یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.
الحمدلله علی کل نعمته واسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
السلام علیکم.
ان شا الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه.
خدای منّان غم از دل آقامون برداره و از صاع جمع ما رو دعا کنن.
صلواتی хоть بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم صل علی محمد و عجل فرجه.
دیروز که در خدمتتون بودیم بعضیا از دوستان گفتن تند صحبت کردید، مصادر و منابع بحث رو گفتید ما جا موندیم.
غصه نخورن عزیزانی که پیگیر مباحث میخوان باشن تو کانال خود مسجد بلال گفتن دوستان که بارگذاری میشه مبحث میتونن گوش بدن و مصادر رو پیاده کنن.
ما صحبتمون پیرامون بعضی از مقامات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بود و البته استفادههای معرفتی و سلوکی که از این مقامات میتونیم داشته باشیم.
دیروز بحث حورالعنسیه رو خیلی اجمالی و کلی گفتیم و رد شدیم.
جای شرح و بسط داشت.
امروز هم به فضل الهی مقام زهراییه حضرت رو که به یک معنا برخاسته از همون حورا هست بیان میکنیم.
چرا؟
البته حورا، حورالعنسیه دیروز نشد فرصت نشد عرض کنیم، فرصت کوتاهه.
بعض از مفصلین ریشه کلمه حورا رو از حوره از حیرت گرفتن.
حیرت.
یعنی به قدری وجود حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها جمال و جلال الهی رو دارد، ذکر امروز روز یکشنبه چی بود؟
یا ذی الجلال والاکرام.
هر دو با هماند.
جلال اسماء جلال رو و اکرام اسماء جمال رو جمع کرده.
به قدری اسماء در وجود ایشون پیاده شدن که هر کس وجود نوریه ایشون رو ببینه حیرت میکنه.
از این جهت گفتن یکی از دلایل البته حورا و این حورا بودن، این حیرت کردن از مقام و مرتبه نوریه ایشونه.
اتفاقا خواستید رجوع کنید به کتاب شریف معانی الاخبار نص شصت و چهار.
اونجا از امام صادق صلوات الله علیه پرسیدن که آقا چرا به مادر شما میگن زهرا؟
فرمودن به جهت اینکه به شدت درخشانده است.
درخشندگی ایشون از کجا بلند میشه؟
از مقام نورانیت ایشون، شدت نوری ایشونه که هر چه انسان به آن آیه "لا یمسه الا المطهرون" طهارت نفس پیشه کنه، این نور رو بیشتر، تجلی این نور رو بیشتر اخذ میکند.
حالا یا در تمسلات نومیدهش یا بیداریش در حالاتش، در القاءات، در الهامات، در اعلامات الهی به او هر کس به نسبت سعه وجودیش او رو میچشد، میرسد به اون مر-مرتبت نوری اما به قدر ظرفیت خودش.
یکی مثل حاج قاسم روحش شاد در بین هست دیگه دیدید فیلمش رو که گریه میکنه بین مادر و پدرای شهدا میگه من حضرت زهرا رو، وجود نورانی ایشون رو در کانال ماهی دیدم، اونجا دیدم، اونجا دیدم.
بچههاتون در خون خودشون دست و پا میزدن من اونجا حضرت زهرا رو دیدم.
دیدم صراحتا میگه.
یکی هم مثل ما حالا، حالا باش تا صبح دولتش به دمت.
یه جلالتی برای خانم قائل هستیم.
الحمدلله.
خب این حیرت از مقام خود نوریه بلند میشه پس بستر اسم زهرا بر همون حورائه.
از حیث اینکه اون سیب یا خرما بهشتی رو پیغمبر عزیز عالم سلام و صلوات و درود خدای منّان و ملائکه مقربش و اولیایش بر او و خاندانش باد، تناول کردن و نوری که در اون سیب و در اون خرما بود رو تناول کردن، این نور در soul به ایشون قرار گرفت و وجود مقدس و پاک حضرت صدیقه طاهره اصلا انشایشون با نور بود.
الله نور السماوات والأرض.
