یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نفس و مراتب وجود
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین. الحمدلله على کل نعمه واسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله وربانی ایاته. درود بر شما و رحمة الله. هدیک به پیشگاه حضرت حجت ارواح من سواه فداه. انشاءالله که حضرتش هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه. و از سائر جمع ما و متعلقین ما رو به توجه عرفانیشون دعا کنن صلواتی خد. اللهم صل على محمد وآل محمد. چقدر صبحهای جمعه شیرینه.
این سه تا صبح جمعهای که ما یا زهراییها به جهت اجتماعات شبها کمل ما داشتیم شبهای جمعه دیگر انداختیم صبحهای جمعه آنقدرررر شیرینه به ذائقه دل همه مون که الان آدم دوست دارد سنتو عوض کنه و دیگر پیاد صبحهای جمعه برگزار شود. آنقدر شیرینه. خیلی شیرینه. الحمد لله. صبح جمعه آدم فما احلی اسماءکم. اسماء آنان مثل عسل به کام میشینه و شیرین. خدا از ما نگیره. ما شبهای جمعه در یا زهرا که بودیم منازل سائرین خواجه عبدالله میگفتیم. یعنی دیگر لقاءالله رو در صد و چهل و دو جلسه بحثش جمع شد و قول داده بودیم که بریم انشاءالله صد منزل دل خواجه عبدالله رو کار کنیم که در حقیقت عرفان نظریست. تا پیش از این چند ساله ما همش عرفان عرفان نظری کار کردیم. ببخشید خواجه عبدالله کتابش عرفان عملیست. ما در حیثیت عقل نظری کار کردیم چندین سال.
تازه داریم سرازیر میشویم به سمت، میرویم به سمت عرفان عملی یا عقل عملی. خواجه عبدالله صد تا منزل پیش رو ما گذاشته که سالک الی الله از این ده تا گردن، این صد تا گردن رو باید بگذره که قدم اولش ده تاست. حالا بهش میرسیم انشاءالله. ما ابتدا که در مسجد بلال به فضل الهی معرفت نفس رو شروع کردیم و میشود گفت مهمترین مبحث آنم این تو این حدود بیست تا موضوعی که ما چند ساله با هم کار کردیم مهمترینشون معرفت نفس بود. آنجا چون حیثیت نظری داشت برای اینکه بحث تکمیل شود ابتدا هدیک تقدیم میکردیم در معرفت نفس. هدایای سلوکی و عملیات بندگی، خطومات، اذکار اینها از اساتیدمون هدیک میکردیم. بعد که سیر و سلوک لواسون راه افتاد دیگر آنجا شروع کردیم چون اصلاً حیثیتش عملیک این خطومات.
معرفت نفس و آغاز راه
و ما حدود چهل و سه جلسه، دقیقاً چهل و سه جلسه مقدمه معرفت نفس رفتیم که دو جلسهش بارگذاری نشد. چهل و یک جلسه تو کانال هست. یک یا دو جلسه دیگر مقدمه بریم انشاءالله ورود به متن میکنیم. مهمترین بحث ما هم آنجاست. دیگر بعد ورود متن کتاب کنیم دیگر هدیکای نداریم آنجا تقدیم کنیم. این و از این حس دارم میگم که یک کسی دفتر کاغذ اینها به دست نگیره که ما هدیکای تقدیم کنیم بنویسه. فقط در بحث سیر و سلوک لواسون انشاءالله چون سیر و سلوک که عملیک است آنجا دیگر ما هدایامون رو آنجا تقدیم میکنیم. چه از حیث خطومات و اذکار و دستورات و حالا ختم سور مثل آن یکی از سنگینترین دستوراتی که هفته پیش در لواسون تقدیم کردیم که از جهتی خوشبختانه و از جهتی متاسفانه در کانال هم بارگذاری نشد.
شاید اگر اقرار نکرده باشم شاید حدود هفتصد هشتصد تا پیام از تهدید و آه و نفرین بگیر تا خواهش و درخواست و اینها و دعا و چی و اینها که این صحبت یکشنبه بارگذاری شود. به همین جهت ما هم حقیقتش تن و بدنمون به شدت ترسید از این پیامها. دیگر به کودکان میخوایم بگوییم که بگذارن یک بخشهاییشو حذف کنن بگذارن بقیکشو. و اگر انشاءالله گذاشتن دوستان حتماً و حتماً شما رو توصیه میکرد میکنم به آن هدیکای که ابتدای جلسه یکشنبه هفته پیش در لواسون تقدیم کردیم از مهمات بود برای دفع شر آمریکا، اسرائیل. هرکس ما یاد گرفت حتماً ابتدا برای دفع شر اسرائیل و آمریکا انجام دهد.
پس امروز اینها رو گفتم که سلسله بحثها رو بدونیم و دیگر ما هدایا رو اینجا تقدیم تو منازل صائرین یا عرض شود معرفت نفس و آن مباحث کتاب الموت و سیر و سلوک علامه سید بحر العلوم و قلب در قرآن اینها دیگر هدایا نداریم. همشو انشاالله همان یکشنبهها در لواسون تقدیم میکنیم. پیش از اینکه بریم مقدمه بعدیمون برای ورود به کتاب صد منزل دل یا منازل الصائرین رو بیان کنیم، یک میخواهم وجودمون بیشتر از این متبرک شود به صوت رهبر ون. کمتر از یک دقیقه است. این رو گوش بدیم. من یک نکتهای رو خدمتتون تقدیم کنم. به سار روح بلندش. اللهم صل علی محمد و آل محمد. بنده امیدم و نگاهم نسبت به آینده این کشور خیلی روشنه.
بنده می دانم که خدای
بنده میدانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملت رو به متعالیترین درجات برسونه و بدانید که انشاالله ملت ایران به برکت اسلام، به برکت نظام اسلامی، به عالیترین درجات یک ملت در حد و اندازه ملت ایران خواهد رسید بدون تردید. و بدانید که توطئه دشمن، حرامکاری دشمن، حمله دشمن، ضربه دشمن هیچ اثری نخواهد داشت و به معنای واقعی کلمه دشمن هیچ غلطی نخواهد توانست بکند. الله. ارش باز هم. اللهم صل علی محمد و آل محمد. ما اولین باری که با پشتوانه فرمایشات این چنینی رهبر ون و حالا شاخههای متعدد علم اعلام کردیم مطالبی رو و برای برخی خیلی تعجبآور بود و به ما انگ فالگیری و دروغگویی و رمالی و اینها زدن. وقتی جلوتر رفتیم همانها شد.
بعد این جسارت رو خدا به بنده حقیر اعطا کرد که صراحتاً بیان کنم اگر همان فرمون تو همان جنگ چهل روزه رفته بودیم جلو، سه ماه طول میکشید اما کار تموم بود. چیزی که ما متوجه شده بودیم همان اول گفتیم. بعد چقدر ما رو تهمت زدن، چقدر تهدید کردند، چقدر اذیت کردند که متأسفانه این توقف نفس بخشیدن به دشمن بود و باز شدن دست دشمن بود و افتادن تو بازی مذاکرات و این طناب پوسیده و دیوار ترک خورده مذاکرات بود که برخی هستن انگار سندرم مذاکره دارن. ما گفتیم ما رو تهدید کردند. الان خودشان افتادن به همین حرف. میگویند مثل که مذاکرات بیخود بود، اشتباه بود. خودشان دارن اقرار میکنندد. همانایی که ما رو تهدید میکردندددد. این چیک؟ این کیک؟ این شیخ چیک دارد میگوید؟ همانا. و من واقعاً متأسفم این اتفاق رخ داد.
باز هم به ضرس قاطع دارم من نه، بسیاری دارن میگویند الحمدالله زبان خدا لطف کرد اخیراً زبان آنانیی که باید یک مقدار زبانشونو باز کنن بدون ترس الحمدالله باز شد. این هفته گذشته دیدیم کسایی که باید فریاد بزنن، فریاد زدن و گفتند دیگر بسه. دیگر بازی بسه و ادامه بدید. همه ملت یکپارچه در اجتماعات فریاد انتقام، انتقام خون رهبرشون رو دارن سر میدن و یک نفر نیست که دلش خوش باشه به این مذاکرات. بس کنید و کار رو تمام کنید حداقل از اینجا به بعد که بنده دارم میگم اگر ادامه بدن شش ماه طول میکشد ولی کار تموم میشود. سه ماه شد شش ماه. اما کار تموم میشود. باز گوش ندن، باز ملت ضرر کنن. من این را دارم میگم حالا هرکی میخواهد پشت سر ما هرچی بگه ما دیگر دل رو زدیم به دریا و حدود بیست تا بشارتی هم که خدا لطف کرد ما دادیم قبل از جنگ، هجده تاش اتفاق افتاده. دو تاش مونده فقط.
نفس و مراتب وجود
آنان هم انشاالله دارد اتفاق میفته. خدا به آبروی حضرت صدیقه شهیده و به آبروی این بیرقهایی که ما یک عمر تحت سایکاش نفس میکشیم، شر دشمنان خارجی و داخلی ما رو به خودشان برگردونه و هرچه زودتر به قول رهبر ون آن حس پیروزی رو به کام مردم ایران بچشونه. یک صلوات ختم کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. ما در خصوص مقدمات منازل صائرین ورود کرده بودیم به شرایط عبور از منازل ابتدایی. چنانچه خاطر شریفتون باشه گفته بودیم که "واعلم ان العامه من علماء هذه الطائفه والمشیرین到 هذه الطريقه اتفقوا على ان النهايات لا تصح إلا بتصحيح البدایات. گفتیم این منازل بعدی اینها تکمیل نمیشوند. اصلاً انسان نمیتواند آنها رو به آن منازل نهایی برسه. نمیتواند به معراج برسه.
نمیتواند لبیک بگه به فرمایش قرآن که تعالى تعالى به فرمایش امیرالمؤمنین اقرأ ورقه بخوان بالا برو نمیشود مگر به تصحیح این منازل ابتدایی. حالا حضرت شیخ اینجا در منازل السائرین خواجه عبدالله اینجا میفرماید که برای اینکه این منازل ابتدایی تصحیح بشن و کامل بشن زیر پای ما محکم شود در مسیر عرفان عملی و سیر و سلوک بتونیم گام به گام بریم جلو منازل بعدی برسیم چند تا شرط گفته. یکیش اخلاص بود و اقامة الأمر على مشاهدة الاخلاص بود که یک جلسه دربارش توضیح دادیم. دیگرش متابعت سنة بود. تبعیت سنت پیغمبر و اهل بیت بود که این نیز یک جلسه دربارش صحبت کردیم. متأسفانه این جلسات که دارم میگم هنوز تو کانال نیومده. حالا علتش چیک؟ از عوامل پیگیری کنید. سومیش و تعظیم النحو على مشاهدة الخوف بود. این رو هم توضیح دادیم. به جایی برسه که انسان به شهود خوف برسه.
این نیز توضیح دادیم. چهارمیش که امروز میخوایم بگوییم رعایت، رعایت الحرمه. خیلی مهم است این رعایت الحرمه. قربونتون برم تک تک شمایی که اینجا زانو زدید در خونه امام عصر امروز بدونید که تا این شرط لحاظ نشه ما از همان گام اول و همان منزل اول سیر و سلوک که به قول خواجه عبدالله یقظه و بیداریست نمیتوانیم دیگر تکون بخوریم بریم به منزل دوم که توبه است. این ده منزل فصل اول رو که ولش کن اصلاً از خود، از خود یقظه هم نمیتوانیم بریم به منزل دوم که توبه است برسیم. چه برسه به منزل منازل دیگر. ده منزل اول اینهاست؛ یقظه، بیداری که باید دربارش انشاالله بحث شود. توبه، محاسبه، عنابه، تفکر، توکل، اعتصام، فرار، ریاضت و سماع. این ده منزل اوله. حالا شما تو کدومشید انشاالله آن جلوترایید.
آیات قرآن و راه هدایت
اما این رو بدونید تا این رعایت الحرمه اتفاق نیفته که سالک این در حقیقت حرمات و مقدسات الهی رو رعایت نکنه، نمیگذارندد اجازه بهش نمیدن که قدم از قدم بردارد و تربیت شود تا بتونه به مدارج عالیک برسه. علتش رو میخوایم امروز با همدیگر از کلام بزرگان بیرون بکشیم ببینیم علتش چیک؟ کسی که حرمت حریم الهی رو نگه ندارد، حرمت حضرت حق رو چه در خلوت و چه در جلوت نگه ندارد. یک مشکلی در سیستم یعنی در وجودش ایجاد شده. آن مشکل اسمش هست بیصداقتی. یعنی چی؟ یعنی اینکه با صدق و راستی در خانه خدا نیومده. آن دعای قرآنی شریف که روحش شاد حضرت استاد خیلی تأکید به این دعا داشتن. همیشود ما به شما توصیه میکرد کردیم. از لا بلا صحبتهای ما هم هدیک میآید خود به خود میجوشد.
خدا رحمت کنه شیخ رجب علی خیاط که به دوستانش میفرمود اگر خواستید امام عصر رو زیارت کنید روزی صد بار این دعای قرآنی رو بگویید. خدا رحمت کنه مرحوم آمیرز، میرزا نه حضرت میرزا اسماعیل دولابی محضر یکی از اولیاء خدا تقریباً هفته پیش به فضل الهی رسیدن از رفقای قدیمی حضرت علامه. ایشون هبه الهی به بنده بود و ایشون، ایشون فرمودند که بین این عرفا هیچ کدومشون به لطافت وجودی و روحی آمیرزا اسماعیل دولابی نبودن. طوری که بزرگان اهل معرفت میآمدند زانو میزدندد. البته خیلی هم اذیتش کردند. ایشون هم توصیه میکرد داشتن این دعای قرآنی و شریف رو که من خودم هر کجا قدم میگذارم میگم بیرون میرم میگم. آثارش هم دیدم شما هم ببین بگویید و. رب ادخلني مدخل صدق واخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطانا نصيرا.
یک جلسه طلب شما که انشاالله به فضل الهی یک روزی تفسیر انفسي این آیهٔ رو بیرون بکشیم و با همدیگر به جز آن تفسیر آفاقی و شأن نزول، پیرامون تفسیر انفسی این آیهٔ با هم گفتوگو کنیم. بسیار عالی آیهٔ شریفیست. تا انسان صداقت نداشته باشه به امام عصرش نمیرسد. آن وجه العِلْمِ من لدنک سلطان النصیرا در تفاسیر همه فرمودند آن سلطان نصير امام. امام عصر ناصر و یاریگر کسی میشود که صادقانه بیاید در درگاه حضرت حق. کسی که صادقانه نیومده حالا صدق رو برخی دو بخش کردند. گفتند اولاً راست بگه دو به وعدهش عمل کنه. این دیگر سادهترین توضیحیک که بزرگان دادند. یک راست بگه. راست بگه آمدم که آمده باشم. دو به وعدهای که به حضرت حق و به حجت خدا داد عمل کنه. به این میگویند صداقت و تا این صداقت نباشه قربونتون برم انسان تو همان منزل اول میموند.
اینها رو من مخصوصاً دارم
اینها رو من مخصوصاً دارم به صورت مقدمه به شما که با جهازات لازم و آن ملزومات مهم است بریم تو منازل سیر کنیم. کتابی که الان دست منه شرح اوصاف الأشرافه. اوصاف الأشراف مال کیک؟ مرحوم خواجه طوسی. ایشون در بخش چهارم فصل اول در بخش چهارمشون در خصوص صدق صحبت کردند. این آیهٔ مبارکه رو آوردن. یا ایکا الذین آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقین. در تفاسیر دیدم که این باشید همراه صادقین رو، صادقین رو وجه اتمش رو فرمودند آقا امیر المؤمنین علیک الصلاة والسلام. یعنی به سارش. اللهم صل على محمد و آل محمد. حالا دقت. میفرماید ای کسانی که ایمان آوردید اتقوا الله تقوا پیشه کنید. حالا قصد دارید با تقوا باشید اصلاً راهش كونوا مع الصادقین معیت داشتن با امیر المؤمنین. اصلاً صدق محض در دامن امیر المؤمنین. در دامن علی زمان ما امام عصر ونه.
لذا وجه العِلْمِ من لدنک سلطان النصیرا. حالا اینجا خواجه طوسی که چقدر حضرت استاد با عظمت ازشون یاد میکرد، میفرمود صدق در لغت راست گفتند و راست کردند وعده باشد و در این موضع مراد راستیست هم در گفتند و هم در نیت و عزم و هم در وفای به آنچه زبان داده باشد و وعده کرده باشد و هم در تمامی حالها که پیش آید او را. ببین همه رو فقط نگفت اینکه راست بگی و به وعدهات عمل کنی. میگوید تو نیتتم راست باش. خدا رحمت کنه حضرت استاد رو با چه حالی یک روزی اسواتش موجوده، اسواتش موجود هست و ما اینها رو که میگوییم از استاد شنیدیم، از استاد شنیدیم. بعد برخی تهمت به ما زدن که ایشون ادعا کرده که آره همهی این چیزایی که ما میگوییم یعنی محضر استاد رو درک کردیم. نه که اسواتش هست، کتاباش هست. بخونید شما هم بخونید از مام جلو زدید و انشاالله بیشتر هم برید بالا.
حالا آنهایی که پشت سر ما حرفها زدن گفتند که آره در لواسان ایشون میشیند، اخیراً من شنیدم میشیند بعد از اتمام جلسه دعا نویسی میکند به مردم میده و چی و اینها دکان بازار راه انداخته. یک نفر رو شما پیدا کنید از این سی ساله ما که الان جلو من اینجا نشستن سی پنج سال ما با هم بزرگ شدیم یک بار برای اینها ما دعا نوشته باشیم. ببینم اینها قیامت چی جواب دارن بگن. بعدم میبینم تأسفانه همش نام ته لباس دین و مسجد و قرآن و این تهمتهایی که به راحتی میزنندد. من هنوز برای احدی حرز ننوشتم، دعایی برای احدی ننوشتم به خاطر همین که این حرف و حدیثها از توش در نیاد. یا گفتند که ایشون یک بار عزیز دلم پریشب به ما گفت پ-پخش کردند که آره ایشون یک بار فقط محضر علامه رسیده بوده و تمام. ای کاش جیگرش رو داشتید.
سخن علامه و میراث معرفتی
همان یک باری که شما میگید ما محضر علامه رسیدیم، میگفتید که علامه چه تفقدی به بنده کرد. همان یک بار رو، بقیکشو نه. خودشان یک کاری میکنندد که ما زبان باز کنیم و خدایی نکرده اظهار فضل کنیم. و همیشود من به دوستان گفتم بنده اگر چیزی جوششی، خروشی، چیزی میبینید، برکتی سر این سفره دارید میبینید، همش حاصل یک نفس، یک نفس حضرت علامه است. که اگر بیشتر از این بنده را اذیت کنن و تهمت و هی ببندن به بالاخره هی بیتقوایی و بداخلاقی راه بندازن ما هم به شما میگوییم که ایشون چه لطفی به ما کرد. دهانمون بستهست و نگفتیم تا حالا. اینجـ... اینجا میفرماید که حتی در نیت، نیتتم صادق باشی.
حضرت علامه توی یکی از این اسواتش فکر میکنم در شرح مثوا الأنس ازشون شنیدیم که فرمودند که سید ابن طاووس به نقل از امام صادق صلی الله علیک بیان کردند که چه دلیلی دارد که بنده نیت گناه کنه؟ نیت گناه نه تازه عملش کنه. یعنی در ساحت قدس عالم چنین چیزی نمیگویندجد. یعنی بدترین ترجمهاش اینه بدترین گناه من و شما نیت بد کردنده. حالا تازه عملش کنی که بد دیگر بد اندر بد. همین که نیت بد بکنی این مخالف با صداقته. اینجا دارد همین جا خواجه طوسی همین رو میفرماید. پس در وعده، در نیت، در حالات خیلی عجیبه. کسی رو تا حالا پیدا کردید صدق اینطوری بشکافه و در تمامی حالها که پیش آید او را هر حالتی که براش پیش بیاید صداقت محض. اهل دروغ نیست، اهل فیلم بازی کردند نیست، اهل معرکه گیری و تئاتر بازی کردند نیست. یکپارچه صداقت محض.
بعد هم این برکت تو وجودش تو زندگیش همینطوری میبارد. چرا؟ صداقت. کسی که صادقه آن شرط حرمت رو دارد. رعایت الحرمه. یعنی حریم الهی رو کسی میتواند حرمتش رو حفظ کنه که صادق باشه. ما داریم این رو بررسی میکنیم که آن رعایت الحرمه که خواجه عبدالله گفته یعنی چی؟ لمش در صداقته. بعد ایشون ادامه میده و صدّیق کسیست که در این همه او را راستی پیشه و ملکه بود. یعنی نه فقط صادقه بلکه ملکه وجودش شده. ملکه از کجا حاصل میشود قربونتون برم؟ از اصرار بر عمل. میگوید باید هم حاضر جواب باشید. آنقدر صادق بوده شده صدّیق. یعنی به شدت صادق. چون ملکه وجودش شده. اصلا تنفر دارد از دروغ، از ریا، از تظاهر. اینها خیلی مهم است و البته ادامه فرمایش مرحوم خواجه. و البته خلاف آنچه باشد در هر باب از او نه توان یافت نه به عين نه به اثر.
یعنی خلاف این خلاف صداقت
یعنی خلاف این خلاف صداقت یعنی تظاهر یعنی ریا یعنی دروغ، نیرنگ، خدعه، مکر، حیله که اینها معمولاً انسان رو میبرد به سمت صبوعیت و عصبیت و غضب و اینها. گرفتاری ما معمولاً یا شهوته یا غضبه. حالا بعضی برای بعضیهام قدرت و ثروت هم هست اما بیشتر شهوت و غضبه. کسی که گرفتار این بیصداقتی میشود میرود رفته رفته میافتد به همان غضب. آدمی که صادقه معمولاً نمیتواند غضبناک شود مگر با دشمن خدا. أشداء على الكفار رحماء بينهم. میگوید اصلا خلاف این رو نه در عینش میبینی نه در اثرش. به نظر شما در حالا عين که مشخصه اصلاً حرفش به دل نمیشیند. عين خود طرف قیافهش نگاهش میکنی به دلت نمیشیند. باهات حرف میزند به دلت نمیشیند. رفاقتش به دلت نمیشیند. حاضر نیستی کنارش بشینی. میخوای زود ازش فرار کنی. این عينهشه. برکت ندارد وجودش. اثرش چی؟ اثرش چگونه شناخته شود؟
مطلقاً وقتی ازش جدا شدی ببین اثر نفس آن همنشینی با او در تو چگونه بود. چگونه است که طرف یک نفس امیرالمؤمنین بهش میخورد، آوازه خانه، آوازه خانه یک عمر خوانندگی کرده. مولا بهش میگوید حیف این دهان توست که به جز کلام خدآند این خدا این لسان رو به تو داده که یاد او کنی. میگوید من بلد نیستم مولا. چی قرآن بخون. بلد نیستم. تو گوشش مولا بسم الله الرحمن الرحیم گفت کل قرآن رو حفظ شد. یک خواننده. نفس مولا ببین چه میکند. بعد هی بیا خودتو گرفتار این یک پوست استخون درب و داغونه این شیخ بیچاره کن. آخ شیخ من این مشکل رو دارم، آن مشکل رو دارم، من این گرفتاری رو دارم. قربونت برم من فقط میتونم برات دعا کنم. چه خاکی به سرم بریزم؟ مگه ساحت نداریم من و شما؟ با تمام بن– بند وجودم به شما. حالا من گرفتار هم شدم دعا کنید اگر احساس قرابتی با بنده میکنید.
من که همه شما رو خدا میدوند دارم دعا میکنم. سحرها مخصوصاً. خدا رحمت کنه آیت الله پهلوانی رو از وقتی شنیدم ایشون شبی صد رکعت نماز میخوندد برای شاگردانش. ما که شاگردی نداریم خودمون، خودمون یک شاگرد باشیم هنر کردیم. اما عزیزانی که رجوع میکننددد و سؤال دارند و گرفتاری دارند و مخصوصاً آنهایی که سؤالات دقیق علمی دارند بالاخره رجوع میکننددد نه که شاگرد ما باشند. من چنین ادعای مطلقی نداشتم. نه، از وقتی شنیدم ایشون شبی صد رکعت نماز میخوندد برای همین کسایی که تحت تربیتش بودن اصلا تن و بدن بنده لرزید و آن مهمترین، مهمترین دستوری که از حیث عملیاتی و هنوزم این را به شما نگفتیم از اساتیدمون یاد گرفتیم یک ختم خیلی سنگین و وزین و رسین و خیلی عجیبیک آنو نیت کردم هر شب برای شما انجام بدم.
نفس و مراتب وجود
برای هر کسی که به ما رجوع میکند، سؤال میکند، میآید میشیند این سؤالاتو میپرسد. بالاخره سؤالات علمیها، سؤالات علمی نه این گرفتاریهایی رو که ما همه رو جوابهاشو تو احراز و عوضات دادیم باز میان میگویند. همه رو اینهایی که سؤالات علمی دارن، اینهایی که میخواهند انشاالله با این کتابها عجین بشن با اولیای خدا. نفسشون هنوز جاریک، ساریک تو این کتابها. من برای شما دعا میکنم. شما هم برای بنده دعا کنید. صبح تا شب گوشی بنده زنگ میخورد. بعد یک روز آنقدر زنگ، زنگ، زنگ. من مینویسم پیام بدید. ول نمیکرد یک بنده خدایی. مجبور شدیم جواب دادیم. بعد دیدیم که میگوید که حالا مشکل ایشون تصور میشود به نظر شما چی بود؟ گفتش که من، بفهمیم آنقدر شما اصرار دارید چیک مشکلتون؟ گفت بنده با یک نفر مثلاً وصلت کردم. ایشون محبتش به من چنده. ولی منو تحویل نمیگیرد.
گفتم من چیکار باید بکنم برای شما؟ گفت یک عالمی در وقت شما هم میگیریم ببخشید. یک عالمی در دبی به بنده گفته که یک طلسم سنگینی برای شما نوشتن فلان جا دفن کردند. شما باید قربونی کنی. گفتم انجام بدید اگر شنیده قبول دارید ایشون انجام دهد. گفت نه من میخواهم نظر شما رو بدونم. گفتم بنده نظری در این رابطه ندارم. آنقدر اصرار اصرار. گفتم برای چی میخوای شما این کارو؟ مشکلت چیک؟ گفت همین مثلاً همسر ما با ما سردی نکنه. برخی مشکلاتشون عجیب غریبه. نمیدانم خیلی کاری نداریم. گفتم که دیگر آنقدر اصرار گفتم شما چرا در خونه صاحبت نمیری؟ چرا یک بار تا حالا تو عمرت جمع کران نرفتی؟ گفت من هر شب هر روز تو خونه با آقام حرف میزنم. گفتم این هنر نیست. مثل اینکه شما تو خونه خودت بشینی بگی من از همین جا با بابام حرف میزنم، در خونهش نمیرم. اینکه آق والدینه. قطعه، قطع رحمه.
آقات خونه دارد یا ندارد؟ مگر پیغمبر عزیز عالم نفرمود حقی که من بر گردن شما دارم اینه که حداقل هفتهای یک بار نتونستید ماهی یک بار برید در، در خانه فرزندان من رو بکوبید. اگر از دنیا رفتند زیارتشون کنید قبورشون رو. گفت ما نمیتوانیم. فرمود شش ماه یک بار دیگر باید برید. گفتم آقا نمیتوانیم. فرمود دیگر سالی یک بار دیگر نرید دیگر هیچی دیگر. نفاق پیش میآید براتون. بعد گفتم شما چرا تا حالا در خونه امام عصر نرفتین؟ مگه پدر شما نیست؟ گفت همینجا سؤال. گفتم این هنر نیست که. گفت راست میگید من تا حالا تو عمرم جمع کران نرفتم. گفتم خاک عالم بر سر من کنن. یک بار پاشو برو جمع کران. همینطور که برای من مشکلات رو مطرح کردی با همین زبان خودمونی با آقات حرف بزن. دو رکعت نماز استغاثه هم بخون. گفتوگو کن با آقا ببین آقا چجوری دست دیاره تو زندگیت.
چرا آخه میری اسرار زندگیتو
چرا آخه میری اسرار زندگیتو بیست سر و پای مثل من میگی؟ ما صاحب داریم، ما آقا داریم. آنجایی که آقا علی ابن موسی الرضا علیک ما صلوة الله السلام امام عصر رو معرفی کرد، خدا شاهده آدم تنش به لرزه میافتاد. فرمود والد امام نفرمود کوالد شفیق نه. الامام والد شفیق. والد نه کوالد یعنی مثل پدر به شدت مهربان نه، اصلاً پدر به شدت مهربان. انیس و رفیق. انیس و رفیق. یا رفیق لا رفیق له. مصداق اتم و وجه اتمش امام عصرته. بعد میخواهد طرح رفاقت با من بیچاره بریزه. اوست. بعد دقت کردین آن تیکه ام ال برود علi ولد الصغیر الله اکبر. مادر هوای همه کودکان رو دارد اما هوای آن بچه کوچولوعه رو بیشتر دارد چون هی زمین میخورد. امام رضا میگوید امام تو مثل مادریست که نیکوکار، ام ال برود، نیکوکار به کی؟ علi یا بل تو بعضی مصادر میگوید بل ولد الصغیر. به بچه کوچولوعه.
یعنی اینطوری هوایتو دارد که انّو تو همان بچه کوچولوهای. صغیر از پا افتادهای. امام عصر اینطوریک به ما. از همش عجیبتر فرمود والأخ الشقيق الله اکبر. أخ الشقيق میدانید یعنی چی؟ یعنی برادر دوقلو. یک شق دیگر توئه. نمیدانم تو دوقلوها کار کردید یا نه. دیدید اصلاً؟ دوقلوها اولاً که شبیک همن. ثانیاً معمولاً حساسیتشون عین همه. اگر یکیشون حالش بد شه آن یکی هم حالش بد میشود. یکیشون خوابش بگیره آن یکی هم خوابش میآید. عجیبه همهشون شبیک همه. به امام عصرت دارد میگوید آن برادر دوقلو توئه. یعنی عین توئه. یعنی با ناراحتی تو ناراحت میشود. با حساسیت تو حساس میشود. آقا دیگر به چه زبونی به من و شما معرفی کنه آقا رو. این امام عصر من و شماست که امروز به عشقش جمع شدیم سر ندبهش. و کم چیزیک این سرمایک؟
کسی که با صدق با صداقت بیاید در خونه آل الله اصلا دیگر در خونه احدی نمیرود. امام عصر بسشه. تو برنامهتون باشه حتما برنامه داشته باشید. آنقدر دنبال ختمات عجیب و غریب نرید. خدا شاهده برای ازدواج خودم، برای ازدواج خودم بیست و پنج سال پیش میخواستم ازدواج کنم نه ختمی انجام دادم، نه دستور العملی، هیچی. چهل هفته پشت سر هم رفتم جمع کمال. یک هفتهشم ترک نشد. از آقا خواهش کردم همسر بنده و بنده میخواهد شود مادر نسلهای بعد من. این شوخی نیست. شما انتخابش کن. یک مقدار با دل آقامون بلد باشیم بازی کنیم. بعد ببینیم آقا چجوری سر رشته زندگیتو دست بگیره. ما بیصاحب که نیستیم. کسی که صادق باشه قربونتون برم اینطور میرود جلو.
آیات قرآن و راه هدایت
حالا اینطوری بخوایم حرف بزنیم تا ظهر هم طول تموم نمیشود بحث و علما گفتندد فرمایش شیخ طوسی، خواجه طوسی و علما گفتند که هرکس چنین باشد یعنی هم عینا هم اثرش چی باشه؟ بر اساس صدق باشه. عجب خوابهای او نیز همه راست بود. کی اینجا دنبال خوابهای خوب میگردد؟ دنبال رؤیای صادقه میگردد. دستور العملش خواجه طوسی دارد میگوید. میگوید صادق باش خواباتم رؤیای صادقه میشود و راست آید یعنی هرچی خواب میبینی همان میشود. و رجال اشاره میکند به این آیهٔ "و رجال صدق ما عاهد الله علیک" این آیهٔ میفرماید در شأن ایشان آمده و صدیقان را با پیامبران و شهیدان در یک سلک آوردهاند. بعد اشاره به این آیهٔ میکند. بزرگان ما هم جز قرآن چیزی برای گفتند ندارن. "ف اولئک مع الذين" آنها همراه کسانیاند. اینها کیان؟ "مع الذين انعم الله علیکم" آنانیی که خدا بهشون نعمت بخشیده. کیان؟
چهار تا هستند. "من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين". انبیا، صدیقین اهل بیتاند، شهدا و صالحین. میگوید اینهایی که همراه اینها، اینها کیان؟ همان کیان؟ آدمایی که اهل صدقاند. راستگویند، راستکردارند. نیتشون بر اساس صدقه، خوابشون هم صدقه، خوراکشون هم صدقه. آنقدر صادقاند هیچ چیز کذبی اصلا نمیتواند نفوذ، نفوذ کنه توش. اگر اینجا من یک چیز کذبی بهش بگم اصلا تو ذهنش نمیموند. از اینجا برود یادش میرود. آن راستها رو یادش میموند. عجیبه. حتی معدهش صادق میشود. حتی بدن ظاهریش، مزاجش صادق میشود. حاج آقا چی داری میگی؟ بله. مرحوم علامه بروجردی مگر محرم نرفتند توی این تکیک مال بازار بود. رفتند حکایتشو شنیدید دیگر. نشستن آنجا غذا آوردن. تا ظهر عاشورا بود، کی بود؟ غذا رو یک لقمه گذاشتن رفت پایین، بالا آوردن. ریخت بیرون.
بعد میدوند خودشو میشونداسد که هر لقمهای توی این معده "لا یمسه إلا المطهرون" نمیشیند. ببین صدق تا کجا کار میکند برای انسان. در گوش این مدیر هیئت حالا هرکی بود بهش گفت بررسی کن این غذا رو کی بانی شده امروز؟ گفتند از این بازاریهاست. گفت باشه برو بررسی کن ببین چیکار هست چیکار. رفتند دیدن از این نزول بگیرای بازار بودند. این را از هرکسی تو مجالس امام حسین علیک السلام محرم هم دارد میآید گدایی نکنید برای سفره ارباب. ببین معده، معده این که دارم میگم این یک حکایت. معده آنقدر صادق شده پس میزند حرام رو. شبهه رو پس میزند. اصلا نمیتواند. چرا امام عصر ون یک سؤال از شما بپرسم. چرا امام عصر این همه بقالی، شکالی، این همه مغازه چرا به مرحوم فشندی و به بعضی از این حالا رفیقای خودش داریم تو تاریخشون، تو تاریخ زندگانیشون.
سیر و سلوک و طلب وجودی
اصلا امام عصر میگفت فلانی برو از این مغازه خرید کن. چرا از این مغازه؟ بعد رفتی بررسی میکردی میدیدی آن مغازهدار با وضو پشت دهر وایمیسته. در حالی که غسل بهش واجبه کرکره رو بالا نمیدادد. بعد الان میری از یک از یک بقالی، از یک نانوایی، از یک چه میدونم تهیک غذایی غذا میگیری هیچکدوم از شریعت رعایت نکرده. بعد تو توقع داری آن غذا رو خوردی سحر پاشی؟ از این توقعای بیخود نداشته باش از خودت. باید همهچی رو فرم باشه، رو فرم صحیح و صداقت. آن فرم اصلی چیک؟ صداقته. کسی که آن "رعایت الحرمه" رعایت آداب سیر و سلوک آقا صد منزل دل سیر و سلوک رو بشکافیم تا تهش هم بریم. به خدا قسم جز با صداقت نمیشود. اصلا قدم به قدم نمیشود برداشت. تو همان منزل اول که یغز است نگهت میدارند. نمیذارند بری آن منزل دوم که توبه است. صداقت.
یک روزی ما یک طرحی داده بودیم که تا آستان قدس رضوی هم رفت. چهارده تا طرح داده بودیم تو خیریک که برخیش خاک خورد متاسفانه. بعد مسئول فرهنگی آستان قدس رفته بود مزار شهید حججی گفته بود این طرحها مال کیک؟ کی اینها رو داده؟ حالا آنان بهشون گفته بودن لزومی ندارد ما رو معرفی کنید از طرف خودتون بگویید. یکی از آن طرحها این بود که گفته بودیم آقا مثلا الان مشهدیها تشریف آوردن. نمیدانم بیست نفر چقدر یک پارچه نور از شهر مشهد از سحر آمدن اینجا. اینها قیامت حجت میشوند بر ما. از مشهد که بیان مثلا از این جلسه بهره ببرن. از شهرهای دیگر هم الان بین شما دارم میبینم از شمال، از همدان، از قم، از قزوین کسایی که میشونداسم. اینها حجت میشوند. اینها پاشدن آمدن به اینها من عرض میکردم که خانههای شما در مشهد رواقهای حرم امام رئوفه. فکر نکنید فقط رواق داخل حرمه ها.
بعد این طرحو ما گذاشته بودیم این را تعمیمش دادیم با یک معرفتی که ثابت کردیم چگونه است که شما الان اینجا پیچ تلویزیونو باز میکنی حرمو میبینی؟ مگه حرم هزار کیلومتر آنورتر نیست؟ چگونه داری تو تلویزیون میبینی الان؟ یعنی همین جا حرمه. آن موجی که تو حرم هست منتقل شده همین جا فقط یک گیرنده میخواهد بگیرش. این تلویزیون گیرنده، گیرندهش رو داشت. یعنی این توانایی رو داشت آن موج رو به خودش بگیره تو سینهی خودش حرم رو نشون دهد. من و شما این گیرنده تومون نیست. نمیتوانیم این امواج رو بگیریم سینهی ما شود حرم شود قبورنا فی قلوب موالانا، نمیشود؟ اصلاً میبینی همین منزل ما اگر اینطوری اگر بریم جلو یک جلسه با هم بشینیم یک ذره هم درِ گوشی میشود برخیش. یک جلسه با هم بشینیم مثلاً من برم اصرار نکنید حتماً ضبط شه با همدیگر از من با همدیگر یک وعده بدیم با هم بشینیم.
نماز و تربیت باطن
همین رو من برای شما به فضل الهی رفاقتی باز کنم. بعد دیگر برای منزلت آداب میچینیم. منزلت هم میبینی شده رواق حرم. همین رو ب- بازش کنیم درست نگاهش کنیم. میبینی که به خدا قسم به این، به خدای این مسجد عزیز که به نام حضرت زینب سلام الله علیکاست قسم، به این شهید عزیز قسم، میبینی تو خونهت داری نماز میخونی خودت تو حرم علی ابن موسی الرضا میبینی. اینطوری میشود برات. بعد میگفتیم آقا اسم بذارید رو هر منازلتون مثلا بذارید بیت الرضا. نمیدانم رواق مثلا فلان هر اسمی دوست داری بذار. مثلا شهید هیات ما بود بیت الحسن خونهش. بعد گفتم اگر اینجا منزل آنانست شما میشی غلام، خانومش میشود، خانوم شما میشود کنیز، کودکانت میشوند ریزهخوار سفره اهل بیت. کنیز حضرت زهرا، کنیز اهل بیت تو خونه اهل بیت بدون وضو که نمیتواند باشه.
غلام اهل بیت که تو خونه اهل بیت بدون وضو نمیتواند باشه. آداب بریز آن موقع. با وضو برو تو خونه. بعد خانومت دارد آشپزی میکند نیت کنه دارد برای حضرت زهرا برای اهل بیت از آشپزی میکند. این کارا رو برخی دارن میکنندد برکاتشو تو زندگیشون دارن میبینند. بعد آداب بریز مثلا خونه ما بود بیت آل یاسین. با خونوادت بشین زیارت آل یاسین بخون. هرچی هر خودت برنامه بریز دیگر ماشاالله خودتون اهل فنید. حالا خانوم ما بارها و بارها از ما خواسته که من راضی نیستم از من تو جلسات چیزی بگی. انشاالله این تیکه رو حذف کنن نره به گوش ایشون برسه چون تو جلسه نیست. ولی غذاهای ایشون الان با همین آداب و همین یا دو غذاهای بارها به ایشون گفتم شما غذاهات نماز شب خوند تربیت میکنندد. با همین آداب.
همسر شما این، این چیزا رو انجام دهد بعد ببین یکپارچه زندگیت میشود نور از تو دل همه خونه شما میبینی یک سرو سلیمانی آمد بیرون. چیز عجیب غریبی نیست. مگه از تو دهاتهای کرمان نیومد بیرون؟ این چیزی که من الان از شما گ- به شما از اوصاف الأشراف مرحوم خواجه طوسی بود. یک نکته، چقدر دیگر وقت داریم؟ تموم شده وقتمون؟ هفت هشت دقیقه مونده. یک. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. [صداى جمعیت] یک کتابی هست الان دست من این رو یک بار دیگر هم به کودکان توصیه میکرد کردم مخصوصاً خواهرای محترمه مجموعه یا زهرا این را تهیک کنن. شما هم همینطور. من محضر ایشون اصفهان که درس میخوندیم میرفتم با آن مجتهد امین. بسیار با آن یک فرهیخته عارفه، مجتهده، حکیمه، متعله حاجی خانم امین. یک کتابی ازشون چاپ شده به نام سرو ناس. این نیز کتاب. بعد از جلسه خواستید بیاید.
سیر و سلوک و طلب وجودی
هفتصد و پنجاه کلمه در اخلاق و سیر و سلوک الی الله. یک دونه از این کلماتو حالتون، حالشو دارید براتون بخونم؟ یکیشو از، از چند تا؟ اللهم صل علی محمد. از هفتصد و پنجاه کلمه یکیش. من خیلی کیف کردم از این کلمه. طریق ریاضت نفس. میگوید ای سالک طریق معرفت. یک روایتی رو از مرحوم مجلسی میآورد از مجلسی اول، میآورد در خصوص ریاضت که ربطه به همین نگه داشتن حرمت و حریم و در مسیر سیر و سلوک و اینها دارد و صداقت. نقل شده که فرموده، کی فرموده؟ مجلسی اول. این فرمایش مرحوم مجلسیک.
"این ضعیف در زمان ریاضت مشغول مطالعه تفسیر بودم تا آنکه در بین خواب و بیداری دیدم سید و پیغمبر خود، سید المرسلين در حالی که نور از اطراف آن بزرگوار متساعد بود به طوری که پر شده بود جو و هوا از نور حضرتش ناگاه بیدار شدم." میگوید ایشونو دیدم نورش همه جا رو گرفته بود ناخودآگاه از خواب بیدار شدم و پس از آن بر دلم افتاد یعنی ملهم گردیدم که قرآن یعنی با این خواب به ایشون الهام شد که خلق پیغمبر همین، همین قرآنه. میخوای بدونی اخلاق پیغمبر چیک؟ قرآن اخلاق پیغمبرود. بعد میفرماید که و سزاوار این است که تدبر و تأمل نمود در وی یعنی در قرآن و هر وقت به آیکای تدبر مینمودم یک دفعه حقایق دقت کنین کلماتو غیرمتناهی برای من مکشوف میگردید. ببین یک الهام بهش شد.
این آدم پاک باشه چجوری میشود، صادق باشه چجوری میشود، رعایت حریم حرمت الهی رو داشته باشه چه میکننددد با آن؟ خودشان استادش میشوند، خودشان معلمش میشوند. میگوید تازه یک نکتهای که بر من فاش میشد بیانتها از یک آیهٔ قرآن و همچنین در هر آیکای که تدبر مینمودم برای من ظاهر میشد علوم غیرمتناهی و این مطلب چون بر خلاف عادت بلک-بلکه مثل محال عادیست محال است تصدیق نماید. یعنی کسی بشنوه بگه راست میگوید. به او مگر کسی که از وی بهرهای برده باشد لکن غرضی از ذکر، ذکر او ارشاد نمودن از، غرض از ذکر او ارشاد نمودن و برادران است برای خدا. میگوید میدونم که این را بگم بسیاری اصلاً باور نمیکنندد. اصلاً قبول نمیکنندد چون باید چشیده باشن تا قبول کنن. اما برای اینکه خیلی رسونده باشن برای دوستان خدا من نقل میکنم.
نفس و مراتب وجود
اما قانون ریاضت یکی ترک نمودن کلام بیکوده بلکه خودداری کردند از کلام مگر در ذکر خدا و ترک نمودن مشتهیات نفس و چیزهایی که از وی لذت برد از قبیل خوردنیها، آشامیدنیها و ازدواج کردندیها. نه اینکه ازدواج نکنه طرفها. اینها رو باید آدم با توجه اینها رو بخونه دقت کنه. یعنی اینهایی که هی میرن دنبال اضافات، اضافات. от توف- от توحید اسقاط الاضافات. توحید مثلاً به توحید نمیرسد مگر سقط کنه اضافات رو. هی معذرت میخواهم به همسرش راضی نیست. دنبال همسر دوم میرود و دنبال یعنی شهوتش متاسفانه کار دستش میده. منظور اینه نه اینکه کلاً ازدواج نکنه. نه با-به همسرت راضی باش. به خوردنیها در حدی که بخوری و زنده بمونی راضی باش. برای لذت بردن نخور. بگذری و دیگر عزلت و گوشه گیری اختیار نمودن و ترک مراوده با غیر اولیاء خدا.
میتوانید با همه ترک کنید جز اولیاء خدا و ترک نمودن خواب بسیار. مداومت نمودن به ذکر حق تعالی با مراقبت یعنی با دوام توجه و عدم غفلت از او. و تجربه نمودند مداومت بر ذکر همان دستور که یک روزی هدیک دادیم در معرفت نفس مسجد بلال. علامه حسن زاده چقدر این را توصیه میکرد داشتن. یا حی یا قيوم یا ملاه الاها الا انت که تنویر قلوب و تقویت عقل میآورد این ذکر به بنای فرمایشات استاد. یا حی یا قيوم یا ملاه الاها الا انت را لکن بیشترین ذکر من یا الله هست. میگوید من آنو میگفتم اما بیشتر از همه یا الله میگفتم. با خارج نمودن غیر حق سبحانه و از قلب خود به واسطه توجه به جناب قدس او و آنده چیزی که در این راه باید خیلی بر وی مداومت نمود ذکر حق و توجه به او چهل روز تا آنکه بر قلب گشوده شود انواع حکمت و معرفت و محبت حق تعالی. پس از آن صعود نماید به مقام فنای الله و بقای بالله.
میگوید تو چهل روز شروع کن یک چهله بگیر خودتو پاک، دامنتو پاک نگه دار، نیتتو پاک نگه دار، اهل صداقت و حفظ حریم حرمت الهی، حرمت نگه دار خودتو چهل روز. بعد ببین چجوری کشف میشود مغیبات برات. ببین چجوری آگاهت میکننددد. حکمت از قلبت بر لسانت جاری میشود. اصلاً راه رو پیدا میکنی. چهل روز. زیاد هم نه. به جای چهل روز خط-خطومات عجیب و غریب که نفست ضعیف میشود بعضی موقعها توانشو نداری دست میگیری، چهل روز این کارو. پاکی و صداقت. بعد ادامه میده. من از اینجا رد شم چون احساس کردم برخیتون دیگر خسته شدید و خمیازهها شروع شد. یک بخشیشو مخصوصاً میخواهم برای شما بخونم. خیلی این جمله مهم است. اگر کسی این جمله رو توجه نکنه خودش رو باخته. خیلی جزو ظرافتهای سلوکیک. میفرماید، یک. اللهم صل علی محمد آله محمد نفس اماره خوب دقت لازم است. پیام آخر این جلسهست.
آیات قرآن و راه هدایت
نفس اماره و شیاطین جنی و انسی. دو تاشو دارد میگوید. هرچه میتوانند کوشش مینمایند که انسان را از این راه، این راهی که من امروز به شما گفتم چیکار کنم؟ منصرف کنند و او را رها میکننددد زیرا که کی رو رها میکننددد؟ کسی رو که آمده تو وادی تحصیل علم مثل شماها. شیاطین رهاشون میکننددد. اینجا دارد میگوید رهاشون میکننددد ما که قبلاً گفتیم "لا أَقُدَن لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ". تو قرآن میگوید به محض اینکه آمدی تو صراط مستقیم خدا شیطان کمین میزند بهت. این که برعکسش دارد میگوید. یک لمی دارد خوب دقت لازم است. میفرماید او را رها میکننددد. شیاطین محصل علوم علمی و معرفت رو رها میکننددد زیرا که غالباً الله اکبر غالباً محصلین علوم طالب جاه و ریاست و فراهم آوردن مال و دوستی و عزت نزد مردم و باقی اغراض نفسانی میباشند. این است که شیطان ایشان را کمک میکند.
تازه کمکش میکند بله برو دنبال علم برو دنبال معرفت و تعریف و تمجید مینماید. میگوید آفرین باریکلا شیطان ها شیطان تشویقش میکند. چرا؟ چون نیتش صادق نیست. این نیز حریم، حریم الهی رو حفظ نکرده. این نیز به خاطر غرض و مرض نفسانیش دارد میرود سر سفره معارف و دنبال علم. مثل من لباس دین تنش میکند به جهت منافع دنیایی. یک سؤال از خودمون بپرسیم خداییش صاحب این مسجد دل شما رو میخوند دیگر. "إِنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ". یکی از در محضر یکی از اولیاء خدا بودیم. یک روزی ایشون این هدیک رو به من کرد، تقدیم کرد، مال شماست. رزق شماست. ما که نفهمیدیم ولی خیلی پرواز کردم با این هدیک. فرمودند حواست باشه به بنده. فرمودند حواست باشه این "يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ" ما پیش امام رضا روز نشسته بودیم در جوار ضریح حضرت فرمود ایشون.
یعنی آن کسی که بین تو و قلبت حائله. یعنی از تو به خودت آگاه تره. حالا این صاحب این مسجد از تو به خودت آگاهتر. خودت تو وجود خودت جواب دهد. اگر منافع دنیوی دینداری رو از من و شما بگیرن بگن آقا امروز دیندار بودن تو لباس دین و ولایت بودن هیچ منفعت دنیایی ندارد آقا، خانم. کدوممون میمونیم سر سفره دین؟ این را دارد میگوید. میگوید به خاطر دنیاشون رفتند سراغ علم، سراغ معرفت. این لمو دارد یاد میده. این تذکر رو به ما دارد میده. میگوید چون اینطورین شیطان تازه کمکشون هم میکند. دارم به شما و خودم یک هشدار رو میدم امروز. این حرف جمله آخر من از همه حرفام مهمتر بود. اما دقت لازم است جمله آخر رو. اما اگر غرض ایشان از تحصیل رضای خدا باشد، شما به خاطر رضای خدا آمدی دنبال علم و معرفت.
معرفت نفس و آغاز راه
سر کلاس سیر و سلوک نشستی، جلسه معرفت نفس رفتی، منازل و سایر نیت کردی بیای به خاطر رضای خدا اگر باشه چی میشود؟ اینجا میفرماید محکم میفرماید "در اینجا هم شیطان با او معارضه مینماید". معارضه یعنی چی؟ یعنی میآید به دشمنیت. میآید باهات مواجه میشود. یعنی زیر پاتو خالی میکند. اصلاً نمیذاره پات برسه. خیلیهاتون میآید میگوید آقا از وقتی ما نیت کردیم بیایم در خونه خدا مشکلات ریخت. نیتت خالصه. اما نه، اگر تو نیت کردی بیای در خونه خدا و سر سفره معارف این قشنگ همه چی دارد گل و بلبل و هیچ مشکلی هم پیش نمیآید، شک کن در نیتت. شک کن که یک جای کار میلنگد که شیطان نیومده با تو مبارزه کنه.
این را ببین شما باید این کتاب هفتصد و پنجاه کلمه در اخلاق و سیر و سلوک بانو مجتهد امین رو میخوندی، آیا آن لحظهای که میرسیدی به این کلمه اصلاً حواست میبود به این نکته یا نه؟ این رزق شماست امروز. ایشون الان تو عالم برزخه اما دارد به شما این رو تذکر میده. این برکات این جلسات. پس کسی میتواند دلم از این معرکه عجیب و غریب جان سالم به در ببرود و پیروز شود و برسونه خودشو این منازل صد منزل رو یکی یکی برود جلو که رعایت حرمت داشته باشه. حرمت رو حرمت حریم الهی، حرمت غرق الهی، حرمت باب سیر و سلوک و این حقایق عرشی رو نگه دارد. اگر بخواد نیتش دنیا و نفس و شهرت و و امثالهم باشه اصلاً شیطان کمکش میکند این بدبختو. میبینی به جایی هم نرسید. برکت نذره باعث شد ما حرفهای بسیار مهمی رو خیلی ساده و همهفهم بیان کنیم.
دیگر مثل جلسات معرفت نفس اصطلاحات سنگین و پیچیده حکمی و فلسفی هم نگفتیم کسی بگه سخت بود آقا، همهفهم بود. از شما ممنونم که بنده رو تحمل کردید. انشاالله که عاقبتتون بخیر باشه. حالا نکات دیگرای هم آماده کرده بودم. دیگر جلسات بعدی انشاالله فرصت گذشت. خدآند حق شما رو بر ما حلال کنه که اگر شما تو این جلسه جمع نمیشدید، ما این حرفها رو برای کی میزدیم؟ توفیق بیانشو نداشتیم. خودمون میموندیم و خودمون. این نیز توفیقه که شما سر سفره دل شما ما امروز نشستیم و رزق گرفتیم. خدا به همتون خیر کثیر دهد. دعا کنید. در محضر یک شهید گمنام هستیم. اینجا مسجدش خیلی باصفا بود. خیلی امروز لذت بردیم. راحت اشک ریختیم. راحت گریک کردیم. راحت حرف زدیم. یعنی قبض نداشت این در و دیوار این مسجد. بعضی مساجد بعضی جاها میری قبض دارد اصلاً خفت میکند نمیذارند گریک کنی.
معرفت نفس و آغاز راه
از جا رفتین اینطوریک. اینجا باز بود، بسط داشت. حالا هم حضور این شهید را قطعاً داشته در دل خودش هم خادمینش قطعاً باصفان قطعاً نیتشون خالص بوده. حضور شما. حالا پیشنهادم هست که یکی از جلساتمونو اینجا بندازیم. ما غرب کمتر جلسه داشتیم غرب تهران. پیشنهاد دادم دوستا اگر راضی بودید که حالا، حالا معرفت نفس که فعلاً مسجد بلال مشکلات امنیتی دارد نمیذارند آنجا بپاشه. فکر میکنم بهترین گزینه معرفت نفس باشه اینجا. چون منازل سایر اینکه مال یا زهراست و دیگر محرم هم شروع شه ما ده شب محرم یا زهرا حسینیک خودمون هستیم و یادم دیگر یواش یواش تو همان حسینیک راه میافتندد. شاید معرفت حالا بالاخره به مدیران کانالها ر بدید نظرتون در خصوص اینکه یک جلسه ثابت در هفته اینجا باشه.
ما خیلی امروز کیف کردیم بسم الله العظیم الاعظم الهی به مولا طنا فاطمه الزهرا یا الله یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک. اللهم عجل ولیک الفرج. خدایا سلام ناقابل ما را از صاع حضرت آقامون برسون. خدایا آقامون رو از ما راضی و خشنود بگردون. خدایا عمر ما رو، زندگی ما رو مرتع شیاطین قرار نده. خدایا کودکانی ما رو بدون استثناء در خدمت قرآن و عترت قرار دهد. نسل جوونمون رو، ناموسمون رو، دختر پسرامون رو از فساد آخر زمان حفظ و هدایت و عاقبت به خیر گردان. شر آمریکا و اسرائیل رو ای خدا هرچه زودتر تا ما زندهایم به خودشان برگردون. خدایا روز فروپاشی دولت جائر آمریکا و نابودی اسرائیل رو تا ما زندهایم برسان. رهبر ون رو سایکش رو بر سر ما مستدام بدار. ما رو با شهادت رهبر ون امتحان مگردان.
خدایا از این مجلس روح و ریحان و نوری به پدر و مادران و رفتگان و گذشتگانمون، به امامین انقلاب و شهدامون عاید و واصل بگردان. هرچه زودتر و هر وقت جلسه شما این را میگویند رزقم میشود یعنی همان روز یا فرداش باور کنین بدون استثناء یعنی آنقدر که جلسات شما با، با برکته همان لحظه حاجت ما رو میدن. حاجی بیا به خرج ما برو کربلا، حاجی بیا به خرج ما برو مشهد، حاجی بیا باور کنید هر وقت ما این دعا میکنیم بلافاصله لطف خدا شامل حال میشود. منتها ما ناز میکنیم نمیرویم. خدایا تو رو به آبروی صاحب این جلسه هرچه زودتر به خرج معرفت خودت ما رو راهی کربلا و مشهد الرضا بگردان. ما رو اهل سحر، اهل مناجات نیمه شب، اهل طاعت و بندگی، اهل تحصیل معاش حلال، اهل گره گشایی از خوبان عالم و سینه ما رو گنجینه موّاج از حقایق عرشی و قرآنی ات بگردان.
رستاخیز و صورت انسان
ما را با شهادت به رفیقامون ملحق بگردان. خدایا هرکس به ما التماس دعا گفته مریض دارد، گرفتاره، مشکل دارد، مشکلات روحی، جسمی، خانوادگی، کاری، مالی، فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی. تو از دلشون آگاهی. تو رو به حرمت این شهیدی که امروز ما رو مهمان خودش کرد. به صاحب این مس-مسجد که به نام حضرت زینب سلام الله علیکاست قسمت میدم خدایا تو از دلشون آگاهی همین از صاع حاجت رواشون بگردان. مریضاشون رو شفای عاجل و کامل مرحمت فرما. قرضشون رو از خزانه غیبت ادا کن. گرههای کور زندگیشون رو باز بگردان. ای خد پدر مادر ما رو هر کجا هستن بیش از ما از این جلسه بهرهمند گردان و دعای آخر ما هرکی دلشو داشت آمین بگه تصنعی کسی نگه. خدایا قیامت ما رو با همین جمع دست جمع محشور فرما. اللهم اغفر وارحم من يقرأ الفاتحة عن الصلوات.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.