کلاس معرفت نفس — ۲۵ تیر ۱۴۰۴ (توسل · غربال · توجه به نفس)
موضوع: هشدار اذکار · غربال ظهور · استقامت و ماء غدق (علم امام) · اصل ۴۶ · شنود/ابصار (قصص ۷۱–۷۲) · مراقبه و توحید
متن کامل جلسه (پاکسازیشده)
افتتاح · زیارت عاشورا · شهدای دوازدهروزه
أبا عبد الله. وعلى الأرواح التي حلّت بفنائك. عليك مني سلام الله أبدا. ما بقيت وبقي الليل والنهار. ولا جعله الله آخر العهد مني لزيارتكم. السلام على الحسين وعلى علي ابن الحسين. وعلى أولاد الحسين. وعلى أصحاب الحسين. اگر کشتن چرا یافت ندادند؟ چرا زان در یافت ندادند؟ اگر کشتن چرا خاکت نکردند؟ چرا کفن بر جسم صد چاکت نکردند؟ داده بی داد. حسین. جانم حسین. جانم حسین. جانم حسین. فما أحلى أسماءكم. چقدر اسم شما شیرینه آقا. روح حضرتش و شهدای راهش. مخصوصا شهدای این دوازده روز صلوات قشنگ ختم کنید. اللهم صل على محمد وآل محمد. یا ربّ أعوذ بک من همزات الشیاطین ومن شرّ نفسی ومن شرّ خلقک. بسم الله الرحمن الرحيم. لا حول ولا قوّة إلا بالله العلیّ العظیم. اللهم إیّاک نعبد. ...عبود و إياك نستعين. الحمد لله على كل نعمه و أسأل الله من فضله. السلام عليك يا داعي الله و رباني آياته. سلامٌ عليكم ورحمة الله. در محضر پنج شهید خوشنام هستیم انشاءالله که مورد تفضّلات و عنایات این شهدا قرار بگیریم و از همین ابتدا البته حس میشه نگاهشون، نظرشون. الحمد لله خدا از ما نگیره. نثار همهشان نثار اموات و رفتگان و گذشتگانمون، مادر و پدر و برادر من حقیر و اساتید و معلمانمون خاصه حضرت استاد کل ابوالفضائل علامه حسنزاده آملی صلواتی هدیه بفرمایید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ### هدایا و اذکار: دو هشدار
ابتدا هدیهمون رو تقدیم کنیم که خب ما به فضل الهی یادگارهایی از بزرگان و مشایخ این راه و این طریق تقدیم میکنیم. حواسمون جمع باشه قبل از ارائه این هدیه که دو تا نکته عرض کنم یکی اینکه اگر کسی تحت دستورالعمل استاد و معلم خاصی هست حرفهای منو تو این بخش هدایا گوش نده، توجه نکنه اصلاً. از این گوش بگیره از اون گوش در کنه. همونچه که معلمت، شیخت داره بهت میده همون رو برو جلو. دو دستوره نمیشه آدم بههم میریزه. این ها نکته مهمیه توجه داشته باشید. نکته دوم اینکه لازم نیست که همه این دستورات به عینه بدون استثنا ما پیاده بشه در وجودمون که یعنی همه این اذکار، اوراد، خلوات، دستورالعملها انجام بشه. نه. عرض کردم نسبت به مشکل و مسئله بهتره بگیم مسئلهای که برات پیش اومده و شناختی که از خودت پیدا کردی که
«بَلِ ٱلْإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ بَصِيرَةٌ» (قیامت/۷۵:۱۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بلکه انسان بر نفس خویش بیناست.
بل الإنسان علی نفسه بصیرة، از هر کسی به خودت آگاهتری نسبت به اون انتخاب کن و اون راه رو پیش بگیر. مدتها میتونم عرض کنم خدمتتون قاطعانه که سالیان سال بنده تنها ذکری که دست میگرفتم تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها بود. متشکرم کم از... حواسمون باشه که اینها قدر و قیمتش باید لحاظ بشه. حالا اگر کسی نشانه خواست، تو بحث نشانهشناسی اینها رو باید بگیم که خودش بحث مهمیه. یک جلسهی متفاوتی میخواد و البته اهلش رو هم میخواد. نشانهشناسی در هر موضوعی. آقا از کجا بفهمیم نشانهی اینکه من الان این ذکر رو باید بگم یا نگم. یکی از مهم-- البته یک نشانه نداره. یکی از مهمترین نشانهها حظ و بهره و لذت نفسته، کیف نفسته. یعنی این تو داری از این ذکر لذت میبری. اصطلاحاً تو دستورالعمل عرفانی بزرگان اهل معرفت فرمودن بچشیش یعنی خودت حس کنی داری اینو میچشی. داری دعا کامل میخونی احساس میکنی نمیچشیش آقا رهاش کن. چرا؟ کی گفته حتما تا آخرشم بخون؟ تا میزانی بخون که میچشی. اگه میچشی بسمه تا آخرش بگو. و چه عجیب که حالا وقتش بشه با هم در این خصوص اصلاً یه چندین جلسه پیرامون درونمایه تسبیحات حضرت صدوقه شهیده سلاماللهعلیها سخن بگیم. یکی از معدود از کاریست و دستورالعملهاییست که همه نفوس میچشنش. اصلاً به گونهای این تعبیه شده حتی تقدم و تأخرش و عددش. خیلی عجیبه. حالا اینم رموزی داره که به وقتش باید عرض کنیم. خب این دو تا نکته رو عرض کردم بریم سراغ هدیهمون. البته نمیخواستم خدا میدونه نمیخواستم که الان این رو عرض کنم. توسلی که به شهدا کردیم بعد از ورود به دلم چنین افتاد و الا خب چیز دیگهای میخواستم عرض کنم. اون هم اینکه ببینید یکی از مهمترین ادعیه جوشن کبیره که حتماً، حتماً کفنهامون رو که تهیه کردیم به دست خودمون یا اگر کسی رو میشناسیم مثلاً امیرالمؤمنین علیهالصلاة والسلام مخصوصاً به فرزندان عزیزش حسنین علیهما الصلاة والسلام دستور داد برای من بنویسید. نیومده کدوم نوشتن اما از فحوای کلام حضرت پیداست که با هم نوشتن. یعنی بخشیش فرازیشو امام حسن و فراز-- حالا اینم سری داره. اگر کسی رو پیدا میکنیم که دست پاک مخصوصاً خیلی حضرت استاد به دست، دست پاک در استخاره و در این قبیل موارد در دعا نویسی، احراز و عبادات نویسی خیلی تاکید داشتن. اون کلمهی بیست و چهار هزاری کلمهی ایشون رو هم دقت کنید انتهاش یه سری رو با اعداد کسری بیان میکنه که من بعضی جاهاش یه مقدار حاج و واج بودم زنگ زدم از داماد ایشون پرسیدم. خیلی برام جالب بود. اونجا انتهاش اگر دقت کرده باشید میفرمود که اثر خاصی این دستور العمل مس قرآن که اونجا توضیح میده در مس دست خودت به دیگران پیدا میکنه. یعنی دست شما اثر خاصی در از خود خارج یعنی در بیرون از خودت در دیگران داره. اینها بالاخره آثارشه. جوشن کبیر هم از اونهاست که حتما یا خودمون یا دیگران بنویسیم. من برای مادر خودم روحش شاد، برادر خودم روحش شاد، برای مادر بزرگهام، پدر بزرگهام اینهمه به دست خودم نوشتم. شب تا صبح رو کفنشون نوشتم جوشن کبیر و با چیزهای دیگری که. این رو به صورت کلی ابتدا عرض کنم و رد شم. از صد بند جوشن کبیر که هر کدومش به دستور بزرگان یک اثر خاصی داره، وقتی شما همه رو با هم میخونی یه اثری داره، وقتی تکتک هر بند رو میخونی اثر دیگری داره. هر کدوم از این دستور العمل صدگانه که ما امروز یکیش رو تقدیم میکنیم و هر کدومش دستوری داره و بر موضوع خاصی باید به روش خاصی خوانده بشه، هر کدومش بهترین حالتش در عدد چهل یا عدد ابجد اسم کوچک خودته. این یادتون باشه، این یه دستور العمل کلیه. خب اولیش رو من عرض کنم حالا نود و نه تاش دیگه پیشکش تون. دستوری که بزرگان دادن و اثر خاص و ویژهای که در بند اول جوشن هست به همین روشی که عرض کردم، فرمودن فتح مهمات. شما برات چی مهمه؟ مهماتت چیه؟ چی برات اهمه اصلاً؟ مهمترینه. این فتح میاره، گشایش میاره تو اون موضوع مهم. مطلقه، بند اول مطلقه در هر موضوعی که البته مهم باشه، اهمیت داشته باشه. اگر اهمیت نداشته باشه چی؟ نکن آقا این کار رو. چوب میخوری. این چوب خوردن هم نگاه نکنید بعضیا فالگیرها، رمالها، معرکهبگیرها یه چیزی میگن چوب میخوری. مثل اینکه امروز از دوست عزیزم یکی از اعضای جلسه خیلی دوسشون دارم، یه جملهی عجیبی شنیدم خیلی اذیت شدم و به ایشون هم نشون دادم که اذیت شدم. اینکه گفتن فلانی حالا به کسی حالا شا-ظاهراً اسم و رسمی هم داشته باشه هرکی هست، گفته که آیه الک / غربالرسی رو مثلا دو تا آیه بعد رو نخونید چون اثر اون آ-آیه اول رو خنثی میکنه. اینا حرفهاییه که آدمهایی که نمیتونم بگم بیسواد، به قول علامه بدفهمی دارن. جهل رو علامه چی میگیره؟ اگر گوش داده باشید خدمتتون عرض شود جلسهی سیر معرفت نفس پونزدهم رو، جلسه پونزدهم رو که غالبتون غائب بودید، جلسه پیش به جهت وضعیت امنیتی سازمان و مسجد بلال ما تو اتاق خودمون انجامش دادیم. یه عده قلیلی اومدن. اونجا اگر کسی اونو گوش داده باشه هست، گذاشتن تو کانال خودتون هم. ما اونجا بحث جهل شناسی رو که آه دل علامه رو درآورده رو اونجا گفتیم. جهل رو علامه به چی میزنه؟ به بدفهمی، نه نفهمی. خیلی از ماها فکر میکنیم میفهمیم اما چون بدفهمیدیم پس جاهلیم. جانم؟ [پچ، پچ] بله در خصوص این ذکر بله و بسیاری از اذکار. اصلا بعضی از اذکار با هم نباید گفته بشه. امروز یه بحث رو با هم دوستمون داشتیم. الان همینجا تشریف دارن. بعضی از سوره ها حتی یا باید با هم خونده بشن یا نباید با هم خونده بشن. اینا خودش رموزن. ما همینطوری داریم میریم جلو. معذرت میخوام همینطوری با هر روشی، با هر مسلکی هر چیزی. برای همین هم بارى به هر جهت شدیم دیگه. چرا قریش رو با فیل باید با هم خوند؟ چرا داره دیگه بالاخره حالا چراش رو ما نمیدونیم دلیل نداره که علتی وجود نداشته باشه. مثلا بالاخره ببینید حالا که این بحث پیش اومد من هدیهام رو تقدیم کردم. یه نکتهای رو باز به عنوان مقدمه عرض کنم که الان معاصر ما این دنیا آبستن اتفاقات بسیار عجیب و با سرعته. علتش هم قطعاً قریبالوقوع بودن ظهور حضرته. چه از حیث علم فکری و بعض از علوم غریبه یا علم نجوم، علم حروف و اعداد بعضا حالا من نمیخوام اسم ببرم بنا به دلایلی. چه از حیث علم الهی و عرفان. از همه این حیثیات همه متفق القولاند که ظهور انشاءالله نزدیکه. خب زمان نمیشه بهش داد چون گفتن کذابه. اونم به جهت یه دلیلش بداست. بدا، بدای الهی که میاد حکم رو برمیداره به جهت حال و روزی که پیش میاد فرمایش امیرالمؤمنین فرمودن حضرت ولی عصر علیه الصلاة و السلام فرمودن اگر بدای الهی نبود که حکم رو برمیداره تغییر میکنه، من تا قیام قیامت به شما میگفتم چه اتفاقاتی قراره بیفته. توجه کردین مثل اون که حضرت فرمود این عروس و دوماد که امشب شب زفافشونه، امشب شب مرگشونه. فردا دیدن اینا سالم تو اجتماع دارن میچرخن. اومدن پیش حضرت اعتراض کردن، شکایت کردن. نمیدونم دیگه آدم جاهل بیچارهست. شمای حرفو زدی مگر "ان هو الا وحی یوحى" نیست. حضرت فرمودن برید همون کوه، جایی که اینها شب خوابیده بودن، حالا به اصطلاح میگیم منصه. میگن به منصه ظهور. منصه جاییه که تاج و تختیست که عروس خودش رو خودآرایی و خودنمایی میکنه به تمامه برای دامادش خصوصاً شب زفافش هم منصه. اینم مخصوصاً گفتم چون تو اصطلاحات عرفانی بهش بر میخورد. برید اونو بردارید ببینید زیرش چیه. رفتن برداشتن حالا به قول ما تشک رو برداشتن دیدن زیرش یه مار افعی خیلی سیاه وحشتناک مرده اونجا. اومدن گفتن آره این چه اینه. حضرت فرمود که قرار بود این ماه اینا رو مار نیش بزنه و اینا بمیرن. یه سائلی اومد در خونهشون و همون شب زفاف زد. اینها از شام منزلشون بهش صدقه دادن و این بلا برداشته شد. یکی از بلاهای به شدت زمینگیر کننده و نابود کننده ماها متأسفانه جهل و نادانی ماست، بد فهمی ماست. بلای عظیمی ما رو گرفته که اینها باید با صدقه رفع بشه. حالا صدقه هم همه چی میتونه- باشه. میتونید شما با یک لبخند به کسی صدقه بهش داده باشی. البته موضوع مالی یک اهمیت خاصی داره که حالا الكلام یجرّ الكلام چه کنم؟ میریم تو یه وادیهای دیگهای. اما بالاخره من نمیشناسم چه کسانی امروز تو این جلسه نشستن که. اون صاحب جلسه میدونه طبق همون تنظیم میکنه رزق جلسه رو. در حالات حضرت ابراهیم چندین بار هم عرض کردم این یک رمزیست که کد و رمزیست که عرفا استخراج کردن از همین روایت شریف. ما میشنویم که رد میشیم. جریانش مفصله. من فقط اشاره میکنم که حضرت ابراهیم امتحان میشه توسط حضرت جبرائیل. چنانکه خاطر شریفتون باشه که چرا خدایا به ایشون لقب خلیل رو دادی؟ خدا فرمود برو خودت امتحانش کن اون داستان. که حضرت جبرائیل رو بلندی "سبوح قدوس ربنا ورب الملائكة والروح" رو میگه حضرت ابراهیم متوجه میشه و این پیداست که اون موقع کمتر کسی ذکر میگفته. ایشون انقدر به وجد میاد و ذکر خدا رو میشنوه میره سمت این هاتف و صدا و به هر حال میگه ای صاحب صدا کی هستی؟ من، میشه یک بار دیگه این رو تکرار کنی؟ من نصف داراییم رو به تو میدم. محضر حضرت آیتالله ناصری روحش شاد. بودیم یه روز در اصفهان، اونجا درس میخوندیم طلبه بودیم. ایشون از داراییهای حضرت ابراهیم که سخن گفت اصلاً واقعاً محیّر العقول. اصلاً نمیشه انسان فکر کن چه عرض کنیم، اون موقع میگفتن مثلاً اسبهای تاویه شتر، چیزهای اسامی شتران سرخ موی، مشکین موی هر کدوم از اینها مثل لولهای الان ماشینها و آپشنهای ماشینهای امروز در نظر بگیرید، خودروهای امروز. که مثلاً گلههایی داشت که شش هزار سگ گلههای ایشون رو محافظت میکرده. حالا بذارید وارد نشیم. اصلاً میریم به حاشیههایی که بعضیا مثلاً الان که بعضیا خندهشون گرفت نمیتونن، یعنی سخته قبولش. به هر حال این ظلم بزرگیه که متأسفانه در معارف وارد شده که آره بیچاره بودن نداشتن فقیر بودن. اینطوری نبوده. اتفاقاً خوب هم داشتن اما خوب هم در راه خدا خرج میکردن. امیرالمؤمنین، هیچکس به گرد امیرالمؤمنین از نظر دارایی و داشتههای دنیوی نمیرسه. ولی همه رو میبخشید. برید بخونید. تو زندگی خودش استفاده . اسلام مخالف انباشت ثروته، ولی به شدت موافق تولید ثروته. اصلاً بعضی از عرفا، عرفا تو دستورالعملشون دارن عارفان به نام. تو دستور اسرار اولشون دارن که قبل از اینکه ورود کنی تو وادی سیر و سلوکهای سنگین و عمیق معاشت رو درست کن. به فکر حال، حال و روز اقتصادیت بکن. اینا رمزه. توجه کردید؟ نه اینکه البته طرف میره حالا اقتصادش رو بسازه کلاً دیگه عرفان رو تعطیل میکنه و همه چی رو میذاره کنار. نه اونم اشتباست. به هر حال قصه با تا جایی رسید که حضرت ابراهیم-- ببینید خب مرحله دوم که باز سبوحان قدوس گفت حضرت جبرائیل، حضرت ابراهیم بلافاصله فرمود دوباره بگو. هیچ پیش شرطی نذاشت. فرمود که این رمزه. هر سه چهار باری که ازت تقاضا میکنه بخشی از داراییش رو میبخشه. میگه من دو سوم گوسفندانم رو میبخشم، یک بار دیگه بگو. همهش رو میبخشم، یک بار دیگه بگو. خودم غلامت میشم، یک بار دیگه بگو. اینجا، اینجا رمزه که بر-- بزرگان فرمودن حتی در فهم موضوعات سنگین عرفانی و حکمی، یه چیزی از مالت ببخش. بعد اثرش رو ببین. من خودم دعوام اینه وقتی تو منبرها و جلسات میام قبلش یه صدقهای بدم، یه ر-- حالا صدقهای به اون معنایی که حتماً لاج-- مثلاً الا بالله طرف بیچارهی زمینگیره میخوای بری اون فی الحال طرفو دراری ببینی واقعاً گرفتاره به م-- چیکار داری ولش چه میخوای ت-- همین که یک، یه مؤمنی رو پیدا کنی گرفتاره، یه هدیه بهش بدی. اصلاً گرفتار هم نیست، یه مؤمن رو شاد کن کمک بهش کن. بعد اثرش رو ببین. بعد جاهایی هم که فقط مت، منتسب به توست کمک نکن فقط. فقط به هیئت خودت، مسجد خودت، اینها نه. اونجا بده، جایی که هم نمیشناسنت بده. اثرش رو ببین. حالا بگذریم. پس، ااا، چه شد که به اینجاها رسیدیم؟ چیزهایی که ما اصلا آماده نمیکنیم، روزی شما بشه. خود این رو یک رمزه، این چیزی که الان عرض کردیم. اونجا که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام پیغمبر وحی شد بهش از این به بعد هرکس اومد ازت سؤال داشت پول بگیر ازش. این هست یا نه؟ تو تاریخ اسلام. همه تعطیل کردن سؤالاشون. اینقدر دور پیغمبر شلوغ بود، خلوت شد. دیگه کسی نبود. سلمان و ابوذر میدادن اونا هم دیگه پولشون ته کشید. امیرالمؤمنین هی ادامه داد بعد قرض میکرد. مولا قرض میکرد، قرض میکرد میداد به یه گرفتاری یا قرض میکرد، ااا، میداد پیغمبر به اذن پیغمبر به کسی میبخشید یا به خود پیغمبر میداد تا این حکم منسوخ شد، برداشته شد. این یک رمزه. خب، اینجا بودیم که ### غربال · ظهور · استقامت · ماء غدق
معاصر ما آبستن اتفاقات بسیار عجیبیست. اون فرمایش امیرالمؤمنین و امام صادق علیهم السلام که تأکید کردن در خصوص غربال. "لتُغرْبَلُنّ لتُغرْبَلُنّ لتُغرْبَلُنّ" هم نون صغیره آخر هم لام اول هم سه بار تکرار یعنی حتماً، حتماً، حتماً غربال میشید. الان داره به اوج میرسه. اتفاق کمی نمیخواد بیفته. ظهور حضرت ولی عصر خلاصه همه اولیاست. سر و سر نظام هستیه و السرّ المستودع فیها. این شوخی نیست. نگین دیگه به اینجامون رسید بحث تمامه دیگه. حالا که این اتفاقات افتاد و مثلاً این جنگ دوازده روزه و این وضعیت و دیگه آخرشه و دیگه تمامه. نه، من به شما بگم اتفاقات بسیار عجیب و غریب که اصلاً تو مخیلهی ما نمیگنجه و تلخ بعضیاش شیرین انشاءالله قراره رخ بده که من به همون دلایلی که امروز آقای رنجبر فرمودن بسیار حرف حکیمانهای امروز زدن، توصیه میکنم صحبتهای امروز ایشونو دوباره با دقت گوش بدید. نمیگم که هممون غربال میشیم. من به شما عرض میکنم اول به خودم و بعد به شما و هر کسی که این صوت من بهش میرسه. بسیاری قراره از الک / غربال بیفتن، از این غربال. امتحانات و ابتلاءات به شدت سنگین از انواع مختلفش. حالا من الان بحثم این نیست ورود کنم انواع این ابتلاءات و اخ-- عرض شود بلاها رو بشمارم. کسایی که شما رو اسمش قسم میخوردی، کی که جانت رو فداش میکردی ، این امکان وجود داره که از فردا خطشون عوض شه، راهشون عوض شه. این یه نوعشه. یه نوعش گرفتن کساییه که تو میگی اصلاً من بدون این نمیتونم نفس بکشم. بدون این شخص، بدون این آقا، بدون این. اصلاً من نمیتونم بدون این آقا زندگی کنم. ازت میگیرن. کی فکر میکرد ما امروزی رو ببینیم که هنوز ظهور آقا نرسیده و این وضعیت و بعد سید حسن نصرالله نباشه. کی فکر میکرد؟ سردار سلامی نباشه، سردار حاجیزاده نباشه. کی فکر میکرد؟ سردار باقری نباشه و خیلیهای دیگه قراره نباشه اتفاق کمی آخه نمیخواد بیفته. اینو توجه داشته باشید. این همه ببینید کسی میخواد بیاد که اولا خلاصه و چکیده و زبده و عصارهی همهی نظام هستیه. ثانیا این همه از ابتدای حضرت آدم تا ظهور ایشون همه فدا شدن برای او، برای آمدن او. پس اتفاق کمی نیست. خیلیا باید فدا بشن. کی فکر میکرد سوریه سقوط کنه؟ اصلا فکرشو ما میکردیم؟ تنها کشوری که همیشه پشتوانهی ایران بود از ما گرفتنش. نگا نکن پوتین و روسیه اینطوری پشت کرده به ما و الان داره چوبشو میخوره. این سوریه رو که همیشه پشت ما بوده گرفتن از ما. الان عراق چقدر ملتهبه. الان آقای سیستانی چرا مقتدی صدر رو بیرون کرد از اتاقش؟ دستور خلع سلاح حشد شعبی رو کی داد؟ این اتفاقات چ-چگونه داره همینطوری پشت سر هم میافته؟ جولانیها و اون ارتش سوری بازماندههاشون دو مرتبه تجهیز شدن، دور هم جمع شدن. دیروز نمیدونم خبرشو دیدید یا نه حمله کردن. بعد کی جلوشون وایساد؟ ارتش جولانی، حکومت موقت یا ح-حکومت فعلی؟ اسرائیلیها جلوی اینا وایسادن، منکوبشون کردن. بله یه معناش اللهم اشغل الظالمین بالظالمین. یه معناش بحث ما اینه. اتفاقات عجیب و غریب چون اتفاق عجیبی تو عالم میخواد بیفته. خبر بزرگ عالمه ظهور حضرت. خب ما چه کنیم؟ ما چه باید بکنیم؟ ما باید خودمون رو مجهز کنیم، مجهّز کنیم، آمادهی آماده باشیم برای این امتحانات سنگین. یعنی اهل استقامت باشیم. آیا من و شما اهل ایمان هستیم یا نه؟ قطعا. قطعا هستیم. اهل ایمانیم هممون. محب امیرالمؤمنین. اما اهل استقامت چی؟ "الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا" اگر استقامت ورزیدن "تتنزّل علیهم الملائکة" ملائکه نازل میشن، ملائکه مستحکم میکنند. اصلا حکمت مال باطنه دیگه ملائکه هم موجودات مجرده با ما مربوط به باطن عالمن. مافوق ما از بالا هوای ما رو دارن اینطوری بگیم. بعضا حتی کنترل از راه دور ما هم هستن. خادمین ما هم هستن. خدا حقشون رو به ما حلال کنه. خب ما چه باید بکنیم برای این امتحان سنگین؟ چه کنیم که به استقامت برسیم؟ یه آیهای از قرآن هست خیلی من این آیه رو باهاش لذت میبرم. واقعا از عسل شیرینتره "وعلمنا استقاموا علی الطریقه روح خدا، رحمت خدا، رضوان خدا، نور خدا بر مرحوم شیخ صدوق که در کتاب کمال الدین و تمام نعمتش این رو میاره و ذیلش یه روایت میاره.
«وَأَن لَّوِ ٱسْتَقَٰمُوا۟ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَٰهُم مَّآءً غَدَقًۭا» (جن/۷۲:۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اگر بر راه استقامت میورزیدند، آب فراوان گوارا به آنان مینوشاندیم.
وأن لو استقاموا علی الطریقة لأسقیناهم ماءً غدقاً. اگر اینا استقامت میورزیدند در مس-- در طریق و ان لَاستقاموا علی الطریقه بر طریق بر این راه استقامت میورزیدند. لامش هم اینجا تأکیده دیگه. له صد در صد أسقیناهم ساقیشان میشدیم، سیرابشون میکردیم از چی؟ ماءً غدقاً. ما غدق یعنی آب زلال خالص. حالا مثلاً از جهت علمی بگیم آب مقطر هرچی هیچ اضافهای درش نیست، مزاف/اضافه نیست. خالص خالصه ظاهراً. باطنش چیه؟ تأویل این طریق چیه؟ و این که ما اگر طریق رو بپاییم و استقامت در طریق داشته باشیم به ما ماء گوارا میدن. اون ماء گوارا زلال چیه که به ما میدن؟ امام صادق و امام باقر علیهم الصلاة والسلام پاسخ دادن سؤال ما رو. فرمودن یعنی ما اول پای منبر امام صادق و امام باقر و اینها نشستیم جانم به فداشون. بعد در سلسلهی طولیه پای منبر حکمای الهیقدری مثل علامه حسن زادهها نشستیم روحشون شاد. حضرت فرمودن که اون الطریق ولایت ما آل الله. یعنی ما در طریق، در مسیر ولایت امتحان پس میدیم و باید در مسیر ولایت ثابت قدم باشیم و سرشم در اون قالوه. خیلی حرفای قشنگی آقای رنجبر زدن. الذين قالوا ربنا الله یا قولوا لا اله الا الله تفلحون. گفتن. این گفتن بله یه وجهش اینه که ایشون فرمودن یعنی خود گفتن تأثیر میگذاره، اثر میگذاره تو وجود انسان. چون انسان وجود تک بعدی که نیست ابعاد متعدد داره. این گفتن شنود، شنود حسی، شنود خیالی، مثالی از جهت شنود عقلی، شنود قلبی داره، میشنوه. این شنیدن از خودش بالاترین شنودهاست که از خودت بشنوی. یه وجهش اظهار حقایقه. یعنی شجاعت در اظهار حقایق. اینکه تو اگر قالوا ربنا الله گفتن پروردگار ما الله یعنی این شجاعت رو داشتن. چرا حضرت صدیقه شهیده اون چند شبی که رفتن در سه شب در چهل منزل و با اون حال نذرشون زدن از انصار و مهاجرین بیایید صبح در مسجد، تو مسجد جمع شید، بیعت کنید با امیرالمؤمنین که ایشون قیام کنه که حالا سه نفر بعضیها گفتن تا هفت نفر بیشتر نیومد. چرا؟ سرش در چیه که حضرت فرمودن سر تراشیده بیایید. من همیشه به این فکر میکردم چرا سر تراشیده بیایید؟ ما هیئت خودمون اون بچههایی که ما رو قبول داشتن و حرف برای ما نمیساختن، اون موقع تو اوج زیبایی و خوشگلی و جوونیمون و اینها که موهامون، زلفمان رو افشون میکردیم و فلان، یه سال هممون کچل کردیم که برای اینکه اینو بفهمیم. یه چند تا بودیم با هم عهد شده بودیم صیغهٔ برادری خونده بودیم. شماها از این کارا دارید، ندارید نمیدونم. بعد به اینجا رسیدیم که این اصلاً اظهار شجاعته. یعنی شجاعت اینو داشته باشی تو اینو اظهار کنی. این خودش موضوعیت داره. بیانش، گفتنش. کسانی توی این غربالهای روزگار میافتند که شجاعت بیان حقایق رو ندارند. اینو از من قبول کنید. کسی که شجاعت داره بگه، بیان کنه، نه تو دلش فقط نگه داره، بیان کنه، اون انشاءالله نمیافته از این الک / غربال. حالا اون از طریق میشه ولایت. ماء غدق چیه؟ به به، به به. دقیقاً زده موشک نقطه زن زده تو خال. اون چیزی که مقصود این جلسات ماست. فرمودم اون ماء غدق، آب، اون آب گوارا، آب زلال، علم امامه. الله اکبر. علم امام. چقدر من و شما باید زحمت بکشیم تا محضر ولی خدا برسیم، ایشون علمش رو به ما انتقال بده. چقدر؟ همه عمر برای امام حسین گریه کردیم. یه روز من چهارده نوع اشک رو برشمردم تو همین صیانت و حفاظت. امام جماعت اونجا که بودیم یه روزی. نمیدونم صوتاش موند یا نه. یادمه ضبط میکردن. تو کانال هست و من نمیدونم ولی اون موقعها خیلی سال پیش چهارده نوع اشک رو بیان کردیم. بعضیاش رو شیخ جعفر شوشتری فرموده، بعضیاش رو حتی فلاسفه جالبه از حیث برهانی گفتن کاری نداریم. آخرین و بهترین نوع اشک نمیدونم کی تا حالا تونسته این نوع دگرگونی و انقلاب رو در خودش حس کنه و ببینه و اینطوری اشک بریزه. انتقال حال حجت خدا به توست. اشکت اشک مهدوی بشه. اصلاً خواستی damn چنین چیزی رو از خدا؟ عذرخواهی میکنم اظهار فضل نیست "
«وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» (ضحی/۹۳:۱۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اما نعمت پروردگارت را بازگو کن.
