ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ادامهٔ مقام فاطمیه از فصّ فاطمی

با توجه به آنکه این پنج ظهر گذشته در مسجد بلال هر روز یکی از مقامات حضرت صدیقه سلام‌الله‌علیها را اجمالاً بیان می‌کردیم، امروز بحث نیمه‌کارهٔ مقام فاطمیه و ربطش با مقام رحمیه و نفس کلیه را از کتاب فصّ الفاطمی حضرت استاد جلو می‌بریم؛ وقت گذشته و ناچاریم چکیده‌تر سخن بگوییم.

در متن قسمت ششم کتاب فصّ الفاطمی حضرت استاد می‌فرمود و فی حدیث الاشتقاق — حدیثی معروف که نشان می‌دهد اهل‌بیت علیهم‌الصلوة والسلام وجود نوریشان مشتق از نور حضرت حق است و اسمشان هم همچنین — که هذه فاطمة؛ این را خدا می‌فرماید؛ حدیث قدسی است: هذه فاطمة و أنا فاطر السموات و الأرض. این فاطمه است — اشاره به وجود نوریهٔ صدیقه — و من فاطر آسمان‌ها و زمینم. فاطم به معنای قطع‌کننده است؛ فاطم بر وزن اسم فاعل؛ کسی که می‌برد قطع می‌کند. فاطم أعدائی من رحمتی یوم فصل قضائی — آن روزی که قضای من فصل‌الخطاب می‌کند دشمنان مرا می‌برد از رحمتم. الله اکبر چه مقامی. امیرالمؤمنین سیف‌الله سیف‌الرسول شمشیر برندهٔ پیامبر است؛ حیدر کرار. حالا شمشیر برندهٔ خدا کیست؟ حضرت زهرا. فاطم أعدائی من رحمتی یوم فصل قضائی؛ وقتی همه چشم‌انتظار حکم مبرم قطعی از مصدر فیض لم‌یزل‌اند. و فاطم أولیائی — همچنین برندهٔ دوستان من است اما یؤثرهم و یزینهم از هرچه بد و زشت و مذموم است که نتیجه‌اش خشم الهی و آتش عذاب است؛ فاطمه دوستان مرا از آتش می‌برد؛ أولیائی محبین من کسانی که الله را دوست دارند. سیف‌الله بودن علی شمشیر پیامبر است؛ فاطم بودن زهرا شمشیر خود خداست در یوم فصل قضا که حکم مبرم از مصدر لم‌یزل صادر می‌شود. دشمن را از رحمت می‌برد و دوست را از زشتی‌هایی که به خشم و آتش می‌انجامد پاک می‌کند.

فشقت لها اسماً من اسمی؛ فاطر و فاطمه

فشقت لها اسماً من اسمی — خدا می‌فرماید من اسمش را از اسم خودم مشتق کردم؛ آنجا گفت من فاطرم. حالا چه معنایی در فاطر خوابیده که ایشان منشق از اوست و ربطش با مقام رحمانیه یا رحمیه و نفس کلیه معلوم می‌شود. باز حدیثی از پیامبر: إنّ الله شقّ لک یا فاطمة اسماً من أسمائه و هو الفاطر و أنت فاطمة — برای تو منشق کرد اسمی از اسماء خودش و او فاطر است و تو فاطمه‌ای. بعد حضرت استاد بحث رحم را بیان می‌کنند و ربطش را به اسم فاطمه: دانستی که رحم از رحمان مشتق است؛ رحم از رحمان گرفته شده که بحث ظهر ماست؛ خواست در کانال به جلسهٔ پیش رجوع کند. این ششمین جلسه که ثابت می‌شود رحم از اسم الرحمن حق مشتق شده. پیامبر خطاب یا فاطمة گفت الله اسمی از اسمائش را برای تو شکافت و او الفاطر است و تو فاطمه. فاطر و فاطمه و رحم و رحمان یک شبکهٔ اشتقاق‌اند که نفس کلیه و پرورش عالم را به خانم می‌بندد.

ودیعهٔ مصطفی؛ مشکات ولایت و وعاء معرفت

بدان که ودیعهٔ مصطفی این امانت پیامبر فاطمه انسیه حوراء مطلعهٔ انوار علوی و مشکات ولایت است — مشکات مثل نوره کمشکاة؛ ظرف چراغ قدیم؛ ظرف نور؛ ظرف ولایت. إنّا أنزلناه فی لیلة القدر؛ فی ظرفیه است؛ لیلة القدر وجود صدیقه. قرآن را در وجود صدیقه نازل کردیم. پس مشکات ولایت و امّ ائمه ریشه اصل مادر و صندوق علم و وعاء معرفت است؛ ظرف معرفت. هرچه معرفت — مرحوم ملامحسن فیض در کلمات مکنونه و بحث لقاء الله می‌فرمود المعرفة بذر المشاهدة؛ معرفت بذر مشاهده است برای رسیدن به مکاشفه و شهود — کجا جمع می‌شود؟ در ظرف وجودی صدیقه طاهره. ودیعهٔ مصطفی انسیه حوراء مطلعهٔ انوار و مشکات ولایت و امّ ائمه و صندوق علم است. إنّا أنزلناه فی لیلة القدر نزول قرآن در وجود اوست؛ فی ظرفیه همان لیلة القدر وجودی است. المعرفة بذر المشاهدة فیض در وعاء او جوانه می‌زند.

گریهٔ کودک و رزق از مادر آسمان

بچه از مادرش غذا می‌خواهد؛ مادر نسبت به قدرت هضم معده به او غذا می‌دهد. شیرخوار گریه می‌کند شیر می‌خواهد؛ مادر کباب در دهانش نمی‌گذارد؛ شیر می‌دهد. دو سال تمام شد شیر را می‌گیرد؛ بچه دوباره گریه می‌کند؛ نمی‌داند شیر دیگر مضر است؛ طبق صریح قرآن بعد از دو سال. گرفتن از شیر دوران عجیبی است؛ چه زحمتی مادر متقبل می‌شود. حکیمه است؛ حکمت اقتضا می‌کند از این به بعد غذای دیگر. هی رشد تا مادر تشخیص می‌دهد قدرت هاضمه چیست و چه نیاز دارد. منتها بچه باید گریه کند؛ اگر گریه نکند مادر از کجا بفهمد گرسنه است؟ حضرت استاد می‌فرمود از بچه یاد بگیرید با گریه کردن چگونه از رازقش — در سطح ذیل سما حضرت مادر حوای منزل که و فی السماء رزقکم و ما توعدون — گریه می‌کند تا از مادر رزقش را بگیرد. من و شما چند بار در خانهٔ خدا گریه کردیم که رزق بگیریم؟ اگر گدا کاهل بود تقصیر صاحب‌خانه چیست؟ بعضی اساتید فرمودند با توسل بسیار به حجت خدا انواع ارزاقتان را دریافت کنید. تا گریه نکنی التماس نکنی خواهش نکنی نشان ندهی تشنه‌ای چرا بدهد؟ گرفتن از شیر حکمت مادر است نه بی‌مهری؛ رزق آسمان نیز چنین است. و فی السماء رزقکم؛ مادر حوای منزل ذیل آن سما گریه می‌کند تا بگیرد. توسل به حجت و زهرا به‌عنوان مادر همان گریهٔ طفل است برای رزق‌های گونهٔ گونه.

سکهٔ غدیر و دو درخواست؛ پرچم با وضو

زمان آقای بروجردی طلاب در صف ایستاده بودند؛ عید غدیر سکه هدیه می‌دادند. طلبه‌ای نوبتش می‌رسد یکی می‌گیرد بعد می‌گوید می‌شود یکی دیگر هم بدهید برای خانمم؟ با معرفت بود و ایشان یکی دیگر می‌دهد. بقیه می‌پرسند چرا به ایشان دو تا دادی به ما یکی؟ جواب خیلی ساده: ایشان خواست دادیم؛ شما نخواستید. به همین سادگی چیزهایی که آمال ماست چند بار در سجده با اشک التماس التجا درخواست کردیم؟ چند بار توسل به امام عصر؟ چند بار به حضرت زهرا به‌عنوان مادرمان گریه کردیم و خواهش؟ آن که نوکر این هیئت می‌خواهد پرچم بزند قبلش توسل می‌کند با خانم‌ها شروع کند. پرچم با وضو زده یا بی‌وضو؟ با غفلت یا در حس حضور؟ ذکر می‌گفته یا غافل چرت و پرت؟ قدیم‌ها شب مشکی پرچم یکی شروع می‌کرد خواندن بقیه با اشک یا ذکر می‌زدند. حسینیه و مسجدی تاریخ نوشتند هرکه وارد می‌شد ناخودآگاه گریان می‌شد؛ از صفر تا صد بنا با وضو و روضه‌خوان دائم؛ تأثیرش می‌شود. گریه‌های پدر و مادر برای زهرا وقتی تو رحم و آغوش مادر بودی همان اشک‌ها تو را اینجا نشانده است. سکهٔ دوم غدیر فقط به خواهش داده شد؛ نخواستن علت محرومیت است. پرچم با وضو و حضور و ذکر بنا را نورانی می‌کند؛ بنای باوضو و روضهٔ دائم ناخودآگاه گریان می‌کند. حالات هیئت از توسل آغاز و از غفلت تباه می‌شود.

فاطر؛ فطرت و شکوفایی از زهرا

نکته در خصوص کارکرد نام فاطمه و شخص بانو ربطش با فاطر بودن است. صریحاً پیامبر و حضرت حق می‌فرمایند تو را منشق کردم از اسم خودم که فاطرم. پس در معنای فاطمه و حقیقت وجودی‌اش معنای فاطر بودن هست. فاطر چیست؟ فطرت داری؛ مفتور شد؛ افطار؛ عید فطر؛ فطریه. شکوفا شد؛ بعد از سی شب بندگی گل بندگی در وجود شکوفا شد. ماه شوال از دامن رمضان جوشید شکوفا شد. معنای فاطر که در فاطمه جمع است: اگر کسی می‌خواهد شکوفا شود راهش حضرت زهراست. مطلقاً حتی اگر کسی می‌خواهد درخت زقوم و شجرهٔ خبیثهٔ وجودش — نصفمان نفس نصفمان عقل — بارور شود اگرچه میوه‌اش تلخ است؛ همان را طلب کرده. شکوفه‌های شجرهٔ خبیثه را قرآن می‌فرماید ما لها من قرار؛ ثبات ندارد. آن یکی شجرهٔ طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء. طلب وجودی‌اش میوهٔ درخت خبیثه است؛ شهوات را دوست دارد؛ غضب مثل سگ درندگی — روی سگ را سفید کرده‌اند. می‌خواهد مظهر مذل شود مثل شیطان؛ خدا کسی را بخواهد گمراه کند به وسیلهٔ او. وسائط فیض آل‌الله آلت نیستند وجود معنوی دارند؛ به سمت اسماء جلال می‌رود و باز کی این کار را می‌کند؟ حضرت زهرا؛ فاطم أعدائی من رحمتی. فطر و افطار و فطریه و شکوفایی شوال از دامن رمضان معنای فاطر را روشن می‌کند: راه شکوفایی مطلقاً زهراست. حتی شجرهٔ خبیثه اگر بارور شود باز از کانال فاطمی در جانب جلال است؛ مذل و گمراهی نیز بی‌واسطهٔ او نیست. شجرهٔ طیبه اصل ثابت و فرع در سماء طلب وجودی دیگری می‌خواهد.

فصل الخطاب؛ قاسم و الگوی تمیز دوست و دشمن

در ناحیهٔ مقدسه در زیارت جامعه فرمود فصل‌الخطاب شمایید؛ حرف اول و آخر را شما می‌زنید؛ إلیه یخلق و إلیه یعود؛ آیات عنده؛ بکم فتح الله و بکم یختم؛ آغاز و انجام به دست شماست. قاسمین شما؛ ابالقاسم؛ امیرالمؤمنین قاسم بوده چون قسیم الجنة و النار؛ پیامبر ابالقاسم پدر مولا؛ امیرالمؤمنین مشخص می‌کند کی به بهشت کی به جهنم. حالا به اصل ریشه امّ کسی که از اسم فاطر منشعب شده و در نهایت مرز اوست؛ میزان سنجش برای همهٔ اولیاء الله. امام صادق هم می‌خواهد مرز دوست و دشمن را مشخص کند؛ امام عصر هم دوست و دشمن را تمیز دهد؛ الگو کیست؟ حضرت زهرا. این مقام فاطمیه است؛ فاطمیه جداکننده است؛ می‌چیند می‌برد. فصل‌الخطاب و بکم فتح و بکم یختم و قسیم الجنة و النار همه به ریشهٔ فاطمی برمی‌گردند. تمیز دوست و دشمن برای صادق و عصر الگو زهراست؛ میزان سنجش اولیاست.

خالق بارئ مصور؛ اندازه و برش و دوخت فاطمی

اگر کسی تکمیل می‌خواهد جلسهٔ قبل کانال را گوش دهد؛ هو الله الخالق البارئ المصور له الأسماء الحسنی. خالق قدر و اندازه است به سرّ القدر؛ الگو را خدا مشخص می‌کند بر اساس حضرت زهرا؛ الگو خانم است. اندازهٔ شما چقدر است؟ قدرش؛ لیلة القدر؛ سرّ القدر نشان می‌دهد ظرف وجودت از حقیقت چقدر پر شده به میزانی که از روح صدیقه در تو دمیده شده؛ و نفخت فیه من روحی؛ تنزّل الملائکة و الروح؛ روح اعظم را امام صادق فرمود مادر ما فاطمه است؛ واسطهٔ فیض بین امام معصوم و خدا هم اوست؛ حجت خدا بر ائمه امام ایشان است. شوخی نیست. امام عصر بر اساس چه الگویی دشمن و دوست را جدا می‌کند؟ الگو حضرت زهرا؛ اندازه را او مشخص می‌کند. بعد می‌خواهد ببرد؛ بارئ می‌برد؛ دوباره کی می‌برد؟ حضرت زهرا. المصور هو الذی یصورکم فی الأرحام کیف یشاء؛ صورت‌گری وجود ما برای تعین عینی در دنیا از رحم قبلی به رحم طبیعت؛ کی می‌دوزد؟ با الگو می‌برند؛ اول اندازه‌گیری بعد برش بعد دوخت؛ هیئت و ظرفیت مشخص شود؛ آن هم دست حضرت زهراست. و له الأسماء الحسنی؛ بر اساس ظرفیت ظرف وجود پر می‌شود؛ با اسماء جلال دشمن اهل‌بیت یا با اسماء جمال دوست. بعضی أشداء علی الکفار رحماء بینهم مثل حاج قاسم دو اسمی می‌شوند. کارکرد اسمش فاطمة است. خالق اندازه می‌گیرد؛ بارئ می‌برد؛ مصور می‌دوزد؛ هر سه به دست زهرا در کانال فیض است. روح اعظم که امام صادق مادر ما فاطمه خواند واسطهٔ بین امام و خداست؛ حجت بر حجج. أشداء و رحماء دو اسمی حاج قاسم نمونهٔ پرشدن ظرف از اسماء حسنی بر قدر فاطمی است.

فاطمیه قدر ما را می‌برد و می‌دوزد؛ رزق یک سال

الان وضعیت ما با فاطمیه چگونه است؟ فاطمیه چه کار با ما می‌کند؟ بر اساس سرّ القدر هر کدام قدر و اندازهٔ ما را معین می‌کند می‌برد می‌دوزد تحویل می‌دهد؛ در اجتماع اندازهٔ هر کسی را فاطمیه. رهبر فرمود من هر فاطمیه رزق یک سال کشور را می‌گیرم؛ یعنی همین اندازه‌گرفتن بریدن دوختن در هیئت‌های مختلف. از لحظهٔ تشریف به نشئهٔ طبیعت از رحم قبلی به این رحم که آماده می‌کند برای رحم بعدی عالم برزخ — آنجا هم سیر استکمالی — آن هم رحم برای قیامت؛ خروج ما از این رحم‌ها به رحم جدید به توسط عنایت و فیض از طریق این خانم صورت می‌گیرد. کی انجام می‌دهد؟ امام عصر امام هر زمان؛ اما دستور از کجا صادر می‌شود؟ حضرت زهرا؛ چون همهٔ فیض در وجود ایشان نازل می‌شود؛ کانال فیض است؛ نفس کل محل پرورش؛ عقل محل تدبیر نفس محل پرورش؛ پرورش عالم به دست اوست. هرکس به صدیقه متوسل شود خود را در اختیار پرورشگاهی گذاشته مستقیم وصل به فیض فیاض علی‌الاطلاق. لذا زهرایی‌ها یک سر و گردن بالاترند و هیئت یا زهرا باید از همه سر و گردن بالاتر باشد. برای همین در هیئت‌های به نام خانم قطعاً بلا هم زیاد است؛ تطورات بلاها مصائب امتحانات؛ خوشا به حال کسی که روسفید می‌شود. رهبر هر فاطمیه رزق یک سال کشور را می‌گیرد یعنی اندازه و برش و دوخت هیئت‌ها. خروج از رحم به رحم — طبیعت برزخ قیامت — به فیض خانم است؛ دستور از زهرا صادر و اجرا با امام زمان. نفس کل پرورش عالم است؛ توسل پرورشگاه مستقیم فیاض است؛ بلای هیئت‌های زهرایی آزمون روسفیدی است.

ارتداد پس از رسول؛ صبر سه نفر

مگر در زمان خود خانم چند نفر روسفید شدند؟ ارتدّ الناس بعد رسول الله همه مرتد شدند. به قول آقای بهجت ارتداد خروج از دین بود. بابا نماز می‌خواندند مسجد می‌رفتند حج جهاد داشتند؛ نخیر خروج از دین. چند نفر ماندند؟ إلا ثلاثة؛ بعضی روایات چهار تا تا پنج تا. آقای بهجت فرمودند اگر امیرالمؤمنین و حضرت زهرا صبر نمی‌کردند — حالا جگرمان می‌سوزد می‌گوییم صبر کردند جگرها سوخت — اگر صبر نمی‌کردند همان سه تا هم نمی‌ماندند؛ اینها صبر کردند تا آن سه تا بمانند. تعبیرشان آن سه تا الان بشود مثلاً دو میلیارد؛ آن موقع فرمود پانصد میلیون. اگر آن سه تا هم نبود دین به ما نمی‌رسید. ارتدّ الناس را بهجت خروج از دین دانست نه ترک ظاهر عبادت؛ إلا ثلاثة با صبر علی و زهرا ماند و به صدها میلیون رسید. صبر جگرسوز حفظ همان سه نفر بود تا دین برسد.

شمشیر برهنه و اذان بی‌ولایت؛ صبر برای صوت

وقتی صدیقه دید امیرالمؤمنین مثل بچه در جنین چنباتمه زده زانو غم بغل کرده نشسته تو حجره ناراحت شد گریان شد گلایه کرد چه نشسته‌ای. امیرالمؤمنین شمشیر کشید برهنه کرد؛ برهنه کردن سیف‌الله ظهور همهٔ جلال الهی. آمد از کوچه بیرون فقط به خاطر زهرا قلع و قمع کند. پیامبر قبل از شهادت فرموده بود افعل یا علی به آنچه فاطمه به تو امر می‌کند عمل کن. بعضی به تصریح این فرمایش گفتند نشان می‌دهد زهرا ارجحیت بر امیرالمؤمنین داشته؛ ما در آن مقام قضاوت نیستیم. آنجا زهرا گلایه کرد و امیرالمؤمنین راه افتاد. به محض آنکه شمشیر برهنه کرد صدای اذان بلند شد؛ نه اذان حقیقی؛ اذانی که روح نداشت بی‌ولایت بود از معدنشان. صورت اسلام — انزل مراتب؛ بالاتر ایمان؛ بالاتر کشف؛ در مصباح الانس ابن‌فناری مراتب اسلام ایمان کشف — برای حفظ صورت اسلام امیرالمؤمنین به زهرا فرمود اگر اراده کنی همه را از لب تیغ می‌گذرانم؛ اما اگر می‌خواهی این صوت باقی بماند تکلیف به صبر داریم. حضرت زهرا با آن همه اذیت و آزار و شکنجهٔ روحی جسمی — که ذره‌ای به ما فشار می‌آید دادمان بلند می‌شود — فرمود علی جان صبر می‌کنم؛ تو هم صبر کن تا این صوت بماند برای ابد؛ یعنی برای آنکه این صوت به ما برسد؛ حی علی الصلاة که می‌گویند تهیأ پیدا کنیم برای نماز. چه باری این دو بزرگوار برداشتند. خدا رحم کند که در این فاطمیه حد و اندازهٔ ما می‌خواهد مشخص و ظاهر شود. به امام زمان رو کنیم امشب بگوییم آقا جان شما از ما دلتنگ‌تری بیشتر می‌خواهی گریه کنی؛ ما چه می‌فهمیم؛ اما بگو با کدام روضه‌های مادرت گریه کنیم؛ یابن الحسن. حدیث اشتقاق و فاطر و فاطم أعدائی و أولیائی و مشکات ولایت و گریه برای رزق و الگوی خالق بارئ مصور همه یک رشتهٔ فاطمی‌اند که قدر ما را در فاطمیه می‌برد و می‌دوزد.

مسجد بلال پنج ظهر مقامات صدیقه را می‌گفت؛ امشب فصّ فاطمی حدیث اشتقاق را باز کرد. فاطم أعدائی و أولیائی دو لبهٔ شمشیر الهی است. مشکات و لیلة القدر و وعاء معرفت ظرف نزول قرآن و بذر مشاهده‌اند. گریهٔ طفل و سکهٔ غدیر و پرچم باوضو ادب طلب‌اند. فاطر شکوفایی از زهراست حتی در جانب جلال. فصل‌الخطاب و خالق بارئ مصور قدر ما را در فاطمیه می‌برد و می‌دوزد. صبر سه نفر دین را رساند؛ صبر زهرا صوت اذان را برای ما نگه داشت.

شمشیر برهنه ظهور جلال بود؛ اذان بی‌ولایت صورت اسلام را نگه داشت. پیامبر گفته بود به امر فاطمه عمل کن؛ زهرا گفت صبر کن تا صوت بماند برای ابد تا حی علی الصلاة به ما برسد. مصباح الانس مراتب اسلام ایمان کشف را می‌چیند و حفظ صورت اسلام همان صبر فاطمی است. در فاطمیه حد ما ظاهر می‌شود؛ از صاحب‌الزمان بخواهیم با کدام روضهٔ مادر بگرییم؛ یابن الحسن. ارتداد پس از رسول با صبر سه نفر شکسته شد و دین به ما رسید؛ بلای هیئت‌های زهرایی همان غربال روسفیدی است که قدر را می‌برد و می‌دوزد.

فاطم أعدائی من رحمتی یوم فصل قضائی لب شمشیر الهی در روز فصل است؛ فاطم أولیائی دوستان را از زشتی‌های آتش‌زا می‌برد. فشقت لها اسماً من اسمی اشتقاق اسم از فاطر است. إنّا أنزلناه فی لیلة القدر نزول در وجود اوست. المعرفة بذر المشاهدة در وعاء اوست. ودیعهٔ مصطفی مشکات ولایت و امّ ائمه است. خالق بارئ مصور سه فعل یک کانال فاطمی‌اند. رهبر هر فاطمیه رزق یک سال می‌گیرد یعنی اندازه و برش و دوخت. نفس کل پرورش عالم است و عقل تدبیر؛ دستور از زهرا و اجرا با امام عصر.

داستان طلبهٔ غدیر و سکهٔ دوم و پرچم با حضور و بنای باوضو ادب طلب رزق است؛ گریهٔ طفل الگوی اهل سماء است.

امام صادق روح اعظم را مادر ما فاطمه خواند؛ حجت بر حجج است. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.