تا من یه چای میخورم آماده سوالات بشین.
منتها بیست دقیقه اجازه بدید نیم ساعت نه، بیست دقیقه سوال جواب بدیم چون ده دقیقه من صحبت دارم خصوصی، اصلا نباید ضبط بشه.
اگر اجازه بدید خانوما ما.
آره.
اگر اول خانوما سوال دارن اونا بپرسن.
اگه ندارن بریم سراغ آقایون.
اگه این جلسه آقایون نیوفتادن به جون ما.
[خنده] بسم الله الرحمن الرحیم.
صحبت کردیم از در رابطه با اینکه ما میخوایم به لقاءالله برسیم و اینکه باید تجرید کنیم.
اِممم و حالا از عالم ماده به عالم معنا سفر کنیم.
و گفتیم این مسیر هم باید از قوه خیال رد بشه.
این قوه خیال و قوه وحو چطور کنترل کنیم و چطور میتونیم حالا باز توی نامهای هم که خوندید میرزا جواد ملکی تبریزی به شیخ محمد حسین غربی گفتین که باید فکر بشه به مرگ و اینکه به همین جا بسنده کردید.
اینکه ما چطور این فکر و خیال رو جمع کنیم، این اوهام رو جمع کنیم و بتونیم فکر کنیم.
همون فکر به مرگ رو چطور میتونیم انجام بدیم؟
اینو میخواستم یه توضیحی بدید.
یک جلسه هم صحبت کردید در رابطه با تسبیح ذکر یونوسیه که گفتید که این رو هم اگر که تا الان انجام نمیدادید بهتون میگم که چطور به چه صورت شروع کنید.
این رو هم اگر امکان داره ممنون میشم که دو توضیح بفرمایید.
اول سوال آخرتون رو دومتون رو جواب بدم که بله [سرفه] کسایی که اصلا برنامهای برای ذکر یونوسیه نداشتن تا حالا.
حالا ما هنوز وارد عرفان عملی و سیر و سلوک عملیه با هم نشدیم.
و هنوز خیلی زوده که بشیم.
حالا این تذکرات بعضا بد نیست داده بشه که کسایی که هیچ برنامهای تحت برنامه هیچ استاد خاصی یا شخص خاصی و حتی خودشون خودجوش برنامه ندارن.
یه وقت هست شما یه شب عشقت میکشه یک ساعت ذکر یونوسیه میگی هزار بار تو سجده میگی، اونو کاری ندارم.
برنامه داشته باشه یعنی بگه من شبی پنج دقیقه، بیست دقیقه، صد بار، چهارصد بار اینا.
به اون میگن برنامه که داره انجام میده.
اگه این برنامه رو کسی نداشته، اگه داشته که فعلا همونو بره جلو، همون برنامهشو بره جلو تا برسیم سر خط بشیم با هم اون موقع.
که اگر خدا لطف کرد ما رفاقتمون ادامه پیدا کرد، برنامه شروع کردیم گذاشتیم وسط با همدیگه انجام بدیم طبق نظر بزرگان نه خودم، اون موقع شما برنامههاتون همه رو تعطیل میکنید میاین سر اون.
فعلا اونو ادامه بده.
اما کسی که برنامهای نداشته این حداقل که الان دارم خدمتتون عرض میکنم حتما باید شما بعد از هر نمازه تون یک بار تو سجده این ذکر رو بگید.
سخته؟
به همین راحتی.
این دیگه کمترین کاریه که شما میتونید بکنید.
من خودم دارم الان این کارو انجام میدم.
[خنده] یک بار بعد از هر نماز، نه نماز واجب که بگی پنج بار.
هر نماز، هر نمازی که خوندید حتی مستحبی.
مثلا نماز شبتو خوندید.
درست شد شیش تاس دیگه، شیش بار نماز میخونی، پنج تا دو رکعتیه، یک تک رکعت.
هر کدوم تموم میشه بعدش حالا الحمد لله که وارد شده میگی تو سجده بعد یه ذکر یونوسیه.
وقت نداری از اون نزدیک آخر سر نماز وترتو گفتی بگو.
آقا شما که گفتید اون دستورالعمل عجیب و غریبی که در تأثیر نفس مؤثره اونو بگیم.
خب اونم بگو اشکال نداره یا قبلش یا بعدش ذکر یونوسیه رو بگو.
این برای حد اقل.
که بعد حالا نسبت به ظرفیتها ما باید ظرفیتسنجی کنیم، عدد بدیم، وقت بدیم بریم جلو.
که حالا خوبه اینم سؤال کردن بدونید، کمالینی مثل مثلا آ، استاد علی آقای قاضی، مثل ملا حسین قلی همدانی.
مثل مرحوم مثلا عرض شود خدمتتون آقای کشمیری.
اینا به تنبلترین شاگرداشون میگفتن یعنی اونا تنبلتر منظور اونایی که راه افتادن نه که دیگه تعطیلن، اونا راه افتادن و ابتدای راهن.
یعنی میخوای سیر و سلوکو شروع کنن اول راهن.
میگفت حداقل چهارصد، چهارصد بار در دل سحر تو سجده.
اینا برای اوناست که میخوان سیر و سلوکو اول شروع کنن به این شکل.
اینم خوبه بدونید نظر اونا این بوده.
چی رو؟
ذکر یونوسیه.
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین.
حالا به برکت سؤال این عزیز دل ریش سفیدمون که خیلی نورانین، یه سری هم برای شما از این ذکر بگم البته الان نمیگما [خنده] فقط تشنهتون میکنم.
بعدا بهتون انشاالله میگیم به وقتش.
که فرق میکنه که این ذکر رو با چه، با چه [سرفه] قواعد وقفی انجام بدیم.
اثرش فرق میکنه.
مثلا شما بگی لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین، یه تأثیری داره.
بگی لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین، یه تأثیری تاثیری داره.
بگی لا اله الا انت سبحانک إني كنت من الظالمين.
یه تاثیری داره.
بگی لا اله الا انت سبحانک إني كنت من الظالمين.
اینا هر کدوم حالا جان؟
استاد سرشو بگین.
نه این آقا چی داره میگه؟
لب خونیام قوی نیست.
سرشو بگین.
حالا هر کدومش کاری به اون نداریم یکی بود دو تا بود.
بالاخره اینا رو فعلا اجازه بدید بعدا بهتون بگم که نسبت به تفاوت نفوس باید اینا گفته بشه.
استاد حاذق، استاد کار بلد، استاد راه پیموده اینا رو میگه.
کسی که حالا فکر نکنید من دارم میگم ادعا دارم من راه پیمودم.
نه اساتیدمون به ما گفتن.
حالا ما تنبل بودیم انجام ندادیم به شما میگیم شما انجام بدید.
بدختش اما [خنده] اما سوال اول ایشون خواهرمون بله قوه خیال إلا ما شاء الله انّ لد حرفا پیرامون قوه خیال ما داریم.
ما که یعنی این کتابها و بزرگان.
قوه خیال یک برای تطهیر قوه خیال که هیچ چارهای جز تطهیر قوه خیال ما نداریم تا ارتباط بگیریم با ملکوت وجود خودمون و از اون طریق با ملکوت خارج، هیچ چارهای جز تطهیر قوه خیال نداریم.
چند تا راه داره که باید با هم انجام بشه.
قبلا هم اینا رو ما گفتیم در سایر بحثها.
یکیش استفاده از ذکره.
چه ذکری قوه خیال رو خیلی تطهیر میکنه؟
علامه میفرماید بهترین ذکر دستور امام صادقه که ختم روزی هفتاد بار آیات صخره است.
آیات صخره رو روزی هفتاد بار بگی.
اصلا شما تو گوگل سرچ کنی میاد بالا سه تاش.
سه تا آیه است.
روزی هفتاد بار.
حالا بعد سوال پیش میاد آقا تو یه مجلس بگیم یا میتونیم تقسیم کنیم صبح تا شب بگیم.
اگر میتونی تو یه مجلس بگین نور على نور.
نمیشه؟
چارهای نیست پراکنده بگو.
هر بار یادم اومد پنج بار بگو ده بار یا بعد از هر نماز چند تا.
استفاده از ذکر مثال زدم که این فرمایش امام صادقه.
نه فقط تطهیر قوه خیال میاره، قوت نفس میاره، صفای باطن میاره، تنویر قلوب میاره، خیلی آثار داره.
البته تداومش.
یکی دیگه استفاده از روش، حالا میترسم اینا رو من الان شروع کنم.
ولی تا حالا تو گوشه ذهنتون داشته باشید.
استفاده از روش توجه عرفانیه.
اونم اولین منزل روش توجه عرفانی.
که شما مثلا علامه طباطبایی میفرمود به یک الف رو، الف رو تصور کن، هیچی دیگه رو نبین، فقط همون الف رو.
یا الان مثلا میگن تو meditation اینا رو همین از ماها یاد گرفتن.
از ماها که منظور این کتابها و علما.
که میگه آقا بخواب بعد، اِاِاِ خب مثلاً مخصوصا بعد از ورزش و کار سنگین روزانه یا مطالعه هرچی دراز بکش خودتو رها کن رو زمین به پشت.
بعد، اِمم تصورت رو یا ما میگیم توجهت رو از پاهات بردار.
مثلاً دیگه به پاهات توجه نکن.
دیگه از ذهنت بره اصطلاحاً.
صور علمیهای که از پات تو قوه خیال نشان میشه از بین بره.
بعد دستت رو، بعد کمرت رو همینطوری بیا تا بالا.
دیگه هیچچی رو دیگه کلاً احساس نکنی.
این یکی از، یکی از آیتمهای روش سیر و سلوک در توجه عرفانیه که اونا اومدن تو meditation به نفع خودشون به روشهای دیگه گفتن.
خب.
که این، اینم یک روشه که شما ذهنت رو تمرین بدی، ورزش فکری کنی اصطلاحاً به اینکه البته دیگه به این میگیم ورزش خیالی.
که صور و اشكال رو از ذهنت بیرون کنی.
علامه میفرما-- علامه طباطبایی علیه الرحمه فرمود مثلا با یه الف شروع کن بعد.
[پچ،پچ] اون ذکر قلبیه.
که به اونم انشاالله میرسیم.
اون مخصوص توجه عرفانیه.
اینا رو-- ببین من با ترس و لرز جواب میدم بعضی سؤالات رو.
الان زوده اینا.
ما توجه-- ذکر قلبیه که شما دیگه لسانت هیچ کار نمیکنه.
مثلاً کدوم یکی از ما تا حالا دیدیم امام علیه الرحمه یا آقا و حضرت آقا ذکر بگه تو جماعت نشسته لبش بجنبه.
من تا حالا ندیدم.
شما دیدید؟
تسبیح، تو سجده اینا کار ندارم.
تو جماعت نشسته تسبیح دستش یا داره ذکر میگه.
من تا حالا ندیدم.
اگه شما دیدید بگید.
چرا به نظرتون؟
یعنی اینا غافلن؟
اینا ذاکر نیستن؟
مگه میشه همچین چیزی؟
اینا به ذکر قلبی رسیدن.
روشم داره.
که شما، تا که ایشون فرمودن مثلا اون پیکره و لفظ اسم اسم الاسم رو تو قوه خیالت که داریش صورتش رو، همون رو با قلبت میگی.
الحمدالله رو بدون زبان با قلبت بیان میکنی.
حالا روشهاشو اجازه بدید بعدا.
اینم یه راهه برای تطهیر قوه، این رو-- این اولین پله توجه عرفانیه، یکی از روشها.
[پچ،پچ] ذکر و ورد.
بله.
ما یه اسم داریم، یه ذکر داریم، یه ورد.
حالا اجازه بدید سؤال این خواهر هم تموم شه.
اینم یه راه.
راه دیگهای که اکثر مردم ازش متاسفانه دورن و وقتی میخوان بیان قوه خیالشون رو تطهیر کنن صرفا میپردازن به ذکر و ورد و این چیزا.
بعد میبینی درست نمیشه چرا؟
چون از مهمات تطهیر قوه خیال اینه که علامه خیلی روش [مکث]، اه، تذکر میده.
[مکث]، میگه به تسلط تو این قصه برسید.
اونم ورزش فکری تو حوزه عرفان، حکمت و عرفان نظریه.
یعنی همین کلاسها، همین درس و بحثها.
صرفاً هم به گوش، گوش دادن اکتفا نکنی.
گوش بدی، بخونی، با چشمت ببینی بعدم بگی.
بخونی، گوش بدی [مکث]، بگی.
اینا رو با هم باید داشته باشی.
من توصیه میکنم اگر میخواید اینا انشاالله تو وجودتون صحبتهای امروز علامه چی فرمود بهتون؟
فرمود اینا تو وجودت پیاده بشه.
مثلاً یه راهش اینه.
ملکه وجودیت بشه.
این اصطلاحات، این مفاهیم رو شما وقتی میبری یکی پیاده کنی زور میزنی که اون فهم خودت رو بهش بگی و این با-- انگار که داری یه، یه جایی رو هی میکنی، هی میکنی زیر و بم قشنگ شخم میزنی.
وجود خودت رو شخم میزنه.
اصطلاحاً علامه به این میگه ورزش فکری.
پس این ورزش فکری رو حتما باید تو برنامهتون باشه.
اصلاً شما اگر مطالعه، گوش دادن و گفتن نداشته باشید هیچی اصلاً.
قوه خیال برا خودش راه خودشو میره.
وقتی گفتن همین یعنی مباحثه کنیم.
بله، بله مباحثه.
اصلاً یه بار شما برای همسرتون بگید.
بگید حالا شما برا من اینو بگو.
اگر نتونست سودی نداره.
ولی شما بگو حداقل شما بگو.
بعد راههای دیگهای هم البته قوه خیال تطهیرش هست که ما توی بحث، چون الان دیگه فرصتی نداریم ما ادامه میدیم.
توی بحث خوس- خواستید مفصلترشو گوش بدید، توی شرح رساله سیر و سلوک سید بحر العلوم ما اونجا در خصوص قوه خیال زیاد حرف زدیم و چیزای دیگه هم گفتیم.
اما نکتهای که شما فرمودید عزیز دلم پیرامون فرق ورد و ذکر.
درسته؟
ما یه اسم داریم، یه ذکر داریم، یه ورد.
اسم قر-- کُمیل هم میفرماید "یا من اسمه دواء" یکی است که اسمش دواست.
خب من از شما سؤال میکنم میشه آدم مریض باشه که ببخشید جسارت میکنم و ما رفیقیم دیگه داریم رفیق-- نشدیم ها.
دوستیم با هم ولی داریم میریم به سمت رفاقت اجازه بدید یه ذره راحتتر باشیم.
غالب ماها مریضیم.
قلبمون مریضه.
رو به ما.
خب میشه آدم مریض باشه دارویی رو بخوره و خوب نشه؟
[مکث]، اونجا تو کُمیل که سرّ السرّ معلّی میفرماید چی شفاس؟
بگید.
آفرین و ذکر هو شفا.
پس باید اسم تبدیل بشه به ذکر که شفا باشه.
ذکر فرقش با اسم چیه؟
همین با توجه قلبی.
به همین راحتی.
وقتی توجه قلبی داری که داری چی میگی این شده ذکر.
حالا کی میشه ورد؟
وقتی که.
ذکر قلبی.
نه، اون ورد نمیشه.
اون میشه ذکر.
ذکر هم نیست دیگه بالاتر از ذکر هم میشه ذکر.
خودت میشی ذکر اصلاً.
ذکره.
اون که خواهرمون گفت.
وقتیه که ملکه وجودیت بشه.
یعنی زیاد بگی تکرار کنی.
الان ملکه وجودی ما اسم امام حسینه [نفس عمیق] که شیخ جعفر شوشتری ایمان مردم رو خواست امتحان کنه، سلام فرستاد به امام حسین بالا منبر میگفت هرکی دلش لرزید بدونه ایمان داره.
اگر هیچ احساسی نکردی بترس.
[نفس عمیق] خب، این میشه ملکه وجود.
این، این میشه ورد.
یعنی تمرین، تمرین.
اِاِ بهش میگن اصل تردد.
اصل تردد.
هی یه چیزو تکرار کنی، ورود کنی، هی بری بهش میگن ورد که این میشه منز-- به مرتبهی ملکه وجودی شدن ذکره.
بعد بالاتر از این میشه ذکر.
بالاتر از این.
حالا اینا رو بعداً اجازه بدید ما میگیم.
فقط یه نکته میخواستم بگم برای تطبیق خیال که خواهرمون فرمودن چون خیلی مطالب مهمیه.
ما تو وبسایتون گوش کرده بودم میخواستم بگم اون قسمت قلب آسم که توی کانال هستش و اینا مراجعه کنم.
یه توضیحات خیلی خوبی دادین شما که- قلب آسم.
بله.
جالبه باز شد؟
من خیلی رفته عقبتر- آخه قلب آسم مثلاً مال فکر میکنم دو سه- 1400.
آره، سه سال، چهار سال پیشه.
ما فکر میکردیم اینا پاک شده.
زیاد ook کردم کانالتو [خنده] آها.
خیلی خوبه.
اینا باعث- اوايل خیلی- چاکرم.
نکتههاش جالب بود.
رفتم از اول دیدم از اوله، از آخرش هیچی نمیفهمم.
رفتم از سال 1400 و اینا [خنده] اونجا پیدا کردم.
اوهوم.
و یه مطلب خیلی قشنگی که مثلاً تطبیق خیال- بگید.
الان یادم اومد- این میکروفونو بیار بالا.
تصویرسازی که تو قسمت خیال انجام میشه، این اول ادراک انجام میشه، میاد تو قوه خیال، قوه خیال گفتیم که تصویرسازی میکنه تا با اون قوه عقلانی میشینه که جسم قبولش میکنه که اونو به مرحله اجرا دربیاره.
من همین به ذهنم رسید که- آره الان گفتید یادم اومد.
اصلاً فراموش کردم تو قلب آسم هم من اینو گفتم.
جالبه.
یکی از قلبها، قلب در قرآن هم میدونید سرشو که قلم علامه بود، برکت ایشون بود.
یه چیزی با من بنویسید بدید که من یه غزل در خصوص ایشون همون موقع گفتم در شخصیت ایشون بهشون اهدا کردم.
گفتن یه چیزی به من بنویس بده.
ایشون اون فرمایش مقدس و نورانی امام کشاف حقایق، امام به حق ناطق، امام جعفر صادق به قول حضرت استاد صلوات الله علیه رو نوشتن به من دادن که "القلب حرم الله ولاتسکن حرم الله غیر الله".
ایشون اینجوری نوشت بدون فی.
بعد تو منابع دیدیم با فیش هم هست.
حالا بعدا دیدید نگید ما اشتباه گفتیم، نه.
یعنی "القلب حرم الله ولاتسکن فی حرم الله غیر الله" اینم هست.
اون اسقایی که ایشون برای ما نوشت بدون فی نوشت.
یعنی قلب حرم خداست در حرم خدا غیر خدا رو ساکن نکن.
این برکتی شد در وجود ما در از حیث تحقیق پیرامون قلب در قرآن که پ شصت نوع قلب رو پیدا استخراج کردیم، آیاتشو نوشتم، درآوردم، استخراج کردم، بررسی کردم و شروع کردم اینا رو در حد بضاعت مزجاتمون توضیحی دادن که الان به بیست و پنجمین نوع از قلب رسیدیم، قلب مومنه.
چهارصد و هفتاد و این حدودا جلسه صحبت کردیم تقریباً ده دقیقه ای، دوازده دقیقه ای.
یکیش قلب عاصم بود که الان گفتید اونجا من یادم آمد.
بیست و دومین قلبه؟
آهان نه، جلسه صد و بیست و دو.
سیصد و بیست و دو.
حالا دوست داشت، دوستا اگه خواستن مراجعه کنن.
در هر صورت خیلی از اینا پاک شد.
یعنی ما هم دسترسی نداشتیم.
جایی نیست که اینا رو نگه داره.
مثل مسعود بلاغی اینا رو نگه میداره.
اما ما جاهایی که صحبت میکردیم نموند اینا.
چهارصدش هست آره.
حالا یه بنده خدایی همه اینا رو ذخیره کرده تو فلش.
ما تازه متوجه شدیم بعد بچههاش گفتن بده تو رو خدا ما اینو سایت بزنیم فلان، پول میخواد [خنده].
من خودم باهاش صحبت کردم.
گفتم بابا صحبته ظاهراً از لسان ما این اومده بیرون.
پول میخواد نمیده [خنده].
باورتون میشه؟
شاید، شاید با یه میلیارد راضی بشه.
چون بیش از فکر میکنم دو هزار جلسه است همه این صحبتها.
خب شما هم دوستانی، سوالتون؟
خب خدا خیرتون بده.
کوچیکه دیگه.
من عرف نفسه پس این اتفاق بعد از نفس هم در صغری یعنی صد و سه رو رب انجام میشه آخر این- یه بار دیگه بگید ضبط شه.
استاد ببخشید این فهم نهایی که من عرف نفسه نفس رو من میشناسم در اون صد و سه اون رب ماست که در نهایت تمام فهمها اونجا انجام میشه.
اونجا انجام نمیشه.
فهم در صغری نفس، در کنون ذات و مکمن غیب، در اون پنهانیترین حالت ایجاد، ایجاد نمیشه.
در حقیقت تزریق بشه.
ب-به مثلاً یه مثالی بزنیم همه بفهمیم از اونجا افاضه میشه.
از اونجا صادر میشه، از اونجا وارد میشه، از اونجا به ما رسیده میشه.
یعنی فیض از پایین نیست که.
فهم گفتیم از ملکوته.
ملکوت نه یعنی قوه خیال.
قوه خیال تو رتبه بندی بگی ملکوته، بعد جبروته، بعد لاهوته.
نه، ملکوت منظور باطن وجودمونه.
فهم اونجا اتفاق میفته.
خب من عرف نفسه، کسی که نفسش رو بشناسه، چه جوری بشناسه هم؟
از طریق چی؟
اون رب وجودیم به من میشناسونه.
رب وجودی که همون اسم، اسم اعظم منه.
اسمیست که در من پیاده شده و سلطان وجود من شده که دربارهش حرف زدی.
اونجا این رو به من میچشونه، میرسونه، میفهمونه که من دارا میشم نه دانا .
این فهم میشه.
خب خدا بهتون خیر کثیر بده.
ما رو هم دعا کنید.
انشاالله عاقبت هممون ختم بخیر بشه.
[نفس عمیق] قبل از اینکه صلوات آخر رو بفرستیم لطف کنید تا اونجایی که میشه بیاید جلو که یه حرف خصوصی در گوشی میخوام بهتون بزنم.
خانمها هم پشت سر آقایون باشن یه ذره من بلندتر صحبت میکنم.
صلوات ختم کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم میکروفون لطفاً قطع بشه.
خدا خیرتون بده.
آره قطع بشه آره قطع بشه صدا نره.
نه هست