یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. الحمد لله على کل نعمه و اسال الله من فضله. این صلوات منسوب به خواجه نصیر را با من بخونید هر کی بلده. اللهم صل وسلم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقل الحیدریه و العصمة الفاطمیه و الحلم الحسنیه و الشجاعة الحسینیه و العبادة السجادیه و المعاثر الباقریه و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الرضوية و الجود التقیویه و النقاوة النقویه و الهیبة العسکریه و الغیبة الالهیه.
زمینهٔ سخن
اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه. و این ذکر شریف را که استاد ان حضرت آقای شوشتری به ما تعلیم فرمودند که چند روزیست از بین ما غائب شدن روحشون شاد. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. و این ذکر شریف را که البته در متن زیارت آل یاسین هست، استاد ما فرمودند که در هر مقامی امام را سلام کنی در همان مقام اونجا حضرت به تو جواب میده و توجه میکند به تو. و در این مقام خاصی که ما الان قرار گرفتیم در پرورش آیات و دعوت الا الله بهترین سلام محضر حضرت میتونه همین باشد که السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
معنای نخستین
روز بسیار فرخنده و مبارکی بود و هست. دیگر بعد از لیلة القدر و روز قدر، دیشب و امروز دیگر برترین شب و روز سالاند. به یک معنا دیشب و امروز لیلة القدر فرقانیاند و آن لیلة القدر ماه مبارک رمضان قرآنی. این تفصیلیست، آن اجمالی. آن جمع است، این مقام تفصیل. و دیشب و امروز رابطه ها با حجت خدا معلوم میشود که هرکس چه قسنی از وجود این انسان کامل برداشته. لذا در این ساعات و آنات خاص انشاءالله که حضرت هر کجا حضور دارن ما را هم بهرهمند کنن از توجهات عرفانیشون، از ادعیه زکیه قدسیهشون. همه ما را متعلقینمون را پدر و مادرهامون را بخصوص و نسلمون را شما هم هدیه کنید به حضرت صلوات.
شرح یک نکته
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ممنونم از آستاد ابوالفضل عزیز آقای دکتر محمدی که بار برداشتن من حالم اواسط غروبی خراب شد و ناامید شدم از آمدند خودم. دیگر ایشون بار برداشتن. دیگر توکل به خدا آمدیم. نکتهای را در ادامه مبحث سر الله مقام سراللهی نمیدانم کدوماتون توجه داشتید که ما در مسجد بلال صداوسیما در خصوص مقام سراللهی حضرت چهار جلسه سخن گفتیم و برای اینکه به عدد نورانی خمس برسه، باشد پنج جلسه و نکته بسیار مهمی که جا مونده بود را هم سنجاق کنیم، اجازه میخواهم که تو این لحظات قبل از شروع به جشن شما در این خصوص معرفتافزایی صورت بگیره.
ایمان و عمل
یک ذره بشناسیم، بدانیم برای چه کسی دور هم جمع شدیم. میدونید که خلیفه به صفات مستخلف عنه. خلیفه به صفات کسیست که او را جانشین حساب جانشین خودش قرار داده. مثلا شما اگر توی جایی رئیس باشی، مدیر باشی، معلم باشی، یک حرفهای، هنری، تخصصی داری میخوای کسی را جا-جانشین خودت قرار بدی در دقیقاً و قطعاً آن کسی را قرار میدی که توی آن موضوع تبحر شما به صفات شما باشد، تخصص شما را داشته باشد. یعنی بعد از شما نفر اول باشد. نمیشود با صرف ادعا کسی مدعی باشد که آره ولایت ظاهری و باطنی دارد و ولایت ظاهری، خلافت ظاهری با ما خلافت باطنی با آل الله.
