یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایك نعبد وایاک نستعین.
الحمدلله على كل نعمته واسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
ان شاء الله که صاحب عزا، عزیز زهرای سلام الله علیها، سلام الله علیه ما هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از سائل جمع ما رو و متالبین ما رو دعا کنن.
صلواتی خط بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.
دو جلسه پیش بر اساس وجود نوریه حضرت صدیقه سلام الله علیها بحث مقام خورا الانسیه و بعد زهراییه ایشون رو نکاتی عرض کردیم.
امروز بحث لیلة القدری ایشون رو نکتهای خیلی گذرا اجمالا عرض میکنیم که ما در حقیقت امروز طرح بحث میکنیم.
انقدر این موضوع سنگینه و مفصله و کثیر الفروعه واقعاً طرح مسئله است و خودش ده ها جلسه میطلبه که اهلش بگن نه بنده بیسواد.
و استفاده slukiemon رو از این مقام برداشت کنیم.
برای اینکه چارچوب بحث از دستم در نره چون خیلی بحث مهمه و سنگینه، اجازه بدید که از رو خود کتاب فس الاسماعیه حضرت استاد براتون یه بخشیش رو از صفحه صد و هشتاد و دو بخونم و کوتاه گذرا اجمالی نگاهی بکنیم و رد شیم.
"کانت فاطمه صلوات الله علیها لیلة القدر".
لیلة، لیلة القدر ذات مراتب.
لیلة القدر هم مراتب داره، تشکیکیه.
همونطور که عرض کردیم وجود انسان همونطور که بیرون از ما مراتب متعدد هست در درون ما هم رتبههای متعدد.
كما ان جمع الحقائق الوجودیه کذلک.
همه حقایق وجودی این چنیناند.
ذات مراتباند.
رتبههای متعدد دارن که حالا عرض میکنیم یعنی چی.
کل مرتبة دانیه منها رقيقة لعلیتها و علیتها حقیقت لرقيقة ها.
بعد اشاره به آیه "ولقد علمتم النشأة الأولى فلا ولا تذکر، تذکرون" میکنند که نشئه اولا رو در قرآن آقا چرا میگید نشئه، نشئه، نشئه؟
قرآن داره میفرماید نشئه آفرینش اولا.
الان در مرتبه اولا این نشئه طبیعت ادنی مرتبه خلقت.
برای رسیدن اشاره به اینجا میکنه که این که میگه اولا یعنی اخرایی وجود داره که میگه اولا.
اینجا اون مرتبت مشخص شده.
و بحث رقيقة و حقیقت که میفرماید هر مرتبه دانی رقیقهای از اون مرتبه مافوق خودشه که اون حقیقت این رقیقته.
جهت سهولت فهم و عرض شود بذرب من البيان عرض کنم که مثلاً شما تصور کنید پرندهای در آسمان حرکت میکنه.
سایه این پرنده روی زمین میفته.
شما از حرکت این سایه تصور میکنید وجود پرنده رو.
تقریباً هیئت و شکل پرنده رو هم از سایهش میتونید تشخیص بدید که تقریباً به چه شکله.
اما آیا اون حقیقتی که در آسمان طیران میکنه همین سایه است؟
همینه؟
فاصله از کجا تا کجاست؟
اون رو-- دیروز بود، پریروز بود عرض کردم خدمتتون فاصله مثل لفظ خورشید با خود خورشیده.
اصلاً قابل قیاس نیست.
اما این رقیقهای از اون حقیقته.
تمام این عالم بر اساس همین چینش استوارند حتی در درون ما.
متأسفانه ما به ادنی مرتبه وجودمون که دنیه، هست فلسفیه یعنی مرتبه مربوط به مرتبه دنیا یعنی ماده، همین طبیعته، طبع بدنمون، بدنمون رسیدگی میکنیم صرفاً غالباً آدمها.
و به اون حق، به اون رقیقه داریم میرسیم.
به اون حقیقته توجه نداریم.
سایه رو توجه کردیم، اون اصلو توجه نکردیم.
که حالا روایت داریم ولی البته یه روایت خیلی شیرینم اجازه بدید از رو خود اثر استاد بخونم بهتره.
"في العصر الربوي" یعنی از امام رضا سلام الله علیه اومده که "قد عل معول الالباب" اینا رو اوناییه که اهل خردند، اهل لباند، مغز دارن، اهل تفکرند.
"انما هنالك لا يعلم الا بما ها هنا".
یا اون چیزی که اونجاست، اشاره به بالا، اونچه که در ملکوته شناخته نمیشه مگر به اینجا.
یعنی این یک نشانه ایست، یک آیه ایست، یک ولّیست، یک سایه ایست از اون شما اینو که دیدید باید متوجه اون بالایی باشید.
چرا توجهتون رو به همین صرفاً جلب کردید؟
بعد ادامه میدن که "وفی الاثر الصادق" از امام صادق صلوات الله علیه خیلی شیرین، خیلی عالی "ان الله خلق الملك".
این ملک، این طبیعت.
"على مثال ملكوته".
این ملک رو مثلی، مثالی از ملکوتش قرار داده.
یعنی شبیه به اونه.
آن مرتبه نازلهشه، سایه اونه.
"و اسس ملكوته على مثال جبروته".
ملکوت رو هم تازه مثلی از جبروت.
جبروت بر وزن فعلوت، جبر مطلق و محض است.
عالم سلطنت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه.
اونجا میفهمن امیرالمؤمنین کیست.
همونطور که در ملکوت عالم که عالم صدیقه طاهره است، باطن این نشئ اولاء متوجه میشن که حضرت زهرا کیه.
چون اون عالم، عالم سیطره فاطمیست.
و ادامه میدن که "لیستدل بملکه على ملكوته وبملكوته على جبروته".
برای اینکه اینها رو بتونن تشخیص بدن استدلال میکنند به اون مرتبه ادنا.
یعنی دنیا رو میبینن میگن این دنیا اگر رقت اونه، اگر این دنیا سایه اونه، اگر این دنیا تاریکه و نور اونجاست، اونجا چه خبره؟
این باعث میشه چه کنید؟
منو نگاه کنید.
اینطوری بشی.
"رفعت سماع رزقکم و ما تو ادو".
سرت بره بالا.
سرتو ببری بالا.
یه ذره بالا رو نگاه کن.
ببین تو آسمونا چه خبره.
الحمدالله چند باری که در محضر استاد عزیزم حضرت آقای رنجبر حضور داشتیم و واقعاً استفاده کردیم.
ایشون از همون تفاسیر انفسي و آفاقی رو به نحو زیبا و تمثیلوار بیان کردند و همین حثیات که دارم عرض میکنم، حالا به مقام قلم علمای ایشون به مقام تمثیل که "ان فی خلق السماوات والارض واختلاف الليل والنهار لآيات".
اینا هم آیاتند.
برای کی؟
"لأولی الالباب".
الباب.
کسی که مغز داره، اهل تفکر و تعقله.
کسی که اینو تعطیل کرده اصلاً این حرفا میگه معرکهگیریه، یه مشت آخونده.
اهل عقل و تفکر که باشه متوجه که اینا آیاتند.
آیات فقط این کتب شده یا داخل این کتاب قرآن نیست.
اون هم آیه.
اون هم "لا یمسه الا المطهرون".
به باطن این آسمان و زمین پی نمیبریم مگر با طهارت نفس.
نمیتونی ببینی.
همونطور حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها هم این چنینه.
حالا برای اینکه بتونم اون مقام ليلة القدر رو یک چیزکی عرض کنم خدمتتون بچشید لذتش رو ببرید، مجبورم این رو هم عرض کنم.
ببینید اصلاً عالم، عالم زیباییست.
قوص موص.
به قول مرحوم فارابی.
زیبایی مطلقه، جمال حق جلوه کرده.
این عالم قوس النزول و الصعود داره همونطور که در وجود ما هم قوس النزول و الصعود.
در قوس النزول "انا لله" از اون مراتب عالیه "ام من شيء ان الا عندنا" مقام عندیت.
"عندنا خزائنه وننزله".
همه چی نازل شده "الا بقدر معلوم" نازل شدیم، این قوس نزوله.
اومدیم در ادنا مرتبه.
چه عجیب که ما که اشرف مخلوقاتیم باید به ادنا مرتبه که جمادی خاک برسیم از اینجا دو مرتبه بریم بالا.
مثل دانه که تا تو دل خاک نذاریش تو اون تاریکی و سختی و فشار رشد نمیکنه، استعدادش جلوه گر نمیشه.
لذا "یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا ملاقیه".
رونده همراه با سختی.
"الى ربك كدح".
با اصرار بر چی؟
سختی.
"فملاقيه" چون قراره خداتو ملاقات کنی.
این حرکت به این، به این شکل شروع میشه به صورت قوسی از حالا از قوس النزول، حالا قوس صعود "وانا الیه راجعون".
این مراتب همینطور در درون ما هم هست.
دقت بفرمایید مثالی که میزنم.
شما الان میخوای یه لفظی رو به-- الان این حرفایی که من دارم میزنم "سبحان الذي خلق الازواج كلها".
همه چی زوج زوج خلق شده.
الان اتفاقی که داره در وجود بنده میافته، ظاهراً شما میبینید که حروف با هم ازدواج میکنند، تشکیل کلمات رو میدن، از برخورد زبان به مخارج حروف با کمک فم و سقف دندان و چه و چه، یه نفسه، یه هوه، هو.
یک حقیقت کلیه.
اما به مخارج حروف که برخورد میکنه، ازدواج حروف، بعد ازدواج کلمات، جملات.
ازدواج جملات، موضوعات، مفاهیم الی ماشاءالله.
این ازدواج که داره صورت میگیره میگه تا مرد سخن نگفته باشد عیب هنرش نهفته باشد.
این نهفته بودن این کلمات کجاست؟
پیداست که منشاء اثری داره.
این قوس نزول رو طی کرده اومده اینجا.
از کجا اومده؟
همینطور که شما برید از سر خودت وقتی شما میخوای حرکت، یه لفظی رو بر لسانت جاری کنی سرت دست به کار میشه، فیض رو اخذ میکنه، میخواد جلوه کنه.
به روحت القا میکنه که تو اراده کن چون اراده مربوط به روحه.
روح به قلب میگه حاضر کن اونچه که میدانی.
قلب به عقل، به مراتب رو ببینید.
مراتب چیه؟
سیر نزول.
قلب به عقل میگه کلیش کن تا بتونی بچشیش.
عقل به وهم میگه جزئیش کن.
وهم به خیال، رتبه مادون تو مراتب باطنیمون.
میگه اینو صورت بهش بده.
الان میخوای چه لفظی رو به کار ببری؟
این لفظ چه صورتی داره؟
چه شکلی داره؟
صورت بهش بده.
خب خیال صورت بهش میده، میدش تازه به چی؟
حالا تشخیص میده به کدوم بخش از بدن ما بده.
این قوس چیه؟
نزول که این لفظ میاد.
از کجا اومد؟
از اون مکمن غیب.
از اون کمون ذات اومد رسید به اینجا.
حالا برعکسش هم هست.
شما الان دارید حرف منو میشنوید.
شما داری قوس صعود میری.
این کلمه لفظ مادهست.
اینو که شنیدی قوه خیال صورت بهش میده همینطوری رسته میره تا سر و سر و سرت اینو بچشه، اینو بفهمه که اگر چشیدی، دقت بفرمایید، اگر رسیدی به حقیقت اونچه که شنیدی، چشیدی.
دیدی گاهی اوقات میگی آها حالا روشن شدم.
اینو علامه حسن زاده میفرماید یعنی تنزل ملک، نزول ملک در صغرت نفست، در وجود خودت ملک نازل شده که تو اینو شنیدی.
واسطهی فیض همه جا هست.
واسطهی علمه.
فهم از ملکوت اتفاق میافته، نه از ماده.
این علت مائه است، طامه نیست.
این سیر صعود و نزول به این شکله.
حالا اونجا در قوس نزول، این کلمهی آخر هم مقدمه است برای اون اصل موضوع.
حیف که وقت کمه.
در قوس نزول چون از مراتب عالیه میای به مادون، اون بالایه نسبت به اینجا روشنه.
اینجا تاریکه، اونجا نوره.
دو مرتبه ملکوت نسبت به جبروت تاریکه.
دو مرتبه مجبروت نسبت به لاهوت که قلب عالمه باز تاریکه.
همین شکلی.
وقتی میخوای قوس نزول رو طی کنی بیای بهش-- ازش تعبیر میشه به لیله، شب.
چرا شب؟
به جهت اینکه قوس نزول از روشنایی محضه داری هی میای به افق تاریکی.
هی اینجا تاریکتر از بالاست.
لیل، تاریکی.
بالعکس که میشه در قوس صعود بهش میگن يوم.
صعود میشه يوم.
چون داری به سمت نور حرکت میکنی، اطلاق به يوم شده.
حالا به مقام ستی-- مقام ليلة القدریه که حضرت زهرا سلام الله علیها لیله قدریه اشاره به این مقام داره.
اولاً لیله.
یعنی چیه؟
قوس نزوله.
شب قدره دیگه.
داره حقایق، فیض الهی، مطلقاً رزق الهی از عالم اقدس و قدس نازل میشه همینطوری میاد به پایین.
لیله.
چون شب قدر میشه شب قدر.
فیض داره از بالا میاد به پایین و قدر.
چرا لیله قدر؟
چرا امام صادق صلی الله علیه فرمود لیله مادر ما فاطمه است و قدر الله؟
چون ظرف نوریه قرآن، ظرف نوریه آل الله.
حالا اینجا خیلی بحثها هست.
فقط یه نمکی، نمکی بچشید که چقدر شیرینه فهم اینها.
حالا شما تصور کنید امام است که کانال فیضه در شب قدر که دو تا ظرف اینجا هست.
یک ظرف تدبیره که همون ظرف تقدیر هم حساب میشه و همچنین ظرف زمان.
در زمان زمانی مربوط به نشئه ادنا و دنیا زمانه.
بالاتر میشه دهر.
اونجا دیگه کلیه.
بالاتر از اون هم سرمد.
حالا اینجا تو این نشئه طبیعت، این زمان فیض داره از کانال وجودی امام عصر از سرّ سر حضرت تنزل پیدا میکنه میاد به قلب حضرت، به عقل حضرت، به خیال حضرت.
ایشون هم این مراتب رو داره.
همینطوری داره نازل میشه میاد.
این هم قوس نزول در شب قدر.
هم در ظرف زمان که ليلة القدر است، هم در ظرف مکانت که قلب مقدس حضرت فیض داره نازل میشه.
این فیض اصلی.
حالا تنزل الملائكة والروح.
این فیضی که داره نازل میشه از کجا میاد که در وجود حضرت نازل میشه؟
اینو دیگه امام صادق صلی الله علیه تو در گوشی به یکی از رفیقاش گفته انشاالله من و شما اهلیتشو داشته باشیم.
چون هر جا هم نمیشه گفت.
این حدیث سی شب ماه مبارک رمضان و برای شما وقت میگیره که امثال استاد معظم رنجبر بیان بگن، نه من بیسواد.
اگر دوست داشتید ما روی این یه مقدار کار کردیم رو این موضوع بیست جلسه درون مایه ماه مبارک رمضان تو اون کانالی که بعضیا آدرس گرفتن هست.
چه درون مایه ای داره.
اینجا حضرت صادق صلی الله علیه فرمودن که وقتی مراتب ليلة القدر رو شمردن و اینها بعد گفتن اون روح، روح تنزل الملائكة والروح.
اون روحی که ظرف نوریه است یک.
ظرف فیض الهیه دو.
ظرف قرآن سه.
قرآن در اون نازل میشه و اون واسطهی، دقت بفرمایید این نکته خیلی ظریفه و الان من سریع رد میشم ازش چون دست و پای آدمو میلرزونه باید به وقتش چکش کاری بشه.
اون چیزی، اون حقیقتی که واسطهی فیض بین امام زمان ما و خداست کیه؟
اون روح عظمه.
اون کیه که تنزل الملائكة والروح؟
همین فعلاً در گوشه ما به شما میگیم رد میشیم.
امام صادق صلی الله علیه فرمود اون مادر ما فاطمه است.
یعنی هرچه فیض اول به فاطمه زهرا در ظرف وجودی حضرت زهرا است، اینه که شده ظرف نزول یازده قرآن.
لذا انا انزلناه في ليلة القدر.
در لیله قدر یعنی در زهرای خدا، در زهرای خدا.
حالا چرا قدر الله گرفتن الرحمن و الرحیم نگرفتن؟
چون الله اسم جامع همه اسماء درش پیاده میشه در این ظرف.
همه اسماء جمالی و جلالی در این ظرف پیاده شده.
لذا حضرت زهرا سلام الله علیها درسته ظهور اتم جمال خداست اما در پردهی جلال الهیه.
ذو الجلال والاكرام.
عظمت حضرت زهرا، جلالت حضرت زهرا اگه عالم رو بگیره، عالم رو کن فیکون میکنه.
لذا جمالش بیشتر جلوه کرده اما در پس پرده جلال و هر کس نسبت به سیر وجودیش او رو درک میکنه.
اگر نتیجه، حالا برید کار کنید رو این، این قبیل سیر و سلوکها و دستورالعملها من دیگه روضه بخونم.
برید کار کنید.
من یه نمونه عرض میکنم.
بنده عرض که به شما میکنم اول خودم سعی میکنم عمل کنم.
رو این سوره کار کنید.
سوره قدر چرا دستور دادن؟
میخوای آب بخوری دستور امام صادق علیه السلام.
داداش بخیر حضرت استاد خیلی توصیه به این داشتن.
آب میخوای، حالا بنده جسارت به شما نشه تو هر اکل و شربی اینو استفاده میکنه.
ولی حدیث میگه به آب بخون سوره قدر رو.
بدم به آب بخور نور چشمت زیاد میشه.
چه ربطی بین سوره قدر [قرائت قرآن] که حقیقت ولایت آبه و خوردن و نور چشم زهرا شدت درخشندگی هست که حالا من یه ربطهاییشو با زیرکی گفتم.
چه ربطی هست؟
اینا چه ارتباطی بین اینا هست؟
رو اینا فکر کنید.
همش مربوط به حضرت زهرا سلام الله علیهاست.
اصلاً آنچه که فیض است که اولین فیضی و رزقی که ما از خدا دریافت کردیم رزق وجود ماست.
همین که ما وجود پیدا کردیم، موجود شدیم از حضرت زهراست سلام الله علیها.
اینه که امام صادق علیه السلام فرمود: "نحن حجت الله علیکُم و جَدتُنا فاطمه حجت الله علینا".
الله اکبر.
لیلة القدر واسطه فیض امام معصوم هم هست.
حالا نقطه سر خط.
با این واسطهی فیض چه کردن؟
که ما هر روز وقتی در خصوص این بزرگوار میگیم همین یه جمله مقدمه روضهمون بسه دیگه.
چی بگیم؟
چه کردن با این واسطهی فیض؟
انصافاً.
چه کردن که گریههای امام حسن با امام حسین فرق داشته؟
داداش بزرگتره.
آقا شما باید داداش کوچیکترتو آروم کنی.
حسن جان شما چرا بیقرارتر از حسینی؟
وجهش رو اجازه بدید هم توی شعر براتون بخونم هم از فرمایش خود حضرت استفاده کنم که آقا به حضرت گفتن آقا بنی هاشم محاسن دیر سفید میکنند.
شما چرا انقدر محاسنت زود سفید شده؟
به امام حسن.
آقا منقلب شدن فرمودن راست گفتید.
فرمایش آقا رو من در قالب یه خط شعر بگم چشمتون که اشکی شده برای مردم غزه و فلسطین دعا کنید.
فرمودن خودم دیدم.
حالا فرمایش حضرت رو من شعر کردم خودم.
خودم دیدم که زهرا داد میزد.
به دنبال علی فریاد میزد.
من دیدم چه کردن با مادرم.
اون لحظهای که امیرالمؤمنین در مسجد بود.
چه کردن با مادرم.
حالا اجازه بدید هدیه به شهدایی که در محضرشون هستیم شعر بخونیم.
امام حسن خیلی دوست داره شعرهای اینچن-- اینطوری زبانه حال.
[شعر] التماس کن که چشمات گریه کنه برا زهرا.
محل فیض به خدا این چشمایی که گریانه برا فاطمه بشه.
گرفتاریهای دنیا و آخرت ما رو برطرف میکنه.
اما چی دید آقا که تا آخر عمرش برا زهرا بیقرار بود؟
یا صاحب الزمان ببخش آقا دیگه شما و این گریههای این بچهها من جسارت نمیکنم.
[شعر] چی دیده امام حسن دائما گریونه.
اسم کوچه که میاد بدجوری حیرونه.
یادش بخیر زمان جنگ آدم اونقدر اصلاً نیاز نبود روضه بخونی.
به بچهها تو میگفتی کوچهای تنگ و کار تموم بود.
کوچهای تنگ و دل سنگ و صداهای سیلی.
[grunting] بذارید من یه ذره راحتتر تو جمع شما امروز روضه بخونم.
شمع رو شما گریه کنید ما رو کمک کنید.
دنیا ما رو گرفته.
[شعر] چی دیده امام حسن دائما گریونه.
اسم کوچه که میاد بدجوری حیرونه.
میگه من خودم دیدم که کمین خورد مادر.
کیا جلو چشمشون مادرشون زمین خورده؟
[شعر] جلوی چشمای من به زمین خورد مادر.
اوو تنهای تنها بود.
اوو دنبال بابا بود.
اوو بستهی مسمار رو سختی دیوار رو به بابا نگفته.
یا صاحب الزمان.
گوش انگوشوار رو مادر جون داد- محسن خون داد.
وای مادر، مادر.
وای مادر، مادر.
وای.
اینجا اشاره به محسن شد.
درسته؟
فرمود یا فرته خودینی محسن رو کشتن.
اما دیگه کسی تیر سه شاخه به گلوی محسنش نزد.
دلا بسوزه برا جگر حسین.
خدا رحمت کنه اروم امیرزا رو هر شب روضه علی اصغر میخوند به مداح میگفت علی اصغر بخون.
یه شب گفتم آقا این همه شهید داره کربلا، فرمودن شما نمیدونید چه جگری از حسین سوزوندن.
اون لحظهای که تیر سه شاخه به گلوی علی اصغر زدند.
همه دیدن حسین یه قدم سمت خیمه برمیداره، یه قدم برمیگرده.
گفتن از مادر علی اصغر خجالت میکشه.
آخ السلام علی ساكن ارض الله.
لا اله الا اله هق هق گریه شما رو سلام میدم.
السلام علی من بکته ملائکه من في السماء.
اوج غریبی رو ببین رفیق.
السلام علی من دفنه اهل القری.
جان از زهرا کسی ساکت نباشه.
هر کجا نشستی با من زمزمه کن.
هدیه به امام و شهدا، رفقامون، همه به همه.
السلام على حسن.
همه بلدید دیگه یا الله.
و علی اولاد حسن و علی اصحاب حسین.
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها سر المستودع فيها.
بسم الله العظيم اعظم الله بمغلا تنا فاطمه یا الله بلیله القدر امیرالمؤمنین یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله.
استاد عزیزم بفرمایید.
جراحت رنجید، ببخشید.
فرج آقامون برسه.
عاقبت جمع ما با شهادت ختم به خیر فرمایید.
آنی ما را از این خانواده جدا مگردان.
خدایا به خاطر تعلقات دنیوی اشک چشم ما را از ما مگیر.
سینه ما رو گنجینه اسرار و حقایق عالم هستی قرار بده.
مریضهایی که سفارش کردم دل مریض من شفای عاجل مرحمت فرما.
خدایا قسمت میدم به صاحب این جلسه دست تأیید و عزتت در دوش رهبر عزیزمون قرار بده.
از مردم مظلوم و مقتدر غزه و فلسطین دفع بلا بگردان.
شر استکبار اسرائیل، انگلیس، منافقین داخلی و خارجی، آمریکا به خودشون برگردون.
ما را در بهشت از همسایگان دیوار به دیوار علی ابن موسی الرضا قرار بده.
این فاطمیه رو آخرین فاطمیه عمرمون قرار نده و دعای ویژمون خدایا همین الان بیش از ما پدر مادرمون رو هر کجا هستن از فیض این جلسه بهرهمند گردان.
اللهم اغفر ورحم من يقرأ الفاتحه مع الصلوات.
السلام علیک یا محمد و آل محمد.