یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز منزل و معنای سیر
یا رب اعوذبک من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک. لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. الحمد لله على کل نعمہ و اسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. من از عزیز دلم مجتهد اسلام ثقایی خواهش میکنم فرزند شهید هم هستندد تشریف بیارن صدر مجلس آنجا ما اذیت میشویم. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم. سلامت علما اسلام صلوات بفرستید. نثار حضرت حجت ارواهم نسوا فدا. هر کجا هستندد انشاالله در این شب پر از نور و سرور همه ما را دعا کنن در شادیشون ما را هم سهیم کنن با توجهشون به ما و متعلقین مان و رهبر عزیز صلواتی هدیه بفرمایند.
چون محسن که آنقدرم قشنگ همه بر و بچهها مخصوصا محسن همه را به یک معنا غرق در نام الله خاصه نام مقدس امیر المؤمنین که فرمودند زینوا مجالسکم بذكر علی. زینت ببخشید مجالس تون را به ذکر مولا علی. او زینت دادند و فرمودند که عدهای حاجت دارند و التماس دعا به دلم افتاد که یک هدیهای تقدیم کنم. البته همه شنیدید من باب تذکر و سندش را هم عرض کنم که این حرف ما مداحها نیست حرف علمای جامل اطراف هست. البته از امام صادق صلوات الله علیه. حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه جهت رهایی از مشکلات سهمگین عبارت حضرت استاد مشکلات سهمگینه. یک دستور العملی دادند فرمودند از امام صادق اگر کسی خواست رجوع کنه کلمهی هشتصد و هفتاد و سه هزار و یک کلمهی حضرت استاد آنجا هست.
از امام صادق صلوات الله علیه مرویست در هر کربی، کرب یعنی یک مشکل و گرفتاری بزرگ. در هر کربی توسل به صاحب لوای سید الشهدا علیه السلام به عدد نام شریف آن جناب این جمله رو. یا کاشف الكرب عن وجه الحسین اكشف کربی بحق اخیک الحسین صد و سی و سه بار، که عدد حضرت هست صد و سی و سه عدد ابجد حضرت عباس صلوات الله عليه است. که این را هم در برنامه کارتون داشته باشید وقتی یک بزرگی مثل علامه حسن زاده دستور میده دیگر با اطمینان انسان میتواند انجام بدهد. پیغمبر عزیز عالم در خصوص ماه شعبان فرمودند رحم الله من اعاننی علی şehری. فرمودند که خدا رحمت کنه کسی که در این ماه من، مرا اعاننی کمک کنه، عون من باشد، پشت و یار من باشد. مثل که از امیر المؤمنین علیه الصلاة والسلام پرسیدن آجان نظرتون پیرامان حضرت صدوق شهیده چیست؟
اراده و بیداری دل
ظاهرا پدر بزرگوارشون بعد از چند روزی پرسیدن. فرمودند نعم العون في طاعة الله. بهترین یاری کننده در طاعت الهی. حالا ما چه کنیم که یاری بدیم پیغمبر را در شهرش یا امام عصر را در عصرش؟ همین سؤالو بنده از ی بهجت پرسیدم روحش شاد. البته از خیلی از بزرگان صغاتی میگرفتیم، اغر راه میگرفتیم. این سؤال را از بسیاری از بزرگان من پرسیدم. حالا برایی خودم به یادگار دارم. شما هم دوست داشتید یکیش را امشب تقدیم میکنم که او فرمودند اولا یادش بخیر که یک دو ساعتی بنده وقتی سوالم را از ی بهجت پرسیدم نشستم تا او جواب بنده را بدهد. اینطور نبود که تا سوالمو میپرسیم منتظر باشیم طرف جواب بدهد و اگرم جوابی نداشت قهر کنیم و بریم.