وأمّا بنعمة ربّک فحدّث" عرض میکنم. شاید حدود بیست سالم بود من متوجه این شدم. به شدت البته هر چیزی رو هم هر وقتی نباید خواست. شاید ما اشتباه کردیم بدوقتی خواستیم. به شدت از خدا خواستم که این اتفاق رخ بده چه چقدر جمعهکاران / زیارتگاهها رفتم خواهش و تمنا که من بچشم این انتقال حال حجت رو. نمیتونم ادعا کنم من چشیدم اما حالا یه حال و روزی پیدا کردم که نه غذا میتونستم بخورم، نه میخوابیدم. دائمالعشق شده بودم. یه پوست و استخون موندم. پدرم، پدرم نجاتم داد روحش شاد. اومد فرمود پسرم این رویه رو ادامه بدی من عاقت میکنم. تمومش کن. که من از اون حالت اومدم بیرون. ولی همونطوری که ان-- اشک رتبه رتبه داره همین شکل، حالا علم امام هم این چنینه. کدوممون امام رو تا حالا درک کردیم، امام علمش رو به ما انتقال بده. فرق میکنه علم امام به ما منتقل بشه. یعنی تو بتونی بگی قال المهدی صلوات الله علیه. اللهم صل على محمد و آل محمد. سمعت و من شنیدم عن ابن رسول الله حضرت ابا صالح رو من شنیدم. کی میتونه ادعا کنه؟ انشاءالله به فضل الهی اگر خدا لطف کنه، عنایت کنه، دست تأییدش رو جمع ما هست بر نداره و بیشتر ما رو مورد تلطف خودش قرار بده، سیری که ما میریم انشاءالله به اونجا میریم-- میرسه که شماها به اونجاها برسید و من این نوید رو به خودم و شماها میدم چون راه، راه کاربلدان و کمّلین بزرگانی که این راه رو پیمودن و چشیدن و رسیدن. اتفاقا از همین مقدمه ما نصف کلاس ما رو برد. استفاده میکنم برم سراغ شنود. یکی از مراتیبی که ما در وجودمون داریم ، اجازه بدید این رو توی این اصل بیان کنم. تو اصول بودیم دیگه. اصولی که از صد و پنجاه و سه درس معرفت نفس حضرت استاد ما قراره استخراج کنیم، هفتاد و شش تا اصل بود. ما به، تا اصل چهل و پنج رو توضیح دادیم. توضیح که ندادیم فقط گفتیم به گوشتون آشنا باشه. ### اصل ۴۶: نفس و مخرج · شنود شب / ابصار روز
اصل چهل و شش: هر یک از نفس ناطقه و مخرج او از نقص به کمال، شما صاحب نفس ناطقه، مخرج شما که کلش میشه پیغمبر
«…لِتُخْرِجَ ٱلنَّاسَ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ…» (ابراهیم/۱۴:۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): …تا مردم را از تاریکیها به سوی نور بیرون آوری…
لتخرج الناس من الظلمات إلی النور. تو هستی پیغمبر که مردم رو خارج میکنی پس مخرج اصلی پیغمبره به وسیله قرآن نور قرآن که بحثش گذشت سر سلسله طولیه بیای پایین، بیای پایین، بیای پایین میشه ملائکه. بعد میان قوای وجودی خودت. قوای وجودی خودت تو رو خارج میکنند. مخرج نقص تو به سمت کمال میشن که اونا هم قبلاً گفتیم اینا چیان؟ ثابت کردیم. آفرین. ملائکه الهیاند در رتبههای پایینتر. یعنی اینجا ما مثلی از ملائکه داریم. هر یک از نفس ناطقه و مخرج او از نقص به کمال موجودی ورای مادهاند. یعنی ما، خیلی نکته ظریفیه. ای کاش شماها حوصلشو داشتید رو همین اصل چهل و شش یه ده جلسه صحبت میکردیم. انقدر درون مایه داره. استاد هم تو کتابش گفته رد شدهها. فکر نکنید ده جلسه، یه جلسه صحبت کرده، یه جلسه یا دو جلسه. اینجا میفرماید که هم مخرج ماورای مادهست. اون کسی که ما رو خارج میکنه هم نفس ناطقه. نفس ناطقه که مبرهنه برای هممون میدونیم همین که علم توش قرار میگیره. علم چون خودش مجرد از مادهست، معرفت، حقایق مجردند، ظرفش هم لاجرم باید مجرد باشه که عرض کردیم این مو کمترین اصل بر اثبات تجرد نفس ناطقه است که علامه فرمودن. تو حدود اون بیست تا دلیلی که هست. اینجا نکتهای که وجود داره که بسیار نکات در این اصل هست، یکیش که الان خیلی برای ما ضروریه فهمش و شما خیلی با دقت این رو گوش بدید. یعنی فراز جلسه ماست که بعد فرود بیایم. اصلاً عالم، عالم فراز و فروده. فرودش شبه، فرازش روزه. فرودش قوس نزوله. انا لله فرازش قوس صعوده و انا الیه راجعون. فراز جلسه الان اینجاست. شب جلسه. یعنی باید شنود کنی و بشنوی. چون میگم شبه. حالا دوست داشتید دلیلش هم میگم. دوست دارید بگم چرا شنود؟ یه صلوات بفرستین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. قبلاً در سیر حالا عزیز دلم حسین آقا امروز به من یادآوری کردن که تو سیر لقاءالله این رو ما گفتیم. بله ولی یادمه تو بحث قلب در قرآن هم باز یه گوشهای از همین هرکس زیارت یادم با بچهها اینو گفته بودیم و یادمه ضبط هم میشد. آیه هفتاد و یک و هفتاد و دو سورهٔ قصص رو برید تو خلوتتون قشنگ با دقت ملاحظه بفرمایید. میفرماید
«قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمُ ٱلَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ مَنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَآءٍ ۖ أَفَلَا تَسْمَعُونَ» (قصص/۲۸:۷۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: اگر خدا شب را تا روز قیامت پیوسته بر شما قرار دهد، کدام معبود جز خدا برایتان روشنایی میآورد؟ آیا نمیشنوید؟
قل أَرَأَيتُم إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ اگر شما ببینید که خدا جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ خدا برای شما این چنین جعل کنه که اللَّيْلَ سَرْمَدًا یعنی شب همیشگی بشه، إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ یعنی همیشه شب بشه، مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ کدوم الهیه که غی-- بجز الله یأتیکم بضیاء که این نور رو برای شما بیاره یعنی شب رو روز کنه. أَفَلَا وقتی بحثه، دقت بفرمایید؛ وقتی بحث لیله، اللَّيْلَ سَرْمَدًا وقتی بحث شب، تاریکی، ليل رو مطرح میکنه میفرماید أفلا تسمعون آیا نمیشنوید؟ شنیدن، شنود به شب خورده. ادامه. قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّ- حالا النَّهَارَ سَرْمَدًا اگر روز همیشگی بشه، خدا هم فقط میتونه این کارو بکنه و اگر خدا این جعل رو انجام بده، إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بَلَيْلٍ کی میتونه این روز رو برای شما شب کنه؟ که تَسْكُنُونَ فِيهِ که درش آرامش پیدا کنید. حالا اینجا بحث چیه؟ النَّهَارَ سَرْمَدًا روزه. اینجا باید چی بگه؟ أفلا تبصرون آیا نمیبینید؟ چی متوجه میشید؟ خودتون الان اجتهاد کنید. وقتی بحث شبو مطرح میکنه میگه نمیشنوید؟ میزنه به، شنود رو میزنه به شب. وقتی بحث روز رو مطرح میکنه ضیا و نور میگه أفلا تبصرون نمیبینید؟ وجهش چیه؟ به نظر شما چرا این کارو کرده قرآن؟ اینا رموز قرآنا. اینا رو دست کم نگیریدا. اینو هر کجایی شما پیدا نمیکنید. اینا رو از این جهت میگم که شما غرض موضوع رو بدونید. اگر خدايی نکرده جور دیگهای برداشت نشه. یه بخشی رو من پیدا کردم خیلی برام شیرین بود از جوابی که به این سؤال علامه طباطبایی داره و حضرت امام. به به! چه شخصیتهایی. ما بال و پر میریزیم هرچی اینا بگن. اولاً علامه طباطبایی فرمود اینکه در آخر آیهای فرمود آیا نمیشنوید؟ و در آخر آیه دیگر فرمود آیا نمیبینید لطیفهایست. لطیفه از حیز-- از نظر علما یعنی، یعنی اون ذرایع صفت عرفان. اینو یادتون باشه. چنانکه-- حالا داره توضیح میده. چنانکه س-- چرا اینطوری شده؟ چنانکه صفت نشنیدن مناسب با تاریکی. نشنیدن تو تاریکیه، تو سکوته، تاریکه همه جا شبه همه خوابیدن. گنهکارای عالم همه دمر افتادن. اکثراً هم که لا یعقلون لا تتدبرون. اکثراً افتادن. همه جا سکوته. خب؟ علامه فرمود که نشنیدن مناسب با تاریکیه و صفت ندیدن مناسبه با روشنایی. چرا ندیدن روشنایی؟ باید روشن باشه که آدم ببینه. نه، اونجا میگه ضیا، شدت نوره ضیا. یعنی انقدر نور زیاد باشه که بخوره تو چشت نتونی ببینی. توجه کردیش شد؟ این از علامه. به عبارتی پنهانی یا پنهانی شب، به عبارتی پنهانی شب سنخیت مناسبی با پنهانی عالم غیب دارد. از این جوابتش که دارم براتون میخونم مال حضرت امامه. که چرا شنود را زده به شب، شهود را زده به روز. شهود رو. یعنی دیدن رو. پنهانی-- حضرت امام میفرماید پنهانی شب سنخیت مناسبی با پنهانی عالم غیب دارد. به به، به به. اینم قابله، اینم درسته. یعنی با هم قابل جمعن. چون عالم غیب پنهانه دیگه. ظهور که نیست، باطنه. شب میگه مناسبه با عالم غیبه که گوش رهزن آن است و هویدایی روز، پیدایی روز سنخیت مناسبی با ظهور عالم ماده دارد که دیده میشه. اینکه دیده میشه با چشم، این نشانه ظهور عالم ماده داره، مال عالم ظهوره. و الا شما با این چشم، با این چشم نمیتونی ملکوت رو ببینی. میشه دید یا نه؟ حالا این جمله امام رو تموم کنم بعد این سؤال رو روش کار کنم. که چشم-- میفرمود که و هویدایی روز سنخیت مناسبی با ظهور عالم ماده دارد که چشم با آن آشناست. این نظریه در حالیست که اصطلاحات عرفانی نیز از ص-- از سیر، از سیر فرودی یعنی نزولی. از سیر فرودی جلوههای روبیبی تعبیر به شب، لیل و از سیر فرازی آنها تعبیر به روز یا لیل میشود. اینو حضرت امام فرمود. یادتونه تو بحث لیلة القدر گفتیم چرا شب؟ چرا شب قدر؟ چرا روز قدر نه؟ چرا؟ چون تنزّل الملائکة والروح دیگه. اینجا میفرماید سر-- در سیر فرودی یعنی نزولی بحث شبه. چون حضرت صدّیقه طاهره، اون روح اعظم، روح، روح تنزّل الملائکة والروح، اون نور اعظم، عظمى بلکه. میخواد بیاد پایین این میشه شب. وقتی صعوده دیگه حرف روزه. خب حالا سؤال چی بود؟ به جوابش رسیدید یا نه؟ جان بلندتر. شما هم نمیدونید، نمیشنوید. فقطا وقتي قرآن نازل میشه ما قرآن رو به صورت مکتب داریم. اول که مکتب نبوده که. اول در صقع نفس / باطن نفس پیغمبر این به صورت نور جلوهگر میشود. حالا در بحث تنزل در قرآن ما یه اشتباهی کردیم چوبش هم خوردیم. چون این حرفها ما رو هر جایی که نیست که. ای هم دست و پا نزنید آقا چرا بعضی از قطعات این جلسات حذف میشه دیگه نیست فلان. چه اونایی که برکن نیست سر و تا بهشون برسه، چه شماها. من چوب میخورم. دوست دارید من چوب بخورم؟ چوب خوردم دیگه. با چه زبونی بگم. هم از بیرون هم از داخل. ده شب ما یه مسجدی رفتیم خب به خیال خودمون که امام جماعتشون دکتر فلانی و، و کتاب اهل چه بد مثلا اهل کتاب و تألیف و تألیفات و استاد دانشگاه و خیلی هم من قبولشون دارم ایشون رو. حتی پایاننامهشون پیرامون ف-فلسفه و عرفان و اینا بود و علوم قرآنی. اونجا پیرامون چی من ده شب صحبت کرده باشم خوبه که چوب خوردم. نزول قرآن. بخصوص نزول قرآن حرف زدم که الان ایشون آقا داوود شاگرد زرنگ جلسه ما چند وقت هم تشریف نداشتن چون بازنشست شدن. چرا چوب خوردیم؟ مال هرکسی نیست. آقا قرآن که اومد چگونه اومد؟ سیر نزولی و فرودی قرآن به چه گونه بوده؟ این خودش خیلی-- اصلاً از رموزه، از کنوزه. بعد این ما رو رفته، رفته میرسونه به کجا؟ چقدر خدا همه چیزو جفتوجور میکنه. من اصلاً همین چند روزه همش زوم بودم رو این قطعه رساله سیر و سلوک علامه طباطبایی. به، به، به. نشونم هم هنوز هستش اینجا. خدا میدونه من اینا رو آماده نکرده بودم این ج-- یعنی رشته، رشته بحثها اینطوری به هم بخوره. ایشون میفرماید که در ظهورات آثار تجلی الهی. ### مراقبه · توجه به نفس · ملکوت قرآن
حضرت علامه طباطبایی میفرماید و در اثر التفات به این دو امر یعنی اهتمام به مراقبه و توجه به نفس، کمکم آثار تجلی الهی در او پیدا خواهد شد. این اهتمام و توجه به نفس رو یه روزی من گفتم، یه روز دربارهش صحبت کردیم که گفتیم یکی از بهترین راهها برای اینکه شما بری تو وحدت و به توجه عرفانی بیفتی، توجه به نفسه. یادتونه؟ دو تا دستورالعمل اینجا حضرت استاد دارن برای کمک راه سالک / غربالین الیالله در توجه به نفس. یکیش زیارت سید و شهداست. اصلاً دستگاه سید و شهدا، اشک برای امام حسین، اینکه خاک پای عزاداران امام حسین بشی و اینجا خودت رو نذر و وقف و خرج کنی. همه جا از هر قسمش ازت برمیاد. بخونی، گریه کنی، بگریونی، چایی بدی، پرچم بگیری هر کاری میتونی اما شرطش خلوصه. اونم نه اخلاص، خلوص شدته. یکیش هم حضرت استاد که الان تو همین رساله داره. میفرماید یکی در حین تلاوت قرآن و الت-- این نکتهست که اینو، اینو هر جایی پیداش نمیکنید. همه میگن تلاوت قرآن اما به چه شیوهای؟ همه میگن توجه به نفس، به چه روشی؟ یه روز بهتون گفتم روشش رو یواشیواش بهتون میگم. در حین تلاوت قرآن و التفات به خواننده، به خواننده کیه؟ به خواننده قرآن که چه کسی قرآن را میخواند؟ تو؟ تو داری میخونی یا خدا داره میخونه؟ انا سنلقی علیک قولا ثقیلا. به به، به به! آدم میخواد با این آیات پرواز کنه. انا سنلقی علیک. سن-- ما داریم برای شما قرائت میکنیم، ما نقل میکنیم و ما این-- انا انزلناه في ل-- همه دست-- میشه انسان قرآن بخونه در حالی که صدای خدا بشنوه؟ بله. میشه که علامه داره میگه این راهشه. توجه کردید؟ یعنی تو از خود حضرت حق بشنوی. قرآن که نازل شده، قرآن همین آقا داوود، همین سیاهایه که رو کاغذ دست منه، مگر ام شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم نیست؟ همه چی خزانهشون بالا نیست مگر؟ و نازل نشده مگر؟ مگر خودش نمیگه ان انزلناه في ليلة مبارکه. ان انزلناه نازل شده. خب و بیده من بیده- «بیده ملکوت کلّ شیء». قرآن هم یه شیئه. پس کشیده شده تا عرش اعلی. پس قرآن فقط این سیاهه است؟ بگید. پس همینه؟ نه. چرا ما فقط به همین سیاه فقط داریم توجه میکنیم؟ چرا قرآن خیالی نداریم؟ چرا قرآن مثالی نداریم؟ چرا اصلاً توجه نداریم؟ چرا قرآن عقلی نداریم؟ چرا اصلاً توجه به قرآن قلبی نداریم؟ الله اکبر. آقا اینها روشهایی است که بزرگانی مثل علامه طباطبایی استاد استاد شما از حیث اشراقی تو کتابش که الان دست منه دارم از رو براتون میخونم روش داده. پس خودش رفته طی کرده. اونا آدمی نبودن مثل من معرکهگیری کنن. معرکهگیری کنن. بیان همینطوری یه چیزی بگن به به چه چه. نه، اول خودش رفته رسیده بعد داره میگه. من از اونام که میگم من آمدم به به! شیخ عبد الزهرا رو داره خودشو معرفی میکنه که رستم بود پهلوان. خودت که خود کسی باش. خود کی هستی؟ اما او رفته رسیده. پس میشه انسان به گونهای قرآن رو تلاوت کنه که صدای حق رو بشنوه. میشه. راه داره. راهش توجه به نفسه با این دو روشی که عرض کردیم. حالا ریزهکاریها داره اجازه بدید رد شیم چون الان بحث ما سیر صلوک عملی که نیست. پس سی-- سلسله مراتب همونطور که چای میخورید گوش هم بدید. از عالم علوی همینطور قرآن داره میاد کشیده شده داره میاد تا اینجا. ما متاسفانه همین پایین پایینشو دیدیم. تو خود ما این شکلیه. اگر فهم در ملکوت اتفاق میفته، الان این حرفی که من دارم میزنم بیان من صوت مادیه. آیا این صوت مستقیم میره در، از چه باید از دهلیز گوش مادی رد میشه وارد بر ملکوت وجود تو میشه؟ نه نفس باید تجریدش کنه به زبان نفسش کنه. البته اینجا یه سؤال پیش میاد که آیا نفس ما چه در دنیا ملکوت وجود ما. اینو خوب گوش بدید. این خیلی به دردتون میخوره. اگه دوست داشتید اینو یه ذره به پروانه و مهندس تو این آخر بحثی. ببین چقدر کثیر الفروع همین اصل چهل و شش. ما همش داریم مقدمه هی میگیم از اینجا میپریم به اونجا میپریم و هر کدوم اینجا جای بحثه. گفتم جه-- ده جلسه همین اصل میخواد باور کن. که یه صلوات بفرستین. اللهم صل علی محمد و آل محمد. امان، امان، امان که نمیذارن هر چیزی رو هر وقتی و هر جایی و هر کسی بگه. بردن از ذهنم. با اینکه صلوات فرستادیم نی-نیومد. نازل نشد به ذهنم. نکتهی مهمی رو میخواستم بگم. بگذریم. ببینید، برگردیم به بحث. چون من خودم رو سپردم به صاحب جلسه، مطمئنم هر چیزی از ذهنم بره یا بیاد دست اوناست. جانم. اگه اجازه بدید توی جلسه س-پاسخ و پاسخی بعد از این جلسه است که چند دقیقه دیگه شروع میشه در خدمتتون باشم. [زیر نفس] و از جلسهمون دیگه آخر رو به پایانه دیگه. این نکته رو که داشتیم میگفتیم نظر امامو گفتیم، نظر حضرت علامه طباطبایی هم گفتیم. یه سؤال بپرسم. به نظر شما اگر دوست داشتید حالا که دوست داشتید هم که دیگه فرصتی نیست بمونه همین جوابش برای س-جلسه بعد. جواب این سؤال بمونه برای جلسه بعد. که بتونیم سؤالات شما هم یه رو بیپاسخ بدیم. قولونتون دارم به نظر شما، خدا خیر کسی رو بده. من دو تا برمیدارم . با اینکه دکتر به ما گفته چای اصلا نخور صمیم. چای اگرم میخوری یه قطره چای تو آب. تارای صوتیم دونه خورده بهش. رفتیم دکتر دعا هم کنید. گرفته گفت اصلا نباید بخونی و نباید بلند، آهسته باید حرف بزنی. صدام یک ساله مریضه علتشم گفت به ما. سؤال اینه. این سؤال جوابش خیلی به درد بخوره. پس سؤالشم به درد بخوره دیگه. آیا قوه این حواس ظاهری ما اعم از باصره، سامعه، لامسه، ذائقه و شامه، اینها وقتی تحریک میشن که حواس ظاهریان دیگه مربوط به طبعمان، طبیعتمان. خب؟ آیا تو همین دنیا یا وقتی از دنیا میریم در عالم برزخ چه در اینجا کسی موت و قبل انتموتو براش اتفاق بیفته، چه نه واقعاً مرگ اجباری رخ بده و نفسش اعلام انصراف از بدن بده و نگاهش بیفته به بدن برزخیش و برزخی دیگه سیر کنه از اونجا به بعد و این معنای موته. مثل ارواحی که الان از این دنیا رفتن و اونجان. آیا با این چشم دقت کنید با این حس باصره ظاهری، چشم ظاهری میشه ملکوت رو دید؟ یا برعکس اون، اون که تو ملکوته میتونه با چشم، اون دیگه چشم باط-- ظاهری که نداره، اون چشم طبیعی که نداره، اون رو تلاشی شده. با اون چشمی که در عالم برزخ و رتبه مثالیش داره میتونه کل ما-ماده رو عالم ماده و طبیعت رو ببینه؟ جزئیات و همه چی رو ببینه؟ اینا سیر معرفت نفسهها. خب. تو دل همین سوال. آیا از حیث شنود من وقتی دارم الان با شما حرف میزنم این صوت رو گوش مادی شما که میشنوه صد در صد. جسارتاً کر که نیستید همه شنوایید. آیا گوش مثالیتون یعنی گوش ملکوتیتون هم همین صدا رو میتونه بشنوه یا بالعکس؟ کسی که رفته به عالم ملکوت. حالا چه مر تو قبل انت و تو اینجا دارد سیر میکنه، اصلاً خوابه. اونم رفته تو ملکوت دیگه رفته تو رتبه مثالیش. کسی که خوابه. چه اون کسی که نه، اصلاً از دنیا فارغ شده رفته به عالم برزخ. آیا او صدایی منو همین صدای مادی رو میتونه بشنوه؟ خب. حالا همینطور برو جلو تا حس لامسهش، حس-- وقتتونو نگیرم. چشاییش، ذائقه. یعنی من الان این چایی رو شما دارید میل میکنید میشه جونتون، اگر همین الان یه جذبهای به شما دست بده، رشحهای بیاید و یه جذبهای بیاد و انشاءالله شما برید تو حالت شهود و کشف و فارغ بشی از این عالم طبیعت، برید تو رتبه مثالیت، اونجا چایی بخوری، همین مزه رو داره چایی اونجا؟ یک. همین شکلو داره؟ همین طعمو داره؟ و اصلاً همین چاییه؟ و همون ذائقه مثالیت داره الان این چایی مادی رو میچشه؟ اصلاً میشه یا نمیشه؟ به همین طور حس بویایی و لامسه. لامسه تو الان، خب انسان م-مثلاً با همسرش مراوده داره که باید هم داشته باشه سنت پیامبره. با دوستش، رفیقش مصافحه میکنه، لمسه. حالا یه بحثی تو لامسه داریم به وقتش میگیم که همه قوا تحت الشعاع اون هستن، همه لامسه رو دارن. یکی از مهمترین حواس ماست. خب وقتی کسی از این دنیا رفت یا سیر کرد از همین نشئه طبیعت همین الان به رتبه مثالیش و کشفی براش حاصل شده تو ملکوت سیر کرد، آیا مثلاً اونجا همسر بهشتی بهش تزویج شد؟ آقا الان ارواحی که از این دنیا رفتن از ازواج بهشتی / حور العین که یک بارم من تا حالا تو دعاهام اینو نخواستم از خدا بنا به دلایلی. حالا اونجا حوریه بهشتی تزویج میشه. لمسی که اینجا من دارم هم اون لمسه و اون لمس همین لمسه و با هم متفاوتاند. اینها سوالات بسیار مهم و جدیایه که شما باید بدونید تا در سیر مر-- یکی از مراتب توجه به نفس، یکی از مراتبش همینه. همین که من الان دارم با شما کار میکنم. که علامه طباطبایی برای رسیدن به تجلیات الهیه یک شرط بسیار مهمشو میفرماید توجه به نفس. برای رسیدن به توحید که سه پله بود. توحید سه تا رتبه داشت دیگه. توحید افعالی که الان تو کشکول نور بین دو نماز تو بازرسی ما داریم همین بحثو میگیم. تو کانالم داره میره، تو مرام گمنامی. الان رسیدیم به همین توفیق توحید افعالی. به لسان علامه داریم توضیحش میدیم. با-- از توجه به نفس انسان میرسه به اون سه مرحله که علامه طباطبایی میفرماید اصلاً ناگزیریم، لابد. هیچ چاره دیگهای نداریم از رفتن در قوس صعود به سمت حضرت حق الا طی از مسیر توحید افعالی، صفاتی و ذاتی. چقدر ما از اینا باخبریم. چقدر پس ما از توحید دوریم. الحمد لله رب العالمین. صلوات بفرستید. اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت على إبراهيم [پچ، پچ]
یادداشت پایانی
- ASR با ElevenLabs `scribe_v2` (auto) پاکسازی و برای خوانایی ویرایش شده؛ ایدههای استاد حفظ شدهاند.
- Segments خام حذف شدهاند.
- ترجمههای فارسی زیر آیات توسط مدلاند، نه استاد.
Corrections log
| مورد | اصلاح | منبع |
|---|---|---|
| نسار / فضات و نايات | نثار / تفضّلات و عنایات | اصلاح ASR |
| آویشن اتفاقات | آبستن اتفاقات | اصلاح ASR |
| مائع غدق / ما عن غدقا | ماء غدق · جن ۷۲:۱۶ | quran.com / کمالالدین |
| الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا | فصلت ۴۱:۳۰ | quran.com |
| لتخرج الناس من الظلمات | ابراهیم ۱۴:۱ | quran.com |
| بل الإنسان على نفسه بصيرة | قیامت ۷۵:۱۴ | quran.com |
| قصص ۷۱–۷۲ أفلا تسمعون / تبصرون | قصص ۲۸:۷۱–۷۲ | quran.com |
| ملکوک | ملکوت | اصلاح ASR |
| شمود/شهود شب و روز | شنود شب · ابصار/شهود روز | امام / علامه طباطبایی |
| فأما بنعمت ربك فحدث | وأمّا بنعمة ربّک فحدّث ضحی ۹۳:۱۱ | quran.com |
| سر المستودع | السرّ المستودع فیها | دعای ندبه / بافت |