نمونه های روشن
اصلاً چنین چیزی امکان ندارد و این تجزیه بردار نیست. اصلاً ولایت تجزیه بردار نیست. بگوییم حالا ولایت ظاهری یا خلافت ظاهری با شما خلیفه اول و دوم و سوم و چهارم اینها و خلافت باطنی با امیرالمؤمنین و اولادش. این باجی بود که آن ملعونها دادند [هم پوشانی گوینده یک با گوینده دو] و نمیتونستند هم پاسخگو باشن. نمیتونستند سؤالات مردم را جوابگو باشن. نه سؤالات شرعی، نه عرفی، نه عرشی، نه الهی. فقط به طمع ریاست آمدند برای اینکه بتونن توجیه کنن این بازیها را درآوردن که ولایت ظاهری، باطنی، خلافت ظاهری، باطنی، ظاهری با ما باطنی با این آقا با علی علیه الصلاة والسلام.
نسبت دل و عمل
لذا هر کس سوالی داشت دشواریها و پیچیدگیهای علمی میگفتند برو پیش این آقا. خودشان میدانستند کوه دنن و هیچی نمیدونند. یک روایت داریم که دومی ملعون دوازده سال طول کشید، دوازده سال طول کشید سوره بقره را حفظ کنه. الان کودکانِ ما یک ساله کل قرآن را حفظ میکنند. این هم خودشان گفتند. تو مجامع روایی خودشان هست. ما شیعه ها نمیگیم. حالا پس بحث اینجاست که بایستی که کسی که جانشینه به صفات آن عزیزی باشد که او را جانشین خودش قرار داده. این یک چیز اصل اثبات شده و عقلیست. تا هر میزان که کار قراره به دستش سپرده باشد. و اصلاً علت مهم ذکر برداشتن و ورد کردند بر لسان همینه که ما بتونیم خودمان را شبیه آن عزیزی قرار بدیم که ازش دم میزنیم تا بتوانیم راه او را برویم.
روایت و تفسیر
مثلاً ما میگوییم یکی از اذکار خیلی خوب و به دردبخور یا رئوف یا رحیم، یا رئوف یا رحیم. انشاالله مشهد الرضا مشرف شدید در صحن بگردید دور آقا بچرخید این ذکرو زبان بگیرید. اگر باشد هزار و یک بار که عالیه. همین یا رئوف یا رحیم یعنی چه؟ از جهت مفهومی من میدونم که رئوف یعنی چه و رحیم یعنی چه؟ همین کفایت میکند؟ یا رئوف یا رحیم یعنی اینکه من هم میخواهم رئوف باشم و رحیم باشم. و الا برای چه اینها را بگم؟ اصلاً گفتند من چه سودی برای آن رئوف و رحیم دارد؟ اینها را میگویم که در من این صفات پیاده باشد. اصلاً چرا در سلوات ما میگوییم درود، درود همه درودها.
راه طهارت
آن هم اللهم که تو اسم جامعه الله را داری درود بفرست بر او و خاندانش سلام و درود بفرست. یعنی همه خیرات از آن خانواده است. کنتم اذا ذكر الخير وقتی خیر مطرح میشود توی جامعه کبیره است دیگر. کنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهی و. اصلاً اول و آخر و همه خیرات پیش شماست. چه نیازی آنها دارند به اینکه ما آنها را بخوانیم؟ یا امام الرؤوف نیازی آنها دارد؟ من میخواهم ارتقای وجودی پیدا کنم. هیچ او نیاز ندارد. مثل حضرت حق که بینیاز مطلق است و حجتش اگر او را میخواند که ادعونی یعنی خواندن من، نه خواستن از من. وقتی حجت حق خدا را میخواند میخواهد به صفات او باشد.
مراتب وجود
و الا چگونه جانشین خدا باشد؟ حالا ما این همه دم از حضرت ولی عصر میزنیم، ولی این زمان، ولی مطلقه. اصلاً معنای بقیت الله یعنی چه؟ برخی جرات ندارن بگن وقتی میرن کتاب لغت را میبینند، میبینند لغت شناسان در خصوص بقیت الله گفتند این مثال را زدن که مثل اینکه شما یک گونی گندم را خالی کنی را زمین بعد شروع کنی جمعش کردند. آن یک مشت آن آخر مونده را زمین. میگوید این برای چه داری این را میریزی تو آن؟ میگی این برای اینکه این بقیه اونیه که تو گونیه باید ملحقش کنم به آن. حالا برخی میترسند بگن اهل بیت مثل خدا. درست مثل اعلام درسته.
