ددرس‌گفتارها

با توجه به اینکه این پنج ظهر گذشته ما در مسجد بلال هر روز یکی از مقامات حضرت صدیقه سلام الله علیها رو اجمالا بیان می‌کردیم.

امروز بحث ما نیمه کاره مون در خصوص مقام فاطمیه و ربطش با مقام رحمیه و نفس کلیه.

دیگه نیت کردیم همین بحث رو از کتاب فس الفاطمی البته [نفس می کشد] فس الفاطمی حضرت استاد بریم جلو.

حالا هم که مقدار از وقت گذشته و ما خدمت رسیدیم دیگه مجبوریم چکیده تر صحبت کنیم.

[نفس عمیق] در [نفس عمیق] متن قسمت ششم کتاب فس الفاطمی حضرت، حضرت استاد می‌فرمود که "و فی حدیث الاشتقاق" یه حدیثی‌ست که معروف و نشون میده که [نفس عمیق] اهل بیت علیهم الصلاة والسلام وجود نوری‌شون مشتق از نور حضرت حق سبحانه عما یصفون هست و اسم‌شون هم همچنین [نفس عمیق] که "هذه فاطمة".

اینو خدا می‌فرماید ها.

این حدیث قدسی‌ست.

"هذه فاطمة و أنا فاطر السماوات والأرض".

من این فاطمه است، اشاره به نور یعنی وجود نوریه حضرت صدیقه سلام الله علیها که این فاطمه است و "و أنا فاطر السماوات والأرض" منم [نفس عمیق] فاطر آسمان‌ها و زمینم.

فاطم به معنای قطع کننده است.

فاطم بر وزن اسم فاعل بریده.

کسی که می‌بره [نفس عمیق] قطع می‌کنه.

"فاطم أعدائي من رحمتي يوم فصل قضائي".

اون روزی که قضای من مشخص می‌کنه فصل الخطاب اون روز [نفس عمیق] این أعداء من، دشمنان من؛ جالبه.

مرز اون شمشینی که می‌بره خانمه.

فاطم أعدائي برنده دشمنان منه.

از چی؟

از رحمتم.

الله اکبر.

چه مقامی [نفس عمیق].

مثلا شما ببینید امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام شده سیف الله، سیف الرسول، شمشیر برنده پیغمبر عزیز اسلام [نفس عمیق] که صلوات خدا و ملائکه مقرب و انبیا و اولیایش بر او و خاندانش باد [نفس عمیق].

حیدر کرار، شمشیر برنده پیغمبر.

حالا اینجا شمشیر برنده خدا کیه؟

حضرت زهرا.

فاطم أعدائي من رحمتي يوم فصل قضائي.

اونم اون وقتی که دیگه همه چشم انتظار، همه چشم‌ها تیکس شده، منتظرن [نفس عمیق] دیگه قضا و اون حکم مبرم و محکم و قطعی صادر بشه از مستر فیض از مستر لم یزل [نفس عمیق].

خب و فاطم خب بقیه حدیث "و فاطم أوليائي" [نفس عمیق] اینجا می‌فرمود که همچنین برنده دوستان منه .

"اما یؤیرهم و یشینهم" [نفس عمیق] از هر چیزی که بده، زشته، هر چیزی که مذمومه، مطلقا هر چیزی که زشته، بده و در حقیقت از چشم افتاده‌ست [نفس عمیق] و نتیجه‌ش میشه خشم و غضب الهی.

نتیجه‌ش میشه آتش عذاب الهی در جهنم [نفس عمیق].

فاطمه من برنده دوستارانشه از آتش و البته أوليائي محبین من کسایی که من الله رو دوست دارن.

در حقیقت این حدیث؛ حالا اجازه بدید تمومش کنیم.

"فشقت لها اسما من اسمي" [نفس عمیق] خدا داره می‌فرماید که من اسمش رو از اسم خودم مشتق کردم [نفس عمیق].

اونجا گفت من فاطرم.

حالا این فاطمه [نفس عمیق] حالا چه معنایی در فاطر خوابیده که ایشون منشق از اوست حالا عرض می‌کنیم و ربطش با مقام رح-رحمانیه یا رحمیه و همچنین نفس کلیه معلوم میشه [نفس عمیق].

بعد باز حدیثی رو اینجا حضرت استاد میارن از پیغمبر عزیز عالم که می‌فرماید "إن الله شق لك يا فاطمة" این مخاطب حضرت زهراست.

برای تو منشق کرد فاطمه جان "اسما من اسمائه" اسمی را از اسم‌های خودش "وهو الفاطر" او فاطر است خدا.

فاطر السماوات والأرض.

او فاطر است و "أنت فاطمة" و تو فاطمه هستی خب این تا اینجا که بعد حالا بعد حضرت استاد بحث رحم رو اینجا بیان می‌کنند و ربطش رو به اسم فاطمه که حالا من مختصرًا عرض می‌کنم که اینجا در ات-- در ادامه این متن می‌رسه به اینجا که حضرت استاد می‌فرماید و دانستی که رحم در از رحمان مشتق است.

رحم از رحمان گرفته شده که بحث ظهر ماست.

کسی خواست تو کانال هست می‌تونید رجوع کنید به جلسه در حقیقت جلسه پیش از این جلسه میشه.

این جلسه میشه ششمین جلسه که ثابت میشه که رحم از اسم الرحمن حق مشتق شده.

پس بدان که این کلام حضرت استاده.

بدان که ودیعه مصطفی اینم امانت پیغمبر فاطمه انسیه حورا، مطلعه—به به ببین عباراتو مطلعه انوار علوی میشه گفت علوی هم میشه گفت و مشکات ولایت، مشکات مثل نوره کمشکات چراغدانه.

یک ظرفی است که قدیم‌ها چراغ رو توش می‌ذاشتن.

یعنی ظرف نور.

ظرف چیه؟

و مشکات ولایت.

اون ظرف ولایته.

انا انزلناه في ليلة القدر.

اون في ظرفیه است.

ليلة القدر وجود حضرت صدیقه سلام الله علیها.

میگه ما نازل کردیم چی رو؟

قرآن رو.

در چی؟

در وجود حضرت صدیقه صلوات الله علیها.

پس مشکات ولایت و ام ائمه ریشه‌ست، اصله، مادره و صندوق علم و وعاء معرفت است.

وعاء ظرف.

به به چه تعبیراتی.

وعاء معرفت است.

ظرف معرفت است.

یعنی هرچه معرفت اون که مرحوم ملا س-- ملا محسن فیض علیه رحمة در کلمات مکتونه‌ش و تو بحث لقاء الله داریم انشاالله بهش می‌رسیم.

می‌فرمود که المعرفة بدر المشاهده.

معرفت بزور مشاهده‌اند.

برای رسیدن به مکاشفه، به مشاهده، به مقام شهود که اشهد، اشهد، اشهد، شهود، شهید که شهادت بشه نتیجه‌ش این میگه این کجا جمعه؟

تو ظرف وجودی حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها.

خب بچه میره از مادرش غذا میخواد.

مادر نسبت به قدرت هضم معده بچه بهش غذا میده و میگه الان این بچه شیرخواره گریه داره میکنه.

شیر میخواد از مادرش.

مادرش هیچوقت اون موقع کباب دهن بچه نمیذاره که.

هرچه بچه گریه کنه شیر بهش میده.

حالا دو سال تموم شد.

شیر رو ازش میگیره.

بچه دوباره گریه میکنه.

شیر دوست داره.

نمیدونه که این شیر الان دیگه براش مضره.

طبق صریح‌های قرآن دیگه از اینجا به بعد این شیر بعد دو سال براش مضره.

هرچی شیون و گریه.

اون گرفتن شیر، گرفتن بچه از شیر خیلی دوران عجیبیه.

همتونم اینو درک کردید ولی یادتون نیست که چه زحمتی رو مادر متقبل میشه بیچاره مادر تا بچه رو از شیر بگیره.

دو سال شیر خورده یه دفعه میخواد قطع کنه.

شیون، داد، فریاد.

چرا؟

حکیمه.

حکیمه خانمه.

میدونه حکمت اقتضا میکنه که الان از این به بعد این شیر بخوره براش خوب نیست.

حالا غذای دیگه باید بخوره.

همینطوری هی رشد، رشد، رشد تا هر مادر تشخیص میده که قدرت هاضمه این بچه چیه و الان چی نیازشو بهش میده.

منتها بچه باید گریه کنه.

بچه اگه گریه نکنه مادر از کجا بفهمه این گرسنشه؟

حضرت استاد می‌فرمود که از بچه یاد بگیرید با گریه کردن چجوری از رازقش که در سطح ذیل سما میشه حضرت مادر حوای منزل که و في السماء رزقكم و ما توعدون.

این سماع ذیل اون سما مراتب محفوظ گریه میکنه تا از مادرش رزقشو بگیره.

خب من و شما چند بار در خونه خدا گریه کردیم که رزق بگیریم؟

گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب‌خانه چیست؟

رو این فکر کنیم از خودم تا شما که بعضی از اساتید فرمودن که با توسل بسیار به حجت خدا انواع و اقسام ارزاقتون رو دریافت کنید.

به یمنه روز غلورا.

و تو تا گریه نکنی، تا التماس نکنی، تا خواهش نکنی، تا نشون ندی که تشنه‌ای چرا بده؟

مثل اون داستانی که براتون نقل کردم زمان آقای بروجردی علیه رحمة طلاب تو صف وایساده بودن قبل انقلاب.

یه حکایتیه که ازشون نقل می‌کنن.

از آقای گلپایگانی هم این رو من شنیدم.

حالا عید غدی بود چی بوده؟

سکه نه سکه طلا، سکه‌های اون زمان هدیه میدادن به طلاب تبرکی.

یه طلبه نوبتش می‌رسه یه دونه می‌گیره بعد میگه میشه یه دونه دیگه هم بدید برای خانمم؟

با معرفت بوده و ایشون هم یکی دیگه بهش میده.

بعد بقیه می‌پرسن چرا به ایشون دو تا دادی به ما یه دونه دادی؟

جواب، خب خیلی ساده.

خب ایشون خواست، خواست ما دو تا دادیم.

شما نخواستید.

به همین راحتی.

به همین سادگی ما چیزهایی که آمال و آرزو آرزومونه می‌خوایم بهش برسیم چند بار درخواست کردیم تو سجده با اشک، با التماس، با التجا به حضرت حق.

چند بار توسل به امام عصر صلوات الله علیه کردیم؟

چند بار به حضرت زهرا به عنوان مادرمون گریه، گریه کردیم و از او خواهش کردیم؟

چند بار؟

[مکث] اون کسی که نوکر این هیته می‌خواد این پرچما رو بزنه قبلش اصلاً توسل می‌کنه با خانوما شروع کنه.

اینا تو حالات من و شما هم تاثیرگذارن.

اون کسی که این پرچم رو زده با وضو زده یا بی‌وضو زده؟

تازه وضو داشته با غفلت زده یا در حس حضور زده؟

ذکر می‌گفته یا غافل بوده؟

داشته چرت و پرت می‌گفته، می‌گفته می‌خندیده.

قدیم‌ها شب که می‌خواستیم مشکی کنیم پرچم بزنیم اینا یکی شروع می‌کرد خوندن بقیه سعی می‌کردن اگرم اشک ندارن با اشک گریه کنن و بزنن.

اگرم ندارن حالا یه ذکری بگن و بزنن.

اینا خیلی مؤثره.

یه حسینیه و مسجد و چی بود که تاریخ نوشتن هر کی واردش میشد ناخودآگاه گریان میشد.

گفتن از صفر تا صد بنای این رو با وضو بنا و کارگر و عمل و همه با وضو و روضه خون می‌آوردن.

دائماً پشت سر هم روضه اینا گوش می‌دادن.

می‌تونستن گریه می‌کردن، می‌تونستن ذکر می‌گفتن، آجر پرت می‌کردن بنا رو و...

این تاثیرش میشه.

مثل اینکه اون گریه‌های پدر و مادر برای شما که بچه که بودید برای حضرت زهرا صلوات الله علیها وقتی شما تو رحم مادر بودی، در آغوش مادر بودی، اینها اون اشک‌ها، اون آه‌ها بر اهل بیت شما رو الان کشونده نشونده اینجا.

اثر اونه.

[مکث] گریه کردن، خواستن، توسل.

حالا چون در اون مقام نیستیم خیلی بهش نپردازیم.

نکته‌ای که می‌خواستم عارض بشم در خصوص کارکرد نام فاطمه صلوات الله علیها و شخص بانو، بانوی اول و آخر این نظام هستی حضرت فاطمه صلوات الله علیها ربطش با فاطر بودنه.

چون اینجا صریحاً هم پیغمبر فرمود هم حضرت حق می‌فرماید که تو رو منشق کردم از اسم خودم که فاطرم.

پس در معنای فاطمه و حقیقت وجودی فاطمه معنای فاطر بودن هست.

فاطر یعنی چی؟

مثلاً به شما میگن [مکث] فطرت.

شما فطرت داری.

[مکث]یا مثلاً میگن فلان چیز مفتور شد.

یا مثلاً افطار وقت افطار شد.

عید فطر شد.

فطریه بدید.

[مکث] شکوفا شد.

بعد از سی شب بندگی، سی روز بندگی، گل بندگی در وجود شما شکوفا شد.

ماه [مکث] بعد از ماه مبارک رمضان ماه چیه؟

جان؟

شواله.

ماه شوال از الان از خاطرم رفت.

چه ماهی اصلاً؟

یالا شواله.

شوال ماه رم-- صفر.

بله شواله.

ماه شوال.

حالا به نظر شما خودش یه بفه بروز کرد، ظهور کرد ماه شوال یا خود اون از دامن ماه رمضان جوشید و [مکث]در حقیقت شکوفا شد از دامن ماه مبارک رمضان.

[مکث] این معنای چیه؟

[مکث] فاطر که در فاطمه جمعه.

یعنی اگر کسی می‌خواهد شکوفا شود راهش حضرت زهراست.

چیه شما می‌خوای شکوفا بشه؟

هرچی مطلقاً، مطلقاً حتی دقت بفرمایید حیف که وقت نیست.

حتی اگر کسی می‌خواد درخت زقومش، درخت اون شجره خبیثه وجودش که ما نصفمون نفسه نصفمون عقله، اون حتی بارور بشه.

اگرچه میوه‌اش کرم و تلخ و بدمزه‌ست.

همونو طلب کرده، اونو خواسته.

شکوفه‌های درخت زقوم رو شکوفه‌های میوه‌ها و ثمرات درخت شجره خبیثه رو قرآن می‌فرماید دیگه که شجره خبیثه.

[مکث] ما له من قرار.

قرار نداره اصلاً سا-- ثبات نداره.

اون یکی شجره طیبه.

اَصلُها ثابت محکم و فرعها فی السماء.

این طلب می‌خواد چه-- طلب وجودیش چیه؟

می‌خواد که میوه درخت خبیثه بشه.

شهوات رو دوست داره.

غضب رو مثل س-س-بزها می‌خوام حیوان، سگ درندگی کنه مثل این نتانیاهو ملعون خبیث و دار و دسته‌اش.

دیگه روی سگ رو سفید کردن دیگه.

هر غلطی دارن می‌کنن.

این می‌خواد چ-- خودش می‌خواد میوه و ثمره شجره خبیثه بشه.

کی این کارو می‌کنه؟

یعنی کی این واسطه‌ست؟

بالاخره این می‌خواد اسم بره بشه یکی از مظاهر اسماء الهی بشه مظهر مذل مثل شیطان.

یعنی خدا کسی رو بخواد گمراه کنه به وسیله او گمراه می‌کنه.

او میشه اینجا وسیله.

در خصوص آل الله وسائط فیض چون آلتن.

وسیله آلته.

وسیله آلته اما وسائط آلت نیست.

ها، ها یعنی وجود معنایی داره، معنوی داره.

اینم میشه اون.

یعنی به سمت اسماء جلال میره.

انتها هم نداره.

اونم داره شکوفا میشه از کجا؟

درخت زقوم.

باز کی این کارو داره می‌کنه؟

حضرت زهرا.

فاطمة أعضائي من رحمتي.

دقت کردید اینکه توی ناحیه مقدسه، توی زیارت جامعه کبیره فرمود که فصل الخطاب شمایید و فصل الخطاب لدایکم.

یعنی این.

حرف اول و آخر رو شما می‌زنید.

ياؤل خلق الیکم.

و آیاتهُ عندکم.

اصن همه چی دست شماست.

بكم فتح الله و بكم يختم.

یعنی این.

آغاز و انجام با شماست، به دست شماست.

فصل الخطاب شمایید.

شما میگی قاسمین شما.

ابالقاسم.

امیرالمؤمنین قاسم بوده چون قسیم الجنة و النار.

پیغمبر میشه ابالقاسم، پدر مولا.

امیرالمؤمنین مشخص می‌کنه کی بره بهشت، کی بره جهنم.

حالا با سیر تطور بحثمون که الان به اینجا رسیدیم، به اون اصل، اون ریشه، اون ام، اون کسی که از اسم فاطر منشعب شده و در نهایت مرز اونه؛ یعنی اون میزان سنجشه برای همه اولیاء الله.

یعنی امام صادق هم می‌خواهد مرز بین دوست و دشمن رو مشخص کنه، امام عصر عزیز ما هم الان می‌خواد دوست و دشمن رو از هم تمیز بده.

نقشه چیه؟

کیه؟

اون الگو کیه که با اون می‌برن؟

حضرت زهراست.

فاطمه‌ی زهراست.

این مقام فاطمیه است.

این مقام فاطمیه است.

یعنی فاطمیه جدا کننده‌ست.

می‌چینه، می‌بره.

و جالب اینجاست که فقط هم با توجه به-- اگر کسی می‌خواد تکمیله این بحث‌ها که ادامه یه بحثی بوده، بحث قبل جلسه قبل ما رو تو کانال گوش بدهد.

من اونجا بحث هو الله الخالق البارئ المصور له الأسماء الحسنی رو گفتیم که خالق قدر قدر و اندازه‌ست به سر القدر هر کسی اندازه، الگو، الگوش، الگو رو خدا مشخص می‌کنه بر اساس حضرت زهرا.

الگو خانومه.

اندازه این شخص چقدره؟

دقت بفرمایید، نکته خیلی مهمه ها.

همین یه دونه رو بگیری بسطه.

که آقا اندازه شما چقدره؟

قدرش.

ليلة القدر.

سر القدرت نشون میده.

چقدره بالاخره ظرف وجودت از حقیقت چقدر پر شده به میزانی که از روح صدقه طاهره سلام الله علیها در تو دمیده شده.

و نفخت فیهم روحی.

تنزل الملائكة والروح.

اون روح اعظم رو امام صادق فرمود مادر ما فاطمه‌ست.

که او میاد واسطه فیض بین امام معصوم و خدا هم اونه.

حجت خدا بر ائمه امام ایشونه.

شوخی نیست.

دقت بفرمایید چی دارم عرض می‌کنم.

یعنی امام عصر ما هم الان می‌خواد بر اساس چه الگویی دشمن و دوست و اولیا و اعدا رو جدا کنه.

الگو حضرت زهرا صلوات الله علیها.

یعنی اندازه رو اون مشخص می‌کنه.

خب حالا می‌خواد ببرش.

این الگو رو، اندازه رو که مشخص کرد می‌خواد ببرش.

بارئ.

هو الله، هو الله الخالق البارئ المصور.

بارئ می‌بره.

دوباره کی می‌بره؟

حضرت زهرا می‌بره.

کی المصور؟

هو الذي یصورکم في الأرحام كيف یشاء.

صورت‌گری اون وجود من و شما که می‌خوایم تعین عینی پیدا کنیم، تعین روحانی انسانی پیدا کنیم، بیاییم تو این دنیا از نشئه‌های قبلی، از رحم قبلی بیاییم به رحم دنیا و طبیعت.

کی این رو می‌دوزش؟

با الگو می‌برن.

درسته اندازه، اول اندازه‌گیری می‌کنند بعد می‌برن بعد می‌دوزن.

دیگه هیئت، کثوت، کاملا ظرفیت کاملا مشخص بشه.

اونم دست حضرت زهراست.

صلوات الله علیها.

بعد و له الأسماء الحسنی.

دیگه بر اساس ظرفیت هر کسی ظرف وجود هر کسی پر میشه.

یا با اسماء جلال میشن دشمن اهل بیت یا با اسماء جمال میشن دوست اهل بیت.

بعضیا خیلی زیرکن، خیلی زرنگن، خیلی پرکارن.

یاران پرکار و کم‌هزینه امام عصرن.

دو تا اسم رو برمی‌دارن.

أشدّاء على الكفار رحماء بينهم.

شاید مثل حاج قاسم دو اسمی میشن.

این کارکرد اسمش چیه؟

فاطمة.

حالا الان شما بفرمایید بحث من تمام.

اگرچه می‌دونم نیمه کاره موند و نپخته.

شب‌های قب-- بعدو که عمو نگرفتن.

حالا الان وضعیت ما با فاطمیه چگونه است؟

یعنی الان فاطمیه چی کار با ما می‌کنه؟

با توجه به این سیر بحث، فاطمیه چی کار می‌کنه؟

بر اساس سر القدر هر کدوم از ما قدر و اندازه ما رو معین می‌کنه، می‌بره، می‌دوزه، تحویل میده.

بفرمایید.

بفرمایید تو اجتماع.

اصن اندازه هر کسی رو فاطمیه.

اینکه رهبر عزیزمون فرمودن من هر فاطمیه رزق یک سال کشور رو می‌گیرم، این رزق یک سال کشور رو می‌گیرم یعنی چی؟

یعنی همین اندازه گرفتن، بریدن، دوختن تو هیئیت مختلف.

از اون لحظه تشریف فرمایی حضرت عالی و حضرت عالیه به این نشئه طبیعت، از اون رحم قبلی به این رحمی که این تو رو آماده می‌کنه برای رحم بعدی که عالم برزخه و اونجا هم سیر استکمالی داریم.

اونم میشه رحم برای قیامت و آخرت این یک یک خروجش، خروج من و شما از این رحم‌ها به رحم جدید، به عالم جدید به توسط عنایت و فیضی که از طریق این خانم می‌رسه صورت می‌گیره.

کی انجامش میده؟

امام عصر، امام هر زمانی اینطوری بگیم بهتره.

اما دستور از کجا صادر میشه؟

کی دستورش رو صادر می‌کنه؟

حضرت زهرا.

چون همه فیض در وجود ایشون نازل میشه.

کانال فیضه.

ایشون نفس کل.

محل پرورش.

نفسه.

عقل محل تدبیر، نفس محل پرورش.

لذا پرورش عالم به دست اوست.

هر کسی که به حضرت صدیقه طاهره [سلام الله علیها] متوصل بشود که آن نه خودش رو در اختیار پرورشگاهی قرار داده است که مستقیم وصل به فیضه و فیاض علی الاطلاقه.

کانال فیضه.

لذا زهرایی‌ها خیلی یک، یک سر و گردن از همه بالاترند و باید هیئت یا زهرا از همه هیئت‌ها، هر هیئتی که به نام صدیقه طاهره است از دیگر هیئت‌های سر و گردن بالاتر باشه.

برای همین در هیئت‌هایی که به نام خانم به هر شکلی قطعاً بلا هم زیاده، بلا هم زیاده.

اینم یه آسیب شناسی.

قطعاً تطورات، پالات، بلاها، مصائب، امتحانات، ابتلاءات.

خوشا به حال کسی که روسفید میشه.

مگه در زمان خود خانم چند نفر روسفید شدن؟

تو قصه زهرا چند نفر به نظر شما روسفید شدن؟

ارتدد، ارتدد الناس بعد رسول الله همه مرتد شدن.

به قول آقای بهجت تعبیرشون از ارتداد خروج از دین بود.

عجب!

بابا نماز می‌خوندن، مسجد می‌رفتن، حج می‌کردن، جهاد داشتن.

نخیر خروج از دین چند نفر موندن؟

الا ثلاثة.

یعنی سه نفر.

بعضی روایات میگه چهار تا، تا پنج تا هم گفتن.

حالا بعد آقای بهجت فرمود چه نکته جالبی آقای بهجت فرمودند که اگر اون سه، اگر امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهما صلوة الله علیهما سلام صبر نمی‌کردن، حالا ما داریم جگرمون می‌سوزه و می‌گیم صبر کردن جگرها سوخت، جگرها خواهد سوخت تا ابد.

اما اگر صبر نمی‌کردن همون سه تا هم نمی‌موندن.

اینا صبر کردن تا اون سه تا بمونن.

این تعبیر آقای بهجت که اون سه تا الان بشه مثلا دو میلیارد.

اون موقع که البته آقای بهجت اینو گفت فرمود پونصد میلیون.

اگر اون سه تا هم نبود چی بود دیگه؟

اصلا دین به من و شما هم نمی‌رسید.

لذا وقتی حضرت [نفس عمیق] صدیقه طاهره صلوات الله علیها دید امیرالمؤمنین مثل بچه در جنین چگونه چنباتمه می‌زنه، اینطوری خودشو زانو غم بغل کرده نشسته تو حجره.

خیلی خانم [نفس عمیق] چه عرض کنیم؟

ناراحت شد و گریان شد و به حضرت گلایه کرد که چه نشستی و اینها.

کاری نداریم.

امیرالمؤمنین شمشیر کشید برهنه کرد.

برهنه کردن سیف الله یعنی دیگه ظهور همه جلال الهی.

بعد اون لحظه اومد بیاد از کوچه بیرون فقط به خاطر حضرت زهرا صلوات الله علیها که مثلا دیگه قلع و قمع کنه دیگه.

امر، امر چون پیغمبر حالا رو اینا کار کنید یک یک.

فرمود فافعل افعل حالا به چند لفظ اومده.

عمل کن يا علي.

پیغمبر به امیرالمؤمنین فرمود قبل از شهادتش.

به چی؟

به چی عمل کنم؟

به اونچه که به ما أمرت كبه fatemeh.

به هر چیزی که فاطمه زهرا به تو امـ-- امر می‌کنه تو عمل کن.

این نشون-- بعضی‌ها اصلاً به تصریح همین فرمایش پیغمبر گفتن نشون میده که حضرت زهرا ارجحیت بر امیرالمؤمنین داشته.

حالا ما تو اون مقام نیستیم که بخوایم اونجا حرفی بزنیم و قضاوتی بکنیم.

کاری هم نداریم خیلی.

اما اونجا حضرت زهرا گلایه کرد و امیرالمؤمنین راه می‌افته.

به محض اینکه مولا شمشیر برهنه می‌کنه، بره قلع و قمع کنه صدای اذان بلند میشه.

صوت اذان، نه اذان حقیقی ها.

یعنی اون اذانی که روح نداشت، بی ولایت بود از معذنشون بلند شد.

اون رو حتی صورت، دقت بفرمایید صورت ایمان و اسلام رو، بهتره بگیم اسلام نه ایمان.

صورت اسلام رو دیگه انزل مراتب حقیقیه دیگه.

رتبه بالاترش میشه ایمان.

رتبه بالاترش میشه کشف.

در مصباح العنس مرحوم ابن فناری اونجا از تعلمه‌ها هم تصریح دارند که مراتب رو اول اسلام بعد ایمان بعد کشف.

مقامات.

برای حفظ صورت اسلام امیرالمؤمنین رو کرد به فاطمه زهرا سلام الله علیهما فرمود زهرا جان تو اراده کنی من همه رو از لب تیغ می‌گذرونم.

حیدره دیگه.

اما اگر می‌خوای این صوت باقی بمونه ما تکلیفی به صبر داریم.

حضرت زهرا با اون همه اذیت و آزار و فشار و شکنجه، شکنجه، شکنجه‌های روحی، جسمی.

ها؟

که یه ذره به ما فشار میاد، دادمون بلند میشه، زمین و زمانو به فحش می‌کشیم.

تو راه خدا تازه بهمون فشار میاد.

حضرت زهرا چی فرمودن؟

فرمودن علی جان صبر می‌کنم.

تو هم صبر کن تا این صوت بماند برای ابد.

یعنی برای اینکه این صوت به من و شما برسه.

من و شما الان حی علی الصلاة که میگن تحیه پیدا کنیم، آمادگی پیدا کنیم برای نماز.

چه باری رو این دو بزرگوار برداشتن، چه سختی رو تحمل کردن که حالا می‌خوایم روضه‌شو بخونیم.

الله اکبر [نفس عمیق].

خدا به ما رحم کنه که تو این فاطمیه حد و اندازه ما می‌خواد مشخص بشه، معین بشه بلکه ظهور کنه [نفس عمیق].

به امام زمان عزیزمون رو کنیم امشب بگیم آقا جان شما از ما دلتنگ‌تری.

شما بیشتر از ما می‌خوای گریه کنی.

ما چه می‌فهمیم چه خبر بوده و چه خبره و چی می‌خواد بشه.

اما شما به ما بگو ما با کدوم روضه‌های مادرت گریه کنیم؟

[نفس عمیق] یابن الحسن [نفس عمیق].