ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ایام فاطمیه و عذرخواهی از امام عصر

در این ایام پر از حزن و اندوه فاطمیه صاحب عزا، عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشان خوب باشد و از سائل جمع ما و متعلقین دعا کنند؛ صلواتی ختم بفرستید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. از غربت و مظلومیت این خاندان است که بیچاره‌ای چون بنده بنشیند و از آنان حرف بزند؛ جایی که عقاب پر بریزد از پشهٔ لاغر چه خیزد. لکن مادهٔ خورشید مداح خود است. ما آنچه از آل‌الله می‌گوییم نسبت به سعهٔ وجودی خودمان می‌گوییم؛ نگاه خودمان است؛ وگرنه فاصلهٔ گفته‌های ما با آنان مثل فاصلهٔ لفظ خورشید است با حقیقت خورشید. لذا از همین ابتدا این پنج روزی که به فضل الهی در این ساعت مقدس در خدمتیم، یک ربع نکاتی پیرامون حضرت صدیقهٔ طاهره سلام‌الله‌علیها بیان کنیم و چند دقیقه ذکر توسل. ابتدا از عزیز عالم حضرت اباصالح المهدی عذرخواهی می‌کنم که جسارت در محضر این عزیز می‌کنم و شاهدانی که در محضرشان هستیم؛ لکن دلخوشیم که توجه به آثار بزرگان می‌کنیم.

کتاب هدیهٔ علامه حسن‌زاده به رهبر انقلاب

کتابی هست که حتماً توجه شما را به خود جلب کرده؛ کتابی است که حضرت ذوفنون ابوالفضائل علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه این کتاب را به رهبر عزیز هدیه کردند؛ خیلی سال پیش. از جمله کتاب‌هایی است که هم متن را خود نوشته‌اند هم خود شرح داده‌اند کتاب خود را؛ که البته شرحش هم خودش نیاز به توضیح دارد. بعضی از نکات کلیدی و بسیار مهم و اساسی که حضرت استاد در این کتاب مرقوم فرموده‌اند را در قالب پنج نکته در این پنج روز می‌گویم.

نکتهٔ اول: مقام حوراء انسیه حضرت زهرا

نکتهٔ اول اشاره به مقام حوراء و حوریهٔ بهشتی بودن حضرت زهرا دارد؛ حوراء انسیه؛ حوری بهشتی که در صورت انسان متجلی شد. سؤال کردند از نبی اکرم عزیز اسلام — صلوات و درود خدا و ملائکهٔ مقرب و اولیایش بر او و خاندانش باد — که چگونه می‌شود کسی که حوری بهشتی است و همسر زن بهشتی است و یکپارچه نور، انسان بشود. بعد آن ماجرای خوردن به یک روایت سیب و به یک روایت خرما را ایشان فرمودند که از نور آن سیب در صلب پیغمبر تشکیل نطفهٔ پاک حضرت صدیقهٔ طاهره سلام‌الله‌علیها شد. برای اینکه این را بهتر درک کنیم یک مقدمه‌چینی می‌کنم.

غربت شیخ‌الرئیس در دیار خودی

متأسفانه در کتاب‌ها و در آکادمی‌ها و دانشگاه‌های کشورهای اروپایی الان آثار شیخ‌الرئیس تدریس می‌شود حتی در دانشگاه‌های رسمی‌شان؛ اما در کشور خود ما آثار ایشان خاک می‌خورد و غریب است. به جوان‌های امروزی بگو آقا دو سه تا از آثار شیخ‌الرئیس را نام ببر؛ می‌گوید شیخ‌الرئیس کیست؟ در حالی که حضرت امام شرق و غرب عالم را دعوت کردند به محتوا و درون‌مایهٔ اسلام ناب که قرآن و صحیفهٔ سجادیه بود و کتب شیخ‌الرئیس و ملاصدرا و ابن‌عربی. بعد ما که دم از ولایت فقیه می‌زنیم و می‌گوییم ما بسیجی ولایتی‌ایم شاید هیچ خبر از این درون‌مایه نداشته باشیم.

کیمیای وجود انسان به بیان شیخ‌الرئیس

آنجا یک نکتهٔ خیلی شیرین شیخ‌الرئیس بیان می‌کند. خیلی از ما شاید دنبال کیمیا باشیم؛ کیمیا خیلی خوب است دیگر؛ مس را طلا می‌کند؛ میته را اصطلاحاً حی می‌کند؛ یخرج الحی من المیت. این اتفاق آنی در وجود ما به قول شیخ‌الرئیس دارد می‌افتد. چگونه است که ما یک لقمه آب و نان می‌خوریم؛ این لقمه آب و نان جماد است دیگر؛ بی‌جان است؛ جان ندارد. ما حتی گیاه را هم که می‌خوریم چون می‌کنیم و می‌خوریم از ریشه که کنده شد دیگر مرده. گوشت را که می‌خوریم آن حیوان را ذبح می‌کنیم؛ میته می‌خوریم. ما مرده‌خوریم اصلاً؛ هرچه می‌خوریم مرده است. حضرت شیخ‌الرئیس می‌فرمایند که البته خیلی هم این موضوع را می‌پرورانند که خدای منان در وجود انسان کیمیایی قرار داده است که این آب و نان میته را، مرده را که می‌خورد بدل به حیات می‌شود در وجود انسان؛ حیات می‌گیرد.

هضم‌های چهارگانه از دهان تا سلول

بر اساس آن هضم‌های چهارگانهٔ ارسطو که سید ابن طاووس علیه‌الرحمه افلاطون و ارسطو را ایشان می‌فرمودند کان من الأنبیاء؛ این دو بزرگوار از انبیا بودند. نظر سید ابن طاووس که به قول علامه طباطبایی سید ابن طاووس و سید بحرالعلوم و ابن فهد حلی — استاد علامه حلی که پشت خیمه‌گاه کربلا دفن ایشان است؛ بروید سر مزارش — این سه را فرمودند از کاملین‌اند. آنجا می‌فرمود که ارسطو هضم‌های چهارگانه قائل بوده. نه ما اگر بپرسند آقا چند تا هضم داری می‌گوییم یکی‌اش در معده. در صورتی که ایشان می‌فرماید ابتدا در دهان؛ اینکه می‌گوید آب را سه هورت بخور؛ از لای دندان بمک آب را؛ غذا را آهسته آهسته بخور برای اینکه آن بزاق دهان خودش اولین هضم را انجام می‌دهد. تو وقتی آب را بدون سه هورت یعنی یکباره بخوری خام خورده‌ای و نفخ معده می‌گیری. یا غذا را به این شکل. اولین هضم در دهان، دومش در معده، سومش در کبد؛ بدل به خون می‌شود و به توسط روح بخاری که برزخ بین نفس و بدن جسمی ماست در بدن در عروق جریان می‌گیرد؛ خون. بعد این خون می‌رسد به تمام بافت‌ها و میلیاردها سلولی که در بدن ماست. هضم چهارم در سلول‌ها، تک‌تک سلول‌ها و بافت‌ها صورت می‌گیرد. مغذی‌ترین پاره از این فرآیند جدا می‌شود و به مخزن تشکیل نسل می‌رود. اختلاف مفسران در صلب و ترائب چیزی از اصل مطلب کم نمی‌کند: مادهٔ حیات نسل از طعام پختهٔ بدن است. فرزند از همان کیمیای درونی ساخته می‌شود که لقمهٔ مرده را زنده کرد. مغذی‌ترین این مواد جمع می‌شوند می‌روند در — اینجا اختلاف نظر هست؛ بعضی می‌گویند در صلب هم مرد هم زن؛ بعضی می‌گویند نه در صلب مرد و سینهٔ زن و صلب و ترائب. اختلاف نظر هست که در قرآن قسم خورده خدا؛ یخرج من بین الصلب والترائب؛ آن آب دافق جهنده را از بین صلب و ترائب. مفسرین بعضی فرمودند کمر مرد و سینهٔ زن؛ بعضی فرمودند نه هر دو؛ نه هم مرد هم زن. به هر حال آن جمع می‌شود در آنجا که نطفه را می‌خواهد تشکیل دهد. برای همین بچه شبیه به بافت‌های جسمی پدر و مادر می‌شود؛ چرا؟ چون مادهٔ اولیه از تک‌تک سلول‌ها از بافت‌های متعدد جمع شده. این بدل می‌شود؛ از همان آب و نانی که خورده‌اند بعد می‌آید نطفه می‌شود. حالا بخشیش حیات به خود پدر و مادر می‌بخشد و بخشیش حیات به نسل بعدش می‌بخشد که می‌شود نطفه. اینجا این کیمیا در وجود ما آنی دارد اتفاق می‌افتد و ما بی‌خبریم از این عظمت الهی که اگر به خودمان — نه به بیرون از خودمان؛ تفسیر انفسی — به جان خودمان نگاه کنیم چه اتفاقاتی در درون خودمان دارد می‌افتد؛ واقعاً حیرت‌اندرحیرت.

نکتهٔ دقیق‌تر آنکه روح بخاری واسطه است؛ خون بدون آن در عروق جاری نمی‌شود تا به سلول برسد. وقتی مغذی‌ترین جزء در محل تشکیل نطفه گرد آمد، نسل از همان مادهٔ پختهٔ چهار هضم برمی‌خیزد. شبیه بودن فرزند به والدین از همین جاست نه از تصادف. بخشی از همان طعام، جان پدر و مادر را نگه می‌دارد و بخشی سرمایهٔ فرزند می‌شود. غفلت از این چرخه همان غفلت از آیات انفسی است.

اهمیت اکل و شرب در ساخت حیات

پس آنچه که ما می‌خوریم اگر قرار است که به ما حیات بدهد — دقت بگویید این مقدمه؛ می‌خواهم بروم سراغ اصل مطلب از آن جان بگیرم — اگر حیاتی که در وجود ما اتفاق می‌افتد مقدمش، بسترش بر اساس چیزی است که می‌خوریم از آن اکل و شرب، پس خیلی مهم است که ما چه می‌خوریم و چگونه می‌خوریم. اگر این‌ها قرار است حیات ما را بسازند؛ این چیزهایی که می‌خوریم قرار است یخرج الحی من المیت حیات ما را بسازند، خیلی مهم است که ما در حالت غفلت این‌ها را نوش جان می‌کنیم یا در حالت ذکر.

سیرهٔ پیامبر در بسم‌الله و الحمد بر سر سفره

دقت بگویید در سیرهٔ نبوی؛ سیرهٔ ابن هشام را حتماً خوانده‌اید؛ خیلی کتاب عالی است. آنجا می‌فرمود که پیغمبر عزیز عالم هر وقت که غذا می‌خوردند لقمهٔ اول با هر لقمه‌ای می‌گفتند بسم الله الرحمن الرحیم. وقتی لقمه را قورت می‌دادند می‌گفتند الحمد لله رب العالمین. چرا به نظر شما؟ الان به یک نفر آدمی که صرفاً دین را مقدس‌مآبی دیده بگوییم می‌گوید می‌خواهد ثواب ببرد؛ می‌خواهد عبادت کند؛ فوقش عقلش به اینجا قطع می‌دهد. اما از جهت علمی الان سیر بحث را پیش گرفته‌ایم به کجا رسیدیم؟ می‌خواهد آن لقمه‌ای که در وجود ایشان می‌خواهد حیات ایشان را بسازد، آن لقمه همراه با ذکر الهی باشد که حیات می‌خواهد بدهد دیگر. حیات در ذکر، در یاد خداست. لقمه بی‌ذکر ساختمان غفلت می‌سازد؛ لقمه با ذکر ساختمان حضور. سیرهٔ پیامبر این قانون را سر سفره عملی کرده است: بسم‌الله هنگام برداشتن و الحمد هنگام فرو بردن. ما فقط غذای جسم که نداریم.