داستان و مثال
چرا میترسی بگی مثل؟ بعد اشاره میکنند به آن آیهای که تو قرآن میفرماید "ليس كمثله شيء، ليس كمثله شيء". حضرت علامه هم در شرح مثبا العنس ابن فناری هم در شرح فصوص ابن عربی میفرمایند که آقا چرا میاید به زحمت خودمان فکر میکنیم حالا خدا هم باید این چیزهایی که ما مد نظرمون هست مد نظرش بوده باشد که اینجا کاف، کاف زائده باشد یا اونجا که "إنه عمل غير صالح" تو قرآن میگوید خدا به حضرت نوح میگوید پسر تو "إنه ليس من أهلك" آن اهل تو نیست "إنه عمل غير صالح" آن عمل غیر صالحه. بعد میآیند میگویند اینجا در تقدیر یک ذو هست. در تفسیر میگویند در تقدیراً اینجا یک ذو عمل صالح باید باشد.
حقیقت ولایت
منظور خدا این است که او، او دارای عمل غیر صالح "إنه عمل غير صالح" آن دارای عمل غیر صالحه. لذا میگوییم ذو عمل، عمل غیر صالح باید اینگونه باشد. یعنی در تقدیر میگیرن. علامه میگوید چرا این کارو میکنید؟ مگر خدا نمیتونست که همان ذو را بیاورد بگوید ذو "إنه" ذو عمل غیر صالح؟ نمیتونست خدا اینگونه بیاورد؟ چرا حتماً اصرار دارید که یک چیزی اضافه کنید شما؟ اصلاً اینجا را چرا اصرار دارید که کمثهひ شیء را بگویید کاف، کاف زائده است؟ که بگوییم کاف زائده. چرا ما اصرار داریم تو قرآن چیزی زائد باشد اصلاً؟ که "ليس كمثهひ شیء" را بگیریم.
سخن از انسان
هیچکس مثل او نیست. هیچ چیزی مثل او نیست. علامه میفرمود زائده نگیر. مثل خود ابن عربی این را میفرمود البته عارف عربی میفرمايد "ليس كمثهひ شیء" کاف یعنی مثل، مثل هم که خودشه. یعنی نیست مثل مثل الله. پس خدا مثل دارد که مثل مثل الله نیست. مثل الله میشود مثل اعلا خدا. چرا میترسیم از این قبیل؟ آیا تمام اسماء الهی در او پیاده شده به نحو امکانی؟ نه تمام اسم، نه اینکه الحي در حضرت پیاده شده باشد. نه الحي فقط خداست. مفرد محلا به الف و لام. دیگر همه حیات، همه حیات در امام عصر که نیست. العلیم همه علم نیست. بسیاری علوم هست که در ذات حضرت حقه به او میگویند اسماء مت، مستعفره.
آزمون بندگی
اما به نحو امکانی اونچه که امکان داشت نازل باشد در این آقا پیاده شده. در زمین مثل اللهه. چرا میترسیم ما از اینها؟ او هم وقتی خدا را میخواند قربونت برم میخواهد چه باشد؟ شباهت بگیره به خدا. شبی، شبیه خدا باشد که جانشین خدا باشد. خیلی از ما مدعی هستیم که آقا آن سیصد و سیزده تا پیشکش اصلاً باربر شما باشیم، یاریگر شما باشیم، یار حضرت باشیم. هممون این ادعا را داریم دیگر. منتظر که منتظر منتظره باید به صفات منتظر باشد تا منتظر باشد. حالا آقا چه، چه صفاتی دارد؟ چند تا از صفات آقا را تو خودمان پیاده کردیم؟ یکی از اسماء منف، منحصر به فرد حضرت که در قیامت جلوه میکند طاووس اهل الجنه است.