اگر انشای ایشون با نور بود الله نور السماوات والأرض، پس حضرت زهرا سلام الله علیها رو نورش رو میشه در آسمانها و زمین دید.
پس تعجب نباید کرد که اگر در تفسیر انفسي از خدا رحمت کنه مرحوم شیخ طبرسی در مجمعش میاره، مجمع البیان، تفسیر مجمع البیان و الشمس و ضحاها والقمر اذا تلاها.
پیغمبر فرمودن این شمس منم، این تفسیر انفسیه.
آفاقش همین خورشیده که داریم در ظاهر میبینیم.
والقمر کیه اذا طلاها؟
پرسیدن از پیغمبر فرمود هاذا.
اشاره به امیرالمؤمنین کردن فرمودن ایشون ماه هست.
پس نور رو در همه جا در آسمان و زمین هم میشود دید.
نور حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها رو که البته موجب حیرت میشود.
بعضیا پرسیده بودند چگونه است که اگر قیامت بحث مرد و زنی مطرح نیست چون مرد و زن به جسم انسان برمیگرده دیگه.
جنسیت به مقام رتبه مادی انسان، نشئه طبیعت.
و لقد علمتم النشأة الاولى فلولا تذكرون.
نشئه اولا مال اینجاست.
و اونجا چگونه است که میگن چشماتونو بندازید سرتونو به زیر بندازید حضرت زهرا.
اونجات که بحث محرم نامحرم مگه مطرحه حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها میخوان تشریف بیارن.
دیدید روایتشو.
این حیرتیست که اگر کسی ظرفیتشو نداشته باشه و ببینه اصلاً از بین میره.
مثل اینکه شما مستقیم خورشید رو ببینی کور میشی.
مستقیم باید با یک با چشم مسلح ببینی.
علتش اینه.
اون حیرتی که اتفاق میافته پیغمبر عزیز عالم که به معراج رفت سه مرتبه حیرت کرد.
دیدید روایت حیرت رو دیدید که یک رعشه ای به بدن پیغمبر افتاد که روایتش معروفه و شنیدید قطعاً.
هر سه بار پیغمبر رعشه گرفت و خدا بهش فرمود نزدیک شو.
هر بار یک قدم رفت پونصد سال قیامتی نزدیک شد که جریانش مفصله میدانید.
حدیث برد الانامل مرحوم مجلسی خیلی شیرین و به ارث رسیدن اون خنکای انگشتان امیرالمؤمنین که در معراج در اون مقام حیرت پیغمبر رو آروم کرد به امام حسین و آرامش بخشیدنش به حضرت زینب با برد الانامل خنکای انگشتان که حتماً مستحضر هستید.
بحث ما این بود که خب حالا اون نور از کجا اومد در صلب پیغمبر عزیز عالم قرار گرفت؟
از اون سیب.
و دیروز عرض کردیم که چقدر اهمیت داره خوردنیها و چشیدنیها.
اینکه اولا چه بخوری، ثانیا چگونه بخوری، با چه حالتی.
خیلی زشته انسان بدون وضو چیزی رو بخوره و دیروز عرض کردیم بر بستر بحث دیروز سیر بحث با هم مرتبطاند که اگر وقت قبضی به ما پیش میاد چون اینچه که ما خوردیم بعداً حیات وجودی ما رو تشکیل میده اگرچه میت است اما اگر همراه با وضو باشد، همراه با ذکر باشد این کیفیت چگونگی خوردن، اون وقتی در وجود ما بدل به حیات شد دیگه ما دچار قبض نمیشیم مگر علل دیگری داشته باشه.
انبساط هست.
بسا-بساط به پا، بساط انبساط وجودی انسان به پا است.
حالا حضرت پیغمبر عزیز عالم اون سیب یا خرما رو خوردن.
اتفاقا بعضیا میگن اضطرابی که در این روایت وجود داره یه جا میگه خرما یه جا میگه سیب مثلا اومدن ردش کنن در حالی که هم به-- یعنی فریقین این حدیث رو نقل کردن.
