ددرس‌گفتارها

یادتون باشه این سا-- چند تا سؤال رو جلسه بعد توضیح بدیم.

یادآوری به من بکنید.

خب ما در خدمتم اگر سؤالی هست.

اگر سؤال جدی وجود داره‌ها چون فرصت هم رفته و [مکث]، این ما-- میکروفن رو اگر آقای هاشمی رفت، کجا رفت؟

سلام علیکم.

سلام علیکم خواهر.

عیب نداره خواهرها بپرسن.

سلام علیکم.

سلام علیکم و رحمت الله.

بابت [مکث] مباحثه دروس پونزده تا جلسه دروس معرفت نفس فرموده بودیم مباحثه کنیم.

بله حتما.

بعد ما خواهرها هستیم حدودا بیست و پنج نفری هستیم که داریم مباحثه می‌کنیم تو مشهد.

[سرفه] امروز مهمون شما هستیم.

[مکث] خب توی مباحثه یک معلّی، یک ناظری بر بحث لازمه که بتونیم اون جمع‌بندی‌هایی که داریم می‌کنیم، اون دریافت‌هامونو که داریم می‌کنیم درست باشه و این یه مقدار مباحثه رو س-سنگین می‌کنه.

از کجا بدونیم اون جمع‌بندی که داریم، اون درکی که پیدا کردیم از درس درست باشه.

یه مقدار این مباحثه رو برامون سخت کرده.

اشکال نداره از دوستان می‌خوان تشریف بیارن جلسه ما تموم شده.

عیب نداره.

بله می‌فرمایید.

اینو چیکار کنیم استاد خیلی- ببینید شما یه راهش اینه که تو همون شهر مقدس مشهد یه استاد کارکشته، کاربلد، زبان‌فهمی پیدا کنید و سؤالاتون رو ازش بپرسید.

حالا هم که قابل اعتماد باشه، استاد دیده باشه، معلم دیده باشه.

یه راهش اینه.

یه راهش اینه که وقتی با هم مباحثه می‌کنید اگر البته اون بهترین راهه‌ها، یه استاد دم‌دست آدم باشه، اون بهترین راهه.

اگر واقعا پیدا نشد به هر دلیلی چون ش-شما خانم هستید به‌هرحال معذوریت‌هایی شاید باشه، آقا باشه شما نخواید ارتباط بگیرید اینا.

چون خود بنده هم این معذوریت رو دارم.

هیچ‌وقت [مکث] به هر حال قبول نکردم که جلسه‌ای بخواد صحبتی با یه خانمی به صورت خصوصی مطلقا.

حتی جلساتی که همه خانم باشن و من تنها آقا هم معمولا قبول نکردم.

غزه خدا رحمت کنه غزه آقای رئیسی، ایشون خیلی هم ما رو دعوت می‌کرد منبرشون برم.

از اولین جلسه‌ای که رفتم دیدم همه خانم‌ن، اون جلسه رو احتراما صحبت کردم و دیگه قبول نکردم.

دیگه جلسات بعده چند تا آقام اومدن جلوی منبر می‌نشستن من اونا رو ببینم.

معذوریت‌هایی هست حالا دلیلش هرچی هست بمونه.

در شما هم این هست، در خواهرها هست، اون حجاب و حیا.

و اگر پیدا نشد به هر دلیلی بهتر اینه که از جنس خودتون باشه.

اگر پیدا نشد به هر دلیلی اون موقع راه دوم رو اختیار کنید.

شما هر کجا براتون گره‌ای پیش اومد از مباحث، سوالی اتفاق افتاد که کسی نتونست اون گره رو باز کنه، اینا رو یا به صورت صوت یا نوشته به بنده برسونید.

اگر بنده رو قابل می‌دونید.

ببخشید چجوری حالا؟

صوتش رو بفرسته دیگه بفرستین یا بدید به مدیر کانال مرام گمنامی.

البته ایشون مدیر کانال- ببخشید جانم فدای رهبر یا بنده؟

بله؟

جانم فدای رهبر یا بنده؟

نه، نه کلاً مجموعاً، مجموعاً مگه مباحثه نمی‌کنیم؟

خب نه، اون سوالی که مجموع جلسه پیش میاد که میگیم بفرستیم فایل صوتی رو یا سؤال رو براتون بفرستیم.

شما میگین به ادمین بفرستین.

ادمین دو تا دارین.

ااا مدیر کانال می‌فرسته برای بنده دیگه.

یا اگر مثلاً مثل این ماه گذشته مدیر کانال مرام گمنامی و شجره طیبه مشکلاتی براشون پیش اومده بود دعاشون کنید.

خیلی هم زحمت کشیدن این چند ساله که در دسترس نبودن.

مسائل امنیتی‌ای بود که ایشون نباید در دسترس می‌بودند.

تا همین مقدار رو بگم بسنده کنم.

اه به آقای هاشمی بدید اگر ایشون در ده-- اولویت بی-- با ایشون باشه اگر به هر دلیلی ایشون در دسترس نبودن آقای هاشمی، مدیر همین مجتمع بلال الان همینجا تشریف دارن بهشون بدین.

خب باشه ببخشید سؤال از کیو بپرسم با اجازتون.

بفرمایید.

عوالم رو که فرمودین اه عالم مثال فرمودین که هر چیزی که می‌بینیم در درون ما و از طرفی هم هرچی که در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی.

وقتی که وارد این کنکاش میشیم، وارد این موضوع‌ها میشیم، اممم به جایی می‌رسه که حقی-- تو عوالم حقیقت‌ساز میشیم.

وقتی که اون چیزی که من طلب می‌کنم ساخته میشه، یعنی حقیقت اون چیزی میشه که من طلب می‌کنم.

میشه اون سازه‌ای که مثال زدین که بعد از مثلاً یه عمر یه سازه رو خودمون ساختیم یا اینکه اون سازه‌ای باشه که خدا می‌خواسته.

عوالم رو که شما دارین مثال می‌زنین ما وارد میشیم اون حقیقت رو که طلب می‌کنیم ساخته میشه.

یعنی حقیقت سازه دست من میشه، سازه نفس من میشه.

بله.

در حالی که ما دنبال اینیم که حقیقت چی هست.

یعنی اون حقیقتی که خدا می‌خواد یا اون حقیقتی که واقعیه.

حالا میشه بگیم اینجوری که شما فرمودین که ما با امام زمانی مثالی خودمون شروع می‌کنیم یا با رب وجودی خودمون شروع می‌کنیم به الله می‌رسیم.

میشه بگیم مثلاً به حقیقت کلی می‌رسیم.

ولی چجوری میشه عالم مثال حجت بشه وقتی که آخرش میشه ح-- بازم اون حقیقت دست‌ساز خودم، نفس‌ساز خودم و من متوجه نمیشم حقیقت کلی که مدنظر خدا هست چی هست؟

احسن.

سؤال خیلی دقیقیه.

[سرفه] ببینید یه جمله جوابشه.

اون جواب هم به برکت [مکث] خود حضرت که بماند.

او به قول حضرت امام علیه الرحمه تمام مقامات عالیه نظام هستی محتاج عنایات علی ابن موسی الرضا.

خود حضرت که بماند.

این ضریح حضرت، ضریح حضرت ببین چه القاءاتی می‌کنه بهتون.

برید بگیرید این ضریح رو یه گوشه یه طوری [نفس عمیق] که قبلاً یکی دو روش گفته بودیم.

یه روز ما این کار رو کردیم.

جواب سؤال شما تو یه کلمه‌ست.

اونم انسان باید صاحب نفس زکیه بشه تا به اینجا برسه که آنچه که نفسش إنشاء می‌کنه الهی باشه.

اینو بخوایم بازش کنیم نفس زکیه کیه؟

کسیه که مراتب سه گانه توحید رو طی کرده.

از حیث اون بحث از چه ربط عملیاتیش بود.

یعنی دیگه نفس چنان پاک و زلال شده که هیچ آلودگی و هیچ اضافاتی درش نیست.

حالا از حیث نظری میشه بفرمایید که دستورالعمل نظری‌ش از حیث فکری این فرمولش به چه شکله؟

سه تا پله‌ست که همین الان از رساله علامه طباطبایی علیه الرحمه براتون از رو می‌خونم.

تو بحث کشکول نور هم گفتم.

ایشون می‌فرماید که "قد عرفت ان کمال الانسان" این کمال رو بگیرید صاحب نفس زکیه.

من با تو به گونه‌ای صحبت کردم "قد عرفت" حالیت شد، متوجه شدی، فهمیدی که "ان کمال الانسان" که قطعاً کمال انسان یعنی انسانی کمال یافته است که دارای نفس زکیه است.

"فناؤه باقسامه الثلاثه" به فنایی رسیده که فناش سه قسمت داره.

یعنی سه تا پله رو باید طی کنه و "بعبارة اخری" به عبارت دیگری داره همین بیان رو ترجمه می‌کنه.

"التوحید الفعیلی والاسمی والواطي" توحید فعلی هم افعالی، اسمایی که بعضیا صفاتی رو مقدمه اسمایی آوردن.

دوست داشتید حالا بعداً توضیح میدیم یعنی چی و ذاتی.

"فالانسان فی سیره الی الحق سبحانه لابد ان یعبر من جميع مراتب الافعال والاسماء والذوات حتی ینال التوحیدات الثلاثه".

کسی که این سه مرحله توحید رو نه تو مرحله اولش مونده باشه‌ها، تو دومی‌ش رسیده باشه هنوز به سومی نرسیده، نه.

کسی که به فنای ذاتی رسیده .

کسی که به فنای ذاتی رسیده میشه صاحب نفس زکیه.

یعنی باید این سیر رو رفت.

حالا یعنی چی؟

نشونه‌ش چیه؟

شما یه فرمولی رو دادی.

من از کجا بفهمم این نشونه‌ش چیه؟

نشونه‌ش اینه که فرمودن تجلیات الهیه میاد سراغش.

این تجلیات الهیه میشه از نوع همون انشائاته که شما فرمودید خواهرم.

انشائات نفستون در قوه خیال و مثال تون باشه، نفس در قوه مثال صور و اشکالی که إنشاء می‌کنه چون تجلی خداست حقه.

شنود عق-- شهود و شنود ق-عقلیش الهیه، قلبی‌ش الهیه همینطوری تا روحش و همه مندک‌ند در روحش.

چرا؟

چون روح، روح الهیه.

از پایین کار درست می‌شه می‌رسه به بالا، می‌بینی از بالا اصلاً الهی بوده.

حالا این حلقه وصل وقتی متصل شد جرقه می‌زنه دیگه منفجر می‌شه حتی مطلع الفجر.

انفجار نور رخ می‌ده.

انفجار نور که رخ داد دیگه یکپارچه انسان غرق تجلیات الهیه است و هرچی می‌گه ان هو الا وحی یوحى.

دیگه اون نهایت مرتبه‌ش می‌شه چی؟

مرتبه انس-- نفس مستکفیح، ببخشید مکتفیح که نفس انسان کامله و شما دنبال اونید.

اون دیگه منتها الیه‌ش، که ما نمی‌رسیم به اونجا.

ولی به اصل الحاق تو بحث لقاءالله اگر سیر کنید متوجه هستید که بحث الحاق یعنی چی.

امام دست ما رو می‌گیره و اون مرحله رو که ما نمی‌تونیم رو برای ما اون مرحله رو خودش سیر می‌ده.

و الا ما نمی‌تونیم با امام بنشینیم.

نمی‌تونیم ملحق بشیم.

نمی‌تونیم شـ-- ایشون شفيع ما بشه.

نمی‌تونیم هم‌نشین او بشیم.

بله.

ببخشید.

شما بفرمایید.

می‌شه بفرمایید.

سوال دیگه‌ای داشتید؟

بفرمایید.

شما بفرمایید.

می‌شه میکروفون رو این تو؟

آره بفرمایید.

اجازه بدید ضبط شه چون این سؤال صوت میره تو کانال.

بسم الله الرحمن الرحیم.

[زنگ موبایل] یه مطلبی فرمودید در مورد غربال‌های آخرالزمانی قبل از ظهور حضرت حجت سلام الله علیه.

[نفس عمیق] ادامه‌ش فرمودید که تنها کسایی غربال نمی‌شن که حرف حق رو بزنن و نترسن.

درسته؟

این جمله شما بود.

بله.

یه مطلبی حالا من خودمم چون در مورد مباحث مذهبی تحلیلاتی داشتم، یه روایتی ما داریم از حضرت رضا علیه السلام در مورد بحث تقیه که می‌فرماید که "إن أكرمكم عند الله أعملكم بالتقية".

بله.

یعنی "إن أكرمكم عند الله أتقى- حاکم را اینجوری تع-تعبیر میکنه.

بعد سؤال میپرسن که ای ابن رسول الله تا کی؟

میفرماید که تا زمان ظهور قائم ما.

حالا این روایت وجود داره.

[هم پوشانی گوینده یک با گوینده دو] میخوام ببینم که این نترسیدن و این بحث تقیه، اه کجا‌ها باید تشخیص بدیم که حرفو بزنیم، جزو غربال شده‌ها نباشیم.

از یه طرفی تقیه رو هم انجام بدیم.

تقیه به معنای حالا لزوماً کتمان حق نیست یعنی احتیاطه.

حالا چیزی که من برداشت می‌کنم.

اینو اگه بشه یه توضیحی بفرمایید.

ممنون.

بله مچکرم.

اولاً خود حضرت امام جواب شما رو دادن.

امام علیه الرحمه قطعاً به گوشتون رسیده.

زیاد اینو از حضرت امام روحش، روحش نوشاد شنیدیم که ایشون فرمود حالا متأسفانه الان ما الان تو صدا و سیما نشستیم توف صحنه بالاست اما رسانه‌های ما خیلی این رو از گوش مردم دور نگه داشتن.

[خنده] امام فرمودن که دیگه با انقلابی که اتفاق افتاد دیگه بعد از انقلاب دیگه تقیه معنا نداره.

تمام شد.

بعد شما اون حدیث رو دارید میفرمایید که فرموده تا ظهور حضرت.

اولاً این احادیث چگونه به دست ما رسیده؟

اصلاً احادیث نه همین نماز، نمازی که ما الان اینجا در مسجد مقدس بلال اقامه کردیم از کی یاد گرفتیم؟

پیغمبر فرمود "صلوا كما رأیتمونی أصلی" اون طوری نماز بخونید که دیدید من خوندم.

مگه ما دیدیم پیغمبر چجوری خوند؟

از کی این شکل یاد گرفتیم؟

همین احکام شرعیه که پوسته دینیه دین ماست.

چه برسه به حقایق باطنیه و اون حقایق عرشیه.

اونا همین ظاهرشو از کی شنیدیم؟

از همین بزرگان و مراجع که اینا خلف صالح حجت خدا اعتقاد ماست دیگه.

در اون حدیث شریفی که شخصی اومد پیش امام هادی صلی الله علیه سؤالشو بپرسه و وجوباتشو تقدیم کنه حضرت سؤال کرد بچه کجایی؟

خیلی اینا تو اصول معاشرت ما یه ما، ما به جای سؤالات اضافه ماشینتو چند خریدی؟

خونه‌تو عوض کردی؟

چند اصن میریم سراغ چیزایی که به شما چه ربطی داره که طرف ماشینشو چند خریده؟

اصلاً ماشین داره یا نداره؟

خونه داره.

حضرت فرمود بچه کجایی؟

اصالتاً کجایی هست.

ایشون فرمود، عرض کرد که من بچه شهر ری‌ام.

حالا ما میگیم شهر ری.

ایشون گفت از اهل ری هستم یعنی ایران.

اون موقع معروف بوده.

بعد حضرت فرمودن که چرا اومدی پیش من؟

این همه راه تو کوبیدی اومدی پیش من امام هادی تو این شهر.

خب چیکار میکردم؟

حضرت فرمودن که مگر عبدالحسن عبدالعظیم حسنی کنار شما نبود؟

هرچی ایشون بگه حرف ماست.

ایشون نماینده وکیل ماست، حرف ایشون حرف ماست.

ببین هنوز اصن غیبتم رخ نداده.

ما اصل ولایت فقیه رو که همینطوری از خودمون در نیاوردیم که.

اون موقع که امام معصوم هم حاضر بوده، ولایت فقیه حاکم بوده.

جایی که امام نیست، جانشینش هست.

خب الان چ-- در حس-- در خصوص احکام شرعیه، احکام ثانویه، احکام اولیه، همه این‌ها ما با گوش به فرمان و لب ترک کن-کردن مراجع و اون ولی فقیه هستیم دیگه.

اینم یکیش.

آقا من چه کنم این روایت میگه تا ظهور حضرت، آقا همون کسی که مرجع تقلید تویه حضرت امام فرموده برداشته شد، تمام شد.

دیگه بارشو بذار رو دوش او.

فأما الحوادث الواقعة فرجعوا إلى روات أحاديثنا.

امام عصر به شیخ مفید فرمود بعد از ما در غیبت ما تو حوادث روزگار رجوع کنید به این‌های فقهایی که مخالف الهوی ما توی الأمر مولا ثان الله نفسه به امثالها.

این یک جواب.

یک جواب دیگه هم آخرین صحبت ما باشه و این پامون پا شدن دوستان منو اذیت میکنه و پیداست خسته اید، خسته شدید یعنی.

اینکه هستن عزیزانی که مثل خود حضرت استاد علامه حسن زاده قائل به این بودن که امام عصر ظهور کرده.

همونطور که ظهور، همونطور که غیبت ایشون صغری و کبری داشت، ظهور ایشون هم صغری و کبری داره.

الان زمان ظهور صغری ایشونه و اون جمله معروف و طلایی‌شون که فرمودن انقلاب اسلامی بین الطلوعین ظهور موفور السرور حضرت ولی عصره.

خب پس الان ما در زمان ظهور صغری هستیم و حداقلش اینه که امام عصر الان برای من و شما باید ظهور فردی کرده باشن.

حداقلش اینه.

اگر کسی، این، اینم یه حالا به برکت سؤال ایشون یه تذکر.

اگر کسی، این تذکر خیلی به درد میخوره، اگر کسی الان، من باید یک ساعت حرف میزدم تا به این برسم ها.

پیداست ایشونم با اخلاص سؤال پرسیدن.

اگر کسی الان به ظهور فردی نرسیده، خدا نکنه براش فرود ظهور جمعی رخ بده.

تو غربال از الک میفته.

لم تكن من قبل و حالا عبارت عربی.

احسن.

و کرت [سخنگوی 1] فی ایمانها خیرا.

خیری تو ایمانش نیست.

کسی که قبل از این آورده‌ها، اینا خیلی مهمند.

خب [سخنگوی 2] سال نود و سه در واقع ما خدمت آقای [نویز میکروفون] رسیدیم.

بله اینکه شما فرمودین که امام خمینی گفتن بین الطلوعین ذوفقهر.

سال نود و سه آیت‌الله هایلی فرمودن که خدا رحمتشون کنه- تشکر ...درجتشان عالی متعالی.

فرمودن که اگر عمر دنیا رو به بین الطلوعین، یعنی عمر ظهور رو یعنی عمر غیبت رو به بین الطلوعین تقسیم کنی، خب بین الطلوعین یک ساعت، یک ساعت و نیم زمان داره.

بله ایشون گفتن ما لحظه‌ی ظهور آفتابیم.

سال نود و سه به ما وعده‌ی ظهور دادن و اولین خبری بود که ما از فرج از ده-- از لسان مبارک ایشون شنیدیم.

اینکه شما الان فرمودین که امام اینطوری فرمودن که بین الطلوعینه، آقای هایلی سال نود و سه به ما گفتن موقع طلوع آفتابه.

اینقدر- اصلاً چقدر شیرین، چقدر عالی.

من نشنیده بودم این فرمایش آقای هایلی رو.

آقای هایلی یکی از معدود عرفا و علمایی بودند که یعنی جامع بین منقول و منطوق بودند.

منقول و معقول.

راهکاری که ببخشین حرفتون رو معذرت میخوام قطع کردم و راهکاری هم که دادن مصافحه بود.

یعنی همونجا- مصافحه بله همونجا تو همون جلسه از ما خواستن که با هم هر کسی با بغل دستی خودش مصافحه کنه.

یعنی کد و رمز و برای فرج مصافحه.

خب عالم بزرگی بودند بی‌دلیل درس عملی نمی‌دادن.

من اینقدر این جلسه برام با برکت بود همیشه تو ذهنم دارم، یادداشت کردم و همیشه منتظره ورداشتم ان شا الله- چقدر دستور عالی دادن ایشون.

مصافحه.

می‌دونستید یکی از دستورات تو سیر عرفانیه مصافحه؟

که ما دامن جمع می‌کنیم معمولا مخصوصا دوران کرونا که دیگه وحشتناک بود.

به دلیل اینکه اون ذکری که گفته میشه با ذکری که می‌گیم تفاوت هست، مثلا مصافحه هم- بله، قطعا ما می‌گیم الان ما چه وقت نماز باشه، چه مثلاً ما می‌خوایم قرائت بگیریم، قرائت بگیریم.

یه ذکری می‌گیم که این ذکر یک مقداری داره.

این مصافحه‌ای که انجام میدن مصافحه ای که انجام میشه به اون مقداری نداره.

لذا وقتی تو می‌خواستی بشینی الهاماتشو برمی‌داری.

بله، قطعا.

حالا این هم یه نکته‌ی چیزکی.

اینا برکات جلسه شماست‌ها.

اینا برکات آثار وجودی شماست که داره به منم درس میده.

[سرفه] من تو این جلسه خیلی از شماها بهره گرفتم.

شاید بتونم بگم شاید که نه، قطعاً بنده تو این جلسه بیشتر از شماها فیض بردم.

از وجود شماها.

حالا می‌تونید قبول نکنید مثل خیلی بعضی از حرفای من که از این گوش [خنده] می‌گیرید از اون گوش در می‌کنید می‌تونید اینم قبول نکنید.

رو این نکته آخرم چیزی بگم و دیگه اجازه بدید که جلسه تموم شه.

دوست ندارم با کسالت هیچوقت حرف بزنم.

نشاط باید همیشه باشه.

اونم در بحث مصافحه.

[مکث] توی حواس عرض کردم که همه حواس برگشت می‌کنن به حس لامسه.

همین الان تو جلسه گفتیم تو درسمون، نه تو بحث.

تو بحث ابصار اسباط رو نمی‌دونم کیا فرمایشات ملاصدرا رو بررسی کردن.

ببینید حتی شما وقتی یه چیزی رو می‌بینید بر اثر انکسار نور و این‌ها، این نور میاد این امواج نوری میان برخورد می‌کنن با شبکه‌ی چشم شما.

این لمس هست یا نه؟

لمسه.

وقتی که می‌شنوید این موج صدا طول موج صدا میاد برخورد می‌کنه با پرده‌ی گوش.

باز این برخورد که می‌کنه یعنی چی؟

لمس.

وقتی بو استشمام می‌کنید باز این ارتعاشات میان حتی مادیش‌ها معنویشم همین شکله و لکوتیش.

حالا بحث می‌کنیم دیگه.

یه چیزی بود که جلسه بعد انشاالله باید روش کار کنیم.

این میاد برخورد می‌کنه دوباره با اون جاهای خاصی که در بینی انسان نزدیک به دماغ نزدیک به مغز تعبیه شده.

می‌رسه به مغز و آنچنان خودش رو نشون میده.

اصلاً از ارتباط تو، حالا ذائقه همین‌چنینه.

شما غذا می‌خوری، آب می‌خوری برخورد می‌کنه، یعنی لمس اتفاق میفته.

این نشون میده که لمس چقدر مهمه.

شما نیم‌کره‌ی راست سرت، مغزتونو میگم نیم‌کره راستت کدوم سمت از صورتت رو کنترل می‌کنه و مدیریت می‌کنه؟

احسنت چپ رو.

یعنی نیم‌کره‌ی راست سرت تو مغزت منظورمه.

این سمت چپ صورتت رو مدیریت می‌کنه.

مرکزش اونجاست.

نیم‌کره‌ی چپ سرت، مغزت راست رو مدیریت می‌کنه.

یه ربطی بین نیم‌کره‌ی چپ و راست صورتت و بالعکس وجود داره.

این ربط هم همون چیه؟

همنشینیه.

همون مصافحه است.

اینا به هم دست دادن، مصافحه کردن.

این رمزی که مرحوم آقای شیرازی به این خواهرمون داده می‌خوام به شما بگم چقدر حکیمانه است این جمله خود همین چند تا جلسه می‌خواد که باز بشه ها.

یه چیزایی که دارم میگم و در اهمیت این موضوع که انشاالله جلسه تموم شد شما برادرها با برادرها، خواهرها با خواهرها هم تو ده-- مصافحه کنن.

خب حالا حتی از این راه مثلا علم روانشناسی اومده یه حرفایی زده به عنوان نمونه شما حالا نمی‌خوایم وارد این چیزها بشیم.

اینا دوست ندارم کلاس ما الان وارد این مباحث بشه.

ولی مثلا شما این کتاب رو مثلا وردار الان من گذاشتم رو صورتم نصف صورتم سمت راست مشخص شد.

خب این شما الان من دقت کنید همه قیافه من مثلا یا جدیه، خیلی جدیه یا عصبیه یا مهربونه یا با شفقته.

راست شد؟

حالا این ور رو الان این ور رو من میذارم اینجا کتاب میذارم رو نصف صورت سمت راستم شما سمت چپ منو با دقت ببینید.

فرق می‌کنه.

حالا الان شما دورید شاید متوجه نشید.

خودتون رو هم امتحان کنید جلو آینه.

اصلاً وقتی نصف صورتتو سمت چپ یا راست رو می‌بینی با اون یکی فرق می‌کنه.

یکیش ربطه به اجتماع داره یعنی ظهور شما در اجتماع به چه شکله؟

یکیش مرا-- مسائل شخصی و فردی و خصوصی خودته.

که بعد وجه تمایز خودتو خودت پیدا می‌کنی که شما مثلا آدم به شدت جدی هستی ولی در اجتماع خیلی مهربونی.

[زنگ موبایل] خب چرا این دو تا با هم فرق می‌کنه؟

به جهت مصافحه‌ای که نیم‌کره راست با چپ صورت داره یعنی دست به هم دادن، ارتباطی که با هم دارن.

اینجا اصل ارتباط و ارتباطات خودش رو نشون میده.

ربط وجودی، ربط وجودی.

شما به چه امامی دست دادی؟

تو روز منتسب، سال منتسب، ماه منتسب، هفته منتسب، روز منتسب، ساعت و لحظه منتسب و ساعت منتسب به اون امام از دنیا خواهی رفت.

و همون موقع هم به دنیا اومدی.

چون با او مصافحه کردی.

