[چندین نفر به طور همزمان] صلوات محمد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
تسلیت عرض میکنم ایام شهادت سید و سرور شهیدان و یاران با معرفت و با مرام حضرت رو.
انشاالله عزاداریهاتون قبول باشه.
خیلی وقت بود جلسه نداشتیم.
تشکر میکنم از همهی دوستانی که هی ما رو تشویق کردن، ترغیب کردن که بالاخره امروز یه طوری چهار تا کلام بگیم و دور هم باشیم.
از فیض حسینی که به شما، به سر شما ریخته ما هم بهرهمند بشیم.
همون که دور هم میشینیم قطراتی که جمع میشن دور هم تشکیل آب رو میدن.
دیگه همینطوری جمع میشن، جمع میشن، جمع میشن دیگه فیض همه گیر میشه.
فیضان فیض به همه میرسه.
خب الحمد خدا رو شکر نشستن تو این جلسات توفیقه واقعا.
توفیق میخواد گفتنش، شنیدنش، فهمش، چشیدنش.
[نفس عمیق] من خودم امروز از یه صحبت چند تا صحبت از حضرت استاد عالم به ذات علیه رحمة الله الرضوان میخوندم و خیلی یه حالت عجیبی بهم دست داد.
برام، برای چندمین بار البته اینا رو قبلاً تو اصوات ایشون شنیده بودم.
بعد امروز که از رو خوندم آثار ایشون رو باز مثلا اون خاطرات زنده شد و یه حالت نمیدونم چی بگم بهم دست داد.
آدم گاهی اوقات یهو سینش پر میشه، لبریز میخواد بشه.
هی دوست داره بگه.
بده ول شده به زمین، به خاک بگه.
امثال من چون کم ظرفیتیم زود سینه پر میشه و حالا خدا لطف کرد شماها تشریف آوردید ناخواسته بدون اینکه ما بخوایم و بگیم.
نه ناخواسته یعنی بنده منظورم نبود ولی شما که بندگان خدا.
حالا بخشیش رو برای شما عرض میکنم ببینید چقدر عالیه این کلمات.
چط طولانیه یه بخشیش رو من.
مقدمهای بیام برای همه دوستان که خب این روزا روزای عجیبی بود.
حوادث یعنی اصلاً تاریخ ما معاصر آوستن حوادث عجیب و غریبه و به سرعت.
یعنی ما نباید جا بمونیم از این حوادث.
اتفاقات عجیب و غریبی هم در راهه که بخشیش از طریق علم مثلا طبیعی، بخشیش از طریق علم جامعه شناسی، روانشناسی، بخشیش از طریق حتی علم نجوم.
اینها امکانش هست.
مثلا اینکه ما قبل از اینکه اصلاً جنگ تموم شه شاید مثلا دو سه روز [نفس عمیق] بوده بود.
فکر کنم مثلا روز نهم اینا بود.
اِاِاِ با پسرم علی یاسین داشتیم صحبت میکردیم، گفتوگو میکردیم.
و تو یزد بودیم.
اونجا جالب بود که ب-- از اون منابعی که در دسترس پسرم گذاشته بودم، پسرم که سن نداره هفده سالش بود، گفت بابا من دارم میفهمم که از طریق عالم علوم نجوم که اِاِ سه شنبه یا چهارشنبه جنگ تموم میشه.
جنگ سخت تموم میشه و جنگ شناختی شروع میشه.
گفتم آفرین پسرم چجوری فهمیدی؟
نشستیم با هم صحبت کردیم.
یعنی بخشیش-- و همونم شد.
بخشیش این شکلیه.
یعنی بخشی از اتفاقات که میافته از طریق علوم مختلف، بخشیشم نه الهیه.
بخش اعظمش بخش الهیه.
مربوط به الهیت نظام هسته.
ببینید [نفس عمیق] هر اتفاقی میخواد بیفته [زبان عربی] دیگه.
این اتفاقاتم به یک معنا اشیااند.
اِاِاِ موجودات یا وجوداتی هستند که فیضشون از وجود کل و وجود صمدی حضرت حق میگیرن و در حال تنزلاند.
هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزانهش عند الله و ما نزلناه الا بقدر معلوم.
این اتفاقاتم همه داره نازل میشه پیامهاش از عالم اله میاد.
که چنانچه خاطر شریفتون باشه فکر میکنم در بحث قلب اِاِاِ در قلب در قرآن بود آخرین بحثی که داشتیم فکر کنم اونجا بود عرض کردیم اشاره به آیات سوره حشر که شیاطین میرفتن مافوق عالم دنیا، این آسمان دنیا و استراق سمع میکردن.
متوجه میشدن که ملائکه چه پیامهایی رو برای انبیا دارن نازل میکنن و از اون سوءاستفاده میکردن.
بعد تو سوره حشر میگه ما با رجمل الشیاطین با این شهاب سنگها رجع میکنیم.
هر جا شهاب سنگ دیدید دارن اِج-- آره یک شیطان یا شیاطینی رو دفع میکنن.
از اونجا به بعد دیگه نتونستن برن اون بالا استراق سمع کنن.
از طریق علوم دیگهای، علوم غریبه و اینها دارن استفاده میکنن و، و خیلی هم مراقب باشیم تو این زمینه که تذکراتی بزرگان دارن میدن.
مثل اینکه وارد هر چلهای نشید، هر چلهای نگیرید و مثلا میگه ختم چند میلیونی سوره فیل.
شما هم شرکت کنید.
خب به چه نیتی؟
کی اصلا مبدأ این ختمه؟
اینو کی داده؟
خود اسرائیل داده.
نیتشون هم اصلا از شروع این ختم نیتشون در دفع اسلام و دفع مقاومت و پیروزی خودشونه.
تو چه میدونی میری شرکت میکنی؟
اینا مهماتیه که باید دانسته بشه در علوم غریبه خیلی خیلی اینجا بحثها هست که باید پیاده شه.
به هر حال از اون عالم بالا میاد، از عالم اله میاد به عالم ارواح و عقول و عالم مثال یا برزخ.
برزخ عالم بیرون از ما.
برزخ مطلق بهش میگن.
ب-- یا مثال مطلق بیرون از ماست.
تو ما میشه قوه خیال.
بعد تا بیاد به نشئه طبیعت.
اینکه شما تو خواب خوابی رو میبینی بعد همون پیاده میشه تو بیداری، خوابت چه رتبهای از وجود خودته؟
رتبه مثالیته.
همون پیام داره متنزل میشه، نازل میشه و میاد به طبع شما، به طبیعت شما، بدن شما و بیرون از شما و خارج.
شما در رتبه مثالیت میبینی.
یعنی دیگه انقدر نزدیک شده.
شما وقتی از-- میخوابی [مکث] الله یتوفی الانفس حين موتها والتي لم تمت في منامها.
اون کسی هم که في منامها تو خوابشه مثل اون کسیه که مرده.
اونم میره تو عالم برزخ.
اما برزخ وجودیش، قوه خیالش.
یه رشدهست، یک شأنیست از اون برزخ کل، اون مثال مطلق که بیرون از ماست.
همه پیامها از اونجا داره میاد.
ما میریم تو عالم خواب، در حقیقت ما هم استراق سمع میکنیم تو عالم خوابمون نسبت به سعه وجودیمون و اندازهمون و قدرمون و طهارتمون میشنویم.
پیامها رو میگیریم.
این پیامها داره چ-- اگر اون رگههای الهی البته درش باشه، مشوش نباشه، متخیلات فاسده نباشه، قراره تو نشئه طبیعت پیاده بشه.
اگر کسی نفسش قوی باشه میره تو رتبههای بالا، بالای عالم مثال وجودیش یا مثال متصل که تو خودشه، اون پیامها رو از اون عالم بالاتر، رتبههای عالیتر دریافت میکنه که هنوز حالا حالاها مونده.
اون چهل سال بعدو میبینه.
اگر نفسش ضعیف باشه همین رتبههای پایین رو میبینه و همون اتفاق میفته.
[مکث] که حالا بعضیا از طریق اصلاً خواب میتونن تشخیص بدن که [مکث] در آینده چه اتفاقاتی میفته.
به حق هم هست.
البته راه داره.
باید عبور کرد، تعبیر کرد، عبور کرد و از ظاهر به باطن این صور رو اشکال.
پس این همه چی داره نازل میشه.
بهترین راه، مطمئنترین راه بر اینکه انسان بتونه به این علوم آینده، پیروزی حق بر باطل، یک سیاه قلم ما، وعده بزرگان آیات قرآن اینا ظاهراً سیاه قلمه.
نوشته شده.
درست شد؟
خب کاری به اینها نداریم که میشه علم فکری.
اما یک باور قلبیه.
اطلاعات فکری صرفاً نیست.
یعنی علم فکری نیست.
باوره که یقین حاصل کنه که نه حتما این اتفاق میفته.
این نیاز به ارتباط با الهیت نظام هستی داره.
اینکه رهبر آره عزیزمون انقدر مطمئن از امیدآفرینی، از آینده ایران و جهان اسلام سخن میگه فکر میکنید علتش چیه؟
انقدر محکم، محکمتر از ایشون در برابر اسرائیل و آمریکا دیدید؟
گنده گدهها، گندهها رو ببینید بالا پر ریختن دیگه.
ایشون محس-- مستحکم بود که همه مستحکم موندن.
چون به حکمت رسیده.
حکمت هم که باطن اشیاست، باطنه.
اینا چیزاییه که از زندگیشون، از گفتارش، از مرامش، از معنیش کاملاً قابل بررسی و استنباطه.
یعنی چیزی نیست که اینم حتی علم فکری ما باشه.
داریم میبینیمش، داریم میچشیمش.
جلوی کس-- مثل آمریکا وایسادن کار کمی نیست.
یعنی نگیم بچه بازی راه ندهیم به-- آقا آمریکا چی داره غلط کرده و فلان.
یه وقت حضرت امام میگه هیچ غلطی نمیتونه بکنه، امام بذار بگه.
من نگم، بذار امام بگه.
من اگر میگم ادای اونو در میارم.
بابا اون یک هیبتی داره، یک هیمنه.
میگه دشمن رو نه خیلی بزرگش کن، نه کوچیکش، کوچیکش هم نکن.
بدونی با کی داری در میافتی.
مرکب میخوری.
بذار رهبر جامعه که وصل به الوهیت نظامه بگه، بگه بیچاره میشید.
یه وقت هست یه آدم سیاسی میاد یه حرفی میزنه، بیخود یا میخواد رأی جمع کنه یا محبوبیت پیدا کنه و [نفس عمیق] یه حرفی زده باشه بره تو اپلیکیشنها و نمیدونم اینهای پیامی ازش پخش بشه.
نه، یه وقت وصل به نظامه.
اینکه ازش یه بحثی بود یه جا خیلی شلوغ شد، نگران حال آقا شدن.
اینا یادتونه آقا اون جمله طلایی رو فرمود "من زیر پرچم عهدی نیستم، من زیر پرچم اباالفضل العباسم." با تمام وجودش گفت.
زیر پرچم اباالفضل العباسم میدونید یعنی چی؟
یعنی من وصل به الوهیت نظام هستم.
من اصلاً کاری به کسی ندارم.
نه با شماها کار دارم، نه با دشمن کار دارم.
من وظیفه خودم رو دارم انجام میدم.
وصل به اونجام میدونم چه باید بکنم.
[نفس عمیق] این ارتباط با الوهیت نظام ما رو میرسونه به اون حکمت، به باطن عالم میرسونه.
از علم عبور میده به معرفت میرسونه.
انمهما خدا منتظر اینه که آقا میاد ما رو بیچارهشون خواهد کرد.
آفرین.
اصلاً- آفرین.
خوبه.
احسنت.
دقیقاً همین طوره.
عشق الهی به...
همینه.
منتظر اینه بندهش چی میگه.
آفرین.
عه.
عبدی.
اطعنی حتی أجعلك مثلی أو مسنی.
شما فرمودید.
آفرین.
اون جبروت، اون عظمت باید ببینی فرمود.
آفرین.
و خدا هم-- اون میخواد از زبون اون بشنوه بعد اونو بیچاره کنه.
آفرین.
که حرف اون عبدش- احسن.
شما خیلی به جا حرفتو زدی آقای وحدتی و خیلی هم درست و محکم.
چون کانال فیض میخواد.
جاری شدن پیامهای الهی کانال فیض میخواد.
هرکی اگر جای خودش قرار بگیره همه چی درست میره جلو.
تا به شرطی که همه گوشمون به دهان اون ولیمون، اون بزرگمون باشه.
اون موقع کار درست میشه.
اگر ما توجه به همین نکتهای که من الان گفتم داشته باشیم دیگه همه ترسها میره، آرامش جاش میاد و حتی این ختم سوره فتحو کی گفت انجام بدیم؟
آقا هرکی برای خودش یه دستورالعملی داشت میداد.
یکی مثل من بیظرفیت شد چهار نفر دورشو که میگیرن حاج آقا شما یه ذکری بفرمایید.
بله چشم.
یه چیزی از خودش [مکث]، خیلی بخواد خود نگهدار باشه، معذور باشه از اهل بیت.
خب صبر کن قصه در حد تو نیست.
قصه ربط به عالم داره، نس- ربط به پیامهای الهی داره، ربط به کل نظام هستی داره.
یه گردش روزگاره.
چهار نفر دور تو رو نگرفتن بگن که.
اونو باید ولی امر بگه.
ختم سوره فتحو که ایشون گفت اخیراً یکی از اهل معنا اسمشم فاش نشد.
یکی از اهل معنا فرمودن که بسیاری اتفاقات سنگینتر از اینی قرار بود بیفته ولی اون ختمهای سوره فتح که اتفاق افتاد و انجام شد جلوی این بلاها مثل یه سد وایساد و اینها رو گرفت.
توجه کردید؟
باید از دهان اهلش، بله ما هم تأسی کنیم.
هرجا نماز جماعت رفتم در نماز مغرب امام جماعت همیشه سوره فتح میخونه.
آفرین.
راه های مختلف ها.
احسن.
یعنی افراد توجه دارن به این قضیه.
این خودش یک خطو دیگه.
احسن.
یه نماز وقتی از مغرب تا مشرق از ملائکه هستن.
احسن.
وقتی اذان امام رفته بده آخه این خودش یک خطه.
احسن.
و در هر نماز یه خط داره.
حالا که- مردم تاکید داشتن این فرمایش و اون ختمو نمیدونم کدوم یکی از اولیا خدا گفته بود که ختم سوره فتح داشته باشه.
خود آقا فرمودن.
بله رهبری فرمودن.
بله.
یه خیلی- بله.
دعای چهاردهم صحیفه، دعای توصل و سوره فتح.
حالا ما هنوز نرفتیم تو صحبت حضرت استاد بحثمونم وقتش گذشت.
یه ده دقیقه.
اگه حوصلشو دارید چند خط بخونم.
ها؟
یه صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
این مطلبی که من براتون عرض میکنم ف-- قلم خود حضرت استاده.
از کتاب عیون مسائل نفس و شرحش.
ایشون اصول م-- عیون مسائل نفس که سنگینترین کتابه در معرفت نفس عرض کردیم خودشون میفرمایند پختهترین کتابو نوشتن.
اِاِاِ بعد میگن به جانم سوگند اگر کسی اون فتوحات و fusus و اصفار و اشارات و نفس شفا و اینها رو اسم میبرم، اینها رو نخونه و این عیون مسائل نفس نخونه به فهم خطاب محمدی دست پیدا نمیکنه.
یعنی فهم قرآن.
خطا محمدی یعنی قرآن.
صلی الله علیه و آله و سلم.
میگه دست پیدا-- به جان خودش سوگند میخوره که کسی اینها رو نخونه به فهم قرآن نمیرسه.
حالا این یک بخشی از فرمایش حضرت استاد در خصوص نفسه.
من اینو میخواستم امروز تو مسجد بلال بگم که متأسفانه جلسه مسجد بلال تعطیل شد.
برای شما این بخشش رو عرض کنم.
علامه میفرمایند که نفس را صحت و سقم یعنی صحت و مریضی و حیات و مرگ است.
صحت و سقم، حیات و مرگ.
پس همه اینها رو هم بر اساس روایات میگهها.
الان آقای وحدتی عزیزم چون ایشون وصله به قرآن الحمد لله الان سری که تکون میدن قطعاً روایات یادشون میاد.
میفرمایند صحتش به نظر شما [سرفه] به چیه؟
صحت نفس به چیه؟
یعنی یه nefsi صحیحه، سالمه، برقراره.
میفرماید صحتش حکمت باشد.
همون باطن.
یعنی رهبر عزیرمون چون نفسش صحیحه، سالمه، صحت نفس داره، عالیترین مراتب نفس رو داره، میتونه به الهیت نظام دسترسی پیدا کنه که باطن عالمه و خبر از آینده بده و ما میترسیم اون نمیترسه.
اصلاً ربطی به علم سیاست و علم جامعهشناسی و علم روانشناسی و حتی نجوم و این حرفا نداره که ما فوق اینهاست.
اینها برداشته شدنیه.
اما اون هیچوقت برداشته نمیشه.
اون قطعیه.
پس صحت نفس شد حکمت.
سقمش به چیه؟
یعنی مریضی، درد و رنج نفس تو چیه؟
همهی آدمایی که تو درد و رنج و استیصال و تشویش خاطر و اضطراب و بیچارگی و چه کنم، چه نکنم گرفتاراند، مرضشون اینه.
همین چیزی که الان حضرت استاد میفرمایند.
فرمود سقمش جهل، جهله.
حالا این جهلی که ما فکر میکنیم نهها.
باید ببینیم-- اصلاً، اصلاً نمیدونم من کاش میشد الان سر به سجده بذارم، سر تعظیم فرود بیارم به این فرمایش حضرت استاد.
این نگاهی که اینها به ما میدن.
این ذرهبینی که اینا میذارن حقایق رو برای ما باز میکنند.
ما الان سریع ذهنمون میره سمت جهل در برابر علم.
میگیم که مثلاً کسی که نمیداند.
خب من که میدانم، من که خیلی چیزها بلدم پس من جاهل نیستم.
نه، اجازه بدید بریم یه چند خط جلوتر ببینید چه کرده در خصوص جهل.
غوغا کرده.
[پچپچ] اصلاً فراتر از این آقای-- بله.
دقت بفرمایید.
و حی-- حالا و حیاتش چیه؟
حیات نفس به چیه؟
حیاتش با آن باشد که خالق خویش را شناسد، یعنی معرفت.
عبور از علم ظاهری، معرفت.
خالقش رو بشناسه که فلسفه خلقت ماست دیگه.
و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون ای ليعرفون.
برای شناخت خدا اومدیم دیگه.
و با نیکوکاری بدو تقرب جوید.
یعنی نه فقط صرفاً معرفت نباشه در کنارش کارهای خیر هم عمل صالح هم انجام بده تا نزدیک بشه به اون دیگه.
یعنی اتقرب الی الله و الی رسوله و الی امیرالمؤمنین و الی فاطمه و الی الحسنه والیک اتقرب الیک بموالاتک و بالبرائت.
این یه عمله، یه نیکوکاریه.
صرفاً به معرفت که نیست.
پس اینم حیاتش.
حالا مرگش در چیه؟
مرگ نفس در چیه؟
و مرگش در آن است که به خدایش جاهل باشد.
کسی که مثل-- حالا بعد ببینید تو جهل چه کرده؟
معنای جهل.
کسی که به خدای خودش جاهله، هزاری هم سر به سجده باشه و عبادت و اینا، این مرده.
نفسش مرده.
نگاه نکن به این همه عبادتش.
و با زشت کاری از او دور گردد.
اونجا میگه با اعمال نیک نزدیک بشه، اینجا میگه با زشت کاری ازش دور میشه.
کسی که نفس، نفسش مرده.
یعنی نه خداشو که نمیشناسه هیچی، با کارهای زشت داره دور هم میشه.
حالا، حالا، حالا ببینید چه کرده.
الله اکبر.
جهل به معنای، به خدا قسم این باید سردر همه دانشگاهها و حوزه های علمیه این، اینجا این نوشته بشه.
جهل به معنای بیسوادی نیست.
چه بسیارند باسوادانی که جاهلن.
حالا اینم تا اینجاش هم همه حدس میزدیم یه همچین فرمایشی باشه اما بریم جلوتر.
جهل الله اکبر از این جمله.
جهل توهم فهم است.
[خنده] جهل- [پچپچ] آفرین.
اصلاً طرف فکر میکنه میفهمه.
میگه من خوب فهمیدم، گرفتم، فهمیدم تا آخرش رفتم روشن شدم.
من میدونم، من میفهمم.
جهل توهم فهم است.
هرکس که هر چیزی را تو رو خدا دقت کنید.
هر کس هر چیزی را جز آنگونه که هست لای گیومه میاره هست رو.
اون هستی شناسی.
جز آنگونه که هست.
یه بار دیگه بخونم.
هر کس هر چیزی را جز آنگونه که هست تصور کند جاهل است.
خیلی از ما تصوراتی که در خصوص خدا، بهشت، جهنم، پیغمبر، قرآن، خودمون، نفس خودمون، دنیا و آخرت داریم این توهم ماست.
از رو عقل نیست.
جهله.
من جاهلم.
یه بار دیگه.
جهل توهم فهم است.
هر کس هر چیزی را جز آنگونه که هست تصور کند جاهل است.
مشکل بشر جهالت درک ناموجود.
الله اکبر.
چه کرده آقا؟
مشکل بشر جهالت درک ناموجود.
تو گیومه ناموجود رو نوشته.
مشکل بشر جهالت درک ناموجود و عدم درک موجود است.
و معنای جهل بد فهمی است و نه نفهمی.
آقا چه کرده؟
الان این متأسفانه سران مملکتی ما بعد از این همه رسوایی غرب و اروپا و [سلام علیکو احمدا...
شما] آمریکا و چه و اینها بعد از این جنگ و این دیگه قشنگ خودشونو نشون دادن باز حرف از مذاکره و باز مخالف حرفای رهبر حرف زدن و تو سطح عالی کشور ما.
اینا جز جهله؟
اینا جز بد فهمیه؟
نفهمی هم نیست، بد فهمیه.
فکر میکنه میفهمه ها بد فهمیده.
خب.
[سرفه] یه بار دیگه بخونم غوغاست آقا غوغاست.
به خدا این باید یه کتاب بشه.
همه یه جمله.
مشکل بشر جهالت درک ناموجود و عدم درک موجود است.
باز موجود تو گیومه است.
و معنای جهل بد فهمی است و نه نفهمی.
حالا دیگه غوغا، غوغا، هم در غوغا.
چی بگم؟
به من حق میدید امروز ریخته باشم به هم.
خدا شما رو جمع کنه من یه ذره حرف بزنم.
کف بیمارستان رو، کف آلمده رو که بالاخره طرف میفهمه که دیگه میدونه دیگه میگه بد فهمی.
آفرین.
یعنی یکی میاد برات یه سرابی درست میکنه- احسن.
که- [خنده] همه- بله.
اونو خوب جدا کرده آفرین.
همینو مثلا شیشهش میکنی، چیزش میکنی بعد میکشی.
همون، هموناست دیگه.
سابلون دیگه.
همون مس-- همون یعنی توجه.
آقا به خدا، خدا شاهده بند بند وجود من داره یه جورش میشه.
خدا شاهده.
این تیکهشو ببین الان آقای بهرتی میفرمودن دوباره من اینجاشو نگاه کردم.
ببینید نمیدونم اینا رو به خدا من نباید بگم.
خدا شاهده در حد و اندازه من نیست.
ببینید ادامه میده.
دانایی منم ندارد.
آخ، آخ، آخ، آخ.
مخصوصا اینطوری میگم روش تمرکز کنید.
نمیدونم اونایی که دارن میشنون بعد از این جلسه میره تو کانال اونا چه حالی بهشون دست میده.
هرکی به اندازه سعی وجودیش.
باور کنید این خودش یه انفجاریه.
الان چند تا سرفصل ما ه-حرف داریم، موضوع داریم تو کانال.
اوه!
حالا ماشاءالله سرفصل رفته، رفته، رفته.
سر مکتوم قلب در قرآن، شرح نمیدونم کتاب فلان.
این خودش ال-- از الان همین، همین مطلب میتونه یه سرفصلی باشه بر سلسله جلسات حرفهای ناگفته.
دانایی منم ندارد.
باز منم رو تو گیومه آورده.
دانایی منم داره یا نداره؟
ندارد.
چرا آقا؟
چرا منم نداره؟
یعنی یه کسی بگه من دانا هستم.
میگه اینو نداره.
دانایی منم ندارد.
چرا؟
زیرا شبیه کل است و نامحدود.
نامحدوده.
تو که محدودی چجوری به م-- نامحدود رسیدی؟
تو جزئی چجوری به کل رسیدی؟
خب؟
شبه دانایی، حالا شبه داناییو میگیره جهل.
شبه جا-- دانایی یا جهل پر از منیت است.
پر از منیت است.
چرا؟
چرا پر از منیته جهل یا شبه دانایی؟
چون میفرماید و محدودیتساز.
چون تو رو محدودت میکنه.
دیگه خود جهله نه شبه جهل.
شبه، شبه دانایی که همون جهله محدوده.
خب؟
چون محدوده توش منیت داره.
تو اه-- منیت اه-- خودتو میبینی از خودت دم میزنی، اهل شهرته اه-- خوشت میاد ازت تعریف شه تو و امثالهم.
و قر-- اجازه بدید تموم شه حالا من کوب کردم خودم خدا شاهده.
یعنی این چند جمله رو این حداقل این تموم شه.
و قرآن میفرماید «اعرض عن الجاهلین» از جاهلین دوری کن.
این جاهلی که الان گفتیمو حالا داشته باش.
به اون معنا.
کاش، این دعای علامهست.
آه دلشه.
شما امروز با خودتون ببرید این آه- آره.
کاش رشتهای به نام جهل شناسی تأسیس شود.
خیلی حرفها، رشتهای داریم مثلا [خنده] تو دانشگاهها و حوزهها رشتهای به نام جهل شناسی.
میگم این خودش یه سررشتهست.
کاش رشتهای به نام جهل شناسی باز تو گیوم است تأسیس شود.
شناخت جهل الله اکبر.
شناخت جهل میفرماید اساس حکمت است.
[مکث] اساس حکمت که باطن اشیاء علم به احوال اعیان موجودات به قدر طاقت بشریه یٰسٓ وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ میفرماید اساسش حکمت یعنی شناخت جهل اساس حکمت یا یعنی کسی که به شناخت جهل رسید، جهل رو خوب شناخت اساساً به حکمت رسیده.
خب؟
کاش رشتهای به نام جهل شناسی تأسیس شود.
شناخت جهل اساس حکمت است.
خداوندا خدا را چی بگم من آخه برای این دعا من چی بگم؟
خدا شاهده.
خداوندا همهتون دست به دعا بگیرید این آخر کار.
فرمایش عالم است.
خداوندا نیستی را تا حالا اینطوری دعا کردید؟
خداوندا نیستی را به صورت هستی بر ما جلوه مده.
یه بار دیگه بگم؟
خداوندا نیستی را یعنی اون ناموجود رو به صورت هستی یعنی موجود و وجود- سراب بار نفخ مال بفرست به قال امام حسین مال بفرست به قال- آفرین.
ایشون راحتش کرد.
خداوندا نیستی را به صورت هستی بر ما جلوه نده و نه جهل را به شکل علم و نه حماقت را به شکل فهم و نه گمراهی را به سان هدایت.
الهی آمین.
صلوات فرستاد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و تعج