ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.

الحمد لله على کل نعمه واسال الله من فضله.

المستغاث بک یا صافد الزمان.

المستغاث بک یا صافد الزمان.

المستغاث بک یا صافد الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمه الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سوا فدا.

ان شا الله که عزیز زهرا در این روز و شب بسیار سخت بر آل الله و اهل ولایت [نفس عمیق] انقدر سخته که مضاعف امروز صدقه میدادن بزرگان.

ان شا الله آقا حالش خوب باشه.

خدا غم از دل آقامون برداره و همین عصاء همه ما رو متعلقینمون رو دعا کنه صلوات بفرسته.

الله- اللهم صلي على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

خب بحث ما در لیالی قدر هفته یعنی شب‌های جمعه [نفس عمیق] منازل الصائرین خواجه عبدالله بود.

ما در مقدمه کتاب هستیم برای اینکه تطمیم کنیم که مقدمات منازل این صد منزل رو ان شا الله تصحیحش کنیم مجبوریم که چند تا شرط رو رعایت کنیم.

ما در این شروط بودیم.

اینا رو جدی بگیرید.

من خواهش می‌کنم به اون نون نمکی که سر این سفره‌ها داریم با هم قسم ازش می‌خوریم و این نون نمک رو داریم همراه هم سر این سفره ارتضا می‌کنیم قسمتون میدم که جدی بگیرید این‌ها رو.

فرق و وجه تمایز امثال بنده با اولیاء خدا اینه که اون‌ها جدی گرفتن ما نگرفتیم.

[سرفه] اون‌ها یک بار شنیدن قبول کردن ما مشکوک و مردد.

دچار قلب متاسفانه مردود و پر از تردید شدیم.

جدی بگیرید این‌ها رو.

که یعنی نمیشه خدا رحمت کنه حضرت استاد رو چقدر از خواجه عبدالله به عظمت یاد می‌کرد در رساله منازل الصائرین ایشون.

خب می‌دونین این کتاب رو اول [زنگ موبایل] ایشون نوشتن.

بعضیا تا صد و سی منزل هم گفتن که ایشون نوشته بوده.

خیلی هم به قلم سنگین مخصوص اهل علم، فضلا، طلا.

بعد عموم مردم گفتن آقا ما چی؟

قلمتونو سبک‌تر کنید یه جوری مام استفاده کنیم.

ایشون کردش صد منزل.

قلم رو سبک‌تر کرد.

معروف شد به صد منزل دل.

الا اصلش منازل الصائرین اون بود.

این شد صد منزل دل.

من ندیدم از بزرگان کسی توصیه به این رساله نکنه.

حالا لطف کرده خدا بعد از اتمام بحث لقاء الله در حیات یا زهرا ما سر سفره رساله ایشون نشستیم.

به روح بلندش متوسلیم که کمکمون کنه.

ایشون می‌فرماید واعلم خوندیم دیگه اینجا رو که ان العامه من العلماء هذه الطائفه والمشیرین الى هذه الطريقه همه، همه عموم علما و اونایی که مرکز رشدن برای اهل ایمان متفق القولن که اتفقوا، اتفقوا على ان النهايات لا تصح الا بتصحیح البدایات این رو عرض کردیم که این همه چشم می‌ندازیم به اون قف-- افق، به اون قله، به این مثلا منازل انتهایی می‌خوایم یه شبه راه صد ساله بریم این‌ها؟

ولی ایشون داره تصریح می‌کنه که حاج آقا این اشتباه رو نکن.

تا همین بدایات، این ابتدایی‌ها، این منازل ابتدایی رو تصحیحش نکنی، تکمیلش نکنی، تطمیمش نکنی نمیشه برسی به اون منازل بعدی.

ما تو این بحث بودیم که ایشون چند تا شرط رو گذاشتن برای اینکه تصحیح کنی هر منزلو که مثلا اولین منزل که هنوز بهش نرسیدیم یقظه است دیگه، بیداری.

مثلا علائمش چیه؟

نشانه‌هاش چیه؟

بلافاصله بعد از بیداری انسان باید چی کار کنه؟

وقتی یغظه دست داد بهش عجب روشن شدم.

مثلا خودت میگی، میگی رو-- تازه روشن شدم.

تازه فهمیدم قصه چیه.

این یعنی یغظه.

این تازه اول کاره.

طرف فکر می‌کنه خب تازه فهمیدم یعنی تا آخرشو فهمید.

نه عزیز این تازه جرقه‌ای زدن دعوتت کردن.

بسم الله بهت گفتن.

بفرما زدن.

حالا تو باید چی کار کنی؟

ایشون شرط اول رو اخلاص میگیره.

که اینا رو هر شرطشو ما تو یه جلسه به فضل الهی توضیح دادیم که هو اقامه الامر على مشاهده الاخلاص.

به شهود اخلاص بیفته.

مشاهده کنه اخلاص رو در خودش.

دومین شرط فرمودن که متابعت السنة.

سنت پیغمبر عزیز عالم رو تشریع و این شریعت رو تبعیت کنه.

[صدای در] متاسفانه بعضیا به جایی میرسن که دیگه میگن اصلا نماز از ما برداشته شد.

خمس از ما برداشته شد.

ما دیگه رسیدیم به جایی که بازی‌هایی در میارن سومیش فرمود تعظیم النهى على مشاهدة الخوف.

انقدر عقلت رو به کار ببندی در مسیر بندگی که به شهود خوف برسی.

ادابازی نمیشه در، در درگاه خدا.

خائفانه بندگی کنی.

دو تا اشکه که قیامت دست ما رو می‌گیره می‌دونید؟

هیچ اشکی دست ما رو نمی‌گیره.

هیچ اشکی.

[نفس عمیق] لذا فرمود ان كنت باكيا للشي برای هر چیزی گریه کردی قبل الحسن اون لامش لام مالکیته.

یعنی اصلاً گریه شش دنگ اشک سند خورده به نام ابا عبدالله [نفس عمیق] سلام الله علیه.

یعنی هر چیزی دیدی اشکت جاری شد سریع همون خودت یه گوشه یه روضه بخون [نفس عمیق] بچسبونش به امام حسین و الا مالکیتی برت نه بر، بر اون نداری و قیامت مالکش نیستی اون اشک رو به دردت نمی‌خوره.

[نفس عمیق] یکی هم اشک خوفه برای ما بر، از خداست.

از-- کی تا حالا اینجا از خوف خدا اشک ریخته؟

[نفس عمیق] خوف خدا نصیب هرکسی نمیشه.

معمولاً از شوق محبت خدا اشکمون جاری میشه اما خوف [نفس عمیق] مال کسیه که به مقام صلاة رسید در بحث سر الصلاة یا اسرار نماز [نفس عمیق] اونجا یه چیزایی که ما گفتیم در بحث جمال و جلال [نفس عمیق] که معمولاً امم اینطوری هست که انسان تو نماز اگر نماز بگیرتش جمال نماز معمولاً عموم مردم رو می‌گیره.

[نفس عمیق] اشک مردم معمولاً تو، با هییت جمالی نماز جاری میشه [نفس عمیق] اما با جلال نماز هرکسی نمی‌شکنه.

اون خوف میاره [نفس عمیق] و چه اشکیه و چه اشکیه.

من به شما عرض کنم [نفس عمیق] هدیه داشته باشید از بنده.

[نفس عمیق] گاهی این اشکی که از خوف خدا خاصه در صلاة ریخته بشه [نفس عمیق] بار یک عمرت رو می‌بنده.

برسونید خودتون رو.

[نفس عمیق] یه کدورت‌هایی، ظلمت‌هایی، قزاراتی، چه عرض کنم؟

تهم‌نشین‌هایی، [نفس عمیق] یه مقدار با جرات و جسارت بیشتری بخوام بگم ملکاتی از نفس [نفس عمیق] در ما شکل گرفته.

این تاریکی‌ها، این ظلمت‌ها، [نفس عمیق] این زنگارها [نفس عمیق] با قرآن خوندن و دعا خوندن و [نفس عمیق] با نمی‌دونم زیارت رفتن و هیئت اومدن و با هیچ کدوم از این‌ها اون برطرف نمیشه [نفس عمیق] مگر این‌که در صلاة رزقمون بشه از خوف خدا بلرزیم و بگریم.

[نفس عمیق] ان شا الله رزقمون بشه.

[نفس عمیق] بعد می‌بینی که [نفس عمیق] کدورت‌ها رو برمی‌داره.

[نفس عمیق] یک عمر کدورتی گوشه دلته.

هرچی می‌کنی حتی زیارت امام حسین میری، نمیره.

[نفس عمیق] این یادگار از ما امشب داشته باشید.

[نفس عمیق] پس این خیلی مهمه.

[نفس عمیق] نکته چهارم هم که [نفس عمیق] امشب می‌خوایم بگیم [نفس عمیق] حالا من برای اینکه مطمئن شم که [نفس عمیق] تا کجا گفتیم مجبور شدم امروز صحبت‌های [نفس عمیق] خیلی قبلم رو چون [نفس عمیق] دیگه بعد از آخرین باری که ما پیرامون منازل السائرین حرف زدیم قبل شهادت آقا بود، ماه مبارک رمضانی بود.

[نفس عمیق] دو روز مونده بود به شهادت عزیزمون [نفس عمیق] ما این رساله دستمون بود شب جمعه در یا زهرا که بعد از جلسه ما [نفس عمیق] نشستی داشتیم اون حرف‌های کذایی رو [نفس عمیق] اون حرف‌هایی که [نفس عمیق] نباید می‌زدیم رو زدیم تو گرده خودمون.

بعد یکی با موبایل ضبط کرده بود و خلاصه [نفس عمیق] همون پیرامون شهادت رهبر و [نفس عمیق] آینده جنگ و چی و این‌ها که پیچید همه جا.

البته خب ماحصلش زیارت ما از شما شد.

خیلی از شما بعد از اون ما با هم آشنا شدیم.

[نفس عمیق] اینم برکتش بود افتادید تو دام عشق علامه خداروشکر [نفس عمیق] و هنوزم دارن میفتن.

[نفس عمیق] در هر حال اونجا بود.

مجبور شدم امروز اون رو گوش بدم دیدم که ما [نفس عمیق] تا همین سه تا نشانه رو گفتیم.

این [نفس عمیق] بخشیش رو که رسیدیم الان رو همون نگفتیم [نفس عمیق] که چهارمیش میشه و رعایه‌الحرمه.

[سرفه] رعایت حرمت [نفس عمیق] حریم الهی رو نگهش-- هشت تا، هشت تا ویژگی باید داشته باشیم که الان ما تو چهارمیشیم.

[نفس عمیق] که انقدر این‌ها مهمه ما می‌خواستیم هشت تاشو تو یه جلسه بگیم رد شیم.

[نفس عمیق] بعد وقتی افتادیم تو [نفس عمیق] وادیش دیدیم عجب وادی مهمیه.

دیگه هر جلسه‌ای به یک خصوصیت.

امشب [نفس عمیق] رعایه‌الحرمه.

[نفس عمیق] باید حریم و حرمت الهی [نفس عمیق] حفظ بشه [نفس عمیق] و الا نمیشه عزیز دلم.

نمیشه.

تو مناجات عرض کردیم که [نفس عمیق] اشکت هم جاری شد [نفس عمیق] اما حالا با دیده مبنای علمی بهش نگاه کن که ابا عبدالله که عادت حکم الاحسان الی المسيئین تازه [نفس عمیق] دست چرا نمیده به اون جوون؟

[نفس عمیق] میگه چون توبه نکردی، گناه با دستت کردی.

[نفس عمیق] اینا شوخی نیست.

[نفس عمیق] بارها عرض کردم قربونتون برم مزاج عالم رو جدی بگیرید، یک.

مزاج خودتون رو هم جدی بگیرید، دو.

[نفس عمیق] ندیدیم از بزرگان اهل معرفت کسی که [نفس عمیق] دستگاه سیر و سلوکی راه بندازه و توصیه به دیگران بکنه مگر اینکه به این دو توصیه کرد [نفس عمیق] که یک، به یک معنا میشه گفت همون مزاج.

به مزاج توصیه کرد.

اکثراً اینو توجه ندارن.

[نفس عمیق] مزاج عالم بر اساس چیه؟

[نفس عمیق] طهارت، طهارت.

اصلاً عالم بر اساس طهارت سرشته شده.

پاکه، پاکه.

[نفس عمیق] حتی [نفس عمیق] اون چیزی که در نشئه طبیعت نجس العینه مثل سگ، مثل خوک.

[نفس عمیق] تو نشئه طبیعت به جهتی نجس شده.

به جهتی بحث‌های شریعت و دینه دیگه.

ما جرات نمی‌کنیم حرف بزنیم شعار مقدس باید حرف بزنه فقط عرض می‌کنیم با ترس و لرز که به جهتی می‌شه گفت ابتلاء ما، بندگی ما، این‌ها نجس شده ولی در رتبه مثال چی؟

یعنی شما اگر مثلا در رتبه مثال تصور یه سگ خیس رو بکنی نجسی الان؟

نیستی که.

پس این، پس در رتبه‌ی مثال یعنی قوه خیال یا برزخ وجودی یا مثال متصل خودت که رتبه‌ی مافوق تبعته و بدنت مادون اونه.

اگر تصور کنی حتی به تصدیق هم برسی، چی رو؟

صورت یک سگی رو.

سگ مگه نجس العين نیست؟

ولی شما قوه خیالت نجس نیست اینجا.

چون اون سگ تو رتبه مثالی‌ت متمثل شده.

وا یعنی می‌خوام بگم اینجا نجسه، اونور نیست [مکث].

در هر حال این رو حواسمون باشه که مزاج عالم بر اساس طهارته.

اگر کسی مزاج عالم رو به هم بزنه، تمام این عالم دست به دست هم میدن به همش بریزن، بیچاره‌ش کنن.

چرا بعد از نماز اون کم آخر به همه می‌خوره؟

السلام علیکُم.

از امام اسرت بگیر تا تمام کلمات وجودی نظام هستی.

می‌خوای یه در، حرف در گوشی با هم بزنیم؟

می‌خوای رتبه‌تو بفهمی کجاست؟

درجه‌تو می‌خوای بفهمی اصلا چیه؟

سعه وجودی‌ت چقدره؟

از من به شما نصیحت.

تو اون سلام کم آخر که تمام اولیا و انبیا از اساتید دیدیم نه که فقط شنیده باشیم.

دیدیم پیاده کردنشو دیدیم در صلاتشون.

تو اون کم آخر به شدت ملتهب، منقلب و خیلی متوجه بودن که اونو درست پیاده‌ش کنن.

سرش در اینه که شما از همه وحدت، تو بحث صلات در محرم عرض کردیم، از عین وحدت می‌خوای خارج بشی، از محیط وحدت خارج بشی بری سمت کثرات.

اولین در عالم کثرات، اولین که عزیزی که زیارتش می‌کنی و اون سلامت کم، کم سلام بر شما مخاطب قرار می‌گیره، اون کیه؟

امام اسرت.

با، میره، میره الی تا کجا؟

دیگه تا نداره.

تا بردار نیست به قول حضرت استاد.

تمام کلمات وجودی نظام هستی رو اون کم از سلام تو می‌خوره [مکث].

این یعنی تو مزاج عالم رو جدی گرفتی.

عالم رو جدی گرفتی اصلا.

که از من آسیبی به هیچ‌کدوم از شما نمی‌رسه و من آرزوی رحمت و سلامت الهی رو برای همه شماها دارم.

امیرالمؤمنین به پیاده‌سازان حدود می‌فرمود مبادا شلاق داری میزنی یکی رو دار میزنی سنگسار می‌کنی بخندی.

گریه کن شلاق بزن.

گریه کن به دار بیا.

این، اینطوریه.

ببین این رحمت الله الواسعه این با همه عالم در آشتیه.

اشداء علی الكفارشم از رو محبتشه.

اصلا جهنم ادبخانه الهیه.

حضرت استاد می‌فرمودن یه جاییه که تو رو ببرن اونجا ادبت کنن که بری بهشت.

شیطان سگ پاسبان درگاه الهی که پارس کنه تو بری به سمت بهشت.

همه چی حساب شده است.

همه این‌ها کلمات وجودی نظام هستین.

همه‌شون ظهور و بروز اسماء حضرت حق‌اند.

اصلا ما یک عالم داریم، یک عالم.

من دارم چیکار می‌کنم الان با شماها؟

چی رو دارم به فضل الهی با کلمات بزرگان واسطه‌ی القاء به شما میشم؟

رعایت الحرمه.

چگونه ما به این حرمت برسیم؟

دارم نگاهمونو به پیرامون و خودمون عوض می‌کنم.

که حرمت قائل میشی دیگه.

میگی عجب چه خبره در عالم.

عالم یکپارچه بر اساس طهارت سرشته شده.

اگر کسی بی‌طهارتی کنه، چه حواس ظاهری‌ش، چه باطنی‌ش، چه قوه خیالش بره به سمت صور و اشکال قبیحه و که حرمت داره، چه چشمش همین حس ظاهری‌ش بیفته به مکان‌هایی که حرمت داره، چه گوشش و بگیر تا مراتب مافوق مثال که عقلش مشوب به وهم بشه [مکث]، یا قلبش تعلقاتش به دنیا بره [مکث].

یعنی تعل-- اون کثرات خارجی‌یه تو پیرامونش بیاد به قدری دلبسته بشه، بشه کثرات انفسیه.

در رساله سه روس ли الان طواطوایی خوندیم دیگه یکشنبه‌ها.

دلتنگ، دلت-- یعنی توجه به پیرامون باعث می‌شه که در قوه خیالش آلودگی شروع بشه.

بره بزنه به قلبش، تعلقاتش، تع-- مع-- قلب، قلب کجاست؟

محل تعلقه.

تعلقاتش بشه غیر الهی.

بعد تا جایی پیش بره که خدای نکرده روحش دیگه آلوده بشه.

ما تو یکی از اون قلب‌ها یادم نیست کدوم، مبحث کدوم قلب بود.

ما شصت تا قلب رو از قرآن استخراج کردیم.

تو یکی از اون قلب‌ها ما این نشانه‌های آلودگی لایه‌های باطنی وجود رو گفتیم.

یه کسی مثلا سرش، سر و سر دیگه نمیشه چون مرتبه، مرتبه اتصال ما با کا-- دریای لایتناهی وجود و رب وجودی ماست اون که اصلا آلوده بردار نیست.

از سر آلوده امکان داره بشه روح، امکان داره قلب، همینطور عقل میایم به سلسله نزولی.

رتبه مثال و بدن هم که مشخصه.

هر کدوم یه نشانه‌ای داره.

خدا نکنه کسی انقدر آلودگی‌ش زیاد بشه که بره، برسه به اونجاها اون روح کل هیچوقت پاک-- آلوده نمیشه ها اشتباه نشه.

عقل کل همیشه پاکه.

خب؟

عقلی که در من و شماست آلوده میشه.

روحی که تعلق به من و شما گرفته، اون روح حجاب دورش رو می‌گیره.

این‌ها باید درست ترجمه بشه.

غی از مزاج، مزاج عالم باید جدی گرفت.

واقعا اگر کسی بی طهارتی کنه عالم باهاش به هم می‌زنه.

بله.

اسم القهار خدا درش پیاده می‌شه.

اسم القهار می‌شه چی؟

اصلا آن و آن اسماء الهی در کارن.

هیچ اسمی از اسماء حضرت حق نمیشه بیکار باشه، معطل بمونه.

پیاده می‌شه.

القهار یعنی چی؟

به شدت شکننده.

می‌شکندت.

از دهنت بگیر می‌شکند تا جسم و باطنت و همه حیثیتت و همه رو می‌شکنه.

بعد فک-- وقتی فکشفنا عنک بطاءک فبصرک اليوم حدید رخ داد.

این چشم چیزید وقت از چیه؟

از بی-- بدون هیچ گونه حاصلی از دنیا رفتن از فقرته.

یعنی هیچی نداری.

همه شو برداشت.

شکست تو رو.

خودت خواستی.

بی طهارتی یعنی خواندن خدا.

یسبح لله ما في السماوات وما في الأرض دیگه.

آیا گناهکار هم یسبحه؟

بله.

ما في السماوات وما في الأرض.

هرچی که آسمون و زمینه داره تسبیح می‌گه.

تسبیح گناهکار همون لحظه که داره گناه می‌کنه داره می‌گه القهار خدا می‌گه لبیک.

الله اکبر.

این می‌شه چی؟

بر خلاف اساس عالم که طهارته حرکت کردن بعد عالم می‌شکندت.

بعد اون سلام آخر نمازت می‌خواد سلام باشه.

هیچ کدوم از کلمات وجودی این عالم اصلا سلامتو تحویل نمی‌گیره.

اصلاً نمی‌فهمی چی گفتی.

فقط می‌خوای السلام علیکمو بگی تمومش کنی.

نمی‌شه اصلا.

نشدنیه.

عالم بر اساس حقیقت به پا شده.

ما یک عالم داریم، یک عالم داریم، وحدت شخصی.

دیگه تو وادی توحید شنیدید اینا رو دیگه.

حق الله اکبر از این جمله.

چقدر گریه کردیم ما با این جمله توی یادش به خیر دروس معرفت نفس استاد بلاغ.

حق جان جهان است و جهان جمله بدن.

اصلا جهان یک حقیقت بیش نیست.

همینطور که شما یک دو شخصیت دو تا شخص نیستی که یک شخصی اما انواع مختلف داری و قد خ-خلقکم انواعا.

یه طورت بدنته.

مرتبه نازله نفس ناطقته.

حالا ببینم بدن جدایی از نفسه؟

نه.

داریم می‌گیم مرتبه نازله نفسه.

یعنی همون نفسه این شک-- این شکلی شده.

لذا گفتیم که نفس هر شکلی باشه بدن چون ظل نفسه بدن شبیه نفس می‌شه.

اصلا از قیافه می‌شه شناخت آدم چی کارست.

[سرفه] این بحثا تو معرفت نفس گذشته برید ببینید چه خبره در عالم.

من دارم رعایت الحرمه رو میگم.

چی باعث می‌شه آدم حریم نگه داره، حرمت قائل بشه هم برای نظام آفاقی بیرون از خودش خارج.

هم برای نف-- نظام انفوسی که خودتی.

خودتم یک شخصی اما مراتب متعدد.

یه رتبت بدنته، یه رتبت مثال، یه رتبت عقل، یه رتبت قلب، یه رتبت روحه.

همینجوری برو تا سر و سر و همه، همه اینو با تمام لوازم همه اعضا و جواره‌ات، باطن و ظاهرت همه، همه یک شخصیت دیگه.

حالا این رو برگردون همینا.

می‌گه من عرف نفسه فقد عرف ربه.

اگر الله اکبر از-- واقعا معجزه قولیه پیغمبر و امیرالمؤمنینه.

کسی که نفسش رو شناخت اینجا ارزش جلسات معرفت نفس خودش رو نشون می‌ده.

قطعا فقد عرف ربه.

تازه رب خودشو از اون رساله صد وجه، صد وجه در عرف من حدیث من عرف صد وجهش حضرت استاد نقد کرده.

یه وجهش همینه.

می‌گه رب خودش رو می‌شناسه ها.

حواست باشه ها.

نه رب دیگران، نه اون الله را.

نه.

من عرف نفسه.

هرکس نفس خودش رو شناخت فقط عرف ربه هو.

یعنی رب نفسش رو شناخت.

اینم خودش نکته‌ست.

هر کدوم شما اینجا نشستید یه ربی دارید در طول رب مطلقه.

اسم اعظم وجودیه.

حصه وجودی شماست.

بارها و بارها دربارش صحبت کردیم، اهمیتش رو گفتیم.

حالا کوشش نوا از خودم عذرخواهی می‌کنم.

ببخشید.

همه این‌ها یک وجودند [مکث] در نظام در خود شما، در خود شما همه مراتب یک وجودین.

در نظام انفوسی.

بیرون از شما چی؟

بیرون از شما در نظام آفاقی‌ام حق جان جهان است و همینطور که شما یه جان داری یه بدن داری دیگه.

مطلقا یه ظاهر داری، یه باطن.

اگر بگیم دو وجه یا دو طور به طور کلی دو طور از خودت رو بگو.

می‌گی هو الاول والآخر والظاهر والباطن که هست.

یه ظاهر دارم، یه باطن، یه اول دارم، یه آخر.

که همون ظهور اسم اول و آخر حق و ظاهر و باطن حقه.

من یک ظاهر دارم، یک باطن.

ظاهرم این بدنمه، باطنم جانمه.

حالا می‌گه من عرف نفسه نفستو شناختی؟

فقد عرف ربه.

حق هم همینطوره.

حق جان جهان است و جهان جمله بدن حالا تو اگر به این جهان بی‌حرمتی کنی، حرمت همین خاکی که روش نشستی رو نگه نداری.

همین خاک بیچاره‌ت می‌کنه، همین خاک.

خاک نشینت می‌کنه، بی-بیچاره‌ت می‌کنه.

این خاک هم "في الأراض آيات للموقنين" رو آیات الهی نشستی.

اصلاً ما نداریم چیزی جز آیات الهی.

چرا بزرگان به جایی می‌رسن؟

حالا من بکنم ادا در میارم.

آقا چرا من از مرحوم آقای بورچردی روحش شاد یا اواخر عمر بهش میگن همیشه اینطوری می‌خوابید.

ببخشید اینطوری، اینطوری می‌خوابید.

میشه؟

میشه اصلاً؟

نشسته خوابید.

هیچوقت پاشو دراز نمی‌کرد.

من یه شب این کارو کردم [صدای خنده] زانوهام شکست.

ادا درآوردم چون حقیقتشو نفهمیده بودم.

ادا درآوردم زانوهام شکست.

چرا به نظر شما؟

العزی بالله دیوانه‌اند مگه اینا؟

نه.

رعایت الحرمه.

تا کسی این حریم الهی رو درک نکنه و قدر و اندازه‌ی خودش و این نفس ناطقه‌ش که تنها وجودی‌ست بین وجودات که بز-- به وزان حضرت حق آفریده شده از حیث ذات و صفات و اسماء و افعال.

الله اکبر.

تا این حرمت خودش رو ندونه و حفظ نکنه، تا حرمت نظام خارج رو درک نکنه، چه سیر صلوکی آقا، این بازی‌ها چیه؟

چه صلاتی، چه حضور قلبی.

برای همین بزرگان میگن مزاج عالم رو بشناس که گفتیم یه چیزکی چون قبلاً بحث باش گذشته من فقط توجه‌تون رو جلب کردم.

مزاج خودت رو هم بشناس.

مزاج تو هم یه بحثش بحث طبیعیه که عرض کردیم همون بحث‌هایی که سی و یک جلسه در سر مکنون خواستید رجوع کنید پیرامون مزاج ما سخن گفتیم.

تو کانال مرام گمنامی هست.

سر مکنون.

دسته‌بندی کردیم.

الحمدالله خیلی اهل پژوهش و تحقیق و دانشجو و طلاب پیام و اینا دادن یا حضوری گفتن ما ندیدیم جایی اینطوری دسته‌بندی شده باشه.

گفتم حاصل برکت وجود این دوستانه.

جمع شدن ما رو تهیج کردن، ترغیب کردن ما اینا رو گفتیم.

ولی یه بخشیش تو کتاب قانونه، یه بخشیش تو اشارات شیخ الرئیسه، یه بخشیش نفس، نفس الشفاست، یه بخشیش تو اسفار ملاصدراست، یه بخشیش تو هزار و یک نکته از استاده، یه بخشیش تو نسبه العنص، بخشیش تو تعمیق القواعد، بخشیش تو فصوصه، بخشیش-- یعنی اونایی که ما گفتیم.

بخشیش تغییرات فلسفی از امام علیه الرحمه‌ست.

ما اونا رو جمع کردیم.

بعد بخشیش هم هیچ کجا شما اصلاً پیدا نمی‌کنید.

تازه قرار بود ما چهل جلسه دیگه هم ادامه‌ش بدیم.

احکام نجومی هم بهش اضافه کنیم که متأسفانه بی‌انصافی یک سری باعث تعطیلی اون جلسه شد.

مسخره می‌کردن ما رو.

بحث روح بخاری بود.

حاج حسین آقا بودن تو اون جلسات، شاهدند که بعضیا چی می‌گفتن؟

لوله بخاری.

حاج آقا لوله بخاری اومد.

مسخره می‌کردن ما هم به شأن حرمت، رعایت الحرمه.

چون حرمت نگه داشته نمیشد تعطیلش کرد.

و الا اون میشد یه، میشد یه واقعاً یه رساله وجیزه‌ای البته اما به درد بخور برای شما پیرامون احکام نجومی در بحث مزاج چه خودت، چه جهان پیرامون.

مزاج خودت هم از عناصر اربعه تشکیل میشد.

اما از کجا میومد این عناصر اربعه؟

برو از اون نه فلک، فلک نهم بگیر تا فلک هشتم که در دوازده برج درش آثار اون‌ها در هفت فلک پیر مادون خودش که همه اینا بحث گذشت دیگه.

بیا تا اون حالا آباء سبعه و امهات اربعه و موالید ثلاثه که بعد از ام-- امتزاج این عناصر اربعه شخص حضرت عالی این بدن جسمت به وجود اومده.

چه خبر بوده در عالم تو فقط بدن شما متکون بشه.

بعد نفس از کجا سر کله‌ش پیدا شد؟

در چون جسمانیة حدوث ما به فرمایش ملاصدرا از دل همین بدن.

در چهار ماهگی نفس از دل همین بدن منشأ شد، منشأ شد، انشا پیدا کرد.

حالا هر اسمی بخوای بذاری متکون شد از دل این بدن.

این بدن از کجا بود؟

از عناصر اربعه.

مزاج داره دیگه.

حالا این مزاج رو بریز به هم.

گناه مزاج رو به هم می‌ریزه.

عبادت مزاج رو به سمت اعتدال می‌بره.

خود حضرت استاد فرمودن ختم قرآن، دقت کنید، ختم قرآن داشتن تو برنامه سالک باید باشه.

نه اینکه این سوره رو می‌خونم قبل خواب، این سوره رو ق-- بعد از خ-- بیداری از خواب، اینطوری اونا ب-- درست.

ختم قرآن مزاج رو معتدل می‌کنه.

می‌دونستید؟

می‌دونستید اشک درست بر امام حسین، اینکه میگم اشک درست حساب شده کلمات رو دارم استخدام می‌کنم.

چون مگه اشک نادرست هم داریم؟

بله.

اشک درست بر امام حسین ریخته بشه مزاج رو معتدل می‌کنه.

که ما یک جایی گفتیم حالا یادم نیست تو کدوم مبحث خصوصیات مختصات اشک درست که مزاج رو معتدل می‌کنه گفتیم.

رد پاش هم در خصائص الحسینیه شیخ جعفر شوشتری یه چیزکی هست اونجا.

که دیگه معتدل‌ترین مزاج، مزاج کسی‌ست بین شما معتدل‌ترین مزاج که دیگه سینه‌ش میشه سفره و گنجینه معارف الهیه مزاجی‌ست که حال امام عصر بهش منتقل می‌شه.

در گریه بر سید و شهدا حال آقا به ایشون منتقل می‌شه.

این دیگه منت-- این معتدل‌ترین مزاج رو داره.

آقا ربط مستقیم مزاج به اشک بر امام حسین.

این حرفا چیه داری می‌زنی حاج؟

این حرفا از کجا اومده؟

به خدا قسم که به کمرم بخوره اگر زیر بیرق یا زهرا دروغ ببندم.

به خدا قسم که تک تکش در کتاب‌های بزرگان جامع الاطراف ما داره خاک می‌خوره.

یه بیچاره‌ای مثل ما رو زدن پس کله‌ش داره با زبان همه فهم اینا رو برای شما مزه مزه می‌کنه و میگه.

اینا رو قدر بدونید، بنویسید، پیاده کنید، با همسرتون مباحثه کنید و جدی بگیرید.

رعایت الحرمه.

آقا خلاصه‌ش ه-- اصن تمام این حرفایی که من زدم، وقتم هم فکر کنم دیگه تموم شده.

تمام این حرفایی که من زدم، بله نیم ساعت شد قشنگ.

تمام حرفایی که من زدم رو بخوام جمع کنم تو یه جمله.

چی بهتر از قرآن؟

اصلاً تجلی اعظم حضرت حق قرآنه که عین-- وقتی عینیّت پیدا شده، پیدا شده از اون تجلی اعظم، شده جهان آفا-- نظام آفاقی.

وقتی حالت کتب‌شده به خودش گرفته، شده قرآن کتب‌شده، نوشته‌شده.

وقتی ظهور و بروز اتم حقیقی به خودش گرفته که محل جمع‌الجمع همه اسماء به نحو، به شکل انفسی‌ست، شده انسان کامل.

اینا هر سه وجه ان-- قرآنه.

یعنی شما رو زمین راه میری، حالا من یه سری حرفا رو معذورم بزنم.

بعد می‌بینی که تازه می‌فهمی چرا بوشههافی تا آخر عمرش پا برهنه بود.

یه سری حرفا رو وقتی به وقتش انسان باید بزنه.

نباید اصن بعضی از حرفا رو اصن نباید بزنیم دیگه تا آخر عمرمون، اونور بهتون میگن.

چون نمیشه اصلاً اینجا، نمی‌گنجه اینجا.

اینجا ظرفیت شنیدنش نیست.

چون نمیشه آدابشون رو رعایت کرد.

تازه می‌فهمید چرا بعضیا، چون یه عزیزی، یه آقای تحصیل‌کرده‌ای بد گرفته بود حرف ما رو پیام داده بود به ادمین کانال فحش رو کشیده بود به ما که این داره ملت رو بیچاره می‌کنه که تو جلسه‌ش گفته یه جمله به شما میگم بیابون گردتون کنه.

یعنی چی؟

این حرفا چیه؟

مردم زندگی دارن، زن و بچه دارن.

بیابون گردتون بکنه.

خب نمی‌فهمه دیگه حرفو چیکار کن.

مگه شاگردای حاجی ملا حاجی س-- حالی-- حاجی ملا عادی سبزواری بعضیاشون یا ملا حسین قلی همدانی مگه بعضیاشون بیابون گرد نشدن؟

گرفتار جلال خدا شدن، بیابون گرد شدن.

فهمیدن هرچی هست ظهور و بروز آیات خداست.

فهمیدن، رسیدن، چشیدن، بیابون گرد شدن.

نه اینکه بگم از فردا شما بیابون گرد بشید، دست از زن و بچه و کار و...

نه خود منم دارم زن و بچه دارم، کار دارم، برم سر اداره‌م.

زندگی دارم، خونه دارم، ماشین دارم.

مثل شما دارم زندگی می‌کنم.

کی اینطوری گفته؟

این بیابون گردی یعنی اون آوارگی که شما دارید می‌فهمید من منظورم چیه.

یک سر زو-- سوزن دیگه دل به دنیا نبندی.

که البته یکیس مثل من بی‌ظرفیت باشه یهو میشه، میشه‌ها.

من چند بار زدم به بیابون.

یه بارش خدا رحمت کنه حضرت آیت الله العظمی آقای فقیه امامی نجاتم داد.

تو بیابونای جمع کرون رفته بودم.

نه می‌تونستم غذا بخورم، نه آب بخورم.

آدم بی‌ظرفیت باشه اینطوری میشه.

این چیزا رو زود یه دفعه بفهمه.

ایشون ما رو برگردوند، نجات داد، نجات داد.

چند بارم حالا کسای دیگه.

همه این حرفایی که ما چرا داریم میگیم رعایت الحرمه.

قربون همتون برم.

این صد منزل درست جا نمیفته برای ما و ما سالک نیستیم مگر اینکه این رعایت الحرمه تو ما اول جا بیفته.

بخ-- بفهمیم چه خبره در عالم، چه در نظام آفاقی و چه در نظام انفسی.

اون موقع نمازت نماز میشه، حضورت تام پیدا میشه.

سر و کله حضور میاد.

حضور یعنی مراقبه، مراقبه میاد.

مراقبه بیاد دیگه اصلاً جرأت نمی‌کنی گناه کنی، جرأت نمی‌کنی.

به قول سید بن طاووس چجوری جرأت می‌کنی نیت گناه کنی؟

امام صادق صلوات الله علیه فرمود من در تعجبم تو رو چه به نیت گناه کردن، نیت گناه، چه برسه عملش.

این رعایت الحرمه انسان رو به اینجا می‌کشونه.

همه رو جمع کنم تو یه آیه قرآن، همتون باید دیگه حفظ باشید.

انقدر این آیه رو من گفتم و انقدر شیرین مثل احلی من العسل خوردیمش این آیه رو هممون، دیگه حفظید.

همه این کثرات از کجا منتشر شدن؟

إن من شيء هیچ چیزی نیست إلا خب همه ما یک چیزیم، یک شیئیم.

عندنا خزائنه.

عندنا خزائنه.

عندنا عندالله عندالله عند ربه يرزقون.

این مقام اندیت که مقام فاطمه زهراست سلام الله علیها.

همه از اندیت پیاده شدن.

آیا حرمت پیدا نمی‌کنه؟

الله اکبر.

شما نگاه کن بسرا.

بعد می‌بینی امیرالمؤمنین، مالک میگه دیدم تو جنگ یکی رو سر می‌زنه از وسط دو نیم می‌کنه، دو تا رو هم مجروح می‌کنه.

[سرفه] ابوالفضل صلوات الله عليه هم در کربلا همینو از امام حسین دید.

هر دو سؤال کردن از امام.

هم مالک از امیرالمؤمنین، هم ابوالفضل العباس صلوات الله عليه از امام حسین صلوات الله علیهم اجمعین.

آقا جان شما ما رو می‌بینی با این ز-- شمشینی که دست شماس یه ضربه به هرکی بزنی کارش تمومه.

چگونه‌ست که بعضی‌ها رو فقط مجروح می‌کنی؟

به قول ما لب پرش می‌کنی.

یه کاری می‌کنی فقط مثلاً انگشتش قطع شه، مجروح شه، بذاره فرار کنه.

حضرت فرمود ما نگاه می‌کنیم تا نسل از ن-- در نسل این شخص رو.

اگر یه دونه محب ما، یه دونه که پذیرش ولایت ما آل الله رو صعë وجودیش اقتضا کنه که بپذیره، اینو نمی‌کشیم.

به حرمت اون یک نفر نگهش می‌داریم.

چه خبره در این عالم؟

رعایت الحرمه.

در هفتاد نسل بعدش، چهل نسل بعدش، هفت نسل بعدش، سه نسل بعدش.

چه می‌دونیم ما؟

یک آدمی که حریم نگهدار مولا می‌بینه به حرمت همون نگرش می‌داره.

بابا داره با من می‌جنگه بذار بکشم تمومش کنم بره.

نه، در صلبش یک motfe خوابیده که حرمت و حریم رو نگه می‌داره.

الله اکبر.

اصلاً ولایت یعنی رعایت الحرمه.

[مکث] کسی که حرمت نگه نمی‌داره از ولایت خارج می‌شه.

من هانت علیه نفسه فلا تأمن شره.

امام هادی فرمود کسی که دچار اهانت نفس شد از شرش ایمن نباش.

کسی دچار اهانت به نفس می‌شه، راحت گناه می‌کنه، به خودش توهین می‌کنه که حرمت خودش رو شکسته.

حرمت نظام آفاری رو شکسته.

حرمت دستگاه راهی رو-- غرق حضرت حق رو شکسته.

الله اکبر.

[صدای بچه] شما با این نگاه، با این نگاه زندگی کن.

ببین چگونه ورق برمی‌گرده برات.

با رعایت الحرمه.

[مکث] همسرش سیده.

چند تا دستور داریم حتی می‌خوای بری بخوابی، می‌خوای بری بخوابی [مکث] میگه حق نداری از بالای سر...

بچه‌هات سیدن می‌خوای بری تو رختخواب بخوابی.

همسرت سیده می‌خوای بری تو رختخواب بخ-- حق نداری از بالا سر وارد رختخواب بشی.

بی‌حرمتیه.

می‌دونستید اینو؟

چه خبره در عالم [مکث].

خون حضرت زهرا تو وجود ایشونه.

باید از پایین پا بری وارد بستر بشی.

الله اکبر.

خدا من چی بگم؟

چه خبره در عالم [مکث]؟

بازم بخوام اون آیه ش چیکار کنم بعضیا تون هم به گریه میفتید منو حالمو منقلب می‌کنید یه ذره چیزکی دیگه بگم.

همه اینا رو بیارم توی یه روایت جمع کنم.

اون آیه ش [آیه قرآن] همه نازل شده‌ایم از اون [مکث] عندالله.

حالا تو روایت وجودک ذنبٌ الله اکبر.

آخرین جلسه اس– اسرار نماز فکر کنم اینو گفتیم.

حضرت استاد بارها و بارها این آه می‌کشیدند می‌گفتند وجودک ما نداریم.

برای همین میگه وجودک ذنبٌ وجود تو، این نگاه، این نگاه گناهه اصلاً.

وجودک نداریم، وجودهو تمام [مکث].

وجود یک وجود [مکث].

اصمت کیه؟

الذي لا جوف له کسی که همه جا رو پر کرده هیچ کجا از او خالی نیست.

خب شما کی هستی؟

هو الاول والآخر والظاهر والباطن.

حضرت استاد فرمودند [مکث] هر اولی هبه، [مکث] هر آخری هبه، [مکث] هر ظاهری هبه و هر باطنی هبه.

الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر.

من ای یوسف کسی اینو بفهمه [مکث] چه بلای عشقی سرش بیاد.

بعد میره بالای کوه مردم رو ریز و پیزه می‌بینه و نه که حرمت بر اونا قائل نشه.

دلش می‌سوزه اشک می‌ریزه برای این مردم.

چرا خودتون رو به این دنیا فروختید؟

اقرأ ورقه تعالى بالا بیایید.

[مکث] و انا الیه راجعون.

به سمت او برمی‌گردید [مکث].

خدایا جلسات ما رو تا برزخ ادامه بده.

神.

جلسات ما رو تا قیامت ادامه بده.

神.

بریم اونجا محضر امیر بیان به به به زانو بزنیم مولا برا ما حرف بزنه.

[عصبی شدن] بریم زانو بزنیم حضرت زینب برا ما روضه بخونه.

[مکث] حاجی این حرفا چیه؟

من نمیگم که اون عارفی که امام عصر رو دید یادتونه دفعه دوم خواست خواهش کنه دوباره آقا کجا ببینمت؟

می‌شه بین الطلوعین فرمود نه بین الطلوعین مطلق.

چرا آقا؟

ما مجلس روضه داریم هر روزو.

خب آقا ما هم میایم شرکت می‌کنیم گریه کن مجلس روضه شما.

فرمود شما توانشو ندارید.

چرا آقا جان؟

چون هر روز صبح بین الطلوعین امام عصر فرمودن به اون عارف هر روز صبح تو بین الطلوعین چرا میگه نخواب اون لحظه؟

تو بین الطلوعین عمه جانمون زینب برا من روضه می‌خونه [خنده].

عمه جانم به من میگه چه بلایی سرشون آوُد.

چه خبره بین الطلوعین؟

بهشتی‌ها، حسینی‌ها بهشتی‌اند [مکث].

زینبی‌ها بهشتی‌اند.

گریه کنای امام حسین بهشتی‌اند.

بین الطلوعین [مکث] یعنی بین یدای [مکث] رحمت [مکث] وال مستشهدین بین یدای دیگه [مکث]، دیگه حرفامون داره خیلی خاص الخاص می‌شه.

شر– شرمنده‌ام حالتون هم داره منقلب‌تر می‌شه و بعد من حرفایی می‌زنم که دوباره کار دستمون می‌ده.

میره بیرون و ما رو اذیت می‌کنن، شما رو اذیت می‌کنن.

ببخشید.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

神.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

神.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

神.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات الله علی محمد و آل محمد و آ Last.