ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.

الحمدلله على کل نعمه واسأل الله من فضله.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله وربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سواه فداه.

ان شا الله که حضرتش هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه.

و از سائر جمع ما و متعلقین ما رو به توجه عرفانیشون دعا کنن صلواتی خد بفرمایید.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

چقدر صبح‌های جمعه شیرینه.

این سه تا صبح جمعه‌ای که ما یا زهرایی‌ها به جهت اجتماعات شب‌ها خب کمل ما داشتیم شب‌های جمعه دیگه انداختیم صبح‌های جمعه انقدرررر شیرینه به ذائقه دل همه مون که الان آدم دوست داره سنتو عوض کنه و دیگه پیاد صبح‌های جمعه برگزار بشه.

انقدر شیرینه.

خیلی شیرینه.

الحمد لله.

صبح جمعه آدم فما احلی اسماءکم.

اسماء اونا مثل عسل به کام میشینه و شیرین.

خدا از ما نگیره.

ما شب‌های جمعه در یا زهرا که بودیم منازل سائرین خواجه عبدالله می‌گفتیم.

یعنی دیگه لقاءالله رو در صد و چهل و دو جلسه بحثش جمع شد و قول داده بودیم که بریم ان شا الله صد منزل دل خواجه عبدالله رو کار کنیم که در حقیقت عرفان نظری‌ست.

تا پیش از این چند ساله ما همش عرفان عملی-- عرفان نظری کار کردیم.

ببخشید خواجه عبدالله کتابش عرفان عملی‌ست.

ما در حیثیت عقل نظری کار کردیم چندین سال.

تازه داریم سرازیر میشیم به سمت، میریم به سمت عرفان عملی یا عقل عملی.

خواجه عبدالله صد تا منزل پیش رو ما گذاشته که سالک الی الله از این ده تا گردن، این صد تا گردن رو باید بگذره که قدم اولش ده تاست.

حالا بهش می‌رسیم ان شا الله.

ما ابتدا که در مسجد بلال به فضل الهی معرفت نفس رو شروع کردیم و میشه گفت مهم‌ترین مبحث اونم این تو این حدود بیست تا موضوعی که ما چند ساله با هم کار کردیم مهم‌ترینشون معرفت نفس بود.

اونجا چون حیثیت نظری داشت برای اینکه بحث تکمیل بشه ابتدا هدیه تقدیم می‌کردیم در معرفت نفس.

هدایای سلوکی و عملیات بندگی، خطومات، اذکار این‌ها از اساتیدمون هدیه می‌کردیم.

بعد که سیر و سلوک لواسون راه افتاد دیگه اونجا شروع کردیم چون اصلاً حیثیتش عملیه این خطومات.

و ما حدود چهل و سه جلسه، دقیقاً چهل و سه جلسه مقدمه معرفت نفس رفتیم که دو جلسه‌ش بارگذاری نشد.

چهل و یک جلسه تو کانال هست.

یک یا دو جلسه دیگه مقدمه بریم ان شا الله ورود به متن می‌کنیم.

مهم‌ترین بحث ما هم اونجاست.

دیگه بعد ورود متن کتاب کنیم دیگه هدیه‌ای نداریم اونجا تقدیم کنیم.

این و از این حس دارم میگم که یه کسی دفتر کاغذ اینا به دست نگیره که ما هدیه‌ای تقدیم کنیم بنویسه.

فقط در بحث سیر و سلوک لواسون ان شا الله چون سیر و سلوک که عملیه است اونجا دیگه ما هدایامون رو اونجا تقدیم می‌کنیم.

چه از حیث خطومات و اذکار و دستورات و حالا ختم سور مثل اون یکی از سنگین‌ترین دستوراتی که هفته پیش در لواسون تقدیم کردیم که از جهتی خوشبختانه و از جهتی متاسفانه در کانال هم بارگذاری نشد.

شاید اگر اقرار نکرده باشم شاید حدود هفتصد هشتصد تا پیام از تهدید و آه و نفرین بگیر تا خواهش و درخواست و این‌ها و دعا و چی و اینا که این صحبت یکشنبه بارگذاری بشه.

به همین جهت ما هم حقیقتش تن و بدنمون به شدت ترسید از این پیام‌ها.

دیگه به بچه‌ها می‌خوایم بگیم که بگذارن یه بخش‌هایی‌شو حذف کنن بگذارن بقیه‌شو.

و اگر ان شا الله گذاشتن دوستان حتماً و حتماً شما رو توصیه می‌کنم به اون هدیه‌ای که ابتدای جلسه یکشنبه هفته پیش در لواسون تقدیم کردیم از مهمات بود برای دفع شر آمریکا، اسرائیل.

هرکس ما یاد گرفت حتماً ابتدا برای دفع شر اسرائیل و آمریکا انجام بده.

پس امروز اینا رو گفتم که سلسله بحث‌ها رو بدونیم و دیگه ما هدایا رو اینجا تقدیم تو منازل صائرین یا عرض شود معرفت نفس و اون مباحث کتاب الموت و سیر و سلوک علامه سید بحر العلوم و قلب در قرآن اینا دیگه هدایا نداریم.

همشو انشاالله همون یکشنبه‌ها در لواسون تقدیم می‌کنیم.

پیش از اینکه بریم مقدمه بعدیمون برای ورود به کتاب صد منزل دل یا منازل الصائرین رو بیان کنیم، یک می‌خوام همه با هم وجودمون بیشتر از این متبرک بشه به صوت رهبر عزیزمون.

کمتر از یک دقیقه است.

این رو همه با هم گوش بدیم.

من یه نکته‌ای رو خدمتتون تقدیم کنم.

به سار روح بلندش صلوات بفرستید.

[صدای جمع] اللهم صل علی محمد و آل محمد.

[صدای رهبر] بنده امیدم و نگاهم نسبت به آینده این کشور خیلی روشنه.

[صدای کف] بنده می‌دانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملت رو به متعالی‌ترین درجات برسونه و بدانید که انشاالله ملت ایران به برکت اسلام، به برکت نظام اسلامی، به عالی‌ترین درجات یک ملت در حد و اندازه ملت ایران خواهد رسید بدون تردید.

و بدانید که توطئه دشمن، حرامکاری دشمن، حمله دشمن، ضربه دشمن هیچ اثری نخواهد داشت و به معنای واقعی کلمه دشمن هیچ غلطی نخواهد توانست بکند.

[صدای جمع] الله.

Thارش باز هم صلوات بفرستید.

[صدای جمع] اللهم صل علی محمد و آل محمد.

ما اولین باری که با پشتوانه فرمایشات این چنینی رهبر عزیزمون و حالا شاخه‌های متعدد علم اعلام کردیم مطالبی رو و برای بعضیا خیلی تعجب‌آور بود و به ما انگ فالگیری و دروغگویی و رمالی و این‌ها زدن.

وقتی جلوتر رفتیم همون‌ها شد.

بعد این جسارت رو خدا به بنده حقیر اعطا کرد که صراحتاً بیان کنم اگر همون فرمون تو همون جنگ چهل روزه رفته بودیم جلو، سه ماه طول می‌کشید اما کار تموم بود.

چیزی که ما متوجه شده بودیم همون اول گفتیم.

بعد چقدر ما رو تهمت زدن، چقدر تهدید کردن، چقدر اذیت کردن که متأسفانه این توقف نفس بخشیدن به دشمن بود و باز شدن دست دشمن بود و افتادن تو بازی مذاکرات و این طناب پوسیده و دیوار ترک خورده مذاکرات بود که بعضیا هستن انگار سندرم مذاکره دارن.

ما گفتیم ما رو تهدید کردن.

الان خودشون افتادن به همین حرف.

میگن مثل که مذاکرات بیخود بود، اشتباه بود.

خودشون دارن اقرار می‌کنن.

همونایی که ما رو تهدید می‌کردن.

این چیه؟

این کیه؟

این شیخ چیه داره میگه؟

همونا.

و من واقعاً [سرفه] متأسفم این اتفاق رخ داد.

باز هم به ضرس قاطع دارم عرض می‌کنم من نه، خیلیا دارن میگن الحمدالله زبان خدا لطف کرد اخیراً زبان اونهایی که باید یه مقدار زبانشونو باز کنن بدون ترس الحمدالله باز شد.

این هفته گذشته دیدیم کسایی که باید فریاد بزنن، فریاد زدن و گفتن دیگه بسه.

دیگه بازی بسه و ادامه بدید.

همه ملت یکپارچه در اجتماعات فریاد انتقام، انتقام خون رهبرشون رو دارن سر میدن و یک نفر نیست که دلش خوش باشه به این مذاکرات.

بس کنید و کار رو تمام کنید حداقل از اینجا به بعد که بنده دارم میگم اگر ادامه بدن شش ماه طول می‌کشه ولی کار تموم می‌شه.

سه ماه شد شش ماه.

اما کار تموم می‌شه.

باز گوش ندن، باز ملت ضرر کنن.

من اینو دارم میگم حالا هرکی می‌خواد پشت سر ما هرچی بگه ما دیگه دل رو زدیم به دریا [سرفه] و حدود بیست تا بشارتی هم که خدا لطف کرد ما دادیم قبل از جنگ، هجده تاش اتفاق افتاده.

دو تاش مونده فقط.

اونا هم انشاالله داره اتفاق میفته.

خدا به آبروی حضرت صدیقه شهیده و به آبروی این بیرق‌هایی که ما یک عمر تحت سایه‌اش نفس می‌کشیم، شر دشمنان خارجی و داخلی ما رو به خودشون برگردونه و هرچه زودتر به قول رهبر عزیزمون اون حس پیروزی رو به کام مردم ایران بچشونه.

[صدای جمع] آمین.

یه صلوات ختم کنید.

[صدای جمع] اللهم صل علی محمد و آل محمد.

ما در خصوص مقدمات منازل صائرین ورود کرده بودیم به شرایط عبور از منازل ابتدایی.

چنانچه خاطر شریفتون باشه گفته بودیم که "واعلم ان العامه من علماء هذه الطائفه والمشیرین到 هذه الطريقه اتفقوا على ان النهايات لا تصح إلا بتصحيح البدایات.

گفتیم این منازل بعدی این‌ها تکمیل نمی‌شن.

اصلاً انسان نمی‌تونه اون‌ها رو به اون منازل نهایی برسه.

نمی‌تونه به معراج برسه.

نمی‌تونه لبیک بگه به فرمایش قرآن که تعالى تعالى به فرمایش امیرالمؤمنین اقرأ ورقه بخوان بالا برو نمیشه مگر به تصحیح این منازل ابتدایی.

حالا حضرت شیخ اینجا منا-- در منازل السائرین خواجه عبدالله اینجا می‌فرماید که برای اینکه این منازل ابتدایی تصحیح بشن و کامل بشن زیر پای ما محکم بشه در مسیر عرفان عملی و سیر و سلوک بتونیم گام به گام بریم جلو منازل بعدی برسیم چند تا شرط گفته.

یکیش اخلاص بود و اقامة الأمر على مشاهدة الاخلاص بود که یک جلسه دربارش توضیح دادیم.

دیگرش متابعت سنة بود.

تبعیت سنت پیغمبر و اهل بیت بود که اینم یه جلسه دربارش صحبت کردیم.

متأسفانه این جلسات که دارم میگم هنوز تو کانال نیومده.

حالا علتش چیه؟

از عوامل پیگیری کنید.

سومیش و تعظیم النحو على مشاهدة الخوف بود.

این رو هم توضیح دادیم.

به جایی برسه که انسان به شهود خوف برسه.

اینم توضیح دادیم.

چهارمیش که امروز می‌خوایم بگیم رعایت، رعایت الحرمه.

خیلی مهمه این رعایت الحرمه.

قربونتون برم تک تک شمایی که اینجا زانو زدید در خونه امام عصر امروز بدونید که تا این شرط لحاظ نشه ما از همون گام اول و همون منزل اول سیر و سلوک که به قول خواجه عبدالله یقظه و بیداری‌ست نمی‌تونیم دیگه تکون بخوریم بریم به منزل دوم که توبه است.

این ده منزل فصل اول رو که ولش کن اصلاً از خود، از خود یقظه هم نمی‌تونیم بریم به منزل دوم که توبه است برسیم.

چه برسه به منزل دی-- منازل دیگه.

ده منزل اول این‌هاست؛ یقظه، بیداری که باید دربارش انشاالله بحث بشه.

توبه، محاسبه، عنابه، تفکر، توکل، اعتصام، فرار، ریاضت و سماع.

این ده منزل اوله.

حالا شما تو کدومشید انشاالله اون جلوترایید.

اما این رو بدونید تا این رعایت الحرمه اتفاق نیفته که سالک این در حقیقت حرمات و مقدسات الهی رو رعایت نکنه، نمی‌گذارن اجازه بهش نمیدن که قدم از قدم برداره و تربیت بشه تا بتونه به مدارج عالیه برسه.

علتش رو می‌خوایم امروز با همدیگه از کلام بزرگان بیرون بکشیم ببینیم علتش چیه؟

ببینید عزیزان کسی که حرمت حریم الهی رو نگه نداره، حرمت حضرت حق رو چه در خلوت و چه در جلوت نگه نداره.

یه مشکلی در سیستم یعنی در وجودش ایجاد شده.

اون مشکل اسمش هست بی‌صداقتی.

یعنی چی؟

یعنی اینکه با صدق و راستی در خانه خدا نیومده.

اون دعای قرآنی شریف که روحش شاد حضرت استاد خیلی تأکید به این دعا داشتن.

همیشه ما به شما توصیه کردیم.

از لا بلا صحبت‌های ما هم هدیه میاد خود به خود می‌جوشد.

خدا رحمت کنه شیخ رجب علی خیاط که به دوستانش می‌فرمود اگر خواستید امام عصر رو زیارت کنید روزی صد بار این دعای قرآنی رو بگید.

خدا رحمت کنه مرحوم آمیرز، میرزا نه حضرت آ-- میرزا اسماعیل دولابی محضر یکی از اولیاء خدا تقریباً هفته پیش به فضل الهی رسیدن از رفقای قدیمی حضرت علامه.

ایشون هبه الهی به بنده بود و ایشون، ایشون فرمودن که بین این عرفا هیچ کدومشون به لطافت وجودی و روحی آمیرزا اسماعیل دولابی نبودن.

طوری که بزرگان اهل معرفت می‌اومدن زانو می‌زدن.

البته خیلی هم اذیتش کردن.

ایشون هم توصیه داشتن این دعای قرآنی و شریف رو که من خودم هر کجا قدم می‌گذارم میگم بیرون میرم میگم.

آثارش هم دیدم شما هم ببین بگید و ببینید.

رب ادخلني مدخل صدق واخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطانا نصيرا.

یک جلسه طلب شما که انشاالله به فضل الهی یه روزی تفسیر انفسي این آیه رو بیرون بکشیم و با همدیگه به جز اون تفسیر آفاقی و شأن نزول، پیرامون تفسیر انفسی این آیه با هم گفت‌وگو کنیم.

بسیار عالی آیه شریفی‌ست.

تا انسان صداقت نداشته باشه به امام عصرش نمی‌رسه.

اون وجه العِلْمِ من لدنک سلطان النصیرا در تفاسیر همه فرمودن اون سلطان نصير امام as.

امام عصر ناصر و یاری‌گر کسی می‌شه که صادقانه بیاد در درگاه حضرت حق [مکث].

کسی که صادقانه نیومده حالا صدق رو بعضیا دو بخش کردن.

گفتن اولاً راست بگه دو به وعده‌ش عمل کنه.

این دیگه ساده‌ترین توضیحیه که بزرگان دادن.

یک راست بگه.

راست بگه اومدم که اومده باشم.

دو به وعده‌ای که به حضرت حق و به حجت خدا داد عمل کنه.

به این می‌گن صداقت و تا این صداقت نباشه قربونتون برم انسان تو همون منزل اول می‌مونه.

اینا رو من مخصوصاً دارم به صورت مقدمه به شما عرض می‌کنم که با جهازات لازم و اون ملزومات مهمه بریم تو منازل سیر کنیم.

کتابی که الان دست منه [مکث] شرح اوصاف الأشرافه.

اوصاف الأشراف مال کیه؟

مرحوم خواجه طوسی.

ایشون در بخش چهارم فصل اول در بخش چهارمشون در خصوص صدق صحبت کردن.

این آیه مبارکه رو آوردن.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقین.

در تفاسیر دیدم که این باشید همراه صادقین رو، صادقین رو وجه اتمش رو فرمودن آقا امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام.

یعنی به سارش صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

حالا دقت بفرمایید.

می‌فرماید ای کسی-- کسانی که ایمان آوردید اتقوا الله تقوا پیشه کنید.

حالا می‌خواید با تقوا باشید اصلاً راهش كونوا مع الصادقین معیت داشتن با امیر المؤمنین.

اصلاً صدق محض در دامن امیر المؤمنین.

در دامن علی زمان ما امام عصر عزیزمونه.

لذا وجه العِلْمِ من لدنک سلطان النصیرا.

حالا اینجا خواجه طوسی که چقدر حضرت استاد با عظمت ازشون یاد می‌کرد، می‌فرمود صدق در لغت راست گفتن و راست کردن وعده باشد و در این موضع مراد راستی‌ست هم در گفتن و هم در نیت و عزم و هم در وفای به آنچه زبان داده باشد و وعده کرده باشد و هم در تمامی حال‌ها که پیش آید او را.

ببین همه رو فقط نگفت اینکه راست بگی و به وعده‌ات عمل کنی.

می‌گه تو نیتتم راست باش.

خدا رحمت کنه حضرت استاد رو با چه حالی یه روزی در-- اسواتش موجوده، اسواتش موجود هست و ما اینا رو که می‌گیم از استاد شنیدیم، از استاد شنیدیم.

بعد بعضیا تهمت به ما زدن که ایشون ادعا کرده که آره همه‌ی این چیزایی که ما می‌گیم یعنی محضر استاد رو درک کردیم.

نه که اسواتش هست، کتاباش هست.

بخونید شما هم بخونید از مام جلو زدید و انشاالله بیشتر هم برید بالا.

حالا اون‌هایی که پشت سر ما حرف‌ها زدن گفتن که آره در لواسان ایشون می‌شینه، اخیراً من شنیدم می‌شینه بعد از اتمام جلسه دعا نویسی می‌کنه به مردم میده و چی و اینا دکان بازار راه انداخته.

یک نفر رو شما پیدا کنید از این عزیزان سی ساله ما که الان جلو من اینجا نشستن سی پنج سال ما با هم بزرگ شدیم یک بار برای اینا ما دعا نوشته باشیم.

ببینم اینا قیامت چی جواب دارن بگن.

بعدم می‌بینم تأسفانه همش نام ته لباس دین و مسجد و قرآن و این تهمت‌هایی که به راحتی می‌زنن.

من هنوز برای احدی حرز ننوشتم، دعایی برای احدی ننوشتم به خاطر همین که این حرف و حدیث‌ها از توش در نیاد.

یا گفتن که ایشون یک بار عزیز دلم پریشب به ما گفت پ-پخش کردن که آره ایشون یک بار فقط محضر علامه رسیده بوده و تمام.

خب ای کاش جیگرش رو داشتید.

همون یک باری که شما می‌گید ما محضر علامه رسیدیم، می‌گفتید که علامه چه تفقدی به بنده کرد.

همون یه بار رو، بقیه‌شو نه [مکث].

خودشون یه کاری می‌کنن که ما زبان باز کنیم و خدایی نکرده اظهار فضل کنیم.

و همیشه من به دوستان گفتم بنده اگر چیزی جوششی، خروشی، چیزی می‌بینید، برکتی سر این سفره دارید می‌بینید، همش حاصل یک نفس، یک نفس حضرت علامه است.

که اگر عزیزان بیشتر از این بنده را اذیت کنن و تهمت و هی ببندن به خ-- بالاخره هی بی‌تقوایی و بداخلاقی راه بندازن ما هم به شما می‌گیم که ایشون چه لطفی به ما کرد.

دهانمون بسته‌ست و نگفتیم تا حالا.

خب اینجـ...

اینجا می‌فرماید که حتی در نیت، نیتتم صادق باشی.

حضرت علامه توی یکی از این اسواتش فکر می‌کنم در شرح مثوا الأنس ازشون شنیدیم که فرمودن که سید ابن طاووس به نقل از امام صادق صلی الله علیه بیان کردن که چه دلیلی داره که بنده نیت گناه کنه؟

نیت گناه نه تازه عملش کنه.

یعنی در ساحت قدس عالم چنین چیزی نمی‌گنجد.

یعنی بدترین ترجمه‌اش اینه بدترین گناه من و شما نیت بد کردنه.

حالا تازه عملش کنی که بد دیگه بد اندر بد.

همین که نیت بد بکنی این مخالف با صداقته.

اینجا داره همین جا خواجه طوسی همین رو می‌فرماید.

پس در وعده، در نیت، در حالات خیلی عجیبه.

کسی رو تا حالا پیدا کردید صدق اینطوری بشکافه و در تمامی حال‌ها که پیش آید او را هر حالتی که براش پیش بیاد صداقت محض.

اهل دروغ نیست، اهل فیلم بازی کردن نیست، اهل معرکه گیری و تئاتر بازی کردن نیست.

یکپارچه صداقت محض.

بعد هم این برکت تو وجودش تو زندگیش همینطوری می‌باره.

چرا؟

صداقت.

کسی که صادقه اون شرط حرمت رو داره.

رعایت الحرمه.

یعنی حریم الهی رو کسی می‌تونه حرمتش رو حفظ کنه که صادق باشه.

ما داریم این رو بررسی می‌کنیم که اون رعایت الحرمه که خواجه عبدالله گفته یعنی چی؟

لمش در صداقته.

بعد ایشون ادامه میده و صدّیق کسیست که در این همه او را راستی پیشه و ملکه بود.

یعنی نه فقط صادقه بلکه ملکه وجودش شده.

ملکه از کجا حاصل می‌شه قربونتون برم؟

از اصرار بر عمل.

میگه باید هم always حاضر جواب باشید.

انقدر صادق بوده شده صدّیق [مکث].

یعنی به شدت صادق.

چون ملکه وجودش شده.

اصلا تنفر داره از دروغ، از ریا، از تظاهر.

اینا خیلی مهمه و البته ادامه فرمایش مرحوم خواجه.

و البته خلاف آنچه باشد در هر باب از او نه توان یافت نه به عين نه به اثر.

یعنی خلاف این خلاف صداقت یعنی تظاهر یعنی ریا یعنی دروغ ، نیرنگ، خدعه، مکر، حیله که این‌ها معمولاً انسان رو می‌بره به سمت صبوعیت و عصبیت و غضب و این‌ها.

گرفتاری ما معمولاً یا شهوته یا غضبه.

حالا بعضی برای بعضی‌هام قدرت و ثروت هم هست اما بیشتر شهوت و غضبه.

کسی که گرفتار این بی‌صداقتی می‌شه میره رفته رفته می‌افته به همون غضب.

آدمی که صادقه معمولاً نمی‌تونه غضبناک بشه مگر با دشمن خدا.

أشداء على الكفار رحماء بينهم.

میگه اصلا خلاف این رو نه در عینش می‌بینی نه در اثرش [مکث].

به نظر شما در حالا عين که مشخصه اصلاً حرفش به دل نمی‌شینه.

عين خود طرف قیافه‌ش نگاهش می‌کنی به دلت نمی‌شینه.

باهات حرف می‌زنه به دلت نمی‌شینه.

رفاقتش به دلت نمی‌شینه.

حاضر نیستی کنارش بشینی.

میخوای زود ازش فرار کنی.

این عينهشه.

برکت نداره وجودش.

اثرش چی؟

اثرش چگونه شناخته بشه؟

مطلقاً وقتی ازش جدا شدی ببین اثر نفس اون هم‌نشینی با او در تو چگونه بود [مکث].

چگونه است که طرف یک نفس امیرالمؤمنین بهش می‌خوره، آوازه خانه، آوازه خانه یک عمر خوانندگی کرده.

مولا بهش میگه حیف این دهان توست که به جز کلام خداوند این خدا این لسان رو به تو داده که یاد او کنی.

میگه من بلد نیستم مولا.

چی می‌خ-- قرآن بخون.

بلد نیستم.

تو گوشش مولا بسم الله الرحمن الرحیم گفت کل قرآن رو حفظ شد.

یه خواننده [مکث].

نفس مولا ببین چه می‌کنه.

بعد هی بیا خودتو گرفتار این یه پوست استخون درب و داغونه این شیخ بیچاره کن.

آخ شیخ من این مشکل رو دارم، اون مشکل رو دارم، من این گرفتاری رو دارم.

خب قربونت برم من فقط می‌تونم برات دعا کنم.

چه خاکی به سرم بریزم؟

مگه ساحت نداریم من و شما [مکث]؟

با تمام بن– بند وجودم به شما عرض می‌کنم.

حالا من گرفتار هم شدم دعا کنید اگه احساس قرابتی با بنده می‌کنید.

من که همه شما رو خدا می‌دونه دارم دعا می‌کنم.

سحرها مخصوصاً.

خدا رحمت کنه آیت الله پهلوانی رو از وقتی شنیدم ایشون شبی صد رکعت نماز می‌خونده برای شاگردانش.

ما که شاگردی نداریم خودمون، خودمون یه شاگرد باشیم هنر کردیم.

اما عزیزانی که رجوع می‌کنند و سؤال دارند و گرفتاری دارند و مخصوصاً آن‌هایی که سؤالات دقیق علمی دارند بالاخره رجوع می‌کنند نه که شاگرد ما باشند.

من همچین ادعای مطلقی نداشتم.

نه، از وقتی شنیدم ایشون شبی صد رکعت نماز می‌خونده برای همین کسایی که تحت تربیتش بودن اصلا تن و بدن بنده لرزید و اون مهم‌ترین، مهم‌ترین دستوری که از حیث عملیاتی و هنوزم اینو به شما نگفتیم از اساتیدمون یاد گرفتیم یک ختم خیلی سنگین و وزین و رسین و خیلی عجیبیه اونو نیت کردم هر شب برای شما انجام بدم.

برای هر کسی که به ما رجوع می‌کنه، سؤال می‌کنه، میاد می‌شینه این سؤالاتو می‌پرسه.

بالاخره سؤالات علمی‌ها، سؤالات علمی نه این گرفتاری‌هایی رو که ما همه رو جواب‌هاشو تو احراز و عوضات دادیم باز میان می‌گن.

همه رو ما-- اینایی که سؤالات علمی دارن، اینایی که می‌خوان انشاالله با این کتاب‌ها عجین بشن با اولیای خدا.

نفسشون هنوز جاریه، ساریه تو این کتاب‌ها.

[مکث] من برای شما دعا می‌کنم.

شما هم برای بنده دعا کنید.

[مکث] صبح تا شب گوشی بنده زنگ می‌خوره.

بعد یه روز انقدر زنگ، زنگ، زنگ.

من می‌نویسم پیام بدید.

ول نمی‌کرد یه بنده خدایی.

مجبور شدیم جواب دادیم.

بعد دیدیم که میگه که حالا مشکل ایشون فکر می‌کنید به نظر شما چی بود؟

گفتش که من، خب بفهمیم انقدر شما اصرار دارید چیه مشکلتون؟

گفت بنده با یه نفر مثلاً وصلت کردم.

ایشون محبتش به من چنده.

ولی منو تحویل نمی‌گیره.

گفتم خب من چیکار باید بکنم برای شما؟

گفت یه عالمی در [مکث] وقت شما هم می‌گیریم ببخشید.

یه عالمی در دبی به بنده گفته که یه طلسم سنگینی برای شما نوشتن فلان جا دفن کردن.

شما باید قربونی کنی.

گفتم خب انجام بدید اگه شنیده قبول دارید ایشون انجام بده.

گفت نه من می‌خوام نظر شما رو بدونم.

گفتم بنده نظری در این رابطه ندارم.

انقدر اصرار اصرار.

گفتم برای چی می‌خوای شما این کارو؟

مشکلت چیه؟

گفت همین مثلاً همسر ما با ما سردی نکنه.

بعضیا مشکلاتشون عجیب غریبه.

نمی‌دونم [مکث] خیلی کاری نداریم.

گفتم که دیگه انقدر اصرار گفتم شما چرا در خونه صاحبت نمیری؟

چرا یک بار تا حالا تو عمرت جمع کران نرفتی؟

گفت من هر شب هر روز تو خونه با آقام حرف می‌زنم.

گفتم این هنر نیست.

مثل اینکه شما تو خونه خودت بشینی بگی من از همین جا با بابام حرف می‌زنم، در خونه‌ش نمیرم.

اینکه [مکث]آق والدینه.

قطعه، قطع رحمه.

آقات خونه داره یا نداره؟

مگر پیغمبر عزیز عالم نفرمود حقی که من بر گردن شما دارم اینه که حداقل هفته‌ای یه بار نتونستید ماهی یه بار برید در، در خانه فرزندان من رو بکوبید.

اگر از دنیا رفتن زیارتشون کنید قبورشون رو.

گفت آقا ما نمی‌تونیم.

فرمود شش ماه یه بار دیگه باید برید.

گفتم آقا نمی‌تونیم.

فرمود دیگه سالی یه بار دیگه نرید دیگه هیچی دیگه.

نفاق پیش میاد براتون.

[مکث] بعد گفتم شما چرا تا حالا در خونه امام عصر نرفتین؟

مگه پدر شما نیست؟

[مکث] گفت همینجا سؤال.

گفتم این هنر نیست که.

گفت راست می‌گید من تا حالا تو عمرم جمع کران نرفتم.

گفتم خاک عالم بر سر من کنن.

یه بار پاشو برو جمع کران.

همینطور که برای من مشکلات رو مطرح کردی با همین زبان خودمونی با آقات حرف بزن.

دو رکعت نماز استغاثه هم بخون.

گفت‌وگو کن با آقا ببین آقا چجوری دست دیاره تو زندگیت.

چرا آخه میری اسرار زندگیتو بیست سر و پای مثل من میگی؟

[مکث] ما صاحب داریم، ما آقا داریم.

اونجایی که آقا علی ابن موسی الرضا علیه ما صلوة الله السلام امام عصر رو معرفی کرد، خدا شاهده آدم تنش به لرزه می‌افتاد.

فرمود والد امام نفرمود کوالد شفیق نه.

الامام والد شفیق.

والد نه کوالد یعنی مثل پدر مه-- به شدت مهربان نه، اصلاً پدر به شدت مهربان.

[مکث] انیس و رفیق.

انیس و رفیق.

یا رفیق لا رفیق له.

مصداق اتم و وجه اتمش امام عصرته.

بعد می‌خواد طرح رفاقت با من بیچاره بریزه.

اوست.

بعد او-- دقت کردین اون تیکه ام ال بره علi ولد الصغیر الله اکبر.

مادر هوای همه بچه‌ها رو داره اما هوای اون بچه کوچولوعه رو بیشتر داره چون هی زمین می‌خوره.

امام رضا میگه امام تو مثل مادری‌ست که نیکوکار، ام ال بره، نیکوکار به کی؟

علi یا بل تو بعضی مصادر میگه بل ولد الصغیر.

به بچه کوچولوعه.

یعنی اینطوری هوایتو داره که انّو تو همون بچه کوچولوه‌ای.

صغیر از پا افتاده‌ای.

امام عصر اینطوریه به ما.

از همش عجیب‌تر فرمود والأخ الشقيق الله اکبر.

أخ الشقيق می‌دونید یعنی چی؟

یعنی برادر دوقلو.

یه شق دیگه توئه.

نمی‌دونم تو دوقلوها کار کردید یا نه.

دیدید اصلاً؟

دوقلوها اولاً که شبیه همن.

ثانیاً معمولاً حساسیت‌شون عین همه.

اگه یکیشون حالش بد شه اون یکی هم حالش بد می‌شه.

یکیشون خوابش بگیره اون یکی هم خوابش میاد.

عجیبه همه‌شون شبیه همه.

به امام عصرت داره میگه اون برادر دوقلو توئه.

یعنی عین توئه.

یعنی با ناراحتی تو ناراحت می‌شه.

با حساسیت تو حساس می‌شه.

آقا دیگه به چه زبونی به من و شما معرفی کنه آقا رو.

این امام عصر من و شماست که امروز به عشقش جمع شدیم سر ندبه‌ش.

و کم چیزیه این سرمایه؟

کسی که با صدق با صداقت بیاد در خونه آل الله اصلا دیگه در خونه احدی نمیره.

امام عصر بسشه.

تو برنامه‌تون باشه حتما برنامه داشته باشید.

انقدر دنبال ختمات عجیب و غریب نرید.

خدا شاهده برای ازدواج خودم، برای ازدواج خودم بیست و پنج سال پیش می‌خواستم ازدواج کنم نه ختمی انجام دادم، نه دستور العملی، هیچی.

چهل هفته پشت سر هم رفتم جمع کمال.

یک هفته‌شم ترک نشد.

از آقا خواهش کردم همسر بنده و بنده می‌خواد بشه مادر نسل‌های بعد من.

این شوخی نیست.

شما انتخابش کن.

یه مقدار با دل آما-- آقامون بلد باشیم بازی کنیم.

بعد ببینیم آقا چجوری سر رشته زندگیتو دست بگیره.

ما بی‌صاحب که نیستیم.

کسی که صادق باشه قربونتون برم اینطور میره جلو.

حالا اینطوری بخوایم حرف بزنیم تا ظهر هم طول تموم نمیشه بحث و علما گفتند فرمایش شیخ طوسی، خواجه طوسی و علما گفتن که هرکس چنین باشد یعنی هم عینا هم اثرش چی باشه؟

بر اساس صدق باشه.

عجب خواب‌های او نیز همه راست بود.

کی اینجا دنبال خواب‌های خوب می‌گرده؟

دنبال رؤیای صادقه می‌گرده.

بفرمایید دستور العملش خواجه طوسی داره میگه.

میگه صادق باش خواباتم رؤیای صادقه می‌شه و راست آید یعنی هرچی خواب می‌بینی همون می‌شه.

و رجال اشاره می‌کنه به این آیه "و رجال صدق ما عاهد الله علیه" این آیه می‌فرماید در شأن ایشان آمده و صدیقان را با پیامبران و شهیدان در یک سلک آورده‌اند.

بعد اشاره به این آیه می‌کنه.

ببینید بزرگان ما هم جز قرآن چیزی برای گفتن ندارن.

"ف اولئک مع الذين" اون‌ها همراه کسانی‌اند.

اینا کی‌ان؟

"مع الذين انعم الله علیهم" اونایی که خدا بهشون نعمت بخشیده.

کی‌ان؟

چهار تا هستند.

"من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين".

انبیا، صدیقین اهل بیت‌اند، شهدا و صالحین.

میگه این‌هایی که همراه اینا، اینا کی‌ان؟

همون کی‌ان؟

آدمایی که اهل صدق‌اند.

راست‌گویند، راست‌کردارند.

نیتشون بر اساس صدقه، خوابشون هم صدقه، خوراکشون هم صدقه.

انقدر صادق‌اند هیچ چیز کذبی اصلا نمی‌تونه نفوذ، نفوذ کنه توش.

اگر اینجا من یه چیز کذبی بهش بگم اصلا تو ذهنش نمی‌مونه.

از اینجا بره یادش میره.

اون راست‌ها رو یادش می‌مونه.

عجیبه.

حتی معده‌ش صادق می‌شه.

حتی بدن ظاهری‌ش، مزاجش صادق می‌شه.

حاج آقا چی داری میگی؟

بله.

مرحوم علامه بروجردی مگر محرم نرفتن توی این تکیه مال بازار بود.

رفتن حکایتشو شنیدید دیگه.

نشستن اونجا غذا آوردن.

تا ظهر عاشورا بود، کی بود؟

غذا رو یه لقمه گذاشتن رفت پایین، بالا آوردن.

ریخت بیرون.

بعد می‌دونه خودشو می‌شناسه که هر لقمه‌ای توی این معده "لا یمسه إلا المطهرون" نمی‌شینه.

ببین صدق تا کجا کار می‌کنه برای انسان.

در گوش این مدیر هیئت حالا هرکی بود بهش گفت آقا بررسی کن این غذا رو کی بانی شده امروز؟

گفتن از این بازاری‌هاست.

گفت باشه‌ برو بررسی کن ببین چیکار هست چیکار.

رفتن دیدن از این نزول بگیرای بازار بودند.

اینو از هرکسی تو مجالس امام حسین علیه السلام محرم هم داره میاد گدایی نکنید برای سفره ارباب.

ببین معده، معده این که دارم میگم این یه حکایت.

معده انقدر صادق شده پس می‌زنه حرام رو.

شبهه رو پس می‌زنه.

اصلا نمی‌تونه.

چرا امام عصر عزیزمون یه سؤال از شما بپرسم.

چرا امام عصر این همه بقالی، شکالی، این همه مغازه چرا به مرحوم مش-- فشندی و به بعضی از این حالا رفیقای خودش داریم تو تاریخشون، تو تاریخ زندگانی‌شون.

اصلا امام عصر می‌گفت فلانی برو از این مغازه خرید کن.

چرا از این مغازه؟

بعد رفتی بررسی می‌کردی می‌دیدی اون مغازه‌دار با وضو پشت دهر وایمیسته.

در حالی که غسل بهش واجبه کرکره رو بالا نمی‌داده.

بعد الان میری از یه بق-- از یه بقالی، از یه نانوایی، از یه چه می‌دونم تهیه غذایی غذا می‌گیری هیچ‌کدوم از شریعت رعایت نکرده.

بعد تو توقع داری اون غذا رو خوردی سحر پاشی؟

از این توقعای بیخود نداشته باش از خودت.

باید همه‌چی رو فرم باشه، رو فرم صحیح و صداقت.

اون فرم اصلی چیه؟

صداقته.

کسی که اون "رعایت الحرمه" رعایت آداب سیر و سلوک آقا صد منزل دل سیر و سلوک رو بشکافیم تا تهش هم بریم.

به خدا قسم جز با صداقت نمی‌شه.

اصلا قدم به قدم نمی‌شه برداشت.

تو همون منزل اول که یغز است نگه‌ت می‌دارن.

نمی‌ذارن بری اون منزل دوم که توبه است.

صداقت.

یه روزی ما یه طرحی داده بودیم که تا آستان قدس رضوی هم رفت.

چهارده تا طرح داده بودیم تو خیریه که بعضیاش خاک خورد متاسفانه.

بعد مسئول فرهنگی آستان قدس رفته بود مزار شهید حججی گفته بود این طرح‌ها مال کیه؟

کی اینا رو داده؟

حالا اونا بهشون گفته بودن لزومی نداره ما رو معرفی کنید از طرف خودتون بگید.

یکی از اون طرح‌ها این بود که گفته بودیم آقا مثلا الان مشهدی‌ها تشریف آوردن.

نمی‌دونم بیست نفر چقدر یک پارچه نور از شهر مشهد از سحر اومدن اینجا.

اینا قیامت حجت میشن بر ما.

از مشهد که بیان مثلا از این جلسه بهره ببرن.

از شهرهای دیگه هم الان بین شما دارم می‌بینم از شمال، از همدان، از قم، از قزوین کسایی که می‌شناسم.

خب اینا حجت میشن.

خب اینا پاشدن اومدن به این‌ها من عرض می‌کردم که خانه‌های شما در مشهد رواق‌های حرم امام رئوفه.

فکر نکنید فقط رواق داخل حرمه ها.

بعد این طرحو ما گذاشته بودیم اینو تعمیمش دادیم با یک معرفتی که ثابت کردیم چگونه است که شما الان اینجا پیچ تلویزیونو باز می‌کنی حرمو می‌بینی؟

مگه حرم هزار کیلومتر اونورتر نیست؟

چگونه داری تو تلویزیون می‌بینی الان؟

یعنی همین جا حرمه.

اون موجی که تو حرم هست منتقل شده همین جا فقط یه گیرنده می‌خواد بگیرش.

این تلویزیون گیرنده، گیرنده‌ش رو داشت.

یعنی این توانایی رو داشت اون موج رو به خودش بگیره تو سینه‌ی خودش حرم رو نشون بده.

من و شما این گیرنده تومون نیست.

نمی‌تونیم این امواج رو بگیریم سینه‌ی ما بشه حرم بشه قبورنا فی قلوب موالانا، نمیشه؟

اصلاً می‌بینی همین منزل ما اگه اینطوری اگه بریم جلو یه جلسه با هم بشینیم یه ذره هم درِ گوشی میشه بعضیاش.

یه جلسه با هم بشینیم مثلاً من برم اصرار نکنید حتماً ضبط شه با همدیگه از من با همدیگه یه وعده بدیم با هم بشینیم.

همین رو من برای شما به فضل الهی رفاقتی باز کنم.

بعد دیگه برای منزلت آداب می‌چینیم.

منزلت هم می‌بینی شده رواق حرم.

همین رو ب- بازش کنیم درست نگاهش کنیم.

می‌بینی که به خدا قسم به این، به خدای این مسجد عزیز که به نام حضرت زینب سلام الله علیهاست قسم، به این شهید عزیز قسم، می‌بینی تو خونه‌ت داری نماز می‌خونی خودت تو حرم علی ابن موسی الرضا می‌بینی.

اینطوری میشه برات.

بعد می‌گفتیم آقا اسم بذارید رو هر منازلتون مثلا بذارید بیت الرضا.

نمی‌دونم رواق مثلا فلان هر اسمی دوست داری بذار.

مثلا شهید هیات ما بود بیت الحسن خونه‌ش.

بعد گفتم خب اگه اینجا منزل اوناست شما میشی غلام، خانومش میشه، خانوم شما میشه کنیز، بچه‌هات میشن ریزه‌خوار سفره اهل بیت.

خب کنیز حضرت زهرا، کنیز اهل بیت تو خونه اهل بیت بدون وضو که نمی‌تونه باشه.

غلام اهل بیت که تو خونه اهل بیت بدون وضو نمی‌تونه باشه.

آداب بریز اون موقع.

با وضو برو تو خونه.

بعد خانومت داره آشپزی می‌کنه نیت کنه داره برای حضرت زهرا برای اهل بیت از آشپزی می‌کنه.

این کارا رو بعضیا دارن می‌کنن برکاتشو تو زندگیشون دارن می‌بینن.

بعد آداب بریز مثلا خونه ما بود بیت آل یاسین.

خب با خونوادت بشین زیارت آل یاسین بخون.

هرچی هر خودت برنامه بریز دیگه ماشاالله خودتون اهل فنید.

حالا خانوم ما بارها و بارها از ما خواسته که من راضی نیستم از من تو جلسات چیزی بگی.

انشاالله این تیکه رو حذف کنن نره به گوش ایشون برسه چون تو جلسه نیست.

ولی غذاهای ایشون الان با همین آداب و همین یا دو غذاهای بارها به ایشون گفتم شما غذاهات نماز شب خوند تربیت می‌کنن.

با همین آداب.

همسر شما این، این چیزا رو انجام بده بعد ببین یکپارچه زندگیت میشه نور از تو دل همه خونه شما می‌بینی یه سرو سلیمانی اومد بیرون.

چیز عجیب غریبی نیست.

مگه از تو دهات‌های کرمان نیومد بیرون؟

این چیزی که من الان از شما گ- به شما عرض کردم از اوصاف الأشراف مرحوم خواجه طوسی بود.

یه نکته، چقدر دیگه وقت داریم؟

تموم شده وقتمون؟

هفت هشت دقیقه مونده.

یه صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[صداى جمعیت] یه کتابی هست الان دست من این رو یک بار دیگه هم به بچه‌ها توصیه کردم مخصوصاً خواهرای محترمه مجموعه یا زهرا اینو تهیه کنن.

شما هم همینطور.

من محضر ایشون اصفهان که درس می‌خوندیم می‌رفتم با اون مجتهد امین.

بسیار با اون یه فرهیخته عارفه، مجتهده، حکیمه، متعله حاجی خانم امین.

یه کتابی ازشون چاپ شده به نام سرو ناس.

اینم کتاب.

بعد از جلسه خواستید بیاید ببینید.

هفتصد و پنجاه کلمه در اخلاق و سیر و سلوک الی الله.

یه دونه از این کلماتو حالتون، حالشو دارید براتون بخونم؟

[صدای جمعیت] یکیشو از، از چند تا؟

[صدای جمعیت] اللهم صل علی محمد.

از هفتصد و پنجاه کلمه یکیش.

من خیلی کیف کردم از این کلمه.

طریق ریاضت نفس.

میگه ای سالک طریق معرفت.

یه روایتی رو از مرحوم مجلسی میاره از مجلسی اول، میاره در خصوص ریاضت که ربطه به همین نگه داشتن حرمت و حریم و در مسیر سیر و سلوک و این‌ها داره و صداقت.

نقل شده که فرموده، کی فرموده؟

مجلسی اول.

این فرمایش مرحوم مجلسیه.

"این ضعیف در زمان ریاضت مشغول مطالعه تفسیر بودم تا آنکه در بین خواب و بیداری دیدم سید و پیغمبر خود، سید المرسلين در حالی که نور از اطراف آن بزرگوار متساعد بود به طوری که پر شده بود جو و هوا از نور حضرتش ناگاه بیدار شدم." میگه ایشونو دیدم نورش همه جا رو گرفته بود ناخودآگاه از خواب بیدار شدم و پس از آن بر دلم افتاد یعنی ملهم گردیدم که قرآن یعنی با این خواب به ایشون الهام شد که خلق پیغمبر همین، همین قرآنه.

می‌خوای بدونی اخلاق پیغمبر چیه؟

قرآن اخلاق پیغمبره.

بعد می‌فرماید که [مکث] و سزاوار این است که تدبر و تأمل نمود در وی یعنی در قرآن و هر وقت به آیه‌ای تدبر می‌نمودم یک دفعه حقایق دقت کنین کلماتو غیرمتناهی برای من مکشوف می‌گردید.

ببین یک الهام بهش شد.

این آدم پاک باشه چجوری میشه، صادق باشه چجوری میشه، رعایت حریم حرمت الهی رو داشته باشه چه می‌کنند باهاش؟

خودشون استادش میشن، خودشون معلمش میشن.

میگه تازه یک نکته‌ای که بر من فاش می‌شد بی‌انتها از یک آیه قرآن و همچنین در هر آیه‌ای که تدبر می‌نمودم برای من ظاهر می‌شد علوم غیرمتناهی و این مطلب چون بر خلاف عادت بلک-بلکه مثل محال عادیست محال است تصدیق نماید.

یعنی کسی بشنوه بگه راست میگه .

به او مگر کسی که از وی بهره‌ای برده باشد لکن غرضی از ذکر، ذکر او ارشاد نمودن بر-- از، غرض از ذکر او ارشاد نمودن و برادران است برای خدا.

میگه میدونم که اینو بگم خیلیا اصلاً باور نمی‌کنن.

اصلاً قبول نمی‌کنن چون باید چشیده باشن تا قبول کنن.

اما برای اینکه خیلی رسونده باشن برای دوستان خدا من نقل می‌کنم.

اما قانون ریاضت یکی ترک نمودن کلام بیهوده بلکه خودداری کردن از کلام مگر در ذکر خدا و ترک نمودن مشتهیات نفس و چیزهایی که از وی لذت برد از قبیل خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها و ازدواج کردنی‌ها.

نه اینکه ازدواج نکنه طرف‌ها.

اینا رو باید آدم با توجه اینا رو بخونه دقت کنه.

یعنی اینایی که هی میرن دنبال اضافات، اضافات.

от توف- от توحید اسقاط الاضافات.

توحید مثلاً به توحید نمی‌رسه مگر سقط کنه اضافات رو.

هی معذرت می‌خوام به همسرش راضی نیست.

دنبال همسر دوم میره و دنبال یعنی شهوتش متاسفانه کار دستش میده.

منظور اینه نه اینکه کلاً ازدواج نکنه.

نه با-به همسرت راضی باش.

به خوردنی‌ها در حدی که بخوری و زنده بمونی راضی باش.

برای لذت بردن نخور.

بگذری و دیگر عزلت و گوشه گیری اختیار نمودن و ترک مبار-- مراوده با غیر اولیاء خدا.

می‌تونید با همه ترک کنید جز اولیاء خدا و ترک نمودن خواب بسیار.

مداومت نمودن به ذکر حق تعالی با مراقبت یعنی با دوام توجه و عدم غفلت از او .

و تجربه نمودند مداومت بر ذکر همون دستور که یک روزی هدیه دادیم در معرفت نفس مسجد بلال.

علامه حسن زاده چقدر اینو توصیه داشتن.

یا حی یا قيوم یا ملاه الاها الا انت که تنویر قلوب و تقویت عقل میاره این ذکر به بنای فرمایشات استاد.

یا حی یا قيوم یا ملاه الاها الا انت را لکن بیشترین ذکر من یا الله هست.

میگه من اونو می‌گفتم اما بیشتر از همه یا الله می‌گفتم.

با خارج نمودن غیر حق سبحانه و از قلب خود به واسطه توجه به جناب قدس او و آنده چیزی که در این راه باید خیلی بر وی مداومت نمود ذکر حق و توجه به او چهل روز تا آنکه بر قلب گشوده شود انواع حکمت و معرفت و محبت حق تعالی.

پس از آن صعود نماید به مقام فنای الله و بقای بالله.

میگه تو چهل روز شروع کن یه چهله بگیر خودتو پاک، دامنتو پاک نگه دار، نیتتو پاک نگه دار، اهل صداقت و حفظ حریم حرمت الهی [مکث]، حرمت نگه دار خودتو پاک-- چهل روز.

بعد ببین چجوری کشف می‌شه مغیبات برات.

ببین چجوری آگاهت می‌کنند.

حکمت از قلبت بر لسانت جاری می‌شه.

اصلاً راه رو پیدا می‌کنی.

چهل روز.

زیاد هم نه.

به جای چهل روز خط-خطومات عجیب و غریب که نفست ضعیف می‌شه بعضی موقع‌ها توانشو نداری دست می‌گیری، چهل روز این کارو.

پاکی و صداقت.

بعد ادامه میده.

من از اینجا رد شم چون احساس کردم بعضیاتون دیگه خسته شدید و خمیازه‌ها شروع شد.

یه بخشیشو مخصوصاً می‌خوام برای شما بخونم.

خیلی این جمله مهمه.

اگر کسی این جمله رو توجه نکنه خودش رو باخته.

خیلی جزو ظرافت‌های سلوکیه.

ببینید می‌فرماید [مکث]، یه صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد آله محمد ببینید نفس اماره خوب دقت کنید.

پیام آخر این جلسه‌ست.

نفس اماره و شیاطین جنی و انسی.

دو تاشو داره میگه.

هرچه می‌توانند کوشش می‌نمایند که انسان را از این راه، این راهی که من امروز به شما گفتم چیکار کنم؟

منصرف کنند و او را رها می‌کنند زیرا که کی رو رها می‌کنند؟

کسی رو که اومده تو وادی تحصیل علم مثل شماها.

شیاطین رهاشون می‌کنند.

اینجا داره میگه رهاشون می‌کنند ما که قبلاً گفتیم "لا أَقُدَن لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ".

تو قرآن میگه به محض اینکه اومدی تو صراط مستقیم خدا شیطان کمین می‌زنه بهت.

این که برعکسش داره میگه.

یه لمی داره خوب دقت کنید.

می‌فرماید او را رها می‌کنند.

شیاطین محصل علوم علمی و معرفت رو رها می‌کنند زیرا که غالباً الله اکبر غالباً محصلین علوم طالب جاه و ریاست و فراهم آوردن مال و دوستی و عزت نزد مردم و باقی اغراض نفسانی می‌باشند.

این است که شیطان ایشان را کمک می‌کند.

تازه کمکش می‌کنه بله برو دنبال علم برو دنبال معرفت و تعریف و تمجید می‌نماید.

می‌گوید آفرین باریکلا شیطان ها شیطان تشویقش می‌کنه.

چرا؟

چون نیتش صادق نیست.

اینم حریم، حریم الهی رو حفظ نکرده.

اینم به خاطر غرض و مرض نفسانی‌ش داره میره سر سفره معارف و دنبال علم.

مثل من لباس دین تنش می‌کنه به جهت منافع دنیایی.

یه سؤال از خودمون بپرسیم خداییش صاحب این مسجد دل شما رو می‌خونه دیگه.

"إِنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ".

یکی از در محضر یکی از اولیاء خدا بودیم.

یه روزی ایشون این هدیه رو به من کرد، تقدیم کرد، مال شماست.

رزق شماست.

ما که نفهمیدیم ولی خیلی پرواز کردم با این هدیه.

فرمودن حواست باشه به بنده.

فرمودن حواست باشه این "يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ" ما پیش امام رضا روز نشسته بودیم در جوار ضریح حضرت فرمود ایشون.

یعنی اون کسی که بین تو و قلبت حائله.

یعنی از تو به خودت آگاه تره.

خب حالا این صاحب این مسجد از تو به خودت آگاه‌تر.

خودت تو وجود خودت جواب بده.

اگر منافع دنیوی دین‌داری رو از من و شما بگیرن بگن آقا امروز دین‌دار بودن تو لباس دین و ولایت بودن هیچ منفعت دنیایی نداره آقا، خانم.

کدوممون می‌مونیم سر سفره دین؟

اینو داره میگه.

میگه به خاطر دنیاشون رفتن سراغ علم، سراغ معرفت.

این لمو داره یاد میده.

این تذکر رو به ما داره میده.

میگه چون اینطورین شیطان تازه کمکشون هم می‌کنه.

دارم به شما و خودم یک هشدار رو میدم امروز.

این حرف جمله آخر من از همه حرفام مهم‌تر بود.

اما دقت کنید جمله آخر رو.

اما اگر غرض ایشان از تحصیل رضای خدا باشد، شما به خاطر رضای خدا اومدی دنبال علم و معرفت.

سر کلاس سیر و سلوک نشستی، جلسه معرفت نفس رفتی، منازل و سایر نیت کردی بیای به خاطر رضای خدا اگه با-- باشه چی می‌شه؟

اینجا می‌فرماید محکم می‌فرماید "در اینجا هم شیطان با او معارضه می‌نماید".

معارضه یعنی چی؟

یعنی میاد به دشمنیت.

میاد باهات مواجه می‌شه.

یعنی زیر پاتو خالی می‌کنه.

اصلاً نمیذاره پات برسه.

خیلی‌هاتون میاد میگه آقا از وقتی ما نیت کردیم بیایم در خونه خدا مشکلات ریخت.

خب نیتت خالصه.

اما نه، اگر تو نیت کردی بیای در خونه خدا و سر سفره معارف این قشنگ همه چی داره گل و بلبل و هیچ مشکلی هم پیش نمیاد، شک کن در نیتت.

شک کن که یه جای کار می‌لنگه که شیطان نیومده با تو مبارزه کنه.

اینو ببین شما باید این کتاب هفتصد و پنجاه کلمه در اخلاق و سیر و سلوک بانو مجتهد امین رو می‌خوندی، آیا اون لحظه‌ای که می‌رسیدی به این کلمه اصلاً حواست می‌بود به این نکته یا نه؟

این رزق شماست امروز.

ایشون الان تو عالم برزخه اما داره به شما این رو تذکر میده.

این برکات این جلسات.

پس کسی می‌تونه عزیزان دلم از این معرکه عجیب و غریب جان سالم به در ببره و پیروز بشه و برسونه خودشو این منازل صد منزل رو یکی یکی بره جلو که رعایت حرمت داشته باشه.

حرمت رو حرمت حریم الهی، حرمت غرق الهی، حرمت باب سیر و سلوک و این حقایق عرشی رو نگه داره.

اگر بخواد نیتش دنیا و نفس و شهرت و و امثالهم باشه اصلاً شیطان کمکش می‌کنه این بدبختو.

می‌بینی به جایی هم نرسید.

برکت نذره باعث شد ما ب-- حرف‌های بسیار مهمی رو خیلی ساده و همه‌فهم بیان کنیم.

دیگه مثل جلسات معرفت نفس اصطلاحات سنگین و پیچیده حکمی و فلسفی هم نگفتیم کسی بگه سخت بود آقا، همه‌فهم بود.

از شما ممنونم که بنده رو تحمل کردید.

انشاالله که عاقبتتون بخیر باشه.

حالا نکات دیگه‌ای هم آماده کرده بودم.

دیگه جلسات بعدی انشاالله فرصت گذشت.

خداوند حق شما رو بر ما حلال کنه که اگر شما تو این جلسه جمع نمی‌شدید، ما این حرف‌ها رو برای کی می‌زدیم؟

توفیق بیانشو نداشتیم.

خودمون می‌موندیم و خودمون.

اینم توفیقه که شما سر سفره دل شما ما امروز نشستیم و رزق گرفتیم.

خدا به همتون خیر کثیر بده.

دعا کنید.

در محضر یک شهید گمنام هستیم.

اینجا مسجدش خیلی باصفا بود.

خیلی امروز لذت بردیم.

راحت اشک ریختیم.

راحت گریه کردیم.

راحت حرف زدیم.

یعنی قبض نداشت این در و دیوار این مسجد.

بعضی مساجد بعضی جاها میری قبض داره اصلاً خفت می‌کنه نمی‌ذارن گریه کنی.

از جا رفتین اینطوریه.

اینجا باز بود، بسط داشت.

حالا هم حضور این شهید را قطعاً داشته در دل خودش هم خادمینش قطعاً باصفان [مکث] قطعاً نیتشون خالص بوده.

حضور شما.

حالا پیشنهادم هست که یکی از جلساتمونو اینجا بندازیم.

ما غرب کمتر جلسه داشتیم غرب تهران.

پیشنهاد دادم دوستا اگر راضی بودید که حالا، حالا معرفت نفس که فعلاً مسجد بلال مشکلات امنیتی داره نمی‌ذارن اونجا بپاشه.

فکر می‌کنم بهترین گزینه معرفت نفس باشه اینجا.

چون منازل سایر اینکه مال یا زهراست و دیگه محرم هم شروع شه ما ده شب محرم یا زهرا حسینیه خودمون هستیم و یادم دیگه یواش یواش تو همون حسینیه راه می‌افتن.

شاید معرفت حالا بالاخره به مدیران کانال‌ها خبر بدید نظرتون در خصوص اینکه یه جلسه ثابت در هفته اینجا باشه.

ما خیلی امروز کیف کردیم [هم پوشانی گوینده ها] [صدای نماز جماعت] بسم الله العظیم الاعظم الهی به مولا طنا فاطمه الزهرا یا الله [نفس عمیق] یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک.

اللهم عجل ولیک الفرج.

خدایا سلام ناقابل ما را از صاع حضرت آقامون برسون.

خدایا آقامون رو از ما راضی و خشنود بگردون.

خدایا عمر ما رو، زندگی ما رو مرتع شیاطین قرار نده.

خدایا بچه‌های ما رو بدون استثناء در خدمت قرآن و عترت قرار بده.

نسل جوونمون رو، ناموسمون رو، دختر پسرامون رو از فساد آخر زمان حفظ و هدایت و عاقبت به خیر گردان.

شر آمریکا و اسرائیل رو ای خدا هرچه زودتر تا ما زنده‌ایم به خودشون برگردون.

خدایا [نفس عمیق] روز فروپاشی دولت جائر آمریکا و نابودی اسرائیل رو تا ما زنده‌ایم برسان.

رهبر عزیزمون رو سایه‌ش رو بر سر ما مستدام بدار.

ما رو با شهادت رهبر عزیزمون امتحان مگردان.

خدایا از این مجلس روح و ریحان و نوری به پدر و مادران و رفتگان و گذشتگانمون، به امامین انقلاب و شهدامون عاید و واصل بگردان.

هرچه زودتر و هر وقت جلسه شما اینو میگن رزقم میشه یعنی همون روز یا فرداش باور کنین بدون استثناء یعنی انقدر که جلسات شما با، با برکته همون لحظه حاجت ما رو میدن.

حاجی بیا به خرج ما برو کربلا، حاجی بیا به خرج ما برو مشهد، حاجی بیا بخ-- باور کنید هر وقت ما این دعا می‌کنیم بلافاصله لطف خدا شامل حال میشه.

منتها ما ناز می‌کنیم نمیریم [خنده].

خدایا تو رو به آبروی صاحب این جلسه هرچه زودتر به خرج معرفت خودت ما رو راهی کربلا و مشهد الرضا بگردان.

ما رو اهل سحر، اهل مناجات نیمه شب، اهل طاعت و بندگی، اهل تحصیل معاش حلال، اهل گره گشایی از خوبان عالم [نفس عمیق] و سینه ما رو گنجینه موّاج از حقایق عرشی و قرآنی ات بگردان.

ما را با شهادت به رفیقامون [نفس عمیق] ملحق بگردان.

خدایا هرکس به ما التماس دعا گفته مریض داره، گرفتاره، مشکل داره، مشکلات روحی، جسمی، خانوادگی، کاری، مالی، فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی.

تو از دلشون آگاهی.

تو رو به حرمت این شهیدی که امروز ما رو مهمان خودش کرد.

به صاحب این مس-مسجد که به نام حضرت زینب سلام الله علیهاست قسمت میدم خدایا تو از دلشون آگاهی همین از صاع حاجت رواشون بگردان.

مریضاشون رو شفای عاجل و کامل مرحمت فرما.

قرضشون رو از خزانه غیبت ادا کن.

گره‌های کور زندگیشون رو باز بگردان.

ای خدااا پدر مادر ما رو هر کجا هستن بیش از ما از این جلسه بهره‌مند گردان و دعای آخر ما هرکی دلشو داشت آمین بگه تصنعی کسی نگه.

خدایا قیامت ما رو با همین جمع دست جمع محشور فرما.

اللهم اغفر وارحم من يقرأ الفاتحة عن الصلوات.