د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶
دارای متن همگام
آغاز سخن
منازل السائرین6
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۷:۵۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۱ سرفصل
## آغاز سخن
۰:۰۰
## طرح مسأله
۳:۰۹
## گشایش معنا
۶:۱۴
## بیان روایت
۹:۱۸
## دقت در واژهها
۱۰:۰۹
## جریان بحث
۱۷:۲۴
## لایهٔ باطنی
۲۰:۲۹
## ثمره در عمل
۲۲:۴۹
## پیوند با معارف
۲۳:۱۰
## مسیر سلوک
۳۳:۰۶
## جمعبندی عملی
۳۶:۰۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایکا نعبد وایکا نستعین.
الحمدلله على کل نعمه واسأل الله من فضله.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا داعی الله
وربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
هدی به پیشگاه حضرت حجت
ارواحهم فد-- سبا و فدا ان شا الله هر کجا تشریف دارند
حضرتش حالشون خوب باشه در این ایام پر از نور و سرور و رحمت
و رضوان دعاگوی ما باشن.
خدا به برکت این ایام گره از
امر فرج آقامون باز کنه.
رهبر عزیزمون رو تا قیام حضرت سایهش رو سر ما به عافیت و عزت نگه داره
و شر اشراف داخلی و خارجی رو به خودشون برگردونه صلواتی خط بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل
محمد و عجل فرج.
از صاحب این بیرق اجازه می خوام که
چند لحظه ای وقت شما رو بگیرم از عزیزان دلم اهل علم، فضلاء محترم که در جلسه امروز خواهی می کنند
در یک همچین شبی یه بی سوادی مثل من نباید
سخن بگه. چه عرض کنیم؟
این هم از غربت اسلام.
فکر می کنم بیست دقیقه ای از وقت باقی مونده باشه وقت بگیرید.
بیست دقیقه من بگید لطفا
که ما زیاده روی نکنیم.
ما در بحث منازل الصائرین بودیم.
عرض کردیم که این رساله شریف
به سه قسمت تقسیم میشه.
ابتدا برای مبتدیین است بعد متوسطین بعد
اونهایی که به آخر راه میرسن
و کمال میشن.
ان شا الله که ما هم به اونجا برسیم.
نکته بعدی که در همین خصوص مهمه هممون بدونیم تا قبل از اینکه ورود به متن رساله شریف کنیم،
حضرت خواجه می فرمایند که "واعلم
ان العامه من علما"
کدوم علما؟ "علماء هذه الطائفه"
اونهایی که مال همین مسیرن مال مسیر خودسازین
نه هر عالمی "و المشیرین الى هذه الطریقه" اونهایی که
امر ارشاد رو در این راه،
این راه پر فراز و نشیب
دست دارن، پرچمدارن به یک معنا.
"اتفقوا على"
همشون متفقن بر یک چیزی.
اون چیه؟ این خیلی به درد من و شما میخوره رفقا.
"على
ان النهايات لا تصح الا بتصحیح البدایات".
یعنی چی؟ خیلی موقعها میشه که ما گمان میکنیم که دیگه رفتیم تا آخر راه.
یه وهمی، توهمی به ما دست میده.
قوه خیال هم که بازیگری در میاره.
مداعبات نفس به جهت اینکه ما استاد ندیدیم
و باری به هر جهت ج--
جسارت میکنم بزرگ شدیم،
تحت برنامه نبودیم،
توهم میزنیم که ما آخر راهیم.
میشنویم که سحرخیزی چقدر
فضیلت داره. صوم
و خصوصا روزه داری در این ایام چقدر فسی-- فضیلت داره.
نگهداشت حد هر چیزی که بهش میگن ادب.
ادیب کسیه که حد هر چیزی رو نگاه میداره.
نگاهداشت هر حد هر چیزی رو.
مثلا یک خطاط وقتی داره
سیر میده و دور میده این
حروف رو تا به زیبایی رو خط بنویسه، وقتی حد
کلمات رو نگه میداره که
خط زیبا بشه در خط نویسیش ادب رو رعایت کرده.
ادیب کسیه که در سخن گفتن
مؤدبه. نگاهداشت حد سخن رو رعایت می کنه.
اینها رو می شنویم حرف های خیلی خوب می زنیم.
ادیبانه سخن میگیم، قلم میزنیم.
بعد گمان می کنیم که دیگه تا آخر راه رو رفتیم.
خدا نکنه مثل منم چهار تا اصطلاح فلسفی و عرفانی حفظ کنیم
و مأنوس بشیم با اصطلاحات و مفاهیمات
بی خبر از اون باطن
حقایق، بی خبر از حکمت.
به جهت برکت این سفره لطفی به ما کردن،
یه چهار تا کلام هم یادمون دادن دیگه غوره نشده مویز میشیم.
خیلی از ما اینجوری هستیم و لو خود ندانیم.
لذا به اهل علم، به اهل سیر و سلوک،
به آدمهایی که کن فی الناس ولا تکن معهم در مردماند اما با مردم نیستند با نگاه حقارت نگاه میکنیم.
کسی که به سمت دنیا نرفته از دنیا چیزی برای خودش جمع نکرده،
هرچی داره در درونشه چشیده، رسیده.
این نیست که بگی چهار تا اصطلاح
و الفاظ حفظ کرده باشه و دارا باشه.
از دنیا هم چیزی نداره.
اما در درون یک عارف
به الله. چون از دنیا خالیه از اسم و رسم و منصب در دنیا خالیه.
ببخشید عذرخواهی میکنم مرید نداره.
هنوز آقاجون نشده.
بلا قربانگو و دستبوسی براش نمیشه.
اینو ما آدم حسابش نمیکنیم یا دور و برش آدم کمه.
اتفاقا بلعکسه تو این مسیر.
خیلی از ما اجازه بدید مقدار تو این نکته بیشتر صحبت کنم.
خیلی از ما دچار توهمیم.
اگر به واقع بیفتیم دست یک استاد کارآزموده
و استاد فن زبان بلد،
اساتید فن ما رو زیر و رو کنن،
تازه متوجه میشیم که چقدر خامیم.
اما خودمون رو در نهایت میبینیم.
مثل اینکه خیلیا امشب مدعی میشن که امشب مال ماست.
شما مگه کی هستی که میگی امشب مال ماست؟
امشب مال کائناته.
امشب ملک یعنی ملکوت به ملک نزدیک میشه.
اشتباهه است بگیم ملک به ملکوت.
چون هندسهش عرض کردیم نفحه،
بارقه، جذبه، اینها،
اعلام، القا، الهام، ایحاء همه هندسهش بالا به پایینه.
شعبان الذي حففته
برحمة و رضوان.
اولا چرا شعبان؟ چون
فرمودن در این ماه
روزیه، روزی اهل ایمان و مؤمنین که ولایت امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام رو ملتزم هستن
شعبه شعبه بهشون میرسه.
یعنی هرکی یه روزی داره نسبت به اینکه به درخت طوبی چگونه چنگ زده
اون رزقش رو از درخت طوبی که در منزل امیرالمؤمنین واقع شده میگیره.
چه سهمی از ولایت داری؟
بفرمایید. ولایت هم که قبلاً تعریف شد.
ولی ای قرب یا قرب ای ولی.
قربت بود ولایت.
ولایت بود تلبس به اسماء الله.
چند تا اسم خدا و به چه وزنی در ما پیاده شده؟
شوخی بردار نیست. حفظ زیادت نیست که آقا
تو بیا بگو ببینم عکرم بر وزن افعل از چه صیغه ایه؟
صیغهش رو صرف کن. تو چه بابیه؟
این حرفا چیه؟ چقدر در تو این کرم پیاده شده؟
وارد شهر مدینه میشدم میپرسیدم کریمترین شخص این م--
شهر کیه؟ همه
منزل حسین بن علی رو نشون میدادن.
امشب بگن، میگن امشب مال منه.
چقدر کرم داری؟ در تو چقدر پیاده شده این اسم؟
شعبه شعبه از درخت طوبی.
اینم سره. یعنی از ولایت.
انبیا هم هر مقدار درجه گرفتن چرا بعضیاشون فقط نبوت
یک ده رو به دست داشتن.
بعضیا فقط قبیله خودشون رو نبی بودن.
بعضیا یه شهر و بعضیا یه کشور و بعضیا هم جهانی.
اولی الاصل. چرا؟
این اختلافات به چه جهته؟
به جهت میزان پذیرش ولایت امیرالمؤمنین.
یعنی چند تا اسم و چقدر در او پیاده شده.
حضرت نوح بیست و پنج تا اسم درش پیاده شده.
در من و شما چند تا اسم پیاده شده؟
این همه ادعا دارم من.
بیست و پنج تا اسم شده حضرت نوح؟
بله. تمامش کجاست؟
فقط تو چهارده تا همش پیاده شده.
لذا معتقدیم فقط چهارده تا ربشون الله.
ان الى ربک المنتهى و ان الى ربک الرجع.
همه رجعتشون به سمت اون رب پیغمبره که الله.
مرتبه الوهیت و لاهوت که مافوق جبروت بود دیگه هندسهش رو بحث کردیم.
چند تا در من پیاده شده؟ پیاده شده.
وقت بخشش معلوم میشه.
وقت فهم حقایق معلوم میشه، نه حفظ.
اگرچه از چارهای نیست در مشرب حضرت استاد،
ایشون به شدت قائلاند به ورزش فکری
با فلسفه و عرفان
و قائلاند اصلا کسی که ورزش فکری با معارف و حقایق نمیکنه بیخود میگه من سالکم.
این یه روزی از راه به در میره.
اصلا چارهای نیست. سر خودمون رو کلاه نگذاریم.
اینجا بودیم. شعبان الذي.
چرا شعبان؟ روزی همه تو این ماه داره میرسه.
خب آخر این ماه که شد
چون ماه شعبان میدونید آخر سال میشه.
هرکسی یه آخر سال و اول سالی داره.
کاسبها یه آخر سال و اول سالی دارن.
محصلین یه طور، هرکی یه طور.
سالکین الی الله هم آخر سالشون شعبانه،
اول سالشون ماه مبارک رمضانه.
آخر سال میشینن حساب کتاب میکنن، سود و زیانشون رو بررسی میکنن.
تو این ماه وقتشه. لذا فرمود
رزقشون رو این ماه میگیرن یعنی معلوم میشه
که از لیلة القدر سال قبل تا الان به چی رسیدن،
چی هستن اصلاً. جزا هم که
نفس عمل بود. این نبود که یه ثوابی رو بیان مثل یه کادو پیچیده شده به شما تقدیم کنن.
این نیست. ثواب اثر عمل در نفس شما بود از جهت فلسفی.
یعنی شما الان چگونهای؟
این کتاب وجود خودت رو چگونه قلم زدی؟
چگونه نوشتی؟ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ.
سطر، سطر وجود خودت رو
چگونه قلم زدی؟ حالا اقْرَأْ كِتَابَكَ.
حالا کتاب خودت رو بخون. كَفىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا.
خودتم کافیای که حسابرسی کنی.
چرا خودت کافیای؟ هیچ ملکی نیاز نیست.
اون دقت نظر در حسابرسی حضرت حقه
و الا خودت کافیای. چرا؟
چون خودت رو قراره بخونی.
خودت اصلاً بهشت و جهنم در خودته.
اگر عقرب و رتل و
کجدم و نیش و این چیزا هست همش در خودته.
مثل اینکه خواب میبینی هرچی میبینی مطلقاً انشائات نفس ناطقهی خودته.
چه-چگونه است که یکی خواب میبینه میخواد فرار کنه از خوابش؟
یه شیر و پلنگ دنبالش کرده
از ترس الفرار حالا دو-دنبال اینه که یکی نجاتش بده.
اون جهنم همون یه رشهای از جهنمه.
تو خودشه بیرون از اون که خبری نیست که.
رفته خواب گرم و نرم و همه نگاه میکنن میگن جهنم چیه؟
چه حالی خوبی داره. بهشتی هم همینطوره.
خودش میشه بهشت. درخت اون
شجرهی بهشت اشجار و انهار در خودش جاریاند.
خودش در سایه درخت وجود خودش میآرامه.
از میوهی درخت خودش میخوره.
جزا نفس عمله.
الان اگر کسی این رو متوجه بشه میفهمه کیه، چیه و چه کارهست.
همین الان قیامت عارف
قیام کرده. میبینه خودش رو میچشه.
بل الإنسان على نفسه بصيرة.
خودش میدونه کجاست و چه کارهست.
هیچکس نمیتونه سرش رو کلاه بگذاره.
اگر کسی بیاد دستش رو ببوسه، خاک پاش بشه،
بگه شما امام ماای، پیغمبر ماای،
تو خدای علم و تقوا و فض-- این
اصلاً تأثیری درش نمیکنه چون عارف به خودشه.
میدونه کجاست، چه کارهست.
خودش کتاب وجودی خودش رو
خوب خونده. گول هیچکسو نمیخوره.
کسی هم فحشش بده، اهانت کنه، جسارت کنه باز هم
تأثیری درش نمیکنه. مثل کوه محکم و استوار.
چرا؟ چون خودش رو میشناسه.
بل الإنسان على نفسه بصيرة.
عارف به خودش شده. ولی ما عموماً اینطوری نیستیم.
هی گفتن که حاج آقا برای
رجب دستورالعمل داد برای شعبان چرا نمیده؟
خب این چه دستورالعملی میخوای بالاتر از این؟
آخر سالته بسم الله.
تو این ماه بشین حسابرسی کن
که از ماه رمضان میخوای شروع کنی سال جدید رو.
علت اینکه ما شبهای قدر
سفرهدار هیت رو معرفی میکردیم
این بود که سال جدید میرسید دیگه برای سالک.
این یک دستورالعمل. بشین حساب کتاب کن کجای کاری؟
چه کارهای؟ چی شدی؟
چه کار کردی با خودت؟ یه ذره خلوت کن.
حَفَفْتَهُ بِرَحْمَتِهِ وَرِضْوَانِ.
شوخی نیست. این ماه تازه خدا آسون گرفته.
پر کرده این ماه رو
از رحمت و رضوان خودش.
حالا این رحمت خودش سه قسمه.
معمولاً رحمت رو دو قسم میکنن.
ما از این اون میشنویم معمولاً برای ما دو قسم رحمت رو بیان میکنن.
اما براتون برای عرضم
یه دلیل بیارم اگر پیداش کنم از حضرت آیت الله پهلوانی.
بله الحمدالله. که
میفرماید رحمت الهی سه گونه است:
رحمت عام که همه موجودات اعم از مادی و مجردات و جن و انس
به آن ظهور یافتند و به آن ادامه بقا میدهند و به آن متلبس هستند.
به گونهای که اگر با دقت توجه کنیم ذرهذره جهان را به لباس رحمت پوشیده خواهیم دید.
يا مَنْ سبقت رحمته غضبه.
اللهم إني أسألك برحمتك التي وسعت كل شيء
إن رحمتي... چرا؟
راسعه. این رحمت عامه.
ازش به رحمت تکوینی هم یاد میشه.
یعنی این رحمت هم در ماه شعبان زیاد میشه
به نظر شما رحمت عام هم زیاد میشه یا رحمت خاص و خواص زیاد میشه؟
بله منتها
کمتر برای ما گفته شده.
چگونه است که رحمت عام در ماه شعبان زیاد میشه؟
یک وجهش اینه چون آبشار
شدت ریزشش، آبشار رو بگیر انسان کامل، انسان جامع، برزخ جامع،
کائن جامع، اسم اعظم
که جامعیت داره و همه اسماء درش پیاده شده
و فیض از او به همه میرسه.
وقتی این فياز علی الاطلاق فیضان فیضش شدت میگیره خب این فیض کجا باید بریزه؟
مثل شب قدر که تنزل الملائکه و الروح فرمود با این سوره با دشمنان ما مهاجره کنید.
کجا تنزل؟ به کی تنزل؟
همه ملائکه به اتفاق روح به کی؟
پس پیداست یک انسانی جامعیت داره که همه ملائکه به او نازل شوند.
پس پیداست که انسان کامل در هر ع--
در هر عصری به بدن اون سری باید باشه.
یعنی جاعل، جعل نه.
جاعل. اسم فاعل.
ان فأن جعل خلیفه میکنه.
جاعل في الارض خليفه.
همونطور آبشار فیض وقتی شدت میگیره به چی باید جاری بشه؟
وقتی فیض عام رحمت عام
اسم الرحمن که رب کدوم مرتبه بود دوستان؟
رب عقل اول، جبروت.
شما بله رب جبروت
رب عالم امیرالمؤمنین الرحمن.
این وقتی شدت بگیره پس قاعدتا باید اخذ فیض توسط کائنات هم
از آبشار بیشتر بشه.
یعنی چی؟ مثال همه فهمش این میشه:
ذکر و تسبیح اشیا شدت میگیره.
یعنی اگر کسی سعی میکرد
بشنوه تسبیح اشیا رو پیش از ماه شعبان
سختش بود. نمیتونست به ندرت
گوشش میشن-- میشنید صدای تسبيح که يسبح لله ما في السماوات وما في الارض.
تو این ماه شعبان
راحتتر میشه شنید.
چرا؟ چون شدت میگیره. .
وقتی فیض فیضان فیض زیاد شد تو رحمت عام دارم میگم حتی خود شما هم این چنینید.
رحمت عام به شما نازل میشه
یعنی تکوینا بدن و روح شما اشتباه نکنید
و نفس شما که برزخ بین بدن و روح شماست
آمادهتره برای اخذ فیض.
این رحمت عامه.
اشتباه نکنید. بعد من تو این ماه حالم بهتر میشه.
نماز شب راحتتر پا میشم.
شوقم به عبادات گل میکنه.
اشتیاق و انبساط و بهجت و سرور پیدا میکنم به قول شیخ رئیس در مقامات العارفینش
یا قبل از اون بهج-- مقام بهجت و سرور رو بیان میکنه
در اشاراتش زیاد میشه.
فکر میکنم که در من خبریه.
مثلا من کسی شدم. نه، نه آقا.
حففته بالرحمه. رحمة پر شده از رحمت.
عالم معذرت میخوام حیوان هم شدت
رحمت به او صورت گرفته.
این ریزه کاریها رو کمتر به ما گفتن.
بگذریم. دو، رحمت خاص
توفیقیست که حضرت حق به جن و انس و ملائکه بلکه به همه ذرات هستی عطا فرموده است
تا هر موجود و هر ذرهای به حساب اقتضای وجودی و بر وفق تکوین خود
در پیشگاه حضرت حق تسبیح و تحمید داشته باشد.
این دیگه خاص میشه. یعنی هر ذکری رو به هر کسی اجازه نمیدن.
ملائک فقط میتونن بگن سبح هن قدوس ربنا و رب الملائکه و الروح.
ملائکه ه-- نمیتونن از کاری که شما به راحتی میگید اونا بگن.
اونا نمیتونن بگن یا هو یا ملا هو الا هو.
تو فقط اجازه داری بگی. قدر خودت رو نمیدونی.
اینج-- اینجا تو این ماه برای اونها هم خاص میشه.
این رحمت، این رحم-- این رحمت خاص میگیرن.
توجه کردید؟ اما رحمت
اخص که همان نائل گردیدن عاملین به رحمت خاص
به مقام خلافت و مخلصیت و عبودیت واقعی است.
پردهها براشون میفته. مخلص دیگه نیستن، مخلص میشن
و به خلافت میرسن.
خلیفه میشن. خلیفه
به صفات مستخلف عنه دیگه.
کی اون رو خلیفه خودش قرار داد خلیفه به صفات او میشه.
یعنی جامعیت پیدا میکنه.
یعنی ظرفش چنان وسیع میشه
که همه اشداد وجودیه، همه اسماء حتی اسماء متقابل درش
شدت میگیره. اشداء علی الكفار رحماء بينهم.
این دو اسماء متقابلن.
در وجود ثعی این ایجاد میشه نه در هر
وجودی. وسعت وجود میخواد.
ضیق وجود نمیتونه اینو برداره.
بعد من الان تازه این همه حرف زدن در خصوص رحمت یه چیزکی گفتم رضوانش موند.
حففته بالرحمة والرضوان.
رضوان چیه؟ بالاترین درجه بهشته.
هرکسی رو اونجا راه نمیدن. بهشت یه روایت داریم بهشت اهل بیته.
بهشت محب-- اون نزدیک شیعیان، محبین نه، شیعیان اهل بیته
مثل سلمان و اباذر. ای کاش ما هم برسیمن به اون جاها.
رضوان یعنی رضایت خدا.
چگونه اینجا خودش رو نشون میده؟
از اون طرف شدت رحمت، کار برای تو تسهیل میشه، آسون میشه.
تو به عملیات بندگی میفتی،
رضوان حاصل میشه. یعنی چی؟
خدا به زود، خیلی زود از تو راضی میشه.
با یه عمل کوچیک از تو راضی میشه.
یعنی اعمال کوچیک را هم در این ماه نباید کوچیک شمرد.
این خودشو یه دستور عمل نیست به نظر شما؟
هر عمله حتی یه سلام. به بچه سلام کن.
یعنی خدا ازت راضی میشه. یه پیرزن داره بار میاد دستش بگیر برسون در منزلش خدا از تو راضی میشه.
خدا رحمت کنه حضرت استاد فاطمی نیا رو روحش شاد.
میفرمود آقا حتی اگر نماز شب پا نشدی حتی پا شدی،
دیدی کشش نداری فیزیک بدنت اجازه نمیده.
اینا نباید البته ما تنبل بار بیاره
اما بالاخره میخوام بگم که تو این
چه اتفاقی میفته تو این ماه مثال دارم میزنم.
فرمودن که از لسان ایشون دارم به شما عرض میکنم.
انگار ایشون از قبر بیرون اومده از اعلا اعلا عالم
برزخ داره به شما رزق میده حضرت آقای فاطمی نیا.
آقا پا شدی دیدی حس نداری،
حال نداری چکار کنم؟ همون تو تو وقت خواب بگو یا ارحم الراحمین.
ایشون فرمودن که به شما ثواب نماز شب میدن.
چه خدایی. بیست دقیقه تموم شد.
خب الحمد لله. ما تو مقدمه بودیم بیست دقیقه تموم شد.
چیرو خواستیم عرض کنیم؟ جمعبندی کنم.
ممنونم که گفتید. دوست ندارم اطاله سخن کنم.
یه بار دیگه بخونم که ما اصلا چی رو میخواستیم بگیم.
بعد حدود هشت تا
نکتهست که ذیل این باید بگیم جلسات بعد انشاالله.
من فکر میکردم هشت تاشو امشب بگیم.
واعلم ان ال فردا شب انشاالله.
واعلم ان العامه من علماها
من علماء هذه الطائفة والمشيرين الى هذه الطريقة اتفقوا على ان النهايات، اینو میخوایم بگیم،
ان النهايات لا تصح الا بتصحيح البدايات.
یعنی اون نهایات،
اون گردنهها، کتلها به قول حضرت استاد.
اون کمال شدن، کامل شدن،
اون درجات عالیه کامل نمیشه، تصحیح نمیشه.
اصلا نمیشه به اونجا برسی.
الا به چی؟ لا تصح الا بتصحيح البدايات.
مگر این مقامات ابتدایی درست بشه.
بعد من فکر میکنم آخرشم هنوز تو این ابتداییات موندم.
این منازل صدتاست هر کدوم سه رتبه داره سیصد منزل.
با یه لطائف الحیلی میشه اثبات کرد هزار منزله بلکه هزار و یک منزله.
ما وقتش میگیم الان وقت نداریم الان که وقتمون تموم شده.
خب دقت بفرمایید چی عرض میکنم.
میگه آقا حواست باشه تا تصحیح نکنی منازل ابتدایی رو تو این صد منزل،
به اون انتهایا نمیرسی. دیگه خود خودت رو گول نزن.
از اینجا بحث ما شروع شد که این همه حاشیه رفتیم.
حالا مثلا منزل اول چیه مگه؟
یغظه بیداری. من بیدار شدم.
عجب! خب بیداری تو کامل شده؟
کاملا بیداری؟ پس چرا نماز شبت میخوابی؟
تا هنوز متنبه نشدی. تصحیح باید بکنی اینو.
منزل دوم چیه؟ توبه.
من انسان تائبی هستم.
من توبه کردم دیگه متلواب گرد گناه نمیچرخم.
آیا توبه مدارج نداره؟
درجه نداره؟ رتبه نداره؟
مراتب نداره؟ کدوم رتبه از توبه رو گرفتی؟
هفت تا شرط گذاشته مولا برای
توبه. مگه هرکس داشت استغفار میکرد فرمود سکلت کام ما.
مولا فرمود مادرت به عزات بنشینه.
داشت استغفار میکرد مگه حرف بدی میزد؟
فرمود این چه وضع توبه کردنه؟
اس-استغفرالله استغفرالله.
این توبه نیست که. مسخره کردی خودتو.
عجب! یعنی من استغفار نکنم؟
چرا بکن اما با شروطش.
با آدابش، با حقیقت
توبه. توبهای که عنابه داره.
نوب زنبور عسل وقتی بر میگرده به کندو خودش میگن
بعد اونجا سربازا زنبوره، زنبورهای سرباز جلوی در وایسادن بوش میکنن، بو میکنن.
حدیث داریم که شیعتي كالنحل.
شیعه ما مثل زنبور عسله.
بو میکنه خودشو. رایحه داریم هر کدوم از ما.
اولیای خدا چگونه ما رو میفهمن حال ما رو؟
یه بخشش بو کردن ماست. مثلا رایحه ما به مشامشون خوش اومد میگن آدم خوبیه.
اگه بد اومد تلخ اومد میگن آدم بدیه.
یه بخشش اینه. بوی خودت رو استشمام کن.
بعد اونجا سربازا بو میکنن.
اگه این زنبوری که برگشته نوب عنابه
برگشته به کندو اگر
اون شیرهای که برداشته سمی باشه
یا درد نخور باشه همونجا مثل
یه حالت قیچی طوری دارن همونجا نصفش میکنن.
برو بغل کندو زنبور عسل نگاه کن من دیدم.
کلی زنبور نصف شده افتاده یا مرده.
همونجا میمیره. میکشنش نمیذارن وارد بشه.
ما فکر کردیم بیا آقا هر بیسر و پای هستی بیا.
خونه، خونه کرمه. بشین سر سفره مرتضی علی کیف کن.
حرفا چیه؟ بله همه رو دعوت کردن بیا.
اما هرکسی رو بار نمیدن سر سفره بشینه که.
اگه پرده بیفته عذرخواهی میکنم.
یعنی تو کل این صد نفر دویست نفر آدم چقدر هستیم اینجا نشستیم خانم و آقا،
یک نفر و نصفی مون به مولا توجه ویژه
و اصن منتظرش بوده. به به خوش آمد.
آمد. اصن به خاطر تو من میام یا زهرا.
شاید یک نفر و نصفی. بقیه مون رو دارم تحمل میکنم.
بعد توهم میزنم که من کامل شدم.
من این مسیر رو رد کردم.
دیگه باید برم سراغ اون درجات عالیه.
من مخلصم حالا باید زحمت بکشم مخلص بشم.
عجب. همان از روزی که
پردهها بیفته "یا مد طبل السرائر"
این سریرتها سرائر هم میگه جمع میبنده.
چقدر باطن تو در توایم ما.
چهل سال با یکی زندگی میکنی،
رفیقت رفیق سی سالته.
تو سی سال ازش بدی ندیدی.
بعد سی سال یه دفعه یه توزردی ازش میبینی.
باورم نمیشه تو صب کنین تا لحظه مرگمون، تا اون نفس آخر خودمون رو به خودمون نشون میدن که نباید ادعا نکنیم.
انقدر پا بیفته این امتحانات و ابتلاءات
"لا تقربلن، لا تقربلن، لا تقربلن"
سه مرتبه مولا فرمود قطعاً، قطعاً، قطعاً غربال میشید.
این آشوبها، این اغتشاشها، این
ناملایمات اجتماعی. اینا همش غرباله.
مگه کم کسی میخواد بیاد؟
آخرین یادگار حضرت صدیقه شهیده میخواد بیاد.
سر سر نظام هستی میخواد بیاد.
بعضیا گفتن "والسر المستضعفین"
در صلوات علل الزهرا امام عصره.
اینجوری ازش یاد شده. حق نداری اسمش رو ببری.
باید بگی میم، خا، میم، دال.
حق نداری اسم ببری. ابن العسکری سر سر نظام هستیه.
خدا غیوره و غیرتش رو ذخیره امام عصر کرده.
کم کسی نمیخواد بیاد.
هر بیسر و پای مثل من نمیتونه یار آقا باشه.
لذا ابتلاءات هرچی میرید تو رو جلوتر سنگینتر میشه، سختتر میشه.
من ضمیر شما رو
چه عرض کنم؟ عطش وجودی شما رو میبینم
. کسی طرف ماست،
کسی مقابل ماست، کسی حریف ماست
که اسم اعظم داره. تو داری؟
کسی حریف ماست که گفتم بعد از امام زمان در هر عصری اون عالمترین شخصه.
شیطان رو میگم. لعنت الله عليه.
میگرده، میگرده، میگرده
یک نقطه ضعف ازت پیدا کنه سر همون زمینت بزنه.
یکی نقطه ضعفش غضبشه.
ولت نمیکنه. من امشب دیگه قول میدم هرگز عصبانی نشم.
عجب! میبینه، میشنوه، رصد میکنه.
میخوای عصبانی نشی، چنان میاد سراغت
جایی که صد درصد قسم از تعبد فضل خورده بودی که مطلقاً دیگه عصبانی نمیشی، چنان عصبانیت کنه به همت بریزه.
همه ایمانتو میسوزونه.
یکی از طریق شهوت.
آقا صیغه است دیگه حلاله.
چه اشکالی داره؟ حلاله. واقعاً هم حلاله.
کی گفت حرامه؟ مگه میشه
حرام پیغمبر رو حلالش رو جابجا، جابجا کرد مگه؟
شهوت نقطه ضعفشه.
از همون راه میاد سراغش.
حالا به انواع مختلف .
حالا من اینجا لالم حرف نزنم.
یکی هم از طریق ثروت.
یکی هم از طریق منصب،
جایگاه، معروفیت، مشهوریت.
آقا خوب و بد و خیر و شرش در جهنمه.
در آتشه. حدیث داریم
. نکته آخر ما رو حواستون باشه، حواسم باشه خودم.
خودم از همه شما بیچارهتر و محتاجترم.
چی؟ اون نقطه ضعف رو بپاییم.
سر بزنگاه میاد سراغمون.
سر گردنه هم میاد سراغمون.
یه وقتی ولمون میکنه ما مغرور میشیم فکر میکنیم تا تهش رفتیم.
میدونی کی میاد برای همچین کسی؟
لب مرگ. نفس آخر.
اون لحظه میاد. دستش هم بازه.
میتونه تمثلات بیاره برای تو.
هرچی بخواد میتونه برات تمثل بیاره.
حقیقت نداره. اما تو میبینی دور و برته.
این، این هست، اون هست، چی هست.
ثروتتو برات میاره. دخترکان زیبارو حوریهای بهشتی برات تمثل میاره.
بل بل بل میگه اینو میخوای؟ شهادتین رو با لسان جاری نکن.
مقام و منصب بهت وعده میده.
من به تو قول میدم مدیر کل و مدیر عاملت چی و اینا بشی.
سه تا مدیر کل به بنده پیشنهاد دادن تو
صدا و سیما هر سه رو پس زدم.
نه برای تهذیب نفسم.
بچهها گفتن بچه حزباللهیهای سازمان به من گفتن تو الاقی، تو خری.
جسارت میکنم ببخشید. تو حالیت نیست.
همه دست پا دارن میشکنن برای این مسئولیت.
اون یکی گفت دو برابر میشه. چی میشه، چی میشه.
گفتم من س-- تخصص این
سه تا مسئولیتی که میخواستن بهم بدن رو نداشتم.
ندارم. خیانته اگه بگیرم.
تخصصشو ندارم. اگه داشتم جا نماز آب نمیکشم،
میگرفتم. از همین راه میان.
وعده بهت میدن. مداحه میگه چنان معروفت کنم.
سخنران میگه چنان بلند و برجستت کنم.
دنبال عزت اجتماعیه، چنان بهش میدم.
خلاصه زع-- نقطه ضعفو یعنی یه طوری میان سراغت.
فرقی نمیکنه زن و مرد. ما بحث
مثلاً شهوت رو مطرح کردیم گفتیم صیغه.
یه وقت خانوما فکر نکنن اونها در معرض این نیستن.
احتمالاً خانوما بیشتر هستن.
و الان میگم من زبانم لاله اینجا حرف بزنم.
یه چند دقیقه بیشتر صحبت کنم آقا مهدی ببخشید چون نبض قصه بود، نبض بحث بود.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
از عزیز دلم فاضل محترم در جلسه هستن عذرخواهی میکنم.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستید. اللهumma صل على محمد و آل.
جلسه قبل
جلسه بعد