بزرگان چه از امامیه یعنی فقهای شیعه، چه اهل تسنن همه این روایت رو آوردن متواتر.
که میشه دوتاشو هم جمع کرد.
میشه چون پیغمبر ما بالای منبر توی مسجدی گفتیم صد و بیست معراج یک روایته.
سی و شش معراج خود بنده از حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه با گوش خودم شنیدم ایشون در شرح مصباح العنس ابن فناری فرمودن سی و شش معراج بر پیغمبر اثبات شده.
حالا صد و بیست تا هم گفتم.
میشه پیغمبر در یک سفر یک خرما رو گرفته باشه در یک سفر سیب.
اینا قابل جمعاند متضاد، ناقض هم نیستن.
در هر حال آنچه که مهمه است اینکه پیغمبر چه، چه خورد؟
نور.
نور خورد تبدیل شد به زهرا.
و چگونه خورد؟
در معراج، در مقام معراج.
چقدر خوبه که انسان وقتی میخواد در شب زفاف قرار بگیره بره معراج.
میشه رفت معراج؟
از صلات معراج المؤمن.
اون دستوراتی که پیغمبر عزیز عالم به امیرالمؤمنین دادن برای شب زفاف.
شب-- البته برای اونها.
الحمدلله برای ما متأسفانه یک دانشمند فرانسوی به زبان فرانسوی این دستورات پیغمبر رو در کتابش آورده و شرح و بسط و از جهت علمی توضیح داده.
قطرش از مفاتیح هم ضخیمتره این کتاب.
بعد ما بیخبر.
که انسان چگونه شب زفاف رو بگذرونه که بچهاش میگه آقا سالم باشه صالح باشه.
خب راه داره همینطور که نمیشه که.
این خوردنیها اینکه چه بخوری و چگونه بخوری مستقیم در مزاج انسان تأثیر گذاره و مزا-مزاج هرچه معتدل باشه در اخذ تلقیات الهیه موفقتره.
من یک کوچولو یکی دو دقیقه یه سیر علمی براتون برم ببینید همه وجود، همه ما بر اساس اون نظریه حکمت متعالیه ملا صدرا در اسفار که در فرمودن که ما جسمانیة خدوف هستیم و نفس ناطقه انسان در دل جسم متو-- متکون شده خود جسم از کجا انشا شده؟
از همون نان و آبی که پدر مادر خوردن.
اون نان و آب از کجا اومده؟
اینها ترکیبی از چهار عنصرند.
خاک و آب، هوا و آفتاب.
یکی از اینا رو شما بگیرید دیگه هیچ رستنی نیست.
اصلاً حیاتی وجود نداره.
لذا مزاج اولیه انسان، اصلاً اون نطفه انسان تشکیل یافته از ت-- در حقیقت تخمیر یا تزویج بین چهار تا عنصر خاک و آب، هوا و آفتاب.
از امتزاج این چهار تا با هم که نسبت به اینکه اینها به چه میزانی با هم ممزوج بشن و کدوم عنصر سلطان بشه و برتری بر بقیه عناصر پیدا کنه، اخلاط اربعه ایجاد میشن.
دم و بلغم، صفرا و سودا.
از اینکه چگونه اون چهار تا اخلاط اربعه با هم ممزوج بشوند و باز کدوم سلطان وجود این شخص بشه، از من و شما، اون روح بخاری تشکیل میشه.
روح بخاری دیروز عرض کردیم برزخ ظاهر و باطن ماست که نفس ناطقه احکامش رو از طریق روح بخاری در بدن پیاده میکنه که محل جریان خونه.
خون ما در روح بخاری جریان داره و از طریق عروق به بافتها و میلیاردها سلول این غذا رو، دقت بفرمایید غذا رو میرسونه.
که حالا هرچی روح بخاری جسمه اما بهش میگن روح.
انقدر که لطیفه.
هرچه لطیفتر به یک معنا معتدلتر، انسان فهمش و تلقیاتش از عالم قدس بالاتر و بهتر.
