یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز سخن
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایکا نعبد وایکا نستعین. الحمدلله على کل نعمه واسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله وربانی ایاته. هدی به پیشگاه حضرت حجت ارواحهم سبا و فدا ان شا الله هر کجا تشریف دارنددد حضرتش حالشون خوب باشد در این ایام پر از نور و سرور و رحمت و رضوان دعاگوی ما باشن.
خدا به برکت این ایام گره از امر فرج آقامون باز کنه. رهبر عزیز رو تا قیام حضرت سایهش رو سر ما به عافیت و عزت نگه دارد و شر اشراف داخلی و خارجی رو به خودشان برگردونه صلواتی خط . اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج. از صاحب این بیرق اجازه می خوام که چند لحظه ای وقت شما رو بگیرم از اهل علم، فضلاء محترم که در جلسه امروز خواهی می کنند در یک چنین شبی یک بی سوادی مثل من نباید سخن بگوید. این هم از غربت اسلام. فکر می کنم بیست دقیقه ای از وقت باقی مونده باشد وقت بگیرید.
بیست دقیقه من بگویید لطفا که ما زیاده روی نکنیم. ما در بحث منازل الصائرین بودیم. گفته شد که این رساله شریف به سه قسمت تقسیم میشود. ابتدا برای مبتدیین است بعد متوسطین بعد اونهایی که به آخر راه میرسن و کمال میشوند. ان شا الله که ما هم به آنجا برسیم. نکته بعدی که در همین خصوص مهمه هممون بدونیم تا قبل از اینکه ورود به متن رساله شریف کنیم، حضرت خواجه می فرمایند که "واعلم ان العامه من علما" کدوم علما؟
طرح مسأله
"علماء هذه الطائفه" اونهایی که مال همین مسیرن مال مسیر خودسازین نه هر عالمی "و المشیرین الى هذه الطریقه" اونهایی که امر ارشاد رو در این راه، این راه پر فراز و نشیب دست دارندد، پرچمدارندد به یک معنا. "اتفقوا على" همشون متفقن بر یک چیزی. این خیلی به درد من و شما میخوره رفقا. "على ان النهايات لا تصح الا بتصحیح البدایات". خیلی موقعها میشود که ما گمان میکنیم که دیگر رفتیم تا آخر راه. یک وهمی، توهمی به ما دست میدهد. قوه خیال هم که بازیگری در میآورد.
مداعبات نفس به جهت اینکه ما استاد ندیدیم و باری به هر جهت جسارت میکنم بزرگ شدیم، تحت برنامه نبودیم، توهم میزنیم که ما آخر راهیم. میشوندویم که سحرخیزی چقدر فضیلت دارد. صوم و خصوصا روزه داری در این ایام چقدر فضیلت دارد. نگهداشت حد هر چیزی که به او میگویند ادب. ادیب کسیک که حد هر چیزی رو نگاه میدارد. نگاهداشت هر حد هر چیزی رو. مثلا یک خطاط وقتی دارد سیر میدهد و دور میدهد این حروف رو تا به زیبایی رو خط بنویسه، وقتی حد کلمات رو نگه میدارد که خط زیبا بشود در خط نویسیش ادب رو رعایت کرده.
ادیب کسیک که در سخن گفتند مؤدبه. نگاهداشت حد سخن رو رعایت می کنه. اینها رو می شنویم حرف های خیلی خوب می زنیم. ادیبانه سخن میگوییم، قلم میزنیم. بعد گمان می کنیم که دیگر تا آخر راه رو رفتیم. خدا نکنه مثل منم چهار تا اصطلاح فلسفی و عرفانی حفظ کنیم و مأنوس بشویم با اصطلاحات و مفاهیمات بی خبر از آن باطن حقایق، بی خبر از حکمت. به جهت برکت این سفره لطفی به ما کردن، یک چهار تا کلام هم یادمون دادند دیگر غوره نشده مویز میشیم. خیلی از ما اینگونه هستیم و لو خود ندانیم.
گشایش معنا
لذا به اهل علم، به اهل سیر و سلوک، به آدمهایی که کن فی الناس ولا تکن معهم در مردماند اما با مردم نیستند با نگاه حقارت نگاه میکنیم. کسی که به سمت دنیا نرفته از دنیا چیزی برای خودش جمع نکرده، هرچی دارد در درونشه چشیده، رسیده. این نیست که بگی چهار تا اصطلاح و الفاظ حفظ کرده باشد و دارا باشد. از دنیا هم چیزی ندارد. اما در درون یک عارف به الله. چون از دنیا خالیک از اسم و رسم و منصب در دنیا خالیه. ببخشید عذرخواهی میکنم مرید ندارد. هنوز آقاجون نشده. بلا قربانگو و دستبوسی براش نمیشود.
این را ما آدم حسابش نمیکنیم یا دور و برش آدم کمه. اتفاقا بلعکسه تو این مسیر. خیلی از ما مقدار تو این نکته بیشتر صحبت کنم. خیلی از ما دچار توهمیم. اگر به واقع بیفتیم دست یک استاد کارآزموده و استاد فن زبان بلد، اساتید فن ما رو زیر و رو کنن، تازه متوجه میشویم که چقدر خامیم. اما خودمان رو در نهایت میبینیم. مثل اینکه بسیاری امشب مدعی میشوند که امشب مال ماست. شما مگه کی هستی که میگی امشب مال ماست؟ امشب مال کائناته. امشب ملک یعنی ملکوت به ملک نزدیک میشود. اشتباهه است بگوییم ملک به ملکوت.
چون هندسهش گفته شد نفحه، بارقه، جذبه، اینها، اعلام، القا، الهام، ایحاء همه هندسهش بالا به پایینه. شعبان الذي حففته برحمة و رضوان. چون فرمودندد در این ماه روزیه، روزی اهل ایمان و مؤمنین که ولایت امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام رو ملتزم هستندد شعبه شعبه بهشون میرسد. یعنی هرکی یک روزی دارد نسبت به اینکه به درخت طوبی چگونه چنگ زده آن رزقش رو از درخت طوبی که در منزل امیرالمؤمنین واقع شده میگیرد. چه سهمی از ولایت داری؟ ولایت هم که قبلاً تعریف شد. ولی ای قرب یا قرب ای ولی.
بیان روایت
ولایت بود تلبس به اسماء الله. چند تا اسم خدا و به چه وزنی در ما پیاده شده؟ شوخی بردار نیست. حفظ زیادت نیست که آقا تو بیا بگو ببینم عکرم بر وزن افعل از چه صیغه ایه؟ صیغهش رو صرف کن. چقدر در تو این کرم پیاده شده؟ وارد شهر مدینه میشدم میپرسیدم کریمترین شخص این شهر کیست؟ همه منزل حسین بن علی رو نشون میدادند. امشب بگن، میگویند امشب مال منه. در تو چقدر پیاده شده این اسم؟ شعبه شعبه از درخت طوبی. انبیا هم هر مقدار درجه گرفتند چرا برخیشون فقط نبوت یک ده رو به دست داشتن.
برخی فقط قبیله خودشان رو نبی بودن. برخی یک شهر و برخی یک کشور و برخی هم جهانی. این اختلافات به چه جهته؟ به جهت میزان پذیرش ولایت امیرالمؤمنین. یعنی چند تا اسم و چقدر در او پیاده شده. حضرت نوح بیست و پنج تا اسم درش پیاده شده. در من و شما چند تا اسم پیاده شده؟ این همه ادعا دارم من. بیست و پنج تا اسم شده حضرت نوح؟ فقط تو چهارده تا همش پیاده شده. لذا معتقدیم فقط چهارده تا ربشون الله. ان الى ربک المنتهى و ان الى ربک الرجع. همه رجعتشون به سمت آن رب پیغمبرود که الله.
مرتبه الوهیت و لاهوت که مافوق جبروت بود دیگر هندسهش رو بحث کردیم. چند تا در من پیاده شده؟ وقت بخشش معلوم میشود. وقت فهم حقایق معلوم میشود، نه حفظ. اگرچه از چارهای نیست در مشرب حضرت استاد، ایشون به شدت قائلاند به ورزش فکری با فلسفه و عرفان و قائلاند اصلا کسی که ورزش فکری با معارف و حقایق نمیکند بیخود میگوید من سالکم. این یک روزی از راه به در میرود. اصلا چارهای نیست. سر خودمان رو کلاه نگذاریم. روزی همه تو این ماه دارد میرسد. آخر این ماه که شد چون ماه شعبان میدانید آخر سال میشود.
تمثیل و شاهد
هرکسی یک آخر سال و اول سالی دارد. کاسبها یک آخر سال و اول سالی دارندد. محصلین یک طور، هرکی یک طور. سالکین الی الله هم آخر سالشون شعبانه، اول سالشون ماه مبارک رمضانه. آخر سال میشینن حساب کتاب میکنندد، سود و زیانشون رو بررسی میکنندد. تو این ماه وقتشه. لذا فرمود رزقشون رو این ماه میگیرند یعنی معلوم میشود که از لیلة القدر سال قبل تا اکنون به چی رسیدن، چی هستندد اصلاً. جزا هم که نفس عمل بود. این نبود که یک ثوابی رو بیان مثل یک کادو پیچیده شده به شما تقدیم کنن.
ثواب اثر عمل در نفس شما بود از جهت فلسفی. یعنی شما اکنون چگونهای؟ این کتاب وجود خودت رو چگونه قلم زدی؟ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ. سطر، سطر وجود خودت رو چگونه قلم زدی؟ اکنون اقْرَأْ كِتَابَكَ. اکنون کتاب خودت رو بخون. كَفىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا. خودتم کافیای که حسابرسی کنی. چرا خودت کافیای؟ هیچ ملکی نیاز نیست. آن دقت نظر در حسابرسی حضرت حقه و الا خودت کافیای. چون خودت رو قراره بخونی. خودت اصلاً بهشت و جهنم در خودته.
اگر عقرب و رتل و کجدم و نیش و این چیزا هست همش در خودته. مثل اینکه خواب میبینی هرچی میبینی مطلقاً انشائات نفس ناطقهی خودته. چه-چگونه است که یکی خواب میبیند میخواهد فرار کنه از خوابش؟ یک شیر و پلنگ دنبالش کرده از ترس الفرار اکنون دو-دنبال اینه که یکی نجاتش بده. آن جهنم همان یک رشهای از جهنمه. تو خودشه بیرون از آن که خبری نیست که. رفته خواب گرم و نرم و همه نگاه میکنندد میگویند جهنم چیست؟ چه حالی خوبی دارد. بهشتی هم همینطوره. خودش میشود بهشت.
دقت در واژهها
درخت آن شجرهی بهشت اشجار و انهار در خودش جاریاند. خودش در سایک درخت وجود خودش میآرامد. از میوهی درخت خودش میخورد. اکنون اگر کسی این رو متوجه بشود میفهمد کیست، چیست و چه کارهست. همین اکنون قیامت عارف قیام کرده. میبیند خودش رو میچشد. بل الإنسان على نفسه بصيرة. خودش میدوند کجاست و چه کارهست. هیچکس نمیتواند سرش رو کلاه بگذاره. اگر کسی بیاید دستش رو ببوسه، خاک پاش بشود، بگوید شما امام ماای، پیغمبر ماای، تو خدای علم و تقوا و این اصلاً تأثیری درش نمیکند چون عارف به خودشه.
میدوند کجاست، چه کارهست. خودش کتاب وجودی خودش رو خوب خوانده. گول هیچکسو نمیخورد. کسی هم فحشش بده، اهانت کنه، جسارت کنه باز هم تأثیری درش نمیکند. مثل کوه محکم و استوار. چون خودش رو میشونداسد. بل الإنسان على نفسه بصيرة. عارف به خودش شده. ولی ما عموماً اینطوری نیستیم. هی گفتند که حاج آقا برای رجب دستورالعمل داد برای شعبان چرا نمیده؟ این چه دستورالعملی میخواهی بالاتر از این؟ آخر سالته بسم الله. تو این ماه بشوید حسابرسی کن که از ماه رمضان میخواهی شروع کنی سال جدید رو.
علت اینکه ما شبهای قدر سفرهدار هیت رو معرفی میکردیم این بود که سال جدید میرسید دیگر برای سالک. این یک دستورالعمل. بشوید حساب کتاب کن کجای کاری؟ چه کار کردی با خودت؟ حَفَفْتَهُ بِرَحْمَتِهِ وَرِضْوَانِ. این ماه تازه خدا آسون گرفته. پر کرده این ماه رو از رحمت و رضوان خودش. اکنون این رحمت خودش سه قسمه. معمولاً رحمت رو دو قسم میکنندد. ما از این آن میشوندویم معمولاً برای ما دو قسم رحمت رو بیان میکنندد. اما برای شما برای عرضم یک دلیل بیارم اگر پیداش کنم از حضرت آیت الله پهلوانی.
جریان بحث
که میفرماید رحمت الهی سه گونه است: رحمت عام که همه موجودات اعم از مادی و مجردات و جن و انس به آن ظهور یافتند و به آن ادامه بقا میدهند و به آن متلبس هستنددد. به گونهای که اگر با دقت توجه کنیم ذرهذره جهان را به لباس رحمت پوشیده خواهیم دید. يا مَنْ سبقت رحمته غضبه. اللهم إني أسألك برحمتك التي وسعت كل شيء إن رحمتي... از او به رحمت تکوینی هم یاد میشود. یعنی این رحمت هم در ماه شعبان زیاد میشود به نظر شما رحمت عام هم زیاد میشود یا رحمت خاص و خواص زیاد میشود؟ بله منتها کمتر برای ما گفته شده.
چگونه است که رحمت عام در ماه شعبان زیاد میشود؟ یک وجهش اینه چون آبشار شدت ریزشش، آبشار رو بگیر انسان کامل، انسان جامع، برزخ جامع، کائن جامع، اسم اعظم که جامعیت دارد و همه اسماء درش پیاده شده و فیض از او به همه میرسه. وقتی این فياز علی الاطلاق فیضان فیضش شدت میگیره این فیض کجا باید بریزه؟ مثل شب قدر که تنزل الملائکه و الروح فرمود با این سوره با دشمنان ما مهاجره کنید. همه ملائکه به اتفاق روح به کی؟ پس پیداست یک انسانی جامعیت دارد که همه ملائکه به او نازل شوند.
پس پیداست که انسان کامل در هر در هر عصری به بدن آن سری باید باشد. یعنی جاعل، جعل نه. ان فأن جعل خلیفه میکند. جاعل في الارض خليفه. همانطور آبشار فیض وقتی شدت میگیره به چی باید جاری بشود؟ وقتی فیض عام رحمت عام اسم الرحمن که رب کدوم مرتبه بود دوستان؟ رب عقل اول، جبروت. شما بله رب جبروت رب عالم امیرالمؤمنین الرحمن. این وقتی شدت بگیره پس قاعدتا باید اخذ فیض توسط کائنات هم از آبشار بیشتر بشود. مثال همه فهمش این میشود: ذکر و تسبیح اشیا شدت میگیره.
لایهٔ باطنی
یعنی اگر کسی سعی میکرد بشنوه تسبیح اشیا رو پیش از ماه شعبان سختش بود. نمیتونست به ندرت گوشش می میشوندید صدای تسبيح که يسبح لله ما في السماوات وما في الارض. تو این ماه شعبان راحتتر میشود شنید. وقتی فیض فیضان فیض زیاد شد تو رحمت عام دارم میگویم حتی خود شما هم این چنینید. رحمت عام به شما نازل میشود یعنی تکوینا بدن و روح شما اشتباه نکنید و نفس شما که برزخ بین بدن و روح شماست آمادهتره برای اخذ فیض. بعد من تو این ماه حالم بهتر میشود. نماز شب راحتتر پا میشم. شوقم به عبادات گل میکند.
اشتیاق و انبساط و بهجت و سرور پیدا میکنم به قول شیخ رئیس در مقامات العارفینش یا قبل از آن مقام بهجت و سرور رو بیان میکند در اشاراتش زیاد میشود. فکر میکنم که در من خبریه. مثلا من کسی شدم. رحمة پر شده از رحمت. عالم معذرت میخواهم حیوان هم شدت رحمت به او صورت گرفته. این ریزه کاریها رو کمتر به ما گفتن.
دو، رحمت خاص توفیقیست که حضرت حق به جن و انس و ملائکه بلکه به همه ذرات هستی عطا فرموده است تا هر موجود و هر ذرهای به حساب اقتضای وجودی و بر وفق تکوین خود در پیشگاه حضرت حق تسبیح و تحمید داشته باشد. این دیگر خاص میشود. یعنی هر ذکری رو به هر کسی اجازه نمیدن. ملائک فقط میتونن بگن سبح هن قدوس ربنا و رب الملائکه و الروح. ملائکه نمیتونن از کاری که شما به راحتی میگید آنها بگن. آنها نمیتونن بگن یا هو یا ملا هو الا هو. تو فقط اجازه داری بگی. قدر خودت رو نمیدانی.
ثمره در عمل
اینجا تو این ماه برای اونها هم خاص میشود. این رحمت، این این رحمت خاص میگیرن. اما رحمت اخص که همان نائل گردیدند عاملین به رحمت خاص به مقام خلافت و مخلصیت و عبودیت واقعی است. پردهها براشون میافتد. مخلص دیگر نیستن، مخلص میشوند و به خلافت میرسن. خلیفه به صفات مستخلف عنه دیگر. کی آن رو خلیفه خودش قرار داد خلیفه به صفات او میشود. یعنی جامعیت پیدا میکند. یعنی ظرفش چنان وسیع میشود که همه اشداد وجودیه، همه اسماء حتی اسماء متقابل درش شدت میگیره. اشداء علی الكفار رحماء بينهم. این دو اسماء متقابلن.
در وجود ثعی این ایجاد میشود نه در هر وجودی. وسعت وجود میخواد. ضیق وجود نمیتونه این را بردارد. بعد من اکنون تازه این همه حرف زدن در خصوص رحمت یک چیزکی گفتم رضوانش موند. حففته بالرحمة والرضوان. بالاترین درجه بهشته. هرکسی رو آنجا راه نمیدن. بهشت یک روایت داریم بهشت اهل بیته. بهشت آن نزدیک شیعیان، محبین نه، شیعیان اهل بیته مثل سلمان و اباذر. ای کاش ما هم برسیمن به آن جاها. رضوان یعنی رضایت خدا. چگونه اینجا خودش رو نشون میده؟ از آن طرف شدت رحمت، کار برای تو تسهیل میشود، آسون میشود.
تو به عملیات بندگی میفتی، رضوان حاصل میشود. خدا به زود، خیلی زود از تو راضی میشود. با یک عمل کوچیک از تو راضی میشود. یعنی اعمال کوچیک را هم در این ماه نباید کوچیک شمرد. این خودشو یک دستور عمل نیست به نظر شما؟ هر عمله حتی یک سلام. یعنی خدا ازت راضی میشود. یک پیرزن دارد بار میآید دستش بگیر برسون در منزلش خدا از تو راضی میشود. خدا رحمت کنه حضرت استاد فاطمی نیا رو روحش شاد. میفرمود آقا حتی اگر نماز شب پا نشدی حتی پا شدی، دیدی کشش نداری فیزیک بدنت اجازه نمیدهد.
پیوند با معارف
اینها نباید البته ما تنبل بار بیاره اما بالاخره میخواهم بگویم که تو این چه اتفاقی میافتد تو این ماه مثال دارم میزنم. فرمودندد که از لسان ایشون دارم به شما . انگار ایشون از قبر بیرون آمده از اعلا اعلا عالم برزخ دارد به شما رزق میدهد حضرت آقای فاطمی نیا. آقا پا شدی دیدی حس نداری، حال نداری چکار کنم؟ همان تو تو وقت خواب بگو یا ارحم الراحمین. ایشون فرمودندد که به شما ثواب نماز شب میدن. بیست دقیقه تموم شد. ما تو مقدمه بودیم بیست دقیقه تموم شد. چیرو خواستیم عرض کنیم؟ ممنونم که گفتید.
دوست ندارم اطاله سخن کنم. یک بار دیگر بخونم که ما اصلا چی رو میخواستیم بگوییم. بعد حدود هشت تا نکتهست که ذیل این باید بگوییم جلسات بعد انشاءالله. من فکر میکردم هشت تاشو امشب بگوییم. واعلم ان ال فردا شب انشاءالله. واعلم ان العامه من علماها من علماء هذه الطائفة والمشيرين الى هذه الطريقة اتفقوا على ان النهايات، این را میخواهیم بگوییم، ان النهايات لا تصح الا بتصحيح البدايات. یعنی آن نهایات، آن گردنهها، کتلها به قول حضرت استاد.
آن کمال شدن، کامل شدن، آن درجات عالیک کامل نمیشود، تصحیح نمیشود. اصلا نمیشود به آنجا برسی. لا تصح الا بتصحيح البدايات. مگر این مقامات ابتدایی درست بشود. بعد من فکر میکنم آخرشم هنوز تو این ابتداییات موندم. این منازل صدتاست هر کدوم سه رتبه دارد سیصد منزل. با یک لطائف الحیلی میشود اثبات کرد هزار منزله بلکه هزار و یک منزله. ما وقتش میگوییم اکنون وقت نداریم اکنون که وقتمون تموم شده. میگوید آقا حواست باشد تا تصحیح نکنی منازل ابتدایی رو تو این صد منزل، به آن انتهایا نمیرسی.
ادامهٔ برهان
دیگر خود خودت رو گول نزن. از اینجا بحث ما شروع شد که این همه حاشیک رفتیم. اکنون مثلا منزل اول چیست مگه؟ بیداری تو کامل شده؟ پس چرا نماز شبت میخوابی؟ تا هنوز متنبه نشدی. تصحیح باید بکنی اینو. من انسان تائبی هستم. من توبه کردم دیگر متلواب گرد گناه نمیچرخم. آیا توبه مدارج ندارد؟ کدوم رتبه از توبه رو گرفتی؟ هفت تا شرط گذاشته مولا برای توبه. مگه هرکس داشت استغفار میکرد فرمود سکلت کام ما. مولا فرمود مادرت به عزات بنشینه. داشت استغفار میکرد مگه حرف بدی میزد؟ فرمود این چه وضع توبه کردنه؟
اس-استغفرالله استغفرالله. این توبه نیست که. مسخره کردی خودتو. یعنی من استغفار نکنم؟ چرا بکن اما با شروطش. با آدابش، با حقیقت توبه. توبهای که عنابه دارد. نوب زنبور عسل وقتی بر میگردد به کندو خودش میگویند بعد آنجا سربازا زنبوره، زنبورهای سرباز جلوی در وایسادن بوش میکنندد، بو میکنندد. حدیث داریم که شیعتي كالنحل. شیعه ما مثل زنبور عسله. بو میکند خودشو. رایحه داریم هر کدوم از ما. اولیای خدا چگونه ما رو میفهمند حال ما رو؟ یک بخشش بو کردند ماست.
مثلا رایحه ما به مشامشون خوش آمد میگویند آدم خوبیه. اگر بد آمد تلخ آمد میگویند آدم بدیه. بوی خودت رو استشمام کن. بعد آنجا سربازا بو میکنندد. اگر این زنبوری که برگشته نوب عنابه برگشته به کندو اگر آن شیرهای که برداشته سمی باشد یا درد نخور باشد همونجا مثل یک حالت قیچی طوری دارندد همونجا نصفش میکنندد. برو بغل کندو زنبور عسل نگاه کن من دیدم. کلی زنبور نصف شده افتاده یا مرده. همونجا میمیرود. میکشنش نمیذارند وارد بشود. ما فکر کردیم بیا آقا هر بیسر و پای هستی بیا. خونه، خونه کرمه.
شهادت حال اولیا
بشوید سر سفره مرتضی علی کیف کن. بله همه رو دعوت کردند بیا. اما هرکسی رو بار نمیدن سر سفره بشویده که. اگر پرده بیفتد عذرخواهی میکنم. یعنی تو کل این صد نفر دویست نفر آدم چقدر هستیم اینجا نشستیم خانم و آقا، یک نفر و نصفی مون به مولا توجه ویژه و اصن منتظرش بوده. اصن به خاطر تو من میام یا زهرا. شاید یک نفر و نصفی. بقیک مون رو دارم تحمل میکنم. بعد توهم میزنم که من کامل شدم. من این مسیر رو رد کردم. دیگر باید برم سراغ آن درجات عالیه. من مخلصم اکنون باید زحمت بکشم مخلص بشم.
همان از روزی که پردهها بیفتد "یا مد طبل السرائر" این سریرتها سرائر هم میگوید جمع میبندد. چقدر باطن تو در توایم ما. چهل سال با یکی زندگی میکنی، رفیقت رفیق سی سالته. تو سی سال از او بدی ندیدی. بعد سی سال یک دفعه یک توزردی از او میبینی. باورم نمیشود تو صب کنین تا لحظه مرگمون، تا آن نفس آخر خودمان رو به خودمان نشون میدن که نباید ادعا نکنیم. آنقدر پا بیفتد این امتحانات و ابتلاءات "لا تقربلن، لا تقربلن، لا تقربلن" سه مرتبه مولا فرمود قطعاً، قطعاً، قطعاً غربال میشید.
این آشوبها، این اغتشاشها، این ناملایمات اجتماعی. اینها همش غرباله. مگه کم کسی میخواد بیاید؟ آخرین یادگار حضرت صدیقه شهیده میخواد بیاید. سر سر نظام هستی میخواد بیاید. برخی گفتند "والسر المستضعفین" در صلوات علل الزهرا امام عصره. اینگونه از او یاد شده. حق نداری اسمش رو ببری. باید بگی میم، خا، میم، دال. حق نداری اسم ببری. ابن العسکری سر سر نظام هستیه. خدا غیوره و غیرتش رو ذخیره امام عصر کرده. کم کسی نمیخواد بیاید. هر بیسر و پای مثل من نمیتواند یار آقا باشد.
مسیر سلوک
لذا ابتلاءات هرچی میرید تو رو جلوتر سنگینتر میشود، سختتر میشود. من ضمیر شما رو چه ؟ عطش وجودی شما رو میبینم . کسی طرف ماست، کسی مقابل ماست، کسی حریف ماست که اسم اعظم دارد. کسی حریف ماست که گفتم بعد از امام زمان در هر عصری آن عالمترین شخصه. شیطان رو میگویم. میگردد، میگردد، میگردد یک نقطه ضعف ازت پیدا کنه سر همان زمینت بزنه. یکی نقطه ضعفش غضبشود. من امشب دیگر قول میدم هرگز عصبانی نشم. میبیند، میشوندود، رصد میکند.
میخواهی عصبانی نشی، چنان میآید سراغت جایی که صد درصد قسم از تعبد فضل خورده بودی که مطلقاً دیگر عصبانی نمیشی، چنان عصبانیت کنه به همت بریزه. همه ایمانتو میسوزوند. یکی از طریق شهوت. آقا صیغه است دیگر حلاله. واقعاً هم حلاله. مگه میشود حرام پیغمبر رو حلالش رو جابجا، جابجا کرد مگه؟ شهوت نقطه ضعفشه. از همان راه میآید سراغش. اکنون به انواع مختلف . اکنون من اینجا لالم حرف نزنم. یکی هم از طریق ثروت. یکی هم از طریق منصب، جایگاه، معروفیت، مشهوریت. آقا خوب و بد و خیر و شرش در جهنمه.
نکته آخر ما رو ، حواسم باشد خودم. خودم از همه شما بیچارهتر و محتاجترم. آن نقطه ضعف رو بپاییم. سر بزنگاه میآید سراغمون. سر گردنه هم میآید سراغمون. یک وقتی ولمون میکند ما مغرور میشیم فکر میکنیم تا تهش رفتیم. میدانی کی میآید برای چنین کسی؟ میتواند تمثلات بیاره برای تو. هرچی بخواد میتواند برات تمثل بیاره. اما تو میبینی دور و برته. این، این هست، آن هست، چی هست. ثروتتو برات میآورد. دخترکان زیبارو حوریهای بهشتی برات تمثل میآورد. بل بل بل میگوید این را میخواهی؟
جمعبندی عملی
شهادتین رو با لسان جاری نکن. مقام و منصب بهت وعده میدهد. من به تو قول میدم مدیر کل و مدیر عاملت چی و اینها بشی. سه تا مدیر کل به بنده پیشنهاد دادند تو صدا و سیما هر سه رو پس زدم. نه برای تهذیب نفسم. بچهها گفتند بچه حزباللهیهای سازمان به من گفتند تو الاقی، تو خری. جسارت میکنم ببخشید. همه دست پا دارندد میشکنن برای این مسئولیت. آن یکی گفت دو برابر میشود. چی میشود، چی میشود. گفتم من تخصص این سه تا مسئولیتی که میخواستند بهم بدن رو نداشتم. خیانته اگر بگیرم.
اگر داشتم جا نماز آب نمیکشم، میگرفتم. از همین راه میان. مداحه میگوید چنان معروفت کنم. سخنران میگوید چنان بلند و برجستت کنم. دنبال عزت اجتماعیه، چنان به او میدم. خلاصه نقطه ضعفو یعنی یک طوری میآیند سراغت. فرقی نمیکند زن و مرد. ما بحث مثلاً شهوت رو مطرح کردیم گفتیم صیغه. یک وقت خانوما فکر نکنن آنها در معرض این نیستن. احتمالاً خانوما بیشتر هستندد. و اکنون میگویم من زبانم لاله اینجا حرف بزنم. یک چند دقیقه بیشتر صحبت کنم آقا مهدی ببخشید چون نبض قصه بود، نبض بحث بود.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. از فاضل محترم در جلسه هستندد عذرخواهی میکنم. والحمد لله رب العالمين. الله صل على محمد و آل.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.