د
دروس معرفت نفس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۷
دارای متن همگام
کلاس معرفت نفس — ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ (بخش ۲ · پرسش و پاسخ)
عمل غیر صالح · فکر و وهم · ارسال روح به مریم ≠ انزال روح در قدر
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۵۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
افتتاح
۰:۰۱
۱) عمل غیر صالح چیست؟
۰:۱۲
۲) حکمت، فکر، وهم — چگونه تفکر کنیم؟
۲:۱۱
۳) ارسال روح به مریم و انزال روح در شب قدر
۶:۵۵
ختم
۱۲:۲۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
این میکروفون اگر وصل است…
آن تو قسمت خانمهاست.
با میکروفون بپرس عزیزم.
آقای هاشمی این میکروفون قطع است…
این دختر عزیزمان پرسیدند عمل غیر صالح چیست؟
عمل غیر صالح یعنی هر چیزی که بین تو و خدای تو **صلح** برقرار نکند به آن میگویند غیر صالح.
این یک وجهی که تعریف شده. وجه دیگر: عملی که به **صلاح** تو نباشد.
حالا این عملی که به صلاح من نیست و بین من و خدا صلح برقرار نمیشود چگونه تعریف شده؟
ابتدا پوستهاش در شرع مقدس آمده.
یعنی باید هر کسی یک رسالهٔ عملیه داشته باشد، شریعتش را خوب بداند؛
پوستهٔ دین را کاملاً رعایت کند.
بعد از اینکه پوستهٔ دین همین شریعت، واجبات و مستحبات و اینها را رعایت کند، بعد میرود سراغ عمقش.
از پوسته رد میشود میرود به باطنش؛
میشود **حکمت**. باطن حکمت هم که میشود **عرفان**.
همینطور لایه به لایه میرود پایین.
همهٔ اینها میشوند عمل صالح.
پس عمل صالح چیزی است که به صلاح ماست؛
عمل غیر صالح چیزی است که به صلاح ما نیست.
آن را کی مشخص کرده؟ شارع مقدس؛
شرع دین؛
قانون دین. کجا پیدایش کنم اول از همه؟
در رسالههای عملیهٔ مراجع؛
بعد کتب روایی؛
بعد کتب تفسیری؛
در قرآن و روایات غور کنم؛
نسبت به وسع وجودیام عمیق بشوم در این لایهها.
خسته نباشید حاجآقا.
ببخشید فرمودید حکمت قوامش به فکر است.
من عرض نکردم **امام جواد** فرمودند «و قوامها فی الفکرة».
و در همان کلام گفته شد که این از فضل خداست. بله.
حالا نفسی شخصی که نرسیده به مرحلهٔ حکمت و به وهم آغشته است تفکرش چطور میشود؟ چطور باید تفکر کند؟
حسین، این در باب تفکر باید روش کار بکنیم.
یکی از مراتبی که بعدها با آن خیلی کار داریم همین جریان فکر در ماست.
از جهت منطقی: حرکت نفس از معلوم به مجهول را میگویند فکر.
اما از نظر امام عسکری صلواتاللهعلیه روایتش اینجا پیش من هست حضرت فرمودند:
لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ فِي كَثْرَةِ الصِّيَامِ وَالْقِيَامِ…
إِنَّمَا الْعِبَادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فِي أَمْرِ اللَّهِ.
عبادت در بسیاری روزه و قیام [نماز شب] نیست… عبادت بسیاری تفکر در امر خداست. (مضمون روایت منسوب به امام عسکری)
یادم هست حسین آقا در جلسهٔ قلب مؤمن این را گفتیم چند روز پیش.
اصلاً عبادت خیلی عجیب است.
حضرت همه را خلاصه صلا کرد همهٔ نمازخوانها و روزهبگیرها که مثل من مدعی هستیم ما عبادتکنندگانیم روی زمین فرمودند اصلاً این عبادت نیست؛
عبادت تفکر در امر الهی است.
خب یکی از مراتب…
حالا شما میفرمایید کسی که گرفتار آلودگی وهم است به یک معنا خیالش آلوده است، تصورات غلط دارد چگونه میتواند به حکمت برسد که پایهاش در عقل ریخته
شده و باید با فکر به آنجا برسد؟
باید **تطهیر قوای وجود** کند.
ما قبلاً در رسالهٔ عملی سیر و سلوک سید بحرالعلوم راههای تطهیر قوای وجودی را گفتیم.
وهم را هم گفتیم حسین آقا درست است؟ شما گوش داده بودی.
یکی از آنها را خدمتتان تقدیم کنم: حضرت استاد فرمودند همین **ورزش فکری** که الان دارید میکنید یکی از بهترین راهها برای تطهیر قوهٔ وهم است.
چارچوب ذهنتان، چارچوب تفکراتتان را بسازید، درست کنید تا رفتهرفته به آنجا برسید.
البته بعضیها وهم را همان خیال گرفتهاند، خیال را همان وهم؛
بعضی از حکما میگویند اینها یک حقیقتاند.
بعضی هم وهم را مرتبهٔ نازلهٔ عقل گرفتهاند.
فرق میکنند تا چه بگیریم.
اگر وهم را خیال بگیریم: علامه فرمودند یک جلسهٔ دیگر هم عرض کردم بهترین کار، و امام صادق البته این را فرمودند (فکر میکنم در مکارم الأخلاق باشد)،
بهترین کار برای تطهیر قوهٔ خیال که میتواند همان وهم باشد: **روزی هفتاد بار آیات سخره** خواندن.
قبلاً گفتیم آیات سخره آیات پنجاه و چهار تا پنجاه و شش سورهٔ اعراف بود؛ روزی هفتاد بار.
یکی هم که ورزش فکری است؛
یکی هم که **تفکر در نظام آفاقی و انفسی** است.
تفکر کردن اصلاً آداب دارد؛
باید بعداً دربارهاش حرف بزنیم؛
روش دارد. علامه میفرمودند در شرح اسفار: مثلاً به طرف میگویی تو چه فکری هستی؟
میگوید آقا داداشم… این که فکر نیست؛
تو فکر میکنی این فکر است این خیال است؛
مداعبهٔ وهم است؛
بازی خیال و وهم.
اصلاً به این فکر نمیگویند.
فکر روش دارد. به آن روشی که بعداً عرض میکنیم، تفکر در نظام آفاقی و انفسی یکی از بهترین راههای پاکسازی قوهٔ وهم است.
الحمدلله امروز سؤالها کم است.
آها؛ تو کاغذ خواهرها دادهاند.
لطفاً بفرمایید: در مورد حضرت مریم صلواتاللهعلیها قبل از آیهٔ تمثل فرمودند:
«…فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا» (مریم/۱۹:۱۷)
پس روح خود را به سوی او فرستادیم و برای او به صورت بشری درستاندام نمودار شد.
و در سورهٔ قدر فرمودند «إنا أنزلناه» و نزول فرشتگان و روح آمده.
**ارسال** روح و **انزال** روح چه فرقی دارند؟
در هر دو لفظ روح هست؛
ولی یکی دربارهٔ حضرت مریم و دومی دربارهٔ حضرت زهرا صلواتاللهعلیها.
بله؛ خیلی سؤال عمیقی است و خیلی پر حرف؛
جوابش خیلی است.
فعلاً علیالحساب این را از بنده داشته باشید:
**نکتهٔ اول:** هر کجا حرف از روح زده میشود الزاماً همان روح اعظم نیست.
مثلاً الان شما روح داری:
«…وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي…» (حجر/۱۵:۲۹؛ ص/۳۸:۷۲)
و از روح خود در او دمیدم.
این نفخ روح جزئی است؛
ارواح جزئی، نفوس جزئی منظور همان روح اعظم نیست.
یا آنجا که از امر خدا سخن میگوید:
«وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي…» (اسراء/۱۷:۸۵)
و از تو دربارهٔ روح میپرسند؛ بگو روح از امر پروردگار من است…
و در قدر:
«تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» (قدر/۹۷:۴)
فرشتگان و روح در آن به اذن پروردگارشان برای هر امری فرود میآیند.
این «امر»ها همهاش یک معنا میدهد؟
نه. این یک نکته که بدانیم اشتباه نشود از خودمان تفسیر به رأی کنیم.
باید نظر کارشناسان دین که اهل بیتاند را اول بدانیم؛
بعد لایههای بالاتر مفسرین شیعه؛
بعد از القائات و الهامات الهی بهره بگیریم و برویم جلو.
(جان آقای هاشمی کار دارید؟ دوستانی که از خارج استان آمدهاند میخواهند در را ببندند…
عزیزانی که از بیرون تشریف آوردهاند خواهشاً زودتر بروند که در بیرون بسته میشود.
ما هم پنج دقیقه دیگر میرویم.
من چون کار دارم گفتم یک ربع جواب میدهم.
ببخشید. خبر میدهیم اگر هفتهٔ بعد هم جلسهای بود؛
وگرنه دیدار انشاءالله بعد از تعطیلات و سال جدید.
شبهای قدر یاد ما هم باشید.)
خب فرق: هر دو از روح سخن گفتیم.
آن روحی که ارسال شده به سمت حضرت مریم و آن روحی که به نحو تنزیل میآید شب قدر بر امام معصوم هر دوتایش اسمش روح است:
أَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ
روحمان را به سوی او فرستادیم · فرشتگان و روح فرود میآیند.
ظاهراً دوتایش باید یک چیز باشد اما این نیست.
در حقیقت شب قدر یک **بهروزرسانی** اتفاق میافتد.
جنس روح ما که أحدیت وجود ماست، باطن وجود ماست، از روح اعظم است.
مرحوم عارف عربی در فتوحات میفرماید هرکسی نسبت به وسع وجودیاش روحش بهرهای از آن روح اعظم یعنی فیض از روح اعظم گرفته.
روح اعظم هم که حضرت زهراست. ایشان تشریف میآورند شب قدر واسطهٔ فیض حق تعالی میشوند با امام عصر.
برای همین توبه کردن آن شب آسان است چون در معرض قرار میگیری؛
در احاطهٔ کامل روح اعظم.
یعنی بهروزرسانی میشود روح تو؛
هرچه کمبود دارد، نقصان، آلودگی، ضعف توسط روح اعظم اصطلاحاً **شارژ** میشود.
حالا به متعارف سخن بگوییم که همه بفهمند: شارژ میشوند همه.
حالا کسی توجه نکند، نرود به سمت روح اعظم، نرود به سمت حضرت صدیقهٔ شهیده فاطمه زهرا صلواتاللهعلیها خودش را محروم کرده.
پس از این جهت هم هست خواهرم که آنجا بحث **ارسال** است اینجا بحث **تنزیل** تنظیم چون حضرت جبرئیل و ایشان (حضرت روح اعظم)اند.
خدا قوت به همهتان. انشاءالله خدای منان از همه هم قبول کرده باشد.
من امروز خیلی بهره بردم از جلسهٔ شما؛
خودم به شخصه خیلی به خودم چسبید.
خدا به همهتان صفای قلبی و انشراح وجودی بدهد.
برای شادی روح علامه و هرکسی که واسطهٔ فیض هدایت ماست صلواتی هدیه بفرمایید.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و فرجشان را نزدیک گردان.
جلسه قبل
جلسه بعد