با اهل ایمان با کیا مص-- اصلاً با آدم‌ها، با آدم‌ها با کیا مصافحه می‌کنی؟

چرا امام حسین به اون جوونه دست نداد؟

با اون همه شدت رأفت.

خدای مهربانی‌هاست دیگه.

جوونه اومد به حضرت دست داد، حضرت دستشو کشید.

مصافحه خیلی حرف توشه.

با هرکس مصافحه نکنید.

با اهل ایمان حتما مصافحه کنید و اینجا قدر و قیمت و اهمیت موضوع لمس خودش رو نشون میده که چقدر مهمه.

حالا ببینید این‌هایی که از طریق لمس گناه می‌کنن می‌کنن.

چه گناهان سنگینی‌ند.

طهومفیا خالده‌شون رو می‌پاچونه.

همه قوای تحریکی و ادراکی‌شون رو به هم می‌ریزه.

حالا اینجا حرف‌هایی داریم باشه انشاالله به وقتش.

از حوصله شما ممنونم از اینکه بنده رو تحمل کردید و سپاس خدا رو که ما رو در جمع شما قرار داد که امروز اینقدر حظ و بهره ببریم.

شما رو به خدای بزرگ و خدای این شهدا می‌سپارم.

مراقب خودتون باشید، خیلی مراقب خودتون باشید و خیلی جدی بگیرید راه رو، کار رو و به سرعت نه در نتیجه.

در نتیجه عجول نباشید.

هرچه دیرتر بدن پخته‌ترید به قول علامه.

ولی در [سرفه] عملیات به سرعت حرکت کنید و زیرکی از خودتون نشون بدید.

این دو تا لازمه شما دو تا، شما عزیزانه.

این دو تا نکته سرعت و دقت.

اگر می‌خواید از غربال نیفتید.

واقعاً سرعت یعنی اینکه امروز و فردا نکنید، دچار تسبیح نشید.

بسیاری از جهنمی‌ها به قول پیغمبر از صوفه، صوفه، فردا، فردا جهنمی شدند.

و دقت، دقت یعنی چی؟

اینم مثال بزنم.

حوصله دارید مثال بزنم؟

ها؟

دقت یعنی مثلاً اینکه الان شما وقت داری، حالش هم داری نماز پیغمبر بخونی یا نماز جعفر طیار بخونی یا نماز استغاثه به امام حسن بخونی، نماز مثلاً مستحبی دیگه بخونی.

همه اینا رو وقت داری نماز سلمان فارسی بخونی، نماز استغاثه حضرت زهرا بخونی.

وقت داری حالش هم داری، کدومشو انجام بدم؟

باید با سرعت انتخاب کرد وقت نیست.

کدومشو انجام بدم؟

این خودشه موضوع اصلاً تو همه حیثیاتش.

وقت نداریم ما.

باید خیلی با سرعت، جنمت خیلی باید بالا باشه.

اینجا میگه المؤمن کریس فقط تو هوش معاش که نباید عقل معاش که نباید این چیزا رو دید که حواسش به نوسان بورس هست، به دلار هست، به سکه و طلا هست نه به این، به این چیزا نوسان داره.

پیش خدا و عالم بالا فرق می‌کنه نماز پیغمبر مگر نشنیدید که طرف اومد پیش آقامون به برکت نام مبارکش اینها میاد موج می‌زنه.

پیش آقا علی ابن موسی الرضا علیه مصطفى والسلام صاحب ولی نعمت ما و پرسیدن که آقا در خصوص نماز جعفر طیار.

حضرت فرمودند چرا غافل به جای اینکه حضرت نماز جعفر طیار رو توضیح بدن فرمودند چرا از نماز جد ما پیغمبر غافلی؟

چه بسا پیغمبر نماز جعفر طیار نخوانده باشه و جعفر طیار هم نماز پیغمبر نخوانده باشه این فرمایش آقاست.

چرا از نماز پیغمبر غافلی؟

منتهی خب نماز پیغمبر گفتم اگر حالش باشه وقتشم باشه، نماز پیغمبر مال بی‌حالا نیست، مال هرکسی نیست.

به خونه کسالت بگیرش لطمه می‌خوره.

باید از اول تا آخرشو نشاط داشته باشه.

اصلاً یه بمب هسته‌ایه، مافوق صوته، مافوق نوره اصلاً.

سرعتش ما-- یه چیز عجیبیه، یه چیز عجیبیه.

واقعاً چیز عجیبیه.

من دهانم بسته است به شما بگم.

من سراغ دارم کسایی که حالا انشاالله جلسه بعد قراره در خصوص همین صحبت کنیم، شامه ملکوتی دارن.

همین جا تشخیص میدن که این ملائکه حاضرن یا نه، عنایت به جلسه هست یا نه، از بوی ملکوت جلسه.

خب، چرا این به اینجا رسیده و ماها نرسیدیم؟

راهش اینه، زیرک انتخاب میکنه، انتخاباتشم دو-- دقیق و درسته.

یا مثال دیگه‌ای، خیلی جسارت می‌کنم ببخشید، شما الان می‌خوای نیاز به خلع داری.

[سرفه] حالا خلع رو از حیث معنوی نمیگما بطن رو میگم شکم رو جسارتا.

می‌خوای بری بیت الخلاء.

قدیمیا می‌گفتن مستراح راحت شی، روحت آسایش بگیره.

یه مکروهم هست آدم در حال عبادت اگر نیاز به قضای حاجت داره باید بره انجام بده.

بعد تو اون لحظه که می‌خوای بری، خب فرمود که "فاذکروا الله ذكراً كثيرا" ذکر کثیر دست بگیر و دائم الذکر باش، دائم الحضور باش.

خب بله من می‌خوام وارد اونجا بشم.

این همه از کار، اونجا حق دارم بگم یا سميع یا بصير يا كاشف؟

[خنده] اصلاً چوب می‌خورم.

حق ندارم اونجا همچین ذکری-- اونجا باید بگم يا ستر العيوب.

حالا اومدم وارد جلسه درس و بحث و حکمت و عرفان و این‌ها بشم.

اینجا باید بگم يا ستر العيوب؟

باید بگم به نظر شما؟

چوب می‌خوری.

برای چی بگم يا ستر العيوب؟

اینجا باید بگم که حالا وجهش بماند.

چرا نباید یا خاصه يا ستر العيوب باید باشه طلبتون.

خب چی بگم؟

باید بگی يا كاشف.

اینجا باید بگی يا سميع يا بصير.

اینجا باید بگی العلييم، الحكييم.

سرتو بندازی بیای پایین، بیای تو.

توجه کردید؟

به این شکله.

پس هم سرعت می‌خواد هم دقت.

بسم الله.

از تو حرکت به قول حضرت استاد، از خدا هم برکت.

الحمد لله رب العالمین.

صلوات خد کنید.

اللهم صل على محمد آله [هم پوشانی گوینده ها] یه نکته‌ای هم ببخشید، یه نکته‌ای هم یک دقیقه وقت بدید، یه خواهشی دارم.

مراقب انتخاباتمون باشیم باشیم.

ما دائم داریم تو وجودمون انتخاب می‌کنیم.

به نظر شما عکس و فیلم از یک کسی که دوسش داریم، یک شخصی که یک جل-- یک صحنه‌ای، یک عرض شود خدمتتون، اممم حالا منظره‌ای که طبع طبیعت اون منظره‌ست، اون شخصه، اون.

این عکس و فیلمش پیش ما باشه قشنگ‌تره یا شهود قلبی و شهود خ-- حد اقلش دیگه مثالی از طرف داشته باشیم.

شما ببینید الان، اِاِاِ این گوشی بنده رو ملاحظه کنید، روشنش کنم ببینید عکس کی روشه.

عکس عالمه‌ست.

حتی بازش که می‌کنم دوباره اون عکس زمینه‌ش هم باز عکس عالمه.

هر وقت باز می‌کنم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم نسأ الله و بعد میرم تو موبایل.

خب؟

این نمیگم این برداشته بشه، اینم خوبه.

اما شما تو همون اتاقت عکس آقا رو بزن، عکس مری-- مرادتو بزن، عکس شیختو، مرشدتو، معلمتو هرکی هست.

بعد یه مدت میای اصلاً برات تکراری شده.

اصلاً توجه بهش نمی‌کنی.

کسی که اولین بار وارد خونه شما می‌شه میگه عجب عکسی!

میگه کدوم عکسو میگی؟

کی؟

اِاِاِ راست میگه چه عکسا قشنگی.

اصلاً توجه نداری.

بعضی موقع‌ها خوبه آدم تخلی داشته باشه.

اصلاً تمام قاب و عکس‌های اتاقشو، خونه‌شو برداره.

[نفس عمیق] می‌بینه حجاب می‌شه.

بریم س-- به اون سمت.

شهود مثالی، شنود مثالی که انشاالله جلسات خونه حرف بزنیم.

شنود و شهود قل-- عقلی و قلبی به مراتب اصلاً اصل اونه.

بهتر است از اینکه شما شهود مادی و طبیعی داشته باشی.

حالا من با رمز صحبت کردم.

یه صلوات دیگه بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد