یا رب اعوذ به من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقك.
بسم الله الرحمن الرحيم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله على كل نعمه و اسال الله من فضله و اسال الله من فضله و اسال الله من فضله.
اللهم صل وسلم وزد وبارك على صاحب الدعوة النبوية.
و الثقل الحیدریه و العصمة الفاطمیه و الحلم الحسنیه و الشجاعة الحسینیه و العبادة السجادیة و المآثر الباقریه.
و الآثار الجعفرية والعلوم الكاظمية والحجج الرضویة والجود التقویة والنقاوة النقویة والهيبة العسكريه والغيبة الالهیه.
اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه.
واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره وشيعته والمستشهدین بین یده.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیک حين تحمد و تستغفر.
سلام علیکم و رحمة الله.
[پچپچ] شب بسیار [نفس عمیق] عظیمی است.
از درک ما خارج است.
[نفس عمیق] روح شاد حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان فرمودند این عامیانه است که فکر کنیم امشب صرفا [نفس عمیق] ارزاق و اعمال و عمرها و آجال و اینها مشخص میشه.
[نفس عمیق] این نگاه سطحیه به امشب که میگن امشب رزق یک سال هر کسی معلوم میشه.
[نفس عمیق] فرمودن نگاه درست اینه که اون انتهای آیه سوره طلاق هست که خیلی توصیه شده جهت ازدیاد رزق و برکت رزق.
"ومن يتق الله يجعل له مخرجا ويرزقه من حيث لا يحتسب ومن يتوكل على الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شيءٍ، لكل شيءٍ قدرا." [نفس عمیق] خدای منان جعل کرده، قرار داده برای هر چیزی قدری رو.
[نفس عمیق] امشب هم که دیگه قطعا ليلة القدره.
[نفس عمیق] اگر بخواهیم بگیم که نوزدهم و بیست و یکم هم سهیماند بر اساس اون روایت عرض میکنیم که نوزدهم مقدرات که الان عرض میکنیم یعنی چی؟
تعیین میشن.
بیست و یکم محکم میشن، تایید میشن [نفس عمیق] و بیست و سوم یعنی امشب امضا میشه، تمام میشه.
این "قد جعل الله لكل شيءٍ قدرا" حضرت استاد فرمودند که [نفس عمیق] منظور از این قدر، قدر و اندازه و سعه وجودی هر شیئی است در کائنات ماسوی الله.
[نفس عمیق] یعنی اینکه امشب اندازه هر کسی مشخص میشه، مقدر میشه.
[نفس عمیق] به این معناست.
این معنای عمیق.
البته درکش عرض کردیم از ما خارجه.
[نفس عمیق] "تنزل الملائكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر." همه امورات همه کائنات و همه اشیاء نظام هستی، همه خلائق، کثرات، موجودات، وجودات همه و همه امشب اندازهشون مشخص میشه.
[نفس عمیق] هر کسی یک قدر و اندازهای داره، یک ظرفی داره.
این ظرف امشب معلوم میشه.
اندازه شما پیش خدا چقدره؟
اندازه شما پیش حجت خدا چقدره؟
اندازه شما پیش قرآن چقدره؟
در محضر عالم وجود قدر و اندازه شما چقدره؟
ظرف وجودی شما سعش چقدره؟
از امشب به بعد ذیغ میشه ظرفها، ظروف، اوعیه یا ان شاء الله سعه پیدا میکنه، وسعت میگیره.
[سخнерانی جمع]یکی از چیزهایی که خیلی رمزی، سری مولامون امیر بیان حضرت وصی علی ابن ابی طالب امیرالمؤمنین علیه افضل صلوات المسلی نصار صلوات هدیه کنید.
[هم پوشانی گوینده با دعای دیگران].
در خصوص سعه وجودی و اتساع فرمودن در اون حدیثی که فرمودن [نفس عمیق] هر ظرفی کل وعاء یضيق بما جعل فيه.
هر ظرفی یضيق.
ضیق میشه، تنگ میشه، پر میشه با اون چیزی که درش میریزم.
این ظرف مثلا یه کاسهای رو در نظر بگیرید توش آب ریختن پر شد.
دیگه جا نداره.
یضيق بما جعل فيه.
با اون چیزی که توش ریختن دیگه ضیق پیدا کرد.
پر شد.
دیگه جا نداره.
الا وعاء العلم.
یکی از دلایل اینکه ما معتقدیم نفس ناطقه انسانی مجرده همینه.
همین روایت شریفه.
مجرده، ماده نیست چون ماده هرچی میریزی توش پر میشه دیگه.
