ددروس معرفت نفس

کلاس معرفت نفس — ۱ اسفند ۱۴۰۳ (بخش ۱)

موضوع: ده بار سورهٔ قدر پس از صبح · تنزل ملائکه · نفس علامه (شرح اسفار ۷۰) · مسبّحات ست · اصول ۴–۸ · عقل/نفس · راسخون در علم


افتتاح

يَا رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَمِنْ شَرِّ نَفْسِي وَمِنْ شَرِّ خَلْقِكَ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ · لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ. اللَّهُمَّ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ. الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَىٰ كُلِّ نِعْمَةٍ وَأَسْأَلُ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا به تو پناه می‌برم… به نام خدا… هیچ نیرویی جز به خدا نیست. خدایا تنها تو را می‌پرستیم و از تو یاری می‌جوییم.

الْمُسْتَغَاثُ بِكَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ. (سه بار) السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ. السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فریادرس تویی ای صاحب‌الزمان… سلام بر تو ای دعوت‌کنندۀ خدا…

در محضر پنج شهید خوشنام هستیم ان‌شاءالله که این شهدا جمیع ما را دعا کنند؛ نثارشان و نثار امام‌الشهدا صلواتی هدیه بفرمایید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و فرجشان را نزدیک گردان.

دوستانی که ثبت‌نام کرده‌اند از طریق عزیز دلم آقای هاشمی در کلاس دروس معرفت نفس حضرت علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه لطف کنند تشریف بیاورند جلو؛ البته کلاس به خودش بگیرد ما شماها را ببینیم. خیر ببینید.

بی‌مقدمه برویم سراغ بحث. یکی از چیزهایی که شما دانش‌آموزان… آهان صدای بیرون را… بله دوستان به من گفتند آقای هاشمی نمی‌دانم تشریف دارند امروز یا نه، گفتند که ظاهراً جلسهٔ پیش بلندگوهای بیرون سازمان یعنی بیرون از مسجد باز بوده و صدای ما پخش می‌شده. این را بنده صلاح نمی‌دانم. صحبت‌هایی که می‌کنیم خیلی برای بیرون نیست. اگر ممکنه بر خدا خیرتان بده قطع کنید.

یکی از چیزهایی که شما حکمت‌آموزان، عرفان‌آموزان، اهل معرفت — ان‌شاءالله که مژده‌ای هم برایتان ان‌شاءالله دارم؛ فقط عزیزانی که در کلاس هستند بمانند انتهای بحث یک حرف خیلی خودمانی که بین خودمان ان‌شاءالله بماند می‌خواهم عرض کنم خدمتتان که ضبط نشود در همین خصوص.

از ملزومات کار شماست در مسیر سیر و سلوک برای اینکه ان‌شاءالله در ثغور نفس شما در آن مکمن غیبی‌تان حقایق بنشیند صرفاً کار فکری نباشد. عرفان نظری بسیار خوب. حکمت نظری بسیار خوب. عقل نظری بسیار خوب. و تواصوا بالحق بسیار خوب. اما تواصوا بالصبر بشود عقل عملی، عرفان و حکمت عملی.

«وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» (عصر/۱۰۳:۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یکدیگر را به حق و به صبر سفارش کردند.

هدیهٔ عملی: ده بار سورهٔ قدر پس از نماز صبح

برای اینکه این تبدیل بشود و واردات قلبی برای شما ایجاد بشود و ان‌شاءالله مورد تفضلات وسائط فیض الهی قرار بگیرید بر شما وسائط فیض به عنایت آیهٔ تنزل الملائکه والروح صورت بگیرد که این‌ها را همه را ان‌شاءالله آینده‌ها با هم بررسی می‌کنیم یعنی چه؟ شما یک کار را حتماً باید هر روز صبح بعد از نماز صبح‌تان انجام بدهید. آنم حالا یک سرش را خدمتتان عرض می‌کنم. این کاری که عرض می‌کنم خدمتتان مورد تأکید حضرت استاد بود و البته روایت داریم برایش. مرحوم شیخ عباس در مفاتیح آورده اما مورد تأکید علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه بودند این کار و می‌فرمودند که به فرمایش معصوم شما این کار را بکنید قدرت خدا را در رزق‌بخشی‌اش ببینید. منتها شما که دانش‌آموز و حکمت‌آموز ان‌شاءالله و عرفان‌آموز هستید، رزقتان می‌شود رزق حکمت و عرفان ان‌شاءالله. آنم خیلی آسان است، خیلی ساده است. یعنی کسی بگوید من این را دیگر نمی‌توانم انجام بدهم دیگر من شرمنده‌ام. آنم بعد از نماز صبح حالا تعقیباتتان تمام شد، کارهایتان تمام شد، هرچی می‌خواهید انجام بدهید تمام شد. حتی خواستید باز یک چرتی بزنید یا نه بیدار بمانید حتماً، حتماً ده بار سورهٔ قدر را قرائت کنید.

این وجه بیان امام معصوم به کجا برمی‌گردد؟ سرش کجاست؟ چه ربطی دارد به اینکه من و شما ده بار سورهٔ قدر را بعد از نماز صبح قرائت کنیم، قدرت خدا را در رزق‌بخشی‌اش ببینیم. عجیب است. حالا یکی دنبال دنیایش است اشکال ندارد او هم می‌تواند استفاده کند. او هم می‌تواند بهره ببرد و برای شما اهل معرفت سرش کجاست؟ تو همان:

«تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» (قدر/۹۷:۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فرشتگان و روح در آن [شب] به اذن پروردگارشان برای هر امری فرود می‌آیند.

اصلاً و ابداً رزقی — حالا بگوییم فیض — فیضی به من و شما از هر حیث چه فیض علم و حکمت باشد، چه فیض مال و املاک باشد هرچی باشد نمی‌رسد مگر با وساطت وسائط فیض.

«…وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» / «…تَحْوِيلًا» (احزاب/۳۳:۶۲ ؛ فاطر/۳۵:۴۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هرگز برای سنت خدا دگرگونی / تبدیلی نخواهی یافت. (اشارهٔ جلسه)

خب این وسائط فیض کی‌ها هستند؟ ملائکه‌اند. کی‌ها ملائکه را با هم، همراه خودشان می‌آورند؟ روح است، روح اعظم است که میان یک به‌روزرسانی در وجود ما ایجاد می‌کنند. مخصوصاً توسط روح، روح اعظم که شب قدر هم بر امام معصوم نازل می‌شوند.

حالا شما تصور کنید صدای یک کسی آن‌ور عالم هم باشد… شما از اینجا صدات برسد به آن‌ور عالم… به وسیله یک مثلاً گوشی همراه. یک کسی را هی صدا بزن. یک بار، دو بار. علی آقا، علی آقا… اگر با یا منادا صدا بزنی که قطعاً همان بار اول… اما اگر بدون یا… این‌ها حرف داریم درش‌ها. بعداً عرض می‌کنیم یعنی چه. اگر بدون یا مخاطب باشد اسم شما را یکی فقط صدا بزند بگوید حسین، حسین، حسین بالاخره شما متوجه‌اش می‌شوی یا نمی‌شوی؟ اگر صدا به گوشت برسد. حالا شما یک بگویی تنزل الملائکه والروح، تنزل الملائکه والروح. ده بار بگویی تنزل الملائکه — آنم الملائکه همه آن‌ها به اتفاق روح، الروح — این‌ها متوجه شما می‌شوند. قطعاً به شما رو می‌کنند می‌گویند چه می‌خواهید؟ چه می‌گویی؟ یعنی دیگر خیلی خودمانی چه مثالی من بزنم همه بفهمید. توجه وسائط فیض به ما می‌افتد.

اصلاً آقا یک روزی ان‌شاءالله با هم خدا توفیق بده با هم رفیق شویم در خصوص توجه عرفانی با هم حرف بزنیم. ببینید چه ودیعتی است که خدا در وجود من و شما نهاده و ما بی‌خبر. بارها مثال زدیم مثل این گوشی همراه که بسیاری کاربردها دارد ماها بی‌خبریم… ما فقط زنگ می‌زنیم پیام می‌دهیم و السلام. ولی آن‌ها این… خالده‌شان درمی‌آورند. چرا باخبر شده دیگر که یک اپلیکیشن‌هایی تو طراحی شده تعبیه شده که خیلی کارها می‌کنند. الان مثلاً هوش مصنوعی از طریق همین گوشی همراه. من الان همین قبل از نماز با هوش مصنوعی صحبت کردم. گفتم نظرت را در رابطه با علامه حسن‌زاده بگو… خیلی ماشاءالله چقدر حرف زده… حالا یک دو سه جمله‌اش را برایتان بخوانم جالب است.

علامه حسن‌زاده آملی معروف به علامه حسن‌زاده، یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه، عرفا و فقهای معاصر ایران بود… به دلیل تسلط بر علوم مختلف به علامه ذو فنون معروف بود. تنها کسی که این لقب را به ایشان داد کی بود؟ بگویید. آفرین رهبر. یعنی اینم آورده؛ علامه ذو فنون رهبر فرمود تا قبلش کسی نگفته بود. این هوش مصنوعی که در آن در یک ثانیه با نود میلیون سایت مرتبط می‌شود همه را به‌روز می‌کند به تو می‌گوید. خب چرا الان این حرف‌های ما… هوش مصنوعی نود میلیون سایت در آن یک ثانیه بلکه کسر از ثانیه این‌ها را پردازش می‌کند، مقایسه می‌کند، خروجی می‌دهد. این ساختهٔ دست کیست؟ عقل انسان. و چطور توقع نداریم ما از خودمان که عقل ما بتواند کارهای فراتر از این را بکند. چرا ما برایمان سخت است که عقل اگر بگویند عقل یک عالمی چنان بارور شد که در من و شما هم هست. او دسترسی پیدا کرد، ما پیدا نکردیم. حالا این سیر معرفت نفس خوبی‌اش این است که می‌تواند دسترسی بدهد به ما، به عقلمان. بعد می‌بینی که عالمی در وجود تو نهفته است.

علی ابن ابی‌طالب ایروانی این را گفتند. کتاب‌ها معمولاً می‌زنند علی ابن ابی‌طالب یا امیرالمؤمنین اشتباه است. من تا خودمم نمی‌دانستم… من خودم از حضرت علامه شنیدم. خودم فکر می‌کردم امیرالمؤمنین این فرمایش را فرموده. خودمم خیلی سال‌های پیش بالا منبر می‌گفتم مولا فرمودند. در صورتی که علی ابن ابی‌طالب ایروانی از علامه شنیدیم که ایشان فرمودند چه را؟

أَتَزْعَمُ أَنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ وَفِيكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَرُ.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گمان می‌کنی جرم کوچکی هستی، در حالی که جهان بزرگ‌تر در تو پیچیده است. (نقل جلسه از ایروانی به واسطهٔ علامه)

حرف درست است. حرف بسیار عالی است. خب چرا ما نباید توقع داشته باشیم که رابطه بگیریم با عقول عالم که ملائکه‌اند که وسائط فیض‌اند. چرا این را ما باور نداریم؟

چرا باور نداریم یکی مثل که به عقلش باور می‌شود مثل سید حیدر آملی جامع الاسرار را نوشته — عرض کردیم در مقدمه‌اش نوشته که اگر بخواهم این‌هایی که خدا به من به عنایت سبوحی‌اش به قلب من ریخته بخواهم بنویسم چه؟ یادتان است دیگر؟ اگر تمام انسان، جن و انس و ملائکه… نویسنده بشوند، درخت‌ها قلم بشود، دریاها جوهر بشود نمی‌تواند بنویسد. به یک عالم. الان یک ذره متوجه می‌شویم الان که چه داریم می‌گوییم ما. چه هستیم ما و از خودمان بی‌خبریم. این ده تا انظرنا تسهیل روابط بین ما و ملکوت می‌کند. این خلاصهٔ حرف است. تسهیل روابط بین ما و وسائط فیض می‌کند. تسهیل رابطهٔ بین ما و ملائکه می‌کند به یک معنا با عالم عقول. بعد آن‌ها واسطهٔ فیض‌اند دیگر. می‌بینی که واسطه می‌شوند وجود پر می‌شود، می‌شود ظرف و وعاء حکمت.

بعد ان‌شاءالله من این وعده را به شما می‌دهم بروید جلوتر. شما تو همین درس و بحث‌ها ما اصلاً قرارمان این است اصول امّهات را با همدیگر مباحثه کنیم. جزئیات را خودتان می‌رسید. من به شما قول می‌دهم دیگر خودتان تولید علم می‌کنید… شما اصول امّهات را سر این کلاس یاد بگیرید… یاد بگیرید مثل قرآن که به قول علامه اصول امّهات است. بعد دیگر فروعات را تولید علم است توسط نفس شما…

به ثار حضرت استاد علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه که همه‌مان ان‌شاءالله شاگردان اشراقی ایشان باشیم صلواتی هدیه بفرمایید.

نفس علامه: ابتدای جلسهٔ هفتاد شرح اسفار

برای اینکه حالا حرف از علامه شد قصد نداشتم اما الان یک‌دفعه خدا می‌داند به دلم افتاد. حالا کی در جلسه نشسته طلب وجودی‌اش فراتر از دیگران است و به بنده هم اکتفا نمی‌کند بالاتر از ما را به مراتب طلب دارد. ابتدای درس هفتاد شرح اسفار ملاصدرا را حوصله دارید یک تقریباً ده دقیقه را با هم گوش بدهیم که علامه از درس فارغ می‌شود. یعنی ابتدای درس می‌گوید من قبل از اینکه بروم تو اسفار با شما یک صحبت ده دقیقه‌ای دارم. صحبت می‌کند بعد ایشان می‌فرماید که رموز باطن ولایت تو اسفار است. از اسفار خیلی با عظمت یاد می‌کند. فرمود که اگر این اسفار ملاصدرا را… نفرماید این را کسی نخواند به رموز ولایت دست پیدا نمی‌کند، به باطن ولایت دست پیدا نمی‌کند. عجب! بعد فرمایش دارد ایشان در خصوص استفاده از ماه رجب، شعبان و لیالی قدر و توضیح می‌دهد در پیاده‌سازی این حکمت نظری در وجود. این نفس علامه را می‌خواهم به شما بخورانم. مهمان نفس علامه‌اید امروز.

[پخش بخشی از درس علامه — متن عربی اسفار + تذکر فارسی]

پیش از ورود بحث به محضر مبارک سرپرورانم عرض کنم که شهر مبارک ولایت به شما روی آورده. ان‌شاءالله از رجبیون بوده باشیم. کسانی که می‌خواهند مقامات لیالی قدر شهر الله را ادراک کنند از ابتدای شهر ولایت که ماه رجب است خودشان را آماده می‌کنند. بعد از شهر ولایت که شهر رجب است، شهر رسول الله است که ماه شعبان است بعد از آن شهر الله و این توقیع مبارک که حضرت بقیة‌الله به سفیرش دستور داد و یک پارچه سر و رمز است. آن توقیع که هر روز در شهر رجب خوانده می‌شود یک پارچه می‌بینید رمز است… و در آن توقیع مبارک… کتابی که تفسیر حقایق و رموز و بطون و اسرار آن توقیع مبارک و امثال آن توقیع مبارک است همین کتاب شریف است که در محضر او هستیم. منظور اسفار است… یعنی اگر تا این را نخوانی… رمز و رموز ولایت تو این کتاب است، منظورشان این است. تا به رموز این کتاب آشنا نشدیم، به زبان ولایت آشنا نمی‌شویم.

خلاص از اول ماه رجب، رجبیون، اهل ولایت، کسانی که می‌خواهند ادراک شهر کنند خودشان را مواظب‌اند و مراقب‌اند که آن‌ده آن است که این حقایق در آدم پیاده بشود. این‌ها که می‌خوانیم عرفان نظری است، عرفان نظری مثل یک طبیبی، دکتری درس طب می‌خواند اما به آن عملی‌اش یکی دیگر است. آن دانستن آن فرمول و قواعد را فرا گرفتن حرفی است و پیاده کردن در مقام عمل حرفی است دیگر و عرفان عملی ورزیده شدن، ورزش کردن، پیاده کردن در متن ذات خود و چشیدن، یافتن است. غیر از عرفان نظری که آگاهی به مفاهیم اسماء و عبارات و اصطلاحات و این‌هاست. دانایی است، دانایی مفهومی است. غیر از آن دارایی حقیقی است.

خداوند ان‌شاءالله شما را مؤید بدارد. به طوری ان‌شاءالله جانی پیدا کنید که اگر کتاب را به کنار بگذارید، اصطلاح و الفاظ را به کنار بگذارید، زبان حال شما این بوده باشد که:

من آنچه خواندم همه از یاد من برفت / الا حدیث دوست که تکرار می‌کنم.

یک وجود قرآنی، یک انسان الهی… بکشید، برسید، بیابید که ایام خوش آن بود که با دوست به سر شد. باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود. و اگر چنانچه این کتاب‌ها به این درس و بحث‌ها آدم را برای ابدش درست نسازد — ابد و تأمل در ابد بفرمایید ابد، دیگر هستیم که هستیم و تا و الا و متى و حتی برای ما نیست و داریم خودمان را در این مقطع زمان، در این نشئه که مزرعه است، داریم خودمان را برای ابد می‌سازیم. دیگر اقرأ و ارتقِ. خداوند ان‌شاءالله سر شما را به اسرار ولایت نورانی بفرماید…

یک جوری نباشد آقا که برنامه این باشد، بحث باشد، با همدیگر بنشینیم، مرجع ضمیر پیدا بکنیم، اصطلاحات مثلاً گوناگون را فرا بگیریم اما قرآن مطرود باشد، برکنار باشد و شب و روز در محضرش نباشیم. مثلاً این‌طوری‌ها نباشد. حشر با قرآن داشته باشیم. به خصوص ان‌شاءالله از امشب تصمیم بگیرید همان‌طوری که جناب پیغمبر ما و شما صلی الله علیه و آله و سلم شب‌ها مسبّحات ست را داشت — و در این مسبّحات ست این شش سوره‌ای که اولش یسبّح و سبّح و سبّح است: اول از سورهٔ حدید بعد حشر همین‌طوری شش سوره: حدید و حشر و صف و تغابن و جمعه و سبّح اسم ربک الاعلی. این شش سوره را شب‌ها بخوانید پیش از خواب. شش تا سورهٔ کوچک است. خیلی وقت نمی‌برد. با تأمل بخوانید، تدبر بخوانید. حال هم که دارید قرآن را احترام بگذارید… قرآن را سر دست بگیرید، بایستید. ایستاده بخوانید قرآن را احتراماً به قرآن. بالاخره به هر حیله باید در پیشگاه او راهی پیدا کرد که لنگ و لوک و خفته‌شکل و بی‌ادب سوی او می‌پیچ و می‌غیچ و او را می‌طلبد. این‌طوری باشد.

خب حالا بیاییم به کتاب. کشیک نفس بکشید، حضورتان را حفظ کنید. یک انسان قرآنی بشوید که:

«لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۵۶:۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز پاک‌شدگان آن را مس نمی‌کنند.

زبان‌تان، چشم‌تان، جان‌تان، فکر‌تان، قلم‌تان، حالات شما همه مطلقاً یک حقیقتی که لا یمسّه إلا المطهّرون. یک انسان قرآنی بشوید. پس شما نشوید، کی باید؟ در حوزه هستی، در مسیر ولایت هستی و شب و روز حشر شما با قال الله و قال الباقر و قال الصادق است. اِ بنا بوده باشد که من و شما هم خاکی باشیم… خودمان را فراموش کرده:

«وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (حشر/۵۹:۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند پس [خدا] خودشان را از یادشان برد؛ آنان همان فاسقان‌اند.

و روزی برای انسان پیش نیاید، یوم الحسرة داشته باشد که آهی از نهاد او برآید که جهنم از روی آن آه خجالت بکشد که آتش این است، نه من.

صلوات بفرستید. خب به همین مناسبت اجازه بدهید… اگر دوست داشتید می‌توانید جست‌وجو کنید، تو گوگل مثلاً بزنید شرح اسفار علامه حسن‌زاده می‌آید بالا، فایل‌هاش می‌آید بالا. جلسهٔ هفتاد. همان اولش را گوش بدهید. ده دقیقه است.

عقل و نفس (ادامهٔ اسفار) · لولا فاطمه

به همین مناسبت اجازه بدهید که به دو جهت، یکی تذکری که حضرت استاد در خصوص اسفار دادند یک وجه. جهت دوم موضوعی که جلسهٔ پیش آمد… اینکه خانم‌ها اعتراض کردند. ظاهراً یک نفر… که حالا آقایان هم بعضی‌ها من تذکر دادند که شما بحث نفس و عقل را چون حالت مزاح بهش دادی شاید به خانم‌ها برخورد که شما گفتی آقایان عقل‌اند خانم‌ها نفس‌اند. اینم وجه دوم. می‌خواهم چند خط از اسفار برایتان بخوانم ببینید وجه عقل و نفس را چگونه بیان کرده.

فرمودند که دیگر موجودات یا وجودشان عین عشقشان است و یا برانگیخته‌ای از آن و برترین موجودات از جهت عشق عقول فعال‌اند که تجلی نور الهی را بدون واسطه و وسطی و بدون تفکر و اندیشه و یاری گرفتن از حس و یا تخیل قابل و پذیرای‌اند… این از جایگاه عقل که ما گفتیم جنس مردها از عقل است. امیرالمؤمنین حضرت وصی علیه‌الصلاة والسلام عقل کل بودند و ما باید به جهت رسیدن به آن حقایق عالیه با حمایت وسائط فیض که ملائکه هم را عرض کردیم زانو بزنیم در محضر عقل کل عالم که مولاست. از چه طریقی؟ از طریق عقلمان. حالا نه اینکه خانم‌ها عقل ندارند العیاذ بالله. نه، این‌طور نیست. جنس مردها اصلاً خاصیتشان بیشتر عقلانی است تا نفسانی. بیشتر عقل‌اند، کلی‌نگرند، کلی را درک می‌کنند و عقل فعال که دیگر آن بالاترین مراتب است مثل یک استاد زبردست.

جالب است امروز به هوش مصنوعی گفتم یک مثال برای عقل فعال برای من بزن. مثال مثلاً استاد ریاضیات را زد که می‌آید خیلی زبردست… وارد کلاس می‌شود و شروع می‌کند ریاضیات را به جان… فرمول‌ها را به جان شاگردها می‌ریزد. خب آن در حقیقت ملاتی که و فرمول‌هایی که دارد تعلیم می‌دهد، این پیاده‌سازی‌اش می‌شود نفس. خود آن شخصی که دارد تعلیم می‌دهد می‌شود عقل. حالا این جایگاه چیست؟ عقل است که کلیات را تعلیم می‌دهد. اما نفس چه؟ حالا الان ادامهٔ همین ملاصدرا آورده. ببینید چه جایگاهی دارد که اصلاً عقل بدون نفس این‌طوری به شما بگویم تعطیل است آقا. چرا فرمود:

لَوْلَا فَاطِمَةُ لَمَا خَلَقْتُكُمَا.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اگر فاطمه نبود شما دو تن را نمی‌آفریدم. (نقل حدیث قدسی جلسه دربارهٔ پیامبر و علی)

اگر فاطمهٔ زهرا صلوات الله علیها نبود، شما دو تا را هم که عقل‌اید خلق نمی‌کردم. چون پیاده نمی‌شدید. عالم پیاده نمی‌شد. اصلاً این عالم نتیجهٔ پیاده شدن عقل است. قبلاً گفتیم. خب کی این عقل را پیاده می‌کند؟ عقل در مقام مدیریت و تدبیر عالم است. کی پیاده می‌کند؟ چه عوامل و احکام عقل را پیاده‌سازی می‌کند؟ نفس. حالا شما نفس را بردار. اصلاً وجود عقل بیهوده می‌شود. این است که می‌گوید انسان تا ازدواج نکند کامل نمی‌شود، این یک وجهش است…

پس از آن نفوس عالی الهی هستند. یعنی آن نفس کل و نفوس عالی، بعد نفوس جزئیه همین‌طوری که دیگر آخر آخری‌اش دیگر ما هستیم نفوس جزئی‌ایم. که به واسطهٔ عقل فعال آن‌ها را از قوه به فعل بیرون آورده و نیروی تصور و تمثّل و نگهداری تمثّل‌شده را در آن‌ها و آرامش یافتن بدان‌ها را می‌بخشد. پس از آن قوای حیوانی، سپس نباتی است… این جایگاه نفس بود. خب کلاس ما معرفت نفس دیگر. رابط بین عقل و مادون یعنی برزخ است، نفس برزخ است. شما برزخ را برداری تفرّه پیش می‌آید و محال است. اصلاً نمی‌شود. عقلاً باید نفس وجود داشته باشد.

بالاترین خطابی که خدای منّان در قرآن به بنده‌اش کرده چیست؟

«يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ۝ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ۝ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ۝ وَادْخُلِي جَنَّتِي» (فجر/۸۹:۲۷–۳۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای نفس آرام‌گرفته، به سوی پروردگارت بازگرد خشنود و پسندیده؛ پس در میان بندگانم درآی و به بهشتم درآی.

که حالا مفسرین فرمودند پیروز من سیدالشهدا خطاب به نفس مطمئنه است. نفس مطمئنه. کی می‌شود نفس مطمئنه؟ وقتی که از تعلق بدن بیرون بیاید، تعلق عقلی پیدا کند. یعنی در بند بدن نباشد… نوکر بدن نباشد. آقا گشنم است، آقا خوابم می‌آید… غلط کردی که دوست داری بنشین سر جات ببینم. کی این را باید بهش بگوید؟ نفس. کی به نفس آموزش می‌دهد که بهش بگو غلط کردم؟ عقل. به همین راحتی.

راسخون در علم · تنزیل و تأویل

حالا محضر علم می‌شود مولا… اتفاقاً این کتابی که دست بنده است الان تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة یکی از کتاب‌هایی که مثل شیرین‌ترین از عسل شما باید داشته باشید و این را بخوریدش. آیاتی است پیرامون فضائل عترت پیغمبر. یکی‌اش را من برای شما… ببینید آقا جایگاه علم کجاست؟ من این علم را از کجا اخذ کنم؟… یک بار شد ضریح آقا را بگیری اشک بریزی، التماس کنی که سینهٔ من را وعاء و ظرف حکمت و علم و عرفان کن که آقا نکرده باشد.

حالا این آیه از چه سوره‌ای بود — آل عمران. یک بخشی از این آیه می‌فرماید «والراسخون فی العلم» چون قبلش فرمود:

«وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ…» (آل عمران/۳:۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و تأویلش را جز خدا نمی‌داند؛ و راسخان در علم…

خیلی جالب است که توی… تجوید قرآن… اهل تسنن آوردند یک کارهایی کردند به خورد ما شیعه هم دادند. شما قرآن را بخوانید آن علامتی که بالای الله می‌گذارد علامت وقف، وقف مطلق است. می‌گوید چه؟ «وما یعلم تأویله إلا الله» تمام شد… کلاه است که آن‌ها سر ما گذاشتند… بعد این «والراسخون فی العلم» یعنی این‌ها هم تأویل را می‌دانند…

حالا این «الراسخون فی العلم» کیان که تأویل… قرآن را می‌دانند؟ روایت برایتان بگویم… عن برید بن معاویه عن أحدهم فی قول الله عز وجل… قال فرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم أفضل الراسخین فی العلم. فرمودند که افضل راسخین… رسول الله.

قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عِلْمَ جَمِيعِ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَالتَّأْوِيلِ.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا همهٔ آنچه بر او نازل کرد از تنزیل و تأویل را به او آموخت. (روایت جلسه؛ کافی و منابع تفسیری شیعه)

پیغمبر توسط خدا تعلیم داده شد همهٔ علوم را به نحو تنزیل و تأویل. یعنی هم ظاهرش هم باطنش… و ما کان الله لینزل علیه شیئاً لم یعلمه تأویله… و اوصیاؤه من بعده… یعلمونه کله… و هم معدن علم و مقرّه و مأواه…

پس اینم تذکر بعدی ما پیرامون این نفس علامه که آقا حواسمان باشد حتی نفس‌شناسی‌مان را هم برویم زانو بگذاریم در محضر امام معصوم و خواهش کنیم ما را با خودمان بشناساند…

اصول امّهات ۴ تا ۸

خب برویم سراغ اصول و امّهات بیست‌وسه‌گانه. وقت گذشته‌ها؟ خیلی؟ خب حداقل اجازه بدهید دو سه تا اصل را بخوانیم. ما تا اصل سوم را گفتیم.

چهارمین اصل: و دیگر تجرد نفس ناطقه در مقام تجرد عقلانی است… و بر این امر ادلهٔ بسیار اقامه شده است… و هر یک از ادلهٔ تجرد منتج این نتیجه‌اند… که چون نفس عاری از ماده و احکام آن است، گوهری بسیط غیر محسوس از عالم ماوراء طبیعت است و از فساد و اضمحلال که لازمهٔ مرکبات طبیعی است مبراست. و چون فساد نمی‌پذیرد، هیچ‌گاه زوال و فنا نمی‌یابد و برای همیشه باقی است…

پنجمین اصل: و دیگر فوق تجرد بودن نفس است که علاوه بر مجرد و عاری بودن از ماده و احکام آن، مجرد از ماهیت نیز هست. عجب! ما تا حالا فکر می‌کردیم فقط حضرت حق است که… بقیه مرکب‌اند از ماهیت و وجود… الان اینجا علامه دارد می‌فرماید نه نفس یک مقامی دارد، مقام فوق تجرد عقلی که بی‌ماهیت است… که این آن مقام سرّ سرّ ماست… مرتبهٔ ارتباط ما با مافوق عقل یعنی با رب وجودی‌مان… که او را حدّ یقف نیست…

اصل ششم: و دیگر اینکه نفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است که… به کسب کردن معارف و حقایق و تحصیل ملکات اعمال فاضلهٔ انسانی اشتداد وجودی و صعود مظهری پیدا می‌کند و به اتحاد علم و عالم و عمل و عامل به سوی کمال مطلق ارتقا پیدا می‌کند… برای این جملهٔ آخر یک کتاب اتحاد عاقل به معقول علامه را باید بخوانید…

اصل هفتم: و دیگر بودن نفس عین مدرکات خود است که اتحاد مدرِک و مدرَک و ادراک است… شما همونی می‌شوی که ادراک می‌کنی… ما مجموعه‌ای هستیم از آن چیزهایی که درک کردیم…

اصل هشتم: و دیگر اتحاد نفس به عقل فعال یعنی مفیض صور علمیه و فنای نفس در آن است… همان مثالی که هوش مصنوعی زد، آن استاد ریاضیات می‌شود عقل فعال، آن فرمول‌هایی که دارد یاد می‌دهد می‌شود صور علمیه، فنای نفس در عقل فعال می‌شود اینکه این دانش‌آموزان چنان بارور می‌شوند، چنان اشتداد وجودی پیدا می‌کنند بعد از جلسه خودشان استاد می‌شوند. می‌شود فنای نفس در عقل فعال. ببین خیلی راحت شد دیگر… با همین مثال‌های ساده ببینید چقدر قشنگ و قابل درک است این حقایق. فرار نکنیم از خودمان.

والحمد لله رب العالمین. صلوات فرست کنید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و فرجشان را نزدیک گردان.

Corrections log

مورداصلاحمنبع تأیید
تنزل الملائکه والروحتَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ…قدر ۴
وتواصوا بالحق / بالصبرعصر ۳tanzil/quran.com
ولا تکونوا كالذين نسوا الله…وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ…حشر ۱۹
لا یمسه إلا المتحرون (ASR)لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَواقعه ۷۹
یا ایتها النفس المطمئنه…فجر ۲۷–۳۰tanzil
وما یعلم تأویله إلا الله والراسخون…آل عمران ۷tanzil
قد علمه الله… التنزیل والتأویلروایت راسخون (کافی/تفسیر اهل بیت)hodaalquran / کافی
مسبحات ستحدید، حشر، صف، تغابن، جمعه، اعلیاستاندارد شش مسبّح
انتب العالم الاکبر (ASR)انطوى العالم الأكبربیت ایروانی
تقابنتغابننام سوره
فوال العترت (ASR)فضائل العترة الطاهرةنام کتاب

*یادداشت پایانی:* ASR برای وضوح پاکسازی شده؛ Segments خام حذف؛ ترجمه‌های زیر عربی از مدل است نه استاد.