علم و معرفت
طاووس زیباترین پرنده است. هر پرش ماشاالله یک رنگه. بین اولیا هم طاووسه، نه بین دیگران. ما هم بین خانه، تو خونوادهمون، تو فامیلمون، تو قبیلهمون، تو قوم و خویشمون، تو محل درسمون، تو هیئتمون، تو محلمون طاووس شدیم؟ یعنی آنقدر ذو ابعاد شویم که در هر موردی بگن برو پیش فلانی. چند تا بعد از ابعاد وجودیمون شکوفا شده نوجوونا؟ برای کدومش داریم تلاش میکنیم و زحمت میکشیم؟ چقدر استعداد در وجود ما خدا قرار داده. پدر مادرهاتونم قطعاً به شما، شما را که تشویق و ترغیب میکنند میگویند پسرم، دخترم خدا خیلی به تو استعداد داده قدر بدان.
مقام اهل معنا
یعنی اینها را شکوفا کن. آن منّه است، آن قوّه است، آن استعداده. اولش عقل به هیولاست. یعنی چوب نتراشیده، عقل نتراشیده. بتراشش، شکل به او بدهد. شاکله خودت را شبیه حجت زمان کن. اصلاً فلسفه آمدند من و شما به این جلسات همینه که شباهت بگیریم به آنها. هم عطر آنها شویم، هم خوی آنها شویم. البته در حرف زدن خیلی آسونه. حاج آقا را منبر نشسته باد به غبغب انداخته شبیه آنها شویم. بله خیلی آسونه در گفتند. در عمل پیاده کنید ببینم چجوری پوستتون کنده میشود. پر طاووسه به کرکس نمیدن. مخصوصاً شما که امت آخرالزمان و آخر آخرالزمانید قراره انشاالله درک کنید با وعد و وعیدهایی که وعده هایی که بزرگان به ما دادهاند باید آمادگی پیدا کنید که بار ظهور امام عصر انشاالله در بر دوش شماست.
پیوند عالم و آدم
شما نوجوونای این عصر. کجای لشکر آقا جات؟ چرا اکتفا میکنی به یک واکس زدن کفش یاران حضرت؟ مگه هر کسی را اجازه میدن واکس بزنه کفش یاران حضرت را؟ کار خیلی دشواره اینگونه نیست حتی. یعنی حضرت خلاصه است، شکیده است، زبدست، ثمره درخت وجوده. تمام انبیا و اولیا و اهل بیت علیهم الصلاة و السلام منتظر وجود ایشونن. بعد وقتی حضرت بیاید نسبت به اینکه تو چقدر با ایشون شباهت داشتی تورو به، به تو کار میده. یک آدم معذرت میخواهم حالا فلان فلان شده را که آقا نمیآید به او بگوید بشین کفش بیاران منو واکس بزن. باید شباهت گرفته باشد، شبیه شده باشد.
ثمرهٔ اخلاص
چه برسه به آن کسی که به یک معنا بخشی از ولایت را میگیرد و ولایت، پرچم ولایت دست میگیرد و میشود ولی زمان میشود نائب حضرت. مگه شوخیه نائب حضرت شدن؟ اصلا کار، کار خداست. مثل اجتهاد اینطور نبود مثل الان هرکی یک چهار تا کتاب درس بخونه و چهار تا مثلا برود درس خارجش پنج سالی هم تو درس خارج بال و پر بریزه بعد برود دفتر بزنه ادعا کنه من مجتهدم. قدیما میگفتند یک نوره. اجتهاد نوریست که در وجود تو تلألو میکند و استاد این را درک میکند. آن مرجعت، آن شیخت، آن متوجه این تلألو نور میشود که العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء یا فی قلب من اراد ان یهدیه.
درنگی در آیات
یک نوریست که قرار میدهد در وجود، وجود هر کسی. حالا الان رابطه ما با حضرت چگونه است؟ رابطه ما با حضرت چگونه است؟ همین الان اگر حضرت ظهور کنند ما کجای لشکر و سپاه حضریم؟ چه گلی به سر خودمان و به پدر و مادرمون و به محیط پیرامونمون زدیم که بخواهیم الان به سر امام زمانمون بزنیم؟ با ادعا اگر باشد من از همتون بالاتر هستم. ادعا صرف ادعا باشد. نخیر به قول علامه به وقتش وقت گناه خودش را نشون بدهد. از محیط گناه پیش بیاید. کنترل چشم، گوش، زبان کار هر کسی نیست. کدام یکی از ما خبر ندارد که دروغ گناه کبیره است؟ کدام یکی از ما خبر ندارد که غیبت گناه کبیره است؟
نتیجهٔ طبیعی عمل
کدام یکی از ما خبر ندارد که هر نگاهی که به هر طرف کنی لقمه وجودته. هرچه بشنوی غذای وجودت شده. هرچه هرچه باور، علم، اندیشه، هرچه مطالعه کنی، هرچه بشنوی، هر حرفی، همه اینها غذاهای وجودتن. دارن تو را تغذیه میکنند. اگر باطلند وجود تو سلولها و بند بند وجودت بر اساس باطل را هم شکل، باطل را هم شکل میگیرد میآید بالا. اگر حق این حرفی که داری میشنوی، این فیلمی که داری میبینی، این عکسی که داری میبینی مورد رضای خداست، بند بند وجودت که تو، که دارد تغذیه میشود از این لقمه ها با نور با حق بار میآید. و چنین کسی میتواند وقتی جاء الحق ادامه، جاء الحق حق که آمد همراه باشد با حق.
پایان سخن
قسط حق بگیره از حضرت. به ناحق که راه نمیدن ما را در دستگاه حضرت. بعد حالا او، آن کسی که ما اومدیم ازش دم میزنیم و اینها، او رفته تا جایی که تا اینقدر رشد کرده، اینقدر بالا رفته که حالا میگی آقا آن امام است. آن در علم الهی از ابتدا در آن سقع ذات ربوبی خدا علم داشت که ایشون نفر اوله. لذا تمام جهازات لازم را برای او پیاده کرد. عصمت خاصه به او داد، محافظتش کرد که انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا و چه وچه. حضرت علی اکبر سلام الله علیه چه؟ ایشون هم فرزنده امام. اتفاقا بزرگان گفتند اینکه میگوید السلام علیک یا أبا عبدالله این سی، یک سریست که درکش مهمه ها. بارها شنیدیم که اولین سلام عاشورا که سریترین زیارات حضرت أبا عبداللهه و در قدیمیتریند منابع ما که در کامل الزيارات ابن قولویه هست سندش وارد شده، اونجا میگی أبا عبدالله یعنی پدر عبدالله. یعنی او پدر هر کسیست که بنده خداست. این را میخواهند بگن. یعنی اگر من و شمام بنده خدا بشویم، همانگونه که امام حسین برای علی اکبرش بود، برای ما هم خواهد بود. این خیلی مهمه فهمش. ما فکر میکنیم آنها مثلا به علی اکبر یک طور دیگر بودن. همان کاری که با علی اکبر کرده با جون غلامشم کرده تو کربلا. اینطور نیست که صرفا به آن فرزند نسبیش رسیدگی کنه، به سببیها کمتر. در محیط عشق این حرفا نیست. آن آقا وقتی داشت میرفت خدا رحمت کنه مرحوم شیخ شوشتری را در موسوعه امام حسین آمده این. شیخ جعفر شوشتری فرمودند که همه شنیدید حضرت علی اکبر خواست برود میدان ابو عبدالله فرمود برو وداع کن. وقتی رفت همه ریختن و قیامتی به پا شد حضرت فرمود رهاش کنید این را. این را همه شنیدید "إنه ممسوس في ذات الله". الله اکبر ممسوس بر وزن مفعول. یعنی خدا، ذات خدا آن را مس کرده یا آن ذات خدا را مس کرده؟ اصلا هر کدومش فرق نمیکند. مس شده ذات، ذات خداست. ببین آدم با تا کجام پیش میرود برای سر همنشینی با انسان کامل. در رابطه با امیرالمؤمنین هم این روایت وارد شده. اتفاقا من دیدم که مرحوم ملا محسن فیض کاشانی آورده. سید علی خان مدنی آورده. مرحوم مجلسی آورده شرحش داده اصلا مرحوم مجلسی توضیح داده. حالا مثلا از نظر مرحوم مجلسی در خصوص امیرالمؤمنین این روایت را میآورد همینو ممسوس فی ذات. فرمود یعنی گوشت و پوست و خون مولا عجین بود با خدا. یا برخی از آنان فرمودند که یعنی او دیوانه خدا بود. اما به نظرم جرات نکردن جلوتر از این برن. میگوید "في ذات الله" همین روایت و "فانه" که یعنی علی، علی، علی ابن ابی طالب "ممسوس فی ذات الله" پیغمبر دربارش فرموده. امام زمان ما همین. او هم غرق در ذات خداست. بعد وقتی ما میاییم توحید را میشماریم، توحید افعالی، توحید صفاتی و توحید ذاتی یا به یک معنا مرحله فنا را بعد از تجلیه و تخلیه و تحلیل میاییم بیان میکنیم. همان شریعت و طریقت و حقیقت که "الشریعة أقوال و الطریقة أفعال و الحقیقة أحوال". بعد میرسیم به فنا میگویند آقا، آقا، حاج آقا نگو اینها این حرفا به این سنگینه این حرفا. مگر آن جلودار ما به اونجا نرسیده. مگر نفرمود قرآن "ولكم في رسول الله اسوة حسنة". پس برای ما از من و شمام توقع هست که برویم برسیم. غرق در ذات خدا شده آقامون. چرا ما دنبال سرشون نریم؟ مگر نیست که "يومن كل الناس بإمامه". مگر قرار نیست ما پشت سر اماممون محشور شویم؟ چه قسمی از حضرت بردیم، از اسماء حضرت، از حقایق وجودی حضرت که جایگاه و رتبه ما همونجا مشخص میشود. این هیئتا الان من نشستم را منبر پیشانی این جلسهم ظاهرا. اما کی میداند باطن این جلسه کدومی از شما از همه مقربتره با آقا؟ ظاهر را بذار کنار. کی بیشتر از هر کسی در این جلسه بهره از صفات حضرت برده؟ از حالات حضرت برده، از افعال حضرت برده از اقوال حضرت که شریعته برده. اصلا شهید یعنی آن. با دم و ادعا که نیست که. اینکه تا جایی پیش میرود در کتاب چندین بارم البته این را در بحثهامون آوردیم که مرحوم علامه استاد محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب سه جلدی شریف الله شناسیش قبلا توصیه کردم این کتاب را بگیرید بخونید حتی این جوونا خیلی به درد بخوره این کتاب. الله شناسی عجب چه زیبا. همه میگویند خداشناسی. ایشون میگوید نه الله شناسی. خیلی قشنگه اصلا عنوان. اونجا از پیغمبر عزیز عالم آن روایتی که میآورد "لي مع الله وقت". حالا مع الله چگونه به کجا رسیده که این شده مع الله. چون "إن الله مع المحسنين" خدا معیت و قیومیه دارد به همه. اصلا نمیشود کسی مع خدا باشد خدا مع همه است. اینجا فقط یک جا میشود کسی مع خدا باشد به معیت برسه. آن هم همین حالت را پیدا کنه که "لا يسعني فيه ملك مقرب ولا نبي مرسل". تو آن جایگاه، آن حالتی که ما داریم تو آن وقت، تو آن وقت یک حالتی یا وضعیتی ما پیدا میکنیم که هیچ کسی سعای آن مقام را ندارد. نه ملک مقرب، نه نبی مرسل. ملکن مقربون قبلشم لا دارد. نکره است، نفی هم هست. دوباره ولا نبی مرسل. پیغمبر مگر خودت نبی مرسل نبودی؟ اونجا اصلا دیگر پیغمبر هم نیست. این یعنی غرق در ذات خدا شدن. رفته به اونجا رسیده دیگر. در خصوص امام صادق و اهل بیت چه؟ که این میرسد تا حضرت ولی عصر امام زمان ما که به خاطرش امشب اینجا جمع شدیم. این روایتو چه میگی؟ حالا چند تا سند براش برات از این روایت براتون بگم. تو کلمات محکمونه ملا محسن که شبای جمعه بحث لقاء الله را داریم هست و وحدت از دیدگاه عارف و حکیم علامه حسن زاده هست. شرح مصباح الانس ابن فناری هست. فصوص ابن عربی هست. آقا تا دلت علل و شرایع، عیون اخبارالرضا، بهار. آقا تا دلت بخواد این روایتو آوردند برخی از آنان شرح دادند. امام صادق چه می فرماید. لنا یعنی همه ما آل الله یعنی امام عصر ما هم جزوش. مع الله حالات باز مع الله. خیلی مقام بالا رفته. یک حالاتیست، پیداست که همیشه هم اینطوری نیست. یعنی یک دفعه اوج میگیرند، به یک جاهایی میرسن که هوَ توجه شود. هو الاول والاخر والظاهر والباطن. هو فیها نحن و نحن هو. تو آن حالات او ماییم، ما او. در عین حال وهو هو و نحن نحن باز او اوست ما ماییم. اما تا جایی میرود غرق در ذات حضرت حق میشود که میتونه چنین حرفی بزنه. حالا زشت نیست که آن کسی که جلو دار ماست، الگوی ماست، امام ماست، جانشین خداست و ما به عشقش امشب جمع شدیم نمرش بیست باشد، بعد ما با تک ماده بخوایم قبول شیم. با پارتی بازی که اسمش هم گذاشتیم شفاعت بکشیم بالا. خلاصهش چه بود عزیز دلم؟ اینکه باید جا پای آنها گذاشت. آن داستان قشنگی که همه از بچگی میشنیدیند که ابوذر هر روز میدوئید میومد زودتر از سلمان صبح برسه به پیغمبر تو مسجد. بعد از این پا آن پا کردنتون معلومه خسته شدید. که هر روز میومد میدید اِ سلمان جای پای سلمانو میدید و امروز هم نرسیده. میرفت دید بله سلمان نشسته. یک روز زد بیرون دید نه، فقط جا پای پای پیغمبره. خوشحال شد گفت سلمان جا مونده. امروز من زودتر میرم. رفت تو مسجد دید ای بابا دوباره سلمان نشسته که تو کجا آمده جای پای فقط پیغمبر بود. فرمود من پامو جای پای پیغمبر گذاشتم اومدم. این که علامه از این تعبیر میکند به حب، به عشق، عشق، عشقه. یعنی این هم دوست دارد شبیه آن باشد. یعنی شبیه شدن یعنی این. یعنی اصلاً هیچ اثری نمیخواد از خودش باقی بذاره. میخواهد فقط او مطرح باشد. این شبیه گرفتن را امشب یادمون باشد. سر آمدند ما به این جلسات، شبیه شدن به آنهاست. در نکته چهارصد و نود و شش باید باشد. اگر عرضش را اشتباه نگفته باشم. یک سری را علامه میآید خیلی زیبا فاش میکند. این نوجوانها گوش بدن. علامه میفرماید اونجا تو هزار و یک نکتهش. میفرماید چرا خدا بعد از هلاکت فرعون و وعدنا موسی فلا ثین الیه واتمناها بعش وعده داد به موسی؟ چرا هلاکت فرعون اتفاق افتاد وعده داد وعده ملاقات؟ میفرماید یعنی اینکه به من و تو بفهمونه تا فرعون نفست را نکشی وعده دیدار محقق نمیشود. فرعون نفست را بکش تا و وعدنا حالا با نفس ناطقه شما خ-خدا شما وعده ملاقات بدهد. تا این نفس هست نمیگذارد ما با حضرت ارتباط بگیریم. خدا هممون را حفظ کنه از شر نفس اماره. به قول امیرالمؤمنین که اوایل خطبهش همیشه میفرمود نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا. این را زیاد بگوییم.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.