ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات شیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد وایاک نستعين.

الحمد لله على کل نعمه واسأل الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شاء الله امام عصر عزیزمون هر کجا تشریف دارن همین الساعه خدا حالشونو خوب کنه.

غم از دل آقامون برداره.

گره فرجشو باز کنه.

آقامون ما رو دعا کنه از زمین سازان ظهورش و سربازان فدایش باشیم ان شاء الله.

سال حضرتش صلواتی خط بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بحث ما در وادی لقاء الله رسیده بود به موضوع فقر که عرض کردیم هر مقدار که این رو بفهمیم و بچشیم و برسیم بهش و متوجه بشیم که فقر مون ذاتیه، همون مقدار به ما اذن میدن، اجازه میدن که به لقاء الله برسیم.

ما بر اساس کتاب منازل السائرین خواجه عبدالله در منزل سی و یکم که موضوع فقر بود [نفس عمیق] ابتدا در بحث انواع فقر، فقر زاهد رو برشمردیم تا بعد برسیم به فقر عدمی و بعد فقر عارف.

لایهٔ ابتدایی و اول فقر، فقر زاهده [نفس عمیق] که عرض کردیم تو سه حوزه ایشون نظر دادن که و هو نقد الیدین من الدنيا ببطن او طلبا اینو توضیح دادیم.

دومیش و اسکات اللسان عنها ذماً أو مدحا.

اینو هم توضیح دادیم.

این سومیش موند در حوزه فقر زاهد.

سومیش [نفس عمیق] دیگه با اینکه این درجه اول فقرا، فقر زاهده هنوز به فقر عدمی و فقر عارف نرسیدیم باز اما الان این قسمت سومش رو که منظور نظر ایشونه و البته متفق القولن همه بزرگان سر این قسمت سوم براتون بخونم متوجه میشیم که چقدر عمیقه قصه و چقدر مقامات، مقاماتی که داره بیان میشه عالیه است.

ایشون می فرمود و السلامه منها طلباً أو تركا.

یعنی از دنیا [سرفه] ایمن باشی سالم باشی چه از حیث طلبش چه از حیث ترکش.

خب اینکه ما از حیث طلب دنیا ایمن باشیم یعنی طالب دنیا نباشیم، طلب نکنیم دنیا رو تقریباً مشخصه که البته باید حواسمون باشه دیگه که اون زهد من درآوردی نشه که شبیه اون روایت که همه شنیدید.

زن‌ها اومدن به پیغمبر از شوهرهاشون شکایت کردن.

گفتن یا رسول الله به داد ما برس.

چی شده؟

مردهای ما پناه بردن به غار و صحرا و چی و اینا دست از کار و تلاش و زندگی و خونه و زن و بچه کشیدن.

میگن ما زه-- می‌خوایم زهد پیشه کنیم.

شب و روز عبادت می‌کنن و ذکر میگن.

پیغمبر میگن به قدری عصبانی شد و ناراحت شد که عبا از رو دوش مبارکش از یه دوش افتاده بود.

عبا رو زمین کشیده میشد.

به این وضعیت سریع خودشونو رسوندن بالا منبر.

مردم رو جمع کردن و فرمودن که این چه کاریه شما داری میکنی؟

منی که پیغمبر شما به زن و بچه و خانه و اینها رسیدگی می‌کنم، کار می‌کنم، غذا می‌خورم، می‌خورم، می‌خوابم، در کنارش عبادت هم می‌کنم.

این چه بساطیه راه انداختید شما؟

مثل بعضی از [سرفه] متأسفانه بچه حزب‌اللهی‌های امروز که روز و شبشون شده هیئت، هیئت گردی.

متأسفانه دیدما که میگن از این هیئت به اون هیئت از اون هیئت به این هیئت شب تا صبح، صبح تا شب نه کار، نه درس، نه زندگی.

این که اصلا مورد نظر ما نیست.

که حالا اصلا حالا که اینطور شد همین ابتدای بحث خوبه که اگر از تو گوشیم پیداش کنم یه برشی از چند تا برش از شرح مصباح العنس مرحوم ابن فناری توسط حضرت استاد من کنار گذاشته بودم که حالا یکیشو دیروز تو مسجد بلال برای دوستان گذاشتم.

یکیش اصلاً الان دیدم مرتبط با بحثمونم هست یادمه.

پیرامون همین که [سرفه] مال و زن و بچه و لباس و نقره و اینها، اینها دنیا نیست اشتباه نشه.

دنیا [سرفه] دلبستنه به اینهاست.

دنیا غفلت از حضرت حق این منظور دنیاست.

هر چیزی که غافل کنه ما رو.

اتفاقاً حضرت استاد نظرشون اینه که مال چیز خوبیه.

بسته به اینکه به دست کی بیفته.

اون موقع است که نشون میده یعنی کارکرد مال به چه گونه است.

اینو حواستون جمع باشه.

حالشو دارید؟

اونم چند دقیقه است بله پیداشم کردم.

چهار دقیقه و چهارده ثانیه.

شما که حال دارید صحبت منو بشنوید حال ندارید صحبت استادو بشنوید.

اصل اونه دیگه.

نفس استاد انشاالله به عمتون بخوره حضرت علامه.

اینو گوش بدید بعد ما این قسمت رو جمع‌بندی کنیم.

"چیست دنیا؟

از خدا غافل شدن.

نی لباس و نقره و فرزند و زن." حالا نظر علامه رو تو این رابطه ببینید.

خیلی شیرین و عالی.

[صدای محیط] علم الهی شریف‌ترین علوم، علم آدم‌ساز، انسان‌ساز، علم مدینه‌ی فاضله.

بقیه‌ی علوم، بقیه‌ی احوال، مقامات، مناصب همه بله این‌ها همه بنای خوبه.

کسی که نمیگه بده.

مشاقی خوبه، خراجی خوبه، بجاجی خوبه.

این همه شغل‌هایی که بندگان خدا دارن دست ما گرفتن که ما داریم به همت اون‌ها، به کار اون‌ها لقمه نانی می‌خوریم.

خدا رحمتشون کنه.

به گردن ما حق دارن.

یه سفره‌ای گسترده میشه.

غذایی خورده میشه.

چقدر؟

بلا ماشاالله زمین و آسمان این همه بله از خدا گرفته به تمام کلمات وجودی‌اش در کار تا این سفره‌ی نان برای ما گسترده شد.

الحمد لله رب العالمین.

صحیح.

ولکن اگر در اون شغل، باطن اون شغل، روح اون شغل خدا نباشه، کمال انسانی نباشه، خب می‌دونی تمام این مناصب، مقامات، احوال، اوصاف همه اگر دوام داشته باشیم منتهاش تا لب گوره اینجوری‌ست دیگه.

بعد اونجا دیگه جان می‌خوان.

حقیقت می‌خوان.

اونجا این نشئه گرچه ما به یک زبانی این نشئه رو نکوحش می‌کنیم.

می‌گیم دنیا و چه و این حرف‌ها و این‌ها.

خب جنابعالی می‌دونید که نکوحش به دنیا در کتب اخلاق اصیل و درست دنیا را به دنیای محموده و به دنیای مذمومه تقسیم کرده‌اند.

این نکوحش می‌رود روی دنیای مذمومه.

چیست دنیا؟

از خدا غافل شدن.

نی لباس و نقره و فرزند و زن.

دارن نکوحشون این دنیا را خطابه می‌فرمایند، نصیحت می‌فرمایند.

یعنی از خدا غافل نشوی.

نه اینکه کار نکنی، نه اینکه درس نخونی، نه اینکه به دنبال سوادتون نباشین، نه اینکه روحانیت پیشه کنید.

با این‌ها که نمیشه آقا که.

همه دارن برای ما کار می‌کنند ما هم باید عضوی از پیکر جامعه باشیم کار کنیم.

قاعده‌اش.

نباید کله مردم باشیم دیگه.

ما هم باید کار-- هر کسی باید برای خود کار داشته باشه.

مال که بد نی.

این همه خیرات و برات هم از مال است دیگه.

مال دار که کسی نگفته که بده.

مال‌دار بد نباشه مال چرا بده؟

مال سبب توفیق آدمه.

برکات آدمه.

سرعش شده آدم داره.

مال که خیلی خوبه.

مال مثل آبه.

مال‌دار معیوب نباشه مال‌دار مثل کشتیه.

مال مثل آبه.

آب در بیرون کشتی پشتی است.

کمک کشتیه.

پشتیبان کشتیه.

کشتی رو آب باید برود.

آب در بیرون کشتی پشتی است.

آب در کشتی هلاک کشتی است.

حالا چه شد که در کشتی‌ها-- کشتی ناقص بود.

کشتی سوراخ بود.

کشتی معیوب بود.

کشتی شکسته است.

اینطور.

مال که بد نیست مال‌دار بد میشه.

مال‌دار بد میشه اینطور.

بله.

علم خیلی خوبه.

اگر عالم بله اگر او کثیف نشود دنیا شکارش نکند کرده دزد با چراغ خطرناک.

چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا.

چراغ دستشه.

لذا فتنه‌ای که او می‌تونه بکنه کجا؟

یه نفر درس‌خونده فتنه می‌کند که هزار‌ها به توان هزار‌ها عوان جمع بشه.

من نمی‌تونم این کارو بکنم.

این با این دزدی با چراغه.

علم، مال این‌ها در دست جان پاک نفس زکی تا حرف قرار بگیرند نعمت خوب.

علم الهی- مثال روحتون صلوات بفرستین.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

پس متوجه شدید که ما از خودمون نگفتیم.

نظر استاد بود.

مال خوبه تا مال‌دار کی باشه.

تمثیل قشنگی کردن مثل آب و کشتی.

خیلی عالی و همه فهم.

این قسمت اول که فرمود "و سلامت منها طلباً أو تركا".

سالم باشی از دنیا، ایمن باشی از دنیا، طلبش چه، چه در طلبش از طلبش، چه در ترکش.

خب طلبش رو ما می‌فهمیم یعنی ما طالب دنیا نباشیم.

حرص نزنیم، طمع نداشته باشیم و...

ترکش چیه؟

چگونه ما باید از ترک دنیا ایمن باشیم؟

این نکته مهمیه.

بزرگان اهل معرفت اینجا متفق القول میان میگن که ما برای رسیدن به حقیقت فقر تازه در لایه ابتدایی که فقر ظاهره چهار نوع ترک باید داشته باشیم.

[مکث] خوب دقت کنید این خیلی مهمه.

اول ترك الأولا.

یعنی ترک عالم دنیا.

یعنی اهل دنیا نباشیم، اهل آخرت باشیم.

دو: ترك العقبا.

یعنی ترک آخرت هم بکنیم.

یعنی چی؟

شما که الان گفتید تر-- اهل آخرت باشیم که.

یعنی اینکه چشممون به آخرت نباشه.

ترک کنیم آخرت رو هم.

یعنی به طمع مزد، به طمع ثواب، به طمع بهشت، به طمع، به طمع مقامات.

این‌ها نباشه.

یه رفیق خیلی خوبیه رو داریم.

الحمد لله خیلی هم اهل سیر و سلوک و کار، کار بلد و به هر حال بعد از شنگایی میاد سؤال‌های تو شیرینی میکنه و به هر حال وجناتش پیداست که تو راهه، به راهه، افتاده نیست.

[مکث] هر از شنگایی خب با نهیب‌های ما آروم میگیره دوباره هلیان وجودیش کار میده دستش و میاد میگه حاج آقا حالا نمیشه ما هم اهل طی الارض بشیم مثلا؟

اهل کشف باطن باشیم و فلان.

اینا اشتباس.

باید ترک گفت این‌ها رو.

به قول عرفا کس که به خاطر این چیزا خدا رو عبادت میکنه خودش یه نوع شرکه.

توجه کردید؟

ترک عقبا که مشخص شد.

سومی و چهارمی مقدار مشکله.

خوب دقت کنین دو تا رو بگم و برای امشب بسه.

ترك المولى.

شنیده بودید تا حالا؟

ترک مولى؟

بله.

یعنی چی ترک مولى؟

یعنی اینکه تو نیستی.

حواست باشه ها.

تو نیستی.

خیلی مهمه.

خیلی موضوع ظریفه.

از مو باریک‌تره.

مخصوصا به درد من و شما هیئتی‌ها می‌خوره.

یعنی تو نیستی که مولات رو برای خودت نگه داشتی‌ها.

نعم المولى و نعم النصير.

عجب مولایی دارممم.

هرچی هست سر اون میم آخرش.

من عجب مولایی دارم.

مگه تو این مولا رو داری؟

مگه تو مولا رو برای خودت نگه داشتی؟

مگه سلطنت و ولایت و سرپرستی او رو تو برای خودت اختیار کردی؟

نخیر.

مولا تو رو نگه داشته برای خودش.

[خنده] قصه اینه.

ترك المولى یعنی اینو ترک کن که منم که مولا دارم، منم که مولا رو برای خودم نگه داشتم، من به خاطر نماز شبم، به خاطر تقوام، به خاطر خوب بودنم، اینا همش اجبه.

خودشیفتگیه.

خود به یک معنا رش-- اینا همه رشحاتیه از چیه؟

شرکه.

اینا دویتعه.

عنیتعه.

اسنینیته.

شرکه.

گفتیم اینا باید برداشته بشه.

قربونت برم.

اینا که فقر نیست که.

تو یه چیزی ادعا کردی داری که به خاطر داشتن اون مولا تو رو مثلا مولای تو شده یا تو رو نوکر خودش قبول کرده.

به خاطر چی؟

تقوای تو، علم تو، معرفت تو، خلوص تو.

پس تو یه چیزایی داری که کجا فقیری؟

[مکث] دیگه ادعا کردی؟

نخیر.

میگه ترك المولى.

مولا رو تو ترک کن.

از این حیث ترک کن‌ها.

یعنی تو نیستی که مولا رو نگه داشتی برای خودت.

مولا تو رو نگه داشته برای خودش.

خیلی نکته ظریفیه‌ها.

ترك المولى یادتون باشید که یه آیه هم در قرآن داریم.

آیه سی و سه سوره رعد.

"أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت وجعلوا لله شركاء قل سموهم".

اینا "وجعلوا لله شركاء".

اون شریکاتون رو که به جای خدا می‌خوندید بخونید ببینم.

اگه پاش بیفته ما متوجه میشیم که مشرکیم.

دویت قائلیم.

منم که مولا دارم، منم که مولا من رو ولایتش رو به من داده.

تو چی هستی؟

تو چی هستی؟

تو اصلا وجود نداری.

از حیث وجود فلسفی نمیگما.

از حیث وجود عرفانی و اخلاقی عرض می‌کنم.

قصه هم از این.

حالا توضیحش بیشتر از ایناست چون امشب احساس می‌کنم جلسه مقدار خسته است از اولش همینطوری بود حالا.

خستگی‌هاتون رو برای ما میارید.

همه نشاطتون برای خودتون و الحمد لله رفیقای بیرون از اینجا و خونواده و کار و همه چیزو ولی خستگی‌تون رو برای من بیچاره میارید.

خب حاجی حالا ما خسته و کوفته، درب و داغون اومدیم دیگه ببینم چیکار می‌کنی با ما.

من بیچاره مثل این دلاکا هستم بیچاره.

دلاکه بیچاره‌ای باید بکشه، بکشه، کیسه بکشه.

آخر هم خودشم کره کثیف می‌ذاره میره بیرون.

بعد طرفم جان؟

بهاره.

بهاره بله.

[موسیقی]و زخم و زیلی خودشو می سپره به دلاک.

دلاک بیچاره هر طرف این بابا رو دست می کشه.

آه اینجا رو دست نزن.

اوه اونجا درد دارم.

اونجا ف-- و کجاتو بکشم؟

خسته کوفته، داغون.

عذرخواهی می‌کنم نزاع آباده دیگه اینجا آش و لاش میاد تو هیئت می‌شینه.

والا خودشو ول می‌کنه این وسط و حالا تمیزم کنید ببینم.

[خنده] چقدر این هیئتا غریبن.

چقدر صاحب این جلسات ذره پرورن.

خداروشکر کار دست من نیست [خنده] که اگه دست امثال ما بود چه منت‌ها که بر شما نداشتیم.

چهارمش هم بگیم و بسه.

چهارمش چی بود؟

کی یادشه؟

الان گفتم.

ترک چی؟

گفتم اصلا؟

چه خوبه حواسا هست.

نگفتم اصلا.

تا ترک المولا رو گفتیم.

چهارمش ترک التروک.

ای بابا این چیه دیگه؟

ترک التروک یعنی چی؟

ترک‌ها.

ترک‌ها؟

[خنده] یعنی هرچی ترکه ترک کن.

یعنی چی آقا؟

نمی‌فهمم.

خوب دقت کنید.

یه توضیح کوچولو بدم.

شما توفیق پیدا می‌کنی ترک می‌کنی مولاتو.

توفیق پیدا می‌کنی ترک می‌کنی عقبا رو.

توفیق پیدا می‌کنی ترک می‌کنی دنیا رو.

اینا همه ترک بود دیگه.

اون سه تای اول ترک بود.

بعد حالا پررو میشی مثل من.

میگی منم که ترک کردما.

من اهل ترکم.

من تارک الدنیام.

تارک العقبا و تارک المولا.

میگه از این ترک‌ها، تروک جمع ترکه.

از این ترک‌هام چیکار کن؟

ترک التروک.

اینا رو هم ترک کن.

یعنی تو نیستی که ترک می‌کنی.

ما أصابک من حسنة فمن الله.

هیچ حسنه ای به تو اصابت نمی‌کنه مگر اینکه از الله.

تموم شد.

تو نیستی.

تو اصلا خیرخواه خودتم نیستی.

خیر بلد نیستی که بخوای خیرخواه خودت باشی.

برعکسش هرچی اراده می‌کنی به ضرر خودته.

من أصا-- ما أصابک من ح-- ن-- من سیئة.

هیچ سیئه ای، زشتی به تو اصابت نمی‌کنه فمن نفسك.

مگر اینکه از نفس خودته، از نفس پلید خودته.

امان از نفس پلید.

امان از نفس خبیث.

این نفوس خبیثه پلیده.

وای وای وای که چه می‌کنند.

مثل الان حضرت استاد فرمودن مثل چراغی که بیفته دست دزد، گزیده می‌دزده.

علم بیفته دست یه آدم پلید النفس، خبیث النفس، کثیف النفس.

یعنی طهارت نکرده، تزکیه نکرده بهش رجوع کنن.

[صدای بچه] من خیلی بچه تر از الان بودم که حدود بیست سالم بود شماها رو غول زدیم و جمع کردیم یه چهل نفر از این نوجوانان که بعضیاشون هنوز هستید.

همیشه اون موقع یادم اینو گوشزد می‌کردم به خودم و به شماها.

فرمایش حضرت امام رو.

می‌فرمودن امان از کسی که هنوز خودش رو نساخته محل رجوع دیگران بشه.

اهل خودسازی نیست.

خودش رو نساخته.

اهل تهذیب نفس نیست.

هنوز آلودگی داره.

محل رجوع دیگران بشه.

این خراب می‌کنه و درست نمی‌کنه.

تو کی هستی که اهل ترک باشی؟

[صدای بچه] من خب چندین سال شاید بتونم بگم بیست سال واقعاً بیست سال فکر می‌کردم خیلیه.

بیست سال شبانه روز مخصوصا شبا تا صبح برای امام عصر عادتم بود گریه کنم آقا رو بخوام که بخوام ببینمت.

از بچگیم شروع شد تا بیست سال هر شب عبا مینداختم روم، مجرد هم بودم، تعلقی هم نداشتم.

می‌رفتم تو خیابون‌های سبلان.

گاهی بعضی از شماها دنبال من راه می‌افتادید، می‌اومدید.

هنوز یادمه.

با همدیگه گریه‌ها تا سحر.

همه حرفمون این بود آقا دوست داریم ببینمت.

[سرفه] بعد یه روز رفتیم محضر آقای خوشوقت.

[صدای بچه] ایشون یه کنایه سنگینی به ما زد.

فرمود خوبه دنبال آقاتونید.

یه چندین سال، یه عمره دارید دنبال آقاتون راه می‌افتید.

[صدای بچه] اما دلتون رو خوش نکنید که بهش برسید.

با این کارا به آقا نمی‌رسید.

نمی‌رسید بهش.

[صدای بچه] تازه اون موقع فهمیدیم که بیست ساله تو حجابیم.

می‌سوزیم، اشک می‌ریزیم که آقا می‌خوایم ببینمت در حالی که می‌خوایم خودمون رو ببینیم، نه آقامون رو.

خودبینیم، خودپسندیم.

ببین بیست سال گریه کردم دیگه وقتشه بیای.

می‌دونی چرا؟

کی آقای خوشوقت اینو به من گفت؟

یه شب تا صبح هرچی قسم بلد بودم به آقا امام زمان دادم که اگه امشب نبینمت دیگه خداحافظ.

من دیگه طاقت ندارم.

دیگه نمی‌تونم.

دیگه آخرشه.

دیگه باید بدی.

دیگه باید فلان مثال.

رفتم تو بیابونای جمع کران.

سه روز نه غ-غذا، نه آب، نه-- خدا رحمت کند آیت الله العظمی آقای فقیه امامی.

ایشون ما رو نجات داد از تو بیابون.

یه کله خرابه اینطوری و حالا الان نشستیم عرفان و فلسفه درس میدیم.

[صدای بچه].

اون موقع فهمیدم که اینا همش بازیه برای خود من.

شماها جسارت نشه.

بیست سال گریه کردم.

غلط کردی که گریه کردی.

نمی‌کردی سنگین‌تر بودی.

تو که آقا رو برای خودت می‌خوای به چه درد می‌خوره این گریه کردنه؟

آقا مال عالم اسلامه.

مال همه است.

عرضه داری؟

مانع بردار از جلوی پای آقا، آقا بتونه برای اس-- برای جهان ظهور کنه.

برای مردم غزه ظهور کنه.

ظهور اجتماعی اتفاق بیفته.

خلاصه بگم آقا این حرفایی که دارم می‌زنم برای بعضیا می‌دونم عجیبه.

برای بعضیا تعجب می‌کنن.

شاید برای بعضیا هم زود باشه، برای بعضیا هم دیر باشه.

[صدای بچه] ترک و تروک.

این دیگه چیه دیگه؟

ترک و تروک بله، ترک و تروک.

تو نبودی که ترک کردی.

تو نبودی خودتو از گناه حفظ کردی.

[صدای بچه] اسم العاصم حضرت حق باید پیاده بشه.

مثل شب قدر شب تا صبح عبادت کرده کشته خودشو خب دیگه بهترین مقدرات رو از خدا گرفتمم، در صورتی که اسم القادر حضرت حق باید شب قدر ظهور کنه تا مقدرات تو تنظیم بشه.

اون قدرتو، قدرتو، مقدراتت، شب قدر به ظهور اسم القادر حضرت حق تو چی کاره‌ای؟

تو چی هستی اصلاً؟

تو چی هستی که برای خودت موجودیتی قائلی؟

وجودک زنبون.

این تازه عزیزان دلم، قربونتون برم، فداتون بشم، این لایه ابتدایی فقر، این لایه ابتداییه تا الان گفتم.

[صدای بچه] حالا الان الک کنن ما رو با همین لایه ابتدایی چی میشه؟

الکش خیلی درشته‌ها.

[صدای بچه] همه می‌ریزیم.

[صدای بچه] حالا تا برسیم به امید خدا به فقر عدمی تا فقر عارف ببینیم اونا چی‌ان.

چه راهی در پیش داریم.

مسیر لقاءالله چقدر پیچ و پیچه.

بله.

[صدای بچه] پر تابوسه.

به کرکس نمیدن آقا جان.

والحمد لله رب العالمين صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم