزش بدید.

من یه محالا خاطره نمی‌خوایم بگیم اذیت می‌شید. دوست داشتید یه وقت فرصت دیگه‌ای خارج از کلاس براتون، انقدر از این خاطره‌ها دارم از تاثیرات این تسبیحات که یک مدرسه‌ی عجیب و غریب هنرستانه که وارد می‌شدی می‌گفتی اینجا اروپاست، ایران نیست با تسبیحات حضرت زهرا از این صد و پنجاه تا دانش‌آموز چصد و چهل و پنج تاشون نمازخون شدن. الان هیئتی‌ان، میون دارن، برای خودشون کسی‌ان. یکیشون کفش عاشق برید وارد اینستا که شدید ببینید سرچ کنید کفش عاشق کیه؟

بزرگ‌ترین تولیدکننده کفش کشوره. وقتی میره کربلا در ضریح رو خادمان امام حسین برای ایشون باز می‌کنن. این یکی از اون خروجی‌ها به برکت تسبیح حضرت زهرا. یه سبکی هم ما روش گذاشته بودیم همه با هم تکرار می‌کردیم. دوست داشتید حالا تو کانال من چون من اینجا تو سازمان می‌خوندم یه سری ما رو مسخره می‌کردن. می‌گفتن این چیه؟ چه سبکی ابداع کرده، نوآوری کرده در دین که خیلی با اون نغمه خیلی شیرین می‌شد. با همون ما بلا رو سر این‌ها آوردیم.

تو کانالم یادمه یه روز بچه‌ها گذاشتم. اینو یاد بگیرید اصلاً تو خونه این نغمه رو با خانواده‌تون مثل سرود صبحگاهی و شامگاهی همه با هم بگید. ببینید آثارشو ببینید. تو هیئت‌تون، تو مسجدتون. من اگر مسئول سازمان تبلیغات بودم اینو همین نغمه رو ضبط می‌کردم به تمام مسجد، مساجد ابلاغ می‌کردم بدون استثنا این تسبیحات رو با این نغمه بعد از هر نماز بگید. اصلاً نمی‌خواد هیچ تعقیبه دیگه‌ای بگید.

حالا حضرت زهرا صلی الله علیها که اینو میگه شما دقت بفرمایید چهار تا رکن داره این تسبیحات. این چهار تا از کجا اومده؟ اگر خدا لطف کنه روایتشو بتونم الان پیدا کنم. بله. یه صلوات بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. یه روایتی داریم که این تو جلد دوم این کتابا این چون جاعرض کردیم این کتاب چند جلدیه؟ سه جلدیه احسنت. در ضمن همین یه حالا اجازه بدید یه فرصت دیگه الان کلاس وقتش گرفته میشه حدود چهار دقیقه‌ای طول می‌کشه.

ببینید این روایت رو به به، الحمدالله پیداشم کردم. چقدر عالیه این روایت. که این روایت رو تو این کتاب آورده. سندش رو ببینم کو چی زده؟ بله. به به. از کتب ارواء الشیعه است. ملا یحضر الفقیه شیخ صدوق. رافی مرحوم ملا محسن همین روایت رو آورده. می‌فرماید که انما سمیت کعبه لانها مربعه. اصلاً چرا کعبه بهش میگن کعبه، مکعب. چرا؟ چون مربعه، چهارگوشه. و صارت مربعه لانها بجزاء البيت بحداء البيت بحراء البيت. کدوم بیت؟ البيت المعمور. میگه چرا کعبه چهارگوشه؟

عرش چهارگوشه · تسبیحات اربعه = طواف

چون بیت المعمور چهارگوشه خب حالا چرا بیت المعمور چهارگوشه که به موازات کعبه‌ست؟ به دلیل اینکه موازی با عرش قرار داده شده که عرش هم چهارگوشه. از جهت اینکه عرش هم چهارگوشه. خب حالا عرش چرا چهارگوشه؟ چون چهار تا رکن داره. تو این حدیث‌ها من دارم دیگه حدیث رو ادامه نمیدم. دارم حدیث رو براتون بیان می‌کنم. میگه چون هر رکن این چهار پایه‌ی عرش بر پایه‌ی این چهار رکن، چهار ذکر قرار گرفته. سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله والله اكبر تسبیحات اربعة.

همون تسبیحات حضرت زهراست فقط تقدم تأخرش فرق کرد یا تعدادش، عددش. خب البته این رو توجه داشته باشید که این در حقیقت از حیث جغرافیایی نیستا این ما دون ما فوق بودن مثلاً کعبه ذیل بیت المعمور یا عرش. این‌ها عوالم تو در تواند مثل اینکه نفس شما، باطن شما داخل خود شماست. چه جغرافیایی؟ یک وجود واحدی. اینو توجه داشته باشید البته ما اینجا بحث چون قبلاً بحث کردیم ورود نمی‌کنیم. خب حالا شما بفرمایید ببینم دوست دارید این بحث رو ادامه بدیم؟

چون احساس می‌کنم بعضیاتون خسته اید، یه جوریید امروز. دو سه نفری رو تو آقاهی من اینطوری می‌بینم. همش خمیازه می‌کشن همش. برای کی دوست داره واقعاً این بحث رو ادامه بدیم ببینیم به کجا می‌رسیم؟ یه صلوات بفرستین. اللهم صل على محمد و آل محمد عاجلاً غیر آجلًا. خب این که بر اساس این تسبیحات، این چهار تا گفته می‌شه، شما ببینید کجا ما تو نماز تسبیحات اربعة داریم؟ تو نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی. بشمارید ببینم چند مرحله ما تسبیحات میگیم؟ احسنت هفت بار.

نماز صبح داره یا نداره؟ نداره. هفت بار ما تسبیحات حضرت زهرا، تسبیحات اربعة رو میگیم که جان تسبیحات حضرت زهراست. خب این تسبیحات که هفت بار گفته میشه در حقیقت در طوافی که من و شما دور بیت الله که ذیل بیت المعمور و زیر عرشه، اصلاً بحث ما از عرش شروع شده اومده به اینجا قرار گرفته، هفت تا طواف ما داریم دیگه که طواف شما کامل، حج شما کامل بشه. این هفت تا ذکری که اینجا میگی هفت باری که میگی هر بارش به منزله یک طواف.

خب کسایی که حج رفتن وقتی هفت طواف تموم شد طواف شما تموم شد، اطواف شما اون طوفی که انجام دادی تموم شد، آیا دو رکعت نماز کنار مقام ابراهیم بخونی یا اگر نخونی حجت کامله؟ کامله. دو رکعت نماز میخواد که شما بخونی اون کدومه؟ هرکی گفت. نماز صبح. کی گفت نماز صبح؟ دستش بالا. ماشاالله آفرین به شما. نماز صبحه. اینا احتمال میدم مخصوصا آقا محسن رو احتمال میدم که قبلاً تو بحث‌ها چون بودن ایشون تو یه بار تو هیئت یازده ربا ما اینا بحثا خیلی اجمالی گفتیم.

پس چرا پس میگه که نماز صبح خیلی مهمه؟ کانن حاجی؟ آفرین. اون اگه نباشه اصلاً تمام نماز‌هاتو میزنه خراب میکنه. طواف شبانه روزت از بین میره. در حقیقت شما داری صبح تا شب می‌گردی دور عرش الهی که حالا اون عرش سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد. آنکه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد. حاج آقا این همه حرف زدی وقت ما رو گرفتی چه ربطی به سیر معرفت نفس داشت؟ اگر این سیر معرفت نفسو انشاالله درست بریم جلو می‌رسیم به چی؟ قلب المؤمن عرش الرحمن.

آخر سر می‌فهمید که آقا هرچی هست تو خودته. اون نقطه عطف خودتی . نقطه با بسم الله انسانه . الف انسانه . گفتم الف. گفت دیگر گفتم هیچ. در خانه اگر کس است یک حرف بس است. الف رو خمش کن دورش بده، سیرش بده . گردش کن سقطش کن یعنی بندازش. هر کدوم از این‌ها میشه یکی از حروف دیگه. میشه واو، میشه be، میشه سقطش کنی میشه be. دورش بدی میشه واو. دورانش بدی هی میشه خا . از شد اینو نیمش کنی خمش کنی میشه را. بدون نیم کردن خمش کنی میشه دال.

و حالا بحث حروف رو الان نداریم. یه پیامیم توی کانال محرم گمنامی که نوشته حال و هوای وادی نجوادی السلام نجف تو این رابطه هست حتماً خوندید . خب این هم از این. حالا این آیا این چهارگوشه [صدای محیط] عرش که به این چهار رکن برقراره که اگر کسی عرش وجودش که قلب وجودشه و مدیریت وجودش با قلبه، اگر بخواد نفسش نفس درستی از آب دربیاد و بتونه در سیر و سلوکش موفق بشه قطعاً باید قلب حاکم و مدیر بر نفس باشه. آیا این رنگ هم داره؟ این چهار رکن یا فقط اسم داره؟

شنیدید تو این رابطه چیزی؟ از رنگ مثلا این چهار رکن یا رنگ در عرش. چهار رنگو منظور میگن؟ بله. هر چیزی که [نفس کشیدن] ضرب در اینه، می‌خوایم- احسن، احسن به شما. یه روایتی تقدیم کنم کیف کنید، مثل عسل بخوریدش. این روایت رو می‌تونید در کتاب کافی مرحوم کلینی، جلد یک، صفحه صد و بیست و دو ببینید. در کتاب وافی ملا محسن هم جلد یک، صفحه چهارصد و نود و پنج می‌تونید ببینید. تفسیر برهان هم جلد سه، صفحه هفتصد و پنجاه و یک داره. بهار هم آورده چند تا کتاب دیگه.

کتاب روایت بسیار عالی و مستندی‌ست. إن العرش خلقه الله تعالی من أروارمن أنوار أربعة خدای منان خلق رو به چهار نو-نور خلق کرده. اح جان؟ عرش یا عرش؟ عرش رو. إن العرش خلقه، خلقه الله تعالی من أنوار أربعة. حالا ما عینکهم روش خشمه‌ش افتاده، اینجا یه مقدار تاریکه، اینم حدیث رو سبز نوشته یه مقدار اذیت میشم. خب این چهار تا نور که خداوند عرش رو به اون چهار تا نور آفریده، همه عدد توجه به عدد چهار داشته باشید. چه نورهایی‌اند؟ نور احمر. نور اولیش چیه؟ قرمز.

که می‌فرماید این سرخی رنگی که تو دنیا می‌بینید از اون رنگه. برگرفته شده از اونه. یه رشه‌ای از اونه. یعنی شما تا وقتی که بری اونجا، بری به اون عالم بالا، اون متوجه میشی اصلاً رنگ قرمز یعنی چی؟ و سرخی خون س-سید و شهدا رو که عرشیه.

حالا از جهت دنیوی‌ش می‌شه خونه همین که ما داریم می‌بینیم ولی عرشی‌ش می‌شه اون اینجایی که حدیث داریم حضرت سید الطاهر امام حسین رو می‌بینن، وقتی در مقام خونخواهی قرار می‌گیرن، ابا عبدالله وارد صحنه محشر میشن در حالی که سرشون بر دستشونه. اون سرخی که رو گلوی ابا عبدالله دیده می‌شه تو روایت هست یا اصلاً خود حضرت می‌فرماید وقتی این بچه به دنیا اومد، یه سرخی، هاله سرخی تو گلو دیده شد. اینه، این سرخی، این سرخی عرشه که انزالش می‌شه خون.

حملهٔ عرش · انوار

حالا روایتو من ادامه بدم فارسیشو. و نور سبز. یه پایه دیگه‌ش نور سبزه که رنگ سبز از آن سبزی گرفته و نور زرد که رنگ زرد از آن زردی گرفت و نور سفید که رنگ سفید از آن سفیدی یافت و نور سفید علمی‌ست که خداوند آن را بر حمله‌ی عرش قرار داد؛ یعنی خادمان عرش و آن نوری از عظمت اوست. کدوم نور؟ ابیض یعنی چی؟ سفید. بیاض. سفید. اون نوری‌ست که از عظمت خودش خلق کرد و به واسطه‌ی عظمت و نور او قلب‌های مؤمنان روشن است.

توی فرمایشی از امام سجاد صلوات الله عليه روایت داره که نور الابيض وهو نور الانوار. به به، به به. ببین کجا داریم می‌ریم. اون نور سفید عرش نور الانواره. و منه وعو النهار از اونه که روز روشنایی گرفته. اصلاً هرچی روشنایی تو عالمه از اونه. [پچ، پچ] توی یه روایت دیگه‌ای داریم- استاد یعنی اشراف داره [پچ، پچ]؟ بله دیگه اون اشراف داره. یعنی همه نورهای عالم از اون نور سفیده. حالا الان جاش نیست. یه وقتی انشاالله یه مقدار اون ور تو سیر معرفت نفس جلوتر بریم.

در خصوصه اون آیه سبقت الله من احسن من الله سبقت. اینکه رنگ خدا به چه شکله؟ آیا خدا رنگ داره یا نه؟ داره که اینجا می‌فرماید سبقت الله دیگه. رنگ الهی. این رنگ رو تو این روایت هم داره میگه این چهار تاشما وقتی وارد یه سی-سیر و سلوک و مراتب معنوی می‌شید، در قوه خیال تون و وهم تون اگر انشاالله از متخیلات فاسده پاکش کنید مواجه می‌شید با این انوار. اونجا ما حرف داریم.

مثلا تو خوابتون نورهایی که می‌بینید بر اساس اون انوار شما می‌تونید وضعیت نفستون رو بسنجید. الان جاش نیست فعلاً. فقط بدونید. حالا من وقتتون رو نگیرم. فرشاد فهم کردم اگه اینطوری روایات پشت سر بخواهیم بخونیم، پشت سر هم بعد فرصت نمی‌کنیم خلاصه‌ش رو به شما بگم که خلاصه‌ش اینه که اون نور الان گفت اون نور علمی‌ست که خدا به حمله‌ی عرش داد و از عظمت خودش آفرید.

در خلقت نوریه حضرت صدیقه شهیده عرض کردیم که خدای منان از نور عظمتش و نور جلال خودش حضرت زهرا را آفرید و او نور الانوار است. اینجا فرمود اون نور سفید نور الانواره. حالا نور الانوار که نور سفیده تمام انوار از او هستند، تمام انوار. می‌دونید اینو دیگه؟ انوار همه طیف نور سفیدند. بعد در انزله اون نور تو عالم فیزیک هم همون نوری می‌شه که بعد می‌خوای از تو منشور تغییر- آفرین. همین الان اینو می‌خواستم عرض کنم.

شما بله تو فیزیک همین منشورو که می‌ذارن چه نوری می‌زنن که از اون طرف رنگین‌کمان می‌زنه بیرون؟ نور سفیده دیگه. یعنی مادره. همه چی توشه. نور حضرت زهراست. حالا جلوتر بریم که الان اجازه بدید من اینطوری دیگه ادامه ندم. خلاصه‌ش رو به شما عرض کنم. همه اینایی که دارم میگم سند و منبع و اینا مدرک براش داریم که چند تاشم عرض کردم.

خلاصه‌ش اینه که شما همینجوری که برید جلو می‌بینید که اون نور سفید در حیص ما بحث تسبیحات四گانه که ارکان اِاِاِعرض شود عرش بودن رو داریم میگیم. اون نور سفید می‌خوره به تسبیح الهی. سبحان الله. نور لا اله الا الله چیه؟ نور زرده. نور الحمدالله چیه؟ سبزه. نور الله اکبر چیه؟ چی موند؟ قرمز. قرمز. احسنت. اینا بعدها به دردتون می‌خوره. حالا الان وقتش نیست فقط داشته باشید. اینا بحث ما یه دفعه اومد این سمت ما داریم میریم جلو ببینیم خدا چی برای ما در نظر گرفته.

پس که با این نورها بعدها ما کار داریم. شما حداقلش اینه که از این به بعد نور قرمز دیدی بگی الله اکبر. نور زرد دیدی بگی لا اله الا الله. این دیگه انزل مراتبشه تو سیر و سلوک. توجه کردید؟ دارم یه خط بهتون میدم. نور سبز دیدی باید بگی چی؟ الحمدالله. آفرین. اگر نور سفید دیدی چی میگی؟ سبحان الله. آفرین. حالا اگر رفتی ان شاء الله زیارت امیرالمؤمنین کدوم ذکر رو باید بگی؟ نور مولا چیه؟ رفتی زیارت حضرت زهرا کدوم ذکر رو باید بگی؟

چون نور مولا، نور حضرت زهرا چه رنگه؟ نور امام حسن کدومه؟ نور امام حسین کدومه؟ دیگه ما گفتیم دیگه. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. که بعد میگه آقا دستور اول بده ما می‌خوایم بریم- مثلاً حرم سید الشهدا چه ذکری رو بیشتر بگیم؟ حرممی‌خوایم بریم بقیع ذکری رو بگیم؟ می‌خوایم بریم نجف چه ذکری؟ این‌ها رو ما گفتیم و رد شدیم. دیگه اجازه بدید ادامه ندهیم. استاد ببخشید نور- بله حضرت کدوم یک از این چهار تا- نور- نور سفید عرض کردم سفید دیگه. بیاض.

اولویت بخواهید بگید که خب مثلاً مشخصه تو بحث هم دراومد. نور سفید مادر همه‌ست دیگه. نور پیامبر اسلام چیه؟ نور پیامبر عزیز عالم جمع الجمعه. اون جمع الجمعه به یک معنا میشه گفت مثل نخ تسبیح اسکندانی‌اش. یعنی مثلاً نباشه هیچ نوری نیست. اینطوری درباره‌ش صحبت کنیم. اون الان یه مقدار بیانش هم برای من الان سخته هم برای شما درکش. اجازه بدید که، جانم؟ نوری که حضرت فاطمه زهرا [نفس کشیدن] میارن برای چیز کردن، همین چیزی که اشاره به آخرین نکته‌ی شماجعفر بود.

بله دیگه دقیقاً همونه. اصلاً روایت داریم از زهرا نماز که می‌خوند نوری از ایشون ساطع میشد به عرش که تمام شهر رو روشن می‌کرد. همه می‌فهمیدن حضرت زهرا مشغول نمازه. [پچ، پچ] اینو اما یه عده ما چیزی نمی‌بینیم. شما؟ می‌گم کی می‌بینه این نور که همه شهر می‌بینن، همه شهر ساحل و اون شهر می‌بینن. احسن. این اگه قرار باشه همه می‌دیدن که چجوری ریختن در و کوبیدن. درسته؟ پیداست که هر چشمی نمی‌بینه این‌ها رو. منتها قلب المؤمن است.

منتها مهم اینه که این شما به این معرفت برسید که الان آقا روزه یا نه. الان گفت به نور سفید، نور، روز، نهار روشن میشه. مهم برای من و شما فعلاً اینه که همین روز رو که دیدین بگیم سبحان الله یا زهرا. اصلاً تو مراتب خلقت قبلاً عرض کردم یادتونه گفتم که از هر کدوم از این خمسة طیبه چه چیزایی خلق شد؟ از پیغمبر چی خلق شد؟ از نور پیغمبر عرش خلق شد که گفتم جمع الجمعه، همه انوار اونجان. از نور امیرالمؤمنین کی خلق شد؟ چیا؟ کثرت خلقت. آفرین ملائک الله.

عالم جبروت، عقول، مفارقات، مرسلات. از نور امام حسن چی خلق شد؟ یادتونه؟ ماه و خورشید و کواکب و ستارگان و- [پچ، پچ] نه، نه، نه. از امام حسن ماه و خورشید و کواکب و ستارگان و افلاک و... از نور امام حسین چی خلق شد؟ آفرین بهشت و حور و ما فیها هرچی که توشه. از به، از نور مقدسه حضرت سبطین الزهرا ساهره چی خلق شد؟ چی موند؟ آفرین. ملک و ملکوت. یعنی آسمان و زمین. روایت میگه آسمان سبآسمان‌های سبعه، زمین‌های سبعه یعنی هفتگانه. خب آسمان و زمین.

اصلا روز و شب تو این دو تا تعریف میشن. ليلة القدر. حالا میگه نور هم اگه تو روز دیدی بگو یا زهرا، صبحانه بگو. حالا اجازه بدید از این رد شیم. وقتم دیگه نیست. ما قول دادیم که امروز کمتر صحبت کنیم داره برعکس میشه. از، بله؟ عرض کردم بگذارید از این رد شیم. رد شیم. ببین چند تا کتاب من آماده کردم از هر کدوم برای شما چیزی بگم. جامع صحبای علامه طباطبایی، تفسیر امیرالمؤمنین، ارشاد، بارگه دو نفس قدسی الهی علامه موسوی. اینا همه مونده.

اصلا امروز رو تموم کنیم ها ولش کن. آقا داغ کردید. حالا چون داغ کردید یه روایت دیگه میگم خدمتتون که آتیش بگیرید، آتیش عشق. اجازه بدید امروز اینطوری تموم شه، ها؟ انشاالله خدا قبول کنه از ما امروز رو. حالا. انشاالله امام رضا راضی بشه از جلسه. یه روز حضرت عصفاریل و حضرت میکائیل با هم مفاخره کردن از حضرت جبرائیل. عصفاریل و جبرائیل. اینم به شما بگم هر کدوم از این ملائکه هم یه نوری دارن. در خصوص اون ما الان فعلاً حرف نزدیم. این دو تا با هم مفاخره کردن.

اولاً حضرت میکائیل، عصفاریل شروع کرد. حضرت عصفاریل شروع کرد که من از تو برترم. من به خدا از تو نزدیک‌ترم. من اماته و احیا دستمه. احیا می‌کنم، اماته، در Sur میدم و امثال این صحبت‌ها. و هشت رکن عرش دست منه. ما فوق عرش، همله‌ی عرش. اینا همه تحت فرمان منن. صحبت‌هایی بینشون شد. حضرت جبرائیل شروع کرد. یه شباهت، یه شبه مفاخره شبیه به اینم بین حضرت زهرا و امیرالمؤمنین اتفاق افتاده. خیلی شیرینه اونم برید ببینید.

که بعد میام پیش پیغمبر که حضرت زهرا میگه من عزیزترَم پیغمبر، امیرالمؤمنین میگه من عزیزترَم پیش پیغمبر بعد میرن از ایشون می‌خوان که کدوم ما پیش شما عزیزتره؟ خیلی جمله جالبی هم پیغمبر می‌فرماید. این‌ها میرن پیش خدا، این دو تا ملک. و روایتش هم دارم دوست داشتید بعد از جلسه بیاد بگم تو کدوم کتاب‌هاست. و اونجا با خدا صحبت می‌کنند که خدایا ما کهجبرائیل میگه که من از تو برترم چون امین وحیم، امین علمم. هرچی علمه اصلاً آلالعلم سلطان.

اسرافیل · اماته و احیا

سلطنت عالم در علمه و اونم دست منه و من بر واسطه‌ی فیض الهی بر همه‌ی انبیا هستم. چی میگی تو اسرافیل؟ اینا میرن پیش خدا. خدا میگه خب چطونه؟ اینا میگن که ما یه همچین بحثی با هم داشتیم. می‌خوایم شما مشخص کنید قضاوت کنی بین ما که کدوم ما عزیزترین، بالاترین رتبه رو. خدا میگه ساکت باشید بشینید سر جاتون. اصطلاحا حالا من لطیفانه‌اش می‌کنم. چیزی نگید. من کسایی رو دارم که به مراتب از شما بالاترن بلکه شما نورتون رو از اون‌ها گرفتید.

بعد انوار مقدسه اهـخمسہ طیبه رو به اون‌ها در عرش الهی نشون میدم و این‌ها محو اون لمعات نور و جمال و جلال اهل بیت علیهم الصلاة والسلام میشن. که روایت خیلی مبسوط و مفصله. آخر سر اون آخر روایت میگه که حضرت جبرائیل اونجا اسرافیل شروع کرد. حالا اینجا زرنگی و زیرکی خیلی مهمه ها. حضرت جبرائیل سریع زیرکی می‌کنه اینجا زودتر شروع می‌کنه که خدایا میشه منو خادم اونا کنی؟ خدا لبیک میگه.

میفرما تو اول خادمی هستی بر اون‌ها و ایشون مفتخر میشه و اونجا فریاد میزنه کی؟ من مثلی، کی مثل منه که بشه خادم این‌ها. درست شد. حالا این خدمت حضرت جبرائیل کجا به اهل بیت میاد شروع میشه؟ به اهل بیت عصمت. [پچ، پچ] جان؟ اون یکی میگه آفرین. حضرت جبرائیل تو حدیث کسا میاد. بعد اصلاً تو سیر زندگی حضرت زهرا شما می‌بینید که ایحضرت زهرا، نه پیغمبر با رد پای این گنده‌های اصطلاحا بگیم غول‌های ملائکه رو شما می‌بینید.

ام ایمن · تسبیح زهرا

اون روایت شریف که حضرت ام ایمن میاد، خانه حضرت زهرا رو می‌زنه- گهواره‌ی حضرت- احسن. بعد می‌بینه کسی درو باز نمی‌کنه. از لای شکاف در نگاه می‌کنه، از لای شکاف حجره نگاه می‌کنه که حضرت زهرا خوابش رفته. هوا به شدت گرمه. ایشون که از شدت گرما خوابش رفته و خـافتاده به قول ما بیهوش شده. دیگه انقدر هوا گرمه. بعد نگاه می‌کنه می‌بینه که گهواره‌ی امام حسین داره تکون می‌خوره. دستاس آسیاب داره تکون تکون می‌خوره، می‌چرخه و یک دستی شبیه حضرت زهرا داره ذکر می‌گه.

ام ایمن که حامل اسرار پیغمبره متعجب می‌شه. می‌دووه محضر پیغمبر می‌گه من چیز عجیبی دیدم. پیغمبر می‌فرماید بشین تا من برای شما سرشو بگم. حضرت زهرا دخترم روزه بود به جهت شدت گرما خدا به دخترم رحم کرد، خواب رو بر او عارض کرد که اذیت نشه. ولی دخترم هیچ‌وقت بدون ذکر نبود. خدا اسرافیل رو معمول کرد که برای دخترم فاطمه تسبیح بگه و ثواب اون تا قیام قیامت نه فقط برای دخترم بلکه همه‌ی محبین حضرت زهرا نوشته می‌شه.

بعد گهواره رو که دیدید تکون می‌خورد، گهواره‌ی حسینم، اون به دست حضرت میکائیل تکون می‌خورد و دستاس آسیاب توسط حضرت جبرائیل تکون می‌خورد. حالا ما داریم که بهتره شما برید سراغ درایه، درایت الحديث یعنی منظور از این حدیث چیه؟ خیلی روایت رو صرفاً باهاش کار نکنید که فقط روایت بگید. اگه حال دارید یه چند دقیقه من اینو یه ذره براتون باز کنم. حال دارید؟ واقعاً دارید؟ چون من یکی دو تا آقایونو قشنگ تو خاتو رتبه مثالی شون دیدم.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. حضرت جبرائیل ناموس و کلیددار چی خداست؟ علم خدا. چی رو می‌چرخوند تو خونه حضرت زهرا؟ آسیاب رو. یعنی قوت و طعام منزل ولایت، علم است. اون آیه‌ای که می‌فرمود [فالینظر الإنسان إلى طعامه] انسان نگاه می‌کنه به طعامش. امام باقر فرمود چی؟ این منظور این طعام علمه. نگاه کنید که علمتونو از کجا اخذ می‌کنید. خیلی مهمه علم من و شما از کجا باشه و علیٌ بابٌ موضوعیت داره. یعنی علم الهی خادم حضرت زهراست.

من دیگه نمی‌دونم با چه زبانی چجوری برای شما بگم. کسانی که دنبال علمن الان رمزشو به میرن دیگه. دنبال علمن میخوان انشاالله عالم باشن بلکه علیم بشن به شدت علم داشته باشن. ببینید دیگه داره در میاد از تو بحث. کجا رو باید بگیری؟ کجا باید بری؟ ناموسش کلیددارش خادمه حضرت زهراست و نان و قوت خانه حضرت زهرا علمه. باید نان خمیر شده تو خونه حضرت زهرا هم به دست ناموس و کلیددار علم اتفاق بیفته، خمیر بشه. اما اسرافیل. حضرت اسرافیل چیکاره بود اونجا؟

ذکر می‌گفت به نیت حضرت زهرا. تسبیح می‌گفت. اینجا اهمیت تسبیح مشخص می‌شه و این که چرا تسبیحات حضرت زهرا خب توش تکبیر هست، تحمید هست، تحلیل هم هست و تسبیح هم هست. چرا میگیم تسبیحات حضرت زهرا؟ به جهت این اهمیته که حضرت اسرافیل اونجا تسبیح می‌گفت. سبحان الله می‌گفت برای به نیت حضرت زهرا و همه محبینش . تکبیر الله اکبر، تحمید الحمدالله، تحلیل لا اله الا الله، تسبیح هم که سبحان الله. درسته تا اینجاش؟ حالا اون حضرت اسرافیل ناموس و کلیددار چیه؟ نفخ.

میدمه احیا می‌کنه. میدمه اماته می‌کنه. اماته احیا داره، احیای موتا داره. چیز کمی نیست. مهم‌ترین بحث خلقت رو دست گرفته. چیز کمی نیست. آن‌ف‌آن شما داری می‌میری و زنده می‌شی. کل یوم هو فی شأن. خدا داره آن‌ف‌آن در من و شما تجلی می‌کنه که این تجلیات الهیه رو ما درک نمی‌کنیم. آن‌ف‌آن ما آدم جدیدی هستیم. اون تجلی قبلی یمیت، مرد. کار کیه؟ حضرت اسرافیل. اماته می‌کنه. تجلی جدید می‌خواد بیاد. یحیی. کار کیه؟ حضرت اسرافیله. احیا بکنه در تو. آن‌ف‌آن در کاره.

شوخی نیست. در جز جز نظام هستی. ناموس خلقتن اینا. این چیکار داره می‌کنه به نیت حضرت زهرا؟ برای محبین حضرت زهرا داره تسبیح میگه. حالا می‌فهمیم چرا وقتی که ملک الموت میره در خونه حضرت زهرا رو می‌زنه که بره قبض روح پیغمبر بکنه، ایام شهادت ایشون هم هست، حضرت زهرا اجازه نمیده ایشون بیاد تو. خدا رحمت کنه آقا مرتضی تهرانی یه روز محضرشون بودیم ایشون فرمود قدرت حضرت زهرا رو همین جا بفهمید ای مردم که ملک موت رو راه نداد تو خونه. سه بار.

کی می‌تونه این کارو بکنه؟ کسایی که دنبال اماته احیان، می‌خوان یه سری چیزا تو وجودشون، تو زندگیشون، تو دنیا و آخرتشون بمیره و یه سری چیزا زنده بشه تو وجودشون، تو نظام انفسیشون، آفاقی زندگیشون احیا بشه، زنده بشه. اینم بفرمایید اینم یه سرش. یه سرش تزکیه، یه ت-سرش باز کجا؟ رفع می‌شه از طرق از طریق حضرت اسرافیل و حضرت زهرا. اما نکته آخر رو هم بگم که قربونتون برم. کی گهواره جنبان اباعبدالله بود؟ میکائیل. میکائیل ناموس و کلیددار چیه؟ آفرین رزق.

فأوف لنا الكيل، کيل مکیال. میکائیل. خب میکائیل رزق. هر رزقی به من و شما برسه از هر نوعش کلیددارش ایشونه. چرا ایشون میاد گهواره جنبان امام حسین بشه؟ و دستگاه سید و شهدا رو ایشون یعنی هیئت‌ها طرف حسابشون بفرمایید کیه؟ حضرت میکائیله. چرا قدر و اندازه این هیئت انقدره، اون هیئت هر کجا دستگاه امام حسین برقراره چرا این اندازه‌ش انقدر شده اون ازتوسط حضرت میکائیل مشخص شده این کیل‌ها و اندازه‌ها. یکی می‌خواد هیئتش وسیع بشه گسترش پیدا کنه.

چه می‌دونم حالا تو، تو دستگاه امام حسین می‌خواد وسعت بگیره در هر حیمداح امام حسین می‌خواد سع وجودی پیدا کنه، برکت بگیره، نفسش هست. دارم اسرار رو به شما بعضیشون میگم دیگه. عجیب جلسه‌ایه آقا امروز. یعنی حرف داره می‌کشه از من این جلسه. از من که نه از اساتید شاقی شما انشاالله. آقای واخیری هنر کن این واسطه باشیم.

این داره نشون میده که اصلاً و اساساً هر کسی که در مسیر حسینی‌ست و در دستگاه سید و شهداست مثل شما، حالا اصطلاحاً بگیم بچه هیئتی‌ها، الان از بیعت اربعین برگشتیم ظاهرین، محبین، گریه کن‌ها؛ اصلاً اونایی که به هر نحوی مرتبط با ابا عبدالله الحسینن، رزق مادی و معنوی‌شون دست ابا عبدالله الحسینه. جای دیگه نری‌ها. بالاخص و بالعموم همه‌ی عالم. اصلاً رزق عالم چون میکائیل رفته دیگه گهواره جنبان، رزق عالم از طریق سید و شهدا تامین می‌شه.

بالاخص اونایی که مرتبط با دستگاه حسینی هستن. این خصوصیش، اون عمومیش. از امام حسین. پس رزقتو از امام حسین بخواه. دستت رو جلو کسی جز امام حسین دراز نکنا. هرچی می‌خوای پیش آقاست، رزقت. اعم از معنوی و... حالا شما علم رو می‌خوای بگیری؟ علم علم یک معنا، یک مفهوم ظاهری داره که الان من مثلاً معلم داره برای شما صحبت می‌کنه این صوت مادیه. درسته؟

نفس شما باید این علم رو تجرید کنه به زبان نفس دربیاره بده به روحت که روحت اینو درک کنه که شما اینو بچشی، بفهمیش اصطلاحاً. درسته؟ یعنی بخوریش این حرف رو از مجراز عالم ماده ببر تجرید کنه این بحثو. فکر کنم اولین جلسه سیر معرفت نفسمون همین بحثو کردیم. باید برگرده به نواس، به زبان نفس. نفس این رو بده به روح و روح بچشه که داره، چی داره می‌شه. اون چشیدنه می‌شه معرفت، دیگه از علم بالاتره. اون می‌شه چی؟ رزق. دقت کردی چی شد؟ این اولیه علمه.

الان این علمه، صوته، ماده‌ست، کتابه، نوشته‌ست، درس و بحث و سیاه قلمه. اما وقتی می‌خوای بچشیش می‌شه رزق. شما یه باغ داری. این باغ وقتی رزق شماست که ازش استفاده کنی. اگر ازش استفاده نکنی رزق شماست؟ نه. کِی برکت می‌شه؟ این رزق کِی برکت داره؟ وقتی که دیگران هم برن تو اون باغ استفاده کنن. این می‌شه برکت. اگر خودت استفاده کردی رزقه، نکردی رزق تو نیست. این معنای رزق و معنای اون حالا این ظاهر و باطن رو چجوری به هم می‌دوزید دیگه.

حالا نکته آخر رو هم عرض کنم حالا که تا اینجا اومدیم. یه نکته دیگه هم دلم نمیاد که بعضیا دارن مبارزه می‌کنن با رتبه طبیعی‌شون، مرحله و نشئه طبیعی‌شون که بدنه، خوابش میاد، خسته شه با نفسشون که هی می‌گه نخواب، گوش بده. نفس قدسیه دیگه. هی دارن مبارزه، یه مبارزه‌ای تو بعضی از شما رخ داده عجیب در حال مبارزه هستید. بعضیا هی دارن جون می‌کنن که خوابشون نره، از عالم طبیعت نرن به رتبه مثالیشون. برای اینکه نکته آخر رو هم من بگم یه صلوات ختم کنید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا کریم. اینجا ما عرض کردیم که حضرت زهرا مشقت جسمانی و بدنی‌ش به جهت کار منزل ابتداء کرد بره کمک بگیره که تسبیحات اومد. درسته؟ به نظر شما حضرت زهرا سلام الله علیها‌هایی که هم امیرالمؤمنین کمک حالش بود، مردی نبود که تو خونه بی‌توجه به همسرش باشه. همچین مردی نبود. الان ما‌هایی که هیچ ادعایی هم نداریم از ولایت میریم خونه می‌بینیم خانوممون خسته است کمکش می‌کنیم ظرف می‌شوریم هم. اون که معلّاست.

از اون طرف چند تا خادمه داشته ایشون. اسما کی بوده؟ فضه بود کی بوده؟ سلمی کی بوده؟ اینا کیا بوده؟ حتی خادم مرد هم تو منزل آقا کمک می‌کرده. درسته؟ اینا رو قبول دارید دیگه. بعد داریم که قدرت بدنی حضرت صدیقه شهیده چهل برابر یک آدم معمولی بوده. اینم داریم که بعضیا میگن چگونه مثلا چبا چهل مرد تو کوچه مواجه شده و زورشون نرسیده؟ که داریم که مثلا حضرت زهرا ده ساله بودن قدرت بدنشون مثل یه آدم مثلا کامل و بالغ و اینچنین. اینا رو هم داریم.

پس این پیداست که از اون طرف هم داریم که هر حدیثی یه درایه‌ای داره. صرفا روایت رو توجه نکنید و هر ظاهری یه باطنی داره. پیداست یه خبر دیگه‌ای بوده. یعنی یه چیز دیگه‌ای مشقت برای حضرت زهرا آورده بوده که رفته کمک بگیره. به نظر شما اون چی بوده؟ بذارید ذهنتون رو فعال کنید ببینم می‌تونید اجتهاد کنید. کسی به چیزی رسید بلند بگه. قول میدم دیگه من حرف نزنم اگه آخریشه. درک ولایت و سمت و سوی ولایت. نه تو خونه که کسی نبوده درک نکنه ولایت رو.

ایشون از کار داخل منزل روایت میگه در مشقت بود بدنشون. استاد از نظر عالم ملکوت. خب، خب ملکوت کجا؟ آخه تو، تو خونه بوده. کار بیرون که نه تو خونه در اذیت بوده- ملکوت آقا. یه چیزایی که شما، خانم‌ها کی، یکی داره یه چیزی میگه بلند بگه. در عالم دنیا بودن ولی ایشون چون دائما به ملکوت توجه می‌شه پس اذییت بود. آفرین. احسنت برای سلامتی این خواهرم و این آقای روحانی که چند وقتم غیبت دارن و که یه چیزایی که گفتن یه صلوات بفرستین. اللهم صل على محمد و آل محمد.

مادر و تسبیح · خاتمه

بهتره اینطوری بگید حرف شما رو من جمع کنم. جمله‌ی آخرم. خانه‌ای که قوتش علمه، گهواره جنبانش میکائله، ذاکرش اسرافيله، اون خانه بواتن ملکوتی داره و کسایی در اون خانه خمسہ طیبه، کسانی در اون خانه دارن نفس می‌کشن که هر کدومشون باطن ملکوتن بلکه معنای حقیقی باطن عالمن، ملکوت عالمن. خانه، خانه‌ی ملکوتیه، ملکی نیست. خب این بد- دن هم بالاخره یه کششی داره. پرورش این خانه ملکوتی، پرورش این انسان‌های ملکوتی دست کیه؟ احسان دست مادره.

پدر حکم مدیر رو داره، عقل تدبیر می‌کنه. امیرالمؤمنین عقل کله. اما نفس حضرت زهراست. در کتاب عصمت فسعصمتیه حضرت استاد فس فاطمیه فی کلمةفس عصمتن، فس حکمت عصمتیه فی کلمة فاطمیه اینچنین. کتابم خیلی کتاب عالیه. اینو یه چند بار من ازش تو مسعود بلا قبلا یه چیزایی که گفته بودم صوتاش باید باشه. برید سراغ این کتاب خیلی عالیه. انقدر کتاب عالی و سنگینه که خود حضرت استاد شرحش میده. با شرحش دیگه باز خودش سخت‌تر شده از متن. اونجا می‌فرماید که نفس کل حضرت زهراست.

پس پرورش با حضرت صدیقه طاهره است. اینکه حضرت زهرا بتونه یه همچین خانه‌ی ملکوتی رو با یه همچین اشخاص و افراد ملکوتی تهپرورش این منزل رو دست بگیره، این به‌هرحال نفس آدم رو می‌بره. کار هر کسی نیست. چی؟ نکته آخر و مهم‌تر از همه اینه. چی نفس خانم رو چاق می‌کنه توی این پرورش؟ چی؟ تسبیحات. نه دیگه هدیه‌ای که پیغمبر بهش داد چی بود؟ تسبیح حضرت زهرا بود. اینکه من اول جلسه گفتم که الان بعضیا میگن اِ اینه، این که تسبیح دم‌دستی‌مونه. گفتم مواظب باشید.

الان یه ذره دارید متوجه می‌شید چرا من گفتم مراقب و مواظب باشید. عظمت این تسبیح رو ببینید که نفس حضرت زهرا رو چاق می‌کنه. شوخی نیست. می‌خواید نفس بگیرید بفرمایید دیگه. دیگه چی بگم من؟ بعد تو سیر معرفت نفستون می‌بینید چقدر این تسبیحات کارسازه. ما اومدیم یه هدیه امروز به شما بگیم که دست رو سینه بگذارید بگید الله اکبر.

بگید سبحان الله، الحمد لله، الله اکبر، لا اله الا الله

«سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ وَلَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱللَّهُ أَكْبَرُ» (تسبیحات اربعه / مضمون تسبیح زهرا)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منزّه است خدا؛ و ستایش خدا راست؛ و معبودی جز خدا نیست؛ و خدا بزرگ‌تر است.

. به کجاها رفتیم. بحث عرش شد و به کجا رفتیم. دیگه اجازه بدید چون خیلی جلسه انصافا سنگین بود یعنی جان منو گرفت این جلسه. دیگه سؤال و جواب رو این جلسه نداشته باشیم. راضی هستید؟ که خود شما هم فکر کنم یه همچین حالتی دارید. مخصوصا اونایی که همین الان از عالم مثال اومدن به نشئه طبیعت. والحمد لله رب العالمين. صلوات ختم کنید. اللهم صل على محمد و آل محمد .


فهرست اصلاحات (citations)

مورداصلاح / منبع
تسبیح زهراروایت مشهور پس از نماز · بهتر از خادم و دنیا
تسبیحات اربعهسبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أكبر
عرش / بیت المعمور چهارگوشهروایات حملهٔ عرش · چهار رکن
عقل=علی · روح=زهراادامهٔ بحث جلسات پیش استاد
ام ایمن و تسبیحروایات مشهور سیره
اسرافیل یمیت/یحیینقش ملک در اماته و احیا

پاورقی فایل

  • ASR: ElevenLabs `scribe_v2` · پاکسازی نویز · وضوح فارسی بدون کوتاه‌سازی جلسه
  • ترجمه‌های زیر عربی = مدل، نه استاد
  • `--- Segments ---` حذف شد