ضیق وجودی پیدا میکنه.
اما اونور اینطوری نیست.
الا وعاء العلم مگر ظرف علم که يتسع به اتساع وجودی پیدا میکنه.
وسعت میگیره.
سعه میگیره با اون چیزی که توش قرار میگیره.
چی؟
ظرف علم چی درش قرار میگیره؟
خود علم [نفس عمیق].
لذا داشتم میومدم یاد روایت شریفی افتادم که [نفس عمیق] عبدالله ابن جندب به پیغمبر عزیز از صحابی پیغمبر از ببخشید از صحابی آقا موسی بن جعفره.
ثمرت بن جندب داریم که اون علیه اللعنة والعذاب الالم با اون اشتباه نشه.
اون از صحابی پیغمبر بود دیگه معلوم الحال اون جعل حدیث میکرد [نفس عمیق].
فقط یه روایت داریم که یک روایت داریم که مویه علیه اللعنه والهاویه [نفس عمیق] ایشون رو خواست و بهش گفت برو بالا منبر و اون آیه و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله اون که در خصوص لیلة المبيت مولا علیه.
همه مفسرین شیعه و سنی قائلند که این در شأن مولاست.
برو بالا منبر این رو جعل کن بگو که نه در شأن ابن ملجم لعنتیه.
صدهزار درهم بهت میدم.
قبول نکرد.
گفت کمه.
من میخوام آبروم رو جهنمو بخرم، آبرومو بفروشم.
خودشونم میدونن اصلا چه غلطی میخوان بکنن.
تا رسوندش به چهارصد هزار درهم قبول کرد.
ثمرت بن جندب با سین صیبی.
رفت بالا منبر چهارصد هزار درهم از مویه فقط یک روایت در جعل گفت یک روایت چهارصد هزار درهم مویه علیه اللعنه خرج کرد که بالا منبر بگه.
بعد سی هزار مسجد این کار رو انجام میدادن.
ببین چه پولی خرج شده.
سی هزار مسجد جعل میکردن روایت علیه مولا و لعن و سب میکردن قبل و بعد خطبهشون.
ابتداء و انتهاء خطبهشون.
امیر المؤمنین رو.
الله اکبر.
چه خبر بوده؟
[نفس عمیق] حالا عبدالله بن جندب جندب ایشون از وکیل موسی بن جعفر بود زمان امام رضا هم درک کرد با اون اشتباه نشه.
ایشون نامه نوشت به ابا الحسن.
حالا روایت میگه به ابا الحسن بعضی از روایات هم موسی بن جعفر رو ابا الحسن یاد کردن هم امام رضا رو.
[نفس عمیق] دیگه نگفته به موسی بن جعفر یا امام الرؤوف نوشته ابا الحسن.
حالا فرق نمیکنه هرچی اونا بگن کلهم من نور واحد.
وحیه.
که آقا به من یک چیزی رو یاد بدید که من بر اثر مداومت با این دستور شما هم به خدا قرب پیدا کنم هم علم و دانشم فزونی بیاد.
خدا به من علم بده.
خدا به من معرفت نور علم و معرفت رو تو وجودم بریزه [نفس عمیق].
خب پیغمبر به نظر شما چی یاد داده باشه؟
هی میریم دنبال اذکار عجیبه و غریبه و خطومات عجیب و غریب و تمتایل و قمتایل و چی و اینا.
پیغمبر فرمود که بسیار بر این ذکر مداومت کن که هم به خدا نزديکت میکنه هم خدا به تو علم میبخشه که بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
بسیار اینو بگو.
اصلا خود شما امتحان کنید.
یه تص-- بگی دست صد بار اینو بگو اصلاً خودت متوجه میشی متسع شدی.
وجودت بزرگ شد.
اینا بهترین کارها برای مقدمات شب قدره.
یک سال انجام دادن بزرگان تا امشب مهر بخوره به بزرگیشون.
سعه وجودیشون.
اون دعای شریف اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک بفضلک.
ربط فضل و علم رو قبلاً عرض کردیم خدمت دوستان که یادش بخیر آقای بهجت بنده رو توصیه کردن خیلی.
نوشتن برام این دعا رو که قبلاً خدمتتون عرض کردیم که بعد از نماز صبح تو سجده صد و ده بار بگید.
بعد استاد عزیز ما آقای حداد فرمودن که اگر نمیتونید هفت بار دیگه از ده اولش در سجده بعد از نماز صبح.
[صدای بچه].
خب پس علم سبب اتساع وجودی میشه.
این یه نمونه.
حالا شما برید خودتون بررسی کنید.
به صورت کلی بارها عرض کردیم حضرت استاد فرمودند که چیزی که متسع میکنه، ظرفیت رو زیاد میکنه و امشب اون ظرفیتی که تو به سبب مقدمه قرار دادن اونها یک سال برای درک لیلة القدر انجام دادی، امشب امضاش میزنن.
از تو قبول میکنند، اندازهات رو قرار میدن.
میگن خب این زحمت کشید تلاش کرد.
حالا اندازهش رو بزرگ، بزرگش کنید این آقا رو.
اون دو تا چیز بارها گفتیم بر اساس آیه دو سوره جمعه "وَلَذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيَزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ".
تلاوت آیات میکنند انبیا برای ما.
فلسفه بعثتشون هم همینه به دو جهت.
یکی یزکیهمه.
تزکیه نفسه، طهارت نفسه.
یکی هم تعلیمه، ادب آموزیه به قول علمه.
فرمودن که این دو با هم اتساع وجودی میاره.
یعنی کسی صرفاً علم فکری جمع کنه، تلاش فکری بکنه، مباحثه علمی، کتاب بخونه، درس و بحث و اینا ولی طهارت نفس رو پیشه نکنه، نه.
اتساع وجودی نداره.
کسی هم صرفاً گناهو ترک کنه نره سراغ علم و ورزش فکری.
اینم تو راه میبره.
کم میاره.
دو تاش باید با هم باشه.
[صدای بچه].
یکی از بهترین کارهایی که ما شبهای پیش بحثمون چی بود؟
از ادامه مبحث لقاء الله رسیدیم به موضوع و ابتغوا الیه الوسيلة که اون چیزی که ما باید برای لقاء الله که امشب شب بیست و سوم قطعاً باید رخ بده، شب لقاء الله همه همه ماست.
ربمون رو باید ملاقات کنیم در خلوت خلوتگه وجودیمون.
عرض کردیم اون وسیله فقره و مراتب فقر رو داشتیم میگفتیم از کتاب شریف صد منزل دل.
بینش به برکت شبهای قدر یه پرانتز باز کردیم گفتیم که بهترین کاری که ما میتونیم برای امام عصرمون انجام بدیم برای اینکه انشاالله حضرت تشریف بیارن، زمینه سازی ظهور حضرت اینه که بین اهل ایمان محبت برقرار کنیم.
یکدلی و یکرنگی، صفا، صمیمیت، عشق که بر دو چیز مترتب میشه.
آمنوا وعملوا صالحا سیجعل الله هم الرحمن ودا.
هرکس که بتونه ایمان خودش و دیگران رو تقویت کنه، عقل نظری، یک.
عمل صالح دیگران و خودش رو تقویت کنه، عمل صالحات، دو.
عقل عملی.
کسی این دو تا رو در خودش، در خانوادهش، در محیط کارش، در محل تحصیلش، در فامیلش، در جماعت رفیقاش، در هیئتش، در مسجزش، در کانونش، هر کجا، در اجتماع بتونه این رو تزریق کنه در خودش و دیگران، این محبت برقرار میشه، یکدلی و یکرنگی ظهور آقا رو جلو میندازه.
جلو افتادن ظهور حضرت یعنی جلو افتادن لقاء رب.
یادتونه عرض کردیم که "فمن يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا".
همه مفسرین فرمودن این عمل صالح معیت با امامه، معرفت امامه، معرفة الامامه.
خب معرفت امام و معیت با امام، معرفت معیت میاره.
كونوا مع الصادقین.
این معیت با امام که در پس معرفته تا امامت رو نشناسی نمیری سمتش.
نمیخوای، تشنهش نیستی.
وقتی رفتی سمتش و معیت ایجاد شد در پس معرفت این بار لقاء الله رو برای تو برمیداره.
این مراتبشو قبلاً گفتیم تو فاطمیه چگونه اتفاق میفته و تو آماده ملاقات با رب میشی.
انانیت، اون انانیت یا عنیت یا دویت یا افنینیّت، من زدن، تو زدن.
اینها همه برداشته میشه و تو اهل محبت به دیگران و شستشوی قلبت از کدورت میشی که این شبهای قدر باید به اوج برسه.
[نفس عمیق] شوخی نیست.
ما وقتی میشنویم به آقا عالم یک روضه نگاش میکنیم و رد میشیم که ابا عبدالله در اثنای جنگ که دیگه به اوج میخواست برسه جنگ، پشت خیمهها تشریف بردن دیدن دارن ایشون یه اوراقی رو آتش میزنن.
سؤال کردن آقا جان چه میکنید؟
فرمودن نامههاییست که کوفیان برای من فرستادن.
گفتن خب چرا آتش میزنی؟
فرمود بعد از ما این میفته دست دار و دسته عبیدالله پیداشون میکنه.
اینها منو کمک نکردن.
اما عبیدالله اینایی که نامه نوشتن برای منو اگرچه منو تنها گذاشتن اما بالاخره اذیتشون میکنن، زن و بچهشون رو اسیر میکنن و من نمیخوام آثاری-- آسیبی به اینها برسه به خاطر من.
ببینید این که میفرمود همه برن و به قدی دور شید که ندای غربت من و حسین بهتون نرسه، این خیرخواهی امام عصره.
فهمیدی؟
خیرخواهی.
نمیخواد اذیت شه کسی به خاطر او که هرچی بار سنگین، هرچی مقام و اون امانت سنگینتره چوبش هم بیشتره.
من و شما اگر با امام عصر امتحان بشیم چوبش خیلی سنگینتره تا با یه عالم دینی، تا با یه معلم معمولی، تا با پدر و مادر، تا با یه رفیق همینطوری هی کمتر میشه.
[مکث] اون میخواد تسهیل کنه.
نیومده که بار بذاره رو دوش ما که.
اومده بار ما رو ورداره.
این که ابا عبدالله نامهها رو میسوزونه، ای کاش اینو بفهمیم یعنی چی.
[مکث] یعنی چـ- حتی برای دشمناش هم خیرخواهی میکنه.
لذا رسیدن و معیت به امام این شبها شرطه.
عرض کردیم تا میتونیم باید بندازیم خودمون رو تو محیط عشق و وادی اونها.
یکی از بهترین مظاهرش هیئتهاست.
خوبی کردن به [مکث] محبینشونه.
همه اهل بیت دستورالعمل دارن که اگر میخواید ما رو خوشحال کنید به محبینمون خیر برسونید.
هرکی خیرخواهتره، نصیحت یعنی خیرخواهی.
هرکی خیرخواهتر و خیررسانتره به محبین امام عصر، الان صاع وجودیش بیشتره آقا.
قرآن بیارید من دست بذارم قسم بخورم.
[مکث] معرفت داره که این کارو داره میکنه.
بیمعرفت نمیشه.
بیمعرفت فقط تکخوره، به فکر خودشه.
[مکث] امروز تو محفل خانواده شهید زاهدی که چه برکتی داشت شهادت ایشون، منجر به وعده صادق شد.
زدن اسرائیل رو.
ایشون جالب بود که پسرشون میگفتن که گاهی خیلی موقعها شش ماه، ماها رو نمیدید.
همسر کدوم یکی از ما تحمل میکنه یه شب دو شب، یه هفته ما رو نبینه؟
مثلا بگیم آقا ما اصلا تو خیمه آقاییم.
نخیر پس وقت و حق من چی میشه؟
همین حتی بهش بگی خیمه امام زمانم میگه نخیر منم یه حقی دارم.
چه برسه که بره برای مقاومت تو کشورهای دیگه.
خیلی معرفت میخواد آقا.
اینا اهل رجعتن، بر میگردن.
اینا صاع وجودی پیدا کردن.
چه اتصال وجودی پیدا کرده قمر بنی هاشم.
که ذخیره کربلا میشه بعد ظاهرا کمترین کار رو امامش بهش میسپاره که آب بیاره.
قبلا بحثشو کردیم.
ایشون صبر و طاعته.
سر سوزنی دلخور بشه بگه نه من آب بیارم؟
یه کس دیگه بره آب بیاره.
من میخوام فدای شما، میخوام همشون.
تنها کسیه که در رجزخوانیش نگفته برم فدات شم.
فرموده برم لَقَدْ رَأَى سَبْدِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْمُنَافِقُونَ اینا رو همه رو منافق فرض نگفته مسلمون، مُ-مُنافقون.
نگفته حتی کافر، منافق بدتر از کافره.
برم تار و مار کنم و میتونست.
یا غیبت الله.
اجازه بهش ندادن.
این چه اتصال وجودیه.
الان من و شما تو همین هیئتش که از جهت دنیایی توش هیچ خبری نیست.
هرکی برای آخرتش داره کاسبی میکنه.
مثلا به جای اینکه منو این بالای منبر بشونید، یهو یا امشب ما یه منبری دعوت کردیم شما بشینید استفاده کنید حاج آقا.
ما هم بشینیم کدورت وجودی پیدا کنیم از شما ناراحت بشیم که این چه کاریه؟
فلان.
این اتصال وجودی پیدا نشده در وجود.
ذیق محضه.
دارم همینطوری تند و تند پشت سر هم میگم رد میشم خودتون، خودتون رو محک بزنید.
از حیث علم، از حیث رابطت با امام، از حیث [مکث] عرض شود خوبی کردن و خیررسانی به دیگران، خرج شدن برای دیگران.
[مکث] دیگه ببخشید خودزنیه دیگه چی بگم؟
که از امام باقر گفته آقا چرا شما ظهور نمیکنید؟
چرا شما...
چون همه اهل بیت غیبت داشتن اینو بدونید.
همشون غیبت داشتن.
حضرت زهرا غیبت داشت.
کی ازش میدید اصلا خانمو؟
کی اصلا خبر داشت از مقام و معرفت ایشون؟
حتی پیغمبر هم غائب بود.
اون ظهور اتم که اتفاق میفته امام عصر همشون معرفی میشن.
شیرینیش اینه.
چرا آقا شما قیام نمیکنید؟
به امام باقر فرمود هر وقت به جایی رسیدید که دست کنید تو جیب هم از پول همدیگه در خ- موارد زندگی شخصی خودتون خرج کنید و ناراحت هم نشید، خوشحال هم بشید، اون موقع وقت ظهور ماست، وقت قیام ماست.
یعنی چی؟
کاملا انانیت، دوییّت، ثناییّت اینا برداشته میشه.
دیگه من و تو نداریم.
یک پیکره و یک وجود یک خانواده.
اینی که ما تاکید میکنیم به بچهها تو کانال پیام میگذارید بگذارید خانواده بزرگ یا زهرا و پربرکت یا زهرا.
خانواده و خودمون رو جزء این خانواده بدونیم.
شب بیست و سوم یه عزیز خیلی خوش گر-گریه هم بود خدمتتون عرض کردم از مشهد اومده بود.
پیغام به جز اون عزیزان [مکث] مؤسسه خانم بانو قیداری رحمة الله علیها به جز اون یه جماعت دیگه ما تازه آشنا شدیم.
سلام همه به بچه یا زهرا همهشونو رسوند و گفتن ما سر این درس و بحثها مشغولیم با خانوادههامون مباحثه میکنیم فلان.
ما خودمون رو جزء این هیئت میدونیم از راه دور.
واقعا اینطوری باشه.
الان این باقیات الصالحات طلایی که ما اعلام کردیم بر حضرت خدیجه که مثلاً یه باقیات الصالحات آقا شما میری بالاخره ما میریم هممون میمیریم.
یه گوشهای از زندگیتو خرج کرده باشی، یه طلایی اینجا شد یه جا باش بخریم انشاالله که بشه.
نشد وسیله تو هیئت برام بالاخره تا این وسیله، تا این زمین، تا این ملک هست توش داره ذکر آل الله گفته میشه پرونده اول تو بازه.
چقدر آدمایی که هنوز اینجا نیومدن از راه دور از پخش زنده هیئت شما رو درک کردن طلا فرستادن با پست.
یه چند نفری.
[صدای بچه] یه خانوادهای.
[صدای بچه] این میشه اتصاء وجودی.
خیلیا اصلا محرم عرض کردم خدمتتون تاسوعا و عاشورا رو از ریشه اتصاء و معاشرت گرفتن.
[صدای بچه] یعنی کسی مرتبط بشه با این خانواده خصوصا علمدارشون اباالفضل العباس صلوات الله عليه ابوالفضائل قمر منیر بنی هاشم اتصاء وجودی پیدا میکنه.
صعه وجودی پیدا میکنه و کسی معاشرت کنه با این خاندان عاشورا از معاشرت بعضیا گفتن میاد معاشرت کنه با امام حسین.
شب و روزش با امام حسین باشه.
السلام علیک حین تصبح و تمسی چرا صبح و شب به تو سلام بدم؟
[صدای بچه] چرا؟
در جمیع حالات حین تركع و تسجد حین تق از و تصلي و تغنت حین تقرع و تبیین چرا؟
تقوم و تقعد بالا پایین شدن بلند شدن نشستن در همه حال و شؤونات من بهش سلام بدم یعنی چی به نظر شما؟
[صدای بچه] یعنی آنفآن توجهت به امام باشه تا متسع بشی بزرگ بشی.
بعد یه سال هم باید زحمت میکشیدیم.
حالا من بیچاره یه سالو باختم رفته امشبه اومدم متسع بشم.
[صدای بچه] فقط یک نفر میتونه امشب کار کنه.
یک نفر.
[صدای بچه] اونم کسیست که نازل میشه.
امشب نمیدونم نماز استغاثه به حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها رو خوندید احساس قربت بیشتری کردید به خانم؟
باید باشه این حالت چون خانم تشریف فرما شدن به عالمه امشب.
به روز رسانی میشه و نفخت فیه من روحی روح ما جنسش از روح اعظمه و تنزل الملائکه والروح اون روح هم که عرض کردیم مادرشون فاطمه است.
واسطه فیض حق و امام عصر به کل من کل امر همه امور.
[صدای بچه] او میتونه.
لذا امشب التماس کنید.
همینطوری حرف میزنید و زیر لب التماس کنید به حضرت صدیقه شهیده سفارش ما رو به خدا بکن مادر سفارش ما رو به امام عصر بکن مادر.
مادر بچهها جا نمونن.
مادر ما یه بچه زمین خوردهایم و تو بچههات [نفس عمیق] حرف بزنید خلاصه.
[صدای بچه] داره میره امشب.
[صدای بچه] میخواید-- ببینید الان شما تا خود صبح به شما اذن بدن دعا کنی برای خودت خیلی هنر داشته باشی تا صبح که قل لا یعبدکم ربی الا دعاکم اگه دعای شما نباشه اصلا پروردگار به شما توجه نمیکنه.
تا صبح دعا کنی برای خودت مورد توجه خدا قرار میگیری طبق این آیه.
اما یک بار، یک توجه، یک حاجت ثبت شد، یک درجه اتصاء.
میخواید صد برابر، صد هزار برابر بشه؟
میخواید یا نه؟
صد هزار برابر.
بله.
[صدای بچه] همون عبدالله بن جندب که عرض کردم، [صدای بچه] روایتش هم دارم همراه خودم.
ایشون که معروف بود به مخبت و بشر المخبتین الذین اذا ذكر الله وجلت قلوبهم.
خیلی آدم عجیبی بوده.
عجیب اهل عبادت و بندگی بوده.
[صدای بچه] ابراهیم بن حاشم میگه تو موقف عرفات ایشونو دیدم.
کیو؟
عبدالله بن جندب رو.
از صحابی امام صادق علیه السلام و امام رضا.
دیدم خیلی حال خوشی داره.
خیلی اهل بکا و گرده است.
دستهاشو بالا آورده ساعتی همینطوری به پهنای صورت به قدری گریه میکرد که لباسهاش خیس شد.
کدوم یکی از ما تا حالا اینطوری گریه کردیم که مثلا سینهمون خیس بشه؟
سجادهمون خیس بشه، مهرهمون خیس بشه.
[صدای بچه] گفتم من به عبدالله رو کردم.
کی میگه؟
ابراهیم بن حاشم.
میگه بهش رو کردم گفتم من ندیدم تو وقوف عرفات کسی این چنین دعا کنه.
چه دعاهایی میکردی؟
[صدای بچه]به خیال خودش که مثلا طرف چه حاجتی داشته اینطوری میسوخت.
[مکث] ایشون فرمود که [مکث]کی؟
عبدالله بن جندب گفت: "به خدا قسم دعا نکردم مگر برای مؤمنین.
[صدای سرفه] برای خودم دعا نکردم." این اتصاع وجودیه.
نشونهشه ها.
معلوم میشه.
تو دو شب قبل نوزدهم و بیست و یکم کدوممون بیشتر برای دیگران دعا کردیم؟
اون متصعتره.
اون صاع وجودیش بیشتره.
امشب امضا میخوره.
اندازهش معلومه.
حالا میخوایم امشب ادا درآریم عیبی نداره ادا درآریم.
تا صبح برای دیگران دعا کنیم.
belki مافات رو جبران کنیم.
بعد ایشون فرمود از مولایم موسی بن جعفر شنیدم که هر که دعا کند از برای برادران مؤمن خود، حالا خواهرها بر اهل ایمان برادرها بر اهل ایمان، در غیبت او یعنی وقتی او نیستش تو دعاش کنی از عرش به او ندا رسد که از برای تو صد هزار برابر [مکث]آنچه که [مکث] برای برادر ایمانیت خواستی [مکث]من به تو عطا کردم.
[صدای بچه] ایشون میگه پس من نخواستم که دست بردارم از صد هزار برابر دعایی که ملکی مامور میشه اینو به ما برسونه و مستجاب کنه تا یک دعای مستجاب.
[مکث]به جز اینکه اینکه میگه بهترین دعا امشب چیه؟
خیلی وارد شده.
اللهم کل ولی یک.
آفرین.
اللهم کل ولی یک مخصوصا امشب.
اللهم کل ولی یک.
[صدای سرفه] باش برای ولیت.
چرا؟
چون او مظهر اعظم اسم ولی خداست.
الله ولی الذین آمنو و اگر او حکومت بگیره حتی تسکنه ارضک طوعا طولانی ساکن بشه در زمین و تمتع اهل فیها متمتع بشه او، چه اتفاقی میفته؟
یخرجهم من الظلمات الی النور همه از ظلمت به سمت نور خارج میشن.
این یه-- دیگه کلیتر از این دعا ما نداریم که خیرش به همه برسه.
[مکث] چرا فرمود اون دعای بعد از نمازها در ماه مبارک رمضان کسی مداومت کنه نه گناهان قبلش بخشیده میشه بلکه آثار گناهاشم از بین-- آره خیلی حرفه.
یه وقت گناهتو خدا میبخشه، بخشیده.
اما آثارش مونده ها.
با آثارش چه کنم؟
میگه کسی مداومت به این دعا کرد آثار گناهاشم برمیدارم.
[مکث] هیچوقت فکر کردید چه خبره تو اون دعا؟
همین کل کل کل.
اللهم ادخل على اهل القبور السرور.
اللهم اغن کل فقیر.
اللهم اشبع کل جائع.
اللهم کسو کل عریان.
اللهم اقضي دين کل مدین.
اللهم فر، فرج عن کل مكروه.
همینطوری کل، کل، کل.
کی همه مریضها شفا میگیرن؟
کی همه مكروه ها چشم میشن؟
کی همه اهل قبور شاد میشن؟
کی همه اسیرها آزاد میشن؟
کی همه قرضها ادا میشه؟
کی همه فقرا مستغنی میشن؟
وقتی حضرت حجت تشریف میاره.
پس این دعا غیر مستقیم دعا برای ظهور آقاست که انقدر خروجی داره عزیز دلم.
[مکث] لذا امشب باید حواسمون به آقامون خیلی باشه.
میدونم شب بیست و یکم چلوندیم دیگه.
[صدای خنده] یعنی بگیم جلسه هممون رو چلوند و من نگران امشب بودم.
اون گفتن صدقه بدید شب بیست و یکم.
نداشتیم ما تو، تو کل عمر یازرا مثل شب بیست و یکم هیچ شب تو کل عمر یازرا بیست و چند سال نداشتیم نزدیک سی سال نداشتیم و من نگران شدم ظرفیت پر میشه آدم کم میاره مثل الانم من کم آوردم.
یا یه بزرگواری با آبرویی باید بیاد چیکار کنه؟
جبران کنه.
بار برداره.
[مکث] یا جابر العظم الكثیر یا غافر الذنب الكبير.
Damam Reza.
کسی این دعیتش رو امشب بتونه این انا انا من من من اینو برداره ها کار تمومه.
[مکث] ما [مکث] مثل اون روایت که عزیز دلم برام فرستاده بود عربیش خیلی شیرین که طرف اومد صدا زد پیغمبر فرمود کیه؟
گفت منم انا انا.
پیغمبر فرمود وای انا انا من من هرچی هست از سر این اناست من من.
این معنیاس.
اصن حرکت ما به سمت خدا یه قدم بیشتر نیست.
یک منزله.
بعضیا گفتن این صد منزل دل رو آقا خلاصهش کنی میشه یک منزل.
اون چیه؟
پا بذاری رو خودت.
اون انای خودمه.
[مکث] حالا بحث چی بود؟
حقیقت لیلة القدر رو به لسان علامه شروع کردیم.
امشب یعنی این.
یعنی اندازهت که مشخص شد انتخابش هم با خودته.
خودت اندازهتو طی سال گرفتی، اندازهگیری کردی، کارهایی که به تو صاع داده انجام دادی، حالا اومدی امضاشو بگیری از امامت.
[مکث] قدر و اندازهت چقدره؟
امشب آقا همونو برات امضا میزنه.
[مکث] در جمیع امور.
[مکث] صبرت چقدره؟
حلمت چقدره؟
علمت چقدره؟
عشقت، حبت چقدره؟
رزقت چقدره؟
عمرت چقدره؟
عجلت کیه؟
حد معنویتت چقدره؟
معرفتت چقدره؟
قربت به امام چقدره؟
درکت از لیلة القدر چقدره؟
اینا همه به قدر تو ان-- بستگی داره.
اندازت چقدره؟
[نفس عمیق] اشکالی نداره زیر زبان به آقامون به صاحبمون بگیم آقا جون یه بیقدر و قیمتی اومده امشب در خونت.
من خیلی کوچولو ام، کُتولهام.
خیلی ناچیز و بیچیزم.
[سرفه] پش بگو آقا جون همه میبینم زحمت میکشن دعا، نماز، اشک، آه، حال خوش.
چقدر با ذوق و شوق خودشونو رسوندن.
من از همه اینها جا موندم.
اصلا دستم خالیه خالیه.
امشب برای کسی که با دست خالی خالی اومده میخوای چیکار کنی؟
از همه قافلهها هم جا مونده.
هیچ امیدی هم نداره جز اینکه شما واسطه بشی به خاطر مادرت.
مخصوصا اومدن هیئت مادرت زهرا.
چه اسم مادرت بیاد شما رغبت کنی به ما.
انقدر که میدونم مادرتو دوست داری.
عزیز زهرا.
فقط حرم اینطوری نباید باشه که اگه بعضیا حال سختی دارن شکسته نمیشن.
آقای بهجت فرمود میخوای بری داخل شیعه حرم احساس میکنی دلت نمیشکنه راحت نمیدن.
رو نمیدن بهت اینا.
ول نکن برو سرتو بذار رو دیوار حرم و هی زیر لب چک چاک کن.
یابن زهرا، یابن فاطمه.
بالاخره دل، دل حضرت رو میکنه بهت.
دلبری کن با همه.
پسر فاطمه.
پسر زهرا.
من شما رو شناختم که اومدم اینجا.
من مطمئنم که شما حتی پیش از اینکه برای ظهور خودت دعا کنی، اصلا دعا برای ظهور خودت نمیکنی شما.
الان حالا حالاها.
تا کی یه شب جمعهای برسه تا صبح تو سجده ام یأجیبُ المستضعفین و دعا بخونی و خدا حاجتتو بده.
فعلا سپردی به ما.
ما زورمون نرسیده ولی مطمئنیم پیش از اینکه برای خودت دعا کنی برای ما دعا میکنی آقا جان.
قربون دعا کردنت، قربون دست به قنوت بردنت.
من از شرمندگی شما به خودت پناه آوردم.
هارب منک الیک یا ابا صالح [خنده].
من به شما پناه آوردم امشب.
شما کهف الورای یعنی غاری که همه بهش پناه میبرن از شر حیوانات درنده.
این گرگ و پلنگ و حیوانات درنده دنیایی به من حمله کردن، منو زخمی کردن.
من کشون کشون خودمو رسوندم به شما.
جونشو نداشتم.
به سختی اومدم آقا جان.
شکست احوال اومدم [سرفه].
باز خداروشکر که رسیدم به تو [خنده].
ارتباط من با تو ایشالا ب-کشیده بشه تا لحظه مرگ قطع نشه آقا جان [خنده].
یا هارس هندان من یمت یرنی.
وقتی با بابات علی میای امیدوارم به خاطر سالیان سالی که تو هیئت مادرت زهرا گریه کردم برا مادرت، مادرت هم با خودت بیاری.
من با مادرت حرف بزنم و بمیرم [خنده].
اگرچه قبل از اینکه من حرفی بزنم مادرت با من حرف خواهد زد.
با من گفتگو میکنه.
اینو از من داشته باشید یادگار.
میاد و سؤال میکنه از شما.
یوم یتسألون یومئذ عن النعیم.
سؤال میکنه از من و شما که با پسرم مهدی چه کردید؟
رابطت با پسرم مهدی چگونه بود؟
تونستی باری از دوشش برداری؟
تونستی یارش باشی؟
تونستی غمی از دلش برداری؟
یا نکنا خودت بار بودی، خودت غم بودی؟
وقتی آقا میدیدت، پسرم میدیدت خوشحال میشد یا ناراحت میشد؟
این چه قیافهایه درست کردی برای خودت؟
من به خرج خودم تورو راهی کربلا کردم.
من آبرو پیش خدا گذاشتم.
این چه حال و روزیه تو داری؟
ای وای، ای وای!
بی آبرو کردم [خنده].
وای خدا!
کی امشب آبرو میذاره برای ما؟
بی آبرو کردم [خنده].
امشب حالا خدا میدونه من نمیفهمم این حرفا رو نمیفهمم.
اما گمان کنم اول، قدم اول امام زمان رو به کسایی میکنه که جا موندهن.
اونایی که [خنده] اونایی که مثل من هر شب تماشاچی بودهن، دل سوختهن آقا، شکستهن، هیچی ندارن تو طبق ارائه بدن جز شرمندگی [خنده].
برای همین اکثرتون مات و مبهوتید.
منتظر باشید آقا به شما هم توجه میکنه.
آقامون کریمه.
[خنده]