یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمه و اسأل الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
[صدای بچه] نثار شهدای امروز که خونشون چقدر زود جوشیده که الحمد لله هنوز اشکی که ما در فراقشون نریختیم خشک نشده، خبر شادی زدن اسرائیل به گوش هممون رسید.
همه تو یه وجد خاصین.
علت اینم که ما، اون حرف رو برگردوندیم که گفتیم به حرمت شهدای امروز و خانوادههای داغدار دست نزنیم.
انقدر خبر شیرین بود از زدن تلاویو دیگه واقعا همه تو پوست خ- پوست خودمون نمیگنجیدیم.
لذا شادی رو با دست زدن مضاعف کردیم.
حتی یه بچه ع- علی اکبر سنی نداره.
یعنی هنوز سن تکلیف نرسیده.
الان تو گوشم اومد گفت علی اکبر یعقوبیان.
انقدر بچه گفت من تو آشپزخونه بودم.
ظاهرا بالا هم یه هیئتی هست.
نمیدونم صدای ما بهشون میرسه یا نه.
پای دیگ، دیدم بچهها دارن از رو موبایلشون اخبار رو پیگیری میکنن.
این بچهها، بچههای کوچولو، علی اکبر.
دیدم اعلام کردن هی- هزار تا موشک به سمت اسرائیل حساب ر- حرکت کرده.
بیست و هشت تاشو من شمردم که خورد.
[خنده] این بچهها.
اومد تو گوش من گفت.
گفت من خودم تصاویر رو داره مستقیم از تلاویو نشون میده، دیدم بیست و هشت تاش خورد.
[خنده] این بچهها جوشش خون این شهدااند، خدا شاهده.
یه سری رفقامون هم که بچههای ثابت هیئت، به هر حال ماموریت دارن و، و آماده باش شدن.
اگه جای خالی خیلی از خادمین اصلی رو امشب میبینید، یاد اونها هم باشید که الان اونجا هستن.
من با یکیشون تماس گرفتم گفت ما همین الان در حال زدن پهبادهای اسرائیلیایم.
یاد اونها هم هستیم.
نثار اون شهدایی که خونشون انقدر زود جوشید، یه صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
ما اولین بارم هست که پخش زنده رو منتقل کردیم به کانال چند هزار نفری مرام گمنامی.
با اینکه اسمش گمنامیه و نخواستیم هیچوقت اسم و رسمی توش ذکر بشه از ما و ای- اینا و هیئتمون.
اما انقدر شعف و شور ما رفت بالا که الان تو مرام هم دارن میبینن.
من چند تا نکته عرض کنم.
اول اینکه صحبتهای ابتدایی عزیز دلم آقای دکتر محمدی، استاد ابوالفضل عزیزمون رو قدر بدونید و لا شده یک بار دیگه توی کانال مرور کنید.
صحبتهای بسیار خوبی ایشون کردن.
و هم از صحبتهای قشنگ و دلنشین و به جای ایشون، هم اشعار عالی و به جای عزیزان ذاکر و هم شور و شعف شما، من مباهات کردم به واقعا وجود شماها افتخار کردم و حمد الهی رو زیر لب زمزمه کردم.
از شما هم خواهشم اینه که به برکت این شروع، شروع نقطه آغازین تازه جنگ ما و اسرائیل دیگه واقعا جنگ ما و اسرائیل، دیگه بحث صرفا دفاعی نیست.
حتما امشب نماز شکر بخونیم.
عزیز دلم آقای طالبی هم این رو توصیه داشتن.
پس صحبتهای آ- آقای دکتر محمدی رو یه دور انشاالله بازخوانی کنیم.
حرفای خوبی زده شد.
من سه تا نکته بگم به جهت جایگاه شریف این منبر.
اولا برای اینکه به خودم و شما و صاحب این جلسه، این رو نشون بدیم که الحمد لله درس و بحث هیچوقت تعطیلبردار نیست.
یعنی تو حساسترین لحظات هم ما درس و بحثمون رو داریم.
اصلا ما اینجا هستیم برای خودسازی، برای سیر و سلوک و برای ارتقای وجودی.
لذا یه نکتهای در ادامه مباحث لقاء الله میگم و سریع رد میشم.
بعد نکتهای پیرامون غدیر و نکتهای هم پیرامون حوادث امروز.
در خصوص درس و بحثمون چنانچه خاطر شریفتون باشه رسیده بودیم به [مکث] سومین نوع فقر که به نام فقر عارف بود.
گفتیم سنگینترین نوع فقره و رتبهش از همه بالاتره که لاجرم جهت رسیدن به لقاء الله ما هیچ گریزی جز رسیدن به فقر ذاتی یا پی بردن به این حقیقت نداریم.
ما انواع فقرها رو برشمردیم که عن بود از فقر زاهد و فقر عدمی و حالا فقر عارف.
نوع اولش رو گفتیم که از درجت و سالفه صحت الاعتراض اولین بخش از نوع سوم فقر که فقر عارف شمرده شده گفتیم بحث اضطرار که ما مضطر بشیم به خدا، مضطر بشیم به ولی خدا.
عدهای بودند که مضطر به پیغمبر شدند و بودند اما خودشان را مضطر به امیرالمؤمنین ندیدند و نرسیدند به اضطرار نسبت به مولامون حضرت وصی علی ابن ابی طالب علیه الصلاة والسلام.
اینا باختند.
اینا نیمه راه برگشتند و ایمانشون کامل نشد.
دینشون کامل نشد.
ما باید امشب اضطرار به مولا پیدا کنیم چون اینو توضیح دادم رد میشم.
اون نکته ای که امشب میخوام عرض کنم فرمود والوقوع في يد تقطع وحدانی در فقر عارف.
یکی دیگه از نشانه ها و مشخصه های فقر عارف [مکث] یا به عبارتی یکی از راه های درک این وزنه سنگین در حوزه عرفان عملی فرمود في يد تقطع وحدانی.
برسی به حالت انقطاع.
انقطاع وحدانی چرا؟
البته بعضی از بزرگان گفتن انقطاع وجدانی.
وحدانی رو وجدانی خوندن دوتاشم درسته.
اگر وجدانی بگیریم یعنی ما از درون خودمون منقطع بشیم، به انقطاع کامل برسیم و به اون فقر ذاتی خودمون که انتم الفقر فقراء الى الله برسیم که در درون خودمون این رو وجدان کنیم یعنی بچشیم یعنی در درون خودمون برسیم دارا بشیم این رتبه رو که ما هیچچی نیستیم [مکث].
این میشه وجدانیش.
اما وحدانیش چیه؟
میدونستید در کتاب شریف کافی مرحوم کلینی اعلا الله مقامه شریف از اولین کتاب كتب四 اربعه شیعه روایتی هست که خدای منان رو یکی از اسامی حضرت حق جل جلس موه رو چی نام میبره؟
یا وتر.
وتر یعنی تک، تنها.
تو زیارت عاشورا میگی والوتر الموتور .
وتر از اسامی حضرت حقه.
نمیدونم میدونستید یا نه.
اصلا حدیث داریم ان الله وتر و یحب الوتر.
چقدر شیرین.
یعنی خدا تنهاست.
به یک معنا غریب، غریب از به معنای تک، تنها [مکث].
تنهاست، غریبه و تنها و غریب رو دوست داره.
فکر میکنم در کتاب شریف کفایه الموحدین بود که حضرت آقای احمدی پدر شهید احمدی حجت Islam احمدی به ما یه روزی حدود سی سال پیش هدیه کرد.
اونجا ما یادمه تو اون کتاب خوندم که متنش هم عربیه.
عرب-- بسیار متن شریفی داره پنج جلد هم هست.
اونجا نوشته بود که اخص اولیاء خدا.
الان ما ترجمه که از ولی خدا داریم چیه؟
میگیم اونکه تشییع جنازهش از همه شلوغ تره.
این نشون میده که از اولیاء خداست.
در صورتی که اونجا فرموده بود اخص اولیاء خدا کسی است که غریب زندگی میکنه، غریب میمیره و غریب هم تشییع میشه.
مثل حضرت صدیقه شهیده.
خلوتترین تشییع رو داشته.
حتی تشییع-- یعنی میشه گفت الاعظم الله چون خانم هیچ مشایعت کنندهای نداشته مثلا الاعظم الله درجه اعتبار ایشون مثلا ز-- تو ذهن کم بشه؟
نخیر.
ما هستیم که فکر میکنیم فلانی چون معروفه پیش خدا عزیزتره.
چون دورش شلوغ تره پیش خدا عزیزتره.
این حرفا نیست.
این حرفا اشتباه است [مکث].
پس معنای تقطع وحدانی میشه چی؟
یعنی که انقطاع وحدانی پیدا کنی.
یعنی تو هم بشی مظهری از مظاهر اسم الشری-- اسم شریف الوتر خدا.
یعنی تو هم غریب بشی.
یعنی تو هم تنها بشی [مکث].
یعنی قدرتو ندونن.
مگه کسی میتونه قدر خدا رو بدونه؟
قدر تو رو هم ندونن.
مگه کسی میتونه واقعاً قدر امیرالمؤمنین رو به واقع بدونه؟
پیغمبر عزیز عالم فرمود یا علی جز من تو رو نشناخت و جز تو هم من رو نشناخت.
یه روایت دیگه میفرماید من و فاطمه، تو و فاطمه صلوات الله علیهم أجمعین.
پس هندسه ذهنیمون رو مراقبت کنیم که [مکث]دچار تناقض نشه.
از منبع، از آبشخور منبع بنوشیم اینکه کسی قدر تو رو ندونه.
تو واقعا صاحب قدر بشی اما قدرتو ندونن.
بسیاری الان قدر انقلاب ما رو نمیدونن.
قدر، قدر رهبر عزیزمون رو به واقع نمیدونن.
بذار بمیرن.
انا كشفنا عنك غطاءك رخ بده، فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حدید بذار چشماشون تیز بشه از مقام ولایت فقیه اونور.
وقتی متوجه شدن که حرف اونها حرف ولی زمانشون بوده، امام زمانشون بوده، اون موقع تاج عزت سر شماست که پشت سر این آقایید.
انقلاب هم همچنینه.
این انقطاع وحدانی یکی از مهمترین نشانهها یا به عبارتی شاهراه رسیدن به فقر عارفه.
وحشت نکنی از اینکه غریبی.
وحشت نکنی از اینکه تنهایی.
وحشت نکنی از اینکه کسی تحویلت نمیگیره.
وحشت نکنی از اینکه کسی برا-- اعتباری قائل نیست.
تو فامیل، تو دوست، تو آشنا حتی تو رفیقات هم میبینی غریبی.
یا رفیق من لا رفیق له خو کنید باهاش با این اسم.
یا رفیق من لا رفیق له.
اون حدیث شریف من بچگی این حدیث که وقتی مادرم روحش شاد به ما یاد داد بعد تو منابع دیدیمش خیلی لذت میبردم از این روایت از بچگی که ان الاسلام اگر عبارت رو اشتباه نخونم حالا جستجو کنید درستش رو پیدا-- اینطوری تو ذهن من از بچگی مونده که ان الاسلام بدع غریبا فسیعود غریبا فتوبا للغربا.
به به به به!
اسلام از اول غریب بود به سمت غربت میره.
پس خوشا به حال غریبان.
هستن بین شما آقایون و خانومها کسایی که بعضا میان پیش من گلایه میکنن که خیلی تنهان، خیلی حقشون رو خوردن، کسی تحویلشون نمیگیره، خیلی تحقیر شدن، خیلی انگشت نما شدن، خیلی ذلت کشیدن تو راه دین، انقلاب.
خوشا به حالتون.
تاج عزت سرتونه.
شما رو به خود دست حضرت حق جل جلاله داره شما رو میرسونه به انقطاع، به فقر، به فقر عارف از بالاترین معار-- مدارج و معارج که به لقاء خودش شما رو دعوت کنه.
چیز کمیه؟
هر کسی ظرفیت نداره دورش شلوغ بشه با خدا بمونهها.
چهار نفر دورتو میگیرن، انقدر ظرفیت من کمه، چند نفر دورمو بگیرن، به به چه چه حاج آقا التماس دعا، سریع گمان میکنم کاسم پره، کسیام، چیزیام، به جایی رسیدم و خدا نکنه خو کنم با این وضعیت و بشه ملکه وجودیم.
دیگه باید جاهایی برم که تحویلم میگیرن.
مریدام هستن، رفیقام هستن.
حالا شما فعلا مخصوصا نوجوونا این رو تو دستور کارشون نداشته باشن بنا به دلایلی.
اما بنده دستور داشتم از یکی از اولیا که جایی برو که اتفاقا تحقیر میشی، مسجدی برو که چپ چپ نگاه میکنن، هیئتی برو که قبولت ندارن.
یه مدتی من این کارو میکردم و خیلی برای خودسازیم خوب بود.
بماند، حالا رد شیم ازش.
خوشا به حال غریبان.
غریبه به غین.
میخواد برسه به اسم حضرت حق.
الوتر.
این میشه چی؟
انقطاع وحدانی.
فقر عارف.
یعنی خودش بشه مظهری از اسمای حضرت حق.
کسی که بشه محل ظهور اسم الوتر حضرت حق شباهت گرفته به حضرت زهرا به به، به به چه چیزی بالاتر از این؟
شباهت گرفته به امیرالمؤمنین که تا صد سال نود و چند سال قبرش مخفی بوده.
دیگه بالاتر از این؟
ولی خدا باشی، منسوب به حق باشی، فرستاده حق باشی، ولایت کلیه الهیه داشته باشی، بعد غریبه به صد سال قبرت مخفی بشه که جسارت بهت نشه.
چقدر شما حرمت برای پدر بنده قائل شدید.
چقدر از شهرستانها اومدن سر مزار پدرمو عکس و فیلمو برای ما فرستادن برای مدیرای کانال که مثلا ما رفتیم سر قبر پدر حاجی مثلا.
چه عزتی، چه آبرویی، چی؟
پدر ما یه نوکر دست چندمه.
چی بگم؟
ما نیستیم که اعتبار بدیم.
امیرالمؤمنین بود.
اصلا قابل قیاس نیستم، نیستیم ما با اون مقام.
وقتی رهبر عزیزمون خودش رو نسبت به حضرت امام علیه الرحمه فرمود فاصله نجومیه، با حضرت امام.
دیگه با انسان کامل رو چه عرض کنیم؟
اینا شوخی نمیکنن، تعارف ندارن که.
باج به اهدی نمیدن.
با احساسات و عواطف بازی نمیکنن.
حقیقت رو میگن.
بعد فاصله ما با انسان کامل اصلا، اصلا قابل قیاس و قابل بیان و احصا نیست.
انسان کامل باشی بعد هیچ ظاهری نداشته باشی که هیچی تا صد سال قبرت مخفی باشه که مبادا جسارت کنه.
آیا این بالاتر از این انقطاع و این وصر بودن، رشحه و ظهور و تجلی و تلألؤ اسم الوتر رو با خود داشتن سراغ دارید؟
چرا وحشت کردی؟
چرا الان بعضیا وحشت میکنن امروز یکی از بچه های خودم الان گفت بابا کیا با مان؟
تو دنیا الان کدوم کشور با ماست؟
من اینو خواهرها گوش بدن.
قطعاً خواهرها چون یه مقدار خب جنسشون لطیف تره، ظریف تره خب زودتر می پاچن تا مردها.
اینا دار-- مردها اقتدارشون، به خصوص بچه دختر بچه ها مخصوصا.
اینا اصلا ه-- یکی از بزرگترین آموزه ها و روش تربیتی های ماست.
حتی تو در، در نشئه عمل یعنی در حیطه عمل، نه فقط عرفان نظری، در عرفان عملی.
الان همین الان.
یعنی چی؟
مثلا دخترم به من گفت بابا الان اگر موشک میخورد تو سر ما، گفتم چی میشد به نظرت؟
هممون با همدیگه الان در محضر خدا بودیم و پیش شهدا و اهل بیت.
با هم الان پیش اهل بیت بودیم تو بهشت.
قشنگ نبود؟
همینطوری دخترم نگاه میکرد منو.
این، این خودش آموزشه، آموزش عملیه.
خواهرای محترمه اگر دختر بچه ای تو خونه دارن میترسن این آموزش عملیه.
شما الان به خواهرتون، به برادرتون این کوچولوترها، این میشه آموزش عملی.
بعد دخترم به من گفت بابا کیا با مان؟
گفتم خدا با ماست [مکث].
اصلا القای این حقایق باید از الان صورت بگیره که خدا با ماست.
ان، إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ چی بود؟
حضرت موسی مگه نرسید با تمام لشکرش گفت وعده خدا رسیده من شما رو نجات بدم.
خودتون بذارید، یه لحظه میتونید جای بنی اسرائیل بذارید با پیغمبر زمانشون [مکث].
ولی زمان ما که ادعای پیغمبرi نداره.
ادعای جانشینی، اونم ادعا نیست.
یک حقیقتی است که امام عصر به ما فرمود فَأَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَرَجَعُوا فِيهَا إِلَىٰ رُوَاتِ أَحَادِيثِنَا.
اونا فرمودن اینا حرف ما، اینا حرف ماست.
پشت سر پیغمبرشون راه افتادن.
به امید نجات رسیدن.
یهو رس-- خوردن به رود نیل از پشت سر هم.
نصف شب هم بود.
فرعونیان باخبر شدند.
لشکریان راه انداختن.
فکر کن الان تمام کفر دنیا، فراعنه زمان یهو ایران رو کلا محاصره کنن.
چند قبضه.
چه حالتی پیدا میکنی؟
اینجور موقع هاست که آدم عیار ایمانش معلوم میشه.
از پشت سرم فرعون اومد جلو رود نیل پشت سرم لشکریان فرعون با تمام تجهیزات و قوا.
شروع کردن غرغر کردن به پیغمبرشون.
تو که گفتی امید نجات، گفتی وعده خدا.
این چه وعده ایه؟
روبرومون که دریای هلاکت پشت سرمون هم که فرعون هلاک کننده.
چه نجاتیه؟
حضرت موسی هیچ با دست خالی، با دست خالی فرمود إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ.
چند بار هم رهبری اینو فرمودن.
یه سری خندیدن.
پروردگار من با من است و به زودی منو هدایت خواهد کرد.
این حرفا چیه؟
تموم شد رفت.
قافیه رو باختیم.
دستور اومد عصا رو بزن به رود نیل.
عصا رو.
نه موشک سجاد و موشک هایپر سونیک و عصای چوب معمولی رو بزن به دریا ببین چی میشه.
زد شکافت همه ال فرار.
همه پشت سر نگاه کردن.
تازه دستور داده بود حضرت نگاه نکنن.
باز یه مشت آدم این تو رو به نگاه کردن از ترسشون.
دیدن همه دارن میان.
لشکریان فرعون.
این چه نجاتیه؟
اینا که پشت سر مان که.
رفتن و تا آخرین نفر خارج شد و آخرین نفر از فرعون وارد نیل شد دریا به هم اومد [مکث].
وقتی میگی خدا با من است دیگه ترسی نداری.
چه ترسی؟
پس این نکته اول ما [مکث].
نکته دوم و سوم هم خیلی سریع رد شم.
در خصوص امیرالمؤمنین اگرچه ما بحث درس و بحثمونو به گونه ای مطرح کردیم که سخن از مولامون هم گفته شد.
یه نکته ای عرض کنم تبرکاً.
اون هم اینکه قدیر نقطه عطف است.
قطب الاقطاب است.
چه در حیث عرفان نظری، چه عرفان عملی.
اگر کسی میخواد توبه کنه امشب شبشه.
نقطه عطف یعنی این.
میخواد عوض شه، امشب شبشه.
میخواد کاری رو شروع کنه، امشب شبشه.
میخواد ذکری دست بگیره، امشب شبشه.
میخواد قولی به امام عصرش بده، امشب شبشه.
میخواد مهربانتر بشه به خونوادش، اخلاقشو عوض کنه، امشب شبشه.
اصلا نقطه عطفه.
میخواد با امام عصرش رابطشو قویتر کنه، امشب شبشه.
میخواد آماده شهادت در جبهه جنگ با اسرائیل غاصب بشه، امشب شبشه.
غسلشو امشب بکنه.
اصلا چه زیبا!
داشتم فکر میکردم که چه زیبا القا شد به هیئت زیا زهرا.
بلکه الهام که امسال سال شهداست.
حواستون هست؟
گفتیم امسال هیئت زیا زهرا سال شهداست .
امروز خون شهدا امروز داره میجوشه [مکث].
نقطه عطفه.
در خصوص عاشورا یک کدومتون بفرمایید حتی اونایی که کامل الزيارات رو که اولین منبع بیان عاشوراست که حدیث قدسیه، هزار سال پیش، کامل الزيارات ابن قولویه قمی که بغل شیخ مفید تو حرم کا-- کاظمین دفنه.
ها؟
تو اون کتاب ببینید ببینم کی تا حالا سراغ داره؟
اگه دارید به من بگید.
یک روایت رو کنه مبنی بر ترغیب و تصریح و تشویق بر اطعام روز عاشورا [مکث].
دارین؟
نداریم.
برو بگرد خسته میشی.
اتفاقا برعکسش هست.
میگن اون روز خیلی نخورید.
بعد بیشترین اطعام طی سال تو عاشورا اتفاق میفته.
البته روزه ش هم کراهت داره در صورتی که یک روایت فقط من تقدیم کنم خدمتتون این نکته غدیریمون باشه که ببینید چه درون مایه ای داره که انقدر ترغیب کردن اطعام امشب رو و لو به، به یه لقمه نان.
یه دونه، یه دونه خرما به این نیت اطعام غدیر البته.
امشب، فردا.
خوش به حال اونایی که امشب بانی بودن شام پخته بشه.
فرمود کسی که نگفته اندازه ها چند پرس، نه.
اصلا اطعام کنه و لو یه لقمه.
ثوابش چقدره به نظر شما؟
ثواب از لحاظ فلسفی گفتیم اثر در نفسه.
یعنی اثر چقدر، چقدر باید جون بکنیم من و شما که در نفس ما اثری پیدا بشه که انّی تمام انبیا و مرسلین و شهدا و اولیا رو اطعام کردیم از اول تا آخر تاریخ.
کیو سراغ دارید همچین کاری کرده باشه؟
اطعام امشب و فردا مساوی است با اطعام تمام انبیا و اولیا و مرسلین و اول العظم ها.
شوخی نیست و عجیبتر از اون اینه هرکس امشب و فردا اطعام کنه فرمود بوی کفر و بوی نفاق و بوی فقر رو استشمام نخواهد کرد.
الله اکبر!
الله اکبر!
میخواد هر شب سوره واقعه بخونه که روایت صریح آزمودنی و آزم-- امتحان کنید، کردید، میدونید.
اصلا محتاج به غیر نمیشه کسی که هر شب سوره واقعه بخونه.
اطعام امروز کاری رو میکنه که انّی سوره واقعه رو هر شب خوندید.
تازه بالاتر از اون.
امشب و فردا.
و لو به یک-- نیت کنید.
[مکث] اونایی که دست به خرجن امشب و فردا، پدر خونه، مادر خونه، غذای خونه رو به نیت اطعام غدیر.
خواهر برای برادرش چیزی بگیره بذاره تو-- لقمه کنه بذاره تو دهنش.
برادر تو دهن خواهرش بذاره.
همسر تو دهن همسرش.
به نیت اطعام غدیر.
برکاتش رو ببینه.
بعد این البته آثاری دارد و فرصت نیست.
من میخوام نکته سومو بگم تمام.
وقتمون گذشته خیلی.
اثری که در این لقمهها هست رو ببین چه خبره.
یعنی نکته تو اون اثره.
لقمه ای که به نام علی خورونده بشه.
سفره ای که به نام علی پهن بشه.
این نور النورا و اون نور نماز شب خوون میسازه.
[مکث] بعضیها رو من میشناسم غذاشون نماز شب خوون میسازه.
غذایی که از دستش میخوری.
[مکث] من زبانم بسته است حرف بزنم.
[مکث] من غذاشو خوردم نماز شب خوون شدم.
اینطوری هستن.
تو همین هیئت.
اطعام برا مولا این کارو میکنه.
نوری درشه که میگه جمع انبیا رو، نوری درشه.
کاری میکنه که تو نماز شب خوون بشی.
[مکث] نوری درشه.
کاری میکنه که تو که انّی پیغمبر عزیز عالم رو اطعام کردی.
شوخیم مگه؟
پیغمبر سر هر سفرهای میشینه.
تا اون سفره بوی علی نده پیغمبر نمیشینه سرش.
شاگردای دست چندمشون، شاگرد چی بگیم؟
[مکث] بالاتر از اون خود آقای بروجردی مگه غذا نخورد تو مجلس اهل بیت بالا آورد.
بعد فرمود برید بررسی کنید این غذا رو کی بانی شده.
چی-- شنیدن یه بازاری زول خوری این غذا رو داده بوده.
فرمود همون.
اصلا معده چنان طهارت پیدا کرده غذای حرام باهاش سازگار نیست، میریزه بیرون.
اونکه دیگه انسان کامله.
چه، چه نورانیتی تو لقمهای است که به نام علی بخورونی به کسی که پیغمبر نشسته سر اون سفره.
شوخیم مگه؟
چه خبره امشب و فردا؟
آقا اوج، اوج، اوج به خدا.
ما خیلی-- من تا مخصوصا خبر شهادت سردار حاجی زاده رو شن-- اصلا ناخودآگاه بغضم ترکید، اشکم ریخت.
حاجی زاده رو مخصوصا.
اصلا دست خودمم نبود.
به شدت اون حالت جا موندن از کاروان شهدا درم دوباره زنده شد.
طوری هم گریه کردم بچههام نبینن، خانواده نبینن، احساس ضعف کنن.
اما امشب هرچی نگاه کردم به صحبتهای آقا سید عزیز، آقای دکتر محمدی، به شعرهای بچهها، به امشب مولامون علی.
جوشش خون این شهدا، زدن قلب کفر و نفاق.
تلاویو، اسرائیل که آرزوی یک عمر ما بچههای جنگ بوده.
اینو بدونید من به پسرم امروز گفتم علی جون امروز رو به خاطرت داشته باش.
آرزوی چهل ساله ما بچههای جنگ بوده دیدن امروز که جنگ ما با اسرائیل شروع بشه، نه دفاع.
دیگه ناخودآگاه پاشدم تو گوش عزیزم گفتم آقا بگید بچهها دست بزنن.
شادی کنیم.
شادی کنیم آقا.
[مکث] این شعف و نکته آخر.
نکته آخر اینکه باز تاکید میکنم صحبتهای عزیز دلم ابتدای جلسه رو آقا سید دوباره بازخوانی کنید.
خیلی عالی بود.
بسیار عالی بود.
من خودم بهره بردم و واقعا عرض میکنم بچهها اینو یا زهرا یا گوش بدن.
چه از راه دور، چه نزدیک.
واقعا خیالم امشب راحت شد از اینکه سرمو بذارم زمین و از بین شما برم.
خیالم راحت شد که انشاالله هیئت دیگه بهینه و مصونه از اون افکار، اون افکار عالیه روش سایه داره.
خودتونم که الحمدالله همه عالیید.
نفوس مستعد، در حال حرکت، سیر هیئت.
جوشش عجیبی امشب تو هیئت من دیدم.
از صحبتهای آقای دکتر بگید تا خوندن بچهها تا باطن مجلس و حالات شما و خودم سال، سال شهداست و من امشب خیالم راحت شد از انشاالله آینده این هیئت.
نکته آخر رو عرض کنم اگر همه اهل ایمان اینو از ما قبول کنید، دوست داشتید نکته آخرم پیرامون حوادث امروزه.
همه تحلیلها هم گوش بدید تحلیلها همه درست همه رو گوش بدید بسیار عالی.
اینم از ما قبول کنید.
اگر همه اهل ایمان دست به دست هم میدادن که این چنین جه-- خیزش جهانی ایجاد کنند بر علیه اسرائیل، کاری که خودش با دست خودش کرد نمیشد.
تا پیش از این کارهایی که تا الان کرد.
یه خیزش جهانی، بیداری عجیب انسانی در تمام دنیا حتی کفار حتی خود یهودیا به صدا در اومدن.
چه میتینگهایی راه انداختن، چه جمعیتهایی تشکیل-- چه تشکلهایی راه افتاد و و و.
و امروز هم، امروز هم با این حماقتی که میگم روایت داریم خدا دشمنان ما اهل بیت رو از احمق ها آفریده.
واقعا با این حماقتی که کرد یعنی اگه همه ما بچه حزباللهیا و بچه های جنگ و انقلاب هرچی بچه مومنا دست به دست هم میدادیم یک همچین آمادگی ای نمی تونستیم ایجاد کنیم.
یک همچین اتحادی، یکدلی و خیزشی به سمت ظهور گفتن آقای دکتر.
خیزشی به سمت-- خیلی از اولیا ما امثال آقای حائری شیرازی ها وعده ظهور رو با جنگ با اسرائیل دادن.
ما همش منتظر بودیم.
یه وقت-- یه خاطرش این بود دیگه.
یه وجهش.
گفتن وقتی منتظر ظهور باشید که جنگ ما با اسرائیل شروع بشه.
پیش از این دفاع بودیم.
تو لاک دفاعی بودیم.
الان جنگه.
دیگه جنگ شد.
اخبارم دیدید اعلام سرعتا گفتن جنگه با اسرائیل شروع شد.
شروع شد بچه ها.
جنگ شروع شد.
الحمدلله.
یه زمانی امام می فرمود جنگ جنگ.
آقا می فرمود شهدای جنگ.
بعد رفته رفته اینو یه سری چی بگم؟
چپی ها، راستی ها، سنتی ها، افراطی ها، تفریطی ها هرچی، اومدن دست بردن مشوبش کردن، کردنش دفاع مقدس.
البته به جهت مسائل به هر حال مصلحت انقلاب و اسلام و در جهان و چی و اینا اما هنوز ما میگیم جنگ.
بچه های جنگ و قاتلوهم.
خب؟
حتی لاتکونو فتنه قرآن دیگه انقدر بکشید تا فتنه ریشه کن بشه.
یا ائمه الكفر.
اون گنده هاشونو بزنید زمین.
کاری که با امیرالمؤمنین با مرحب کرد.
گنده شون-- کل ایمان در برابر کل کفر قرار گرفت.
بزرگان فرمودن این جمله آخر منو دیگه تمام ببخشید همش دندون رو جیگر گذاشتید که تموم شه شامتونو بخورید.
شامش هم انشاالله پر نوره.
اما بزرگان حرف من نیست فرمودن امثال علامه حسن زاده ها روحشون شاد فرمودن یه وجه اینکه فرمود [سخнерانی مذهبی] خیلی عجیب، عجیب که امام صادق صلوات الله علیه فرمود من هم در ثقلیینم یعنی یه ضربت امیرالمؤمنین بالاتر از افضل از عبادت جن و انس از اول تا آخر عجیبه.
چرا؟
فرمودن چون کل ایمان در برابر کل کفر قد علم کرد.
الان همین اتفاق رخ داده.
الان همینه.
یعنی الان هر کاری من و شما بکنیم، هر کاری الان در دفاع از مقاومت و خوار کردن اسرائیل هر کاری مثل همین جلسه امشب سر تا سر لجن، به لجن کشوندن اسرائیل و اهدافش بود.
هر کاری ما بکنیم بوی چی میده؟
همون ضربه رو.
بوی اون.
یعنی عطر اون رو داره.
چرا؟
چون الان کل ایمان در برابر کل کفر صف آرایی کرده.
صف خودتون رو پیدا کنید.
جای خودمون رو پیدا کنیم.
سال، سال شهداست.
خواهر و برادرها شاید فردا همین [سخنرانی مذهبی] علامه بغل دستیتو یه نگاه بکن.
منو نگاه نکن.
همین بغلیو نگاه کن.
مخصوصا نگاه کن.
خواهش میکنم.
چه خواهرها، چه برادرها.
یه نگاه به بغل دستیت بکن.
شاید فردا نبود و شهید شد.
شما شهدای زنده اید.
چرا شهدایی که رفتن رو فقط شهدای زنده رو دریابیم.
سال، سال شهداست.
شهدای زنده رو هم دریابیم.
سلامتی آقا بلند صلوات بفرستید.
اللهم صلي على محمد و آل محمد.
و الحمد لله رب العالمین.
بسم الله العظيم الاعظم الهی.
بمولانا امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب صلوات الله علیه.
یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا رحمان یا رحیم.
یا مقلب القلوب ثبت قلبی على دینک.
اللهم عجل ولیک الفرج.
اللهم عجل ولیک الفرج.
اللهم عجل ولیک الفرج.
اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الضابین عنه و المسارعين الیه في قضاء حوائجه و المنتفعین لاوامره و المحامین عنه و السابقین الى ارادته و المستشهدین بین یدیه و المستشهدین بین یدیه و المستشهدین بین یدیه.
اللهم اغفر لوالدینا و لوالد ای والدینا.
اللهم اغفر لامامنا الخمینی واغفر لشهدائنا واغفر لاجدادنا واغفر لجداتنا واغفر لانواتنا.
اللهم بحق امیر المؤمنین.
اللهم احفظ قائدنا الخامنئی.
اللهم انصر جيوش المسلمين و اغزل الكفار و المنافقین.
اللهم اشف كل مريض.
و مخصوصا این مریض دلایی که هنوز دم از مذاکره دارن میزنن.
امروز فلان فلان شده یکیشون از اعضای دولت دوباره امروز حرف از مذاکره میزد.
اللهم اشف كل مريض.
اللهم اشف كل مريض.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیر و دعای قشنگ همگی مون.
اللهم اجعلنی عندک وجيها بالحسین علیه السلام.
اللهم ارزقنا في الدنيا زيارة الحسين و في الآخرة شفاعة الحسین.
یه دعای دیگه.
خدایا تو رو به حرمت و اعتبار امشب قسمت میدیم ما را در بهشت از همسایگان دیوار به دیوار علی ابن موسی الرضا قرار بده.
اللهم اغفر ورحم من يقرأ الفاتحة مع الصلوات.
اللهم صلي على محمد