ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 127

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استعاذه، بسم‌الله و سلام بر امام عصر

خود را به خدای منّان می‌سپاریم و سخن را با استعاذه و بسم‌الله آغاز می‌کنیم.

«يَٰرَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ وَمِن شَرِّ نَفْسِى وَمِن شَرِّ خَلْقِكَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، از وسوسه‌های شیاطین و از شرّ نفس خود و از شرّ آفریدگانت به تو پناه می‌برم.

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (فاتحه/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

«لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ ٱلْعَلِىِّ ٱلْعَظِيمِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به خدا، آن بلندمرتبهٔ بزرگ.

«ٱللَّهُمَّ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» (فاتحه/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم.

«ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَىٰ كُلِّ نِعْمَةٍ وَأَسْأَلُ ٱللَّهَ مِن فَضْلِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ستایش خدای را بر هر نعمت؛ و از فضل او درخواست می‌کنم.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَٰدَاعِىَ ٱللَّهِ وَرَبَّانِىَّ ءَايَٰتِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو، ای دعوت‌کننده به‌سوی خدا و ای ربّانیِ آیات او.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ ٱللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر شما و رحمت خدا.

نثار شهدای امروز؛ جوشش خون

نثار شهدای امروز که خون‌شان چقدر زود جوشید. هنوز اشکی که ما در فراق‌شان نریخته‌ایم خشک نشده، خبر شادیِ زدن اسرائیل به گوش همهٔ ما رسید. همه در یک وجد خاص‌اند.

علت این هم که آن حرف را برگرداندیم — گفته بودیم به حرمت شهدای امروز و خانواده‌های داغدار دست نزنیم — این بود که آن‌قدر خبر شیرین بود از زدن تل‌آویو که دیگر واقعاً در پوست خودمان نمی‌گنجیدیم. لذا شادی را با دست زدن مضاعف کردیم.

حتی یک بچه؛ علی‌اکبر سن ندارد، هنوز به سن تکلیف نرسیده. الان در گوشم آمد: علی‌اکبر یعقوبیان. آن‌قدر بچه گفت. من در آشپزخانه بودم. ظاهراً بالا هم هیئتی هست؛ نمی‌دانم صدای ما به آن‌ها می‌رسد یا نه. پای دیگ، دیدم بچه‌ها دارند از روی موبایل‌شان اخبار را پیگیری می‌کنند. این بچه‌ها، بچه‌های کوچولو، علی‌اکبر. دیدم اعلام کردند هزار تا موشک به‌سوی اسرائیل حرکت کرده. بیست‌وهشت‌تایش را خودش شمرده که خورده. آمد در گوش من گفت: تصاویر را مستقیم از تل‌آویو نشان می‌دهد؛ دیدم بیست‌وهشت‌تایش خورد. این بچه‌ها جوشش خون این شهدایند، خدا شاهد است.

یک سری از رفقای‌مان هم که بچه‌های ثابت هیئت‌اند، به هر حال مأموریت دارند و آماده‌باش شده‌اند. اگر جای خالی خیلی از خادمین اصلی را امشب می‌بینید، یاد آن‌ها هم باشید که الان آنجا هستند. من با یکی‌شان تماس گرفتم؛ گفت ما همین الان در حال زدن پهپادهای اسرائیلی‌ایم. یاد آن‌ها هم هستیم. نثار آن شهدایی که خون‌شان این‌قدر زود جوشید، صلواتی هدیه بفرمایید.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَءَالِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرج آنان شتاب کن.

پخش زنده در مرام گمنامی و سه نکتهٔ امشب

اولین بار است که پخش زنده را منتقل کرده‌ایم به کانال چند هزار نفریِ «مرام گمنامی». با اینکه اسمش گمنامی است و نخواستیم هیچ‌وقت اسم و رسمی در آن از ما و از هیئت‌مان ذکر شود، اما آن‌قدر شعف و شور ما رفت بالا که الان در مرام هم دارند می‌بینند.

چند نکته عرض کنم. اول اینکه صحبت‌های ابتداییِ عزیز دلم آقای دکتر محمدی، استاد ابوالفضل عزیزمان را قدر بدانید و لااقل یک بار دیگر در کانال مرور کنید. صحبت‌های بسیار خوبی ایشان کردند. هم از صحبت‌های قشنگ و دلنشین و به‌جای ایشان، هم اشعار عالی و به‌جای عزیزان ذاکر، و هم شور و شعف شما، من مباهات کردم؛ به وجود شماها افتخار کردم و حمد الهی را زیر لب زمزمه کردم.

از شما هم خواهشم این است که به برکت این شروع — شروع نقطهٔ آغازینِ تازهٔ جنگ ما و اسرائیل؛ دیگر واقعاً جنگ ما و اسرائیل، دیگر بحث صرفاً دفاعی نیست — حتماً امشب نماز شکر بخوانیم. عزیز دلم آقای طالبی هم این را توصیه داشتند. پس صحبت‌های آقای دکتر محمدی را یک دور ان‌شاءالله بازخوانی کنیم. حرف‌های خوبی زده شد.

من سه نکته بگویم به جهت جایگاه شریف این منبر. اولاً برای اینکه به خودم و شما و صاحب این جلسه نشان بدهیم که الحمدلله درس و بحث هیچ‌وقت تعطیل‌بردار نیست. یعنی در حساس‌ترین لحظات هم درس و بحث‌مان را داریم. اصلاً ما اینجا هستیم برای خودسازی، برای سیر و سلوک، و برای ارتقای وجودی. لذا نکته‌ای در ادامهٔ مباحث لقاءالله می‌گویم و سریع رد می‌شوم؛ بعد نکته‌ای پیرامون غدیر؛ و نکته‌ای هم پیرامون حوادث امروز.


فقر عارف؛ سنگین‌ترین فقر برای لقاءالله

در خصوص درس و بحث‌مان، چنانچه خاطر شریفتان باشد، رسیده بودیم به سومین نوع فقر که به نام فقر عارف بود. گفتیم سنگین‌ترین نوع فقر است و رتبه‌اش از همه بالاتر است؛ که لاجرم برای رسیدن به لقاءالله هیچ گریزی جز رسیدن به فقر ذاتی — یا پی بردن به این حقیقت — نداریم.

انواع فقرها را برشمردیم: فقر زاهد، و فقر عدمی، و حالا فقر عارف. نوع اولِ فقر عارف را گفتیم؛ نخستین بخش از نوع سوم فقر که فقر عارف شمرده شده، بحث اضطرار بود: که ما مضطر بشویم به خدا، مضطر بشویم به ولیّ خدا.

عده‌ای بودند که مضطر به پیغمبر شدند و بودند؛ اما خودشان را مضطر به امیرالمؤمنین ندیدند و نرسیدند به اضطرار نسبت به مولای‌مان حضرت وصی، علی بن ابی‌طالب علیه‌الصلاة والسلام. این‌ها باختند. این‌ها نیمه‌راه برگشتند و ایمان‌شان کامل نشد؛ دین‌شان کامل نشد. ما باید امشب اضطرار به مولا پیدا کنیم. چون این را توضیح داده‌ام، رد می‌شوم.

«وَٱلدَّرَجَةُ ٱلثَّالِثَةُ صِحَّةُ ٱلِٱضْطِرَارِ وَٱلْوُقُوعُ فِى يَدِ ٱلتَّقَطُّعِ ٱلْوِحْدَانِىِّ وَٱلِٱحْتِبَاسُ فِى قَيْدِ ٱلتَّجْرِيدِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و درجهٔ سوم: درستیِ اضطرار، و واقع شدن در دستِ بُریدگیِ وحدانی، و بازداشت شدن در قید تجرید.

الوقوع فی ید التقطع الوحدانی

آن نکته‌ای که امشب می‌خواهم عرض کنم، فرمود: والوقوع فی ید التقطع الوحدانی، در فقر عارف. یکی دیگر از نشانه‌ها و مشخصه‌های فقر عارف — یا به عبارتی یکی از راه‌های درک این وزنهٔ سنگین در حوزهٔ عرفان عملی — فرمود: فی ید تقطع وحدانی. برسی به حالت انقطاع.

«وَٱلْوُقُوعُ فِى يَدِ ٱلتَّقَطُّعِ ٱلْوِحْدَانِىِّ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و واقع شدن در دستِ انقطاع و بُریدگیِ وحدانی.

انقطاع وحدانی چرا؟ البته بعضی از بزرگان گفته‌اند انقطاع وجدانی. وحدانی را وجدانی خوانده‌اند؛ دوتایش هم درست است.

اگر وجدانی بگیریم، یعنی ما از درون خودمان منقطع بشویم، به انقطاع کامل برسیم، و به آن فقر ذاتی خودمان برسیم که قرآن فرمود:

«أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِ» (فاطر/۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شمایید نیازمندان به خدا.

برسیم به اینکه در درون خودمان این را وجدان کنیم؛ یعنی بچشیم؛ یعنی در درون خودمان برسیم و دارا بشویم این رتبه را که ما هیچ‌چی نیستیم. این می‌شود وجدانی‌اش.


اسم الوتر؛ خدا تنهاست و غریب را دوست دارد

اما وحدانی‌اش چیست؟ می‌دانستید در کتاب شریف کافی، مرحوم کلینی أعلى الله مقامه الشریف — از اولین کتابِ کتب اربعهٔ شیعه — روایتی هست که خدای منّان را با یکی از اسامی حضرت حق جلّ جلاله چه نام می‌برد؟ یا وِتر. وِتر یعنی تک، تنها. در زیارت عاشورا می‌گویی:

«وَٱلْوِتْرِ ٱلْمَوْتُورِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آن تنهاماندهٔ خون‌خواهی‌نشده.

وِتر از اسامی حضرت حق است. نمی‌دانم می‌دانستید یا نه. اصلاً حدیث داریم:

«إِنَّ ٱللَّهَ وِتْرٌ يُحِبُّ ٱلْوِتْرَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا خدا وِتر است — تک و تنهاست — و وِتر را دوست می‌دارد.

چقدر شیرین. یعنی خدا تنهاست. به یک معنا غریب؛ غریب از به معنای تک، تنها. تنهاست، غریب است؛ و تنها و غریب را دوست دارد.

فکر می‌کنم در کتاب شریف کفایة الموحدین بود — که حضرت آقای احمدی، پدر شهید احمدی، حجت‌الاسلام احمدی، حدود سی سال پیش به ما هدیه کرد. آنجا یادم است در آن کتاب خواندم که متنش هم عربی است؛ متن شریفی دارد، پنج جلد هم هست. آنجا نوشته بود که اخصّ اولیاء خدا…

الان ما ترجمه‌ای که از ولیّ خدا داریم چیست؟ می‌گوییم آن‌که تشییع جنازه‌اش از همه شلوغ‌تر است؛ این نشان می‌دهد که از اولیاء خداست. در صورتی که آنجا فرموده بود: اخصّ اولیاء خدا کسی است که غریب زندگی می‌کند، غریب می‌میرد، و غریب هم تشییع می‌شود. مثل حضرت صدیقهٔ شهیده. خلوت‌ترین تشییع را داشته. حتی می‌شود گفت — الاعظم‌الله — چون خانم هیچ مشایعت‌کننده‌ای نداشته، درجهٔ اعتبار ایشان در ذهن کم بشود؟ نخیر.

ما هستیم که فکر می‌کنیم فلانی چون معروف است پیش خدا عزیزتر است؛ چون دورش شلوغ‌تر است پیش خدا عزیزتر است. این حرف‌ها نیست. این حرف‌ها اشتباه است.


انقطاع وحدانی؛ مظهر اسم الوتر شدن

پس معنای تقطع وحدانی چه می‌شود؟ یعنی انقطاع وحدانی پیدا کنی. یعنی تو هم بشوی مظهری از مظاهر اسم شریفِ الوترِ خدا. یعنی تو هم غریب بشوی. یعنی تو هم تنها بشوی. یعنی قدرت را ندانند.

مگر کسی می‌تواند قدر خدا را بداند؟ قدر تو را هم ندانند. مگر کسی می‌تواند واقعاً قدر امیرالمؤمنین را به واقع بداند؟ پیغمبر عزیز عالم فرمود:

«يَٰعَلِىُّ مَا عَرَفَكَ إِلَّا أَنَا وَمَا عَرَفَنِى إِلَّا أَنتَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای علی، جز من تو را نشناخت و جز تو هم مرا نشناخت.

یک روایت دیگر می‌فرماید: من و فاطمه؛ تو و فاطمه صلوات‌الله‌علیهم اجمعین.

پس هندسهٔ ذهنی‌مان را مراقبت کنیم که دچار تناقض نشود. از منبع، از آبشخور منبع بنوشیم: اینکه کسی قدر تو را نداند. تو واقعاً صاحبِ قدر بشوی اما قدرت را ندانند.

بسیاری الان قدر انقلاب ما را نمی‌دانند. قدر رهبر عزیزمان را به واقع نمی‌دانند. بگذار بمیرند؛ بگذار آن آیه رخ بدهد:

«فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌ» (ق/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس پرده‌ات را از تو برداشتیم؛ پس دیده‌ات امروز تیز است.

بگذار چشم‌هاشان تیز بشود از مقام ولایت فقیه، آن‌ور. وقتی متوجه شدند که حرف او حرف ولیّ زمان‌شان بوده، امام زمان‌شان بوده، آن موقع تاج عزت سر شماست که پشت سر این آقایید. انقلاب هم همین‌گونه است.


خوشا غریبان؛ شاهراه فقر عارف

این انقطاع وحدانی یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها — یا به عبارتی شاهراه رسیدن به فقر عارف — است. وحشت نکنی از اینکه غریبی. وحشت نکنی از اینکه تنهایی. وحشت نکنی از اینکه کسی تحویلت نمی‌گیرد. وحشت نکنی از اینکه کسی برایت اعتباری قائل نیست. در فامیل، در دوست، در آشنا، حتی در رفقایت هم می‌بینی غریبی. با این اسم خو کنید:

«يَٰرَفِيقَ مَن لَا رَفِيقَ لَهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای رفیقِ آن‌که رفیقی ندارد.

آن حدیث شریف را از بچگی — وقتی مادرم روحش شاد به ما یاد داد، بعد در منابع دیدیمش — خیلی لذت می‌بردم از این روایت. از بچگی این‌طور در ذهن من مانده که — اگر عبارت را اشتباه نخوانم، جست‌وجو کنید درستش را پیدا کنید — فرمود:

«إِنَّ ٱلْإِسْلَٰمَ بَدَأَ غَرِيبًا وَسَيَعُودُ غَرِيبًا فَطُوبَىٰ لِلْغُرَبَآءِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا اسلام غریب آغاز شد و غریب بازخواهد گشت؛ پس خوشا غریبان.

به به به به! اسلام از اول غریب بود؛ به سمت غربت می‌رود. پس خوشا به حال غریبان.

هستند بین شما آقایان و خانم‌ها کسانی که بعضاً می‌آیند پیش من گلایه می‌کنند که خیلی تنهان؛ خیلی حق‌شان را خورده‌اند؛ کسی تحویل‌شان نمی‌گیرد؛ خیلی تحقیر شده‌اند؛ خیلی انگشت‌نما شده‌اند؛ خیلی ذلت کشیده‌اند در راه دین، در راه انقلاب. خوشا به حالتان. تاج عزت سرِتان است. دست حضرت حق جلّ جلاله دارد شما را می‌رساند به انقطاع، به فقر، به فقر عارف — از بالاترین مدارج و معارج — که به لقاء خودش شما را دعوت کند. چیز کمی است؟

هر کسی ظرفیت ندارد دورش شلوغ بشود و با خدا بماند. چهار نفر دورت را می‌گیرند — آن‌قدر ظرفیت من کم است — چند نفر دورم را بگیرند، به به چه چه حاج آقا التماس دعا، سریع گمان می‌کنم کاسه‌ام پر است؛ کسی‌ام؛ چیزی‌ام؛ به جایی رسیده‌ام. و خدا نکند خو کنم با این وضعیت و بشود ملکهٔ وجودم. دیگر باید جاهایی بروم که تحویلم می‌گیرند؛ مریدانم هستند، رفقایم هستند.

حالا شما فعلاً — مخصوصاً نوجوان‌ها — این را در دستور کارشان نداشته باشند، بنا به دلایلی. اما بنده دستور داشتم از یکی از اولیا که جایی برو که اتفاقاً تحقیر می‌شوی؛ مسجدی برو که چپ‌چپ نگاه می‌کنند؛ هیئتی برو که قبولت ندارند. مدتی من این کار را می‌کردم و خیلی برای خودسازی‌ام خوب بود. بماند؛ حالا رد شویم از آن.

خوشا به حال غریبان. غریبه به غین. می‌خواهد برسد به اسم حضرت حق: الوتر. این می‌شود چیست؟ انقطاع وحدانی. فقر عارف. یعنی خودش بشود مظهری از اسمای حضرت حق.


شباهت به زهرا و علی؛ قبر پنهان انسان کامل

کسی که بشود محل ظهور اسم الوترِ حضرت حق، شباهت گرفته به حضرت زهرا. به به؛ به به. چه چیزی بالاتر از این؟ شباهت گرفته به امیرالمؤمنین که تا صد سال — نود و چند سال — قبرش مخفی بوده. دیگر بالاتر از این؟

ولیّ خدا باشی؛ منسوب به حق باشی؛ فرستادهٔ حق باشی؛ ولایت کلیهٔ الهیه داشته باشی؛ بعد غریب، تا صد سال قبرت مخفی بشود که جسارت به تو نشود.

چقدر شما حرمت برای پدر بنده قائل شدید. چقدر از شهرستان‌ها آمدند سر مزار پدرم و عکس و فیلم برای ما فرستادند، برای مدیران کانال، که مثلاً ما رفتیم سر قبر پدر حاجی. چه عزتی، چه آبرویی، چه؟ پدر ما یک نوکرِ دستِ چندم است. چه بگویم؟ ما نیستیم که اعتبار بدهیم. امیرالمؤمنین بود. اصلاً قابل قیاس نیستم؛ نیستیم ما با آن مقام.

وقتی رهبر عزیزمان خودش را نسبت به حضرت امام علیه‌الرحمه فرمود فاصلهٔ نجومی است با حضرت امام، دیگر با انسان کامل را چه عرض کنیم؟ این‌ها شوخی نمی‌کنند؛ تعارف ندارند که. باج به احدی نمی‌دهند. با احساسات و عواطف بازی نمی‌کنند. حقیقت را می‌گویند. بعد فاصلهٔ ما با انسان کامل اصلاً، اصلاً قابل قیاس و قابل بیان و احصا نیست.

انسان کامل باشی؛ بعد هیچ ظاهری نداشته باشی که هیچ؛ تا صد سال قبرت مخفی باشد که مبادا جسارت کنند. آیا بالاتر از این انقطاع، و این وِتر بودن، و رشحه و ظهور و تجلی و تلألؤ اسم الوتر را با خود داشتن، سراغ دارید؟


خدا با ماست؛ آموزش عملی به فرزندان

چرا وحشت کردی؟ چرا الان بعضی‌ها وحشت می‌کنند؟ امروز یکی از بچه‌های خودم الان گفت: بابا کیا با ماست؟ در دنیا الان کدام کشور با ماست؟

این را خواهرها گوش بدهند. قطعاً خواهرها چون یک مقدار جنس‌شان لطیف‌تر است، ظریف‌تر است، خب زودتر می‌پاچند تا مردها. مردها اقتدارشان… به‌خصوص بچه‌دخترها مخصوصاً. این اصلاً یکی از بزرگ‌ترین آموزه‌ها و روش‌های تربیتی ماست. حتی در نشئهٔ عمل؛ یعنی در حیطهٔ عمل، نه فقط عرفان نظری؛ در عرفان عملی. الان، همین الان.

یعنی چه؟ مثلاً دخترم به من گفت: بابا الان اگر موشک می‌خورد توی سر ما؟ گفتم چه می‌شد به نظرت؟ همه‌مان با همدیگر الان در محضر خدا بودیم و پیش شهدا و اهل بیت. با هم الان پیش اهل بیت بودیم در بهشت. قشنگ نبود؟ همین‌طور دخترم نگاه می‌کرد مرا. این خودش آموزه است؛ آموزش عملی است. خواهرهای محترمه اگر دختربچه‌ای در خانه دارند که می‌ترسند، این آموزش عملی است. شما الان به خواهرتان، به برادرتان، این کوچولوترها؛ این می‌شود آموزش عملی.

بعد دخترم به من گفت: بابا کیا با ماست؟ گفتم خدا با ماست. اصلاً القای این حقایق باید از الان صورت بگیرد که خدا با ماست.

«إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ» (شعراء/۶۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا پروردگارم با من است؛ به‌زودی هدایتم خواهد کرد.

موسی در برابر نیل؛ عیار ایمان در محاصره

حضرت موسی مگر نرسید، با تمام لشکرش، گفت وعدهٔ خدا رسیده من شما را نجات بدهم. خودتان بگذارید؛ یک لحظه می‌توانید جای بنی‌اسرائیل بگذارید با پیغمبر زمان‌شان. ولیّ زمان ما که ادعای پیغمبری ندارد. ادعای جانشینی؛ آن هم ادعا نیست. یک حقیقتی است که امام عصر به ما فرمود:

«وَأَمَّا ٱلْحَوَادِثُ ٱلْوَاقِعَةُ فَٱرْجِعُوا۟ فِيهَا إِلَىٰ رُوَاةِ أَحَادِيثِنَا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اما رویدادهایی که پیش می‌آید، در آن‌ها به راویان حدیث ما رجوع کنید.

آن‌ها فرموده‌اند این‌ها حرف ماست؛ این‌ها حرف ماست. پشت سر پیغمبرشان راه افتادند. به امید نجات رسیدند. یک‌هو خوردند به رود نیل؛ از پشت سر هم. نصف شب هم بود. فرعونیان باخبر شدند. لشکریان راه انداختند.

فکر کن الان تمام کفر دنیا، فراعنهٔ زمان، یک‌هو ایران را کلاً محاصره کنند. چند قبضه. چه حالتی پیدا می‌کنی؟ این‌جور موقع‌هاست که آدم عیار ایمانش معلوم می‌شود. از پشت سرم فرعون آمد؛ جلو رود نیل؛ پشت سرم لشکریان فرعون با تمام تجهیزات و قوا. شروع کردند غرغر کردن به پیغمبرشان: تو که گفتی امید نجات؛ گفتی وعدهٔ خدا. این چه وعده‌ای است؟ روبه‌روی‌مان که دریای هلاکت؛ پشت سرمان هم که فرعونِ هلاک‌کننده. چه نجاتی است؟

حضرت موسی هیچ؛ با دست خالی، با دست خالی فرمود:

«إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ» (شعراء/۶۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا پروردگارم با من است؛ به‌زودی هدایتم خواهد کرد.

چند بار هم رهبری این را فرموده‌اند. یک سری خندیدند. پروردگار من با من است و به‌زودی مرا هدایت خواهد کرد. این حرف‌ها چیست؟ تمام شد رفت؛ قافیه را باختیم.

دستور آمد عصا را بزن به رود نیل. عصا را. نه موشک سجیل و موشک هایپرسونیک؛ عصای چوب معمولی را بزن به دریا، ببین چه می‌شود.

«أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ» (شعراء/۶۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): که عصایت را به دریا بزن. پس شکافت، و هر پاره‌ای چون کوهی بزرگ شد.

زد، شکافت. همه فرار. همه پشت سر نگاه کردند. تازه دستور داده بود حضرت نگاه نکنند. باز یک مشت آدم از ترس‌شان رو به پشت نگاه کردند. دیدند همه دارند می‌آیند؛ لشکریان فرعون. این چه نجاتی است؟ این‌ها که پشت سر مایند که. رفتند و تا آخرین نفر خارج شد و آخرین نفر از فرعون وارد نیل شد، دریا به هم آمد.

وقتی می‌گویی خدا با من است، دیگر ترسی نداری. چه ترسی؟ پس این نکتهٔ اول ما.


غدیر؛ نقطهٔ عطف عرفان نظری و عملی

نکتهٔ دوم و سوم را هم خیلی سریع رد شوم. در خصوص امیرالمؤمنین — اگرچه بحث درس و بحث‌مان را به گونه‌ای مطرح کردیم که سخن از مولای‌مان هم گفته شد — نکته‌ای عرض کنم تبرکاً. آن هم اینکه غدیر نقطهٔ عطف است. قطب‌الاقطاب است؛ چه در حیث عرفان نظری، چه عرفان عملی.

اگر کسی می‌خواهد توبه کند، امشب شبش است. نقطهٔ عطف یعنی این. می‌خواهد عوض شود، امشب شبش است. می‌خواهد کاری را شروع کند، امشب شبش است. می‌خواهد ذکری دست بگیرد، امشب شبش است. می‌خواهد قولی به امام عصرش بدهد، امشب شبش است. می‌خواهد مهربان‌تر بشود به خانواده‌اش، اخلاقش را عوض کند، امشب شبش است. اصلاً نقطهٔ عطف است. می‌خواهد با امام عصرش رابطه‌اش را قوی‌تر کند، امشب شبش است. می‌خواهد آمادهٔ شهادت در جبههٔ جنگ با اسرائیل غاصب بشود، امشب شبش است. غسلش را امشب بکند.

اصلاً چه زیبا. داشتم فکر می‌کردم که چه زیبا القا شد به هیئت ضیاء زهرا — بلکه الهام — که امسال سال شهداست. حواستان هست؟ گفتیم امسال هیئت ضیاء زهرا سال شهداست. امروز خون شهدا دارد می‌جوشد. نقطهٔ عطف است.


اطعام غدیر؛ نه اطعام عاشورا

در خصوص عاشورا، یک‌کدام‌تان بفرمایید — حتی آن‌هایی که کامل الزیارات را دیده‌اند، که اولین منبع بیان عاشوراست، که احادیث قدسی است، هزار سال پیش؛ کامل الزیارات ابن‌قولویهٔ قمی که بغل شیخ مفید در حرم کاظمین دفن است — در آن کتاب ببینید، ببینم کی تا حالا سراغ دارد؟ یک روایت را نشان بدهد مبنی بر ترغیب و تصریح و تشویق بر اطعام روز عاشورا. دارید؟ نداریم. برو بگرد، خسته می‌شوی. اتفاقاً برعکسش هست. می‌گویند آن روز خیلی نخورید. بعد بیشترین اطعام طی سال در عاشورا اتفاق می‌افتد. البته روزه‌اش هم کراهت دارد.

در صورتی که — یک روایت فقط من تقدیم کنم خدمت‌تان؛ این نکتهٔ غدیری‌مان باشد — ببینید چه درون‌مایه‌ای دارد که این‌قدر ترغیب کرده‌اند اطعام امشب را، ولو به یک لقمه نان. یک دانه خرما، به این نیتِ اطعام غدیر. البته امشب، فردا. خوش به حال آن‌هایی که امشب بانی بودند شام پخته شود. فرمود کسی که… نگفته اندازه‌ها چند پرس، نه. اصلاً اطعام کند ولو یک لقمه. ثوابش چقدر است به نظر شما؟

ثواب از لحاظ فلسفی گفتیم اثر در نفسه. یعنی اثر. چقدر باید جان بکنیم من و شما که در نفس ما اثری پیدا بشود که گویی تمام انبیا و مرسلین و شهدا و اولیا را اطعام کرده‌ایم از اول تا آخر تاریخ. کی را سراغ دارید همچین کاری کرده باشد؟ اطعام امشب و فردا مساوی است با اطعام تمام انبیا و اولیا و مرسلین و اولواالعزم‌ها. شوخی نیست.

و عجیب‌تر از آن این است: هرکس امشب و فردا اطعام کند، فرمود بوی کفر و بوی نفاق و بوی فقر را استشمام نخواهد کرد. الله اکبر! الله اکبر!

می‌خواهد هر شب سورهٔ واقعه بخواند — که روایت صریح است؛ آزمودنی است؛ امتحان کنید؛ کردید، می‌دانید — اصلاً محتاج به غیر نمی‌شود کسی که هر شب سورهٔ واقعه بخواند. اطعام امروز کاری را می‌کند که گویی سورهٔ واقعه را هر شب خوانده‌اید. تازه بالاتر از آن. امشب و فردا. ولو به یک… نیت کنید.

«مَن فَطَّرَ مُؤْمِنًا فِى لَيْلَتِهِ فَكَأَنَّمَا أَطْعَمَ ٱلْأَنبِيَآءَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءَ وَأَنَا ضَامِنٌ لَهُ ٱلْأَمَانَ مِنَ ٱلْكُفْرِ وَٱلنِّفَاقِ وَٱلْفَقْرِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که مؤمنی را در شب غدیر افطار دهد، چنان است که پیامبران و صدّیقان و شهیدان را اطعام کرده؛ و من ضامنِ ایمنی او از کفر و نفاق و فقرَم.

آن‌هایی که دست به خرج‌اند امشب و فردا: پدر خانه، مادر خانه، غذای خانه را به نیت اطعام غدیر. خواهر برای برادرش چیزی بگیرد، لقمه کند بگذارد توی دهانش. برادر توی دهان خواهرش بگذارد. همسر توی دهان همسرش. به نیت اطعام غدیر. برکاتش را ببیند.


لقمه به نام علی؛ نوری که نمازشب‌خوان می‌سازد

بعد این البته آثاری دارد و فرصت نیست. من می‌خواهم نکتهٔ سوم را بگویم تمام. وقت‌مان گذشته خیلی. اثری که در این لقمه‌ها هست را ببین چه خبر است. یعنی نکته در آن اثر است. لقمه‌ای که به نام علی خورانده بشود. سفره‌ای که به نام علی پهن بشود. این نورٌ علی نور است؛ و آن نور، نمازشب‌خوان می‌سازد.

بعضی‌ها را من می‌شناسم غذاشان نمازشب‌خوان می‌سازد. غذایی که از دستش می‌خوری. من زبانم بسته است حرف بزنم. من غذایش را خورده‌ام نمازشب‌خوان شده‌ام. این‌طوری هستند. در همین هیئت. اطعام برای مولا این کار را می‌کند. نوری درش هست که می‌گوید جمع انبیا را؛ نوری درش هست. کاری می‌کند که تو نمازشب‌خوان بشوی. نوری درش هست. کاری می‌کند که تو گویی پیغمبر عزیز عالم را اطعام کرده‌ای. شوخی‌ام مگر؟

پیغمبر سر هر سفره‌ای نمی‌نشیند. تا آن سفره بوی علی ندهد، پیغمبر نمی‌نشیند سرش. شاگردهای دست‌چندم‌شان… شاگرد چه بگوییم؟ بالاتر از آن، خود آقای بروجردی مگر غذا نخورد در مجلس اهل بیت، بالا آورد. بعد فرمود بروید بررسی کنید این غذا را کی بانی شده. شنیدند یک بازاریِ زُل‌خور این غذا را داده بوده. فرمود همان. اصلاً معده چنان طهارت پیدا کرده که غذای حرام باهاش سازگار نیست؛ می‌ریزد بیرون. آن‌که دیگر انسان کامل است.

چه نورانیتی در لقمه‌ای است که به نام علی بخورانی به کسی؛ که پیغمبر نشسته سر آن سفره. شوخی‌ام مگر؟ چه خبر است امشب و فردا؟ آقا اوج، اوج، اوج به خدا.


جنگ با اسرائیل؛ از دفاع تا جنگ

ما خیلی… من تا مخصوصاً خبر شهادت سردار حاجی‌زاده را شنیدم، اصلاً ناخودآگاه بغضم ترکید، اشکم ریخت. حاجی‌زاده را مخصوصاً. اصلاً دست خودم هم نبود. به شدت آن حالت جا ماندن از کاروان شهدا درم دوباره زنده شد. طوری هم گریه کردم که بچه‌ها نبینند، خانواده نبینند، احساس ضعف کنند.

اما امشب هرچه نگاه کردم به صحبت‌های آقا سید عزیز، آقای دکتر محمدی؛ به شعرهای بچه‌ها؛ به امشب مولای‌مان علی؛ جوشش خون این شهدا؛ زدن قلب کفر و نفاق — تل‌آویو، اسرائیل — که آرزوی یک عمر ما بچه‌های جنگ بوده. این را بدانید. من به پسرم امروز گفتم: علی جان، امروز را به خاطرت داشته باش. آرزوی چهل‌سالهٔ ما بچه‌های جنگ بوده دیدن امروز که جنگ ما با اسرائیل شروع بشود؛ نه دفاع. دیگر ناخودآگاه پا شدم توی گوش عزیزم گفتم آقا بگویید بچه‌ها دست بزنند. شادی کنیم. شادی کنیم آقا.

این شعف؛ و نکتهٔ آخر. نکتهٔ آخر اینکه باز تأکید می‌کنم صحبت‌های عزیز دلم ابتدای جلسه را، آقا سید، دوباره بازخوانی کنید. خیلی عالی بود. بسیار عالی بود. من خودم بهره بردم. و واقعاً عرض می‌کنم بچه‌ها این را — یا زهرا — گوش بدهند؛ چه از راه دور، چه نزدیک. واقعاً خیالم امشب راحت شد از اینکه سرم را بگذارم زمین و از بین شما بروم. خیالم راحت شد که ان‌شاءالله هیئت دیگر بهینه و مصون است از آن افکار؛ آن افکار عالیه روش سایه دارد. خودتان هم که الحمدلله همه عالی‌اید. نفوس مستعد، در حال حرکت، سیر هیئت. جوشش عجیبی امشب در هیئت دیدم. از صحبت‌های آقای دکتر بگیرید تا خواندن بچه‌ها تا باطن مجلس و حالات شما و خودم. سال، سال شهداست؛ و من امشب خیالم راحت شد از ان‌شاءالله آیندهٔ این هیئت.


حماقت دشمن؛ خیزش جهانی به‌سوی ظهور

نکتهٔ آخر را عرض کنم. اگر همهٔ اهل ایمان این را از ما قبول کنید — دوست داشتید — نکتهٔ آخرم پیرامون حوادث امروز است. همهٔ تحلیل‌ها را هم گوش بدهید؛ تحلیل‌ها همه درست؛ همه را گوش بدهید، بسیار عالی. این را هم از ما قبول کنید.

اگر همهٔ اهل ایمان دست به دست هم می‌دادند که چنین خیزش جهانی‌ای ایجاد کنند بر علیه اسرائیل، کاری که خودش با دست خودش کرد نمی‌شد؛ تا پیش از این، کارهایی که تا الان کرد. یک خیزش جهانی، بیداری عجیب انسانی در تمام دنیا؛ حتی کفار؛ حتی خود یهودی‌ها به صدا درآمدند. چه میتینگ‌هایی راه انداختند؛ چه جمعیت‌هایی؛ چه تشکل‌هایی راه افتاد و و و.

و امروز هم، امروز هم با این حماقتی که — می‌گویم روایت داریم خدا دشمنان ما اهل بیت را از احمق‌ها آفریده. واقعاً با این حماقتی که کرد، یعنی اگر همهٔ ما بچه‌حزب‌اللهی‌ها و بچه‌های جنگ و انقلاب، هرچه بچهٔ مؤمن، دست به دست هم می‌دادیم، یک چنین آمادگی‌ای نمی‌توانستیم ایجاد کنیم. یک چنین اتحاد، یکدلی و خیزشی به‌سوی ظهور — گفتند آقای دکتر. خیزشی به‌سوی… خیلی از اولیا، امثال آقای حائری شیرازی‌ها، وعدهٔ ظهور را با جنگ با اسرائیل داده‌اند. ما همه‌اش منتظر بودیم. یک وجهش این بود دیگر. گفتند وقتی منتظر ظهور باشید که جنگ ما با اسرائیل شروع بشود.

پیش از این دفاع بودیم. توی لاک دفاعی بودیم. الان جنگ است. دیگر جنگ شد. اخبار هم دیدید؛ اعلام رسمی گفتند جنگ با اسرائیل شروع شد. شروع شد بچه‌ها. جنگ شروع شد. الحمدلله.

یک زمانی امام می‌فرمود جنگ جنگ. آقا می‌فرمود شهدای جنگ. بعد رفته‌رفته این را یک سری — چه بگویم؟ چپی‌ها، راستی‌ها، سنتی‌ها، افراطی‌ها، تفریطی‌ها، هرچی — آمدند دست بردند مشوبش کردند؛ کردندش دفاع مقدس. البته به جهت مسائل، به هر حال مصلحت انقلاب و اسلام در جهان و این‌ها؛ اما هنوز ما می‌گوییم جنگ. بچه‌های جنگ؛ و:

«وَقَٰتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ» (انفال/۳۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای نماند.

قرآن دیگر: آن‌قدر بکشید تا فتنه ریشه‌کن بشود. و:

«فَقَٰتِلُوٓا۟ أَئِمَّةَ ٱلْكُفْرِ» (توبه/۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس با پیشوایان کفر بجنگید.

آن گنده‌هاشان را بزنید زمین. کاری که امیرالمؤمنین با مرحب کرد. گنده‌شان… کل ایمان در برابر کل کفر قرار گرفت.


ضربت امیرالمؤمنین؛ کل ایمان در برابر کل کفر

بزرگان فرموده‌اند — حرف من نیست — امثال علامه حسن‌زاده‌ها روح‌شان شاد فرمودند یک وجه اینکه فرمود — خیلی عجیب، عجیب — که امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرمود؛ من هم در ثقلین‌ام؛ یعنی یک ضربت امیرالمؤمنین بالاتر است، افضل است از عبادت جن و انس از اول تا آخر. عجیب است. چرا؟ فرمودند چون کل ایمان در برابر کل کفر قد علم کرد.

«ضَرْبَةُ عَلِىٍّ يَوْمَ ٱلْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ ٱلثَّقَلَيْنِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): یک ضربت علی در روز خندق برتر است از عبادت ثقلین.

الان همین اتفاق رخ داده. الان همین است. یعنی الان هر کاری من و شما بکنیم — هر کاری الان در دفاع از مقاومت و خوار کردن اسرائیل — هر کاری مثل همین جلسهٔ امشب سرتاسر به لجن کشاندن اسرائیل و اهدافش بود. هر کاری ما بکنیم بوی چه می‌دهد؟ همان ضربت را. بوی آن را. یعنی عطر آن را دارد. چرا؟ چون الان کل ایمان در برابر کل کفر صف‌آرایی کرده.

صف خودتان را پیدا کنید. جای خودمان را پیدا کنیم. سال، سال شهداست. خواهر و برادرها، شاید فردا همین بغلی‌ات… علامه بغل‌دستیت را یک نگاه بکن. مرا نگاه نکن. همین بغلی را نگاه کن. مخصوصاً نگاه کن. خواهش می‌کنم. چه خواهرها، چه برادرها. یک نگاه به بغل‌دستیت بکن. شاید فردا نبود و شهید شد. شما شهدای زنده‌اید. چرا فقط شهدایی که رفته‌اند؟ شهدای زنده را دریابیم. سال، سال شهداست. شهدای زنده را هم دریابیم. سلامتی آقا، بلند صلوات بفرستید.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَءَالِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

«وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ» (فاتحه/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ستایش خدای را، پروردگار جهانیان.

دعا و نیایش پایانی

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلْعَظِيمِ ٱلْأَعْظَمِ إِلَٰهِى بِمَوْلَانَا أَمِيرِ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ صَلَوَٰتُ ٱللَّهِ عَلَيْهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خدای بزرگِ بزرگ‌تر؛ خدایا، به حق مولای ما امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب که درود خدا بر او باد.

«يَٰٱللَّهُ يَٰٱللَّهُ يَٰٱللَّهُ يَٰٱللَّهُ يَٰٱللَّهُ يَٰٱللَّهُ يَٰٱللَّهُ يَٰرَحْمَٰنُ يَٰرَحِيمُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای خدا؛ ای بخشنده، ای مهربان.

«يَٰمُقَلِّبَ ٱلْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِى عَلَىٰ دِينِكَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای دگرگون‌کنندهٔ دل‌ها، دلم را بر دینت استوار دار.

«ٱللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ ٱلْفَرَجَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، در فرج ولیّت شتاب کن.

«ٱللَّهُمَّ ٱجْعَلْنِى مِنْ أَنصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ وَٱلذَّآبِّينَ عَنْهُ وَٱلْمُسَٰرِعِينَ إِلَيْهِ فِى قَضَآءِ حَوَآئِجِهِ وَٱلْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ وَٱلْمُحَامِينَ عَنْهُ وَٱلسَّٰبِقِينَ إِلَىٰ إِرَادَتِهِ وَٱلْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، مرا از یاران و مددکاران او قرار ده؛ از دفاع‌کنندگان از او؛ از شتابندگان به‌سوی او در برآوردن حاجاتش؛ از فرمان‌برداران امرش؛ از حمایت‌کنندگان او؛ از پیشی‌گیرندگان به‌سوی اراده‌اش؛ و از شهادت‌یافتگان در پیشگاهش.

«ٱللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِوَٰلِدَيْنَا وَلِوَٰلِدَىْ وَٰلِدَيْنَا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، پدر و مادر ما را بیامرز، و پدر و مادرِ پدر و مادر ما را.

«ٱللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِإِمَامِنَا ٱلْخُمَيْنِىِّ وَٱغْفِرْ لِشُهَدَآئِنَا وَٱغْفِرْ لِأَجْدَادِنَا وَٱغْفِرْ لِجَدَّٰتِنَا وَٱغْفِرْ لِأَمْوَٰتِنَا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، امام‌مان خمینی را بیامرز، و شهیدان‌مان را، و پدران‌مان را، و مادران‌مان را، و مردگان‌مان را.

«ٱللَّهُمَّ بِحَقِّ أَمِيرِ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱللَّهُمَّ ٱحْفَظْ قَائِدَنَا ٱلْخَامِنَئِىَّ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، به حق امیرالمؤمنین، رهبرمان خامنه‌ای را نگاه دار.

«ٱللَّهُمَّ ٱنصُرْ جُيُوشَ ٱلْمُسْلِمِينَ وَٱخْذُلِ ٱلْكُفَّارَ وَٱلْمُنَٰفِقِينَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، سپاهیان مسلمانان را یاری کن و کافران و منافقان را خوار گردان.

«ٱللَّهُمَّ ٱشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، هر بیماری را شفا ده.

و مخصوصاً این مریض‌دل‌هایی که هنوز دم از مذاکره می‌زنند. امروز فلان‌فلان‌شده یکی‌شان از اعضای دولت دوباره امروز حرف از مذاکره می‌زد.

«ٱللَّهُمَّ ٱشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، هر بیماری را شفا ده.

«ٱللَّهُمَّ ٱجْعَلْ عَوَٰقِبَ أُمُورِنَا خَيْرًا»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، فرجام کارهای ما را خیر قرار ده.

و دعای قشنگ همگی‌مان:

«ٱللَّهُمَّ ٱجْعَلْنِى عِندَكَ وَجِيهًا بِٱلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ ٱلسَّلَامُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، مرا نزد خودت به‌واسطهٔ حسین علیه‌السلام آبرومند قرار ده.

«ٱللَّهُمَّ ٱرْزُقْنَا فِى ٱلدُّنْيَا زِيَارَةَ ٱلْحُسَيْنِ وَفِى ٱلْءَاخِرَةِ شَفَاعَةَ ٱلْحُسَيْنِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، در دنیا زیارت حسین را روزی‌مان کن و در آخرت شفاعت حسین را.

یک دعای دیگر. خدایا تو را به حرمت و اعتبار امشب قسمت می‌دهیم ما را در بهشت از همسایگان دیوار به دیوار علی بن موسی الرضا قرار بده.

«ٱللَّهُمَّ ٱغْفِرْ وَٱرْحَم مَن يَقْرَأُ ٱلْفَاتِحَةَ مَعَ ٱلصَّلَوَٰتِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بیامرز و رحمت کن کسی را که فاتحه می‌خواند همراه با صلوات.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَءَالِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.