ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ نودودوم سلسلهٔ «لقاء الله» حجت‌الاسلام بیات، شب ششم محرم ۱۴۰۳، ادامهٔ آیات رسالهٔ لقاء الله است با محور آیهٔ پنج عنکبوت: من کان یرجو لقاء الله فإن أجل الله لآت وهو السمیع العلیم. اجل قطعی است و لامِ لآت تأکید است؛ نام سمیع و علیم در پایان آیه یعنی گوش و چشم باطنی را باز کن تا عالم مرگ را اعلام کند. عمر چشم‌به‌هم‌زدن است حتی برای نوح با نهصد و پنجاه سال نبوت؛ مرگ در بروج مشیده هم درمی‌یابد. فرق ما با اولیاء باور است نه علم: ماتریالیست هم موت را صددرصد می‌داند اما عمل نمی‌کند. علی فرموده لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا؛ پیامبر أنا والقیامة کهاتین. زیارت انسان کامل قیامت زائر و وزن‌کشی ولایت است؛ پیرمرد آذری با تجلی ضریح جان داد. تجلی پرتو خورشید حسین است و روح مؤمن از شعاع شمس به خورشید پیوسته‌تر است. هیئت همان حرم است به شرط تجلی؛ زیارت را قطع نکن. کتاب لقاء الله ملکی تبریزی و آداب سحر او، هجده سال مهلت فاطر، واعظ بودن موت، فوز عظیم کربلا نه غنیمت دنیا، اخلاص پشت‌پردهٔ هیئت، أحلی من العسل قاسم، کفر به لقاء به معنای پوشاندن، بلا برای ولاء، و لبخند شهید حججی روی سینه با خنجر: حسینی بوده که می‌خندد.

فهرست مطالب

  • بسم‌الله، استغاثه و زیارت اباعبدالله
  • آیه‌ای دیگر از رسالهٔ لقاء الله
  • چه ربطی میان اجل و سمیعِ علیم است؟
  • چشم‌به‌هم‌زدن عمر؛ نوح و بروج مشیّده
  • آیهٔ دیروز: از رفعت آسمان تا یقین به لقاء رب
  • عالم مرگ را اعلام می‌کند
  • لو کشف الغطاء؛ یقین امیرالمؤمنین
  • أنا والقیامة کهاتین
  • پیرمرد آذری و تجلی سیدالشهدا
  • تجلی چیست؟ خورشید و شعاع
  • ایاب الخلق إلیکم؛ اربعین و نزدیک شدن ساعت
  • هیئت همان حرم است
  • میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و زکریا بن آدم
  • کتاب لقاء الله را چرا نمی‌خوانیم؟
  • آداب سحرِ میرزا جواد آقا
  • فرّوا إلی الله؛ هجده سال مهلت
  • موت تأخیربردار نیست
  • یا لیتنی کنت معک؛ فوز عظیم چیست؟
  • شب عاشورا و رفتن‌ها از خیمه
  • اخلاص در هیئت؛ شهید حججی و ملا عباس چاوشی
  • آقای کمپانی و چای ریختن مرجع
  • قاسم: أحلی من العسل
  • بسیاری به لقاء رب کافرند
  • البلاء للولاء؛ زن کنار نهر و موسی
  • لبخند شهید حججی

نکات کلیدی

  • آیهٔ پنج عنکبوت در ابتدای رسالهٔ لقاء الله استاد است: هر که رجای لقاء دارد بداند اجل خدا قطعاً آمدنی است.
  • لامِ «لآت» تأکید است؛ مرگ عقب و جلو نمی‌شود.
  • اسم پایان آیه به موضوع آیه گره خورده؛ سمیع و علیم یعنی گوش و چشم باطنی را باز کن.
  • رشحه‌ای از السمیع البصیر در ما پیاده شده که می‌شنویم و می‌بینیم؛ وگرنه سمع و بصر نداشتیم.
  • آیهٔ دیروز (رعد/۲) از رفعت آسمان و استوای عرش می‌آید تا «لعلکم بلقاء ربکم توقنون»؛ آیهٔ امروز از رجای لقاء می‌آید تا اجل. هر دو یک حرف‌اند.
  • عمر یک چشم به‌هم زدن است؛ نوح با نهصد و پنجاه سال نبوت هنگام موت گفت اگر می‌دانستم این‌قدر زود است غارک را هم نمی‌ساختم.
  • فی بروج مشیده: پنت‌هاوس و برج بالا می‌رود و فرودگاه قعر خاک است.
  • پیامبر به کسی که می‌خواست تاریخ مرگش را بداند فرمود خدا گفته: همسایه و عمه و عمو و عزیز پی‌درپی می‌روند؛ نوبت تو می‌رسد.
  • علم به موت از آمار توحید بالاتر است؛ ماتریالیست و کمونیست هم صددرصد می‌میرند را قبول دارند اما باور کم است. عمل مخالف نظریه یعنی باور نداریم.
  • فرق ما با اولیاء همین باور است؛ آنان قرآن را سراسر حکمت می‌دانند (یس والقرآن الحکیم) و محکم عمل می‌کنند.
  • لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا: علی همین حالا موت و قیامت را اقامه کرده است.
  • أنا والقیامة کهاتین: پیامبر دو انگشت را چسباند برای فهم مخاطب؛ اگر اهل بودند می‌فرمود أنا القیامة.
  • زیارت حضور زائر عند المزور است؛ در حرم رضا و نزد انسان کامل قیامت قیام می‌کند و وزن‌کشی ولایت می‌شود.
  • مردم چون فراش مبثوث اگر سعه نداشته باشند در حرم و کربلا هیچ نمی‌گیرند.
  • پیرمرد آذری ماه‌ها از بیرون زیارت کرد؛ روز آخر داخل رفت، صلی الله علیک یا مظلوم گفت، تجلی دید و جان داد.
  • لحظهٔ شهادت شهدا لحظهٔ تجلی امام حسین برای آن‌هاست؛ اگر هیئت و کربلا بی‌احساس است تجلی رخ نداده.
  • تجلی پرتو خورشید است؛ روح مؤمن به روح الله از اتصال شعاع شمس به خورشید شدیدتر است. یکی خود خورشید را می‌بیند (انسان کامل)، یکی شعاع را.
  • ایاب الخلق إلیکم؛ اقتربت الساعة؛ اربعین هر سال بیشتر می‌شود. از کرم امام حسن و قاسم امشب کربلا بخواه.
  • بهجت: هیئت را حرم بگو. تجلی حرم همین‌جا هم هست. زیارت: هفته، ماه، شش ماه؛ سالی یک‌بار برای دور و فقیر و مریض؛ بیشتر از آن قطع صله و «از ما نیست».
  • اگر دست آقا روی سرت نیست بنشین حساب کن: والدین، آه خلق، نماز، وظایف.
  • امام خمینی فرمود اگر در شیخان قم یک مرد باشد میرزا جواد ملکی تبریزی است؛ با وجود زکریا بن آدم که امام رضا فرمود به واسطهٔ تو از قم دفع بلا می‌شود.
  • قیامت شکایت می‌کند: عالم غریب، قرآن مهجور، مسجد خلوت.
  • امام و حسن‌زاده و ملکی هر سه رسالهٔ لقاء الله دارند؛ نزدیک رفتنیم و نمی‌خوانیم.
  • فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب؛ نکر و منکر تشر غفلت لحظات را می‌کشند.
  • ملکی سحر از رختخواب گریه: یخرج الحی من المیت؛ الحمد لله الذی أحیانی بعد ما أماتنی؛ به آسمان آل‌عمران ۱۹۰؛ به آب انبیاء ۳۰. گاهی از کثرت اشک نمی‌توانست وضو بگیرد مبادا آب مضاعف شود.
  • ما از نماز شب یک‌هفته خسته می‌شویم و از فیلم و گعده خسته نمی‌شویم؛ دل مریض است.
  • فرّوا إلی الله: اینجا فرشته ناز اشک را می‌خرد؛ آنجا با پس‌گردنی می‌برند چون فرصت تمام شده.
  • امام صادق: «اولم نعمرکم» یعنی هجده سال بس است. عرفا: تا هجده کامل شد شد؛ نشد تا چهل.
  • عموی سید شیرازی روی منبر روضه تمام شد؛ موت یک آن تأخیربردار نیست (لا یستأخرون ساعة).
  • مجلسی بحار/کتاب الموت را گوش بدهید؛ جوان حزب‌اللهی دوآتشه می‌گوید موت به چه درد ما می‌خورد. پیامبر: کفی بالموت واعظا.
  • یا لیتنی کنت معک فأفوز فوزا عظیما طلا و خانه نیست؛ تکه تکه شدن علی‌اکبر و قاسم است. دلبستهٔ مال و پست و مدرک جان نمی‌دهد.
  • سکینه شب عاشورا ده‌تا ده‌تا از خیمه می‌رفتند برای غنیمت؛ نان زدن در روغن دین همان است. بنر مداحی برای معروف شدن انگیزهٔ مسخره است.
  • حججی دو شرط هیئت: سخت‌ترین کار ندیده (دیگ) و پشت پرده. امام به ملا عباس چاوشی: سلام مرا به پیرمرد چای‌ریز و کف‌جفت‌کن برسان.
  • کمپانی غروی اصفهانی، استاد بهجت، پنجشنبه روضه خانه؛ مرجع خودش چای می‌داد و جارو می‌کرد. هیئت را از هیئت‌های دیگر خالی نکن؛ چهار ناآشنا را با حسین آشنا کن.
  • دیشب پا افتادن مادر رزق است؛ نود درصد احادیث آماده‌شدهٔ ملکی گفته نشد چون رزق جلسه چیز دیگری بود.
  • قاسم: مرگ أحلی من العسل. اگر می‌ترسیم سینه را برای موت نگشوده‌ایم.
  • روم/۸: کثیر مردم به لقاء رب لکافرون. کفر تکذیب و پوشاندن است؛ موضوع را در انباری می‌گذارند و دهان گوینده را می‌بندند.
  • مسیر لقاء از سختی است (صوت زوار و زهرای غرب تهران). خوش و بلبل به لقاء نمی‌رسد. البلاء للولاء: اگر بلا ریخت خدا دوستت دارد.
  • موسی زن بی‌دست‌وپا و بی‌چشم را دید که خدا را شکر می‌کند که همین اعضا را از او گرفته. ما با سوزن ادبیات بندگی نداریم و می‌خواهیم حسینی باشیم.
  • حججی تا اسید و تکه‌تکه اظهار ندامت نکرد. روی سینه با خنجر لبخند زد: الحمدلله مثل اربابم می‌روم. فیلم و شعار نیست؛ حسینی بوده که می‌خندد وگرنه از پا می‌افتاد.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاء الله؛ اجل الله؛ رجاء لقاء؛ سمع و بصر باطنی؛ اسماء ختم آیه؛ علم به موت در برابر باور؛ یقین علوی؛ أنا القیامة؛ حضور زائر عند المزور؛ وزن‌کشی ولایت؛ تجلی و شعاع و تلألؤ؛ روح مؤمن و روح الله؛ ایاب الخلق؛ قطع صلهٔ زیارت؛ عالم غریب / قرآن مهجور / مسجد خلوت؛ ولیّ فقیه در حضور معصوم؛ تصرّف در ماده؛ فرار إلی الله؛ مهلت هجده‌ساله؛ واعظ موت؛ فوز عظیم؛ غنیمت‌پنداری دین؛ اخلاص پشت پرده؛ البلاء للولاء؛ کفر به معنای پوشش.

آثار و اشخاص: رسالهٔ لقاء الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (روی منبر)؛ لقاء الله امام خمینی و علامه حسن‌زاده آملی؛ خطبهٔ فدکیه حضرت زهرا؛ بحارالمجالس / کتاب الموت علامه مجلسی؛ آیت‌الله بهجت؛ سید علی قاضی (اشاره در جلسات پیشین به عنوان استاد بهجت)؛ زکریا بن آدم و نامه به امام رضا؛ شیخان قم؛ غروی اصفهانی (آقا شیخ محمدحسین کمپانی) مدفون کنار شهید مصطفی خمینی در منارهٔ ایوان طلا؛ ملا عباس چاوشی ذاکر؛ شهید حججی؛ قاسم بن الحسن؛ حضرت سکینه؛ عموی سید شیرازی (رحلت روی منبر)؛ جلسهٔ زوار و زهرای غرب تهران و کانال مرام.

آیات و اذکار: فاتحه/۱؛ فاتحه/۵؛ عنکبوت/۵؛ عنکبوت/۱۴؛ نساء/۷۸؛ رعد/۲؛ یس/۱–۲؛ قارعه/۴؛ قمر/۱؛ روم/۱۹؛ آل‌عمران/۱۹۰؛ انبیاء/۳۰؛ ذاریات/۵۰؛ فاطر/۳۷؛ اعراف/۳۴؛ روم/۸؛ لا حول و لا قوة؛ المستغاث بک یا صاحب الزمان؛ زیارت اباعبدالله و ارواح فناء و یا داعی الله؛ لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا؛ أنا والقیامة کهاتین؛ إن روح المؤمن لأشد اتصالا بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها؛ ایاب الخلق إلیکم وحسابهم علیکم؛ الحمد لله الذی أحیانی بعد ما أماتنی؛ فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب؛ کفی بالموت واعظا؛ یا لیتنی کنت معک فأفوز فوزا عظیما؛ أحلی من العسل؛ البلاء للولاء.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.