ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین.

الحمدلله على کل نعمه و اسال الله من فضله المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شا الله که عزیز زهرا در این روز پر از نور و سرور هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه.

خدای منّان غم از دل آقامون برداره.

گره از امر فرجشون باز کنه و عصاء حضرت همه ما رو به برکت مولود امروز آقا زاده حضرت علی اکبر سلام الله علیه دعا کنند.

صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

اللهم صل على محمد.

باخبر شدیم حتما که یکی از اساتید بزرگ عرفان و سیر و سلوک از یادگاران با واسطه حضرت آیه نخودکی به رحمت حق رفتند.

ما از ایشون بهره‌ها بردیم.

این استاد عظیم الشأن روحشون شاد هدیه ها به ما داشتند.

یکی از اون هدایا همین ذکری بود که الان پیش از ورود به بحث بنده قرائت کردم.

ایشون به بنده فرمودند که این اسم اعظم است.

البته اسم اعظم است اگر با یاد قلبی همراه بشود می‌شود ذکر اعظم که المستغاث بک یا صاحب الزمان فرمودند در مشکلات سه مرتبه این ذکر رو بگید.

و چه امری مشکل‌تر از بیان حقایق سنگین نظام هستی.

روحشون شاد.

شما هم این ذکر المستغاث بک یا صاحب الزمان به یادگار از ایشون داشته باشید در ورود ممنونم از در ورود به سختی‌ها و مشکلات زندگی.

نساء ایشون و هر کسی که گردن ما حق داره خاصه حضرت علامه حسن زاده صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.

توفیقی بود برای بنده که امروز هم در خدمتتون باشم.

خب شما هم بندگان خدا مجبورید ما رو دقایق دیگه تحمل کنید.

با توجه به اینکه نزدیک به میلاد سرور کائنات حضرت امام زمان سلام الله علیه هم هستیم و دوست دارم بشه دو سه خط شعر هم بخونیم.

من کوتاه صحبت کنم و نکته‌ای رو امروز عارض بشم در بحث همان مقامات سر اللهی حضرت.

برای اینکه این رو متوجه بشین مقدمه‌ای بچینم از حیث علمی این رو خوب عزیزان توجه بکنند به دردشون می‌خوره.

که اولا ولن تجد لسنة الله تبدیلا ولن تجد لسنة الله تحویلا.

تبدیل و تحویل بردار نیست سنت الهی.

خدای منّان از دایره وسايط فیض، فیضش رو و رزقش رو افاضه می‌فرماید که اولین فیضی و رزقی که ما از خدا گرفتیم رزق وجودمون بود اما با واسطه.

شما در همین نشئه طبیعت هم حتی در وجود خودتون هم دقت کنید این امر پیاده شده خیلی زیبا پیاده شده.

مقدمه‌ای که میخوام عرض کنم از جهت علمی اینه.

شاید شما عزیزان خب میایید بعد از منبر این چند روز و بعضیا الحمد لله اهل تحقیق و فضیلت بودند و دیدم مباحثه کوتاهی که با بعضی از دوستان حتی در دفتر کار ما بعضی از شما تشریف آوردید و بحث کردیم ساعت‌ها دیدم الحمد لله بعضیا اشراف دارند که در کتب و صحف نوریه عرفانیه و حکمتی و حکمی می‌بینید اونجا که یک مبحثی هست و عنوانی هست با این اسم که مثلاً آباء سبعه امهات اربعه نتیجه‌ش موالید فلافه.

من این رو سریع بگم خیلی هم توضیحش نمیدم.

خودش چند تا منبر می‌خواد.

آباء سبع یعنی پدران هفتگانه این نظام و این نشئه طبیعی البته اَمَّ از قمر و یعنی ماه، قمر و عطارد و زهره و شمس و مریخ و مشتری و زحل.

این هفت فلک به منزله پدر هستند.

آسمان مرد و زمین زن در خرد آنچه آن انداخت این می‌پرورد.

نساءکم حرث لكم زنان شما زمین کشاورز شما.

مرد مقام دهنده دارد.

زن مقام گیرنده.

که حالا تا پیدایشش چی بشه؟

اون مولود.

بعد امهات اربعه هم می‌شود عناصر اربعه.

اون چهار تا مادر که تحت تاثیر اون هفت پدرند.

عناصر اربعه هم که آب و خاک و هوا و حرارت از امتزاج این آب و خاک و هوا و حرارت بر اثر اون تاثیرات کهکشانی که از اون آباء سبعه داره بر اون‌ها، سه تا مولود داریم؛ معدن و نبات و جماد.

اینا فرزندان او هستن.

این‌ها قرة العين اون پدر مادرها هستن که ما انسان ابتدا در نشأت طبیعت که می‌خواد قوس صعودش رو و إنا إليه راجعون رو شروع کنه از پست انزل، انزل مراتب از جهت فلسفی پست‌ترین مراتب رو باید آغاز کنه.

لذا از جماد شروع می‌کنه.

نطفه‌ی ما جماد بوده از آب و نانی‌ست که مادر و پدر خوردن لذا بدن ما باید برگرده به چرخه طبیعت.

حالا از امتزاج از اینکه چگونه این چهار عنصر با هم ممزوج بشوند، این چهار عنصر چگونه با هم ممزوج بشوند، مزاج حاصل می‌شود.

که اینجا چقدر بحث‌ها پیاده شده، بسیاری از مشکلات یا حتی حسناتی که در وجود ما هست.

یکی مثلاً قرآن رو زود حفظ می‌کنه، یکی دیر حفظ می‌کنه، یکی مطلب مشکل علمی رو زود می‌گیره، یکی دیر می‌گیره.

بسیاری از اینا ربط-- بلکه همشون ربط به مزاج انسان داره.

یک بحث مبسوطی‌ست می‌تونید رجوع کنید به اشارات شیخ الرئیس، اونجا به صورت مبسوط در خصوصاً نمت سوم این‌ها رو اشاره-- اونجا فرمودن، توضیح دادن و شارحین هم و محشیان که دیگه تهشیه زدن، شرح دادن.

و خب از امتزاج این نسبت به اینکه این چهار عنصر چگونه با هم ممزوج بشوند و ازدواج کنند از تناکح بین اون‌ها این نکاحی حاصل، حاصل می‌شه اخلاط اربعة درست می‌شه.

اخلاط اربعة هم که دم و بلغم و سودا و صفرا.

که هر کدوم از ماها یکی از این‌ها رو داریم.

حالا همه رو داریم اما یکیش دیگه غالب می‌شه.

که حالا خودش بحث مبسوط و مفصلی‌ست.

که خیلی جالبه که بدانید اون‌هایی که در مسیر سیر و سلوک و کشف حقایق پنهان عالم حرکت می‌کنند، اول کاری که می‌کنند مزاجشون رو می‌شناسند و به سمت تعادل مزاج حرکت می‌کنند.

که شیخ الرئیس می‌فرماید اگر انسان کامل قلبش چنان اوسع شده که همه حقایق نظام و همه قرآن رو در وجود خودش جا داده، چون أعدل امزجه رو داره، معتدل‌ترین مزاج رو داره.

مستقیم رابطه بین مزاج و درک انسان و مدرکات بین مدرک و مدرک.

خب از اینکه حالا این اخلاط اربعة چگونه با هم مخلوط بشوند، چه کم و کیفی پیدا کنند، کدوم حاکم بشود و سلطان اون وجود و اون موجود بشود، یک چیز جدیدی پخته شده، آماده شده، آراسته شده، ایجاد می‌شه که بهش می‌گن اصطلاحاً روح بخاری.

روح نیست.

اشتراک لفظه.

از چه جهت بهش می‌گن روح؟

اینقدر که لطیفه.

جسمه.

جسم التف اجسامه.

دیگه لطیف‌تر از این جسم ما نداریم.

خیلی لطیفه که خون در اون جریان داره.

یکی از اون ارواح اربعة که ما داریم کلاً پنج روح هست.

روح القدس، روح الإيمان، روح، روح القوة، روح الشهوة، روح البدن.

خب اون روح القدس مال اهل بیت علیهم الصلاة والسلامه.

ما فاقد اون هستیم.

اون چهار تا روح بعدی رو داریم که وقت خواب دو تا از اونا میره دو تاش می‌مونه.

وقت موت چهار تاش میرن.

اون روح البدن حکایت از چی داره؟

حالا بعضیا بهش گفتن روح الدم.

همین معناست.

که اون حکایت از چی داره؟

عروق، رگ‌ها، خون در اون روح بخاری جریان داره.

یعنی محلش اونجاست.

خب حرفت چیه حاج آقا؟

چرا این حرف رو داری می‌زنی؟

روح بخاری می‌شود برزخ بین یک محل سریست که حالا این رو به معنای راز بگیرید.

یکی از رموز هستی در خلقت هست که در ما به این چنین پیاده شده.

توسط حضرت حق به حکمت او.

که این واسطه بین ظاهر و باطنه.

برزخ بین ظاهر و باطنه.

یعنی چی؟

یعنی اگر این رو برداری ظاهر تحت تاثیر باطن اصلاً از بین میره.

یعنی اون باطن، باطن وجود خود ما.

حالا بگیر نفس به یک معنا.

و الا خود نفس مراتب داشت دیگه.

اون مراتب نفس رو فعلاً کاری نداریم.

به طور کلی نفس چنان قوت داره به منزله یک خورشید که طلوع کرده.

این چنان تاثیر می‌کنه در بدن، بدن رو ذوب می‌کنه که اگر چنانچه حجاب روح بخاری نبود، نفس نمی‌تونست ارتباط با بدن برقرار کنه و بدن هم نمی‌تونست ته-- متأثر بشه از نفس.

لذا اصلاً زندگی امکان نداشت.

همه از بین می‌رفت.

نمی‌شه.

ظاهر باید با یک وسیله و یک واسطه، این سنت الهیه که وسی-- وسائط فیض‌ان در کارن، با اون باطن برقرار بکنه، رابطه بگیره.

ظاهر بدن ما با باطن که نفسه.

در حقیقت این چنین می‌شه.

نفس که باطن ماست از طریق روح بخاری معتدل می‌شه.

می‌تونه احکامش رو در بدن پیاده کنه.

الان مطلقاً هرچه من و شما حرکات داریم، افعال داریم، اقوال داریم، احوال داریم، هرچه که هست مطلقاً احکام نفسه.

نفس داره به ما حکم می‌کنه که این کارو بکن.

از چه طریقی؟

مستقیم؟

نخیر.

از طریق روح بخاری.

روح بخاری اینجا واسطه فیض است.

یه همچین حالتی که سر رازه، یکی از رموز خلقته که اگر اون رو بگیری چه اتفاقی می‌افته؟

بفرمایید.

مرگ.

مرگ اتفاق می‌افته.

تو از بین بدنت متلاشی می‌شه، از بین می‌ره.

که وقت-- چرا بدن میت سرد می‌شه وقت موت؟

گفتیم که روح بخاری خون درش جریان داره دیگه.

اون سرد می‌شه چون خونش سرد می‌شه.

در حقیقت روح بخاری کارکردش رو از دست می‌ده.

رابطه‌ی بین بدن و نفس منقطع می‌شه.

نفس به سر He-- به مقام سر، به سمت مقام سرح اطلاقی که بی‌قید و بندی و بی-- و اطلاقی‌ست و کندن از تعلقات است که یک تعلقش به بدنه، آزاد می‌شه و دیگه بدن متلاشی می‌شه.

مثل چرخه طبیعت که عاقبت خاک گل کوزهگران خواهیم شد.

اینجا بسیار نقش روح بخاری موثره.

بسیار مهمه اگر کسی نه-- یک، یک خروجی بحث، خروجی چی؟

عملیاتی به قول بعضیا کاربردی، به-- حالا یا خروجی اخلاقی چه بگیم؟

سیر و سلوکی.

اگر کسی اراده‌ش ضعیفه، نفس نمی‌تونه اراده کنه در بدن، بدنش رو برای نماز شب بلند کنه، برای نماز صبح اول وقت بلند کنه.

اینجا اشکال به کجا برمی‌گرده به نظر شما؟

بدن تقویت شده، خوب، توپ، تپل، خورده حسابی اما حال نداره، نمی‌تونه پا شه، جا-- توان نداره.

آقا وزن سیصد کیلو رو بلند می‌کنی چطور نمی‌تونی یه بدنت که خودت، خودتو مثلا هفتاد کیلو رو بلند کنی.

روح بخاری نه-- یک-- به یک وضعیتی جوش-- دچار شده که نفس نمی‌تونه ارتباط با بدن برقرار کنه.

یعنی با یه اولین اشکالی که ایجاد شده میرن سراغ مزاج طرف که حالا این مزاج اوه، اوه چه بحث‌ها هست درش که فکر می‌کنم حالا یادم هست هفت جلسه چقدر ما در حرم آقا علی ابن موسی الرضا علیه الصلاة والسلام پیرامون مزاج و مزاج شناس به صورت کلی البته سخن گفتیم و ماخذ رو مطرح کردیم که در کانال هست عزیزان می‌تونن رجوع کنن اون‌ها رو ببینن به دردتون می‌خوره.

حالا این رو بیارید در من عرف نفسه فقد عرف ربه.

خودت رو بشناس، پروردگارت رو بشناس.

در رابطه‌ی طولی ارباب عالم ما گفتیم که رب مطلقه.

الحمدلله رب العالمين.

اما همه‌ی اسامی در اهل بیت که مصداق اتم الله هستند و الله اسم جامع است پیاده شده.

یعنی رب هم که اسم خداست در امام عصر هم پیاده شده.

امام عصر هم ربه، اما در طول اون رب مطلق.

یعنی چی؟

یعنی واسطه‌ی فیض.

آقا یک عمره داریم می‌شنویم واسطه‌ی فیض، واسطه‌ی فیض.

اینه؟

بله اینه.

از جهت علمی به همین راحتی ثابت شد.

یعنی اون مرتبه‌ی الهیت نظام هستی که الله هست وقتی می‌خواد احکامش رو، فیضش رو بهتره بگیم.

فیضش از همه حیثیات، وجود، ارزاق متعدد، حیات، قدرت، اراده، سمع، بصر، شم، لمس، ها؟

ذوق، همه‌ی این‌ها، رزق هم.

به یک معنا چشم شما چشم خداست.

عین الله.

تو به شخص تو که قطع، منقطع از وجود نیستی.

چشم شما، گوش شما، اینا همه رابطه با حضرت حق دارن.

عین الربط به حضرت حق‌اند اما با واسطه.

اون حالا اینو بگیرید این، این روح بخاری.

اون به منزله‌ی روح بخاری در کائنات و در نظام هستی که تعادل برقرار می‌کند و این اذن رو می‌دهد به اذن الله که ما بتوانیم از طریق او با خدا مرتبط شویم و خدا هم رزقش رو از طریق او و به وساطت او به ما برساند.

به منزله‌ی روح بخاری‌ست و روح عالم است و التف است چون در نشئه عنصری هم هست.

امام عصر الان در نشئه عنصری جسد دارد اما التف اجسام به اون شکل.

حالا خودتون دیگه این مثال‌ها رو تقریب بدید دیگه به ذهن.

بضرب من البيان، بضرب من التمثيل.

او به منزله‌ی روح بخاری‌ست.

یعنی واسطه‌ی فیض است.

اون رمز خلقت، سر خلقته که می‌گیم سر الله یک معناش اینه.

آقا انقدر مطلب در درون سر الله خوابیده که اصلاً به زعم بنده تمام مقامات امام عصر سلام الله علیه که الان یه مقامش جام، برزخ، برزخیت، مقام برزخ جامع تماماً از سر اللهی ایشون بیرون میاد.

که غوغاست آقا غوغاست که حالا مقام وفق اللهی ایشون جمع بین جا-- عرض شود، جمال و جلال، ذو الجلال والاکرام و، و، و الی.

عرض کردم شب اول، روز اول متن درسی ما چی بود قربونتون برم؟

کتاب شریف نهج الولایه Allame Hasan Zadeh.

شما اونجا می‌تونید کلماتی رو که من گفتم رو پیدا کنید.

مثلاً وفق الله.

اینکه اراده خدا جاری می‌شه از طریق حضرت مهدی صلوات الله علیه، امام عصر، امام حاضر و از او میاد بر اوفاق و آفاق.

البته در مت-- مقدمه کتاب اول آفاق اومده.

در بر آفاق جمع افق.

نظام آفاقی و اوفاق جمع وفق.

نازل می‌شه این فیض.

حالا چه غوغایی‌ست تو اوفاق، تو آفاق.

اصلاً وفق چیه؟

اوقاف چیه که آقاف چی باشه؟

آفاق چی باشه؟

جمع وفق می‌شه آ-- اوفاق.

جمع افق می‌شه آفاق.

وفق رو یه نکته کوچولو، این خودش دو سه جلسه می‌طلبه که وفق اللهی امام عصر رو بسنجیم که اونجا دیگه بفهمیم عجب سریه.

چه سری خدا ایجاد کرده در عالم که هر-- اینطوری خلاصه تو یه جمله بگم این مقام رو؛ هر موافقتی، هر توافقی و هر وفقی در عالم برقرار است که توفیق البته هندسه‌ش از بالا میاد با، به پایین.

هرچه که هست زیر سر وفق الله الاعظم است که او امام عصر است.

این سر نظام هستی‌ست که این حالا این باشه طلبتون این مقام بی‌طلبه که روش کار بشه.

خب همش از مقام سراللهی‌ست تا همین مقدار بسنده می‌کنم برای اینکه بتونیم یه دو خط هم شعر بخونیم ها.

حضرت استاد عزیرم اجازه می‌فرمایید ما حیف میلاد امام عصر هم هست، روز جشن حضرت علی اکبر هم هست.

یه هدیه هم من به شما تقدیم کنم.

خب یک اشکالی که به بنده وارده و وارد بود خدا رحمت کنه حضرت آیت الله [مکث] حضرت آقای آقا مرتضی تهرانی برادر آقا مجتبی.

ما محضر ایشون که می‌رسیدیم و فیض می‌بردیم از نفسشون، حضورشون، درس و بحث‌هاشون؛ ایشون [نفس عمیق] یه گوش ما رو یه روز پیچوند.

خیلی جوون‌تر بودیم، خیلی بچه‌تر بودیم.

فرمودن شما یه آش شعله قلمکار تو وجود خودت درست کردی.

گاهی پیش این عالم، گاهی پیش اون عالم، گاهی پیش اون.

اینطوری بودیم ما.

یعنی کمتر از بزرگان رو بزرگان نه این مثلا بزرگان اهل معرفت می‌تونید پیدا کنید که بنده حداقل یه بار مثلا محضرش رو درک نکرده باشم.

ایشون گفت یه اشتباست.

شما رو آش شلمشو چی میگن؟

شوربا و شعله شلم-- قلمکار و چه و اینا یه چیز ملغمه‌ای.

بعد گم میشی تو مفروضاتت.

لذا با یک آبشخور.

بعد، بعد ما رو خدا لطف کرد به وساطت شهید حججی بر آبشخور علامه حسن زاده آرامیدیم و دیگه آرامش پیدا کردیم.

گم شدمون رو اونجا پیدا کردیم.

خب این که دارم میگم از هر کدوم یه خوا-- یه یادگاری چند تا یادگاری این‌ها داریم.

این یادگاری که خدمتتون عرض می‌کنم برای امروزه.

البته روزهای چهارشنبه هر هفته.

که مثل اون یادگاری که از آقای شوشتری عرض کردم.

حالا آقای شوشتری ما میگیم آقای شوشتری، عبدالقائم روحش شاد، خدا حقشو محلال کنه.

اون کسی که میدونه ایشون آنچه که آقای حافظیان داشت تقدیم آقای شوشتری کرده بود.

آقای حافظیان کی بود؟

شاگرد بلافاصله برجسته آقای نخودکی اصفهانی.

این سلسله رو داشته باشید.

حالا روزهای چهارشنبه کسی که می‌خواد انشاالله رزقش پربرکت بشه، رزقش زیاد بشه، خدا من های صلوات عصب بهش ببخشه.

یکی از راه‌هاش اینه روزهای چهارشنبه چهل بار سوره کوثر و چهل بار سوره تکاثر رو بخونه.

حواستون جام-- جمع باشه تذکر بنده رو که جدا و منقطع نه، یه وقت کسی نشست چهل تا کوثر بخونه تکاثر رو فراموش کنه ها مشکلی پیش میاد براش.

حالا بماند.

انشاالله که آقازاده حضرت علی اکبر و [نفس عمیق] سر فصل همه اولیاء الهی حضرت اباصالح المهدی صلوات الله علیه امروز به هممون عیدی بدن.

دیشب من در حرم حضرت عبدالعظیم جلوی سید الکریم زانو زدم و برای شماها دعا کردم.

گفتم حضرت عبدالعظیم من فردا مسجد بلال می‌خوام منبر برم.

شما کمک کن آنچه که خیر است بگوییم و به اون‌ها هدیه بده.

شما هدیه بده.

نصار همه‌شون صلوات خد کنین.

[ people talking] سلام ای گل نرگس.

سلام زاده‌ی زهرا.

سلام بر تو عزیزم.

مزن خیمه به صحرا.

با این حرف‌هایی که تو این چهار جلسه ما پیرامون آقامون زدیم میچسبه تو این مقام سراللهیش سلام کنیم بهشون.

سلام سر دعالم.

سلام منجی آخر.

سلام ضریح پنهان.

سلام شبیه حیدر.

صلوات الله علیک یا مهدی.

صلوات الله علیک یا مهدی.

صلوات الله علیک یا مهدی.

صلوات الله علیک یا مهدی.

یا مهدی.

یا مهدی.

سلام لیلة القدرم.

به به.

سلام نیمه شعبان.

سلام ای که دعالم شده بحر تو مهمان.

این شعر رو من وقتی گفتم تازه افتاده بودیم تو این مباحث.

بذارید ربطش رو با منبرم بگم این بنده‌شو.

سلام بر زخ جامه.

امروز گفتیم.

سلام وفق الهی به نظره رحیمه.

به بنده کن نگاهی.

فند زره‌یم نظرت رحیمه.

همه با من بگن صلوات الله علیک یا مهدی.

صلوات الله علیک یا مهدی.

صلوات الله علیک یا مهدی.

صلوات الله علیک یا مهدی.

یا مهدی، صلی الله علیک یا مهدی.

یا مهدی، یا مهدی.

یا مهدی، یا مهدی.

دارم فکر می‌کنم بخونم این بند رو یا نه.

حالتی آمد و توکلت على الله.

هدیه به این شهدا باشه.

حالتی آمد و هو هو کردم.

هوس طاق دو ابرو کردم.

به به به.

طاق ابروی تو ایوان من است.

میدونم حضرت استاد، آقای رنجبر لذت میبره.

ایشون ماشاالله طبع لطیفی دارند.

طاق ابروی تو ایوان من است.

به تو با نافله امرو کردم.

گل نرگس بزرگ آل یاسین مقام بی‌قرینی داری.

گل نرگس به خانقاهی قرآن عجب صوت حزینی داری.

گل نرگس چه قره‌ی حمیده عجب نور جبینی داری.

چه امیدی داری روی سفیدی داری.

به به چه نایب پاک و رشیدی داری.

چه عبیدی داری وجه حمیدی داری.

چه سپاه خود گذشته و شهیدی داری.

چه نقابی داری چشم پرآبی داری.

چه جمال یوسف از پشت حجابی داری.

چه حسابی داری مرام نابی داری.

تو سلیمانی چنان-- موقعی گفتم این شعر رو که شهید سلیمانی هنوز بود.

تو سلیمانی چنان سنگ شهابی داری.

تو سلیمانی چنان سنگ شهابی داری.

یا مهدی ادرکنی ادرکنی.

میگی با من.

یا مهدی ادرکنی ادرکنی.

یا مهدی ادرکنی.

یه بند دیگه.

زیاده من.

یه بند دیگه مهمونت کنم.

حرمم چهره‌ی دلدار شده.

میگه چهره‌ی تو حرم منه.

حرمم چهره‌ی دلدار شده.

سایه‌ی گیسوی آن یار شده.

یوسفم آمد و من پیرزنم به کلافی سر بازار شده.

میگه مثل اون پیرزنه که اومد با کلاف یوسف رو بخره با قضات مجرم اومدم تو رو بخرم.

عباس آله چه اجداد شریفی.

چه کنیه لطیفی داری.

عباس آله چه نامی چه مقامی.

چه آیین حنیفی داری.

عباس آله تو طاووس بهشتی.

چه پرهای ظریفی داری.

چه شعاری داری.

عجب شکاری داری.

به به.

برای یهودیا چه زلف عقاری داری.

چه تباری داری.

دشمن خاری داری.

برای آل سعود عجب قراری داری.

چه جمالی داری.

عجب مثالی داری.

سحر جمعه حرم چه شور و حالی داری.

چه خیالی داری.

صبر چه شالی داری.

نیت یاری هر شکست بالی داری.

نیت یاری هر شکست بالی داری.

یا مهدی ادرکنی ادرکنی.

همه، همه.

یا مهدی بگو صدات آزاد باشه.

یا مهدی ادرکنی.

یا مهدی ادرکنی.

میشه خواهش کنم یه بار همه با صدای رسا به نیت این شهدا برای ظهور خودش بگیم.

یا مهدی ادرکنی ادرکنی.

بگو عزیزم صداتو بشنوم.

یا مهدی ادرکنی ادرکنی.

یا مهدی ادرکنی.

اللهم صلي على فاطمة وأبيها وبعلها وبنيها وسر المستودع فيها.

چهار جلسه ما همینجا بودیم.

وسر المستودع فيها مقام سر اللهی حضرت.

وعدد ما خاطبه علمک باسمک العظيم الأعظم الایی بمولانا صاحب العصر والزمان یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله.

یا الله یا رحمن یا رحیم.

یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک.

خیلی امروز به نظرم نورانیت جلسه از روزهای پیش بیشتر بود.

حس من اینو میگه شاید.

حالا بپذیرید از ما.

برای همین اجازه بدید من از خودم دعا نگم.

همه با هم برای سلامتی آقامون دعا کنیم ها.

بسپریم حاجتمونو به خود آقا.

ما برای آقا دعا کنیم آقا برای ما انشاالله.

همه با هم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

اللهم کل ولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلى آبائه في هذه الساعة وفي کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فيها طویلا.

اللهم اغفر ورحم من یقرأ الفاتحة مع الصلوات.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم