ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 008

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز منزل و معنای سیر

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین. الحمدالله علی کل نعمه واسال الله من فضله. اللهم صل وسلم وزد وبارك علی صاحب الدعوة النبوية. والصولة الحیدریة والعصمة الفاطمیة والحلم الحسنیة والشجاعة الحسینية. والعبادة السجادية والمآثر الباقریة والآثار الجعفرية. والعلوم الكاظمية والحجج الربویة والجود التقویة والنقاوة النقویة. والهيبة العسکریة والغيبة الالهية. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره. وشيعته والمستشهدین بین یده. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله وربانی آیاته.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا من سوا فدا ان‌شاءالله در این شب بسیار با عظمت و کم نظیر که به فرمایش حضرت استاد لیلة القدر فرقانی و تفصیلی است. امشب هم لیلة القدر است و جزئیات همه و همه به تفرقه اش امشب مشخص می‌شود. امام عصر توجه می‌کند به سر القدر هر کسی و قدر و اندازه‌ش را که دید مقدرات جزئی و تفصیلی و فرقانی‌ش را امشب از خدا طلب می‌کند. ان‌شاءالله حضرت در یک چنین شبی هر کجا هستند همه جمع ما را متعلقین ما را پدر، مادر و خواهر، برایدر و همسر و فرزندانمان، رفیقامان، همسایه‌هامان، همکارامان بالاخص رهبر عزیز را دعا کنن صلواتی خط. اللهم صل علی محمد و آل محمد. قطعاً در دعای امشب که سر شب خواندید متوجه نکته‌ای شدید که پروردگار سبحان امشب چهار تا لطف ویژه به بندگانش می‌کند به برکت امشب.

در دعا کاملاً مشخصه که در اثنای دعا به خدا گفته می‌شود "ولک فی هذا الليل" برایی در در چنین شبی چهار تا لطف وجود دارد. بعد جوائز بعد عطایا بعد مواهب. که این چهار تا لطفت را "تمن به علی من یشاء من عبادک" به هر کدوم از بندگانت که بخوای این چهار تا لطفت را انجام میدی و نهیبی که در این دعا هست این قسمته که خیلی عجیبه فرمود "وتمنعها من لم تسبق، تسبق له العناية منك" این منع شده. این چهار تا لطف در امشب منع شده برایی کسایی که سابقا مورد عنایت در واقع نشدن. پیداست که امشب خیلی عذرخواهی می‌کنم هر بی‌سروپایی راه پیدا نمی‌کند به محضر. صریح دعا این نکته اهمیت دارد دارد می‌گوید این چهار تا لطف در مختص آن‌هاییست که سابقا مورد عنایت در واقع شدن یعنی آمادگی درک امشب را داشتن.

اراده و بیداری دل

حالا این چهار تا لطف را ظهر عزیزانی که بودن اجمالا پیش‌تر گفته شد دیگر نفحات ما خیلی دنبال نفحه‌های الهی می‌گردیم. ان فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها. در ایام عمر شما نفحه ها و نسیم‌های رحمت خدا وزیده می‌شود میگیره شما خود ران را در معرض آن نسیم‌ها قرار بدید. چقدر باید بگردیم تا این نسیم‌ها رو، نفحه ها را پیدا کنیم؟ صریح این دعا دارد تصریح می‌کند که امشب نه نفحه بلکه نفحات الهی جاریه. نسیم‌های رحمت الهی امشب نازل می‌شود. خوش به سعادت کسی که با آمادگی خود را در معرض این نسیم‌ها قرار بدهد. حالا دیگر توضیح نمیدم چون ظهر گفته شد فکر می‌کنم صوتش هم دوستا، دوستان گذاشتن در کانال. رجوع کنید که فرق جایزه با عطا و هبه چیست؟ این چهار تا بسته محبتی حضرت حق امشب به عشق امام عصر به اهل ایمان.

پس شب بسیار پرفضیلت و بسیار عجیبی‌ست که احیا هم دارد می‌دونید. نفس احیای امشب نورانیت می‌آورد. البته هرچی که سعی کنی با آن اوراد و اعمالی که بزرگان مثل شیخ عباس در مفاتیح آورده خود را مشغول کنی که عالی. به جهت اینکه حالا یک چند تا کتاب هم از امام عصر آوردم که من خیلی از این کتاب‌ها بهره بردم معرفی کنم. اول بریم در بحث در درس بحثمان نکته‌ای را انشاالله ارائه بدم بعد در اثنای بحث کتاب‌ها را معرفی کنم. اولاً ما در منازل الصائرین رسیده بودیم به قسمتی که شرایط عبور از منازل ابتدایی بود. که "واعلم ان العامه من علماء هذه الطائفه والمشیرین الی، والمشیرین الی هذه الطریقه اتفقوا علی" همه‌شون اتفاق نظر دارند بر اینکه "علی ان النهایات لا تصح الا بتصحیح البدایات".

این منازلی که می‌خواید سیر کنید این صد منزل به یک معنا، سیصد منزل به یک معنا، هزار منزل. شما این‌ها را کامل نمی‌توانید بکنید مگر اینکه منازل ابتدایی را تصحیح کنید. و خواجه عبدالله اینجا می‌فرمود که شرایطی دارد این تصحیح کردند، این تصحیح بدایات شرایطی دارد. اولیش را می‌فرمايد "هو اقامه الامر علی مشاهده الاخلاص". خیلی عبارت درخور توجه است. یعنی شما خودت اخلاص خودت را ببینی. هی نری آویزون این و آن بشی التماس کنی که به نظر شما من اخلاص دارم به مرحله اخلاص و خلوص بلکه رسیدم یا نه؟ حساب شده این‌ها بر اساس فرامین بزرگان و کشف و شهودی که داشتن این کتاب‌ها را نوشتن به قول حضرت استاد. باید دل سپرد "هو اقامه الامر علی مشاهده الاخلاص".

توبه و بازگشت

چنان اقامه امر کنی، امر الهی را چنان اقامه کنی که روح توو که جنسش از عالم امره "يسألونك عن الروح قل الروح من امر ربي". روح توو که جنسش از عالم امره، آن همراهی در، همراه در باشد، همراهی کنه تورو. در این صورته که اقامه امر صورت می‌گیرد. اگر روح توو همراه در نباشد یعنی با خیالت دین‌داری کنی، با وهمت دین‌داری کنی حتی اگر با عقلت دین‌داری کنی باز مراتب پایین‌تره. قلب رتبه‌ش بالاتر بود دیگر روح بالاتر بود دیگر. نمی‌شود به وحدت شخصیه و به آن وحدت جمع الجمع به آن مراتب عالیه و لقاءالله رسید مگر اینکه روح همراهی کنه. لذا می‌فرمايد "هو اقامه الامر علی مشاهده الاخلاص". بله وقتی روح توو همراهی کنه تورو، آن موقع شهود واقع می‌شود. در خودت احوال خودت را در می‌یابی. حتی با قبول کنید از بنده حقیر که خودت معلم خودت می‌شی.

در ملکوت وجود خودت پای منبر درس خودت می‌شینی. در درون خودت این اتفاق می‌افتد. آن که حضرت استاد فرمودند در دل بسپر، تن به کار بدهد، اخلاص داشته باش، انگیزه‌ات الهی باشد. یک سری شروط را دارند و در جای دیگر فرمودند آن موقع ببین از شش جهت علم در درونت می‌جوشد. علم از شش جهت در درونت می‌جوشد. وجوه متعددی دارد این شش جهت. آیا علم از مرتبه بدن که انزل مراتبه می‌جوشد؟ در مرتبه انزل و دنی و پسته؟ بله اگر بگی که شما الان داری صحبت می‌کنی برایی ما داری علوم و معارف را القا می‌کنی از کتب بزرگان و صحف نوریه آن‌ها. این صوت مادیه که ما داریم به شوندویم که. می‌گیم که این صوت علت مؤدّه است کمک می‌کند در را تا در در درون خودت چیزی را در بیابی. دریابی در درون خودت حقیقتی رو. باز علم از مرحله ماده نمی‌جوشد.

پس آن شش جهت پیداست که مافوق رتبه طبع و طبیعت و ماده‌اند که اولین رتبه‌ی مجرد وجودی ما اگر بخوایم حساب کنیم بعد از بدن می‌شود قوه‌ی خیال، رتبه‌ی مثالی‌مان. یعنی از رتبه‌ی مثالی در علم می‌جوشد. یعنی می‌خوابی، پای درس می‌شینی، در خواب تعلیم می‌بینی. کیو تا حالا پیدا کردید که در عالم خواب درس بگیره؟ این همه ضیغ وقت که ما داریم عمر بی‌برکت، گرفتاری‌ها صبح تا شب باید بدویی برایی یک لقمه نون و چه و چه و گرفتاری‌هایی که وجود دارد این کثرات که گرفتارشیم باید از رتبه‌ی مثالی استفاده کرد. در خواب تحصیل علم می‌کند یا نه در بیداری حتی با تمثلات خیالی. عده‌ای دارند این چنین مشغولن. از رتبه‌ی وهمی شما هم علم می‌جوشد. چون وهم جنسش از عقله "ان الوهم عقل ساقط" یک عقل کوچیسته.

موانع راه و علاج آن‌ها

درسته حیوانات وهم دارند می‌گیم عقل ندارند اما یک چیزکی اتفاقاً عقل دارند و الا خروس سحر پا نمی‌شد. کی تا حالا خروسی دیده که سحرخیز نباشد؟ نمی‌دانم سحر رفتید تا حالا خیلی جسارت می‌کنم عذرخواهی می‌کنم رفتید تا حالا در طویله یا نه؟ همه‌ی این بهائم دارند نشخوار می‌کنند. چیزایی که خوردنو دوباره بالا میارن برایی اینکه دو تا معده دارند دیگر بفرستن به معده‌ی بعدیشون. و در همان حال که نشخوار می‌کنند دارند نمازشونم می‌خواهندندد. تسبیح‌شونم می‌گویند که در بحث صلاة گذشت هر کدوم چه تسبیحی داشتن. حالا این‌گونه بخوایم حرف بزنیم به معرفی کتاب‌ها نمی‌رسیم رد شد. بعد رتبه‌ی عقلیه از آنجا هم علم می‌جوشد. مقدس‌ترین خلق خدا علم آنجا همه هم به او دسترسی می‌توانند داشته باشن اگر اراده کنن از خیال و وهم‌شون بگذرن.

اما دیگر رتبه‌های بالاتر خیلی سخت می‌شود. رتبه‌ی قلب، چهارمین مرحله می‌شود قلب، از قلبت هم علم می‌جوشد. یعنی مر-محل تعلقاتته دیگر با سیر هبی و شدت عشق که می‌شد الهام، شدت الهام هم می‌شد حکمت از قلبت علم می‌جوشد و مرحله بالاتر روح توه از روح‌ت علم جوشش پیدا می‌کند. این فرمایش حضرت استاد از شش جهت را دارم برایتون یک وجهش را تبیین می‌کنم. یعنی شما ببینی که اصلاً در درون خودت علم می‌جوشد. این که می‌گویم پای درس خودت می‌شینی این حقیقتی‌ست که یک روزی انشاالله بچشید به زودی به اشراقات عنایه حضرت استاد. و بعدش هم از مرحله سررت ما فوق روح‌ت، آن مرحله‌ای که ارتباط داری با بیدهی ملکوت کل شیء. این ملکوتی که اینجا بیدهی آمده در انتهای آیه منظور ملکوت رتبه‌ی مثالی نیست. منظور پنهان عالمه، باطن عالمه.

این همه کتاب‌ها از کجا آمده؟ اتفاقاً خیلی خوب و شیرین شد که الان این را پیش‌تر گفته شد. یادم افتاد که در فکر می‌کنم نهج‌البلغه بوده حالا باز کنم ببینم همینه یا نه. این کتاب نهج‌البلاغه باید به یاد داشت یک بار فکر می‌کنم بیست یا سی جلسه ازش سخن گفتیم و حالا صوتاش هست یا نیست نمی‌دانم. اما بهترین کتاب تقریباً در بطون ولایت کلیه‌ی آل‌الله و شناخت امام عصر. یکی از کتاب‌های خیلی خوب حضرت استاد انسان کامله که می‌دونید از دید، دیدگاه نهج‌البلاغه. این کتاب فکر می‌کنم سه یا چهار سال پیش بود محرم در یازده جلسه کلیات این کتاب را برایتون بیان کردیم چون یازده فصل دارد. ما از شب اول محرم تا ظهر عاشورا یازده جلسه داشتیم آنجا بیان کردیم که حتما رجوع کنید.

صدق، اخلاص و مراقبه

کتاب بسیار عالی و پر مغزیه و امام عصر را از نگاه امیرالمؤمنین به شما شناسایی می‌دهد که نگاه امیرالمؤمنین چه امام عصری را به ما معرفی می‌کند. در یک بخشش دیدم که، در صفحه‌ی بیست و هفت. اینجا می‌فرماید در روایت است در روز قیامت وقتی ملائکت الله به دور شهید جمع می‌شوند، هرچه تلاش می‌کنندد نظر او را به خود جلب کنند موفق نمی‌شوند و او توجهی نمی‌کند. ملائکه آمدن نظر شهید را در روز قیامت دورش هم جمع شدن. یعنی تعداد بالا نه یکی دو تا. هرچه می‌کنند شهید توجه به این ملائکه نمی‌کند. ا-یک وجهش می‌شود نظر می‌کند به وجه الله. حالا باید دید وجه الله چیست؟ یک وجهش نسبت به سیر بحث می‌شود چون این‌ها از مرتبه‌ی عقل بالاتر رفتند. چون رفتند به مرحله‌ی قلب و روح و از شش جهت علم برایشون جوشیده که به شهود رسیدن دیگر و از سرشون هم.

لذا ملائکه رتبه‌شون پایینه، رتبه‌شون عقلیه. این‌ها اصلاً توجه نمی‌کنند. مثل اینکه کسی برایی نمونه پروفسوره، برود سر کلاس برایی نمونه ببرنش یک چند تا بچه کلاس اولی بیان دورش را بگیرن. ببین روایت اگر با سیر بحث علمی با آن بری جلو، یک بلایی سرت را می‌آورد که دیگر حاضر نیستی پای درس اهلی بنشینی. یا در این بخشش این هم صفحه خواستید رجوع کنید سیصد و هفتاد و پنج. آن عنوانی که حضرت استاد در زده اظهار عجز و نداری در بارگاه الهی، یک حکایتی را نقل کرده و از را برایتون می‌خونم از را کتاب چیست دست من الان؟ انسان کامل از دیدگاه نجباء. می‌فرماید روزی ارسطو، خواهران گوش بدن، روزی ارسطو دچار چشم درد شدیدی شد. به قول سید ابن طاووس فرمودند این دو تا کانا من الأنبیاء، نبی بودند. پدر علم فلسفه‌اند این دو تا، مخصوصاً افلاطون.

روزی ارسطو دچار چشم درد شدیدی شد. فرزندش را به نزد افلاطون فرستاد که برایی مداوای چشمش دستورالعملی بگیرد و به فرزند تأکید کرد که خوب دقت کن و هر کسی نمی‌تواند شاگرد خوب افلاطون شود که برجسته‌ترین شاگرد افلاطون بوده. اصلاً ما از این دقت نظرها داریم؟ بچه‌ش را فرستاده ب را به استاد هم بگو من چشم درد شدید گرفتم اما می‌گوید خوب دقت کن تا اولین جمله‌ای را که از افلاطون می‌شوندوی به خاطر بسپار. می‌داند استاد الکی حرف نمی‌زند، حساب شده حرف می‌زند. همان در جمله‌ی اول کل مطلب را می‌گوید بعد حالا شرح و بسطش می‌دهد. اینو می‌داند حساب شده حرف می‌زند.؟ فرزند وقتی خدمت افلاطون رسید و نقل بیماری پدر کرد، افلاطون فرمود پدرت هرچه می‌کشد از دست خود می‌کشد. و بعد نسخه‌ای را برایی مداوای چشم ارسطو تجویز کرد.

مراتب وصول

یعنی کد رمز را در جمله‌ی اول داد حضرت افلاطون. حالا ببینه ارسطو می‌گیرد یا نه. خیلی از اولیای خدا شما بری زانو بزنی در همان جمله اول حرف اول و آخر را به در می‌زند. در متأسفانه یک چیزی بر وزن قولی که نگم زشته، دنبال توجیه می‌شی. پاشو ب را دیگر حرف را زد دیگر تمام. هیش سؤال پیچ می‌کند استاد بیچاره را معلمشو که آن چیزی که مدنظر خوده از او بکشه بیرون. همان جمله را بگیر ب را دیگر. و بعد نسخه‌ای را برایی مداوا داد. فرزند وقتی به خدمت ارسطو رسید نسخه افلاطون را برایی پدر بیان کرد و ارسطو گفت برایی من همان اولین جمله‌ی افلاطون مهم است و فرزند همان جمله‌ی اول افلاطون را که گفت ارسطو این جمله را گفت که ارسطو هرچه می‌کشد از دست خود می‌کشد، بازگو کرد.

ارسطو به محض شنیدن این جمله تصدیق کرد که مالیدن دست بر چشمانش موجب این درد چشم شده است و به اطرافیان خود گفت من به هیچ نسخه دیگری احتیاج ندارم جز این‌که حالا یک فرمایشی دارد که بنا به دلایلی ادامه‌ش نمی‌دم. می‌گوید کاری انجام بدید و حالا آن را ادامه نمی‌دم. شاید برخی درست متوجه منظور نشن. فرصت هم نداریم بازش کنیم که. می‌گوید گرفتم که گرفتم مشکلم چیست و دست کثیف زده بوده به چشمش. از این کار استاد استفاده می‌کند رمز را به او انتقال می‌دهد که هرچی هست دست خودت. اگر وجودت شده ظلمت سرا دست خودت. بی‌خود نگو ملأت ظلم و جورا. بی‌خود نگو همه عراز لو باش شدن. مجبورم چادر از سرم وردارم. همه دارند بی‌حجاب می‌شوند. مجبورم مسجد نرم، هیئت نرم، قیافه حزب اللهی و مسجدی و مسلمان به خودم نگیرم. همه دارند اروپایی می‌شوند.

البته کسی مرا نشناخته باشد فکر می‌کند حالا ما این کر و کثیفا و یقه چرک و نه اتفاقا خیلی جوونی‌ام خوش تیپ می‌گشتم و خیلی هم قشنگ و اکنون نیز خوش تیپ و اکنون نیز آره. نه اتفاقا جوون بود خیلی خوشگل و خوش تیپ و یک بار گفته شد اگر پیغمبر امروز بیاید سازمان تبلیغات اولین کسیه که دستبند می‌زند پیغمبر را می‌برد. روغن می‌زد به موهای مبارک. چه عطری که تا سه روز در کوچه، عطر باقی بمانه. لباسی که همینطور طرف حاج و واج می ماند تا یعنی سر همه برمی‌گشت با حضرت می‌رفت. چقدر خوبه آدم تمیز و قشنگ و خوش‌پوش باشد. مثلا این شب‌ها بهترین لباسش را می‌گذارد در عروسی عمه‌ش می‌پوشد و دختر عمه و دختر خاله‌ش بعد لباس کر و کثیفش را می‌گذارد در هیئت و مسجد و این‌ها پا می‌شود. چشم می‌خورم در هیئت و مسجد چشمم می‌زنند من اگر خوشتیپ بیام.

آغاز منزل و معنای سیر

در خ عروسی عمه بزرگ و خاله کوچیستت چشمت نمی‌زند. پس این یک کتاب که در سیر و سلوک ما معرفی کردیم. وقتی که شما این مسیر را برید جلو قربونتون برم خودبه‌خود اهل احتیاط می‌شید. یعنی سعی می‌کنید برایی اینکه اخلاص را رعایت کنید. اخلاص کبوتر خوشنازیه که را هر گربه‌ای نمی‌شیند. "لا یمسّهُ إلا المُطَهَرُونَ". اهل رعایت و اهل حضور می‌شید. تمام حواس خود را را جمع می‌کنید که بی‌گدار به آب نزنید. رفته رفته اصلاً خود مسیر را برایی شما باز می‌کند. یک نقل حکایتی برایتون بکنم. من خودم تا این کتاب "الأبقريّ الحسان" حضرت علامه شیخ علی اکبر نهآندی را نخوانده بودم این را جای دیگر‌ای ندیده بودم. این کتاب اول حکایتشو برایتون بخونم. در ابتدای جلد اول چون نه جلده این کتاب در خصوص معرفت امام عصر.

در ابتداش می‌فرماید به گفته بعضی از مؤمنین آیت‌الله نهآندی صاحب این کتاب همین‌گونه میگیم اِ شیخ الک نهآندی خودمان را میگی که. حالا این نکته اهمیت دارد یک جلوه از خود نگه داری و دقت نظر و اجتناب او از شبهات رو. به گفته بعضی از مؤمنین آیت‌الله نهآندی از خوردن میوه باغات یکی از مناطق نهآند خودداری می‌کرد. نه اینکه مثلا از درخت نچینه. نه از میوه‌های آنجا برایش می‌آوردند نمی‌خورد. از باغات یک محلی در نهآند. وقتی علت را از ایشان جویا شدند فرمود در آن منطقه آب باغات نوبتی نیست و هر کس رو-زور بیشتری داشته باشد صاحب آن است، آن آب. لذا بسیاری از اوقات در رساندن آب به باغ حقوق دیگران را پایمال می‌کنندد و من بر خود جایز نمی‌دانم که از چنین میوه‌ای بخورم. به این می‌گویند اهل دقت نظر و اجتناب از شبهات.

این همین‌گونه نمی‌شود شیخ علی اکبر علامه نهآندی. همین‌گونه نمی‌تواند قلم بزنه. یادتونه از حضرت آیت‌الله فاطمی نیا در لواسان یک دستورالعمل فکر می‌کنم پونزده بندی بود در سیر و سلوک و اخلاق این‌ها برایتون خواندم. او فرمودند که علامه طباطبایی اگر بداخلاق بود مخصوصاً با اهل منزل و همسر و خانواده‌ش نمی‌تونست المیزان بنویسه. اصلاً اجازه به او نمی‌دادند. ما فکر می‌کنیم همین‌گونه هر کسی راحت می‌تواند هر بی‌سراپایی راه پیدا کنه. به همین منظور اجازه می‌خواهم که از اول کتاب این، این دست‌خط را می‌بیند؟ حالا دوست داشتید بعد از کلاس هم بیاید با دقت. مرحوم کاشف القطعه‌ست این دست‌خط.؟ برایتون بخوام همین چند خط را بخونم نظرش نسبت به این کتاب چیست؟

اراده و بیداری دل

همان برخی، آن کسی که حالا برخی گفتند شهید ثانی برخی گفتند کاشف القطعه که سیصد و شصت و پنج شب سال را بیدار ماند تا ش لیلة القدر را درک کنه. او نوشته "نظرت فی هذا الكتاب المستطاب الذي هو من حسنات هذا العصر بل من مفاخر الدهر و أنفس الخدمات لول الأمر عجل الله تعالى فرجه وهو وهو من الباقیات الصالحات من رشحات قلم المولى العجل ملاذ". اصلاً این عبارا در شنیده بودید تا حالا؟ مثلا سقت الاسلام، حجت الاسلام. حاج شیخ ملا علی اکبر النهآند. ملا، ملا به هرکس نمی‌گفتند ملا. کاشف القطعه به کسی بگوید ملا. حالا می‌فرماید من در این کتاب نگاه کردم. نظرتون چیست در خصوص این کتاب؟

آن را از برترین حسنات عصر، عصر حاضر بلکه از مفاخر دهر یافتم و نیکو خدمتی‌ست برایی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و از باقیات صالحاتی‌ست که از قلم مولای فاضل حضرت حجت الاسلام و ملاز الانعام حاج شیخ علی اکبر نهعمدی دامت برکاته تراوش یافته است. یک چنین عالمی در آن تراز بگوید این بهترین خدمتیه که در این عصر به امام عصر شده. نتیجه‌ش چیست قربونتون برم؟ حالا اینو به این بهانه ها من دارم کتاب معرفی می‌کنما چون شب ست بگیرید این کتابو نه جلده، نه جلده این کتاب. بگیرید العبقری والحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان. که ماحصل آن خود نگهداری‌هاست، آن مراقبه‌هاست، آن اخلاص در عمله. خلوصش باعث، باعث می‌شود که اهل مراقبه باشد، اهل اجتناب از شبهات باشد.

حالا ما بعد میایم این‌قدر پر را شدیم که چه عرض شود محرمات الهی را توجیه می‌کنیم. می‌گیم نه این انشاالله که گناه نیست غیبتش نشه فلان. غیبت می‌کند بعد می‌گوید غیبتش نشه. الله اکبر یک صلوات بفرستید. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. وقتی شما این مسیر را جلو برید هرچی مراقبت‌تون بیشتر می‌شود لیلة القدر به فریادتون می‌رسد. چرا اصلاً به او می‌گویند لیله؟ وقتی از عالم نور میای به عالم ظلمت می‌گویند لیل. انا انزلناه في لیلة القدر. چون قوس نزوله، نازل شدن فیض بر وجود شماست. برایی همین می‌گیم اگر شما این راه را درست بری جلو با اخلاص باشی گم نشه مطلب، موضوع بحث گم نشه. اخلاصو در بندگیت رعایت کنی مورد ریزش آبشار فیض الهی هم در وجود خودت میشی هم در زمان و هم در مکان. خدا در را در بهترین زمان‌ها قرار می‌دهد.

توبه و بازگشت

در بهترین مکان‌ها رشدت می‌دهد. طبتم و تابت الارض التي فيها دفنتم. شما خود ران که پاک و پاکیزه شدید که هیچی طبتم و تابت الارض التي فيها دفنتم. در آن زمینی هم که دفن شدید تابت. بدن شهید دفن شده در زمین می‌گوید این زمین به واسطه بدن شما پاک شد. چون مورد ریزش آبشار فیض خدا قرار گرفته. آبشار فیض خدا می‌ریزد در ظرف زمان و مکان. و آن مکان شما را حتی وجود شما را که مکانت شماست، او را هم بدل می‌کند به باغستان بدل می‌کند به به اوت. اصلاً سر اینکه ما در زندگیمان دچار سختی می‌شویم همان خلوص هست که از مسیر صبر می‌گذرد. اگر کسی صبر نداشته باشد نمی‌تواند خالص باشد. باید صبور باشی تا به خلوص برسی. سر اینکه مشکلات اطراف ما را احاطه می‌کند اینه که ما را بچلونن در بوته آزمایش بسوزونن تا خالص شویم.

قدیم‌ها طلا را می‌ذاختند در بوته می‌گذاشتند در تنور، آن‌قدر آتیشش می‌زدند تا ناخالصی‌هاش جدا شود. دقیقاً در کوره ابتلاءات الهی در خصوص بندگان الهی خدا این اتفاق دارد رخ میده. ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات که چی شود؟ این بلاهایی که قطعاً، قطعاً، قطعاً ما شما را دچار این بلاها می‌کنیم. خوف، ترس، جوع، گرسنگی، فشار اقتصادی، محاصره، تحریم و نقص. اموال، انفس، ثمرات، جانت، مالت، بچه‌هات دچارم که چی شود؟ می‌خواهند بچلوننت صبرت را آزمایش کنن تا در به اخلاص برسی. اصلاً نمی‌شود بدون از این نمی‌شود. اساساً حتی پروردگار سبحان وقتی خواست انسان را هم بیافرینه تمام عالم را تکون داد، تحت فشار قرار داد. عزیز دلم تشریف بیارید، خواهش می‌کنم آنجا من معذبم حاج سخایی.

صديق ارجمند حضرت حجت الاسلام سخایی فرزند شهید نثار پدر شهیدشون هم صلوات بفرستید. اللهم صل على محمد و آله طاهره في اجمل. در این کتاب نهج الولایه در یک بخشش که دیگر فرصت نیست می‌خواهم چون از منتالاثر هم نکته‌ای را بگم. یک بخشی را حضرت استاد اختصاص میدن به حرکت ایجادی و حرکت وجودی که قبلاً برایتون گفته شد صحبتش رو. خدا وقتی می‌خواست انسان را بیافرینه تمام عالم را به حرکت وا داشت. از بالا حرکت ایجادی، ایجاد کردند حرکت. از پایین وجودی، اشتداد وجودی. تعبیر حضرت استاد می‌فرمود مثل مشکی که می‌زنند، می‌زنند، می‌زنند آن‌قدر با قدرت این مشق را تکون میدن تا آن ذبدهد، چکیده، خلاصه و عصاره این شیر که آن خامشه بیاید را قرار بگیره آن را بلندش می‌کنند.

موانع راه و علاج آن‌ها

خدا وقتی می‌خواهد انسان را بیافرینه بلاغ و انسان، مشق زنی می‌کند کل عالم را تا خامه‌ش را به دست بیاره که انسانه. یعنی حسابی عالم را کتک می‌زند، فشارش میده، حرکتش میده تا آن ذبدهد و عصاره‌شو بکشه بیرون که انسانه. شما نمی‌توانید این سختی‌ها را بردارید. خیلی از ما از سختی فراری‌ایم. نماز صبح خواندن سختی دارد. دائم الوضو بودن سختی دارد. حتی الان شما اینجا نشستید بسیاری در حال خوش گذرونی دنیاون. شما آمدی یک جایی نشستی چیزی هم بهت نمیدن. عمر در داری می‌ذاری آدم حول و ولا دارد همش عمرم دارد می‌رود. الان این دو ساع در کجا برم؟ که الان عمر من اینجا دارد چی می‌شود؟ خیلی باید حواسمان جمع باشد حساب شده عمرمان را خرج کنیم.

هر هیئتیم اگر می‌تواند اندیشید این هیئت به شما چیزی اضافه نمی‌کند باور کنید حرامه نشستن شما اینجا و هر جای دیگر ای. و هرچی ما می‌خوایم خالص‌تر شویم فشار بیشتره. انسان کامل را خدا می‌خواهد خلق کنه تمام عالم را فشار میده تا چکیدش را استخراج کنه. هرچی ما می‌رویم به سمت ظهور حضرت ولی عصر فشارها سنگین‌تر و سهمگین‌تر می‌شود. اینه که من بعد از جنگ دوازده روزه هی بحث بود که آمریکا می‌خواهد فردا حمله کنه پس فردا. گفته شد خیالتون راحت حالا حالا جنگ نمی‌شود. روزها و وقایع بسیار سختی در پیش خواهیم داشت و از این به بعد هم سخت‌تر خواهد شد. چون کم کسی نمی‌خواهد بیاید. عیارها باید کاملاً شناسایی شود. باید ناخالصی‌هاشون از وجودشون برود. در انتهای بحث که دیگر می‌خواهم فرود بیام و بحثو جمع کنم. یک کتاب دیگر‌ای هم معرفی می‌کنم.

کتاب مخت-منتخت منتالاثر في امام الثانی عشر. مال حضرت آیت الله صافی گلپایگانی. متن کتاب البته عربی بوده منتها ترجمه شده. دو تا روایت یکی از جلد پنجم و یکی هم از جلد چهارم تقدیم کنم. حالا چون فرصت نیست عربیشو برایتون نخونم. امام صادق ابی بصیر از امام صادق نقل می‌کند. می‌فرمایند، فرمود ناگزیر باید پیش از قیام قائم سالی باشد که مردم در آن سال چی می‌کشند به نظر شما؟ امام صادق می‌گوید یقیناً یک سالی می‌آید قبل از ظهور که مردم در آن سال گرسنگی می‌کشند. و ترس شدید از کشتار آنان را فرا می‌گیرد. و دچار زیان‌های مالی و تلفات جانی و کمبود میوه‌ها گردند و همه این‌ها در کتاب خدا روشن و آشکار است.

صدق، اخلاص و مراقبه

سپس این آیه را تلاوت فرمود "و لنبلون" نکنم که آیه ای که الان خواندیم "بشيء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمر" "وبشر الصابرین" برایی اینکه ببینه کی صبر می‌کند. نقص گرفتاری‌های مالی، گرسنگی، ترس از موت. هرچی هم که داریم به رویم جلو من امروز داشتم به او فکر می‌کردم. کی این دلهره‌های الان برایی نمونه ده سال پیش بود بیست سال پیش بود. حتی ما روحانیت برایی نمونه ما خواندا الان وقتی می‌رویم در خیابون خیلی اضطرابش بیشتره تا مثلا پنج سال پیش، ده سال پیش، سی سال پیش. الان طفلی‌ها خیلی در رنج و عذابن. هر آن احتمال دارد اتفاقی برایشون بیفتد. و روایت آخر مهدی ساعتشو نگاه کرد. نهی به به ماست که دیگر وقتت تموم شده حاجی. بحثو گم نکنید از کجا به کجا آمدیم. درسته من کتاب معرفی کردم اما در سیر بحث بودیم.

با زیرکی هم کتاب معرفی کردم هم سیر بحث گم نشد. مفضل بن عمر گوید امام صادق صلوات الله علیه فرمود: مردی خدمت امیرالمؤمنین رسید و نزد ایشان از طولانی شدن دولت جور گلایه کرد. تازه از زمان امیرالمؤمنین. هزار و چند سال پیش رفته پیش مولا گلایه می‌کند که خیلی طولانی شد دولت جور. امیرالمؤمنین به او فرمود به خدا قسم آنچه به آن امید بسته اید اتفاق نخواهد افتاد تا اینکه باطل پیشگان هلاک شوند و نادانان نابود گردند و پرهیزگاران امنیت یابند. یعنی این چیزیه که شما دنبالشید. حتما این اتفاق می‌افتد و به زودی این اتفاق خواهد افتاد و تا اینکه مالک حالا کی، کی این اتفاق می‌افتد؟ ببین امیرالمؤمنین چگونه دارد رمزگشایی می‌کند. تا اینکه مالک جای پایتان هم نباشید. سختی‌ها را ببین تا کجا پیش می‌رود.

یعنی هم اصلاً را پا خودت نمی‌توانی دیگر بند شی. مالک جای پای خودت هم دیگر نیستی. آن‌قدر دکت می‌کنندد از جامعه. و در چشم مردم خوارتر از مرده در چشم بستگانش شوید. می‌گویند سریع دفنش کن بوی گندش حال ما را به هم زد. هر چقدرم عزیزش باشد می‌گوید زودتر دفنش کنید. می‌ترسد می‌بیند مرده رو، جنازه رو. تا دیروز بغلش می‌کرد، قربون صدقه‌ش می‌رفت. حالا نگاش می‌کند می‌ترسد.؟ اینجا می‌فرماید وقتی آن اتفاق آخر می‌افتد، این بشارت که شما در چشم مردم مثل یک مرده خوار بشید. یعنی در فامیل و رفیقا و همسایه و نزدیکان می‌بینی اهل ایمان غریب می‌شوند. در همین حال که اینگونه هستید، ناگاه نصر و پیروزی الهی خواهد رسید و این سخن خدآند است که در کتاب خویش فرموده نمی‌دانم کی تا حالا توجه به این آیه کرده. حتی یعنی زوراها تا کجا می‌رود؟

مراتب وصول

امیرالمؤمنین دارد می‌فرمادا اشاره به این آیه قرآن می‌کند. تا هنگامی که رسولان ناامید شدند پنداشتند که به آنان دروغ گفته شده، یاری ما به آنان رسید. وقتی که حتی اذ استهی اسر رسل ما در صد و بیست و چهار هزار پیغمبر که داریم سیصد و سیزده تاشون رسالت دارند. رسولن که صد و چهارده تاشون کتاب دارند. یعنی دیگر آن کملین رس-رسولان الهی ناامید شدن از وعده الهی. برایی چی دارم این‌ها را می‌گویم؟ چون کم کسی هم آخه نمی‌خواهد بیاید. خیلی باید برایی غربال، غربال لَتَغَرْبَلُنَّ، لَتَغَرْبَلُنَّ، لَتَغَرْبَلُنَّ حتما حتما صد درصد معنیش اینه. قطعاً، قطعاً، قطعاً غربال می‌شید با سختی. توی این سختی‌ها جمله آخرم. در این سختی‌ها عیار چی معلوم می‌شود؟ کسی که خالص کرده خودو برایی خدا می‌ماند.

از هیچ سختی‌ای هم اذیت می‌شود اما پا پس نمی‌کشد. اول باید در مسیر منازل الصائرین منازل اول درست و محکم تصحیح شود، درست شود بعد بری سراغ منازل انتهایی. بعد خواجه عبدالله معتقده که هشت تا شرط دارد اینکه در منازل اول را درست طی کنی. یکیش اخلاص بود که امشب توضیح دادیم. هفت تا دیگر‌ش انشالله شب‌های جمعه هفته‌های آتي، آتي اگر خدا لطف کنه و به ما این توفیق را بدهد. ممرانم از لطف شما که بنده را تحمل کردید. خیلی جلسه الحمد لله نورانی و پرفیض بود. خدا این ساعات و آنات را از ما نگیره و از نفحات، نفحات نه نفحه جمع از نفحات امشبش که در متن دعا آمده بود از جوائزش از اعطاء و هبات و منح خود ما را امشب بهره‌مند کنه. به دعای امام عصر ما را آماده‌ی درک لیلة القدر قرآنی هم به برکت امشب بکند. دعا کنیم اول دعامان این باشد.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. خدایا در را به آبروی این شب عزیز گره امر فرج مان را بگشا. خدایا عاقبت همه ما را با شهادت ختم به خیر گردان. در را به آبروی مان امام عصر که آبروی عالمه قسم‌ات میدیم خدایا رهبر عزیز را از شر هر شری در امان خودت بدار. خدایا به آبروی صاحب امشب قسم‌ات میدیم نسل در نسل ما را فرزندان و بچه‌های ما را خرج و وقف و نذر و فدایی قرآن و عترت بگردان. قسم‌ات میدیم به صاحب امشب خدایا ما را اهل سحر، اهل نماز شب، اهل تحصیل علم و معرفت، اهل عمل خالصانه به معارف‌مان، اهل تهذیب نفس، اهل یقین بگردان. در را به آبروی صاحب امشب پدر مادرمان هر کجا هستندد چه در این دنیا چه از این دنیا رفتند، خدایا از سائل بیش از ما از برکت امشب و این جلسه بهره‌مندشون بگردان.

آغاز منزل و معنای سیر

خدایا امشب بین نماز مغرب و عشا دعایی داشت بیست و یک مرتبه هر کی می‌خواهندد خدا تا شعبان سال بعد به او دوباره مهلت می‌داد و از هر مکروهی حفظش می‌کرد. اگر کسی نخوانده رجاءً بخونه بعد از نماز عشاءشم خیلی برکت دارد. خدا رحمت کنه مجتبی تصریح داشتن برایش. خدایا این نیمه شعبان را آخرین نیمه شعبان عمر ما قرار نده. عمر ما را مرتع و چراگاه شیطان قرار نده. دست ما را گره گشای محبین اهل بیت بگردان. شر دشمنانمان مخصوصاً آمریکا و اسرائیل را به خودان برگردون. از مردم مظلوم غزه و فلسطین دفع بلا بگردان. خدایا به برکت این شب و به خرج معرفت خودت هرچه زودتر دلتنگیم ای خدا ما را راهی کربلا و مشهد الرضا بگردان. آخرین دعای جانانه هئیت یا زهرا الهی ما را در به اوت از همسایگان دیوار به دیوار علی بن موسی الرضا قرار بدهد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.