ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین.

الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شاء الله که در این ایام پر از حزن و اندوه فاطمیه صاحب عزا، عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از سائل جمع ما و متعلقین ما رو دعا کنن صلواتی خط بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اگرچه که این هم از غربت و مظلومیت این خانواده‌ست که به واقع یه بیچاره‌ای مثل بنده بنشینه و از اون‌ها حرف بزنه که جایی که عقاب پر بریزد از پشه‌ی لاغری چه خیزد.

لکن ماده خورشید مداح خود است.

ما آنچه که از آل الله میگیم نسبت به سعای وجودی خودمون میگیم نگاه خودمونه و الا اون‌ها فاصله گفته‌های ما با اون‌ها مثل فاصله لفظ خورشید است با حقیقت خورشید.

لذا از همین ابتدا این پنج روزی که به فضل الهی در این ساعت مقدس ما در خدمت شما هستیم، یک ربع نکاتی رو پیرامون حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها عرض کنیم.

یه پنج دقیقه هم ذکر توسل.

ابتدا از عزیز عالم حضرت ابا صالح المهدی عذرخواهی می‌کنم که جسارت در محضر این عزیز می‌کنم و شاهدانی که در محضرشون هستیم.

لکن دلمون خوشه که توجه به آثار بزرگان می‌کنیم.

کتابی هست حتما توجه شما رو به خودش جلب کرده.

کتابی‌ست که حضرت ذی فنون ابوالفضائل علامه حسن زاده علیه الرحمه این کتاب رو به رهبر عزیزمون هدیه کردن.

خیلی سال پیش.

از جمله کتاب‌هایی‌ست که هم متن رو خودشون نوشتن هم خودشون شرح دادن کتاب خودشون رو.

که البته شرحش هم خودش نیاز به توضیح داره.

بعضی از نکات کلیدی و بسیار مهم و اساسی که حضرت استاد در این کتاب مرقوم فرمودن رو در قالب پنج نکته بنده در این پنج روز عرض می‌کنم.

برای نکته اول که اشاره به مقام حورا و حوریه بهشتی بودن حضرت زهرا داره.

حورا الانسیه حوری بهشتی که در صورت انسان متجلی شد که سؤال کردن از نبی اکرم عزیز اسلام صلوات و درود خدا و ملائکه مقرب و اولیایش بر او و خاندانش باد که چگونه می‌شود که کسی که حوری بهشتی‌ست و همسر زن حالا ما میگیم حوری همسر بهشتی‌ست و یک پارچه نور است، انسان بشود.

بعد اون ماجرای خوردن به یک روایت سیب و به یک روایت خرما رو ایشون فرمودند که از نور اون سیب در صلب پیغمبر تشکیل نطفه پاک حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها شد.

برای اینکه این رو بهتر درک کنیم یه مقدمه چینی کنم.

متأسفانه در کتاب‌ها و در عرض شود آکادمی‌ها و دانشگاه‌های کشورهای اروپایی الان حالا نه برای اون‌ها متأسفانه برای خودمون متأسفانه آثار شیخ الرئیس ما تدریس میشه حتی در دانشگاه‌های رسمی‌شون.

اما در کشور خود ما آثار ایشون خاک میخوره و غریبه.

به جوون‌های امروزی بگو آقا یه دو تا سه تا از آثار شیخ الرئیس رو به ما بگو.

میگه شیخ الرئیس کیه؟

در حالی که حضرت امام علیه الرحمه، اقلای شرق و غرب عالم رو دعوت کردن به محتوای و درون مایه اسلام ناب که قرآن و صحیفه سجادیه بود و، و کتب شیخ الرئیس ملا صدرا و ابن عربی ها و اینا.

بعد ما که دم از ولایت فقیه می‌زنیم خودم رو عرض می‌کنم به شما جسارت نشه و میگیم ما بسیجی ولایتی ایم هیچ خبر از این درون مایه شاید نداشته باشیم.

اونجا یه نکته خیلی شیرینی رو شیخ الرئیس بیان میکنه.

خوبه شما امروز این رو بدونید.

اگر هم می‌خواید الان تشریف ببرید حوصله صحبت و خدا نکرد از یه بیچاره‌ای مثل بنده رو ندارید اینو بشنوید و برید.

خیلی از ما شاید دنبال کیمیا باشیم.

خب کیمیا خیلی خوبه دیگه.

مس رو طلا میکنه.

میته رو اصطلاحا میت رو حی می‌کنه.

"یخرج الحي من الميت".

این اتفاق آنی در وجود ما به قول شیخ الرئیس داره می‌افته.

چگونه است که ما یک لقمه آب و نانی که می‌خوریم، این لقمه آب و نان جماد دیگه، بی‌جان، جان نداره.

ما حتی گیاه رو هم که می‌خوریم چون می‌کنیم و می‌خوریم از ریشه که کنده شد دیگه مرده.

گوشت رو که می‌خوریم اون حیوان رو ذبح می‌کنیم میته می‌خوریم.

ما جسارتاً مرده خوریم اصلاً.

هرچی می‌خوریم مرده‌ست.

حضرت شیخ الرئیس می‌فرمایند که البته خیلی هم می‌پرورانه این موضوع رو، می‌فرماید که خدای منان در وجود انسان کیمیایی قرار داده است که این آب و نان میته رو، مرده رو که می‌خورد بدل به حیات می‌شود در وجود انسان.

حیات می‌گیره.

می‌دونید که بر اساس اون هضم‌های چهارگانه ارسطو که سید ابن تابوس علیه الرحمه، افلاطون و ارسطو رو ایشون می‌فرمودند "كان من الأنبياء" این دو بزرگوار از انبیا بودند.

نظر سید ابن تابوس که به قول علامه طباطبایی، سید ابن تابوس، سید بحر العلوم و ابن فهد حلی، استاد علامه حلی که پشت خیمه گاه کربلا دفن ایشون، برید سر مزارش.

این سه فرمودند از کمالین‌اند.

خب، اونجا می‌فرمود که ارسطو هضم‌های چهارگانه قائل بوده.

نه ما از ما بپرسن آقا چند تا هضم داری؟

می‌گیم یه دونه‌ش تو معده.

در صورتیکه ایشون می‌فرماید ابتدا در دهان، اینکه میگه آب رو سه هورت بخور.

از لای دندونت بمیک آب رو، غذا رو آهسته، آهسته بخور برای اینکه اون بوزاق دهان خودش اولین هضم رو انجام میده.

تو وقتی آب رو بدون سه هورت یعنی یک باره بخوری، خام خوردی و نفخ معده می‌گیری.

یا غذا رو به این شکل.

اولین هضم در دهان، دومیش در معده، سومیش در کبده.

بدل به خون میشه و به توسط روح بخاری که برزخ بین نفس و بدن جسمی ماست در بدن در عروق جریان می‌گیره.

چی؟

خون.

بعد این خون میرسه به تمام بافت‌ها و میلیاردها سلولی که در بدن ماست.

هضم چهارم در سلول‌ها، تک تک سلول‌ها و بافت‌ها صورت می‌گیره.

مغذی‌ترین این مواد جمع میشن میرن در حالا اینجا اختلاف نظر هست.

بعضیا میگن در صلب هم مرد هم زن.

بعضیا میگن نه در صلب مرد و سینه زن و صلب و ترائب.

اختلاف نظر هست که در قرآن قسم خورده خدا.

یا "یخرج من من هم، من هم ال-- یخرج من بین الصلب والطرائب" اون آب دافق رو جهنده رو از بین صلب و ترائب، مفسرین بعضی فرمودند کمر مرد و سینه زن بعضی فرمودند نه هر دو.

نه هم مرد هم زن.

به هر حال اون جمع میشه در اونجا که نطفه رو میخواد تشکیل بده.

برای همین بچه شبیه به بافت‌های جسمی پدر و مادر میشه.

چرا؟

چون ماده اولیه از تک تک سلول‌ها از بافت‌های متعدد جمع شدن.

این بدل به اون، از همون آب و نانی که خوردن بعد میاد نطفه میشه.

حالا بخشیش حیات به خود پدر و مادر می‌بخشه و بخشیش حیات به نسل بعدش می‌بخشه که میشه نطفه.

اینجا این کیمیا در وجود ما آنی داره اتفاق می‌افته و ما بی‌خبریم از این عظمت الهی که اگر به خودمون، نه به بیرون از خودمون، تفسیر انفسیم، به جان خودمون نگاه کنیم چه اتفاقاتی در درون خودمون داره می‌افته، واقعاً حیرت‌اندر حیرت.

پس آنچه که ما می‌خوریم اگر قرار است که به ما حیات بدهد، دقت بفرمایید این مقدمه، من می‌خوام برم سراغ اصل مطلب ازش جانماییم.

اگر حیات که در وجود ما اتفاق می‌افته مقدمش، بسترش بر اساس چیزیست که می‌خوریم از اون اکل، اکل و شربه، پس خیلی مهمه که ما چی می‌خوریم و چگونه می‌خوریم.

اگر این‌ها قراره حیات ما رو بسازن، این چیزایی که می‌خوریم قراره "یخرج الحي من الميت" حیات ما را بسازن، خیلی مهمه که ما در حالت غفلت اینا رو نوش جان می‌کنیم یا در حالت ذکر.

دقت بفرمایید در سیره نبوی، سیره ابن حشام رو حتماً خوندید.

خیلی کتاب عالیه.

این سیب، سیره ابن حشام اونجا می‌فرمود که پیغمبر عزیز عالم هر وقت که غذا می‌خوردند لقمه اول با هر لقمه‌ای می‌گفتند "بسم الله الرحمن الرحيم".

وقتی لقمه رو قورت می‌دادند می‌گفتند "الحمد لله رب العالمين".

چرا به نظر شما؟

الان به یک نفر آدمی که صرفاً دین رو مقدس مآبی دیده بگیم میگه می‌خواد ثواب ببره، می‌خواد عبادت کنه و از اینج-- فوقش عقلش به اینجا قطع بده.

اما از جهت علمی الان سیر بحث رو ما پیش گرفتیم به کجا رسیدیم؟

می‌خواد اون لقمه‌ای که در و-وجود ایشون می‌خواد حیات ایشون رو بسازه، اون لقمه همراه با ذکر الهی باشه که حیات می‌خواد بده دیگه.

حیات در ذکر، در یاد خداست.

ما فقط غذای جسم که نداریم که.

درسته که متأسفانه ما به انزل مراتب وجودیمون پرداختیم صرفاً به بدن رسیدیم و به طبعمون، طبیعتمون.

ما یک وجود واحدیم بله، اما ذات مراتب مراتب متعدد داریم.

هرچه بیرون از ماست در درون ما هم هست.

اگر در بیرون از ما اشعه طبیعت هست، در ما هم طبع هست همین بدن ما.

که این دنیا انزل مراتب نظام هستی‌ست در سیر آفاقی.

بدن ما هم انزل مراتب وجود ماست در سیر انفسی.

اگر در بیرون از ما عالم مثال هست، برزخ که ارواح الان اونجان.

چون بیرون از ماست میگیم مثال منفصل.

از این کلمات و عبارات نترسیم، ترجمه می‌شه.

بیرون از ماست مثال منف-- عالم برزخ.

در درون ما هم رتبه مثالی داریم، قوه خیال ماست.

ما می‌خوابیم وارد اون رتبه باطنی خودمون می‌شیم، اونجا سیر می‌کنیم.

که رتبه خیالی یا مثالی ما، اون قوه خیال ما برزخ بین ظاهر و باطن ماست.

اگر کسی قوه خیالش آلوده باشه، ملکش، ملکش دسترسی به ملکوت، ملکوت وجود خودش پیدا نمی‌کنه.

هرچی بهش حرف می‌زنی نمی‌فهمه چون فهم از ملکوت اتفاق میفته، نه از ملک.

اگر در بیرون از ما عالم عقول و مفارقات و مرسلات هستند ملائکت الله در درون ما هم هست، ما هم عقل داریم.

اگر در بیرون از ما عرش هست، فوق طور عقل هست در ما هم هست.

فوق طور عقل ما می‌شه قلب و روح و برو همین الا ما شاء الله برو تا سر و خفی و اخفی.

متأسفانه ما صرفاً به بدنمون و جنبه طبیعیش رسیدیم فقط اکل و شرب داشتیم.

توجه نداشتیم که پیغمبر داره روحش رو هم به یک معنا تغذیه می‌کنه.

یا اینطوری بگیم بهتره، علمی‌ترش اینه خودش رو داره تغذیه می‌کنه.

ما فقط جسم نیستیم که یک وجود واحدیم، ذات مراتب.

این همه رتبه در ماست.

حالا غذای جسم ما آب و نان.

غذای خیال ما چیه؟

بفرمایید ببینید شیخ رئیس چه ها فرموده، ملا صدرا در اسفار چه ها فرموده.

غذای عقل ما چیه؟

غذای قلب ما چیه؟

غذای روح ما چیه؟

غذای سر ما چیه؟

و سر و سر ما یک یک این‌ها بزرگان در تفسیر انفسیشون بیان فرمودن که این حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه تنها کسی که رهبر عزیزمون لقب ذو فنون رو بهش دادن، شیخ الرئیس عصر حاضر، ایشون فرمودن که-- حضرت علامه فرمودن که این یک وجود واحد از انزل مراتب برو تا مافوق، همه این‌ها غذاهای جداگانه دارند.

یک یک غذاهاشون با هم متفاوته.

اما نکته اینجاست از اون ابتدایی‌ترین غذایی که شما میل می‌کنید یعنی آب و نان شروع می‌شه.

شما اگر اون ابتدایی‌ترین که آب و نان بود رو هم نورانی‌ش کردی، اولاً حلال بود، ثانیاً طیب بود.

بعد عجین‌ش کردی با نور الهی، این می‌کشه می‌ره تا مراتب عالیه و اشخص وجودت.

فقط جسمت رو پرورش نمی‌ده، می‌ره خیالت رو هم، عقلت رو هم، قلبت رو هم، روحت رو هم و سرت رو هم.

همه رو پرورش می‌ده.

حالا گفتی آقا حلال باشه، طیب هم باشه.

مگه می‌شه غذایی حلال باشه، طیب نباشه؟

به نظر شما می‌شه؟

حلال باشه اما طیب نباشه.

می‌دانید که طعام طیب از ائمه انبیاست.

فرقش با حلال چیه؟

شما از راه حلال، کسب حلال پول درمیاری.

می‌ری یه بقالی که نماز نمی‌خونه، آدم خوبی نیست اصطلاحاً.

از اون خرید می‌کنی.

این غذا، این چیزی که خریدی، آنچه که تهیه کردی حلال هست اما طیب نیست.

اینه که امام عصر، مرحوم فشندی و بعضی از بزرگان در-- داریم دیگه در تاریخ بزرگان که بهشون حتی می‌فرمود از کدوم مغازه برو خرید کن.

می‌دید انقدر سر ایشون، انقدر تلطیف سر کرده، یه بار بشه در محضر شما خوبان پیرامون تلطیف سر و غلب عبارتی قرآن حرف بزنیم.

"ولیتلقف" الله اکبر از این عبارت.

که تا انسان به این نرسه نمی‌تونه به باطن قرآن برسه.

البته علامه حسن زاده علیه الرحمه قسم به جان خودشون می‌خوردن.

می‌فرمودن قسم به جانم، به جانم سوگند که اگر این کتاب‌هایی که ما الان چند تاشو برای شما اسم بردیم و کسی نخونه به باطن قرآن پی نمی‌بره.

این‌ها تفسیر انفسی آیاتند.

ما صرفاً پرداختیم به تفسیر آفاقی.

اون هم به حق، اون هم درست.

که این آیه به چه خاطر نازل شد؟

شأن نزولش چی بود؟

کی؟

چگونه؟

برای چی؟

درسته این تفسیر آفاقی به حق هم هست.

اما تفسیر انفسی چی؟

یعنی الان این آیه به چه درد من می‌خوره؟

این آیه برای من نازل شده.

جسارتاً آیه قرآن که برای حیوان که نازل نشده.

که تازه بین موجودات غیر از ما، حیوان از همه رتبه‌ش بالاتره.

از نبات و جماد بالاتره دیگه.

باز برای اون هم نازل نشده برای مردم شما نازل شده.

این عجین کردن لقمه‌ای که می‌خوری با نور الهی.

حالا امتحان کنید.

من خودم یه زمانی اول سفره «بسم الله الرحمن الرحیم» می‌گفتم آخرش هم «الحمد لله رب العالمین».

خیلی خودمون می‌کشتیم می‌گفتیم «اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان» چون به یمنی یرزق الله.

خدایا مبارک برکت بده به سفره آقامون.

اینو برکت سفره آقامون قرار بده که بزرگان گفتن اینو بگو وقتی غذا خوردی ببین چه برکتی میاد تو زندگیت.

بعد که عجین شدیم با این معارف شروع کردیم بسم الله می‌گفتم تو هر لقمه‌ای الحمد لله بعد از هر لقمه‌ای.

دیدم نه اصلاً بسم الله الرحمن الرحیم انگار موضوعیت داره و الحمد لله رب العالمین همون که پیغمبر می‌گفت.

شما اینو امتحان کنید ببینید چقدر حالتون عوض می‌شه.

یه نکته خیلی در گوشی خدمتتون عرض کنم.

گاهی اوقات یهو حالت بد می‌شه.

قبض پیدا می‌کنی از بس خارج می‌شی.

نمی‌دونی چته.

به جهت اون نون و آبی‌ست که با غفلت خوردی.

الان رسیده به اون لحظه‌ای که این شده وجود تو.

چون تو اونو با غفلت خوردی الان حالت قبض داری تعجب نکن.

یه مدتی، یه چهل روزی لقمه‌هاتو با بسم الله و الحمد لله انجام بده.

بخور، تناول كن، نوش جانت.

بعد ببین حالت چگونه عوض می‌شه.

به همین راحتی.

دنبال دستورالعمل‌های عجیب و غریب نباشی.

حالا پیغمبر عزیز عالم فرمودن وقت ما هم تموم شد که من وقتی به معراج رفتم حالا شما قوس رو دقت کنید، هندسه رو ببینید.

همه انوار همه اولیای خدا نزول داشتن از بالا اومدن به پایین.

الا حضرت زهرا.

باید پیغمبر عزیز عالم به معراج بره تا نور حضرت صدیقه طاهره رو بگیره.

اون سیبی که از درخت توبا گرفت.

حالا یه روایت میگه خرما تناول کنه به قول خودشون ببینید سیب داره می‌خوره به ظاهر غذاست خرما می‌خوره اما نور حضرت زهرا سلام الله علیها داخلشه.

لذا میگه حوراء الانسیه.

حالا اما چه کردند با این دختری که با این وجودی که این همه مورد سفارش پیغمبر عزیز عالم بود؟

کوتاه توسل کنم اگر دلت شکست برای مردم غز-- مظلوم و مقتدر غزه و فلسطین دعا کنید.

چه کردند خانمی که هر وقت وارد بر پیغمبر می‌شد، پیغمبر سه کار می‌کرد که با عهدی نکرد.

اول تمام قد جلوی زهرا بلند می‌شد.

دوم جای خودش رو به زهرا می‌داد.

نه که کنار خودش بنشونه، جای خودش رو.

اینا همه حساب داره.

سوم تمام قد خم می‌شد پیغمبر به حالت رکوع و دست دخترش رو می‌بوسید.

اما چه کردند این روزها با حضرت زهرا که در این ایام بیبی عالم در بستر بیماریه.

اللهم صل على فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما хотите.

شهدا با ما گریه کنن امروز.

کیا دلتنگ گریه برا زهرای مرضیه بودن در چشمی اجازه نمیدن برا فاطمه گریه کنه.

خوشا به حال اون کسی که بی‌قرار روضه‌های زهرا می‌شه.

[grunts] بذار زبان حال خود خانمو برات بخونم گریه کنی.

بین آن دیوار و در به یه زن به قطعت گفتم [grunts] محسنم کشته شد و از این غمم با علی نگفتم.

دیدی حال مادرمون چجوریه این روزا.

[grunts] نفسم بالا نمیاد.

یا علی برس به فریاد.

یه زبان حال هم از امام حسن برات بگم.

دولت بلند بشه از زیرم.

[grunts] خدا رحمت کنه این فاطمی نیارو.

می‌گفت هی میگن مادر ما خمیده بوده.

بابا مادر ما رشیده بوده.

حالا ببین امام مشکبا چی میگه.

مادر رشیدم به هم نپیچ جان بابا از درد.

تا حالا دیدی مادر از درد به خودش بپیچه؟

[grunts] مادر رشیدم به هم نپیچ جان بابا از درد.

مادر از زمین پاشو پر شده کوچه این همه نامرد.

رو زمین چرا نشستی؟

[grunts] چشماتو چرا تو بستی؟

مادر مادر، مادر مادر، مادر مادر مادر، مادر، مادر، مادر.

گفتم به امن پیچ.

یادم افتاد تو مایه مقدس ائمه زمان به جدش ابی عبدالله میفرماید یا جد سلام به تو اون لحظه‌ای که از لبات به پهلوت ملقبض و منبسط میشد.

هی از این پهلو به آن پهلو میشدی تو وادی قتلگاه.

آخ غریب گیر آوردنت.

لا اله الا الله.

تشنه سر بریدنت.

آخ حسین.[grunting] حسین.

حسین.

وای.

همه با هم سلام کنیم محضر ارباب بی‌کفنمون.

ان‌شاءالله حاج قاسم فیض ببره.

شهدا، شهید حججی، شهید حسینی، حسین عاطف رفیق ما، مادر پدرامون همه با هم.

السلام على حسین و علی ابن.

این نفستو آزاد کن عزیزم.

وعلی حسیـن.

هی قربونت برم عزیزم بگو.

وعلی حسیـن.

اللهم صل على فاطمة وأبیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها بعدد ما خاطبه الـمُک.

خیر ببینید ان‌شاءالله به نفس به قلب پاک شما ما هم فیض بردیم و از این قطره اشکی که تو چشاهامون جمع شد امیدوار میشیم که الحمد لله هنوز چوب خطمون پر نشده.

الهی بفاطمه يا الله، يا الله، يا الله، يا الله، يا الله، يا الله، يا الله، يا الله، يا الله، يا الله.

يا الله يا رحمان يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي على دينك.

اللهم عجل ولیک الفرج.

سلام ناقابل ما از سعه محضر حضرتش برسد.

ای خدا عاقبت عمر ما شهادت در رکاب حضرتش قرار بده.

دست تأیید و عزتت بر دوش رهبر عزیزمون قرار بده.

موجبات خلاصی مردم مظلوم و مقتدر غزه و فلسطین رو فراهم فرما.

شر استکبار و انگلیس و آمریکا و اسرائیل رو به خودشون برگردان.

ما را در بهشت از همسایگان دیوار به دیوار علی ابن موسی الرضا قرار بده.

خدایا سینه ما رو مملو از حقایق و معارف حققت بگردان.

فرزندان ما و نسل در نسل ما بدون استثناء خرج ولایت و قرآن بگردان.

مریضا مریضای مدنظر از سعه شفای عاجل و کامل رحمت فرما.

آی با معرفتا کجا نشستن؟

خدایا پدر مادرمون رو از سعه بیش از ما از این جلسه بهره‌مند فرما.

اللهُمَّ اغْفِرْ وَارْحَمْ مَنْ يَقْرَأُ الفاتحةَ فَصَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَاَلْه.

اللهُمَّ اغْفِرْ وَارْحَمْ مَنْ يَقْرَأُ الفاتحةَ فَصَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَاَلْه.