ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.

الحمدالله علی کل نعمه واسال الله من فضله.

اللهم صل وسلم وزد وبارك علی صاحب الدعوة النبوية.

والصولة الحیدریة والعصمة الفاطمیة والحلم الحسنیة والشجاعة الحسینية.

والعبادة السجادية والمآثر الباقریة والآثار الجعفرية.

والعلوم الكاظمية والحجج الربویة والجود التقویة والنقاوة النقویة.

والهيبة العسکریة والغيبة الالهية.

اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره.

وشيعته والمستشهدین بین یده.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله وربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمت الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا من سوا فدا ان شاء الله در این شب بسیار با عظمت و کم نظیر که به فرمایش حضرت استاد لیلة القدر فرقانی و تفصیلی است.

امشب هم لیلة القدر است و جزئیات همه و همه به تفرقه اش امشب مشخص میشه.

امام عصر توجه میکنه به سر القدر هر کسی و قدر و اندازه‌ش رو که دید مقدرات جزئی و تفصیلی و فرقانی‌ش رو امشب از خدا طلب میکنه.

ان شاء الله حضرت در یه همچین شبی هر کجا هستن همه جمع ما رو متعلقین ما رو پدر، مادر و خواهر، برادر و همسر و فرزندانمون، رفیقامون، همسایه‌هامون، همکارامون بالاخص رهبر عزیزمون رو دعا کنن صلواتی خط بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

قطعاً در دعای امشب که سر شب خوندید متوجه نکته‌ای شدید که پروردگار سبحان امشب چهار تا لطف ویژه به بندگانش میکنه به برکت امشب.

در دعا کاملاً مشخصه که در اثنای دعا به خدا عرض می‌کنیم "ولک فی هذا الليل" برای تو در چنین شبی چهار تا لطف وجود داره.

اول میگیم نفحات.

بعد جوائز بعد عطایا بعد مواهب.

که این چهار تا لطفت رو "تمن به علی من یشاء من عبادک" به هر کدوم از بندگانت که بخوای این چهار تا لطفت رو انجام میدی و نهیبی که در این دعا هست این قسمته که خیلی عجیبه فرمود "وتمنعها من لم تسبق، تسبق له العناية منك" این منع شده.

این چهار تا لطف تو امشب منع شده برای کسایی که سابقا مورد عنایت تو واقع نشدن.

پیداست که امشب خیلی عذرخواهی می‌کنم هر بی‌سروپایی راه پیدا نمی‌کنه به محضر.

صریح دعا دقت کنید داره میگه این چهار تا لطف تو مختص اونهاییست که سابقا مورد عنایت تو واقع شدن یعنی آمادگی درک امشب رو داشتن.

حالا این چهار تا لطف رو ظهر عزیزانی که بودن اجمالا عرض کردیم دیگه نفحات ما خیلی دنبال نفحه‌های الهی می‌گردیم.

ان فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها.

در ایام عمر شما نفحه ها و نسیم‌های رحمت خدا وزیده میشه میگیره شما خودتون رو در معرض اون نسیم‌ها قرار بدید.

خب چقدر باید بگردیم تا این نسیم‌ها رو، نفحه ها رو پیدا کنیم؟

صریح این دعا داره تصریح می‌کنه که امشب نه نفحه بلکه نفحات الهی جاریه.

نسیم‌های رحمت الهی امشب نازل میشه.

خوش به سعادت کسی که با آمادگی خودش رو در معرض این نسیم‌ها قرار بده.

دیگریش هم که جوائزه.

حالا دیگه توضیح نمیدم چون ظهر گفتم فکر می‌کنم صوتش هم دوستا، دوستان گذاشتن تو کانال.

رجوع کنید که فرق جایزه با عطا و هبه چیه؟

اونجا برید نگاه کنید.

این چهار تا بسته محبتی حضرت حق امشب به عشق امام عصر به اهل ایمان.

پس شب بسیار پرفضیلت و بسیار عجیبی‌ست که احیا هم داره می‌دونید.

نفس احیای امشب نورانیت میاره.

همین که بیدار باشی.

البته هرچی که سعی کنی با اون اوراد و اعمالی که بزرگان مثل شیخ عباس در مفاتیح آورده خودتو مشغول کنی که عالی.

به جهت اینکه حالا یه چند تا کتاب هم از امام عصر آوردم که من خیلی از این کتاب‌ها بهره بردم معرفی کنم.

اول بریم تو بحث تو درس بحثمون نکته‌ای رو انشاالله ارائه بدم بعد در اثنای بحث کتاب‌ها رو معرفی کنم.

اولاً ما در منازل الصائرین رسیده بودیم به قسمتی که شرایط عبور از منازل ابتدایی بود.

که "واعلم ان العامه من علماء هذه الطائفه والمشیرین الی، والمشیرین الی هذه الطریقه اتفقوا علی" همه‌شون اتفاق نظر دارن بر اینکه "علی ان النهایات لا تصح الا بتصحیح البدایات".

این منازلی که می‌خواید سیر کنید این صد منزل به یک معنا، سیصد منزل به یک معنا، هزار منزل.

این‌ها تصحیح نمی‌شن.

شما این‌ها رو کامل نمی‌تونید بکنید مگر اینکه منازل ابتدایی رو تصحیح کنید.

و خواجه عبدالله اینجا می‌فرمود که شرایطی داره این تصحیح کردن، این تصحیح بدایات شرایطی داره.

اولیش رو می‌فرمايد "هو اقامه الامر علی مشاهده الاخلاص".

خیلی عبارت جالبه.

مشاهده الاخلاص.

یعنی شما خودت اخلاص خودت رو ببینی.

به شهود بیفتی.

هی نری آویزون این و اون بشی التماس کنی که به نظر شما من اخلاص دارم به مرحله اخلاص و خلوص بلکه رسیدم یا نه؟

که خلوص شدت اخلاصه.

نه.

اینا همش حساب شده‌ست رفقا.

حساب شده این‌ها بر اساس فرامین بزرگان و کشف و شهودی که داشتن این کتاب‌ها رو نوشتن به قول حضرت استاد.

باید دل سپرد "هو اقامه الامر علی مشاهده الاخلاص".

چنان اقامه امر کنی، امر الهی رو چنان اقامه کنی که روحتو که جنسش از عالم امره "يسألونك عن الروح قل الروح من امر ربي".

روحتو که جنسش از عالم امره، اون همراهی تو، همراه تو باشه، همراهی کنه تورو.

در این صورته که اقامه امر صورت می‌گیره.

اگر روحتو همراه تو نباشه یعنی با خیالت دین‌داری کنی، با وهمت دین‌داری کنی حتی اگر با عقلت دین‌داری کنی باز مراتب پایین‌تره.

قلب رتبه‌ش بالاتر بود دیگه روح بالاتر بود دیگه.

نمی‌شه به وحدت شخصیه و به اون وحدت جمع الجمع به اون مراتب عالیه و لقاءالله رسید مگر اینکه روح همراهی کنه.

لذا می‌فرمايد "هو اقامه الامر علی مشاهده الاخلاص".

بله وقتی روحتو همراهی کنه تورو، اون موقع شهود واقع می‌شه.

تو خودت احوال خودت رو در می‌یابی.

حتی با قبول کنید از بنده حقیر که خودت معلم خودت می‌شی.

تو از خودت درس می‌گیری.

در ملکوت وجود خودت پای منبر درس خودت می‌شینی.

در درون خودت این اتفاق می‌افته.

اون که حضرت استاد فرمودن تو دل بسپر، تن به کار بده، اخلاص داشته باش، انگیزه‌ات الهی باشه.

یه سری شروط رو دارن و در جای دیگه فرمودن اون موقع ببین از شش جهت علم در درونت می‌جوشد.

علم از شش جهت در درونت می‌جوشد.

خب وجوه متعددی داره این شش جهت.

یکی از مهم‌ترین‌هاش چیه؟

آیا علم از مرتبه بدن که انزل مراتبه می‌جوشه؟

یعنی جوشش علم از بیرونه؟

در مرتبه انزل و دنی و پسته؟

علم خیلی مقامش شامخه.

بله اگه بگی که خب شما الان داری صحبت می‌کنی برای ما داری علوم و معارف رو القا می‌کنی از کتب بزرگان و صحف نوریه اون‌ها.

خب این صوت مادیه که ما داریم می‌شنویم که.

می‌گیم که این صوت علت مؤدّه است کمک می‌کنه تورو تا تو در درون خودت چیزی رو در بیابی.

دریابی در درون خودت حقیقتی رو.

باز علم از مرحله ماده نمی‌جوشه.

ماده علت مؤدّه است.

علم در ملکوت می‌جوشه.

پس اون شش جهت پیداست که مافوق رتبه طبع و طبیعت و ماده‌اند که اولین رتبه‌ی مجرد وجودی ما اگر بخوایم حساب کنیم بعد از بدن می‌شه قوه‌ی خیال، رتبه‌ی مثالی‌مون.

یعنی از رتبه‌ی مثالی تو علم می‌جوشه.

یعنی می‌خوابی، پای درس می‌شینی، تو خواب تعلیم می‌بینی.

کیو تا حالا پیدا کردید که در عالم خواب درس بگیره؟

خب این همه ضیغ وقت که ما داریم عمر بی‌برکت، گرفتاری‌ها صبح تا شب باید بدویی برای یه لقمه نون و چه و چه و گرفتاری‌هایی که وجود داره این کثرات که گرفتارشیم خب باید از رتبه‌ی مثالی استفاده کرد.

در خواب تحصیل علم می‌کنه یا نه تم-- در بیداری حتی با تمثلات خیالی.

این امکان وجود داره.

هست.

عده‌ای دارن این چنین مشغولن.

دارن تحصیل علم می‌کنن.

این یک جهت.

جهت بعدی می‌شه کجا؟

مرتبه‌ی وهمت.

از رتبه‌ی وهمی شما هم علم می‌جوشه.

چون وهم جنسش از عقله "ان الوهم عقل ساقط" یه عقل کوچیکه.

درسته حیوانات وهم دارن می‌گیم عقل ندارن اما یه چیزکی اتفاقاً عقل دارن و الا خروس سحر پا نمی‌شد.

کی تا حالا خروسی دیده که سحرخیز نباشه؟

کی تا حالا دیده؟

نمی‌دونم سحر رفتید تا حالا خیلی جسارت می‌کنم عذرخواهی می‌کنم رفتید تا حالا تو طویله یا نه؟

من رفتم.

چندین بارم رفتم.

همه‌شون بیدارن.

همه‌ی این بهائم دارن نشخوار می‌کنن.

چیزایی که خوردنو دوباره بالا میارن برای اینکه دو تا معده دارن دیگه بفرستن به معده‌ی بعدیشون.

و در همون حال که نشخوار می‌کنن دارن نمازشونم می‌خونن.

تسبیح‌شونم می‌گن که در بحث صلاة گذشت هر کدوم چه تسبیحی داشتن.

حالا اینطوری بخوایم حرف بزنیم خب به معرفی کتاب‌ها نمی‌رسیم رد شد.

بعد رتبه‌ی عقلیه از اونجا هم علم می‌جوشه.

مقدس‌ترین خلق خدا علم اونجا همه هم بهش دسترسی می‌تونن داشته باشن اگر اراده کنن از خیال و وهم‌شون بگذرن.

اما دیگه رتبه‌های بالاتر خیلی سخت می‌شه.

رتبه‌ی قلب، چهارمین مرحله می‌شه قلب، از قلبت هم علم می‌جوشه.

یعنی مر-محل تعلقاتته دیگه با سیر هبی و شدت عشق که می‌شد الهام، شدت الهام هم می‌شد حکمت از قلبت علم می‌جوشه و مرحله بالاتر روحته از روح‌ت علم جوشش پیدا می‌کنه.

این فرمایش حضرت استاد از شش جهت رو دارم براتون یه وجهش رو تبیین می‌کنم.

یه وجه مهم‌ش رو.

یعنی شما ببینی که اصلاً در درون خودت علم می‌جوشه.

این که میگم پای درس خودت می‌شینی این حقیقتی‌ست که یه روزی انشاالله بچشید به زودی به اشراقات عنایه حضرت استاد.

و بعدش هم از مرحله سررت ما فوق روح‌ت، اون مرحله‌ای که ارتباط داری با بیدهی ملکوت کل شیء.

این ملکوتی که اینجا بیدهی اومده در انتهای آیه surah Yasin منظور ملکوت رتبه‌ی مثالی نیست.

منظور پنهان عالمه، باطن عالمه.

از سرت هم علم می‌جوشه.

این همه کتاب‌ها از کجا اومده؟

همش در خودته.

اتفاقاً خیلی خوب و شیرین شد که الان این رو عرض کردم.

یادم افتاد که در فکر می‌کنم نهج‌البلغه بوده حالا باز کنم ببینم همینه یا نه.

این کتاب نهج‌البلاغه یادتون باشه یه بار فکر می‌کنم بیست یا سی جلسه ازش سخن گفتیم و حالا صوتاش هست یا نیست نمی‌دونم.

اما بهترین کتاب تقریباً در بطون ولایت کلیه‌ی آل‌الله و شناخت امام عصر.

یکی از کتاب‌های خیلی خوب حضرت استاد انسان کامله که می‌دونید از دید، دیدگاه نهج‌البلاغه.

این کتاب فکر می‌کنم سه یا چهار سال پیش بود محرم در یازده جلسه کلیات این کتاب رو براتون بیان کردیم چون یازده فصل داره.

ما از شب اول محرم تا ظهر عاشورا یازده جلسه داشتیم اونجا بیان کردیم که حتما رجوع کنید.

کتاب بسیار عالی و پر مغزیه و امام عصر رو از نگاه امیرالمؤمنین به شما شناسایی می‌ده که نگاه امیرالمؤمنین چه امام عصری رو به ما معرفی می‌کنه.

در یک بخشش دیدم که [مکث]، در صفحه‌ی بیست و هفت.

اینجا می‌فرماید در روایت است در روز قیامت وقتی ملائکت الله به دور شهید جمع می‌شوند، هرچه تلاش می‌کنند نظر او را به خود جلب کنند موفق نمی‌شوند و او توجهی نمی‌کند.

چرا؟

ملائکه اومدن نظر شهید رو در روز قیامت دورش هم جمع شدن.

یعنی تعداد بالا نه یکی دو تا.

هرچه می‌کنن شهید توجه به این ملائکه نمی‌کنه.

چرا به نظر شما؟

آفرین.

ا-یک وجهش می‌شه نظر می‌کند به وجه الله.

حالا باید دید وجه الله چیه؟

یه وجهش نسبت به سیر بحث می‌شه چون این‌ها از مرتبه‌ی عقل بالاتر رفتن.

چرا؟

چون رفتن به مرحله‌ی قلب و روح و ش-- از شش جهت علم براشون جوشیده که ش-- به شهود رسیدن دیگه و از سرشون هم.

لذا ملائکه رتبه‌شون پایینه، رتبه‌شون عقلیه.

جنس ملائکه از عالم عقوله.

این‌ها اصلاً توجه نمی‌کنن.

شما چیکار دارید با من؟

مثل اینکه کسی مثلاً پروفسوره، خب بره سر کلاس مثلاً ببرنش یه چند تا بچه کلاس اولی بیان دورش رو بگیرن.

اصلاً توجه نمی‌کنن.

برید کنار وقت من نگیرید.

ببین روایت اگر با سیر بحث علمی باهاش بری جلو، یه بلایی سرت رو میاره که دیگه حاضر نیستی پای درس اهلی بنشینی.

قربونت برم.

یا در این بخشش این هم صفحه خواستید رجوع کنید سیصد و هفتاد و پنج.

اون عنوانی که حضرت استاد در زده اظهار عجز و نداری در بارگاه الهی، یه حکایتی رو نقل کرده و از رو براتون می‌خونم از رو کتاب چیه دست من الان؟

انسان کامل از دیدگاه نجباء.

می‌فرماید روزی ارسطو، خواهران گوش بدن، روزی ارسطو دچار چشم درد شدیدی شد.

ارسطو شاگرد افلاطون بود.

به قول سید ابن طاووس فرمودن این دو تا کانا من الأنبیاء، نبی بودند.

پدر علم فلسفه‌اند این دو تا، مخصوصاً افلاطون.

روزی ارسطو دچار چشم درد شدیدی شد.

فرزندش را به نزد افلاطون فرستاد که برای مداوای چشمش دستورالعملی بگیرد و به فرزند تأکید کرد که خوب دقت کن و هر کسی نمی‌تونه شاگرد خوب افلاطون بشه که برجسته‌ترین شاگرد افلاطون بوده.

این دقت نظر رو ببین.

اصلاً ما از این دقت نظرها داریم؟

بچه‌ش رو فرستاده برو به استاد هم بگو من چشم درد شدید گرفتم اما میگه خوب دقت کن تا اولین جمله‌ای را که از افلاطون می‌شنوی به خاطر بسپار.

می‌دونه استاد الکی حرف نمی‌زنه، حساب شده حرف می‌زنه.

همون تو جمله‌ی اول کل مطلب رو می‌گه بعد حالا شرح و بسطش می‌ده.

اینو می‌دونه حساب شده حرف می‌زنه.

خب؟

فرزند وقتی خدمت افلاطون رسید و نقل بیماری پدر کرد، افلاطون فرمود پدرت هرچه می‌کشد از دست خودش می‌کشد.

از دست خودش.

و بعد نسخه‌ای را برای مداوای چشم ارسطو تجویز کرد.

یعنی کد رمز رو تو جمله‌ی اول داد حضرت افلاطون.

حالا ببینه ارسطو می‌گیره یا نه.

خیلی از اولیای خدا شما بری زانو بزنی تو همون جمله اول حرف اول و آخر رو به تو می‌زنه.

تو متأسفانه یه چیزی بر وزن قولی که نگم زشته، دنبال توجیه می‌شی.

هی نشستی ایشون ادامه بدن.

پاشو برو دیگه حرف رو زد دیگه تمام.

هیش سؤال پیچ می‌کنه استاد بیچاره رو معلمشو که اون چیزی که مدنظر خودشه از ایشون بکشه بیرون.

آقا همون جمله رو بگیر برو دیگه.

و بعد نسخه‌ای رو برای مداوا داد.

فرزند وقتی به خدمت ارسطو رسید نسخه افلاطون را برای پدر بیان کرد و ارسطو گفت برای من همان اولین جمله‌ی افلاطون مهم است و فرزند همان جمله‌ی اول افلاطون را که گفت ارسطو این جمله رو گفت که ارسطو هرچه می‌کشد از دست خودش می‌کشد، بازگو کرد.

ارسطو به محض شنیدن این جمله تصدیق کرد که مالیدن دست بر چشمانش موجب این درد چشم شده است و به اطرافیان خود گفت من به هیچ نسخه دیگری احتیاج ندارم جز این‌که حالا یه فرمایشی داره که بنا به دلایلی ادامه‌ش نمی‌دم.

میگه کاری انجام بدید و حالا اون رو ادامه نمی‌دم.

شاید بعضیا درست متوجه منظور نشن.

فرصت هم نداریم بازش کنیم که.

می‌گه آقا من گرفتم که گرفتم مشکلم چیه و دست کثیف زده بوده به چشمش.

از این کار استاد استفاده می‌کنه رمز رو بهش انتقال می‌ده که هرچی هست دست خودته.

اگر وجودت شده ظلمت سرا دست خودته.

بی‌خود انگ به عالم نزن.

بی‌خود فحش به عالم نده.

بی‌خود نگو ملأت ظلم و جورا.

بی‌خود نگو همه عراز لو باش شدن.

همه از دین فاصله گرفتن.

مجبورم چادر از سرم وردارم.

همه دارن بی‌حجاب می‌شن.

مجبورم مسجد نرم، هیئت نرم، قیافه حزب اللهی و مسجدی و مسلمون به خودم نگیرم.

همه دارن اروپایی می‌شن.

یه توجیهات بی‌خود.

البته کسی منو نشناس- نشناخته باشه فکر می‌کنه حالا ما این کر و کثیفا و یقه چرک و نه اتفاقا خیلی جوونی‌ام خوش تیپ می‌گشتم و خیلی هم قشنگ و الانم خوش تیپ و الانم آره.

کت شلوار.

الان قشنگ‌تره.

نه اتفاقا جوون بود خیلی خوشگل و خوش تیپ و یه بار گفتم اگه پیغمبر امروز بیاد سازمان تبلیغات اولین کسیه که دستبند می‌زنه پیغمبر رو می‌بره.

میگه این مورد داره.

روغن می‌زد به موهای مبارک.

موها رو ژل می‌...

حالا به قول امروزی‌ها ژل.

ما می‌گفتیم روغن.

کتیرا.

چه عطری که تا سه روز تو کوچه، عطر باقی بمونه.

لباسی که همینطور طرف حاج و واج می موند تا یعنی سر همه برمی‌گشت با حضرت می‌رفت.

لال می‌شدن.

لباس سفید یا لیمویی.

به به!

به چه قربونش بریم.

چه خوش-خوش‌پوش.

بله.

چقدر خوبه آدم تمیز و قشنگ و خوش‌پوش باشه.

مثلا این شب‌ها بهترین لباسش رو می‌ذاره تو عروسی عمه‌ش می‌پوشه و دختر عمه و دختر خاله‌ش بعد لباس کر و کثیفش رو می‌ذاره تو هیئت و مسجد و اینا پا می‌شه.

بهش بگو آقا یه این چه وضعه؟

می‌گه چشمم می‌زنن آقا.

چشم می‌خورم تو هیئت و مسجد چشمم می‌زنن من اگر خوشتیپ بیام.

تو خ عروسی عمه بزرگ و خاله کوچیکت چشمت نمی‌زنه.

تو هیئت چشم می‌خوری.

بله.

پس این یک کتاب که در سیر و سلوک ما معرفی کردیم.

وقتی که شما این مسیر رو برید جلو قربونتون برم خودبه‌خود اهل احتیاط می‌شید.

یعنی سعی می‌کنید برای اینکه اخلاص رو رعایت کنید.

اخلاص کبوتر خوشنازیه که رو هر گربه‌ای نمی‌شینه.

رو هر دوشی نمی‌شینه.

"لا یمسّهُ إلا المُطَهَرُونَ".

اهل مراقبه می‌شید.

اهل رعایت و اهل حضور می‌شید.

تمام حواستون رو جمع می‌کنید که بی‌گدار به آب نزنید.

رفته رفته اصلاً خودش مسیر رو برای شما باز می‌کنه.

یه نقل حکایتی براتون بکنم.

من خودم تا این کتاب "الأبقريّ الحسان" حضرت علامه شیخ علی اکبر نهاوندی رو نخونده بودم این رو جای دیگه‌ای ندیده بودم.

این کتاب [مکث] اول حکایتشو براتون بخونم.

در ابتدای جلد اول چون نه جلده این کتاب در خصوص معرفت امام عصر.

در ابتداش می‌فرماید به گفته بعضی از مؤمنین آیت‌الله نهاوندی صاحب این کتاب همینطوری میگیم اِ شیخ الک نهاوندی خودمون رو میگی که.

حالا دقت بفرمایید یک جلوه از خود نگه داری و دقت نظر و اجتناب ایشون از شبهات رو.

به گفته بعضی از مؤمنین آیت‌الله نهاوندی از خوردن میوه باغات یکی از مناطق نهاوند خودداری می‌کرد.

نه اینکه مثلا از درخت نچینه.

نه از میوه‌های اونجا براش می‌آوردن نمی‌خورد.

[مکث] چرا به نظر شما؟

از باغات یه محلی تو نهاوند.

وقتی علت را از ایشان جویا شدند فرمود در آن منطقه آب باغات نوبتی نیست و هر کس رو-زور بیشتری داشته باشد صاحب آن است، اون آب.

لذا بسیاری از اوقات در رساندن آب به باغ حقوق دیگران را پایمال می‌کنند و من بر خود جایز نمی‌دانم که از چنین میوه‌ای بخورم.

به این میگن اهل دقت نظر و اجتناب از شبهات.

این همینطوری نمیشه شیخ علی اکبر نها-- علامه نهاوندی.

همینطوری نمی‌تونه قلم بزنه.

یادتونه از حضرت آیت‌الله فاطمی نیا در لواسان یه دستورالعمل فکر می‌کنم پونزده بندی بود در سیر و سلوک و اخلاق اینا براتون خوندم.

ایشون فرمودن که علامه طباطبایی اگه بداخلاق بود مخصوصاً با اهل منزل و همسر و خانواده‌ش نمی‌تونست المیزان بنویسه.

اصلاً اجازه بهش نمی‌دادن.

[صدای بچه] ما فکر می‌کنیم همینطوری هر کسی راحت می‌تونه هر بی‌سراپایی راه پیدا کنه.

نخیر.

به همین منظور اجازه می‌خوام که از اول کتاب این، این دست‌خط رو می‌بینید؟

این دست‌خط مبارکه.

حالا دوست داشتید بعد از کلاس هم بیاید با دقت ببینید.

مرحوم کاشف القطعه‌ست این دست‌خط.

خب؟

براتون بخوام همین چند خط رو بخونم نظرش نسبت به این کتاب چیه؟

کاشف القطعه، قطعه بزرگ.

همون بعضیا، اون کسی که حالا بعضیا گفتن شهید ثانی بعضیا گفتن کاشف القطعه که سیصد و شصت و پنج شب سال رو بیدار موند تا ش لیلة القدر رو درک کنه.

ایشون نوشته "نظرت فی هذا الكتاب المستطاب الذي هو من حسنات هذا العصر بل من مفاخر الدهر و أنفس الخدمات لول الأمر عجل الله تعالى فرجه وهو من-- وهو من الباقیات الصالحات من رشحات قلم المولى العجل ملاذ".

اصلاً این عباراتو شنیده بودید تا حالا؟

مثلا سقت الاسلام، حجت الاسلام.

ملاذ العnam حجت الاسلام.

حاج شیخ ملا علی اکبر النهاوند.

ملا، ملا به هرکس نمی‌گفتن ملا.

مثل علامه الان.

کاشف القطعه به کسی بگه ملا.

حالا می‌فرماید من تو این کتاب نگاه کردم.

نظرت فی هذا الكتاب.

خب نظرتون چیه در خصوص این کتاب؟

آن را از برترین حسنات عصر، عصر حاضر بلکه از مفاخر دهر یافتم و نیکو خدمتی‌ست برای حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و از باقیات صالحاتی‌ست که از قلم مولای فاضل حضرت حجت الاسلام و ملاز الانعام حاج شیخ علی اکبر نهعمدی دامت برکاته تراوش یافته است.

[مکث]یه همچین عالمی تو اون تراز بگه این بهترین خدمتیه که تو این عصر به امام عصر شده.

نتیجه‌ش چیه قربونتون برم؟

حالا اینو به این بهانه ها من دارم کتاب معرفی می‌کنما چون شب آقاست بگیرید این کتابو نه جلده، نه جلده این کتاب.

بگیرید العبقری والحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان.

[مکث]که ماحصل اون خود نگهداری‌هاست، اون مراقبه‌هاست، اون اخلاص در عمله.

خلوصش باعث، باعث می‌شه که اهل مراقبه باشه، اهل اجتناب از شبهات باشه.

حالا ما بعد میایم اینقدر پررو شدیم که [مکث]چه عرض شود محرمات الهی رو توجیه می‌کنیم.

می‌گیم نه این انشاالله که گناه نیست غیبتش نشه فلان.

غیبت می‌کنه بعد میگه غیبتش نشه.

[مکث]الله اکبر یه صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[صدای جمعیت] وقتی شما این مسیر رو جلو برید [مکث]هرچی مراقبت‌تون بیشتر می‌شه [مکث]لیلة القدر به فریادتون می‌رسه.

چرا؟

لیلة القدر.

چرا اصلاً بهش میگن لیله؟

[مکث] شب.

چون قوس نزوله، نزوله.

وقتی از عالم نور میای به عالم ظلمت میگن لیل.

قوس نزوله.

انا انزلناه في لیلة القدر.

برای همین لیلة القدر.

خب چون قوس نزوله، نازل شدن فیض بر وجود شماست.

برای همین می‌گیم اگر شما این راه رو درست بری جلو با اخلاص باشی گم نشه مطلب، موضوع بحث گم نشه.

اخلاصو در بندگیت رعایت کنی مورد ریزش آبشار فیض الهی هم در وجود خودت میشی هم در زمان و هم در مکان.

خدا تو رو در بهترین زمان‌ها قرار می‌ده.

به زمانت برکت می‌ده.

به مکانت برکت می‌ده.

در بهترین مکان‌ها رشدت می‌ده.

طبتم و تابت الارض التي فيها دفنتم.

در زیارت نامه شهدا چیه؟

شما خودتون که پاک و پاکیزه شدید که هیچی طبتم و تابت الارض التي فيها دفنتم.

تو اون زمینی هم که دفن شدید تابت.

زمین رو هم پاک کردید.

بدن شهید دفن شده تو زمین میگه این زمین به واسطه بدن شما پاک شد.

عجب!

انسان تا کجا میره؟

[مکث] چرا؟

چون مورد ریزش آبشار فیض خدا قرار گرفته.

آبشار فیض خدا می‌ریزه در ظرف زمان و مکان.

[مکث] زمان شما و مکان شما.

[مکث] و اون مکان شما رو حتی وجود شما رو که مکانت شماست، او رو هم بدل می‌کنه به باغستان بدل می‌کنه به بهشت.

شما میشی بهشت.

ولی شرطش اخلاصه.

نمی‌شه بدون اخلاص.

اصلاً [مکث]سر اینکه ما در زندگیمون دچار سختی می‌شیم همون خلوص هست که از مسیر صبر می‌گذره.

اگر کسی صبر نداشته باشه نمی‌تونه خالص باشه.

باید صبور باشی تا به خلوص برسی.

سر اینکه مشکلات اطراف ما رو احاطه می‌کنه اینه که ما رو بچلونن در بوته آزمایش بسوزونن تا خالص بشیم.

قدیم‌ها طلا رو می‌ذاختن تو بوته می‌ذاشتن تو تنور، [مکث]انقدر آتیشش می‌زدن تا ناخالصی‌هاش جدا بشه.

دقیقاً در کوره ابتلاءات الهی در خصوص بندگان الهی خدا این اتفاق داره رخ میده.

[مکث] ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات که چی بشه؟

این بلاهایی که قطعاً، قطعاً، قطعاً ما شما رو دچار این بلاها می‌کنیم.

از جنس چی؟

خوف، ترس، جوع، گرسنگی، فشار اقتصادی، محاصره، تحریم و نقص.

نقص در چی؟

اموال، انفس، ثمرات، جانت، مالت، بچه‌هات دچارم که چی بشه؟

بشر الصابرین.

[مکث] می‌خوان بچلوننت صبرت رو آزمایش کنن تا تو به اخلاص برسی.

بده؟

[مکث] اصلاً نمی‌شه بدون از این نمی‌شه.

اساساً حتی پروردگار سبحان وقتی خواست انسان رو هم بیافرینه تمام عالم رو تکون داد، تحت فشار قرار داد.

عزیز دلم تشریف بیارید، خواهش می‌کنم اونجا من معذبم حاج آقا سخایی.

یه صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[صدای جمعیت] صديق ارجمند حضرت حجت الاسلام سخایی فرزند شهید نثار پدر شهیدشون هم صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آله طاهره [صدای بچه] في اجمل forme.

در این کتاب نهج الولایه در یک بخشش که دیگه فرصت نیست می‌خوام چون از منتخب الاثر هم نکته‌ای رو بگم.

یه بخشی رو حضرت استاد اختصاص میدن به حرکت ایجادی و حرکت وجودی که قبلاً براتون گفتم صحبتش رو.

خدا وقتی می‌خواست انسان رو بیافرینه تمام عالم رو به حرکت وا داشت.

از بالا حرکت ایجادی، ایجاد کردن حرکت.

از پایین وجودی، اشتداد وجودی.

همون حرکت جوهری، حرکت.

تمام عالم در حرکت.

تعبیر حضرت استاد می‌فرمود مثل مشکی که می‌زنن، می‌زنن، می‌زنن انقدر با قدرت این مشق رو تکون میدن تا اون ذبده، چکیده، خلاصه و عصاره این شیر که اون خامشه بیاد رو قرار بگیره اونو بلندش می‌کنن.

همه چیش تو اون جمع شده.

خدا وقتی می‌خواد انسان رو بیافرینه بلاغ و انسان، مشق زنی می‌کنه کل عالم رو تا خامه‌ش رو به دست بیاره که انسانه.

عجب!

یعنی حسابی عالم رو کتک می‌زنه، فشارش میده، حرکتش میده تا اون ذبده و عصاره‌شو بکشه بیرون که انسانه.

اصلاً این قاعده الهیه رفقا.

شما نمی‌تونید این سختی‌ها رو بردارید.

خیلی از ما از سختی فراری‌ایم.

نماز صبح خوندن سختی داره آقا.

ریاضته اسمش رو خودشه.

ریاضت شرعیه است البته.

رو-روزه گرفتن سختی داره.

دائم الوضو بودن سختی داره.

حتی الان شما اینجا نشستید خیلیا در حال خوش گذرونی دنیایشونن.

شما اومدی یه جایی نشستی چیزی هم بهت نمیدن.

عمرتو داری می‌ذاری آدم حول و ولا داره همش عمرم داره میره.

الان این دو ساعتو کجا برم؟

این خودش سختیه.

ریاضت شرعیه است.

که الان عمر من اینجا داره چی می‌شه؟

خیلی باید حواسمون جمع باشه حساب شده عمرمون رو خرج کنیم.

هر هیئتیم اگه فکر می‌کنید این هیئت به شما چیزی اضافه نمی‌کنه باور کنید حرامه نشستن شما اینجا و هر جای دیگه ای.

به داد خودتون برسید.

و هرچی ما می‌خوایم خالص‌تر بشیم فشار بیشتره.

[صدای بچه] ببینید انسان کامل رو خدا می‌خواد خلق کنه تمام عالم رو فشار میده تا چکیدش رو استخراج کنه.

این شوخی نیست.

رو این فکر کنید.

هرچی ما میریم به سمت ظهور حضرت ولی عصر فشارها سنگین‌تر و سهمگین‌تر می‌شه.

اینه که من بعد از جنگ دوازده روزه هی بحث بود که آمریکا می‌خواد فردا حمله کنه پس فردا.

گفتم آقا خیالتون راحت حالا حالا جنگ نمی‌شه.

امسال اصلاً جنگ نیست.

ولی فتنه پشت فتنه.

روزها و وقایع بسیار سختی در پیش خواهیم داشت و از این به بعد هم سخت‌تر خواهد شد.

چرا؟

چون کم کسی نمی‌خواد بیاد.

عیارها باید کاملاً شناسایی بشه.

آدم‌ها باید پخته بشن.

باید ناخالصی‌هاشون از وجودشون بره.

[نفس عمیق] در انتهای بحث که دیگه می‌خوام فرود بیام و بحثو جمع کنم.

یه کتاب دیگه‌ای هم معرفی می‌کنم.

شش جلده.

کتاب مخت-منتخت و-- منتخب الاثر في امام الثانی عشر.

مال حضرت آیت الله صافی گلپایگانی.

متن کتاب البته عربی بوده منتها ترجمه شده.

دو تا روایت یکی از جلد پنجم و یکی هم از جلد چهارم تقدیم کنم.

حالا چون فرصت نیست عربیشو براتون نخونم.

عربیش خیلی آسونه.

[زنگ موبایل] امام صادق ابی بصیر از امام صادق نقل می‌کنه.

می‌فرمایند، فرمود ناگزیر باید پیش از قیام قائم سالی باشد که مردم در آن سال چی می‌کشن به نظر شما؟

همم؟

خب نوعش چه نوع سختی‌ایه؟

امام صادق میگه یقیناً یه سالی میاد قبل از ظهور آقا که مردم در اون سال گرسنگی می‌کشن.

فشار اقتصادی.

و ترس شدید از کشتار آنان را فرا می‌گیرد.

می‌ترسند از کشته شدن.

و دچار زیان‌های مالی و تلفات جانی و کمبود میوه‌ها گردند و همه این‌ها در کتاب خدا روشن و آشکار است.

سپس این آیه را تلاوت فرمود "و لنبلون" نکنم که آیه ای که الان خوندیم "بشيء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمر" "وبشر الصابرین" برای اینکه ببینه کی صبر می‌کنه.

این یه روایت.

روایت عجیبی بود نه؟

نقص گرفتاری‌های مالی، گرسنگی، ترس از موت.

هرچی هم که داریم میریم جلو من امروز داشتم بهش فکر می‌کردم.

کی این دلهره‌های الان مثلاً ده سال پیش بود بیست سال پیش بود.

حتی ما روحانیت مثلاً ما آقاخوندا الان وقتی میریم تو خیابون خیلی اضطرابش بیشتره تا مثلا پنج سال پیش، ده سال پیش، سی سال پیش.

اصلاً اضطرابی نبود.

الان طفلی‌ها خیلی در رنج و عذابن.

هر آن احتمال داره اتفاقی براشون بیفته.

و روایت آخر آقا مهدی ساعتشو نگاه کرد.

نهی به به ماست که دیگه وقتت تموم شده حاجی.

چشم.

روایت آخر.

بحثو گم نکنید از کجا به کجا اومدیم.

درسته من کتاب معرفی کردم اما در سیر بحث بودیم.

با زیرکی هم کتاب معرفی کردم هم سیر بحث گم نشد.

مفضل بن عمر گوید امام صادق صلوات الله علیه فرمود: مردی خدمت امیرالمؤمنین رسید و نزد ایشان از طولانی شدن دولت جور گلایه کرد.

کی؟

تازه از زمان امیرالمؤمنین.

هزار و چند سال پیش رفته پیش مولا گلایه می‌کنه که خیلی طولانی شد دولت جور.

[خنده] هزار سال دیگه مونده.

خب؟

امیرالمؤمنین به او فرمود به خدا قسم آنچه به آن امید بسته اید اتفاق نخواهد افتاد تا اینکه باطل پیشگان هلاک شوند و نادانان نابود گردند و پرهیزگاران امنیت یابند.

یعنی این چیزیه که شما دنبالشید.

حتما این اتفاق میفته و به زودی این اتفاق خواهد افتاد و تا اینکه مالک حالا کی، کی این اتفاق میفته؟

ببین امیرالمؤمنین چجوری داره رمزگشایی می‌کنه.

تا اینکه مالک جای پایتان هم نباشید.

سختی‌ها رو ببین تا کجا پیش میره.

یعنی هم اصلاً رو پا خودت نمی‌تونی دیگه بند شی.

مالک جای پای خودت هم دیگه نیستی.

انقدر دکت می‌کنند از جامعه.

و در چشم مردم خوارتر از مرده در چشم بستگانش شوید.

میگن سریع دفنش کن بوی گندش حال ما رو به هم زد.

هر چقدرم عزیزش باشه‌ها میگه زودتر دفنش کنید.

می‌ترسه می‌بینه مرده رو، جنازه رو.

تا دیروز بغلش می‌کرد، قربون صدقه‌ش می‌رفت.

حالا نگاش می‌کنه می‌ترسه.

خب؟

اینجا می‌فرماید وقتی اون اتفاق آخر میفته، این بشارت که شما تو چشم مردم مثل یه مرده خوار بشید.

عجب!

شما منظور کیا؟

اهل ایمان.

[مکث] اونم در چشم بستگانشون.

یعنی تو فامیل و رفیقا و همسایه و نزدیکان می‌بینی اهل ایمان غریب میشن.

دیگه چی آقا؟

در همین حال که اینگونه هستید، ناگاه نصر و پیروزی الهی خواهد رسید و این سخن خداوند است که در کتاب خویش فرموده نمی‌دونم کی تا حالا توجه به این آیه کرده.

حتی یعنی زوراها تا کجا میره؟

عجب!

حتی نما و ناامید بشیما.

حتی اذ استهی اسر رسل.

امیرالمؤمنین داره می‌فرمادا اشاره به این آیه قرآن می‌کنه.

آیه صد و ده سوره یوسف.

تا هنگامی که رسولان ناامید شدند [مکث] پنداشتند که به آنان دروغ گفته شده، یاری ما به آنان رسید.

کی؟

وقتی که حتی اذ استهی اسر رسل ما در صد و بیست و چهار هزار پیغمبر که داریم سیصد و سیزده تاشون رسالت دارن.

رسولن که صد و چهارده تاشون کتاب دارن.

کتاب البته ورق ورق بوده.

یعنی دیگه اون کملین رس-رسولان الهی ناامید شدن از وعده الهی.

بعد فرج و نصرت اومد.

این یک قاعده است.

برای چی دارم اینا رو میگم؟

چون کم کسی هم آخه نمی‌خواد بیاد.

خیلی آماده باید باشیم.

خیلی باید برای غربال، غربال [مکث] لَتَغَرْبَلُنَّ، لَتَغَرْبَلُنَّ، لَتَغَرْبَلُنَّ حتما حتما صد درصد معنیش اینه.

قطعاً، قطعاً، قطعاً غربال می‌شید [مکث] با سختی.

خب توی این سختی‌ها جمله آخرم.

تو این سختی‌ها عیار چی معلوم می‌شه؟

اخلاص، خلوص.

کسی که خالص کرده خودشو برای خدا می‌مونه.

از هیچ سختی‌ای هم اذیت می‌شه اما پا پس نمی‌کشه.

می‌مونه پای ولایت.

خب پس ما نکته اول رو گفتیم.

عشی تسهل البدایات.

اول باید در مسیر منازل الصائرین منازل اول درست و محکم تصحیح بشه، درست بشه بعد بری سراغ منازل انتهایی.

بعد خواجه عبدالله معتقده که هشت تا شرط داره اینکه تو منازل اول رو درست طی کنی.

یکیش اخلاص بود که امشب توضیح دادیم.

هفت تا دیگه‌ش انشالله شب‌های جمعه هفته‌های آتي، آتي اگر خدا لطف کنه و به ما این توفیق رو بده.

ممنونم از لطف شما که بنده رو تحمل کردید.

خیلی جلسه الحمد لله نورانی و پرفیض بود.

خدا این ساعات و آنات رو از ما نگیره و از نفحات، نفحات نه نفحه جمع از نفحات امشبش که در متن دعا اومده بود از جوائزش از اعطاء و هبات و منح خودش ما رو امشب بهره‌مند کنه.

به دعای امام عصر ما رو آماده‌ی درک لیلة القدر قرآنی هم به برکت امشب بکنه.

دعا کنیم اول دعامون این باشه.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

[هم‌صدا] خدایا تو رو به آبروی این شب عزیز گره امر فرج آقامون رو بگشا.

[هم‌صدا] خدایا عاقبت همه ما رو با شهادت ختم به خیر گردان.

[هم‌صدا] تو رو به آبروی آقامون امام عصر که آبروی عالمه قسم‌ات میدیم خدایا رهبر عزیزمون رو از شر هر شری در امان خودت بدار.

[هم‌صدا] خدایا به آبروی صاحب امشب قسم‌ات میدیم نسل در نسل ما رو فرزندان و بچه‌های ما رو خرج و وقف و نذر و فدایی قرآن و عترت بگردان.

[هم‌صدا] قسم‌ات میدیم به صاحب امشب خدایا ما رو اهل سحر، اهل نماز شب، اهل تحصیل علم و معرفت، اهل عمل خالصانه به معارف‌مون، اهل تهذیب نفس، اهل یقین بگردان.

[هم‌صدا] تو رو به آبروی صاحب امشب پدر مادرمون هر کجا هستند چه در این دنیا چه از این دنیا رفتن، خدایا از سائل بیش از ما از برکت امشب و این جلسه بهره‌مندشون بگردان.

[هم‌صدا] خدایا امشب بین نماز مغرب و عشا دعایی داشت بیست و یک مرتبه هر کی می‌خوند خدا تا شعبان سال بعد بهش دوباره مهلت می‌داد و از هر مکروهی حفظش می‌کرد.

اگه کسی نخونده رجاءً بخونه بعد از نماز عشاءشم خیلی برکت داره.

خدا رحمت کنه آقا مجتبی تصریح داشتن براش.

خدایا این نیمه شعبان رو آخرین نیمه شعبان عمر ما قرار نده.

[هم‌صدا] عمر ما رو مرتع و چراگاه شیطان قرار نده.

[هم‌صدا] دست ما رو گره گشای محبین اهل بیت بگردان.

[هم‌صدا] شر دشمنانمون مخصوصاً آمریکا و اسرائیل رو به خودشون برگردون.

[هم‌صدا] از مردم مظلوم غزه و فلسطین دفع بلا بگردان.

[هم‌صدا] خدایا به برکت این شب و به خرج معرفت خودت هرچه زودتر دلتنگیم ای خدا ما رو راهی کربلا و مشهد الرضا بگردان.

[هم‌صدا] آخرین دعای جانانه هئیت یا زهرا الهی ما را در بهشت از همسایگان دیوار به دیوار علی بن موسی الرضا قرار بده.

[هم‌صدا] والحمد لله رب العالمين.

صلوات.

[هم‌صدا]