یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پناه بردن به خدا، ستایش او، یاری خواستن از پروردگار و درود بر پیامبر و خاندان او؛ سپس درخواست فرج و یاری برای راه حق.
بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ای کا نعبد و ای کا نستعین. الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایک آیاته. شب شهادت سرّ السر نظام هستی است. ان شاء الله که صاحب این عزای بزرگ و عظما هر کجا تشریف دارند خدا بهشون صبر دهدد و در بین اشکهاشون برای مادرشون یک توجهی هم به ما کنن و ما را دعا کنن. صلواتی هدیک کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. كانت فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیک و آله و سلم ذات اسمه بلا دغدغه و وسوسه. صفحه نود و پنج کتاب فس حضرت استاد. و قد نص كبار العلماء کالمفيد و المرتضی و غیرهما بعصمتها علیک السلام. بالآيات و الروايات و الحق معهم.
و المكابر محجوج مفلوج دقت که این متن رو که از قسمت یعنی از فصل هفت کتاب فس انتخاب کردیم، پیرامون مقام عصمتیک حضرت زهرا صلوات الله علیکا سخن میگوید که اصلاً و اساساً عنوان کتاب هم همینه دیگر. حکمت عصمتیک. کلمة حکمت فس و حکمت عصمتیک فی کلمة فاطمیک که یعنی مهمترین بخش کتاب شاید به یک معنا همین بحث عصمت باشد که خیلی هم مطالب پیاده کرده حضرت استاد. ابتدا این چنین میف میفرمایند که بدون دغدغه و هیچ تشویش خاطر و وسوسه و چه و اینها حضرت فاطمه سلام الله علیکا که دختر پیغمبرند صاحب مقام عصمتاند. آن نیز به نص بزرگان از علما مثل شیخ مفید و شیخ، شیخ مرتضی، شیخ مرتضی و شیخ مفید و مثل اینها که البته آنها هم به استناد روایات و آیات چنین حرفی رو پیاده انجام دادن.
آغاز سخن و ضرورت تعقل
و كانت صلوات الله علیکا یعنی حضرت زهرا سلام الله علیکا جوهرة قدسیک فی تعین انسی فهي انسیة حوراء و عصمت الله الكبرى. همه اینها، این مقاماتی که دارد میشمارد برای خانم از دل عصمت خانم بیرون آمدهند و حقیقت الاسم حالا میخواهد بگه این حقیقت عصمت چیک؟ که خانم رو به آن مرت مراتب رسونده. انها قوة نوریة ملكوتية فاسم صاحبها یک قوهی نوری ملکوتیک. یعنی هرچی که هست از عالم قدسه، از عالم بالاست، نوریک، ملکوتیک. باز بحث نور اینجا مطرحه. وجود نوری از زهرا. من کل ما يشينه من رجس الذنوب و الأدناس و السهو و النسيان. به سبب همین قوه و منّه که از حیث نور و ملکوت عالم هست، صاحب چنین مقامی از همه گناهان، آلودگیها، پلیدیها حتی سهو و فراموشی از همه اینها مصونند.
و نحوها و مثل اینها من الرذائل النفس مثل یا نفسانیک مثل هر رذیلهای که از نفس بلند میشود. نفس هم چون تعلق مرتبه تعلق روح به بدنه، نگاهش به کجا است؟ از بالا به پایینه؟ نگاهش به پایینه. تعلق روح به بدن میخواهد بدن رو تدبیر کنه. بهش میگویند نفس. یعنی مرتبه مادونه. تعلق روح به بدنه و دیگر بحث کثرات و مادیات و طبیعیات و مرکبات و اینهاست. مادون فلک قمر. اینجا منظور از نفس اینجا من الرذائل النفسانیک آن زشتیهایی که از تعلقات ایجاد میشود. تعلقات. و من هو ذو الاسمى مصون عن، عن زلل فى تلقى الوحي. آن کسی که به عصمت رسید از تلقى وحی مصونه. یعنی در آن هم معصومه در تلقى وحی. ما یک ایحاء داریم یا یک، یک ایحاء داریم، یک الهام داریم، یک القا داریم، یک اعلام. اینها مراتب نزول حقایقاند که هر کسی به وجودش اینها رو میگیرد.
قوه خیال و مراتب ادراک
آن ایحاء وحیک. مال آن مرتبه عالیک است که دیگر مال معصومیبلکه در تلقى آن اشتباه نمیکنندد. مصونن. هرچی میگیرند از ملکوت عالم میگیرند، درست هم میگیرند و سایر القاءات صبوحیک. در هر القاء صبوحی که از عالم قدس منتشر میشود و نازل میشود، وجود او در اخذ آن تلقیات و القاءات همه مصونن، محفوظن، عصمت دارن و فى جميع شؤون العبادیک و الخلقیک و الخلقیک و الروحانیک و غیرها من اول الأمر. که قوله سبحانه از خدا آیه میآورد که و آتيناه الحکم صبيا که بس يحيى صلوات الله عليه قرآن فرمود و آتيناه الحکم صبيا. او وقتی بچه بود صبيا. بچه بود بهش حکم رو دادیم. یعنی بچه بود حکیم بود. این نشون میدهدد که نبوت یک منّهایست که یک قوهایست برخواسته از عصمتی که از ابتدا در آن شخص هست.
اینهایی که در خصوص نبوت نفهمیدن و گفتند حالا بعد از بعثتشون دیگر گناه نمیکنندد، قبلش حالا هرچی انجام دادن. نفهمیدن یعنی چی؟ اینو نفهمیدن که این رابطه قدسی باید محفوظ باشد از بچگی. اگر اینه پس این و آتيناه الحکم صبيا رو چه میخوای جواب بدی؟ که از بچگی حکم داشته. يس. باید بچگی داشته. این حکمت رو کی دارد؟ میگوید رسولاً منه مال انبیاست. حالا اینجا میفرماید این حکم رو ما تو بچگی بهش دادیم. باید از بچگی مصون از خطا باشد که یک امتی، یک ملتی دنبال سرش راه بیفتد. نمیشود غیر از این.
حکمت، معرفت و مقصد آفرینش
و آن حساسیت هم که مردم دشمنی بهتره بگوییم که آن زمان با پیغمبر آلش داشتن به قول حضرت استاد مطمئن باش آنقدر زیر و بم پیغمبر رو نسب و سببش رو قبل و بعدش و حالش و همه رو آنقدر زیر و رو انجام دادن، یک نقطه آلوده، یک نقطه اشتباه، یک حرکت، یک حرف، یک انحراف در ایشون پیدا کنن. نانجام دادن. بارالله اگر پیدا کرده بودن که کار تموم بود. نانجام دادن که افتادن به جان اولادش. نانجام دادن که خودشان رو توجیک انجام دادن. اصلاً این باجیک که متاسفانه به زمانه دادند. چه باجی؟ اینکه آمدند گفتند که ما ولایت دو قسمه، ظاهری و باطنی. ولایت باطنی نمیتوانستند انکار کنن. اصلاً بحثهای علمی دقیق هر چیزی که مربوطه به چه زمین، چه آسمان، چه نشئه اولی چه نشئه اولی، چه اخری. هرچی که بود میگفتند برید از این آقا بپرسید.
علامه امینی میفرماید هفتاد بار آن ملعون این حرفو زده. خودشانم میدانستند چی کارن. منتها آمدند باج دادند. گفتند چی؟ یک ولایت باطنی داریم مال آنها، مال امیرالمؤمنین، مال علی صلوات الله و ولایت ظاهری جدای از آنه، آن با ماست. بعد آمدند اینگونه توجیک انجام دادن که آقا میشود آدم قبلاً گناهکار بوده باشد، بعد از که برای نمونه دیگر نبوت گرفت، ولایت گرفت، ریاست گرفت، دیگر نکنه. برخیشون که بدتر از این هم انجام دادن. گفتند اصلاً حاکم مطلقاً کسی که حا-حاکم شد بر مردم در حکومت اسلامی آن که حاکم شد حتی اگرم گناه کنه باز مطاعه. یعنی تو باید اطاعت کنی ازش. چرا این حرفو زدن؟ به خاطر خودشان، به توجیک خودشان. چون آنان که عصمت نداشتن. میدانستند که اولیاء خدا عصمت دارن. چون خودشان ندارن توجیک انجام دادن. حاکمه باید حرفشو گوش بدی.
مراتب نزول و صعود وجود
هرچی به هر غلطی هم که. این حرفا همه باجیک که متاسفانه دادند. به حرفای بیخودی که متاسفانه یک سری هم هنوز دنبال روش، روی آنها هستن. حالا بحث ما اینها نیست. بحث ما این قوه است، این منّه است، این اینجا میفرماید قوه نوریک ملکوتیک. از عالم بالا است. اکتسابی نیست، کسبی نیست، حصولی نیست. مثل علم فکری نیست که میام کتاب بخونم، درس ببینم، اینگونه نیست. مکتب، با مکتب رفتند آدم نمیرسد. این علم حضوریک. کشف تام. لذا بزرگان بارها و بارها حضرت علامه فرمودند این را به نقل از بزرگان و اساتیدشون که قرآن رو کشف تام محمدی یاد انجام دادن. صلوات على محمد و آل محمد. کشف مرحله شهوده. اصلا خود مراحل اگر به صورت کلی حالا برخی صد قسم، برخی هزار قسم، برخی ده قسم، برخی سه قسم.
این سه قسم مراتب و مراحل رو در سیر سالک الی الله اول اسلام، بعد ایمان، بعد شهوده. مرتبه کشف آخره. کار هرکسی نیست که. کسی میتونه المعرفة بعد ول المشاهده کسی میتونه به آن معرفت، به آن مشاهده و به آن شهود دسترسی پیدا کبلکه اهل معرفت باشد. حالا هرکس به میزان معرفتش حضرت زهرا صلوات الله علیکا رو این شبا زیارت میکند در وجود خودش می یابه چون رشحه ای از آن سر و سر در ما هست، روح ماست. آن هم روح اعظمه. این ارتباط و اتصال برقرار میشود. اما کسی که دقت همه معرفت رو دارد اشاره به سینه مبارکش میکند که إنها هنا لعلم جمع همه علم توی این سینه جمع شده. این سینه من جام جمعه. همه چی توشه. امیرالمؤمنین که لا یلقي علیک الطیر اصلاً هیچ پرنده ای به افق آن نمیرسه. سیَنْهَدُ عن السَلْک این سیل علم اگر جاری شود.
معنای توجه در جان انسان
حالا آن خطبه معروفشونه. این آقا چون همه علم رو دارد، چون همه معرفت و علم رو دارد پس همه شهود رو دارد. همه شهود رو دارد یعنی چی؟ لو كشف القطا لمزدد يقيناً اگر پرده بیفتد هیچ به یقین من اضافه نمیشود. تو ملکوتو به من نشون دهدد. دیدم اصلاً من خودم ملکوتی ام. من اصلاً خودم ملکوتم. اتحاد وجودی برقرار شده. اصلاً سر سوزن. چنین کسی این، این منّت، این قوه اینکه قوه نوریک است، ملکوتیک است. این میشود صاحب عصمت. عصمت در تمام دریافتهای از پیرامون خودش. از نوح ایحاء بگیر، القا بگیر، الهام بگیر، اعلام بگیر. هرچه که هست میشود معصوم، معصوم.
یعنی هرچه که از حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیکا به این مقام به لزومت این مقام صادر شده، هرچه فرموده، هرچه عمل کرده، هرچه کرده، هرچه نوشته، آن کتاب مبارکی که ایشون املا فرمودند امیرالمؤمنین نوشتن. اینها همه چیان؟ در مقام عصمته. یعنی همش وحیک. که حضرت امام علیک الرحمه میفرمودندد که من سراغ ندارم بر پیغمبری از انبیا به جز، به جز پیغمبر خودمان، من سراغ ندارم کسی دائماً جبرائیل برش نازل شود. حتی انبیا هم بر همه حضرت جبرائیل نازل نمیشده. آن نیز همیشود. آن نیز پشت سر هم. اینگونه نبوده که. حضرت زهرا صلوات الله علیکا بعد از پیغمبر عزیز عالم سلام و صلوات و درود خدای منان و مقربین درگاهش بر او و خاندانش باد.
حجت الهی و بقای عالم
حالا چند روز الله اعلم حضرت جبرائیل روح الامین بر ایشون نازل می شد و آنچه که علم قبل ما کان و ما یکون الان و آنچه که، آنچه که می شد اتفاق بیفتد. این دیگر خیلی عجیبه. این اصلا این خیلی اصلا درکش مشکله. میدانیند آنچه که می شد اتفاق بیفتد یعنی چی؟ یعنی اگر مثلا الان بارون نمیومد چه اتفاقی می افتاد؟ حالا بارون دارد میآید. اگر نمیومد چی میشد؟ این یعنی علم به آن چیزی که اتفاق نمی افت— نیفتاده و نمیافتد. این خیلی چیز مثلا مخصوص کعبه حضرت زهراست. خیلی چیز عجیبیک این. علم ما کان آنچه که بود الان و بعد درست. اما اینکه علم آن چی— مثل اینکه امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام فرمودندد که اگر بدا نبود بدا این چیزی که خدا مثلا تقدیرش عوض میشود. الدعا یرد القضاء المبرم. دعا مثلا قضای محکم الهی رو برطرف میکند. درست شد؟
امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام فرمودندد اگر این اصل نبود بهتون می گفتم تا قیام قیامت چه اتفاقاتی میافتد. چون این هست بعد بدا حاصل میشود، آن قضا، آن در حقیقت حکم الهی تغییر میکند. بعد شما میگی العیاذ بالله علی اشتباه کرد. نه بدا میآید. بعد حالا حضرت زهرا صلوات الله علیکا علم به غیر بدا رو هم دارد. یعنی اگر بدا هم حاصل نشه، شود، نشه هرچی باشد الله اکبر این مقام مال هرکسی نیست که. اصلا اختصاصیک. تخصیص خدا. حالا این حالا حضرت زهراست که جبرائیل نازل می شد. بعد امیرالمؤمنین هم می نوشت مقام کتابت اینجا با امیرالمؤمنینه. مقام تلقین با کیک؟ کی اخذ میکند؟ حضرت زهرا سلام الله علیکا خیلی مقام بالاست.
صورت علمی و علم اسماء
که امام علیک الرحمه رهبر همم، رهبر هم تو بعضی از فرمایشاتشون من دیدم که منظ— این هم، ایشون هم قریب به همین مضمون رو فرمودند که امنه بالاترین مقام از حضرت زهرا اصلاً همینه. و آن صحیفه دست کیک؟ پسرش امام عصر که همه علوم درشه. برای نمونه از همان کتاب متوجه میشود که آقا نگاه کبلکه چه اتفاقاتی و آن گریکهایی که حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیک هم داشت، یک وجه آن گریکهای سنگین همین بود. همین کتاب، همین القاات و الهامات و ایکا همینها بود که برای نمونه شما الان بر— به عنوان نمونه گفته میشود بر سر مردم غزه، کودکان و زنان این مردم غزه چه اتفاقی، چه دارد اتفاق میافتد، چه جنایت، چه نسلکشی، چه قطع رحمی دارد اتفاق میافتد.
این با این سیر بحث که ما داریم قطعاً به حضرت زهرا صلوات الله علیکا این گفته شده، انبعاث شده، ر شده، رود، این راد دیگر بهش گفته شده. آن گریکها برای اینها هم هست، برای من و شما هم هست، برای همه هست تا قیام قیامت. برای الان پسرش مهدی هست، برای تک تک فرزندانش. تا همینطور دور تاریخ. این گریکها بیخود نبوده که ناموس خدا برود تو بقی بشینه یا تو قبرستان ربیع طلا بلند بلند صبح تا شب با همه برای همه تعجبآور بود. همینطور که نبوده که. یعنی تا قیام قیامت خانم برای همه گریک کرده. برای آن وضعی که داعشیا بچه رو زنده زنده جلوی پدر مادرش کباب کنن رو آتیش سردار سلیمانی میگفت بعد بذارن جلوی لای پلو بذارن جلوی مادرش بگن بخور این مادر سن کوب میکند. اینها حالا یک یک دونه دو تا سه تا ما حالا ما دیدیمو به تاریخ خودمان.
قرآن در مراتب وجود
ولی چقدر جنایت. علم از کجا میآید این علم؟ این علم از کجا میآید؟ از مقام اسمت. ما مقام اسمتیک رو داریم. یک چیزایی که طرح بحث میکنیم مگر میشود واردش شد؟ اصلاً نمیفهمیم. من همش استپ میکنم. نه واردش نمیشم. نمیفهمم واقعاً. قو- قوه نوریک ملکوتیک. همین رو برو بازش کن. اصلاً شما دقت انسان تا با آنچه که این را خوب با آنچه که از عالم ملکوتی و از قدس دریافت میکند، با سر خودش تا با آن سنخیت پیدا نکنه، هم سنخ با آن نشه، نمیتواند دریافتش کنه. آن حقیقت رو، آن ر رو. چون میدانید روح از مقامات سره. سر ما فوق روحه دیگر مقام روح ماست. سر بعدم حالا خفی و اخفی یا سر و سر و سر هرچی بگیری آن سر که حالا یک جلسهای انشاالله دربارش حرف میزنیم. آن سر وجود کلیست. متنه. شرحش روحه. یک، یک شأنش میشود روح.
آن سر کانال وجودی ما به قدسه، به عالم بالاست. حصه وجودیک. اسمیست که به تمامه در ما پیاده شده، سلطان وجود ما شده. او دارد ما را میپروراند. هرچه ما میگیریم از آنجا میگیریم. حتی یک به قول حضرت استاد در جلسهی هشتاد و چهار مسباح الآنس میفرمودندد که حتی کسی که برای نمونه گیاهان دارویی و خواص این گیاه دارویی رو کشف کرد. نشست تمرکز کرد، توجه کرد حتی یک زمینشناس و فی الارض آیات للمؤمنین و فی انفسکم افلا تبصرون. آیه ها تو زمینه و فی الارض آیات البته برای اهل یقین، اهل یقین یعنی به آن سرشون اتصال گرفته، ارتباط قطع نشده، گناه و آلودگی این ارتباط رو قطع نکرده. کسی که از سر خودش به ملکوتی عالم متصل میشود یک سنخیتی بین آن چیزی که اخذ میکند پیدا شده با خودش که آن میتواند آنو بفهمه، بچشه، بگیرش.
راه معرفت نفس و طهارت
ولی اگر این سنخیت نباشد آن معنیک، آن معنی کلیک. اینجا، اینجا دایره صورته، عالم صورته، شکله، ماده است. مثل اینکه الان ما میشینیم برای نمونه یک صورتی رو نقاشی میکنیم. ما صورت رو صورتگری کردیم. این یکی از توانمندیهای ماست. یک توانایی دیگرای که هنوز بشر بهش دسترسی پیدا نکرده اما دارد این توانمندی رو شاید یک روزی این اتفاق افتاد. اینکه از معانی صورتگری کنی، از معنا بشینی صورت بکشی. الان کاری که قوه خیال ما دارد میکند چیک؟ از معانی صورت ایجاد میکند، انشا میکند. برای نمونه اگر صورت منو شما تو خواب ببینی این از صورت در قوه خیال تو یک صورتی انشا شد توسط قوه خیالت. اینو ما هم تا حدی بلدی.
اما اینکه از معنا برای نمونه وقتی میخواهد ایمان رو قوه خیال تو در مکمن غیبت حالا در قوه خیالت به تو متصل کنه، به تو نشونش دهدد. چه صورتی به این معنای ایمان میده؟ درخت شجره طیبه. حضرت استاد فرمودند تو خواب درخت میبینی یعنی ایمان. این معنا رو صورت کرده. این کار هر کسی نیست و دائماً هم دارد این کارو میکند. چرا وحشیگری و صبوعیت و این چیزا رو به گرگ و پلنگ متمثل میکند، تمثل میدهدد و صورتگری میکند. دغلی رو به روباه، خرخری رو به برای نمونه خرس، شهوترانی رو به خوک. چرا؟ و اینو اصلاً این خودش نشون این یک قدرتیک در درون ما. یک رابطهای برقراره بین آن معنا و این صورت. این رابطه رو کی برقرار میکند؟ شما؟ ما داریم برقرار میکنیم؟ من که اصلاً ر ندارم چه رود در درون خودم.
دعای پایانی
مثل اینکه هو ال— هو الله یا هو الذي یصورکم في الأرحام كيف یشاء. آن صورت میدهدد به کسی که در رحم مادرشه آنطور که دوست دارد، میخواهد. كيف یشاء. این صورتگری رو الان مادری که در رحم خودش فرزندی دارد بهش بپرس، ازش بپرس شما داری صورت میدی؟ نه من اصلاً ر از رحمم ندارم. چه رود آن تو. خدا دارد صورتگری میکند. حالا خدا از دایره اسباب. وسائط فیض. چه رود در درون ما؟ الان من دارم حرف میزنم. ظاهراً این کم— این ماده است دیگر. کم مسموع دارد یک صدایی به گوش شما به قوه سامعه شما میرسد. باز صوت ماده است. یک شکلی دارد این کلمات، این حروف که من دارم میگم. شما داری اینو از کجا میفهمی؟ این که دارد میشوندوی رو کار ندارم. آن که میفهمی. آن که فهمیدی گفتی آها حالا روشن شدم. در آن بطنان وجودت، در سقع نفست اینو گرفتی.
آها حالا فهمیدم. این از کجا آمد؟ از گوشت رفت تو وجودت؟ نه. این از همان سرت اخذ شد. استیاد شد. یعنی این چه— پس تا در وجود تو سنخیت با آن حق و با آن معنایی که از سر خودت میخوای بگیری نباشد، نمیتوانی بگیری. حاجی بابا اصلاً هیچی نمیفهمی. اگر گرفتی سنخیت بوده و آن موقع قوه خیالت میتواند بهش صورت دهدد و تو آنو ببینی. این سری که من الان گفته میشود یک سیر بسیار علمی، دقیق، خیلی عالی در کتب صحف نوریک عرفانیک و حکمیک هست. آنجا مقصودش رو میتوانید که پس آنچه که ما از سرمون— حالا آن کسی که میرود زمینشناسی میکند "في الأرض آيات للموقنين". زمینشناسی هم آیه شناسیک. این هم به، به قول علامه جوادی آملی این هم علم الهیک. چون میفرماید "في الأرض آيات للموقنين" آیه است. آیه شناسیک. کی گفته این علم الهی نیست؟ منتها شأنش پایینه.
همانگونه آن نیز که دارد زمین رو میفهمد، دارد میفهمد آثار زمین و رموزی که در خاک و در زمین هست. خاکها چقدر با هم متفاوتاند. اینها رو میفهمد. از کجا دارد میفهمد؟ از سرش دارد اینها رو اخذ میکند. اما تلاش علمی کرده و اینجا که میرسد اینو قبول میکند. اینجا اینو قبول میکند. اما به محض اینکه میخواهد حقایق رو، معانی کلیک رو با همان سرش اخذ کنه، مهر باطل روش میزند، خط میکشد. میگوید نه من مادهگرام. من مادیام. اصلاً اینو قبول نمیکنم. چرا اینو قبول کردی که از سرت اخذش کردی؟ کی اینو به تو یاد داد؟ فهماند به تو. از ملکوت گرفتی. چرا گرفتی؟ از آن حیثی که بین تو و آن— اخذی که کردی، تلقی که کردی یک سنخیتی بود. توجه کردید؟ به میزانی که در وجود ما سنخیت با ملکوت برقراره، ما از سرمون دائماً فیض دریافت میکنیم.
اگر کسی نوسان دارد در اخذ فیض و تلقیات و الهامات الهیک، چه در کشفیات ظاهریکش، چه باطنیاش، چه در حالا نومیک اش در خواب چیزی رو استیاد کنه، بفهمه، بچشه، برسه، ببینه، یک حقیقتی رو، چه در بیداری. تمثلات بالاخره اینها. اگر کسی نوسان دارد یا دیر به دیر یک مشکلی پیدا شده، سنخیت بین وجودش، لایکهای وجودیش با آن سرش از بین رفته. چی این را از بین میبرود؟ آلودگی، گناه، اشعه طبیعت، ماده، دروغ، غیبت، پرزگی چشم، فحش دادند، دل مؤمن رو شکستن، آبروی دیگری رو بردن، حرمت کسی رو شکستن، کمک نانجام دادن به کسی که به تو از تو کمک خواسته، تکبر، غرور، منیت، انانیت، خودیت، خودشیفتگی، ریا، عجب، شرک. اینها همه، همه اینها. اینها شعبهشن. آن— اینها شعبههای لشگریان چیاند؟ جهلن.
همانگوبلکه عقل لشگریان دارد، آن جنود عقل و جهل که در کافی مرحوم کلینی اعلا الله مقامه الشریف هست. چقدر شیرینه این راایت که شما بچه بودید ما اینو برای توون توضیح دادیم. این تلقی اگر اتفاق نمیافتد، خیلی جسارت میکنم. اگر تلقی نیست، تمثلات نیست، اگر دیگر خیلی، خیلی، خیلی آدم دیگر خیلی باید اوضاعش خراب باشد که اعلامی هم نیست. اگر القا و الهام نیست، ایکام که مال اهل عصمته، اعلام هم نیست که مال علماست. این دیگر اصلاً تعطیله دیگر. آنقدر گناه پشت گناه اصلاً وجودش اثت ورداشته هیچ اعلامی و هیچ، هیچ علمی رو نمیتواند اخذ کنه. مثلا بعضیها چنان تعطیلاند گوششون "و فی آذانهم وقر" گوش سنگین شده فقط به شهوات و غضبشون. اینها دیگر "بل هم ازل". "اولئک کلأ انعام بل هم". حیوانی زندگی میکنندد.
اما آن کسی حالا دقت این توضیحاتو من دادم یکو یک نکته رو بهش توجه کنیم. یک طوری هم دارم میگم که کوچیک و بزرگ انشاالله بگیرن. هی مثال پشت مثال. چه سنخیتی در لایکهای وجودی یک انسان با ملکوت وجود دارد که از این مادون که مرتبهی بدن و بصر و سمع و لمس و شم و اینها بگویید برو تا خیال و وهم و عقل و قلب و روح و همینطوری سر و سر و ببین چه لطافتی، چه وجود نوریک است مملو از نور. سر سوزنی کدورت دخالت نکرده. سر سوزنی رذالت، دنائت، پستی، رجس، آلودگی، جهل. اینجا حضرت عسل میفرماید حتی سهو و نسیان. سهواً اشتباه بکند، نه. خطا کنه، نه. حتی فراموشی، نه. مطلقا. تو حضرت زهرا رو فراموش میکنی. او تو رو فراموش نمیکند هرگز. یک سر سوزن اگر خللی باشد، کدورتی باشد، نمیتواند تلقی فیض و وحی بکند. نمیتواند اصلاً. امکانش نیست.
خلل ایجاد میشود. چه سنخیتی. یعنی اصلاً این اتحاد وجودی برقرار شده. اصلاً این وجود خودش شده ملکوت که دارد این چنین جبرائیل بر او نازل میشود و حقایق رو ایکا، وحی. حالا نه از جنس تشریعه که بگوییم برای نمونه تشریع پیغمبر، نبوت تشریعی بعد از پیغمبر دیگر بابش بسته شد. تمام شد. نماز صبح دو رکعت. دیگر امام زمانم نمیتواند بیاید بگه سه رکعت. تمام شد. همش آمد. ولی به نحو آن نبوت تعریفی یا عامه یا ن-نبوت عام، انبایی، نبوت انبایی بار میشود. این بار شدن، نبوت تعریفی یا عام از کجا است؟ از سنخیتهاست. یعنی هرچی انسان پاکتر، خلوجی بحثو بگیریم، هرچی انسان پاکتر اخذش از ملکوت شفافتر و بیشتر و بهتره. مثل حضرت ال-علامه طباطبایی.
بسیاری از شاگردانشون فرمودند که این جملهی شریف و شیرین ایشون رو که من روزهایی که خود نگه داریم مراقبم. کیشی که نفس بدم، مراقب پلیس خودم باشم. مراقبتم از خودم بیشتره، دقتم بیشتره، تمسلاتم شب صافتره، زلالتره. آنچه که اخذ میکنم. اصلاً ما حالا تمسلمون کجا بود؟ که بخوایم ببینیم زلال بود یا نبود. این پله پله از مرحلهی یغزه بیداری. یک دفعه انگار یکی یک سیلی میزند تو صورتت بیدار میشی. عجب چه رود ما بیر بودیم. این مرحلهی آغازینه. ما بارها و بارها به مرحلهی یغزه رسیدیم. تو همین هیئتهام توجه انجام دادن، عنایت انجام دادن، توجه عرفانی به ما انجام دادن که اشک میریزد توجه شده و الا نمیشود. آن منافقه که اشکش در اختیار خودشه مثل معاویک. تا گفتند علی رو کشتن بی— بلکه بیاختیار، نه با اختیار گریک کرد. ماها نمیتوانیم. مؤمن نمیتواند.
محب اهل بیت این ازش گرفته شده. با اختیار نمیتواند گریک کنه. این هنرپیشههایی که میرن تست میدن بهش میگویند گریک کن ببینن. اگر گریک کنه میگویند این کارش درسته. در صورتی که این اصلاً اشتباه است. اتفاقاً برعکسه. اگر بیاختیار نه ها با اختیار گریک کنه این نشانه خرابی وضعته. نه بیاختیار اصلاً دست خودش نیست، از ملکوت میجوشد. با توجه آقا انسان یغزه پیدا میکند، اشکش جاری میشود، دلش میسوزد، میلرزد. آه، آه، آه. اسم من اسما الله. اینکه شما برای نمونه مصیبت حضرت زهرا بش-بشنوی، خلاصه اشکت به هر دلیلی به جهت فیزیکی، مزاجت یا هرچی ظرفت پر شده یا آمادگی نداشتی قرآن نخوندی بیای چه میدونم هرچی بوده اشک نمیآید. یکو میلرزد تنت.
روضه رو میشوندوی آه میکشی که امام صادق سلام الله علیک چرا فرمود کوهی از گناهاتون آه آب میکند. چرا؟ اصلاً این آه رمز و رمزی هم دارد که حضرت عل-علامه طباطبایی میفرمودند که محضر آقای قاضی رسیدم و بهشون گفتم آقا فلانی هی میگوید یا الله درد دارد. درد گرفته بدنش، کمرش، پاش، چی، درد دارد. بعد هی میگوید یا الله بلند بلند یا الله. آقا یا الله رو هرکس نباید برای نمونه هزینه کرد. یا الله. بعد آقای قاضی فرمودند اتفاقاً این دردو بهش دادند که بگه یا الله. هرکسی لیاقت ندارد بگه یا الله. نگاه رو ببین. بعد یکی هم زیر بار این دردها میبرود، کم میآورد. میگویند بسشه. این دیگر تا هم ظرفش همین مقدارد. آن کسی که میپذیرد هی بیشتر بهش میدن. دخالت تو کار الهی نمیکند. عبد شکوره. شکور یعنی شدید. شدید شکرگزار. شاکر نه، شکور.
مبالغه است اینکه عزیزانی که تشریف داشتن غروب گفته میشود در یا زهراي غرب که پیغمبر شب تا صبح عبادست، سجدههای طولانی، گریکهای عجیب. همسرشون گفتند آقا چه رود؟ شما پیغمبر خدایی این همه خودتو اذیت میکنی. فرمودند نه من نباید عبد شکور باشم؟ قرآن میفرماید "و قلیل من عبادی الشکور". یک قلیلی از بندگان من به شدت شکرگزارند. ما بهخاطر گدایی میریم در خونه خدا. حاجت داریم امشب برویم. حاجتم رو تا نگیرم دائما حضرت زهرا رو ول نمیکنم. بعد وقتی آن تتههاییک که اینگونه فکر میکنی. عبد شکور شاکرم نیستم من چه برسه شکور. اصلا به شکرانه آمدم. مگر من چی دارم که هرچی که دارم از شما دارم. همینایی که دارم، همینایی که الان حضرت زهرا به من رسونده واسطه فیضه دیگر. امام حسن به من رسونده این همه خیر. اینو شکرش رو انجام دادم؟
لذا میفرمایند که حضرت اینجا که میرسد میفرماید که جزا نفس عمله. اصلا جزا منتظره یک چیزی بذارم کف دستش. حالا من نماز خوندم، حالا هیئت آمدم، حالا بر حضرت زهرا عزاداری کردم. میگوید آقا امام زمان به من دهددکاری بفرما دهدد ببینم چکم رو پاس کن. قربونت برم. اصلا جزا نفس عمله. همین که به تو اجازه دادند نماز بخونی، اجازه دادند بگی یا زهرا، اجازه دادند بیای تو این هیئتها این جزای توئه. همین رو چه جوری میخوای شکرگزاری کنی؟ که بالاخره یک پاکی در وجود شما بوده که دادند. چرا خیلی الان چند میلیارد آدم زندگی میکنندد؟ چند تاشون سر سفره حضرت زهرا هستن؟ همه سر سفره حضرت زهرا هستن. روح اعظمه و همه هم روح دارن. یک رشه ای تو وجودشون هست. همه سر سفره این بی بی دو عالمن. اما ببین اصلا حضور و غفلت یک حقیقته. حضور و غفلت یک حقیقته.
منتها یک کسی حواسش هست که حاضره، در حضوره. یکی حواسش نیست که در حضوره. در هر دو در حضورن. همه عالم سر سفره حضرت زهرا صلوات الله علیکا هستن. حتی آن جبرای آن. "و یمنهی رزق الغلوی". رزقی هم که میخورند. اما یک سری قلیلیاند که میدانند ر دارن. با رشون انجام دادن که این لقمهای که داریم به تو میخورونیم از حضرت زهرا استا این شماها. این از پاکی سره. این یکی از رشه ها، جلوهها، یک مراعاتی است، آینهای است، یک ظل و سایکای است، یک شعنی است. چی بگم زیرا؟ یک جلوهای از مقام عصمته. که اگر سر شما اگر آن چی بگم؟ اگر پدر شما رحم مادر صلب پدر اینها پاک نبودن، ما کی میتونستیم "لا یمسّه إلا المتحرون". مقام بحث مقام عصمت رو ما داشتیم میکردیم که حالا به تمام همه عصمت "عصمت الله الكبرى". الله اکبر. همه عصمت آنجاست.
پس چرا همه علم نباشد؟ اصلا علم جایی است که عصمت هست، پاکی هست، طهارت هست. چون از ملکوت استیاد میشود. هرچه پاکی بیشتر، علم بیشتر. چرا ملاصدرا میگوید من اسفارم رو از سجاده و شدت اشک و سحر در آن دهاتی که ایشون تو قم کهک تبعید شد. حالا من شما را تبعید کنم بگن حق نداری هیچکس با ایشون ارتباط بگیره، ایشون هم با کسی ارتباط بگیره. بفرما این فلان جا تو زندان. خدا رو از— آنقدر اذیت کنیم، ملائکه رو اذیت کنیم، اولیاء خدا رو اذیت کنیم که من، منو انداختن زندان بیچاره شدم، آبروم رفت. من دیگر دستم به هیچ جا نمیرسد. این چه زندگیک؟ خدایا ما را گیر آوردی فلان. ولی ملاصدرا چه میکند؟ از همان تبعید به بهترین وجه ممکن استفاده میکند. شبها تا صبح تو سجده گریک، گریک، گریک.
میگوید با اشکم از خدا این را گرفتم اسفار رو که همه بزرگان زانو زدن جلو کتابش. این از کجا آمد؟ پاک، پاک طهارت، پاکی وجود از آن طرفم میریزد. خدا که بخل ندارد. دائما در حال نزول فیضه. اما قابل ظرفش کوچیکه. بسه صحبت تا همین مقدار. شب شهادت همان عزیزی است که همه سر سفرهشیم. کدوم یکیمون به واقع امشب طوری آمدیم تو این هیئت که واقعا قائل به این هستیم که مادر از دست دادیم. آنانیی که مادر از دست میدن دیدید حالشون چطوریک. تو همین هیئت امسال چندین نفر مادر از دست دادند. همین شب دوم فاطمیک بود که من یک جمله گفتم رفتید خونه بیفتید پای مادرهاتون به شکرانه. آقا مهدی باقری آمد چشماشم پر اشک به ما گفت حاجی یک چیزی گفتی ما چه کار کنیم؟ چون مادر ندارد. مادرش از دنیا رفته.
الان کدوم یکی از ما چهره، چهره کدوم یکی از ما را ببینی یاد مصیبت زدهها میافتی. واقعا آدمی که مادر از دست داده بیچاره مستر میشود اصن. میریزد به هم. شاکله خوبلکه خودشم میریزد به هم. حالا این بلا دارد سر خونه علی میآید، امشب. باید حق بدیم که امشب حال امام زمانمون خیلی خراب باشد. امام زمانمون خیلی امشب به هم ریخته باشد. خوش به حال آنانیی که میتوانند امشب با آقا حرف بزنن. جرات میکنندد با آقا دو کلام صحبت کنن. ترس دارد امشب صحبت با آقا. یک کسی که مثلا کشتن مادرش تموم شد. همان لحظهای که ر رفتند مادرشو بهش میدن، یکو بری پیشش میتوانی هر حرفی بزنی بهش؟ آنقدر مصیبت رو دوششه. برای همین امشب یک ذره اول آقامونو نگاه کنیم. سر تا پای آقامونو نگاه کنیم تا به گریک بیفتیم. همینطور نگاش کنیم.
نمیدانم چجوری قربون صدقه آقا برویم امشب. چجوری آرومش کنیم؟ چجوری دور آقا بگردیم؟ چجوری کمک حال گریک هاش باشیم؟ که امیرالمؤمنین علیک السلام و سلم هم با اینکه بزرگترین مصیبت تو دلش ریخته بود اما سعی میکرد داد نزنه. ولی باز آن آقا هم نتوانست. دیدن بلند گریک میکند. حالا نمیدانم دیگر با امام زمان چه، چه جوری صحبت کنیم. اصن یک ذره آقا تو حال خودش باشد ما خودمان رو ببینیم و آقامونو ها یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.