تاثیر مستقیم مزاج یعنی خوردنیها، چگونگی نحوه تشکیل مزاج انسان، اخلاط اربعه و در نتیجه تشکیل روح بخاری در اخذ تلقیات.
چرا یه بچه زود قرآن رو حفظ میشه، یکی باید خودشو بکشه تا حفظ بشه؟
چرا یه کسی پا منبر از صفر تا صد منبر رو بعد از منبر تموم شد بعضیا رو من دیدم اینطوری هستن.
یه جا ما کلاس داشتیم.
یه نفر نمینوشت.
من مجبور کرده بودم بر اساس اون فرمایش پیغمبر که آقای جواد یامولی به همه طلاب فرمودن هر جا رفتید روز اول بگید.
پیغمبر فرمودن که غیّض العلم بالقلم.
علم رو با نوشتن مقید کن، نگهش دار.
چون یکی اومد پیش پیغمبر ج-- گلایه کرد.
آقا من وقتی در محضر شماام حالم خوبه.
این گلایه مال ما هم هست ها.
همه ما اینچنین هستیم.
ولی از شما که فارغ میشم حالم بد میشه.
پیغمبر فرمودن به دستت گلایه کن نه به من.
موند منظور پیغمبر چیه؟
یعنی چی؟
به نظر شما پیغمبر چی جواب دادن؟
فرمودن چرا وقتی در م-- پیش ما هستی اون چه که از ما اخذ میکنی نمینوسی، یادت میره.
بعداً اینها رو نگاه کن.
به ایشون گفتم شما چرا نمینوسی همه دارن مینویسن.
گفت من صفر تا صد حرفای شما رو بعد از منبر تموم شد میشینم همه رو مینویسم.
بعد جزوش رو نگاه کردم دیدم به عینه داره مینویسه.
چرا این فرقها از چیه؟
از اعتدال مزاج.
اصلاً انسان کامل نمیمیرد به قول شیخ رئیس در نمت اشاراتش، به ج-- در نمت دوم و سومش میفرماد که مخصوصاً اواخر نمت دوم اشارات.
این کتاب اشارات و تنبیهات ایشون، حالا تنبیهات یعنی تنبه، بیدار میکنه آدمها رو.
اشارات انقدر دیگه سنگینه میگه یه اشاره میکنم رد میشم.
حالا تنبیهات ایشون رو میخونی برای ما اشاراته، چه برسه به اشاراتش.
در نمت دوم و سوم این بحث رو میارن.
اونجا میفرمایند اصلاً انسان کامل، حالا من بسطش میدم براتون، انسان کامل از این حیث نمیمیرد که أعدل امزجه را دارد.
یعنی معتدلترین مزاج رو داره.
برای چی بمیره؟
و هم در معرض دریافت همه حقایق از عالم قدسه.
هرچه مدار-- م-مزاج انسان معتدلتر، روح بخاری لطیفتر، رابطه بین باطن و ظاهر ما منسجمتر، متکیتر.
لذا تلقی اون الهامات و القاءات و اعلامات الهی بیشتر و بهتر و شفافتر.
یکی از اول تا آخر خوابش، یه روزی بشه ما در محضر شما رساله نومیه علامه رو شرح و بسط بدیم.
چقدر شیرین، چقدر، چقدر گرههای ذهنی ما رو باز میکنه.
رابطه خواب با بیداری، رابطه خواب با حقیقت، رابطه خواب با عالم قدس، با عالم امکان، با عال-عالم نشئه طبیعت، با قوه خیال خودت.
چرا بعضیا از اول تا آخر خوابشون تمثلات نومیه شون حقه.
هرچی میبینن اتفاق میفته.
بعضیا هم نه.
به قول علامه یه رگهای از اول تا آخر خواب دیده ظاهراً هم خوابش خوبه.
اما یه رگهای از حقیقت تو خوابشه.
اون معبر باید عبور کنه از ظاهر اون صور و اشكال خواب تا به باطن یعنی تعبیر اون خواب برسه.
کار هرکسی هم نیست.
چرا بعضیا خوابشون بلافاصله محقق میشه.
تا خ-- از خواب بیدار شدن این اتفاق میفته.
بعضیا طولانی، بعضیا چهل سال بعد و.
چرا بعضی از علما پنجاه سال بعد تشییع جنازه خودشو در خواب دیدن.
من شاید الان خواب ببینم فردا اتفاق میفته.
برای خیلیهامون این رخ داده.
به یه اتفاق میفته میگه انگار یک بار دیگه من اینو دیده بودم، اینجا بودم.
این اصلاً تکراریه.
تو خواب دیدی اتفاق افتاده.
و حالا کی؟
بسته به نفسته.
هر مقدار نفس قویتر، تعبیر خواب دیرتر.
یعنی شما بیست سال بعدو تو خواب میتونی ببینی، چهل سال بعدو ببینی، آیندهگان رو ببینی.
بسته به چیه؟
نفس قوی.
قوت نفس از کجا میاد؟
از شدت اعتدال مزاج.
انقدر که مزاج مهمه.
حالا شما بیا طب رو، پزشکی امروز رو از عرفان و حکمت و اعتقادات و اخلاقیات جدا کن.
بزرگترین ضربه رو به اسلام و به مسلمین زدی.
اصلاً طب قدیم تو دانشگاه نبود.
دانشگاه که سبقش بی-- دویست سال فوقش.
نه به، تو کتابت، در کتابهای بزرگان بود و طب از طبیبه.
طبیب هم که اسم خداست، در حوزهها تدریس میشد.
به قول استاد حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمن همه طلاب حوزه علوم دینی باید به یک معنا طبیب هم باشن، یعنی درس طب رو هم خونده باشن.
اما طب اصیل نه اون طبهای بیخودی که بیچاره کرده میاد چشمت رو حالا ابروتو برداره چشمت رو کور میکنه.
یه جاتو درست کنه فقط مسکنه.
اونها رو کاری نداریم.
سرتون رو درد نیاریم بحث ما جمع کنیم فرصت ما هم گذشت.
یه توسل کوتاه هم داشته باشیم.
اگرچه این مقاماتی که ما میگیم ال- انصافاً تازه از یک بیسوادی مثل بنده ده جلسه، سی جلسه میطلبه که هر کدوم از این مقامات علمی باز بشه با مصادر و منابعی که بزرگان قلم زدن.
چه برسه که اونهایی که حرف تو سینهشون موج میزنه یک سال باید در مقام حض- زهرایی فاطمه سلام الله علیها حرف بزنن.
پس این مهمه که انسان از کجا اخذ میکنه و چگونه اخذ میکنه غذا رو.
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ.
دیروز که از منبر اومدم پایین خستگیم در رفت.
یه جوونی تا من اومدم پایین این آیه رو تلاوت کرد.
گفت ماحصل حرف شما تو منبر این بود.
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ.
ما از حضرت زهرا گفتیم و مقام حورالعنسیه.
اینو از کجا درآوردی؟
کسی که باهوش و تیزهوش باشه میگیره.
انسان قطعاً به اونچه که میخوره نگاه فَلْيَنْظُرِ نظر هم نگاه عمیقه، نه یه نگاه سطحی.
نگاه عمیق رو میگن نظر.
عمیقاً نگاه میکنه چی میخواد بخوره، چگونه بخوره و این نسل بعدش رو تشکیل میده.
حالا این وجود، وجود حضرت زهرا سلام الله علیها چه بود که امیرالمؤمنین رو به حیرت انداخته بود.
اصلاً شهر مدینه رو به حیرت انداخته بود.
به نماز که می ایستاد ایشون دیگه تجلی این نور شدت میگرفت طوری که همه شهر مدینه رو نورش میگرفت.
اما شما ببینید با این خانم چه کردند.
همین حرفهایی که ما این روزها در خصوص حضرت زهرا سلام الله علیها میزنیم.
این کتاب شرح و شرح البته خود کتاب شرحش هم خود علامه دادن.
فسف doskona حکمت عسمتیه فی کلمة فاطمیه دست بنده هست.
هر شب میارم هر روز ظهر اینجا اگر دوستان خواستن میتونن ببینن و رشحهای از این کتاب رو ما براتون بیان میکنیم.
خوبی این جنس صحبتها اینه که دیگه تا ما بخوایم ورود بکنیم به روضه دیگه بسه.
دیگه همین که بگیم خب با یه همچین خانمی چه کردن، چه کردن؟
دیگه بسه که چه کردن.
دیگه خودتون میگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
منتها به جهت اینکه امام زمان عزیمون عزاداره و دوست داره این ایام گریه کنه شما هم که دوستداران حضرتی به تبع همینطور دوست دارید گریه کنید.
یه مقدار من توسلم رو بیشتر بگم ادامه بدم.
یه شعری هم بخونیم انشاالله اشکتون که جاری شد برای نجات مردم مظلوم مقتدر غزه و فلسطین دعا کنید.
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما خاط بین الوک.
دختر پیغمبر کجا و بین در و دیوار.
مقام زهره زهرایی کجا و آتش در و دیوار.
راوی میگه رد میشدم از سر کوچه.
دیدم جلوی بیت علی شلوغه.
آبا دیدم همه شمشیر برهنه کردن.
هیزم چیدن جلوی در.
گفتم تا آنجای که من سراغ دارم سائلین و ایتام و فقرا جلوی این در جمع میشدن.
آبا اینا چرا هیزم جمع کردن؟
[گریه] چرا شمشیر برهنه کردن؟
آخه میخوان در خانه فاطمه رو آتش بزنن.
حرف آتش شد.
یه شعر بخونم به یاد شهدایی که در نظرشون هستیم.
حرف آتش شده و دوباره غوغا شد.
وای به احوال دلم روضه زهرا شد.
خیلی شهدا سر روضه زهرا حساس بودند.
من غلام علیام که به پابوس آمد.
حرف یک کنچهی تنگ.
وای وای وای وای.
حرف ناموس- از سینه بالا رفت.
آیا نفس زهرا رفت.
آه مادر، مادر، مادر.
حیدر شده مضطر.
بین خشت دیوار.
دلنازک رو ببخشید.
رفته زهرا با سر.
سرش شکسته.
وای دسته بسته.
وای مادر، مادر.
وای مادر، مادر.
وای.
تو روضه مشعر اون اشاره به سینه شد و نفسی که بالا نرفت.
دلم رفت یه جای دیگه تو ناییه مقدسه.
برا دلتنگای کربلا بگم نالت بلند بشه و شمر جالس على صدره.
السلام على ساكن کربلا.
ان شا الله جلوی اون طلای حسین ناله بزنیم.
حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم.
ان شا الله نفس آخرت ذکر یا زهرا بگی، حسین، حسین بگی.
بسم الله العظیم الله ملائی بمولاتنا فاطمة الزهرا یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.
فرج آقامونو برسون.
سلام ناقابل ما از صاع محضر حضرتش برسون.
عاقبت جمع ما با شهادت ختم به خیر فرما.
دست عزت و تاییدت بر دوش رهبر عزیزمون قرار بده.
مردم مظلوم و مقتدر غزه و فلسطین و خلاص و نجات مرحمت فرما.
ای خدا شر اسرائیل، آمریکا، انگلیس، استکبار به خودشون برگردون.
مریضایی که سفارش کردن دل مریض من از صاع به برکت این جلسه شفاى عاجل کامل مرحمت فرما.
نسل در نسل ما بدون استثناء فرزندانمون رو خرج قرآن و ولایت بگردان.
ای خدا پدر مادرمون رو هر کجا هستن بیش از ما از این جلسه بهره من فرما.
هرچه زودتر به معرفت و به خرج خودت ما رو راهی کربلا و مشهد رضا بگردان.
ناله را در بهشت از همسایگان دیوار به دیوار علی ابن موسی الرضا قرار بده.
اللهم اغفر وارحم من يقرأ الفاتحة مع الصلوات.
اللهم صل على محمد