ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

افتتاح و المستغاث بصاحب الزمان

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین. الحمدلله على کل نعمه و اسال الله من فضله المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. . ان شا الله که عزیز زهرا در این روز پر از نور و سرور هر کجا تشریف دارند حالشان خوب باشه. خدای منّان غم از دل آقامان برداره. گره از امر فرجشان باز کنه و عصاء حضرت همه ما رو به برکت مولود امروز آقا زاده حضرت علی اکبر سلام الله علیک دعا کنند. صلواتی هدیک . اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه. اللهم صل على محمد.

باخبر شدیم حتما که یکی از اساتید بزرگ عرفان و سیر و سلوک از یادگاران با واسطه حضرت آیک نخودکی به رحمت حق رفتند. ما از ایشان بهره‌ها بردیم. این استاد عظیم الشأن روحشان شاد هدیک ها به ما داشتند. یکی از آن هدایا همین ذکری بود که الان پیش از ورود به بحث بنده قرائت کردم. ایشان به بنده فرمودندد که این اسم اعظم است. البته اسم اعظم است اگر با یاد قلبی همراه بشود می‌شود ذکر اعظم که المستغاث بک یا صاحب الزمان فرمودندد در مشکلات سه مرتبه این ذکر رو بگویید. و چه امری مشکل‌تر از بیان حقایق سنگین نظام هستی. روحشان شاد. شما هم این ذکر المستغاث بک یا صاحب الزمان به یادگار از ایشان داشته باشید در ورود ممنونم از در ورود به سختی‌ها و مشکلات زندگی.

استاد عرفان و ذکر اسم اعظم

نساء ایشان و هر کسی که گردن ما حق دارد خاصه حضرت علامه حسن زاده صلواتی هدیک . اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه. توفیقی بود برای بنده که امروز هم در خدمتتان باشم. خب شما هم بندگان خدا مجبورید ما رو دقایق دیگر تحمل کنید. با توجه به اینکه نزدیک به میلاد سرور کائنات حضرت امام زمان سلام الله علیک هم هستیم و دوست دارم بشود دو سه خط شعر هم بخونیم. من کوتاه صحبت کنم و نکته‌ای رو امروز عارض بشم در بحث همان مقامات سر اللهی حضرت. برای اینکه این رو متوجه بشین مقدمه‌ای بچینم از حیث علمی این رو خوب عزیزان توجه بکنندد به دردشان می‌خورد. که اولا ولن تجد لسنة الله تبدیلا ولن تجد لسنة الله تحویلا. تبدیل و تحویل بردار نیست سنت الهی.

خدای منّان از دایره وسايط فیض، فیضش رو و رزقش رو افاضه می‌فرماید که اولین فیضی و رزقی که ما از خدا گرفتیم رزق وجودمان بود اما با واسطه. شما در همین نشئه طبیعت هم حتی در وجود خودتان هم باید دقت داشت این امر پیاده شده خیلی زیبا پیاده شده. مقدمه‌ای که می‌خواهم عرض کنم از جهت علمی اینه.

معرفت نفس و ربّ در طول

شاید شما عزیزان خب میایید بعد از منبر این چند روز و برخی الحمد لله اهل تحقیق و فضیلت بودند و دیدم مباحثه کوتاهی که با بعضی از دوستان حتی در دفتر کار ما بعضی از شما تشریف آوردید و بحث کردیم ساعت‌ها دیدم الحمد لله برخی اشراف دارند که در کتب و صحف نوریک عرفانیک و حکمتی و حکمی می‌بینید اونجا که یک مبحثی هست و عنوانی هست با این اسم که مثلاً آباء سبعه امهات اربعه نتیجه‌ش موالید فلافه. من این رو سریع بگم خیلی هم توضیحش نمیدم. خودش چند تا منبر می‌خواد. آباء سبع یعنی پدران هفتگانه این نظام و این نشئه طبیعی البته اَمَّ از قمر و یعنی ماه، قمر و عطارد و زهره و شمس و مریخ و مشتری و زحل. این هفت فلک به منزله پدر هستند.

آسمان مرد و زمین زن در خرد آنچه آن انداخت این می‌پرورد. نساءکم حرث لكم زنان شما زمین کشاورز شما. مرد مقام دهنده دارد. زن مقام گیرنده. که حالا تا پیدایشش چی بشود؟ آن مولود. بعد امهات اربعه هم می‌شود عناصر اربعه. آن چهار تا مادر که تحت تاثیر آن هفت پدرند. عناصر اربعه هم که آب و خاک و هوا و حرارت از امتزاج این آب و خاک و هوا و حرارت بر اثر آن تاثیرات کهکشانی که از آن آباء سبعه دارد بر اون‌ها، سه تا مولود داریم؛ معدن و نبات و جماد. اینها فرزندان او هستن. این‌ها قرة العين آن پدر مادرها هستن که ما انسان ابتدا در نشأت طبیعت که می‌خواد قوس صعودش رو و إنا إليه راجعون رو شروع کنه از پست انزل، انزل مراتب از جهت فلسفی پست‌ترین مراتب رو باید آغاز کنه.

واسطهٔ فیض امام عصر

لذا از جماد شروع می‌کند. نطفه‌ی ما جماد بوده از آب و نانی‌ست که مادر و پدر خوردن لذا بدن ما باید برگرده به چرخه طبیعت. حالا از امتزاج از اینکه چگونه این چهار عنصر با هم ممزوج بشوند، این چهار عنصر چگونه با هم ممزوج بشوند، مزاج حاصل می‌شود. که اینجا چقدر بحث‌ها پیاده شده، بسیاری از مشکلات یا حتی حسناتی که در وجود ما هست. یکی مثلاً قرآن رو زود حفظ می‌کند، یکی دیر حفظ می‌کند، یکی مطلب مشکل علمی رو زود می‌گیرد، یکی دیر می‌گیرد. بسیاری از اینها بلکه همشان ربط به مزاج انسان داره.

یک بحث مبسوطی‌ست می‌توانید رجوع کنید به اشارات شیخ الرئیس، اونجا به صورت مبسوط در خصوصاً نمت سوم این‌ها رو اونجا فرمودند، توضیح دادند و شارحین هم و محشیان که دیگر تهشیک زدن، شرح دادن. و خب از امتزاج این نسبت به اینکه این چهار عنصر چگونه با هم ممزوج بشوند و ازدواج کنند از تناکح بین اون‌ها این نکاحی حاصل، حاصل می‌شود اخلاط اربعة درست می‌شود. اخلاط اربعة هم که دم و بلغم و سودا و صفرا. که هر کدوم از ماها یکی از این‌ها رو داریم. حالا همه رو داریم اما یکیش دیگر غالب می‌شود. که حالا خودش بحث مبسوط و مفصلی‌ست.

اسماء و احکام در مجرای ولی

که خیلی جالب است که بدانید اون‌هایی که در مسیر سیر و سلوک و کشف حقایق پنهان عالم حرکت می‌کنندد، اول کاری که می‌کنندد مزاجشان رو می‌شونداسند و به سمت تعادل مزاج حرکت می‌کنندد. که شیخ الرئیس می‌فرماید اگر انسان کامل قلبش چنان اوسع شده که همه حقایق نظام و همه قرآن رو در وجود خودش جا داده، چون أعدل امزجه رو داره، معتدل‌ترین مزاج رو داره. مستقیم رابطه بین مزاج و درک انسان و مدرکات بین مدرک و مدرک. خب از اینکه حالا این اخلاط اربعة چگونه با هم مخلوط بشوند، چه کم و کیفی پیدا کنند، کدوم حاکم بشود و سلطان آن وجود و آن موجود بشود، یک چیز جدیدی پخته شده، آماده شده، آراسته شده، ایجاد می‌شود که بهش می‌گند اصطلاحاً روح بخاری. روح نیست. اشتراک لفظه.

از چه جهت بهش می‌گند روح؟ این‌قدر که لطیفه. جسمه. جسم التف اجسامه. دیگر لطیف‌تر از این جسم ما نداریم. خیلی لطیفه که خون در آن جریان داره. یکی از آن ارواح اربعة که ما داریم کلاً پنج روح هست. روح القدس، روح الإيمان، روح، روح القوة، روح الشهوة، روح البدن. خب آن روح القدس مال اهل بیت علیهم الصلاة والسلامه. ما فاقد آن هستیم. آن چهار تا روح بعدی رو داریم که وقت خواب دو تا از آنان میره دو تاش می‌موند. وقت موت چهار تاش می‌روند. آن روح البدن حکایت از چی داره؟ حالا برخی بهش گفتند روح الدم. همین معناست. که آن حکایت از چی داره؟ عروق، رگ‌ها، خون در آن روح بخاری جریان داره. یعنی محلش اونجاست. خب حرفت چیک حاج آقا؟ چرا این حرف رو داری می‌زنی؟

چشم و گوش عین الله

روح بخاری می‌شود برزخ بین یک محل سریست که حالا این رو به معنای راز بگیرید. یکی از رموز هستی در خلقت هست که در ما به این چنین پیاده شده. توسط حضرت حق به حکمت او. که این واسطه بین ظاهر و باطنه. برزخ بین ظاهر و باطنه. یعنی چی؟ یعنی اگر این رو برداری ظاهر تحت تاثیر باطن اصلاً از بین میره. یعنی آن باطن، باطن وجود خود ما. حالا بگیر نفس به یک معنا. و الا خود نفس مراتب داشت دیگه. آن مراتب نفس رو فعلاً کاری نداریم. به طور کلی نفس چنان قوت دارد به منزله یک خورشید که طلوع کرده. این چنان تاثیر می‌کند در بدن، بدن رو ذوب می‌کند که اگر چنانچه حجاب روح بخاری نبود، نفس نمی‌تونست ارتباط با بدن برقرار کنه و بدن هم نمی‌تونست متأثر بشود از نفس.

لذا اصلاً زندگی امکان نداشت. همه از بین می‌رفت. نمی‌شود. ظاهر باید با یک وسیله و یک واسطه، این سنت الهیک که وسائط فیض‌ان در کارن، با آن باطن برقرار بکند، رابطه بگیره. ظاهر بدن ما با باطن که نفسه. در حقیقت این چنین می‌شود. نفس که باطن ماست از طریق روح بخاری معتدل می‌شود. می‌تواند احکامش رو در بدن پیاده کنه. الان مطلقاً هرچه من و شما حرکات داریم، افعال داریم، اقوال داریم، احوال داریم، هرچه که هست مطلقاً احکام نفسه. نفس دارد به ما حکم می‌کند که این کارو بکن. از چه طریقی؟ مستقیم؟ نخیر. از طریق روح بخاری. روح بخاری اینجا واسطه فیض است. یک چنین حالتی که سر رازه، یکی از رموز خلقته که اگر آن رو بگیری چه اتفاقی می‌افتد؟ . مرگ. مرگ اتفاق می‌افتد.

مراتب ارباب و ربوبیت طولی

تو از بین بدنت متلاشی می‌شود، از بین می‌رد. که چرا بدن میت سرد می‌شود وقت موت؟ گفتیم که روح بخاری خون درش جریان دارد دیگه. آن سرد می‌شود چون خونش سرد می‌شود. در حقیقت روح بخاری کارکردش رو از دست می‌دد. رابطه‌ی بین بدن و نفس منقطع می‌شود. نفس به سر -- به مقام سر، به سمت مقام سرح اطلاقی که بی‌قید و بندی و و اطلاقی‌ست و کندن از تعلقات است که یک تعلقش به بدنه، آزاد می‌شود و دیگر بدن متلاشی می‌شود. مثل چرخه طبیعت که عاقبت خاک گل کوزهگران خواهیم شد. اینجا بسیار نقش روح بخاری موثره. بسیار مهمه اگر کسی یک، یک خروجی بحث، خروجی چی؟ عملیاتی به قول برخی کاربردی، حالا یا خروجی اخلاقی چه بگوییم؟ سیر و سلوکی.

اگر کسی اراده‌ش ضعیفه، نفس نمی‌تواند اراده کنه در بدن، بدنش رو برای نماز شب بلند کنه، برای نماز صبح اول وقت بلند کنه. اینجا اشکال به کجا برمی‌گردد به نظر شما؟ بدن تقویت شده، خوب، توپ، تپل، خورده حسابی اما حال ندارد، نمی‌تواند پا شه، توان ندارد. آقا وزن سیصد کیلو رو بلند می‌کنی چطور نمی‌توانی یک بدنت که خودت، خودتو مثلا هفتاد کیلو رو بلند کنی. روح بخاری به یک وضعیتی دچار شده که نفس نمی‌تواند ارتباط با بدن برقرار کنه.

ولایت و تدبیر رزق و حیات

یعنی با یک اولین اشکالی که ایجاد شده می‌روند سراغ مزاج طرف که حالا این مزاج اوه، اوه چه بحث‌ها هست درش که فکر می‌کنم حالا یادم هست هفت جلسه چقدر ما در حرم آقا علی ابن موسی الرضا علیک الصلاة والسلام پیرامان مزاج و مزاج شناس به صورت کلی البته سخن گفتیم و ماخذ رو مطرح کردیم که در کانال هست عزیزان می‌توانند رجوع کنن اون‌ها رو ببینن به دردتان می‌خورد. حالا این رو بیارید در من عرف نفسه فقد عرف ربه. خودت رو بشناس، پروردگارت رو بشناس. در رابطه‌ی طولی ارباب عالم ما گفتیم که رب مطلقه. الحمدلله رب العالمين. اما همه‌ی اسامی در اهل بیت که مصداق اتم الله هستند و الله اسم جامع است پیاده شده. یعنی رب هم که اسم خداست در امام عصر هم پیاده شده.

امام عصر هم ربه، اما در طول آن رب مطلق. یعنی چی؟ یعنی واسطه‌ی فیض. آقا یک عمره داریم می‌شوندویم واسطه‌ی فیض، واسطه‌ی فیض. اینه؟ بله اینه. از جهت علمی به همین راحتی ثابت شد. یعنی آن مرتبه‌ی الهیت نظام هستی که الله هست وقتی می‌خواد احکامش رو، فیضش رو بهتره بگوییم. فیضش از همه حیثیات، وجود، ارزاق متعدد، حیات، قدرت، اراده، سمع، بصر، شم، لمس، ها؟ ذوق، همه‌ی این‌ها، رزق هم. به یک معنا چشم شما چشم خداست. عین الله. تو به شخص تو که قطع، منقطع از وجود نیستی. چشم شما، گوش شما، اینها همه رابطه با حضرت حق دارن. عین الربط به حضرت حق‌اند اما با واسطه. آن حالا اینو بگیرید این، این روح بخاری.

دعا و توسل در مشکلات

آن به منزله‌ی روح بخاری در کائنات و در نظام هستی که تعادل برقرار می‌کند و این اذن رو می‌ددد به اذن الله که ما بتوانیم از طریق او با خدا مرتبط شویم و خدا هم رزقش رو از طریق او و به وساطت او به ما برساند. به منزله‌ی روح بخاری‌ست و روح عالم است و التف است چون در نشئه عنصری هم هست. امام عصر الان در نشئه عنصری جسد دارد اما التف اجسام به آن شکل. حالا خودتان دیگر این مثال‌ها رو تقریب بدید دیگر به ذهن. بضرب من البيان، بضرب من التمثيل. او به منزله‌ی روح بخاری‌ست. یعنی واسطه‌ی فیض است. آن رمز خلقت، سر خلقته که می‌گیم سر الله یک معناش اینه.

آقا آن‌قدر مطلب در درون سر الله خوابیده که اصلاً به زعم بنده تمام مقامات امام عصر سلام الله علیک که الان یک مقامش جام، برزخ، برزخیت، مقام برزخ جامع تماماً از سر اللهی ایشان بیرون می‌آید. که غوغاست آقا غوغاست که حالا مقام وفق اللهی ایشان جمع بین عرض شود، جمال و جلال، ذو الجلال والاکرام و، و، و الی. گفته شد شب اول، روز اول متن درسی ما چی بود قربونتان برم؟ کتاب شریف نهج الولایک . شما اونجا می‌توانید کلماتی رو که من گفتم رو پیدا کنید. مثلاً وفق الله. اینکه اراده خدا جاری می‌شود از طریق حضرت مهدی صلوات الله علیه، امام عصر، امام حاضر و از او می‌آید بر اوفاق و آفاق. البته در مقدمه کتاب اول آفاق آمده. در بر آفاق جمع افق. نظام آفاقی و اوفاق جمع وفق.

نورانیت جلسه و دعای فرج

نازل می‌شود این فیض. حالا چه غوغایی‌ست تو اوفاق، تو آفاق. اصلاً وفق چیست؟ اوقاف چیک که آقاف چی باشه؟ آفاق چی باشه؟ جمع وفق می‌شود اوفاق. جمع افق می‌شود آفاق. وفق رو یک نکته کوچولو، این خودش دو سه جلسه می‌طلبد که وفق اللهی امام عصر رو بسنجیم که اونجا دیگر بفهمیم عجب سریه. چه سری خدا ایجاد کرده در عالم که اینطوری خلاصه تو یک جمله بگم این مقام رو؛ هر موافقتی، هر توافقی و هر وفقی در عالم برقرار است که توفیق البته هندسه‌ش از بالا می‌آید با، به پایین. هرچه که هست زیر سر وفق الله الاعظم است که او امام عصر است. این سر نظام هستی‌ست که این حالا این باشه طلبتان این مقام بی‌طلبه که روش کار بشود.

خب همش از مقام سراللهی‌ست تا همین مقدار بسنده می‌کنم برای اینکه بتونیم یک دو خط هم شعر بخونیم ها. حضرت استاد عزیرم اجازه می‌فرمایید ما حیف میلاد امام عصر هم هست، روز جشن حضرت علی اکبر هم هست. یک هدیک هم من به شما تقدیم کنم. خب یک اشکالی که به بنده وارده و وارد بود خدا رحمت کنه حضرت آیت الله حضرت آقای آقا مرتضی تهرانی برادر آقا مجتبی. ما محضر ایشان که می‌رسیدیم و فیض می‌بردیم از نفسشون، حضورشون، درس و بحث‌هاشون؛ ایشان یک گوش ما رو یک روز پیچوند. خیلی جوون‌تر بودیم، خیلی بچه‌تر بودیم. فرمودند شما یک آش شعله قلمکار تو وجود خودت درست کردی. گاهی پیش این عالم، گاهی پیش آن عالم، گاهی پیش اون. اینطوری بودیم ما.

یعنی کمتر از بزرگان رو بزرگان نه این مثلا بزرگان اهل معرفت می‌توانید پیدا کنید که بنده حداقل یک بار مثلا محضرش رو درک نکرده باشم. ایشان گفت یک اشتباست. شما رو آش شلمشو چی می‌گویند؟ شوربا و شعله قلمکار و چه و اینها یک چیز ملغمه‌ای. بعد گم میشی تو مفروضاتت. لذا با یک آبشخور. بعد، بعد ما رو خدا لطف کرد به وساطت شهید حججی بر آبشخور علامه حسن زاده آرامیدیم و دیگر آرامش پیدا کردیم. گم شدمان رو اونجا پیدا کردیم. خب این که دارم می‌گویم از هر کدوم یک یک یادگاری چند تا یادگاری این‌ها داریم. این یادگاری که خدمتتان گفته می‌شود برای امروزه. البته روزهای چهارشنبه هر هفته. که مثل آن یادگاری که از آقای شوشتری گفته شد.

حالا آقای شوشتری ما میگیم آقای شوشتری، عبدالقائم روحش شاد، خدا حقشو محلال کنه. آن کسی که میدونه ایشان آنچه که آقای حافظیان داشت تقدیم آقای شوشتری کرده بود. آقای حافظیان کی بود؟ شاگرد بلافاصله برجسته آقای نخودکی اصفهانی. این سلسله رو داشته باشید. حالا روزهای چهارشنبه کسی که می‌خواد انشاالله رزقش پربرکت بشود، رزقش زیاد بشود، خدا من های صلوات عصب بهش ببخشه. یکی از راه‌هاش اینه روزهای چهارشنبه چهل بار سوره کوثر و چهل بار سوره تکاثر رو بخونه. توجه جمع باشه تذکر بنده رو که جدا و منقطع نه، یک وقت کسی نشست چهل تا کوثر بخونه تکاثر رو فراموش کنه ها مشکلی پیش می‌آید براش. حالا بماند.

انشاالله که آقازاده حضرت علی اکبر و سر فصل همه اولیاء الهی حضرت اباصالح المهدی صلوات الله علیک امروز به هممان عیدی بدن. دیشب من در حرم حضرت عبدالعظیم جلوی سید الکریم زانو زدم و برای شماها دعا کردم. گفتم حضرت عبدالعظیم من فردا مسجد بلال می‌خواهم منبر برم. شما کمک کن آنچه که خیر است بگوییم و به اون‌ها هدیک بده. شما هدیک بده. نصار همه‌شان صلوات خد کنین. سلام ای گل نرگس. سلام زاده‌ی زهرا. سلام بر تو عزیزم. مزن خیمه به صحرا. با این حرف‌هایی که تو این چهار جلسه ما پیرامان آقامان زدیم میچسبه تو این مقام سراللهیش سلام کنیم بهشون. سلام سر دعالم. سلام منجی آخر. سلام ضریح پنهان. سلام شبیک حیدر. صلوات الله علیک یا مهدی. صلوات الله علیک یا مهدی.

صلوات الله علیک یا مهدی. صلوات الله علیک یا مهدی. یا مهدی. یا مهدی. سلام لیلة القدرم. به به. سلام نیمه شعبان. سلام ای که دعالم شده بحر تو مهمان. این شعر رو من وقتی گفتم تازه افتاده بودیم تو این مباحث. سلام بر زخ جامه. امروز گفتیم. سلام وفق الهی به نظره رحیمه. به بنده کن نگاهی. فند زره‌یم نظرت رحیمه. همه با من بگن صلوات الله علیک یا مهدی. صلوات الله علیک یا مهدی. صلوات الله علیک یا مهدی. صلوات الله علیک یا مهدی. یا مهدی، صلی الله علیک یا مهدی. یا مهدی، یا مهدی. یا مهدی، یا مهدی. دارم فکر می‌کنم بخونم این مطلب را یا نه. حالتی آمد و توکلت على الله. هدیک به این شهدا باشه. حالتی آمد و هو هو کردم.

هوس طاق دو ابرو کردم. به به به. طاق ابروی تو ایوان من است. میدونم حضرت استاد، آقای رنجبر لذت میبره. ایشان ماشاالله طبع لطیفی دارند. طاق ابروی تو ایوان من است. به تو با نافله امرو کردم. گل نرگس بزرگ آل یاسین مقام بی‌قرینی داری. گل نرگس به خانقاهی قرآن عجب صوت حزینی داری. گل نرگس چه قره‌ی حمیده عجب نور جبینی داری. چه امیدی داری روی سفیدی داری. به به چه نایب پاک و رشیدی داری. چه عبیدی داری وجه حمیدی داری. چه سپاه خود گذشته و شهیدی داری. چه نقابی داری چشم پرآبی داری. چه جمال یوسف از پشت حجابی داری. چه حسابی داری مرام نابی داری. تو سلیمانی موقعی گفتم این شعر رو که شهید سلیمانی هنوز بود. تو سلیمانی چنان سنگ شهابی داری.

تو سلیمانی چنان سنگ شهابی داری. یا مهدی ادرکنی ادرکنی. میگی با من. یا مهدی ادرکنی ادرکنی. یا مهدی ادرکنی. یک بند دیگه. زیاده من. یک بند دیگر مهمانت کنم. حرمم چهره‌ی دلدار شده. می‌گوید چهره‌ی تو حرم منه. حرمم چهره‌ی دلدار شده. سایه‌ی گیسوی آن یار شده. یوسفم آمد و من پیرزنم به کلافی سر بازار شده. می‌گوید مثل آن پیرزنه که آمد با کلاف یوسف رو بخره با قضات مجرم آمدم تو رو بخرم. عباس آله چه اجداد شریفی. چه کنیک لطیفی داری. عباس آله چه نامی چه مقامی. چه آیین حنیفی داری. عباس آله تو طاووس بهشتی. چه پرهای ظریفی داری. چه شعاری داری. عجب شکاری داری. به به. برای یهودیا چه زلف عقاری داری. چه تباری داری. دشمن خاری داری. برای آل سعود عجب قراری داری.

چه جمالی داری. عجب مثالی داری. سحر جمعه حرم چه شور و حالی داری. چه خیالی داری. صبر چه شالی داری. نیت یاری هر شکست بالی داری. نیت یاری هر شکست بالی داری. یا مهدی ادرکنی ادرکنی. همه، همه. یا مهدی بگو صدات آزاد باشه. یا مهدی ادرکنی. یا مهدی ادرکنی. می‌شود خواهش کنم یک بار همه با صدای رسا به نیت این شهدا برای ظهور خودش بگوییم. یا مهدی ادرکنی ادرکنی. بگو عزیزم صداتو بشنوم. یا مهدی ادرکنی ادرکنی. یا مهدی ادرکنی. اللهم صلي على فاطمة وأبيها وبعلها وبنيها وسر المستودع فيها. چهار جلسه ما همینجا بودیم. وسر المستودع فيها مقام سر اللهی حضرت.

وعدد ما خاطبه علمک باسمک العظيم الأعظم الایی بمولانا صاحب العصر والزمان یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله. یا الله یا رحمن یا رحیم. یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک. خیلی امروز به نظرم نورانیت جلسه از روزهای پیش بیشتر بود. حس من اینو می‌گوید شاید. حالا بپذیرید از ما. برای همین اجازه بدید من از خودم دعا نگم. همه با هم برای سلامتی آقامان دعا کنیم ها. بسپریم حاجتمونو به خود آقا. ما برای آقا دعا کنیم آقا برای ما انشاالله. همه با هم. بسم الله الرحمن الرحیم.

اللهم کل ولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیک وعلى آبائه في هذه الساعة وفي کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فيها طویلا. اللهم اغفر ورحم من یقرأ الفاتحة مع الصلوات. اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.