پیامبر فقط جسم را هدف نگرفته بودند. وجود واحد با مراتب است؛ تغذیهٔ با ذکر از پایین‌ترین مرتبه آغاز می‌شود و تا بالا می‌رود. اگر نان و آب غفلت‌آلود باشد، همان غفلت در خیال و عقل و قلب رسوب می‌کند. اگر با ذکر باشد، نور در همهٔ طبقات وجود جاری می‌شود. سیرهٔ ابن‌هشام این ادب را ثبت کرده تا بدانیم اکل عبادت تکوینی است نه فقط ثواب تشریعی.

مراتب وجود از طبیعت تا اخفی

درست است که متأسفانه ما به انزل مراتب وجودمان پرداخته‌ایم؛ صرفاً به بدن رسیده‌ایم و به طبعمان، طبیعتمان. ما یک وجود واحدیم بله؛ اما ذات مراتب متعدد داریم. هرچه بیرون از ماست در درون ما هم هست. اگر در بیرون از ما نشئهٔ طبیعت هست، در ما هم طبع هست؛ همین بدن ما. که این دنیا انزل مراتب نظام هستی است در سیر آفاقی؛ بدن ما هم انزل مراتب وجود ماست در سیر انفسی. اگر در بیرون از ما عالم مثال هست، برزخ که ارواح الان آنجایند — چون بیرون از ماست می‌گوییم مثال منفصل — از این کلمات و عبارات نترسیم؛ ترجمه می‌شود — در درون ما هم رتبهٔ مثالی داریم؛ قوهٔ خیال ماست. ما می‌خوابیم وارد آن رتبهٔ باطنی خودمان می‌شویم؛ آنجا سیر می‌کنیم. که رتبهٔ خیالی یا مثالی ما، آن قوهٔ خیال ما برزخ بین ظاهر و باطن ماست. اگر کسی قوهٔ خیالش آلوده باشد، ملکش دسترسی به ملکوت وجود خودش پیدا نمی‌کند. هرچه به او حرف می‌زنی نمی‌فهمد چون فهم از ملکوت اتفاق می‌افتد نه از ملک. آلودگی خیال پرده می‌کشد میان تو و فهم. از همین روست که اصلاح خیال و خوراک خیال در کنار نان و آب اهمیت دارد؛ صورت‌های ذهنی نیز غذای نفس‌اند. اگر در بیرون از ما عالم عقول و مفارقات و مرسلات هستند ملائکةالله، در درون ما هم هست؛ ما هم عقل داریم. اگر در بیرون از ما عرش هست، فوق طور عقل هست، در ما هم هست. فوق طور عقل ما می‌شود قلب و روح و سر و خفی و اخفی. برو همین الی ما شاء الله. متأسفانه ما صرفاً به بدنمان و جنبهٔ طبیعی‌اش رسیده‌ایم؛ فقط اکل و شرب داشته‌ایم. توجه نداشته‌ایم که پیغمبر دارد روحش را هم به یک معنا تغذیه می‌کند. یا این‌طوری بگوییم بهتر است؛ علمی‌ترش این است خودش را دارد تغذیه می‌کند. ما فقط جسم نیستیم که؛ یک وجود واحدیم؛ ذات مراتب. این همه رتبه در ماست.

غذای مراتب و نورانی کردن نان و آب

حالا غذای جسم ما آب و نان. غذای خیال ما چیست؟ بگویید ببینید شیخ‌الرئیس چه‌ها فرموده؛ ملاصدرا در اسفار چه‌ها فرموده. غذای عقل ما چیست؟ غذای قلب ما چیست؟ غذای روح ما چیست؟ غذای سر ما چیست؟ و سر سر ما؛ یک‌یک این‌ها بزرگان در تفسیر انفسی‌شان بیان فرموده‌اند. حضرت استاد علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه — تنها کسی که رهبر عزیزمان لقب ذوفنون را به او دادند؛ شیخ‌الرئیس عصر حاضر — ایشان فرموده‌اند که این یک وجود واحد از انزل مراتب برو تا مافوق؛ همهٔ این‌ها غذاهای جداگانه دارند. یک‌یک غذاهاشان با هم متفاوت است. اما نکته اینجاست از آن ابتدایی‌ترین غذایی که شما میل می‌کنید یعنی آب و نان شروع می‌شود. شما اگر آن ابتدایی‌ترین که آب و نان بود را هم نورانی‌اش کردی؛ اولاً حلال بود؛ ثانیاً طیب بود؛ بعد عجین‌اش کردی با نور الهی؛ این می‌کشد می‌رود تا مراتب عالیه و اشمخ وجودت. فقط جسمت را پرورش نمی‌دهد؛ می‌رود خیالت را هم، عقلت را هم، قلبت را هم، روحت را هم و سرت را هم؛ همه را پرورش می‌دهد.

حلال و طیب و تلطیف سر

حالا گفتی آقا حلال باشد؛ طیب هم باشد. مگر می‌شود غذایی حلال باشد طیب نباشد؟ به نظر شما می‌شود؟ حلال باشد اما طیب نباشد. می‌دانید که طعام طیب از ائمه و انبیاست. فرقش با حلال چیست؟ شما از راه حلال کسب حلال پول درمی‌آوری؛ می‌روی یک بقالی که نماز نمی‌خواند؛ آدم خوبی نیست اصطلاحاً؛ از او خرید می‌کنی. این غذا؛ این چیزی که خریدی؛ آنچه که تهیه کردی حلال هست اما طیب نیست. طیب بودن به طهارت دست و دل فروش و فضای کسب نیز وابسته است؛ نه فقط به صحت معامله. اولیا حتی محل خرید را با هدایت امام برمی‌گزیدند. این است که امام عصر مرحوم فشندی و بعضی از بزرگان را در تاریخ بزرگان داریم که بهشان حتی می‌فرمود از کدام مغازه برو خرید کن. می‌دید آن‌قدر سر ایشان، آن‌قدر تلطیف سر کرده. یک بار بشود در محضر خوبان پیرامون تلطیف سر و غلب عبارت قرآن حرف بزنیم؛ و لیتلطف؛ الله‌اکبر از این عبارت. که تا انسان به این نرسد نمی‌تواند به باطن قرآن برسد. البته علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه قسم به جان خودشان می‌خوردند؛ می‌فرمودند قسم به جانم، به جانم سوگند که اگر این کتاب‌هایی که ما الان چند تایش را برای شما اسم بردیم کسی نخواند به باطن قرآن پی نمی‌برد. این‌ها تفسیر انفسی آیات‌اند. ما صرفاً پرداخته‌ایم به تفسیر آفاقی؛ آن هم به حق؛ آن هم درست؛ که این آیه به چه خاطر نازل شد؛ شأن نزول؛ اما تفسیر انفسی راه دخول به باطن است. آفاقی می‌پرسد آیه برای که نازل شد؛ انفسی می‌پرسد آیه با جان تو چه می‌کند. تلطیف سر همان کلید است که و لیتلطف به آن اشاره دارد؛ از طعام طیب و ذکر شروع می‌شود و تا فهم باطن بالا می‌رود. غذای نورانی با ذکر حیات را در همهٔ مراتب می‌سازد؛ و این مقدمه برای فهم حوراء انسیه و نطفهٔ نوری صدیقه است که از طعام آسمانی در صلب پیامبر شکل گرفت.

علامه حسن‌زاده تأکید می‌کردند متون انفسی پل فهم باطن قرآن‌اند. تفسیر آفاقی می‌گوید آیه چرا نازل شد؛ تفسیر انفسی می‌گوید آیه در جان تو چه می‌کند. بدون تلطیف سر، و لیتلطف، راه باطن بسته می‌ماند. خرید طیب و لقمهٔ با ذکر همان تلطیف را از سفره شروع می‌کند و زمینه می‌شود برای درک مقام حوراء انسیه که نطفهٔ نور از طعام آسمانی در صلب پیامبر بست.

در روزهای بعد از دیگر کلیدهای همان اثر سخن خواهد رفت؛ امروز فقط پایهٔ حوراء انسیه و کیمیای طعام نهاده شد.

صلوات بر محمد و آل محمد و تعجیل در فرجشان پایان این بخش است. والحمد لله رب العالمین. و صلی الله على محمد و آله الطاهرین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.