شاید بیش از دو ساعت او یک نگاهی به بنده کرد و را شد برگردوند و این نیز از عادت بزرگانه جواب نمیدن ببینن چقدر در تشنهای. همینگونه یک سؤال ناپخته بیان کردی یا واقعاً تشنهای؟ خدا رحمت کنه حضرت استاد را پیشتر گفته شد مطلقاً میگیم استاد یعنی علامه حسن زاده. همیشود میفرمودند که سؤال را تا در ذهنت میآید نپرس وقت کسی را نگیر. اگر این سؤال پخته شد در وجودت یعنی آنقدر با در عجين شد، نتوانستی ازش فرار کنی. هر چقدر هم این در آن رد زدی مطالعه کردی، پرسوجو دیدی نه، تفکر کردی، تأمل کردی دیدی جواب پیدا نمیکنی، آن موقع وقت آن بزرگ رو، آن عارف را بگیر و ازش بخواه. بنده یادمه که اولین مطلبی که برایی ی بهجت گفته شد این چنین بود. پیشتر گفته شد جان ما یک مشت جوونیم در تهران یک هیئتی داریم شبهای جمعه دور هم جمع میشویم.
برایی امام عصرمان خیلی دلتنگی میکنیم. یادش بخیر من اینجا ای دل نشین هر دل بنشین کنار این دل. اصلاً تا این قبیل اشعار دلگویه ها را که میخواهنددیم حال شما که آن موقع نوجوون بودید منقلب میشد. ای نفس در این گونه خطاکار نبودی بر همزن آرامش دلدار نبودی. هر نیمه شب آمد گل نرگس به سراغت دنبال در میگشت. به هر حال میخوایم یار باشیم با این دلتنگی، با این دوری میخوایم مانو کمک کنیم. او یک نگاه معناداری به بنده کرد و انگار که در کجا و این حرفهاش. جایی که عقاب پر بریزد از پشه لاغری چه خیزد. با نگاهش جواب بنده را داد. من پررویی کردم، نشستم، نرفتم. یک دو سه ساعتی مشغول کارهای خود بود. هیچوقت این فرمایش او از ذهنم نمیرود. البته اینو خطاب به شما فرمودند، نه به بنده. فرمودند بله، بله، باید هم اینطور باشد.
توبه و بازگشت
باید هم عاشق مثل پروانه گرد شمع معشوقش بگرده. یک وقت یک عاشق، یک شاعر، یک مداح چرا не اینها این حرفا را میزند. یک وقت یک عارف و فقیه و مرجع تقلید و عالم ربانی و حکیم متأله اینو میگوید یک حرف دیگرست. گفت باید هم عاشق مثل پروانه گرد شمع معشوقش بگرده. آنقدر بگرده تا بسوزه، بال و پرش بسوزه. یعنی کم نه آفرین چه کار زیادی نکردید شما که شبهای جمعه جمع میشید دلتنگ میشید. بعد در حالی که اشک چشاشو پر کرده بود فرمود میخواید چه کار کنید؟ فرمودند چون آن موقع من کتاب دعاهای عجیب و غریبی دستم بود مثل برایی نمونه نهج الدعوات سید ابن طاووس و امثالهم. رجوع میکردم سدرالمستتر شیخ بهاء و. بعد او فرمودند این مفاتیح رو، این مفاتیح را غنیمت بشمارید. ادعیه، اذکار، نمازها، زیارات که در اینه بخونید هدیه کنید به.
بعد هم این محبت دو طرفه میشود. هم محبت شما در دلش زیاد میشود و شما را دعا میکند. تا اینجا بعد حالا این بحث عاشقونهش بود و به هر حال بحث که ربط به هیئت ما اینها داشت و برایی اینکه برایی امام عصر چه کنیم؟ فرمایش او عین فرمایش حضرت استاد بود. خیلی عجیب بود برایی من فرمایش او آن موقع. الان یک ذره بهتر میفهمم که فرمودند که اولاً اگر امر محقق شود زیارت آلی افضل بر زیارت عاشورا است یک. دو فرمودند که دعا برایی خودسازی خودت و عاقبت به خیریه خودت از دعا برایی تسریع در امر فرج مهمتره. فرمودند ما کاری مهمتر از خودسازی نداریم. هر کار دیگرای داریم به کنیم که منجر به خودسازی ما نمیشود بی خوده. الا الذین آمراا وعملوا الصالحات. مگر اینکه دل بدهد آمراا دل دادنده نه بگی لا اله الا الله این آمرا نیست.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا به کسایی که میگید ایمان آوردید آمرا یعنی دل بدید، دل دادنده. بعد میفرماید و تواصوا بالحق این تواصا تواصیه به حق چی بود؟ علم نظری تقویت ایمان میآورد. عرفان نظری، حکمت نظری، عقل نظری تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر این تواصیه به صبر هم بود عملیات بندگی، عقل عملی. کاری مهمتر از خودسازی ما نداریم. بعد او فرمودند که خودسازی هم مبتنی است بر چی؟. حدیث من عرف که صد وجهش را از استاد در رساله شون آوردند که معنی که دلالت میکند این بر من عرف این حدیث من عرف بر چه وجوهی دلالت میکند؟ بارها خدمتتون پیشتر گفته شد. یعنی ماحصل این جلسات این شادی و فرح، غم و حزن و اندوه و آه و سینه زنی و این جلسات اگر منجر شد به خودناسی گل زدی. آن بدن مثالیت لبش گل انداخته که مشخصش بود اعمالت.
موانع راه و علاج آنها
مشخص بدن برزخی اعمال انسانه. علم و عمل جوهرند و انسانساز. عرض نیستن مثل رنگی که میپاشی را دیوار بعد میتراشیش یا با یک رنگ دیگر را آن را میپوشونی. دیشب پیشتر گفته شد علم و عمل جوهرند یعنی جوهر وجودی در چیزی نیست جز علم و عملت. مشخص بدن برزخیت بود اعمالت یعنی بدن برزخیت که این بدن نفس ناطقه الهام انصراف ازش میده رهاش میکند، ولش میکند اینو، اینو ولش میکند در چرخ طبیعت چون از نان و آبه مزاج دارد دیگر. روح بخاریش وقتی مضمحل شد واسط بین نفس ناطقه و بدن که روح بخاریه گرفته شد مرگ حاصل میشود. حالا اینها که زرنگن روح بخاری را جمع میکنندد با یک رمزی که در بحث سر مکنون در آن سی و یک جلسه پیشتر گفته شد. جمع میکنندد در سه محیطش که مغز و کبد و قلب بود بعد موت قبلًا تمو در برایشون حاصل میشود.
نفس آزاد میشود از تعلق به بدن نه کامل اما قسمت اعظمش. لذا متوجه ملکوت میشود نفس. بعد میتوانم با ملکوت ارتباط بگیرن در خودسازیشون خیلی راحتتر پیش برن، به کشف بیفتن، به شهود بیفتن، به الهام و القا بیفتن. قبلاً هندسه الهام را یادتونه در سیر معرفت نفس عزیزان که مسجد بلال تشریف میارن میدانند. پیشتر گفته شد که چی باعث الهام میشد بر اساس نظرات کمالین خاصه حضرت استاد شدت محبت الهامآور بود. محبت که وقتی تبدیل شد به مودت یعنی نشون داده شد. این نبود که در دلت نگهش داری. باید یک نشونهای داشته باشد. محبت شود مودت که سه تا خصوصیت داشت دیگر شدت محبت، ظهور محبت بدون مزد چشمداشتن، بدون هیچ چشمداشتی محبت داشتن. این که شدت گرفت حضرت استاد فرمودند منجر میشود به الهام.
اگر کسی الهام به او نمیشود، ملهم نمیشود این محبتش خیلی شدت نگرفته. یعنی میشود گفت محب هست، عاشق نیست. بعد شدت محبت که منجر به الهام شد. پیشتر گفته شد آن الهام حکمته. علم به احوال اعیان موجودات البته به قدر طاقت بشری. یعنی پل میفشاری از ملک به ملکوت آگاه میشی به ملکوت عالم. اگر کسی ارتباط با ملکوت گرفت نباید تعجب کنی. از خودت باید تعجب کنی که در چرا مرتبد نیستی؟ چون اصلاً نفس ناطقه جنسش ملکوتیه. چگونه است که وقتی یک نفر مجرد شده و تجرید پیدا کرده تونسته صوت مادی رو، شم مادی رو، ذوق مادی رو، سمع مادی رو، لمس مادی را اینها را تجرید کنه به زبان نفس برگردونه و ملکوت را بچشه بعد در تعجب میکنی چگونه است که این شم ملکوتی دارد؟ رایحه ملکوتی متوجه میشود؟
صدق، اخلاص و مراقبه
سراغ دارند دیدم و میدونم و به منم گفتند کسانی که رایحه ملکوت را به خوبی احس میکنند. بیخود عنایت به این جلسه شما نیست. بنده هم سر نگهدارم احوالات عزیزان را مجبورم نگم اما خیلی جلوتر از این حرفا هستند، هستند برخی. ما شاهدای زنده در جلسه شما داریم. بعد آن حکمت میآید آگاه میشی به حقایق عالم نتیجهش میشود استقامت. وقتی استقامت آمد در پس این عشق و الهام و حکمت، استقامت چی کار میکند با انسان؟ وقتی وسایل فیض نازل شدن، فیض، فیضان فیض شدت میگیرد. آبشار بر سر در جاری میشود. و اتساع وجودی پیدا میکنی. متسع میشی تا سعا حشر و نشر با اباالفضل العباس اتساع میآورد. هر کس میخواهد متسع شود وجودش شرح صدر پیدا کنه، انشراح وجودی پیدا ردش بخواد از در استاد دعای قشنگ و ثابتی داشتن خدا به شما شرح صدر عطا کنه.
هر کس میخواهد اتساع وجودی پیدا کنه راهش اباالفضل العباسه. مرام اباالفضل را در خود پیاده کنه. چقدر بصیرت نافذ بود، عمیق بود. باورشون نمیشد که اباالفضل هم در کربلا کشته شده. وقتی رفتند در شام یک عده باورشون نمیشد. گفتند نه تا نشون ندید بین این هجده سر ما باورمان نمیشود. فرمودند آن که در پیشانیش جای سجده افتاده. مگه سی سال بیشتر داشته حضرت؟ الان من پنجاه و پنج سالمه. اثر پیشانی، اثر سجده را پیشونی من میبیند؟ شما چشم دل شاید داری که میبینی. اما را سر مبارک جای جای سجده را پیشانی مبارکه. اتساع وجود مرام اباالفضل را اگر کسی پیاده کنه در خود. از خواهر و برایدری که امشب در این جلسهان و این حرفا رزقشونه خواهش میکنم جدی بگیرید.
من تحت بیرق مادر سادات و مادر کائنات نفس کل عالم هستی نشستم و لیلة القدر عالم وجود و روح اعظم به کمرم میخورد اگر دروغ بگم. کتابی که آماده کرده بودم هشت نکته بگم هنوز بازش نکردم را زانوئمه. عین مطالبی که تا الان گفته شد فضای جلسه اقتضا کرده رزق شماست. پس خودت را بسپر به ملکوت جلسه ببین چی داری میشوندوی؟ حالا درس و بحثهای ما یک مقدار عقب میافتد اشکال ندارد که مگه ما دنبال چیایم؟ این شوخی نیست که ی قاضی روحش شاد استاد علی آن استوانه توحید که همه بزرگان تحت اشراقاتش بودند و هستندد هنوزم اشراقات وجودی او آنهایی که طالب فیضاند سالک الی الله هستندد و عطشناک به سمت حضرت حق در حرکتاند اشراقات وجودی او به اوون دارد میرسد یعنی هنوز او امامه. امام جماعت عرفا است هنوز که هنوزه.
مراتب وصول
بعد از چهل سال سیر و سلوک و شبزندهداری و روزهداری و منازل را طی کردند و تقوا پیشه کردند و همه این حرفهایی که ما داریم به صورت علم فکری میگیم او عملاً پیاده میکند چهل سال، چهل عدد پختگیه. البته نظر بنده حقیر اینه که پنجاه و پنج سال چون پونزده سال هم شما اضافه کن به سن زیر بلوغ او چهل سال تهذیب نفس که او میگوید نظر بنده است شما میتوانید نپذیرید. تا پنجاه و پنج سالگی از نظر بنده خودان فرمودند تا چهل تا چهل سال نه خواب خوش دیدم، نه خواب خوب دیدم، نه کشفی برایم حاصل شد، نه ارتباط با ملکوت. چرا من این ذک را دست گرفتم چهل روز ختم کردم هیچ ری نشد. چهل روزه میخواهد ملکو در فتح کنه. اولاً برکت که پیشتر گفته شد روایت داریم تا یک ساله تا یک سال اگر مداومت بر ذکری کردی تازه برکتش میآید.
طرف جسارت میکنم نمیتوانم بیان کنم که پسرش چه مشکلی داشت به ما درد دل کرد که پسر در لواسانی که یکشنبهها جلسه سیر و سلوک خدا گوش ما را پیچونده نشونده سر آن سفره راه افتاده خدا به ما رحم کنه یا ارحم الراحمین. آمد یک خانمی درد دل که آره حالا بچه ما منحرف شده یک زمانی در راه دین بود حالا منحرف شده این کارای بسیار خلافی گفت برایی نمونه حالم بد شد چه کنیم؟ ما چه کار میتونستیم بکنیم؟ برخی هم توقع دارند ما ذکر معجزهگر به اوون بدیم و برایی هر چیزی میان سراغ ذکر. اصلاً قبل از، قبل از واقعه باید علاج کنیم. قبل از اینکه بچه به انحراف برود، قبل از اینکه جن بیاید سراغ در و زندگیت اجنه بریزن سر و صورتت. اگر قبل از اینها باید حرز داشته باشی، قبل از این، اینها باید حصن داشته باشی. بری در پناهگاه و کهف حسین.
طرف آنور جلو ما را گرفته میگوید جن رفته در جلد خانمم حرف میزند و، و مرا میزند. قرآن میخونم چنگ میزند خودو خونی مالی میکند. من قرآن که میخواهم و چه، چه حالا دنبال این است که راه درمان پیدا کنه. عزیز دلم پیش از این که اجنه به شما ورود کنن باید حرز میداشتی. بیست و یک جلسه در خصوص حرز و عوضات صحبت کردیم. از اوجبه، به خدا قسم ی به، بهجت فرمودند اصلاً حرز واجب من و شماست حرز کبیر امام جواد. حرز عابد و زاهد در خونه هممان الان باید باشد. خدا شاهده میام در هیئت میشینم حرز میخونم میام که این شیطنکها، این شیطونکها شرشون را بکنن از سر ما و جلسه هیئتمان. چهل سال هیچ اتفاقی برایش نیفتاد. رفت محضر حضرت اباالفضل زانو زد. شروع کرد در دکله هر کاری بگویید کردم اما.
آغاز منزل و معنای سیر
ظاهراً زیر لب روضهای خواند اشکی ریخت و دامن اباالفضل را گرفت. یا کاشف الكرب عن وجه الحسن. یک ذره برایی این کرب و کروب بیچارهگیمان ذکر بگریم نه فقط برایی چک پاس شدن و اجاره خونه و شفای مریضیمان. برایی همه چی متوسل میشویم. اما شما آمپول میخوای بزنی به یک پرستار هم بدی آمپولت را میزند. پیش پروفسور بری بگی آمپول بزن جسارت به مقام شامخ آنه. بارها پیشتر گفته شد امامزادهها، این شهدا حاجت من و شما. متعارف حاجتهای من و شما را از خدا میگیرند. نمی خواد مزدم امام معصوم بشی برایی چهار تا حاجت بیخود و پیش پا افتاده. اصلاً به توجه عرفانی امام همه چی برقراره. شما مثال زدم در نهجالبلغه از استاد و بیست جلسه صحبت کردیم خیلی سالهای پیش یادتون هست نمیدانم اصلاً فراموشتون شده یا نه.
در بحث اینکه انسان کامل آن کون جامع جایگاهش چگونه است؟ مثالی که زدیم باید به یاد داشت خاطر شریفتون باشد گفتیم شما الان یاد مادرت میکنی. توجه به مادرت که میکنی مادر صورتش در قوه حافظه شما در رتبه برزخ وجودی و مثال متصل شما که خیال شماست حاضر میشود. شما توجهت را به پدر میندازی. شما متوجه پدر میشید دیگر مادر رفت. من و شما قدرت اینو نداریم در آن واحد هم صورت مادر را در قوه خیالمان داشته باشیم هم پدر رو. حالا تصور کنید یک کسی آنقدر نفسش قوی شود که تمام کلمات وجودی نظام هستی را توجه کنه و همه حاضر باشن. به توجه او همه حاضرن که اگر یک آن توجهش و از هر کدوم از این کلمات بردارد از این موجودات، از این اشیا که ظهور اسماءاند و علم آدم الاسماء كلها ای الاشیاء كلها.
از هر کدوم از اینها توجهش را بردارد آن نیست میشود، نابود میشود، فانی میشود. کل من علیها فان و يبقى وجه ربک ذو الجلال والاکرام. الان به قولمان سری را همین خاکی که شما نشستی زندگی میکند و به توجه او تمام کائنات برقراره. یک آن توجهش و از یک پشه، از یک کوه، از یک آسمان، از هفت فلک، نه فلک، از عرش و کرسی خدا بردارد از مادون صادر اول بردارد همه چی نیست و نابود میشود. شب جمعه وارد صحن ابا عبدالله میشود. میرود جلوی ضریح که حضرت زهرا آماده شده برایی روضه خوانی. تمام انبیا و اولیا صف کشیدن. شهدا نظارهگرند و هر کس یادش بخیر مادر ی باقری روحش شاد به رحمت حق رفته بود اینجا روضه گرفته بودیم. پدر و مادرای هممان، پدر، مادر، برایدر من همه شاد. اینجا گفتیم یک شب عجیبی شد.
اراده و بیداری دل
گفته شد آنها که از دنیا رفتند منجل او آن شب خیلی روضههای عجیبی خواند باید به یاد داشت. گفتیم پیداست روح او خیلی به کربلا نزدیکه. هر کس نسبت به صعه وجودی شب جمعه احاطه پیدا میکند به محیط کربلا به صعه وجودیش. یک کسی از دور میبیند، یکی از نزدیک، نزدیک، نزدیک، نزدیک. یکی خود حضرت زهرا را میبیند که دارد ناله میکند و رفته آنجا که این محیط مقدس بلکه اقدس مباهلش را در آورده. در آن حالت، در آن لحظه، شب جمعه جلوی ضریح سید الشهدا دارد سلفی میگیرد بعدم زده نمیدانم خواهرشحه، مادرشحه، همسرشحه، کیه. بدون حجاب از آن رار دارد نگاه میکند. این همه هم مردم چشمشون در موبایل طرفه. ناموس در گرفتی جلوی چشم همه که آن ضریح سید الشهدا را ببینه در این لحظه. فریاد میزدندد مردم ما خیرخواه شماییم. خدا آدم میخواهد گریه کنه.
ما روحانیت خیرخواه شماییم. دستتونو بدید به ما تا ما به ش-شما را به اصلتون به انسانیتتون برسونیم. این که پیغمبر عزّ از علَم فرمود أنتم أعلمُ بأمور الدنيا کم شما به امور دنیاییتون عالمتر از مایی نه یعنی که ما نمیدونیم. نه یعنی اصلاً ما نگاه به این علم نمیکنیم. امام صادق صلوات الله علیه فرمود هر علمی را ما اراده کنیم مثل ستونی از نور از عرش کشیده شده تا جلوی ما موازi ما نگاه کنیم به آن علم میرسیم. ما اصلاً توجه به علوم دنیایی نمیکنیم. ما آمدیم به شما انسانیت بدیم. پیغمبر فرمود درشکه ساختن برایی خود ران. خود ران برید با علم دنیاییتون درشکه بسازید. ما آمدیم برایی انسانیت شما. همان فرمایش حضرت امام که نفهمیدن بسیاری ازش سوءاستفادهها هم شد.
فرمود گیرم که بعد تحریف کردند از این فرمایش چقدر خدا لعنتشون کنه سوءاستفادهها کردند. در به اوت حضرت زهرا صلوات الله علیه امام که تشریف آوردن یکی از دانشآموزان ما پدرش آنجا حاضر بوده. خود کاستش را آورد آن موقع کاست بود. امام میفرمود گیرم که آب و برق مجانی، مجانی. ما آمدیم شما را به انسانیتتون برسونیم. این جمله چقدر فرق میکند با آن جملهای که تحریف کردند و هنوزم که هنوزه آدم جاهل چه ها که نمیکند. این جهالی که این چند روز وحوشی که ریختن در خیابونها، مردم بیچارهی که دنبال حق به حقشون هم بودند، دنبال این بودند که در شان مردم ایران نیست این معیشت. ما، ما اهل اه شود چه عرض کنم اهلش که نیستیم. کسانی که لباس پیغمبر ظاهرًا به تنه. ما هم با شما همنوا هستیم. اتفاقاً ما بیشتر از آنوریها اعتراض داریم.
توبه و بازگشت
ما بیشتر دلمان میسوزد چون انقلاب را از خودمان میدونیم. خیانتش را کسای دیگر کردند. چوبش را بیچاره این اهل علم امثال علامه حسن زاده چقدر سنگ زدن. فنس کشیده بودند در خونهش در قم دور خونهش و سنگ میزدند آنقدر به خونهش. الان من تازه داشتم میآمدم در راه داشتم به این فکر میکردم که چقدر امام آیندهنگر بود. اوایل انقلاب فرمود اجازه نداد روحانیت بیاید مسائل اجرایی کشور را دست بگیره و این شأنشون میرود زیر سؤال. نه، کت شلواریها بیان روحانیت بشینه انسانسازیش را انجام بدن. یک نفر یک دونه در زرد از آب در بیاید در آنون آبروی همه را برده. مردم بدبین میشوند که شدن. حالا یک چند تا روحانی آمدن لباس پیغمبر به تن آمدن. دورشون هم ماشاالله، ماشاالله که نه ما شاء شیطان. چقدر کت شلواری خائن گرفتند دورشونو.
بعد چوبش را ما الان در خیابونا داریم به خوریم. جرأت داری الان با این لباس از این در بری بیرون؟ ما که میرویم میایم فحش میشوندویم، سنگ میخوریم، هر کاری، آه میکشیم. دلمان به حال این ملت میسوزد. ما دیشب با دایی خانوممان رفتیم بنزین بزنیم. پیاده شدم برم بگو نه بشین من میام. نه فالله خیرٌ حافظٌ وهو أرحم الراحمین. بنزین ماشین تموم شده بود با دبه زدم آمدم ریختم در ماشین. در مترو، در صف ساندویچی، در صف نام چی نون، بقالی، چقالی با همین لباس میرم. ولی تا دلت بخواد هم احترام میگیریم از مردم. طوری نیست که همه نه، خیلیها احترام بیشتر احترام میگذارند. الحمد لله بیشتر احترام میگذارند. خیلی کم و نسبت به احترامی که میگذارند کمتر فحش میشوندویم، کتک میخوریم. البته بنده را که تا حالا کسی جرات نکرده بزنه.
یعنی کتک خورده نه، نه برای عکسش بود همینجا آمدیم بیایم داخل سه تا غول جلو ما را گرفتند و یکی گفت عمامهشو بپرونین و اینها منم رفتم سرمو گذاشتم را پیشونی آن غول پیشاخودمشون گفته شد بپرون تا سی ثانیه بهت وقت میدم. بپرون بدین سه دقیقه بعد زیر جدول جوبی. درسته سنم بالاست موهام سفید شده اما هنوز شیر پیرم شده شیره. اللهم صلي على محمد و آله طاهرين و طاهرين. آره که تا آمد یک زیرتابیرم نثارش کردم من هادی دیشب. اما این بیچارهها، سید عزیز چند شب پیش آمد اینجا جا بنده صحبت کردند، چقدر تواضع کردند. نفرمود از در مت را داشته میآمدد است با سر یک نفر میخواباند در بینیش طفره. یک نفر هم نیومد به دفاع ازش.
موانع راه و علاج آنها
بعد این قتلگاه نوجوانهای ما، قتلگاه فضای مجازی با نوجوانهای ما چه کار کرده که اکثر اینها هم جوون و نوجوان بودن در خیابون ریختن. بعد تا دیر نجنبیم بچههای ما هم دارند از دست میرنا. دختر پسرهای ما هم دارند تحت فضای مجازی دارند به شدت تاثیر میگیرند و دارند میرن. تا میتوانید موبایل برایی بچههاتون نگیرید. بذارید دیگر به سن، سن برسه. اصن هرچی دیرتر بگیرید برایش بهتره. این فضای مجازی قتلگاه حالا بحث ما تا کجاها رفت؟ ببخشید ما آمدیم توسل با ی قاضی را توسل به حضرت ابالفضل بگوییم به اینجا آمدیم. قاضی در حرم ابالفضل زانو زد، توسل کرد، گریه کرد. برایش حجابها را چنان برداشت که میگوید یک آن چشمش به ملک و ملکوت باز شد ی قاضی. چیزهایی را دیدم که پیش از این نمیدیدم و عهدی نمیدید.
عباشو کشید را صورتش که نبینه بیشتر از این اذیت نشه رفت منزل. یک مدتی هم داخل منزل بیتوتة کرد. اینها صاحبان این جلسهاند. این کتاب منازل الصائرین خواجه عبدالله بود که هشت نکته ازش به عنوان مدخل ورودمان به کتاب آماده کرده بودم عرض کنم. کتاب عید وصال حضرت آیت الله پهلوانی. چهار پنج تا نکته اینو علامتگذاری کرده بودم. یک دونهشو نگفتیم و کتاب عین النزاح تحریر بر تمهید القواعد ابن ترکی ما را حضرت علامه جوادی آملی آماده کرده بودم در خصوص فرق بین عرض شود خدمتتون الهام و ایحاء و اعلام نکتهای را عرض کنم که فرصت نشد. انشاالله یکشنبه شب دعوتی ما یکشنبهها لباس آن جلسهی این نیز خدا زده پس کله ما. خدا عاقبت این جلسه را هم ختم بخیر کنه. پیراهن سیر و سلوک علامه طه طبایی عنایت کردند به آن جماعت رسالهشو ما دست گرفتیم.
یکشنبهها بلافاصله بعد از نماز مغرب و عشا آنجا یک ساعت و ربع جلسهی عقل عملی داریم. این یکشنبه که یعنی فردا نه پسفردا شب میشود یک نفر از هیئت یا زهرا هم دعوت کرده گفته ما شام هم میدیم و بچهها بیان و طبقه بالای مسجد هم چون سیقه مسجد نخواندن میشود جشن بگیرید. گفتیم حاج حسین ی عقابی هم بیاید یک چهل و پنج دقیقه بعد از نماز میرویم طبقه بالای مسجد. چهل و پنج دقیقه جشن و بعدم یک ساعت و ربع بحثمان را بحث جلسه اگر کسی حوصله ندارد یک ساعت و ربع حرف بشنوه نیاد. چون یک ذره جلسه سنگینه مثل اینجا نیست. اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان. در کانال هم گذاشته بودم کسایی که میخواهند پول کمک کنن برایی شام این ایام یکی مثل خود من فکر کرده بود که امشب شامه. دلمان هم صابون زده بودیم که امشب شام داریم.
صدق، اخلاص و مراقبه
بعد پرسیدم گفته شد نه نیمه شعبان میخوایم شام بدیم. یک وقت کسی خنجان در ذهنش نیاد که به اسم شام پول جمع شد و امشب شام ندادند. نه شب برایی شب نیمه شعبان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.