ددروس معرفت نفس

کلاس معرفت نفس — ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ · شیخ عبدالزهراء

موضوع: ذکر الله · روح و ریح · لیلة القدر · اسامی علی · قرب نافله/فریضه


متن کامل جلسه (پاکسازی‌شده)

افتتاح · شهدا · هدیهٔ ذکر الله

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعین. الحمدلله على کل نعمه واسال الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله وربانی ایاته. سلام علیکم ورحمة الله. در محضر پنج شهید خوشنام هستیم ان شا الله از عنایات این شهدا بهره‌مند بشیم.

نثارشون نثار امام عزیز و همه شهدا و محبین از امیرالمؤمنین مخصوصاً بی‌وارث و بی‌وارث‌شون که یک بزرگی می‌فرمودند گره به کار افتاد هدیه‌ای برای بی‌وارث و بی‌وارث از محبین امیرالمؤمنین بفرست. من بارها انجام دادم ثمره‌ش رو دیدم. نثار همه‌شون برای اینکه ان شا الله عزیزان آماده بشن نفوس مستعده آماده بشن تشریف بیارن جلو جهت کلاس صلواتی هدیه بفرمایید. اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم. هدیه‌ای که به فضل الهی تقدیم می‌کنیم هدیه گران‌سنگی‌ست.

قبلاً هم در صد کلمه در معرفت نفس وقتی موضوع خیال مشوش مطرح بود، اونجا عرض کردیم از قول حضرت استاد علامه حسن زاده علیه رحمة ایشون هم به نقل از شیخ‌شون علامه طباطبایی که نام شریف و بی‌بدیل الله رو این اسم جامع رو که همه اسماء به اون برمی‌گرده و شرط پذیرش و در حقیقت بالا رفتن و معراج نماز ما اینه که قرب به سمت اون پیدا کنیم. نه به الرحمن، نه به الرحیم، نه به الكريم، نه به — فقط به الله قربتاً الی الله. اگر ما بگیم قربتاً الی الرحمن باطله.

این اسم جامع و اساساً عرض کردیم که قرب یعنی ولایت. ولایت یعنی تلبس به اسماء الله. همه اسماء در الله جمع‌اند و حقیقتش می‌شه علم. علم هم در مرتبه عالی‌ش خود حضرت حقه.

عالم علم انباشته شده روی همه است یعنی خب "و هو معکم أینما کنتم

«وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ» (حدید/۵۷:۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و او با شماست هرجا که باشید. ".

ذکر الله بدون یا · شصت و شش · رفع اضطراب

زیرکی، زیرکی استفاده از ذکر شریف الله که حضرت استاد تاکید دارن بدون حرف ندا، بدون يا. اون یک کارکردی داره، خود الله کارکردی داره. عددش هم فرمودن شصت و شش. بله بدون حرف ندا یعنی الله الله با توجه بگید ببینید چه بلایی سرتون میاد. بارها بنده حقیر البته تجربه شخصیمه این قسمت. زیر بارون خصوصا وقتی بارون می‌گرفتش بارها این کارو انجام دادم. عجیب ثمراتی داشت و داره. حالا حضرت استاد فرمودن که ثمرش چیه؟

یکی از ثمرات مهمه‌ش شصت و شش بار گفتن الله، رفع اضطراب و نگرانی و تشویش خاطره. پاک‌سازی قوه خیاله. جالب اینجاست که بدونید حتی از منفعت‌های این ذکر بردن مزاج به سمت اعتداله. کلاس ما درس معرفته، درس یعنی حرکت از سمت علم به سوی معرفته؛ یعنی حکمت که باطن علمه. وقتی مزاج معتدل شد، یادگیری انسان قوی میشه. اینو شیخ الرئیس در نمت‌های اشارات فرمودن.

نمت سوم، انتهای نمت سوم به بعد می‌تونید ملاحظه کنید که اصلاً ایشون می‌فرماید امام عصر، اصلاً انسان کامل از این جهت فراگیریش مافوق همه‌ست و به یک باره قلبش به قدری وسعت گرفته که همای، همه حقایق رو به یک معنا همه اسماء رو به یک معنا همه علم امکانی رو از ذات غیبی و از مصدر فیض علی الاطلاق می‌گیره به جهت اینه که مزاجشون چیه؟ أعدل امزجه‌ست؛ یعنی معتدل‌ترین مزاجه. خب در خصوص مزاج ما حرف قبلاً تو بحث‌هامون زیاد داشتیم حرفی نمی‌زنم.

پژوهش ذکر و سلامت

داشتیم در منفعت و آثار و خواص ذکر الله عرض می‌کردیم که حتما شما هم بهره ببرید، استفاده کنید که بسیاری از حتی مریضی‌های روحی روانی رو از بین می‌بره. یه پژوهشگری در کشور هلند در دانشگاه دانشگاه آمستردام. ظاهراً پژوهششون رو هم در دسترس همه قرار داده بودند. جالبه بدونید که مسلمان‌هایی رو که قرآن می‌خوندن و از اذکار استفاده می‌کردند و منتها مریضی‌های جسمی، روحی، روانی داشتند رو اینایشون جمع کرد یه مدتی و این‌ها رو بهشون همین دستورالعمل ذکر الله رو داد.

همین، همین دستورالعمل علامه رو. الله بگن. بدون حرف منادى. حالا اینجا ما حرف زیاد داریم که خب چرا؟ مگه حرف منادى چیه؟ این قبلاً یه چیزکی گفتیم ولی اجازه بدید این‌ها رو در بحث اسماء الحسنی بگیم که هنوز ورود نکردیم. اگر چنانچه دقت کنید اون ادعیه بعد از نماز شریف جعفر طیار گفت بلافاصله دستتو بالا ببری امام فرمود: "بگی اول چی بگی؟ بگی يا رب". این، این يا رب یعنی ای پروردگار من. کسره زیر ب یعنی ربی. بعد، بعد با حرف منادى يا. يا رب به.

بعد میگی يا رب باه. میری تو بغل و آغوش. بعد اون رب باه تبدیل می‌شه به چی؟ رب به. رب به. دیگه يا برداشته می‌شه. يا رب به، يا رب باه، رب به. يا برداشته می‌شه. سه مرحله باید حرکت کنی به علاوه نماز می‌شه سه مرحله. خود نماز، مرحله بعد ذکر شریف يا رب، مرحله سوم ذکر شریف يا رب باه. بعد که تو آغوش رفتی و چشیدی دیگه از اهل منزل شدی، اهل شدی، اهل بیت النبوه. اهل شدی دیگه يا برداشته می‌شه. ای مال راه دوره. ای مال راه دوره. آی فریاد. این رب دیگه می‌چشی.

مرحله چشیدنه. خب من و شما نباید به خودمون بچشونیم این اذکار رو؟ هر وقت حسنمی‌خواستم عرض کنم. حالا نکته‌ای عرض می‌کنم چون وقتش الان نیست. مقدمات می‌خواد. هر وقت احساس قربعد از حضرت حق کردید با حرف منادى استفاده کنید. هر وقت احساس نشاط، اقبال، نه ادبار، اقبال کردید و نشاط عبادت داشتید احساس قرب کردید بدون حرف منادى. حالا این اثرش در چیه؟ برداشتن اضطراب.

این شخص هلندی این پژوهشگر میگه من همه اینا رو استفاده کردم یعنی تجربه کردم مریض‌ها رو آورد بردم اینو که بهشون تعلیم دادم الله بگن. بعد از یه مدتی دیدم که بدون استثناء اولا ضربات، ضربان قلبشون، ضربان قلبشون به سمت اصلاح رفت. بعد تنفسشون خیلی از اون حالت بی‌نظمی دراومد. تنفسشون خیلی دیدم چه عجیبه تأثیر در تنفس و شریانات و قلب و این‌ها و خون و عروق و این‌ها داره. بعد رفته رفته دیدم اون مشکلات روحی روانی‌شون برطرف شد.

چرا یه آدم اونوری باید اینطوری برسه؟ تازه غیر مسلمون هم هستا، مسلمون نیست. اصلا معنی هم نمیده. الله الله. بعد ماها بهره نبریم؟ حالا خود الله می‌دونید اولین اسم است که بعد از نفس الهی "اللهم عرفنی نفسك" یا به یک معنا برای سهولت فهم عرض می‌کنیم ذات غیبی. بعد از ذات غیبی که "هو" اشاره به او داره اولین اسم است که منتشر شده. الله. قبلش که "هو".

برای همین "قل هو الله أحد

«قُلْ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ» (اخلاص/۱۱۲:۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو اوست خدای یکتا. " انقدر عظمت پیدا کرده این سوره. از ذات گرفته شده اومده تا مرحله ظهور. قل هو الله. کدوم الله؟ احد.

مرتبه احدیت که همه حقایق اونجا مندمج‌اند. پایین کثرت و واحدیت . حالا اون عدد هو رو، عدد هو چقدره؟ عددش یازده. حالا شما خود حروف خودببخشید انشاالله امام اسما رو. اینا رو من اصلا قصد ورود الانه ها ندارم. الان یه مقدار زوده برای ورود به اینجور مسائل. حالا تبرکاً یه چیزکی چشمای شما یه کاری با ما می‌کنه که می‌کشه بیرون یه سری چیزها رو از دل ما. این یازده رو شما وقتی اعداد رو با هم جمع کنید یک و دو و سه و چهار تا، تا یازده رو با هم جمع کنید می‌شه چند؟

شصت و شش. عدد الله چنده؟ شصت و شش. عدد حروف سوره اخلاص هم هست "قل هو الله أحد" شصت و شش . که این‌ها همه کاری که با آدم می‌کنند همون کاریه که مرسل می‌کنه. کسی که ارسال می‌کنه یا ریح یا هو الله اینا همه‌شون در یک کارن. حالا این هر کدوم از این کلمات که مثلا استفاده کردیم یه جلسه می‌خواد که دربارش حرف زده بشه. فعلاً سربسته عرض کردم رفتم.

[سرف کشیدن] اجازه بدید که از فرصت استفاده کنم حالا که بحث به اینجا کشیده شد و غالباً هم ان‌شاءالله راهی زیارت حضرت اباعبدالله الحسین صلوات الله عليه در ایام اربعین هستید لذا جلسه بعد هم بالطبع تعطیل می‌شه هفته بعد که مقارن به اربعین می‌شه. حالا باید حوصله کنید از این حرف‌های عجیب و غریب یه ذره از ما بشنوید. امروز یه ذره رزانت بحث و جلسه بره بالاتر به شرط اینکه حواستون رو خوب جمع کنید، تعلقاتتون رو کنار بگذارید که با تعلق جمع حاصل نمی‌شه.

وحدت، جمع، تجمع حاصل نمی‌شه. همین امروز جر- درس هشتاد و سه شرح اسفار حضرت علامه رو گوش می‌دادم. ایشون هم همین وسط حدود دقیقه اگر خواستید ببینید هست تو گوگل سرچ کنید شرح اسفار علامه جلسه‌ی هشتاد و سه. بسیار جلسه عالی‌ایه. من به همه‌ی شما چه کسی که فلسفه خونده، چه کس که نخونده سفارش می‌کنم.

چه کس که تازه به جلسات ما حتی پیوسته، چه کسی که از قدیم بوده، چه کس که آشنا به زبان قومه، چه کس که آشنا نیست توصیه می‌کنم این جلسه‌ی هشتاد و سه شرح اسفار علامه رو گوش بده. بنده که چند بار گوش دادم اقرار می‌کنم که یک اندماجی‌ست، یک اجتماعی‌ست از همه‌ی مباحث. خدا عنایت عجیبی به علامه اون روز کرده. حالا مزاجش معطبل بوده، چی بوده. اونچه که تو مسیر حکمت و عرفان شما باید بدونی رو ایشون می‌گه تو اون یه جلسه.

حدود دقیقه سی و پنجشه که پیرامون همین موضوع که الان عرض کردیم سخن می‌گه که با تعلق، تعقل نمی‌شه. تعلق باید برداشته بشه. مثل اینکه الان شما اینجا نشستید اولین مثلا راه برداشتن تعلق اینه که توجهتون رو از این در و دیوار و این‌ها بردارید به این بیچاره‌ای که اینجا نشسته نگاه کنید. این اولیندیگه اولین راهشه که اگر اینو برداری موافقت بین ما برداشته می‌شه. توافق، توفیق، وفق. یکی از اسامی حضرت چی بود؟ یادتونه؟ وفق الله، وفق الله العظم.

تو رساله شریف انشاالله یه روزی بر سفره این رساله بنشینیم. نهج‌الولایه، بتون ولایت کلیه یا کلیه الهیه رو ایشون باز می‌کنن. اونجا تو مقدمه‌ش أوفاق و آفاق رو میاره. أوفاق جمع وفقه، آفاق جمع افقه. اینا با هم فرق می‌کنند. أوفاق که صاحبش امام عصر وفقه مو-موافقته که هر کجا وفق را برداری توافق به هم می‌ریزه، توفیق نازل نمی‌شه. مثل اینکه الان شما پشت کنید به معلمتون. این وفق رو برداشتید توفیق الهی نمیاد.

اینکه حضرت استاد دستور می‌دادن تو جلسات درس و بحث با ادب بنشینید، سعی کنید تکیه ندید، تسبیح دست نگیرید، مشغول ذکر و دعا و نماز و این چیزا نباشید، بی‌ادبیه به ساحت علمش. چون خودش حقیقت ذکر رو داره بیان می‌کنه. این وفق به هم بریزه توفیق نازل نمی‌شه. این اولین مرحله‌ست. بعد برداشتن تعلقات خیالی و وهمیتون از مافی، از آنچه که پیرامون شماست؛ زن، بچه، کار، ت...

حالا اینجا از یک حسحسنش اینه که همه بچه‌های رسانه هستیم و تا حدی بچه‌های یک خانواده‌ایم، همدیگه رو درک می‌کنیم، منو شما تحمل می‌کنید. یه بدی‌ای هم که داره اینه که اینجا محل کار تعلقات اداری هست. هی بعضی ساعت‌ش رو مثلاً نگاه می‌کنه الان مدیرمون کم مثلا اضافه‌کاری ما رو تایید نمی‌کنه، چی از این، جور چی، این تعلقات اینا در می‌داره توفیق رو، موافقت، وفق برداشته می‌شه.

حالا تو اون رساله انشاالله رفتیم حرف‌های بسیار عالی و شیرینی داریم پیرامون بتون ولایت. یکی از کارکردهای ولایت همین برقراری وفقه. یعنی این وفقی که بین شما و معلم در کلاس درس برقرار می‌شه توسط حضرت حجت ایجاد می‌شه. لذا میگم توسل کن به امام عصر قبل از دهجلسات درس و بحث. توسل کن به عالم آل محمد امام رؤوف. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه. حداقل توسل اینه که بگی یا امام الرؤوف بیای داخل شی، مخصوصاً تو اون مقام سلام بدی.

السلام علیک یا عالم آل محمد. اینطوری سلام تو اون مقام، تو اون رتبه حضرت رو سلام بدی که اینا اسرارشو بعضاً قبلاً خدمتتون عرض کردیم چه می‌کنه با ما. به همین جهت ما سوء استفاده کنیم بریم به سمت نکته بسیار مهمی که البته می‌خواستم اینو به صورت در گوشی بعد از جلسه بگم منتها چون زمان می‌بره، اون موقع مجبور بودیم که جلسه‌مونو مثلاً یه ربع جمعش کنیم. گفتم توکل به خدا اشکال نداره.

روح و ریح

سعی می‌کنم حواشی‌ش رو خیلی نگم، لب مطلب رو بگم که اگر بعداً تصمیم گرفتن عزیزان که این فایل حالا توی کانال گذاشته بشه به دیگری هم رسید، بنده خدا یه دفعه هنگ نکنه با شنیدن این مطلب. بحث چی بود؟ گفتیم ریح، هواء، مرسل، الله اینا یک یک کارکرد دارن، از یک جنسن. اصلاً ریح می‌دونید ریشه‌ی روحه. روح از چی گرفته شده؟ کلمه‌ش رو میگما، کلمه‌ش، حقیقتش که برعکسه. حقیقت ریح یعنی باد از روحه. یه فرمایش مولا دارم تو کتاب مکیال المكارم مقدمه‌ش میاره این رو.

کتاب دو جلدی در معرفت امام عصر کتاب خوبیه. که بخونی امام عصر وهمی و خیالی‌تو می‌ذاری کنار دیگه حالا. اونجا تو مقدمه‌ش میاره که امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام می‌فرماید وقتی انسان می‌خوابه روحش یا به یک معنا نفسش توسط باد کشیده می‌شه. این بحث‌های روانشناسی داره یه مقدار خسته‌کننده‌ست الان براتون اینا رو نمیگم. جنس حقیقی ریح اصلاً باد نسیم از روحه اما کلمه‌ی روح از ریح گرفته شده.

اگر چنانچه روح این روحه "و نفخت فیه من روحی" روح برگرد به خودت روح الهی. این روح اگر ممدود بشه و "ظل ممدود" این سایه‌ی الهی‌ست که کشیده بشه، حرکت کنه. روح اگر حرکت کنه می‌شه ریح. اسمش عوض می‌شه، می‌شه ریح. بعد سبب چی می‌شه؟ سبب نشاط و شادمانی و رستنی‌ها و این‌ها می‌شه.

یا حالا اگر اینجا همراهم باشه مثلاً آیاتش یا روایاتش براتون بیارم یا که اگر مثلاً برعکس بشه این روح حرکت نکنه فسیل تو وجود انسان، انسانی که فسیل می‌شه، اندیشه‌ش رو می‌بنده و تعقلش رو قطع می‌کنه به جهت تعلقاتش این اون روحش تو وجودش چی می‌شه؟ ساکت می‌مونه می‌شه هوا. هواهواس شنیدین؟ هوا اسمش می‌شه هوا. برای اینکه این رو مستند کنم به منابع و شما درست متوجه باشید که چی داریم می‌گیم که البته این همش مقدمه است. مثلاً بله الحمد لله جلو دستم هست.

سوره اعراف آیه پنجاه و هفت رو ملاحظه فرمودید " و هو الذي یرسل الرياح بشرا بین یدي رحمته" اوست که بادها رو پیشاپیش یعنی پیشاپیش از باران منظوره. اول باد میاد بعد بارون میاد. پیشاپیش رحمتش مژده‌رسان به صورت مژده‌رسان می‌فرسته. این حرکت که می‌کنه مژده میده. اگر روحت حر حرکت کرد مژده بر تو باد. اصلا این مژده‌ست.

اگر امروز این جلسه باعث حرکت روح من و شما شد، این روح ریحی‌ست که روح تو رو به حرکت درآورده و باعث شده که تو به فیض، به اون فیضان فیض برسی و حرکت کنی. حرکت نفسه دیگه. به این میگن فکر. یکی از عزیزان که الان حاضر نیست هی اصرار داشت که حاج آقا میرقدرت در مورد فکر صحبت کن. فکر یعنی این. اینکه تو چه حالی هستی؟ هی دست تکون میدی کجایی؟ میگه دارم فکر می‌کنم. بعد میری تو وجودش، می‌بینی تو خیالات و اوهامشه. اینکه فکر نیست، فکر این حرکته که باعث نشاط می‌شه.

یا مثلاً در کافی مرحوم کلینی اعلا مقامه الشریف، کتاب توحیدش رو ملاحظه بفرمایید. جلد یک، صفحه صد و سی و سه. معانی الاخبار هم داره، احتجاج هم داره، وافی مرحوم ملا محسن داره. خیلی روایت شریف از امام باقر. بسیار عالی، عالی آقا. آدم اینا رو بخوره، غذای روحش کنه. "إن الروح متحرك ك الريح" همان روح مانند باد و نسیم متحرک است "و انما سمي روحا لانه اشتق اسمه من الريح" و به این جهت روح نامیده شده است زیرا اسمش از ریح مشتق شده.

ببینید همین حرف‌هایی که ما تا حالا زدیم تو روایت هم داره میگه مثلا ما از خودمون حرفی نداریم که "و انما اخرجه عن لفظ الريح لان الارواح محاسبة مجانسة للريح و انما عضافته عافاه الی نفسه" می‌فرماید که لفظ روح از ریح گرفته شده . زیرا اسمش از ریح مشتق شده و لفظش از ریح گرفته شده چراکه ارواح، ارواح هم جنس با ریح هستند و خداوند آنها را به نفس خودش مضاف فرموده است. الان گفتیم چی شد؟ خداوند انتهای حدیث می‌فرماید چی؟

"و انما عضافه الی نفسه" یعنی خدا اضافه کرده به نفس خودش چی رو؟ ریح رو یا روح رو فرق نمی‌کنه. روحی که حرکت می‌کنه می‌شه ریح. اضافهحالا نفس رو گفتیم تو نفس الهی رو بخوای خطاب کنی با چه لفظی؟ هو. حالا متوجه می‌شید چی میگم؟ یک کار که از یک منبع و یک مخزن یک کار کردن یعنی چی؟

اسراء ۸۵ · روح از امر رب

یا مثلاً در آیه هشتاد و پنج اسراء "ویسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتيتم من العلم إلا قليلاً

«وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِ ۖ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» (اسراء/۱۷:۸۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از تو دربارهٔ روح می‌پرسند؛ بگو روح از امر پروردگار من است و از علم جز اندکی به شما داده نشده است.

". حواستون باشه این چیزی که شما از روح می‌دونید "وما أوتيتم من العلم إلا قليلاً" یه چیزکی به شما رسیده. ولی روح از امر الهیه "وما أمرنا إلا واحدة". امر، امر ما یک امر واحده، یک حقیقت کلیه که حالا به اون هم می‌رسیم. حالا این‌ها همه مقدمه است بعد ببینید خروجی بحث چقدر شیرین می‌شه و چه ربطی با اربعین داره. اینا رو می‌خوام همه‌ش رو ربط بدم به اربعین. حواسم هست که جلسه‌ی پیش کجا فرود اومدیم‌ها.

اونجایی فرود اومدیم که گفتیم، داشتیم می‌گفتیم که آقا با حواس ملکی نمی‌شه ملکوت رو استیضاح کرد و بالعکس با حواس ملکوتی هم. حالا دنبال این بودیم که آیا استثنایی وجود داره اینجا یا نه؟ منتها اجازه بدید این رو به جهت اربعین ما بگیم اگر فرصت شد انتهاش اون رو هم چیزکی عرض می‌کنیم. یه روایت دیگه‌ای تقدیم کنم خیلی عالی. در کتاب شریف کنز العمال، جلد سه، صفحه ششصد و یک "لا تسبّ الريح فإنها من روح الله". به باد دشنام ندید. اینو پیغمبر عزیز عالم فرمودن.

به باد دشنام ندید. چرا؟ "فإنها من روح الله" اون جنسش از روح الهیه. دشنام بهش ندید. بشرم بر نیاد اگه رحمته دیگه باعث رحمت می‌شه. حالا این فرمایش رو که از عوالم العلوم سند زده، از امام معصوم فرمودن "الريح" حالا داریم ربطش و این کلماتو با هم پیدا می‌کنیم. روح، ریح، حالا هوا. "الريح" هوا اون. باد هواست که کی هواست؟ "إذا تحرك سمي ريحاً" وقتی که به حرکت در میاد باد نامیده می‌شه، بهش می‌گن ریح. "فإذا سكن سمي هواء".

هوا · دنیا · شنود عقلی

وقتی که ساکت شد، ساکن شد بهش می‌گن هوا "وبقوام الدنيا" "وبهي قوام الدنيا". قوام دنیا به اونه. اصلاً دنیا کاری می‌کنه با انسان که چی؟ روحتو حرکت نکنه. به این می‌گن که کسی که دچار هوا شده، هوا برش داشته. چنین کسی همیشه دنیاییه. چنین کسی برزخش طولانیه. اصلاً چنین کسی اون شنود عقلی و قلبی رو نخواهد داشت. کسی که همیشه دنیایی میمونه. ببین ریشه‌های بحثو یعنی چی؟ یعنی اینکه روحش حرکت نکرده.

از اینجا ارزش و اهمیت این جلسات و درس و بحث‌ها معلوم می‌شه که روح رو متحرک می‌کنند. چنان انقلابی ایجاد می‌کنه نسبت به سعه‌ی وجودی شما و مطلبی که داره ارائه می‌شه و البته نفس اون کسی که این‌ها رو می‌گه گاهی می‌بینی به یکباره یه مسافت مثلاً که باید یه عمر بری رو به یکباره می‌برتت این روح این همچین قدرتی داره. اون، به اون، به اون میگن چی؟ یه شبه راه صد ساله رفتن.

"ولو کای، کف، ولو کفر ریح ثلاث ایام لفسد کل شیء على وجه الارض ونتن وذلک ان الريح بمنزلة مرحبه مروحه تذب وتدفع الفساد عن کل شیء وتطيبه فهي بمنزلة الروح اذا خرج من البدن نتن البدن" ترجمه‌ش چیه؟ می‌فرماید که خب اولاً گفتیم قوامش، قوام دنیا به هواست به گونه‌ای که اگر این، این هوا که می‌شه روح ساکن، اگر سه روز هر چیزی رو اگر این دنیا رو همین دنیای با این، همین دنیا رو می‌بینید میگه اگر سه روز باد نیاد همه چی از بین میره. می‌دونستید اینو؟

این روایته اما از نظر علمی هم امروز ثابت شده که اگر اینا از معجزات قرآنه ها که اونجا میگه این باد روح بخشه، امیدبخشه، مسرت بخشه، نوید می‌ده. اگر سه روز باد نوزد همه چی بر روی زمین از بین خواهد رفت و فاسد خواهد شد. علتش این است که باد به منزله‌ی پنکه فساد را از هر چیزی نابود و برطرف می‌کند و آن را پاک می‌سازد. پس باد همانند روح است که وقتی از بدن خارج شود بدن از فساد بو می‌گیرد. چرا وقتی می‌میریم بدنمون بو می‌گیره؟ الان باید بگیم.

چون روح که خارج می‌شه، این روح دیگه حرکتش بیرون از بدنه. دیگه حرکتی در حقیقت این بدن در تحت نسیم و تعرّضات اون نفحات حرکت روح نیست که بو نگیره. ل-لذا بلافاصله بو می‌گیره. مخصوصاً اگه سه روز بمونه تعفنش از لاشه حیوانات هم بدتره. انقدر بد میشه. حالا من اینطوری بخوایم حرف بزنیم خیلی حرف طولانی میشه و به اصل موضوع نمی‌رسیم. بریم سراغ خود روح. یه روایت خیلی عالی بهتون از امام صادق صلوات الله علیه بگم از کتاب اختصاص.

الانم اتفاقا رو میزم بود خواستم بیارمش جا موند. کتاب اختصاص. "إن روح الإيمان واحدة" دقت بفرمایید. روح ایمان یک حقیقت واحده. "خرجت من عند واحد وتتفرق في أبدان شتى" از نزد واحد خارج شده و در بدن‌های گوناگون پخش شده. "فعلیه تلفت وبه تحابت" اعتلاف‌ها، دوستی‌ها، محبت‌ها بهی، به اونه، به اون روحه. هرچی این روح شدتش بیشتره، محبت و الفت‌ها بیشتره عزیزم. و ستخرو ستخرج من شتى و یعود واحدا و یرجع عند واحد. به به، به به!

می‌فرماید به زودی اون سین، سین صوفه است دیگه بعدها. به زودی از گوناگونی، از گوناگونی اینکه مثلا روح شما، روح ایشون، روح اون آقا، روح این خانم از این افراد و اشخاص، از این گوناگونی و از این شتى خب خارج میشه و واحد میشه و یعود واحدا یکی میشه. داره آینده ما رو میگه‌ها. و یرجع عند واحد رجوع می‌کنه میره نزد چی؟ عند واحد. حالا این واحد رو بگید کی؟ در صورتدر سیر بحث بخواهیم بگیم میشه روح اعظم.

در سلسله طولی وسائط فیض بگیریم که روح اعظم جزو یعنی جز نه، بالاترین واسطه فیضه، برزخ بین حق و خلقه، در سلسله طولی بگیریم میشه خود الله احد و واحد دیگه. یکی از اسم‌هاش واحده، یا واحد و یا احد و. اینجا انا لله و انا الیه راجعون. آفرین. انا لله و انا الیه راجعون همینه. انا لله، اون روح کلی میاد متشتت میشه دوباره و انا الیه راجعون دوباره این برمی‌گرده به حقیقتش. این معنای موته.

کسی اینجا تو همین نشئه طبیعت اینو بچشه قربونتون برم موت اقبلن تموتو براش رخ داده. حالا این روح این ارواح برمی‌گردن به روحشون. یه مقدار بحث داره سنگین می‌شه قبول دارم اما بچشید، بکشید یه ذره تا چیز خوبی گیرتون بیاد. انشاالله رفتید محضر ارباب ما رو دعا کنید، یاد امروز بیفتید.

یادتون هست که در گوشیه فرمایش امام صادق [ص] رو به دوستانش چند بار من اینجا در خصوص ماهیت روح اعظم گفتم که شیخ اکبر در فتوحاتش و فصوصش هم می‌گه که هر کدوم از اعضا جوارح، چه جوانح، چه جوارح ما روح دارن و هر کدوم البته مزاجشون معتدل در تله روح بیشتری به خودش اختصاص داده و هر کدوم از این جوانح و جوارح وجودی ما که عزیزترن، اشمخ‌ترن، رتبه‌شون اعلیاتره روح بیشتری به خودش اختصاص داده.

اما همشون از اون منبع اصلی از اون فیض گرفتن، اون که تنزل الملائکه والروح یادتون هست اون رو معرفی کرد حضرت؟ آفرین. بعضیا دارن میگن زیر زبونشون. در تفسیر فرات کوفی بسیار تفسیر عالیه. همین تو همین جلسه هشتاد و سه شرح اسفار گوش دادید که امروز عرض کردم علامه به چند تا تفسیر ارجاع می‌ده. تفسیرهای چی؟ که روایت ذیل آیه میارن.

تفسیرهای روایی اصطلاحاً بهشون میگن مثل برهان، نور الثقلین، صافی اینا تفاسیراونجا حضرت یا تفسیر کوففرات کوفی فرمودن که این اولاً از اولش بگیم إنا أنزلناه همه حقیقت قرآن رو که به یک معنا علم امکانیه خدا بود که از ذات منشعب شده بود که همون اسماء الله هستن رو، اون فی ظرفی است ریختیم تو چی؟ فی ليلة القدر یادتون باشه عرض کردیم همه بزرگان امامیه مفسرین شیعه فرمودن این لیله حضرت زهراست. قدر خداست. یعنی همه رو ریختیم تو وجود فاطمه خدا.

که عرض کردیم چرا میگه لیله؟ چون سیر نزولیه إنا أنزلناه وقتی صعودیه بحث از نهار و روزه، وقتی نزوله بحث از شبه. ليلة القدر. حالا اون حقیقت ليلة القدر میاد چی می‌شه؟ در شب قدر اون که به صورت کلی بود، دفعی بود اما تدریجیش تنزل الملائکه والروح فيها بأذن ربهم من كل أمر شب‌های قدر این اتفاق می‌افته که شما هر جا، ماینو دقت داشته باشید مخصوصاً دارم تاکید می‌کنم بعد متوجه تاکید می‌شید.

لیلة القدر · روح اعظم · فاطمه

هر کجا که باشید لیله قدر رو درک کنید "لیلة القدر خیر من ألف شهر

«لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» (قدر/۹۷:۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شب قدر از هزار ماه بهتر است.

" رو، اون رو درک کنید این "تنزّل الملائکة والروح

«تَنَزَّلُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» (قدر/۹۷:۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان برای هر امری فرود می‌آیند.

" برای شما رخ داده؛ یعنی شما لیله قدر رو درک کردید، روح اعظم رو درک کردید، به مقدار سعهٔ وجودیتان چشیدید و روح شما به‌روزرسانی شده. برگشت کرده به اون روح واحد که الان داریم بحثش رو می‌کنیم، اون روح واحد، روح واحد، روح اعظم، حضرت صدیقهٔ شهیده، لذا مادر هستین. خب. حالا این میشه درک لیله قدر. خب این روح دیگه کجای قرآن ازش یاد شده؟ یه حدیث بخونم برید باهاش معراج. باز این حدیث در تفسیر فرات کوفی صفحه صد و بیست و یک هست.

اسامی علی در قرآن · ایمان

بهار هم آورده، جلد سی و پنج صفحه سیصد و چهل و هشت. خیلی حدیث شیرینه. برای اولین کسی که من این رو گفتم ، شاید بگم به اندازه یک ماه نشاط گرفت و رفت . "إن لعلی بن أبي طالب في كتاب الله أسماء" برای علی ابن ابی طالب در کتاب خدا اسم‌هایی وجود داره. ما فقط ایشون رو به نام علی شناختیم. در صورتی که اسم‌هایی داره تو کتاب خدا. مثلاً "لا يعرفه الناس" حضرت اینجا می‌فرماید که مردم نمی‌شناسنش . خب ، اون کسی که اونجا حاضر بود "قلنا" ما گفتیم که "وما هي" اون چیه؟

اون اسم‌ها رو شرمندگی، شاید نمی‌پرسید شاید آقا نمی‌فرمود. خیلی موقع‌ها استاد با شاگردش این کارو می‌کنه. می‌برش تا لب تشنه، با لب تشنه. می‌برش کجا؟ لب چشمه، با لب تشنه. میگه این آبه، اینم خصوصیت‌هاشه . حالا برگردیم . منتظره ببینه شاگرد میگه آقا میشه یه پیاله بخوریم؟ بچشیم اینو؟ این چیحالا شما گفتید ماهیتش چی هست اما نچشیدم . اینا از رمز و رموز جلسات و درس و بحث‌های اساتید حاضره. بسیار علامه این کارو می‌کرد . مخصوصاً تو حوزه بحث.

حالا وقتی درس بود می‌گفت و می‌رفت ولی تو بحث نه . حالا "قلنا وما هي" گفتیم این چیه؟ "قال" به به، به به. "قال" یکی از اسما اسامی امیرالمؤمنین تو قرآن. سمّاه الإیمان. از اسامی مولامون علی ایمانه. به به! فَقَالَ پس، پس فرمود، امام فرمود: "وَمَن يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ" هرکس بپوشونه ایمان رو. کفر به ورزه به ایمان یعنی ایمان رو بپوشونه. فقط "حَبِطَ عَمَلُه" عملش نابود میشه، تباه میشه "وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ" در آخرت هم از زیانکارانه.

درست شد؟ این حالا بهتون میگم منظورم از اینجا، از این روایت چیه؟ کامتونو با این روایت هم شیرین کنید. ولله اینو ابن عباس میگه وجه تسمیه مؤمن. شما همه مؤمنید دیگه. چرا به شما میگن مؤمن؟ "والله ما سُمِّيَ المؤمن مؤمنا" به خدا قسم مؤمن مؤمن نامیده نشد "إلا كرامةً لأمير المؤمنين" مگر به کرامت امیرالمؤمنین. چون او ایمانه، اسمش ایمانه همه دلدادگان به امیرالمؤمنین میشن چی؟ مؤمن.

از این جهت مفسرین مطلقاً گفتن هر جا فرمود "يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا" یعنی شیعیان امیرالمؤمنین. اصلاً بقیه مورد خطاب نیستن. اونا اصلاً خدا آدم حساب نمیکنه بخواد بهشون خطاب کنه. بالههم أزل بر کدوم حیوان تا حالا قرآن نازل شده؟ اونا تازه از حیوان هم پست‌ترن. قدر خودتونو بدونید.

حالا اینجا نکته شیرینی که وجود داره و اینا رو شما باید ان‌شاءالله با تطهیر قوای نفستون و با تلاش و جهد علمی‌تون که "أَلَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى" برسید به این ریزه‌کاری‌ها خودتون. من دارم راهکار بهتون ارائه میدم. آقا اینجا میفرماید "وَمَن يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ" هرکس بپوشونه ایمان رو عملش حبس میشه. پس پیداست که باید وظیفه ما اینه که ایمان رو چیکار کنیم؟ آشکارش کنیم تازه نه که بپوشونیم.

حالا چاشنی بحث به جهت اینکه محکم کنم چهارچوب بحث رو، یه روایت دیگه‌ای تقدیم می‌کنم از تفسیر روایی اهل بیت علیهم الصلاة والسلام. من امروز هم دیدم دوباره برای تاکید که نخوام اشتباه بگم.

شمس و ضحاها · ظهور و شأن

"والشمس وضحاها

«وَٱلشَّمْسِ وَضُحَىٰهَا» (شمس/۹۱:۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سوگند به خورشید و روشنی‌اش. " منظور کیه؟ تفاسیر فرمودن این پیغمبر عزیز عالمه. البته چند جور روایت هست. مثلاً تو تأویل آیات ظاهره می فرماید این امیرالمؤمنینه.

قابل جمعه. این‌ها قابل جمعه اهلش می‌تونن اینا رو جمع کنن. اون روایتی که فعلاً منظور نظر ماست اینه بعد اون "والقمر إذا تلاها" رو میگه امام حسن و امام حسن. حالا اینجا این روایتی که من عرض می‌کنم که اولاً این روایت مفسرین معمولاً این روایتو بیان کردن "والشمس وضحاها" پیغمبر به شدت نورش، نور رو زده به پیغمبر. درسته؟ "والقمر إذا تلاها" ماه رو فرمودن تعبیرش امیرالمؤمنینه. خب بفرما ببینم ماه کی دیده می‌شه؟ آیا در روز ماه دیده می‌شه؟ دیده می‌شه؟

دیده نمی‌شه در روز. شما چشمتو همینجوری بنداز. از جهت بخوای بحث‌های عرفانی بکنی کسی که چشم باطن‌بین پیدا کنه با اون چشم باطن‌ش تهو می‌بینه. این ماه مادی رو دارم میگم بحث رو گم نکنیم. این ماه در روز دیده نمی‌شه. کی دیده می‌شه؟ شب. درست شد؟ البته نور رو هم زده به چی؟ به خورشید. یعنی امیرالمؤمنین هرچی داشت از پیغمبر داشت. لذا فرمود أنا عبد من عبید محمد صلی الله علیه و آله و سلم. اینو قابل توجه اونایی که میگن نه مولا بالاتر از پیغمبر بوده او نفهمیدن.

زبان نفهمن چه کنیم. این شبه که ماه رو نشون میده. دقت کردید الان کی زرنگه بحث رو با هم ببنده یه دفعه یه نتیجه قشنگ بگیره؟ شبه که ماه رو نشون میده. آفرین. کی بود گفت فاطمیه ذرب؟ ماشاالله به شما. لیله کی بود؟ شب. اصلاً حضرت صدیقهٔ شهیده اومده که ماه دیده بشه. به به، به به. لذا همه وجودش رو خرج می‌کنه برای ماهی که امیرالمؤمنینه. یعنی چی؟ یعنی اون ایمان.

در حقیقت آسان‌سازی رسیدن من و شما، من و شما دستمون به ایمان یا به روح اصلی که اون روح اصلی که خود حضرت زهرا [سلام علیک] است باعث دیدن ایمان می‌شه که تو بدونی کدوم طرف بری حضرت زهرا [سلام علیک] است. این تا اینجای بحث. تا اینجا قشنگ جا افتاد؟ قشنگ چیزی جا نموند؟ یعنی شبه‌ای یه وقت ابهامی. اصلاً متوجه شدیم الان این همه بحثو من برای چی کردم؟ حالا ربطش با اربعین چیه؟

ببینید قربونتون برم ما کل سال یک ایام و ساعات خاص و یک لیالی بهتره بگیم یا ایام و لیالی خاصی رو داریم که خدای منان در اون ایام تجلی کرده. تجلی که خدا در آن و آن در همه عوالم هسته رو تجلی می‌کنه. کل یوم این یوم ظرف ظهور اشیاه هر یو هر شیئی که یکیش من و شماییم ظهور داریم که دیده می‌شیم. خب هو فی شأن او، اون هو کدوم هو است؟ قل هو الله أحد. اون فی شأن جدیدیه.

مثل عکسی که رو رودخونه داره با سرعت میره عکس تو رو رودخونه می‌بینی، تو ثابت می‌بینی اما این رودخونه با سرعت در حرکته. لا تکرار في التجلي. این آن، فعان تجلی حضرت حق در شما که شما هستید. هو یمیت و یحیی، یحیی و یمیت، یمیت و یحیی. دائماً شما داره اماته و احیا میکنه در من و شما به وسیله ملائکه‌ش. اماته با حضرت عزرائیل، احیا با حضرت اسرافیل. سور که میدمه این دم الهی این چنینه.

ان في ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها این نفحات این دمی که میزنه به من و شما بهبه عبارت دیگه اون روح وقتی میخواد حرکت کنه باد میخواد. اون باد اسرافیله. البته قسمت اعظمش یعنی اون وس-وسط-وساطت کلیش که حضرت صدیقه است. در سلسله طولی ببینیم. خب این میاد روح شما رو حرکت میده و باعث میشه که شما نگندی، تبدیل به هوا نشی، ريح باشی، حرکت کنی تازه دیگرانم با خودت ببری. بعضیا میشن طوفان، میشن حضرت امام، میشن رهبر عزیز ملت رو با خودشون میبرن. درست شد؟

حالا اینجا رو جا نمونیم از بحث که پس وقتی که روح اعظم میخواد ما رو به‌روزرسانی کنه از طریق، از طریق ایمان به‌روزرسانی میکنه. چگونه؟ خودش دست به کار میشه برای اینکه ایمانو من و شـ-من و شما ببینیم تنزل میکنه. دقت بفرمید چی دارم میگم، تنزل میکنه. بحث تجلی رو یادتون نره. تجلیات حق تعالی که آن، فعان در حال تجلی‌اند. حالا توی این ایام و ساهمین زمین و زمان هم شیء هستند یا نه؟ خلق الموت و الحياة. موت و حیات هم شیء‌اند، یک خلق‌اند. چه برسه به زمین و آسمان.

البته لیبلوکم ایکم احسن عملا برای اینکه ببینین احسن عمل با کیه. احسن عمل یعنی این، یعنی تو بدونی چی رو باید نمایان کنی. نبایدها تکفیر کنی، نبایدها بپوشونی ایمان رو. بلکه مثل حضرت صدیقه از او یاد بگیری نمایان کنی ایمان رو به کمک حضرت. درست شد؟ حالا این تجلیات هرچی که اون وجود، اون وجودی که خدا میخواد درش تجلی کنه یعنی ظهور کنه یعنی خود خودنمایی کنه. اون وجود سعه‌ی بیشتری داره تجلی خدا اعظم میشه. ساعت هم اینچنین‌ند.

قرب نافله و قرب فریضه

همونطور که تو آدما سید داریم سادات داریم، سید و سادات داریم تو ایام، تو ساعت، تو شبانه روز مثلاً شب جمعه سید لیالی هفته‌ست. روز جمعه سید ایام هفته‌ست. شب قدر سید لیالی ساله. درست شد؟ منتها در شب قدر بریم نزدیک می‌شیم به اربعین. در شب قدر قرب ما قرب نافله‌ست یا فریضه است؟ فرق قرب نافله و زااا فریضه چیه؟ قدر قرب نافله، عبد تقاضا می‌کنه که حق نازل بشه. در قرب نافله عبد زورش نمی‌رسه، درخواست تنزل می‌کنه. خدایا تو بیا دستمو بگیر. تو بیا پایین.

تنزل الملائکه والروح. درست شد؟ در قرب فریضه به عکسه. چنان قابلیتی انسان از خودش نشون میده که چی میشه؟ عبد میره محضر حق. میره معراج. الصلاة معراج المؤمن. علت صد و بیست معراج پیغمبر اینه. به چنان قابلیت پیدامی‌رسه که عبد میره محضر حضرت حق. به خودش اجازه نمیده بخواد خدا تنزل پیدا کنه. خودش میره عروج می‌کنه. این معنای نمازه. نمازمون باید فریضه باشه یا نافله؟ فریضه باید باشه. ما باید انقدر تلاش کنیم، حرکت کنیم.

خب حالا شما بفرمایید با توجه به توضیحات که الان دادم که متأسفانه وقتمونم داره تموم میشه، من تازه هی شاخ و برگ‌هاش هم زدم لب مطلب رو گفتم. بفرمایید ببینم خواهر و برادرها اجتهاد کنن ذهنشون رو ببینم. ذهن اجتهادی می‌خوام. شب قدر با این توصیف. لیالی قدر. قرب. بوی فریضه میده یا نافله؟ خواهرها میگن نافله. آقایون؟ نافله. آقایون هم میگن نافله. [پچ، پچ] جان؟ [پچ، پچ] حقیقت شب قدر چی بود؟ ليلة القدر دیگه. حقیقتش کی بود؟ حضرت زهرا بود.

حضرت زهرا شب قدر چه اتفاقی میفته تو این عالم؟ چه می‌کنه خانم؟ تنزل الملائکه والروح. تنزل اسم خودشه دیگه. خواهرها باز جلوتر از شما بودند. انزاله دیگه تن-تنزیله به یک معنا. انزال دفعیه، تنزیل... زیل تدریجه. پس شب قدر خیلی هنر نکنیا. او میاد دستتو می‌گیره. قربش چیه؟ نافله‌ست.

اون یه میتینگه که هر کجا ببین مخصوصا الان می‌فهمی چرا من تاکید کردم هر کجا که باشی چون الملائکه تمام وسائط فیض به اتفاق حضرت صدیقه طاهره [ص] توجهشون میفته به دنیا و به انسان کامل از طریق انسان کامل دنیا رو سر و سامون میدن. لذا هر کجا باشی تو به قرب نافله می‌رسی، درک می‌کنی که من توی صوتی عرض کردم فکر می‌کنم در قلب مؤمن بود. نمی‌دونم کی داره این بحث رو اینجا پیگیره.

تو انتهای یکی از اصوات قلب مؤمن چند وقت پیش همین اخیراً ثابت کردم که کسی لیلة القدر رو درک کرد اون سال می‌میره. خب حالا البته به قدر سه وجودیش و البته مؤمنین رو دارم عرض می‌کنم. خب حالا اینا چه ربطی به اربعین داشت؟ عرض کردیم در طی سال اتفاقات مختلفی میفته خدا در این ایام، در این سلیالی، در این ساعات تجلی خاص و ویژه می‌کنه تا چه اتفاقی بیفته؟ به‌روزرسانی در عالم رخ بده. یعنی اینکه خدا خودش رو نشون میده.

خدا که به یک باره بدون وسائط فیض خودش رو نشون نمیده. از طریق حضرت زهرا میاد روح ما رو به‌روزرسانی می‌کنه، حرکت میده. حرکت میده به چه سمتی؟ به سمت روح ایبه سمت ایمان. روح اون ایمان حضرت زهراست. ایمان کیه؟ امیرالمؤمنینه. یعنی حضرت زهرا ما رو می‌بره به سمت مولا، به سمت حقیقت مولا. مادره دیگه مادر کارش پرورشه. پرورش میده ما رو. "نِسَاءَکُمْ حَرْثٌ لَكُمْ" [زبان انگلیسی] آیه قرآنه دیگه زمین کشاورز شما زنان، اونا پرورکارشون پرورشه. عقل مرده.

مرد کار تدبیر عالم رو به دست می‌گیره و کاری که تو رو حرکت میده مادر دست بچه رو می‌گیره تاتی تاتی می‌کنه می‌بره تا راه رفتن یاد بگیره. در صورتی میگه حواست باشه به مسلک پدرت باش دنبال سر پدرت باش اما او دست بچه رو گرفته می‌بره. درسته؟ به این شکل حتی از جهت متعارف هم من دارم مثال میارم متوجه بشین. حالا چرا اربعین انقدر تاکید شده؟ اصلاً نشانه مؤمن قرار گرفته. در اربعین... جان؟ ماشاالله آفرین. احسنت. در اربعین قرب فقرب فریضه اتفاق میفته. چگونه است؟

ارباب سر جاشه. ارباب تکون نمی‌خوره. حضرت صدیقه طاهره [ص] توجهش به ارباب ماست. اون روز، تو اون روز اگر شب‌های جمعه حضرت صدیقه طاهره [ص] میرن کربلا و اون غوغا رو به پا می‌کنن بنیه بنیه می‌کنند و همه اولیا، انبیا، همه دوائر خلقت، همه متوجه خانم میشن و من و شما هم اینو به شما مژده بدم از این دنیا که بریم خب بعد و قرب ما نسبت به حضرت حق به یک معنا قبولی صلا‌ت و نمازمون، قبولیش. اونجا از چی معلوم میشه؟

از اینکه اون غلغله و همهمه‌ی شب‌های جمعه که حضرت صدیقه طاهره اون قیامت رو به پا می‌کنه، همه اولیای خدا جمع میشن و ایشون میشه مرکز توجهات عالم شب جمعه. اونجا نسبت به اینکه تو چی درک می‌کنی، چی می‌فهمی، چی می‌چشی از اون قیامت حضرت صدیقه کبری بعد و قربت معلوم میشه. این وزن‌کشی‌ای که اونجا صورت می‌گیره. این حرف‌ها حرف‌هایی نیست که هر کسی بشنوه هر جایی زده بشه.

بعد یه سری نفرین می‌کنند ما رو نمی‌دونم یا دعا می‌کنند در هرچی که هست التماس و گریه و اشک و صوت و پیام و چی زیاد خیلی من تنم می‌لرزه خدا می‌دونه که تو رو خدا به این حاجی فلان فلان شده بگین این اسواتو بذارن تو کانال. چرا صوت معرفت نفسو نمی‌ذارن؟ الان این حرفا رو ما کجا بزنیم؟ این حرفا رو ما کجا بزنیم؟ شما بفرمایید. تازه چند جلسه است ما داریم زور می‌زنیم. جلسه چندم ماست؟ چه حرف‌ها پیاده کردیم تا الان بتونیم این‌ها رو با همدیگه بگیم.

همین‌طوری بدون مقدمه یکی حرف همین‌طوری این‌ها رو بشنوه. چه بلایی سرش میاد؟ کوف می‌کنه، می‌بره اصلاً. به ما حق بدید که بعضی حرف‌ها رو در گوشی بزنیم بعضی حرف‌ها رو اصلاً نزنیم. ما از روز اول گفتیم آقا این فایل‌ها این جلسه رو بذارید جلسه خودمون باشه راحت باشیم با هم. هی اصرار نکنید صوتش حاجی چی شد؟ حاجی صوتبذار همین جا بگیم تموم شه بره. نذاشتید، خودتون نخواستید. خودتون گفتید نه ما می‌خوایم. ما یه وقت نبودیم چی؟ خب چرا نباید باشی؟

که بعد صوتشو بخوای که جلسه سطح بحثو تنزل بدی به خاطر وجود خودت. حالا دردوده من نکنم. اگر شب‌های جمعه اون اتفاق میفته نشادر اربعین، در اربعین شده نشانه مؤمن. دیگه از تو خواستن که توجه حضرت صدیقه فقط به فرزندش حسین ابن علی‌ست. از تو خواستن هر کجای عالم بودی متوجه اون آقا بشی و سعی کنی بری، تلاش کنی بری. سعیت این باشه که بری.

حالا ما اینو خودمونی یه روزی توی همون فکر می‌کنم بحث نمی‌دونم کشکول نور بود یا قلب مؤمن بود گفتم که باید حالاتمون اینطوری باشه که اگر نریم بمیریم. بگیم آقا اصلاً من ن درم می‌میرم. این باید باشه. چون داری از قرب فریضه جا می‌مونی. سالی یه بارم این اتفاق می‌افته. تو حرکت می‌کنی بعد حالا فرقش چیه؟ فرق این دو چیه که انقدر ما تأکید داریم در قرب نافله، در قرب نافله خدا تنزل می‌کنه، حق تنزل می‌کنه میاد می‌شه چی؟

دست تو، چشم تو، زبان تو، نفست تو یعنی تو با نفس الهی حرف می‌زنی یا ح-حق با لسان تو صحبت می‌کنه. حق با دست تو گره باز می‌کنه. حق با چشم تو نگاه می‌کنه. حق با متخیلات تو تخاز اون طرف چی می‌شه؟ تو رشد می‌کنی میری بالا تو میشی یدالله، تو میشی عضو الله، تو میشی عرض شود عین الله. اون کجا این کجا؟ و این در وجود بشر به نهاد- یعنی نهادینه شده.

ودیعه‌ست به امانت الهیه "انا عرضنا الامانة على السماوات والارض والجبال فأبين أن يحملنها فشقن منها وشفقن منها" یعنی ابا کردن همه انقدر بار سنگین بود همه ابا کردن "فحملها الانسان". به به به انسان برش داشت. اون انسان کامل برش داشت، غصه نخورد. او برداشته میگه من بارتو سبک می‌کنم. من برداشتم تو فقط دستتو به من بده همین. بقیش با من. اصلاً فرقه حضرت آقای حائری شیرازی روحش شاد در تمثیلات چی می‌فرمود؟ می‌فرمود حواستون باشه‌ها گول نخورید از اعمال.

عمل، عمل دقت بفرمایید عیار... درسته میگیم عمل"علم و عمل جوهرند و انسان‌ساز". این یه بحث دیگریست که ذات وجودی ما می‌شه خلاصه علم و عملمون. اما چه عملی؟ از جهت خط ریاضی تمثیله دیگه. اعمال می‌شن اعداد. اون علامت‌ها چی می‌شن؟ علامت‌ها می‌شن ولایت. حالا ولایت الله یا ولایت شیطان.

مثلاً شما نماز رو یه عددی بهش بده هر عددی دوست داری ، جهاد رو یه عددی بده، خمس رو یه عددی بده، زکات رو یه عددی بده اینا خب همه بگو حالا من امروز این‌ها رو انجام دادم با هم جمعش کن. مثلاً عددی که مرحوم آقای شیرازی می‌گفت مثلاً می‌شه چهل و پنج به علاوه چهل و پنج. به علاوه چهل و پنج، اون به علاوه چیه؟

اون ولایت الله ولایت امیرالمؤمنینه که اگر ولایت امیرالمؤمنین رو که ایمانه اونو برش داری یعنی حضرت زهرایی نباشه که ایمان رو به تو نشون بده در دل شب زحمت نکشه، تنزل نکنه، دست من و شما رو نگیره مثل یه بچه تا- سیّئاتی‌کنان ببره به سمت پدرمون امیرالمؤمنین اگه نباشه اون ال به علاوه علامتش میشه چی؟ منها میشه منها یصیر. یعنی سقوط. عمل هست، نماز هست، روزه هست، زکات هست اما منهاست . یا مثل کشتیه. همین که شما سوار به کشتی شدی حالا چقدر مسافت رفتی مهم نیست.

مثلا مهم نیست چقدر رفتم. ولی سوار کشتی‌ام تمام. حالا تو کشتی سعی می‌کنم کارهایی که آقام گفته انجام بدم ولی مهمه که سوار کشتی باشی حرکت بکنی، حرکت، حرکت، حرکت. چقدر ما امروز از حرکت داریم حرف می‌زنیم. فکر، فکر. خب خلاصه خسته تون نکنیم. اربعین اگر میگه نشانه مؤمنه داره حواس‌ها رو جمع می‌کنه که آقا پاشید، بار بندید، یار منتظره. اینجا دیگه یار منتظره. باید بری خودتو وصل کنی برسونی و روحت به روزرسانی بشه اونجا که بشه قرب فریزه.

این دیگه میتینگ هر ساله الهی در قرب فریزه است. این‌ها رو شما ذوق بنده بدونید. بگید این شیخ بیچاره ذوقی از خودش به خرج داد ولی همش مستند بود به روایات و آیات . اگر دروغ نگفته باشم ، یه نفس علامه این‌ها رو به ما داد. حالا اینکه چگونه با شیخ یه مقدار با هم رفیق‌تر بشیم. الان زوده بعد حرف برا ما درمی‌آد. پس جا نمونیم. حالا نمی‌دونم خدا می‌دونه که با ترس و لرز من اینجا می‌شینم. توی رسانه، توی رسانه کذایی. چرا اربعین؟ خب چرا عاشورا نه؟ جان؟ چرا حج نه؟

حجه؟ چرا حج نه؟ اربعین احسن. چرا حج نه؟ حالا در بین ایامی که مرتبط با امام حسین است چرا عاشورا نه؟ روز شهادت آقا نه. چرا روز تولدش نه؟ چرا اربعین؟ اصلاً ما یه همه یه اربعین رو داریم دیگه اربعین رو نداریم. چرا؟ در این کتاب کامل الزيارات ابن قولویه قمی که روحش شاد بغل شیخ مفید دفن اون بزرگواران حدود هزار سال پیش از هزار سال پیش این کتابو نوشته و اولین منبع طرح زیارت عاشورای قدسیه.

اونجا از حضرت صادق صلوات الله علیه پرسیدن که آقا ما میریم کربلا بدن، بدن آقا اونجا هست یا نه؟ چه سوالی؟ حضرت فرمود چه سؤال سنگین جدی کردی یعنی این در حد تو نیست. حواست هست چی داری می‌پرسی از ما؟ یعنی این مال تو نیست. رزق یه سری‌ست که انشاالله مثل شما در آخرالزمان قراره بهشون برسه. این ترجمه منها از فرمایش حضرت. ولی حضرت اینو نفرمودن.

بعد حضرت فرمودن که این زمین که ظرفیت مس بدن و نگهداری بدن جد ما امام حسین رو نداشته، بدن رو بردن از داخل قبر مستقیم بردن به عرش. چون بند، بند وجود حسین ابن علی ملکوتیه. مولودنامه پیغمبر رو بخونید متوجه میشید من چی عرض می‌کنم. این رفرنس‌ها رو برید دنبالش که بحث قشنگ براتون جا بیفته. دنیایی نیست، ملکوتیه. خب این بدن چگونه رفت به عرش؟ حداقل یه روایت داریم هزار و سیصد و پنجاه زخم در بدن حضرت بود.

امام سجاد علیه السلام فرمودن اونجا رفتید انشاالله یاد ما هم باشید. روضه‌ی ما باشه امروز. بدن رو با این اوصاف که رحم نکردن یعنی دیگه بدن رو اربن اربا مال علی اکبرشونه. در خصوص آقا السلام علی مقطع الأعضاء عضو عضو قطع شده این رو خب بالاخره می‌برن به عالم بالا ترمیم بشه، تطمیم بشه، تکمیل بشه. عدد چهل عدد تکمیله، عدد تطمیمه، عدد احياءه. اینو یادتون باشه. چرا میگه چهل‌له بگیر؟ تکمیل می‌کنه، تطمیم می‌کنه.

چهل روز حالا با بدن حجت من آخرین یادگار فاطمه‌ی من که اومده پایین دستتونو بگیره ببره بالا بیچاره ها اینچنین لگد مال ستوران و اسبان کردید، تکه تکش کردید. می‌برمش خودم با يد قدرت خودم این بدن رو دو مرتبش کار می‌کنم. تطمیم و تکمیل و ترمیم و نمی‌دونم چه اسمی روش بگذاریم. حالا شما اربعین بیایید این بدن رو زیارت کنید . یا زهرا . اجازه بدید من دیگه ادامه ندم. حال خودمم منقلبه و شما هم اشت که جاریه دیگه. اجازه بدید راضی باشید این جلسه اینطوری تموم شه.

اصلاً سؤال و جواب و بحث و همه رو رها کنیم. انشاالله خود ارباب دست تک تک‌مون رو بگیره . یه سلام من تقدیم کنم. همیشه رسمه که قبل از شروع به بحث سلام- سلام میدیم که این سیاهی‌هایی که تو اوهام و خیالات ماست بره متخیلات فاسده پاک بشه نفس شدت و قوت بگیره بتونه سوار بشه بر محمل حقایق و معارف و اوج بگیره. اما عجیبه که امروز چه شد که ما انتهای بحث باید سلام کنیم. پس حرف شما هم زمزمه کنید.

هر کی داره گریه می‌کنه زیر لب دعا کنه انشالله دیگه آقامون بیاد بقیه‌ی غیبت آقامون رو به ما ببخشن. حضرت موسی هم قرار بود چهارصد سال غیبت کنه. زجه زدن، زجه زدن، زجه زدن صد و هفتاد سال زودتر ظهور کرد حضرت از اون چهارصد سال، صد و هفتاد سال؛ یعنی دویست و سی سال غیبت داشت حضرت. زجه‌های ما تأثیر داره، اشک‌های ما. بعد خودش فرمود هر کس در جلسه جد ما ابا عبدالله یاد من مهدی کنه، من همون موقع یادش می‌کنم. به به، به به! آقا یادمون کنه دیگه.

زیارت و دعای پایانی

برای کسایی مثل من بیچاره که از همین الان میدونم جا مونده اربعینم این سلام مقتنمه. [اشک] السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التي حلت بفنائك. علیک مني سلام الله ابدا ما بقیت وبقي الليل والنهار ولا جعله الله آخر العهد مني لزيارتكم. السلام على الحسين وعلى علی ابن الحسین وعلى اولاد الحسين وعلى اصحاب الحسين والحمد لله رب العالمين. صلوات. اللهم صل على محمد آله [پچ، پچ] خدا. دعا بکنیم ها. هی که حالتون منگله که حالتون خوش شده دعام بکنیم.

بسمک العظيم الاعظم الائمه مولانا الحسين بكربلا يا الله يا الله يا الله يا الله یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا رحمان، يا رحيم، يا مقلب القلوب. ثبت قلبی على دینک. فرج آقامونو برسون. سلام ناقابل ما از صمیم حضور حضرتش برسون. عاقبت ما با شهادت ختم به خیر فرما. ای خدا پدر و مادرمون را هر کجا هستن از فیض این جلسه بیش از ما بهره‌مند فرما. دست عزت و تأییدت بر دوش رهبر عزیزمون قرار بده. دشمنان ولایت خاصه آمریکا و اسرائیل رو ریشه کن فرما.

از سر مردم مظلوم منطقه خاصه فلسطین و غزه دفع بلا بگردان. زن و بچه و اهل و عیال ما را از بلاهای آخرالزمان حفظ و هدایت و عاقبت بخیر فرما. فرزندان ما رو بدون استثناء خرج و وقف ولایت و قرآن بگردان. ما را اهل سحر، اهل نماز شب و سوختن و اشک و اهل معارف حق خودت و عمل خالصانه بدان قرار بده. خدایا با معرفت به خرج خودت ما را راهی کربلا و مشهد الرضا بگردان. اللهم اغفر. مریضامونو به حق امام حسین شفای عاجل و کامل مرحمت فرما.

اللهم اغفر و ارحم من يقرأ الفاتحة من الصلوات. اللهم صلي على محمد


فهرست اصلاحات (citations)

مورداصلاح / منبع
حدید ۴«و هو معکم أینما کنتم» — tanzil
اسراء ۸۵«ویسألونک عن الروح…» — tanzil
قدر ۳–۴لیلة القدر · تنزّل الملائکه والروح — tanzil
مائده ۵اشارهٔ روایی ایمان=علی — تفسیر فرات / بحار ۳۵
شمس ۱والشمس وضحاها — tanzil
اخلاص ۱قل هو الله أحد — tanzil
ذکر الله ۶۶ بارنقل از علامه حسن‌زاده / طباطبایی (رفع اضطراب خیال)

پاورقی فایل

  • ASR: ElevenLabs `scribe_v2` · پاکسازی نویز · وضوح فارسی بدون کوتاه‌سازی جلسه
  • ترجمه‌های زیر عربی = مدل، نه استاد
  • `--- Segments ---` حذف شد