ددروس معرفت نفس

کلاس معرفت نفس — ۷ خرداد ۱۴۰۴ (پرسش‌وپاسخ)

موضوع: کندن تعلقات · برکت علم علامه · جسمانیة الحدوث · خلقت نوری اهل بیت · عالم امر/خلق و ذر · دعای عرفه (موحّدین) · جوهر و مرکب


متن کامل جلسه (پاکسازی‌شده)

ده دقیقه وقت است؟ خب بفرمایید میکروفن. اول بدهید خواهرها. متشکرم.

تعلقات در جوانی و پیری؛ اشتداد وجودی

استاد من سؤالی که از محضرتان داشتم این است که چرا انسان وقتی جوان است، سنش کم است، این‌قدر درگیر است یعنی وابسته به تعلقات است؛ وقتی پیر می‌شود کمتر می‌شود این اتفاق. آیا به خاطر این است که روحش کامل شده یا اینکه نه، به خاطر اینکه چون سنش رفته بالاتر ترس از مرگ است یا به خاطر این مسئله است؟ یک نکتهٔ دیگری هم: حضرت علامه با چه علومی به اینجا رسیدند؟ یعنی از کجا این همه علوم را کسب کردند؟ آیا فقط همهٔ این معجزات در قالب این کتب‌شان است که حالا هفتهٔ قبل دو هفته قبل به دستم رسید؛ من دیدم واقعاً احساس کردم که خیلی انگار یک قطره از یک دریاست. ولی چجوری رسیدند به اینجا؟

در خصوص سؤال اولتان که این کلی نیست که بگوییم هرکس پیر می‌شود تعلقاتش کمتر می‌شود، بیشتر می‌فهمد و مثلاً حس مرگ پیدا می‌کند. نه خیلی‌ها؛ مثلاً حضرت علامه می‌فرمودند رفتیم دیدار یک کسی نمی‌دانم صد سالش بود، چقدر بود؟ مریض‌احوال بود با آن حالش، با آن حال فرتوت تشنه می‌گفت دعا کنید خدا ما را شفا بدهد آقا. بابا تو دیگر رفتنی؛ دیگر شفای چی آقا برو راحت شو دیگر. بعد یکی مثل حضرت صدیقهٔ شهیده در هجده‌سالگی «اللهم عجّل فی وفاتی» — سعی آقا این‌ها با هم فرق دارند دیگر. آن تعلق دارد هنوز که می‌گوید شفایم بده. خب؟ با اینکه صد سالش است. این‌طوری نیست که هرکسی پیر می‌شود تعلقاتش کم بشود یا به خاطرش مثلاً مرگش را بفهمد اصلاً. با اینکه ازش بپرسی آقا شما بالاخره می‌میری یا نه؟ بله همه می‌میرند اما باور ندارد می‌میرد. این‌طوری نیست.

یک عده‌ای‌اند که اگر اشتداد وجودی در وجودشان بر اساس حرکت نفس که الان تعریف کردیم در اصل سی‌وشش اتفاق بیفتد، این‌ها تعلقاتشان هی برداشته می‌شود. و این هم از سیر معرفت نفس شروع می‌شود. این کندن تعلقات و شیرینیِ کندن تعلقات؛ این عسلی است که به کام دانشجوی طالب معرفت نفس می‌گذارند.

چگونه علامه به این علوم رسید؟ برکت · خلوص · درس و بحث

اما سؤال دومتان در خصوص اینکه حضرت استاد چگونه به این همه علم رسیدند؛ البته ایشان بسیاری از علوم را با خودشان دفن کردند متأسفانه مثل علوم غریبه.

من از داماد ایشان زنگ زدم تلفنی پرسیدم که خیلی سال‌های پیش گفتم هرچی می‌گردم کتابی در علوم غریبه از استاد پیدا نمی‌کنم جز یک سری رمز و رموزی که تو کتاب‌های متداولش آورده. مثلاً کلمهٔ دوازده هزار و یک کلمه را بهشان گفتم این اعداد کسری و این‌ها چیست؟ فرمودند من به شما می‌گویم ولی این‌ها عمومی نیست. گفتم چرا؟ گفت از تو استادم دغدغه‌ای نداشتند این‌ها را بگویند چون آدمش را پیدا نکردند. و خودِ مخ بنده توی یکی از اصوات استاد — حالا یادم نیست در فصوص بود یا مصباح یا اسفار یادم نیست — از ایشان شنیدم که فرمودند من جامع‌ترین انسانی که در اجتهاد فکری در حوزهٔ علوم غریبه دیدم پسر آقای قاضی بود؛ آقا سید مهدی قاضی طباطبایی که مستقیم از ایشان استفاده کردم، اخذ کردم علوم غریبه را. هیچ کتابی در این زمینه نداشت. بسیاری از کتاب‌ها را با خودشان دفن کردند. مثلاً شما کتاب الدرّ المکنون محیی‌الدین را بگیرید — عارف عربی علیه‌الرحمه والرضوان — می‌بینید خب سراسر علم غریبه است. علوم غریبه است؛ غریبه‌های آشنا. اما هاج و واج می‌شوید. چی هستند این‌ها؟ پیدا نکردند اهلش را.

اما خب این چیزی هم که تازه به ما رسیده: یک عزیزی — من که حساب‌کتاب بلد نیستم — یک عزیزی از فضلا می‌گفت ما حساب‌کتاب کردیم دیدیم فقط آنچه که آثار از ایشان نوشته شده یا مانده، چه صوتی چه نوشتاری، این‌ها را حساب کنید عمر بیش از علامه می‌خواهد فقط این‌ها را بگویی یا بنویسی. خب این برکت علم دیگر. اولین علتش عزیزان الان می‌فهمیم که برکت است. خدا برکت می‌دهد. شما هم ان‌شاءالله دست به کار بشوید. خالصانه به خدا بگویید آمدم، خدا می‌گوید خوش آمدی. دیگر همه تعلقاتت را شروع می‌کند کندن و برکت می‌دهد به وجودت.

بعد آن حدیثی که کسی که چهل… خدا رحمت کند سید بحرالعلوم خیلی اصرار روی این حدیث داشتند در مرتبهٔ اخلاص؛ در فصلی که پیرامون اخلاص حرف می‌زنند مراتب اخلاص و خلوص — البته ایشان می‌گویند نه اخلاص؛ خلوص شدت اخلاص. آنجا اشاره به این حدیث دارند که هرکس چهل شبانه‌روز خودش را خالص کند، چشمه‌های حکمت از قلبش به لسانش جاری می‌شود. اصلاً خودت وقتی شروع می‌کنی دانسته‌های خودت را بیان می‌کنی در حین بیان بهت افاضه می‌شود. یعنی آن لحظه هم خودت به چیزهای جدیدی می‌رسی؛ به دو دو تا چهارتایی عجیب و جدید. این‌ها برکت است. خودت از خودت استفاده می‌کنی. خودت معلم خودت می‌شوی. به عنوان نمونه پس ریشه‌اش می‌شود برکت الهی. با درس و بحث و این‌ها نیست. درس و بحث علت معدّه است به قول خود استاد. تامه نیست یعنی کمک می‌کند. نباید تعطیل بشود. تعطیل بشود آن هم تعطیل می‌شود. این کلاس سر ما نرود. بگوییم برویم از… خدا برکت می‌دهد دیگر. برکت خدایا برکت. علی برکة الله. تعطیل کنیم کلاس و درس و بحث و این‌ها — نه این اشتباه است. ورزش فکری باید داشت تا آن چشمه‌ها بجوشد. این ابتدایش است. درس و بحث باید داشت. آن نفس مکتفیه که درس و بحث نیاز ندارد مال انسان کامل است. همهٔ نفوس غیر مکتفیه که نیاز به کفایت دارند، این‌ها باید درس و بحث داشته باشند تا آن چشمه‌ها بجوشد.

یک نمونه فقط من به شما بگویم که من این را خودم نمی‌دانستم. یکی از نزدیکان خیلی خیلی نزدیکان علامه شنیدم که این کتاب الان همراهم نیست — کتاب انسان در عرف عرفان حضرت استاد را مثلاً توی یک… ما بهش می‌گوییم کشف؛ بهتر است که بهش بگوییم شهود. کتاب را شما بخوانید شهود است. به ایشان القایش الهام شده بعد از نماز عصرش. یک کتابش. که دست به قلم می‌شود می‌نویسد. این‌طوری است. می‌شود. شما هم این راه برایتان مسدود نیست عزیزم.

نسبت به صحبت‌تان تو دایرهٔ مطالعه پس علامه حرفش این است نظرات مختلف و خیلی به نور… احسن. بله. علائم خزائن — احسن جمع، خزائن جمع است دیگر. خزینه نیست که خزائن. به روت باز می‌شود. و این هم بگویم در تکملهٔ این سؤال خواهرمان که عالم، عالم وجود مطلق است که یک بارش جود ازش می‌بارد. واوش را برداری جود مطلق است. عالم قابل… فاعلیت عالم، فعّال در حال جود و بخشش است. دنبال قابلیت‌ها می‌گردد. یعنی همان فیضی که دارد سر اولیاء خدا می‌ریزد مثل باران سر من و شما هم دارد می‌ریزد. منتها آن‌ها قابلیتش را داشتند، من ندارم. هرچه مشکل هست در قابل‌هاست، نه در فاعل‌ها.

جسمانیة الحدوث و خلقت نوری اهل بیت (زیارت جامعه)

سؤال بعدی. الحمدلله بی‌سؤالی‌اید. برگه. آها برگه. برادر شما می‌فرمایید… سؤال داشتند… میکروفون را بگیرید من درست نمی‌شنوم. بعد چون ضبط هم می‌شود صدای شما باشد. ببخشید. ببخشید سلام علیکم استاد ببخشید. یک برادری آن جلسات قبل در مورد جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء سؤال داشتند و شما فرمودید که علامه رد کردند و فکر می‌کنم نظر شیعه هم همین است که روح از قبل خلق نشده…

ببخشید سؤال من این بود پس توی زیارت جامعهٔ کبیره یک فرازی هست «خلقکم الله أنواراً فجعلکم بعرشه محدقین» در مورد ائمه هست که می‌خواستم بدانم این خلقت نوری فرق دارد با روح یا این…

بله فرق دارد. نور با روح متفاوت‌اند. نور یک وجود است، روح یک وجود است. اصلاً خلقت — شروع خلقت — از امتزاج بین نور و روح شروع شده. پس دو تا وجودند. دو تا موجودند که هر دو از تکلم الهی شروع شدند یعنی انشاء شدند، خلق شدند و این‌ها با هم ممزوج شدند نور پیغمبر به وجود آمد. این یک. دو اینکه، اینکه شما می‌فرمایید از شاید من گفتم بنده عرض کردم که ما این را، این را علامه رد کرده که ما جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاءیم. نخیر، اتفاقاً این را اثبات کرده. علامه رد کرده روحانیة الحدوث و روحانیة البقاء. روحانیة الحدوث را فرمودند نیستیم و جسمانیة الحدوثیم — روح ما. ولی خب تو توضیحاتتان معلوم بود که منظور را درست متوجه شدید. جان؟

تمثل و زندگی پس از زندگی؛ عالم امر و عالم خلق

خب. آمده بود توی نمی این‌ور پشت من آمده بود خانواده‌ام دیده بود. گفتم از توی دنیا بیاید. ولی آن جایی که ازش آمده بود می‌دانم یک جای شاد بود ولی از آنجا رد شده. یعنی اطلاعات آنجا وقتی از آنجا رد شدند دیگر اصلاً پاک شده. ولی یک جایی بودند از آنجا آمدند بعد بهم گفتند که بیاین ولی هنوز زمانش نشده. این خانواده‌ای که تو خانه‌ای که تو طبقهٔ دنیا دیدم گفتند ولی هنوز زمانش نشده. آن چجوری می‌شود با اینکه شما گفتید آن دو، دو تا چهارماهگی تازه منفک می‌شود از آن دنیا؟

اولاً آن تمثّل وجود آن شخص است. این باید ضابطه‌بردار نیست که بگویی شما هرچی که هرکی هرچی می‌بیند ضابطه بهش بدهی یا بیاییم پیاده‌اش کنیم تو یکی از ضوابط. این‌طوری نیست. مثلاً بسیاری از این — حالا دوست داشتید یک موقع بحث خودمانی می‌گذاریم خارج از کلاس در خصوص همین زندگی پس از زندگی که برنامهٔ بسیار خوبی است، بسیار آموزنده و تأثیرگذاری است. اما یک مشکلاتی هم هست. از جهت علمی اشکالاتی وارد است. این‌ها خودشان را یعنی در حقیقت پروندهٔ دفتر اعمال خودشان را دارند رو می‌کنند برای دیگران؛ ضابطه نیست، اصل نیست و اصلاً نباید بگویند چیزهایی که خودشان دیدند، تو وجود خودشان دیدند، بیرون از خودشان نبوده و خیلی حرف‌ها هست.

آن هم که شما می‌فرمایید آن ببین حالا یک چیزی بگویم که جمع بین صحبت شما و خواهرمان باشد و وقتم کم است. آن هم این است که شما باید بین خلق و امر فاصله بدهید. ما یک عالم امر داریم که کلی است. یعنی ما قبل از اینکه بیاییم تو عالم خلقت، تو عالم امر بودیم، کلی بودیم و این‌ها با هم فاصله بدهیم. اینجا الان عالم خلقت، خلق، خلائق‌اند، خلقت، کثرت است. آنجا عالم امر است، عالم وحدت است، عالم کلیّت است. درست شد؟ مثلاً زمان آنجا وجود ندارد همه چیز. البته بعد سؤالاتی پیش می‌آید. پس اگر عالم وحدت است کثرت ملائکه چیست؟ مگر نمی‌گویید آنجا وحدت کلی، همه چیز وجود واحد یک، یک بود. پس کثرت ملائکه در عالم عقول چیست؟ این‌ها جواب‌هایش تو اسفار هست. به وقتش ان‌شاءالله برایتان می‌گوییم. الان زود است. یک‌دفعه چالش تو ذهنتان ایجاد می‌شود.

اما این را باید… آنجایی که می‌فرماید خلقکم الله — خلقکم الله أنواراً بعرشه محدقین در عرش خدا طواف می‌کردید و این‌ها؛ روایت هم داریم دوازده هزار سال قبل از خلقت آدم این‌ها خلق شدند. این خلق شدن نه خلقت به این خلقتی که الان مدنظر ما هست. این خلقتی که حد می‌گیرد، ماهیّت می‌گیرد و از صلب عبدالله و رحم آمنه به دنیا می‌آید. این نیست، این خلقت نیست. یعنی در حقیقت این‌طوری می‌توانیم بگوییم که آن‌ها در علم الهی بودند مثل اینکه ما هم در علم الهی بودیم. قبل از اینکه خلق بشوند یعنی حد بگیرند، اندازه بگیرند، در علم الهی بودند و کلی بودند ولی بودند؛ در کجا بودند؟ در علم الهی. بهش می‌گویند صور علمیّه در علم باری. در صقع ربوبی یعنی در آن مکمن غیب الهی. هر چیزی هم که از آن نسل ما که بعداً می‌خواهد بیاید الان آنجاست، در علم الهی هست. البته نسبت به نزولشان بعضی‌اشان الان در رتبهٔ مثالی هستند دارند متنزّل می‌شوند پایین می‌آیند به نشئهٔ طبیعت وارد می‌شوند. اما آن‌هایی که خیلی خیلی مثلاً دوره‌های بعد، دوره‌های بعد خلقت در علم الهی هستند. این‌ها برمی‌گردد به آن.

مثل اینکه شما تو زیارت حضرت صدیقهٔ شهیده می‌گویی «السلام علیک یا ممتحنة» درست است؟ «امتحنک الله الذی خلقک». کی تو… اینجا هم مرتبه هست؟ بله، بله اینجا هم رتبه هست. به دلیل رتبه‌هایی که آنجا دادند وقتی تو عالم، تو این نشئه وارد می‌شوند اینجا هم بنا به رتبهٔ آنجا رتبه بگیرند. اصلاً همین است. همین که شما، اصلاً همین است و جز این نیست. این را الان سؤال شما خیلی سؤال قشنگ و خوب و پخته‌ای است. اما الان زود است جوابش هم شما را اذیت می‌کند. که الان من مجبورم صقع ربوبی را باز کنم. صقع ربوبی باری را باز کنم؛ صور علمیّه را باز کنم ماهیّت را بگویم. عرض کنم آن عین ثابت را به شما بگویم چیست؟ رابطه‌اش با زبان حال چیست؟ که در علم الهی چگونه بوده زبان حال ما؟ اصلاً عالم ذر چیست؟ ذر اول کدام است؟ ذر دوم کدام است؟ این‌ها واقعاً یک‌یک این‌ها باید باز بشود تا من سؤال شما را جواب بدهم.

به‌صورت کلی به شما عرض می‌کنم که بله در علم الهی هم رتبه… یعنی در علم الهی هم رتبه‌های ما مشخص بود. همان زیارت حضرت زهرا که عرض می‌کردم چه کسی شما را امتحان کرد؟ الذی خلقک. کی؟ آن کسی که خلقت کرد. قبل أن یخلقک. درست است؟ اشتباه که نمی‌گویم. قبل از اینکه خلق بشوید امتحان کرد. خلق یعنی حد. یعنی شابلون گذاشتن، برش دادن.

«هُوَ ٱللَّهُ ٱلْخَٰلِقُ ٱلْبَارِئُ ٱلْمُصَوِّرُ…» (حشر/۵۹:۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست خدا، آفریننده، پدیدآورنده، صورت‌گر…

خلق دیگر شروع می‌شود؛ برش می‌شود آن در حقیقت الگو، نقشه، اندازه‌ای که به تو می‌دهند، سعه و قدری که برایت مشخص می‌کنند. بعد بارئ می‌آید این را برشش می‌دهد. می‌بُرش یعنی می‌چیند به عبارتی این‌طوری برای سهولت فهم. ولی چه کنیم این عبارات همه خاکی‌اند نمی‌توانند تمام دلالت بر آن عظمت کنند. مثل اینکه شما بگویی خورشید؛ آن خورشید کجا این لفظ خورشیدی که من دارم می‌گویم کجا؟ اما چه کنیم؟ مجبوریم با این کلمات برویم جلو دیگر. چی بگوییم؟ بعد مصوّر صورت بهش می‌دهد. پس خلقت اولین رتبه است که نقشه مشخص می‌شود. یعنی اندازهٔ تو معلوم می‌شود. آن لحظه‌ای، آن شروع خلقت ذیل آدم عالم امر است. یعنی بگیریدش ذر اول یا علم الهی. خدا در علمش حضرت زهرا را داشت. دید نمره‌اش بیست است. یعنی شما در امتحانی که خدا ازت گرفت قبول شدی و از همان جا أنواراً بعرشه محدقین. شما در عرش حضرت حق طواف می‌کردید، موجود بودید. یعنی در علم الهی که عرش یعنی علم؛ عرش مقام علم. حدیث داریم ها. مقام قدرت‌نمایی و سلطنت حضرت حق است. درست شد؟ یعنی آنجا شما خدا از شما امتحان گرفت بیست شدید. بعد آمدید به دنیا. و الا قوس نزول یک‌باره؛ هیچ‌کس دو بار نازل نمی‌شود. قوس صعود هم یک‌باره. این را حواستان باشد.

پیغمبر وقتی آمد «کل مولود یولد علی الفطرة». البته چون در علم الهی نمره‌اش بیست بود خدا عصمت مختص و خاصه را بهش داد. خاص مراقبش بود. ماها این‌طوری نیستیم. چون در علم الهی بود. یعنی خلقتشان هم متفاوت است. این‌طوری نیست که عیناً آن‌طور که ما را خلق کرده آن‌ها را هم خلق کرده باشد. نه. «أجسادکم فی الأجساد» — جسدهایشان هم بین اجساد متفاوت است. اشاره می‌شود بهش. یا سلام می‌دهی به صدیقهٔ شهیده تو… حضرت… عبدالعظیم حسنی بروید آن قسمت که آقای بهجت حضرت زهرا را زیارت کرده، زیارت‌نامهٔ حضرت زهرا صلوات‌الله‌علیها را زده، آنجا سلام می‌دهی به روح و بدن حضرت زهرا. یعنی بدنش هم خاصه. اما این خاصیت از کجاست؟ تو علم الهی، تو ذر اول.

پس ما، به یک معنا این حدمان، این ماهیّتمان، این وضعیتی که در قوس نزول به بعد داشتیم معدوم بوده. این نبوده. بله خدا ما را از کتم عدم آفریده. ولی بودیم در علم الهی به صورت نوری یعنی وجود نوری که حالا این بحث ان‌شاءالله ادامه دارد.

دعای عرفه: تقدم موحّدین؛ قوس نزول و صعود

این یکی از خواهری هم این را نوشته اجازه بدهید که بنده خود اولین نفرم این سؤال را دادم من این هم جواب بدهم بعد تشریف ببرید. البته کسانی که از بیرون از سازمان آمدند زودتر بروند که الان در بسته می‌شود. این سؤال را هم من برای عزیزانی که می‌مانند جواب بدهم. با عرض سلام و ادب و علیکم السلام ورحمة الله. با توجه به فرمایشاتتان راجع به مراتب سیر استکمالی نفس در دعای عرفه، علت تقدم مرحلهٔ موحّدین بر سایر مراتب مثل خائفین، الوجلین، الراجین چیست؟ احسنت. الان ما جواب این سؤال را دادیم اصلاً. تو بحثمان جواب دادیم. باید الان زیرک‌ها بگویند جوابش چیست؟ لطفاً. بله، لطفاً اگر صلاح می‌دانید راجع به این مراتب توضیح بفرمایید. بنده شروح دعای عرفه را بررسی کردم ولی مطلبی پیدا نکردم. بله، یک پیام شبیه به این هم مدیر کانال برایمان فرستاده بود که عزیزی گفته بودند من گشتم پیدا نکردم و… نیست. در خصوص دعای عرفه شرح قابل آن‌چنانی وجود ندارد. من این را به عنوان یک مشق شب به شما گفتم خودتان بروید دست به قلم بشوید. هی نروید رو شروح دیگران بنشینید. چرا خوشه‌چین — مثل من خوشه‌چین خرمن دیگران باشی؛ خودت خودِ کسی باش.

و این سؤال را هم که چرا موحّدین ابتدا آمده: اول عالم وحدت یا کثرت؟ تمام شد. اول، اول آمده بعد آخرها. اول اول باید باشد اگرچه همان آخر است. یعنی تکلیف همهٔ کثرات در عالم وحدت مشخص است در علم الهی. ولی اول وحدت است. لذا اینکه ما از کجا آمدیم، یعنی ما از کجا آمدیم — از اول آمدیم دوباره به سمت اول داریم برمی‌گردیم دیگر. اما با چه سیری؟ با سیر صعودی. حالا در این قوس صعود باید خائف باشیم، وجل باشیم، راجی باشیم. کنتم من الخائفین، الوجلین، الراجین و امثالهم. ناظر به قوس نزول و صعود است. والحمد لله ربّ العالمین. صلوات ختم کنید. اللهم صلّ علی محمد و آل محمد. ببخشید.

جوهر و مرکب؛ خزائن و نزول ترکیبی

بفرمایید. منظورتان در مورد جوهر و مرکب چی بود؟ جوهر یعنی ذاتی یک عنصر؛ ذاتی یک شیء؛ آن ذات شیء. ذات شیء. دویت‌بردار نیست. یک چیز است. مرکب از ترکیب می‌آید. یعنی این چیز، این ذات به علاوهٔ یک چیزی که برایش عارض شد. مثل اینکه چوبی که نتراشیده است بهش می‌گویند هیولا یا قوه یا ماده یا استعداد. حالا این را تراشیدی‌اش. یک عارضه‌ای برایش اتفاق افتاد. مرکب شد، ترکیب شد با هنر تراشیدن شما. ترکیب شد. دیگر آن، آن وجود واحد نیست. آن ذات شیء نیست. یک چیزی برایش عارض شد، وارد شد. به آن می‌گویند ترکیب. مثل اینکه ما ذاتاً در ذات الهی بودیم دیگر.

«وَإِن مِّن شَىْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٍۢ مَّعْلُومٍ» (حجر/۱۵:۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه‌هایش نزد ماست؛ و آن را جز به اندازهٔ معلوم فرو نمی‌فرستیم.

آیهٔ قرآن است. ما هیچ چیزی نیست مگر اینکه نزد ما بود در خزانه. یعنی چی؟ یعنی ما در ذات غیبی بودیم. بعد «وما ننزّله» — این «ننزّله» یعنی ترکیب. چگونه ما نازل شدیم؟ چگونه ما نازل شدیم؟ با ترکیب. کل ممکن زوج ترکیبی. همهٔ ممکنات یعنی خلائق زوج ترکیبی‌اند. از حداقل دو چیز عرض کردیم: وجود و ماهیّت. ماهیّت یعنی اندازهٔ شما. اندازهٔ شما. این ظرف شما؛ حالا آب را بریز توش. آب می‌شود وجود، موجودیتت مثلاً به این شکل. صلوات ختم کنید. اللهم صلّ علی محمد و آل محمد. اللهم صلّ علی محمد و آل محمد. بفرمایید.


یادداشت پایانی

  • ASR با ElevenLabs `scribe_v2` (auto) پاکسازی و برای خوانایی ویرایش شده؛ ایده‌های استاد حفظ شده‌اند.
  • Segments خام حذف شده‌اند.
  • ترجمه‌های فارسی زیر آیات توسط مدل‌اند، نه استاد.

Corrections log

مورداصلاحمنبع
اللهم اجل فی وفاتی سعیاللهم عجّل فی وفاتیدعای منسوب به حضرت زهرا / بافت
خلقکم الله انوارا فجعلهن بارشی محتقنخلقکم الله أنواراً فجعلکم بعرشه محدقینزیارت جامعه کبیره
فسوس / اصفارفصوص / اسفاراصطلاح کتب
آستاد مهدی قاضی · استیادآقا سید مهدی قاضی · استفادهنام / اصلاح ASR
علت معدستعلت معدّه استاصطلاح صدرایی
اشتباساشتباه استاصلاح ASR
فارچه جود · واوشو برداریبارش جود؛ وجود→جودبافت جلسه
صغر نفس باری · عالم زرصقع ربوبی · عالم ذراصطلاح عرفانی
قوص / غوص نزولقوس نزولاصلاح ASR
المسور · صعةالمصور · سعهحشر ۵۹:۲۴
antidepressants شهیدهصدیقه شهیدهاصلاح ASR
اجساد کن فل اجسادأجسادکم فی الأجسادزیارت جامعه
کسم عدمکتم عدماصطلاح
ام من شيء / وما نزلنهوإن من شيء… وما ننزّله حجر ۱۵:۲۱quran.com
منه یا استعدادماده یا استعداداصطلاح هیولا
جسمانیت الحدوث (رد علامه)جسمانیة الحدوث اثبات؛ روحانیة الحدوث ردبافت جلسه