د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۸۹
دارای متن همگام
یونس از انس میآید
لقاءاللّٰه ۹۰
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۳:۲۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۵ سرفصل
## یونس از انس میآید
۰:۰۰
## ذکر یونسیه؛ نجات از غم
۰:۲۱
چون بعدش خود قرآن میفرماید:
۱:۴۹
## فضیلت قرائت سورهٔ یونس
۳:۰۸
بدترین دشمن ما جهل ماست. در کمیل عرض میکنیم:
۴:۱۶
و یک چیز عجیبتر اینکه در ادامهٔ روایت میفرماید: «وَكَانَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ». به به!
۴:۴۶
## آیهٔ هفتم یونس: کسانی که امید به لقاء ندارند
۶:۱۴
## محبت لقاء: اول خدا دوست میدارد
۸:۳۰
کجاست؟ زیارت جامعهٔ کبیره. وقتی بحث خیر است:
۱۰:۲۹
## اینها میخواهند دنیایی زندگی کنند
۱۱:۴۰
همهاش فدایت بشود دیگر. مالم هم فدایت بشود.
۱۶:۱۱
## نقطهٔ سیاه گناه بر دل
۱۷:۲۲
## نشانهٔ دوم: اطمینان به دنیا
۱۷:۵۷
اینها اطمینانشان به دنیا بود. «وَاطْمَأَنُّوا بِهَا»؛ میشود گفت با دنیا آرامش میگرفتند. بابا قرآن دارد میگوید:
۱۸:۳۱
## روایت قحطی و کیسههای برنج امام صادق
۱۸:۵۷
## شرط قیام: دست در جیب برادر ایمانی
۱۹:۴۸
## نشانهٔ سوم: غفلت از آیات
۲۰:۲۴
## کاشت ناخن و مژه؛ حکم شرعی مبتلابه
۲۰:۴۵
## معرفت نفس؛ امام آیتاللهالعظمی است
۲۱:۰۵
حال آنکه چنین کسی که غافل شد از خودش، از آیاتش — امام عصر هم که آیتاللهالعظماست. اگر من و شما آیتاللهایم که هستیم:
۲۶:۱۲
## عشق به لقاء و تمنای مرگ
۲۷:۱۱
مال کی است؟ اگر تو عاشق خدا باشی زودتر میگویی مرا برسان به خودت.
۲۷:۳۳
## محرم؛ اشک بر حسین میانبر ترک گناه
۲۸:۴۹
## روضه: وهب نصرانی و زهیر بن قین
۲۹:۴۱
## شب چهارم؛ نمانیم پشت در کربلا
۳۲:۰۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یونس از انس میاد.
ایشون وقتی که
از توبه و هدایت
قومش ناامید شد، خشمگین شد، "اذ ذهب مغاضبا".
غضبناک شد، "اذ ذهب" رفت،
"مغاضبا" رفت
و قومش آثار عذاب رو دیده بودن.
به محض اینکه آثار عذاب رو دیدن، تو همون اثنا حضرت یونس تشریف برده بودن، اونها آثار
عذاب رو که دیدن توبه کردن همون آن.
عذاب برداشته شد.
بعد حضرت یونس در شکم ماهی "وذى النون
وذی النون اذ ذهب مغاضبا".
این یعنی صاحب ماهی منظور کسیه که در شکم ماهی قرار گرفت.
ایشون معنوس شد با
حضرت حق خلوت کرد.
حالا چه میزان اختلاف هست؟
بعضیا گفتن چهل روز،
چهل شبانه روز. بعضیا گفتن
چهل ماه.
بعضیا گفتن چهار سال.
عددای زیادی گفتن که ایشون مثلا گرفتار در شکم نهنگ بود و اون ذکر خاصش که بسیار اولیای خدا توصیه کردن
و امام صادق سلام الله علیه فرمودن که من در تعجبم
کسی که غم به دلشه و از این ذکر قرآنی غافله
که "لا اله الا انت سبحانك
انی کنت من الظالمین".
چون بعدش تو خود قرآن میفرماید "فاستجبنا له ونجیناه من الغم".
صریحا قرآن میفرماید که ما اون رو از غم نجات دادیم و کذالک ننجی المؤمنین.
ننجی هم که اینجا
فعل مضارعه دلالت بر استمرار داره.
همیشه ما برای اهل ایمان اینطوری هستیم.
یعنی این ذکر اگر کسی
درست و با آدابش این ذکر رو بگه هم استجابت درش هم هست هم غمش برداشته میشه،
غرق در نور میشه. آثار برکات بسیاری داره.
میدانید که حالا امثال آقای قاضیها ایناها کمترین عددی که به شاگردان
خاصشون در سیر و سلوک میدادن درس هر چهارصد مرتبه در ز- سجده این ذکر رو میدادن.
حالا ما که در اون حد نیستیم حداقل بعد از هر نمازمون تو سجدهمون یک بار این ذکر رو بگیم.
نماز تموم شد تو سجده یا انتهاء سجده آخر یک بار.
میتونیم سه بار بیشتر دا-- بگیم.
ایشون از این جهت بعد دو مرتبه خب
به تشرف الهی از اونجا هم که نجات پیدا کرد از دل
نهنگ وقتی برگشت با
قومش انس گرفت. انس.
در شکم نهنگ با خدا انس گرفت.
وقت برگشت با قومش انس گرفت.
لذا بهش یونس میگن. در فضیلت این سوره هم
یه روایت تقدیم کنم که
فرمودن من قرأ.
این روایت رو میتونید در وسائل الشیعه جلد دو صفحه دویست و پنجاه و یک ببینید.
البته در تفسیر اهل بیت علی ابن ابراهیم قمی هم آورده.
جلد دو صفحه دویست-- چهارصد و دوازده.
اونجا میفرماید من قرأ سورة یونس فی کل
شهرین او ثلاثة.
یعنی کسی که این سوره رو قرائت کنه
هر دو ماه یا
سه ماه یکبار. شهرین دو ماه.
او ثلاثة یعنی سه ماه.
یعنی هر دو سه ماه یک بار این سوره رو قرائت کنه،
لم يخف عليه ان يكون من الجاهلین.
نترسه از اینکه جزو جاهلین باشه.
بدترین دشمن ما جهل ماست.
و تجرأت بجهلی.
من به جهلم جرأت کردم که عصیان کردم.
در کمیل عرض میکنیم.
این جهل برداشته بشه خیلی
انسان فراخ بال پیدا میکنه.
فرمودن هر دو سه ماه یکبار کسی اینو قرائت کنه این سوره رو این اتفاق میفته.
و یک چیز عجیبتر اینکه در ادامه روایت میفرماید
و کان یوم القيامة من المقربین.
به به! خب
اصحاب شمال داریم از همه شما ما همه به دور انشاالله.
اصحاب یمین داریم، اصحاب وسط،
اصحاب حالا یمین که یعنی راست اما منظور از حیث جایگاهشون وسطه.
اونهایی که دیگه سرعت گرفتن.
السابقون السابقون اولئک المقربون.
این روایت داره میگه اگر کسی دو سه ماه یکبار این سوره رو
قرائت کنه البته مستحضر هستید که خود قرآن میفرماید که انما، انما هم که حصر
فقط و فقط. یتقبل الله من المتقین.
خدا فقط از اهل تقوا قبول میکنه.
این شروط ضمنیشه.
کسی با تقوا این
دو سه بار، دو سه ماه یکبار این
سوره رو بخونه چی میشه؟
خدا او رو از مقربین قرار میده قیامت.
شوخی نیست. این البته خب به اصل الحاقه دیگه.
چون مقربین انبیا و اهل بیته.
یه روایت میگه که اهل بیت ما، یه روایت میگه انبیا هم هستن.
خب ما که نه پیامبرییم، نه امام.
هیچ. ما به اصل الحاقه یعنی
ملحق میشه به مقربین.
از اونها حساب میشه.
با اونها حساب میشه. مثل اینکه الان من شما رو که میبینم میگم این از
مذهبیهاست، این از امام زمانیهاست، این از مسجدیهاست، از هیتیاست.
با اونا داری مینشینی بلند میشی.
در آیه هفت این سوره
بحث لقاء الله مطرح شده
که یه دفعه من یه بارم تو یکی از صحبتها اینجا
انتهای یکی از شبهای کمیل بهش دقت کردیم.
پس آن کسانی که امیدی ندارند
به ملاقات ما،
خب نقطه مقابلش اونایی که امید داشتن کجا بود؟
آیه آخر سوره کهف .
اینجا میگه اونجا میگه
اونایی که امید دارند
که بحثش گذشت.
اینجا مقابل اون میگه یه عده هستن اینا
که امیدی به ملاقات ما ندارند.
حالا داره خصوصیاتشون رو میشماره.
یه مقدار ما رو هشدار میده، هوشیاری میده، تشر میزنه،
نهیب میزنه که حواسمون جمع باشه.
اینا چه جور آدمایین؟
کیان که امید به ملاقات ما ندارند؟
اول میفرماید اینا راضیاند به زندگی دنیا.
همونطور که عرض کردم دیشب در تورات حضرت موسی
علی نبیین و آله و علیه الصلاة والسلام آیاتی که پیرامون قیامت و لقاء خدا بود رو حذف کردن، تحریف کردن.
اصلاً بخواد دنیایی باشن، دنیا تا دنیا دنیاست اینا باشن.
هفت سالشه، صد سالشه نفسش بالا نمیاد.
باز میای کنار گوشش
باهاش صحبت کنی. یواش آهسته با نفس خس خس میگه
پسرم، دخترم دعا کن خدا منو شفا بده.
بابا صد سالته بسه دیگه .
والا چی میخوایم از این دنیا مگه ما؟
چرا نمیگی پسرم، دخترم دعا کن
من زودتر به خدا ملحق شم؟
. به به چقدر
شیرینه این حدیث.
. کس که عاشق ملاقات خداست
خدا هم عاشق ملاقاتشه.
اه به به چقدر شیرین. خدا عاشق ملاقات کسی بشه.
قطعاً این عشق و این حب اول از سمت خداست.
درسته حدیث میگه تو عاشق شدی خدا هم میشه.
اما در قرآن پشت سر هم اومده.
اول اینها خدا رو دوست دارن.
درسته؟ ببخشید
خدا اینا رو دوست داره و نه.
حالا اینا هم خدا رو دوست دارن.
پس اول کی دوست داره؟
یعنی دوست دارد
کی رو دوست دارد؟ اینها رو یعنی اهل ایمان رو.
چون دوست داشتن خدا مقدم شده بر دوست داشتن اهل ایمان
در این آیه، عرفا فرمودن اول خدا تو رو دوست داره که تو میتونی دوست داشته باشی.
اول امام حسین به تو سلام میده که تو بتونی سلام بدی.
من و تو جواب سلام امام حسین رو میدیم که سلام میدیم.
اصلاً نمیشه غیر از این باشه چون مگر همه خیر از اونها نیست.
خود سلام دادن یه خیر هست یا نه؟
کجاست؟
جامعه کبیره. وقتی بحث خیره
اصل و فرع و اول و آخر و منتهی و اصلاً همش پیش شماست.
پس من سلامم که میدم میخوام یه خیری نصیبم بشه عزیز دلم،
اول خیرش از اون به من رسیده.
او به من سلام کرده. اینم اینجا اینطوریه.
میگه بله
درسته ابتدا اومده کسی که عاشق لقای خدا شد
و بعد فرمود
خدا هم عاشق دیدن اون میشه.
اما اول خداست که تو رو عاشق میکنه.
بعضیا میپرسن
الان جواب سؤال داده شد.
ما چکار کنیم عاشق شیم؟
ما چکار کنیم آدم شیم؟
ما چکار کنیم یار آقا بشیم؟
ما چکار کنیم کربلایی بشیم؟
خب بفرمایید از اونا بخواه تو رو عاشق بکنن.
تو رو کربلایی بکنن. اونا همه چی
. مطلقاً سؤال رو از اهل ذکر بکن که اونان.
اینهایی که امید به لقای خدا ندارند
اینا میخوان دنیایی زندگی کنن.
عشقشون دنیاست. شما
اول و آخر حاجتهاشون رو دقت کنی میبینی همش دنیاییه.
اصلاً نبضشون با نوسان بورس میزنه.
با نوسان دلار و سکه اینا نبضشون جابجا میشه،
پایین بالا میشه. همه هم و غم شونه.
وقتی میشینی کنارشون دائماً دارن حرف از دنیا میزنن
و چه بد که بعضیهام به اسم
کار سیاسی و تبیین، جهاد تبیین در حیطه مثلا اجتماع و سیاست دیگه از اون ور ابوم میفتن.
صرفا جلساتشون درس و بحثهاشون، سخنرانیهاشون،
اینها کانالشون میری رجوع میکنی میبینی فقط دارن بحثای سیاسی میکنن و اجتماعی.
بابا بسه دیگه خسته شدیم دیگه.
چه خبره؟ مگه منو میخوان با حسن فریدون محشور کنن؟
بسه دیگه خسته میکنن آدمو همش این.
بله یه وقت هست انتخاباته یا کلا در هر زمانی انسان باید
حواسش جمع باشه، غافل از مسائل اجتماعی و سیاسی روز نباشد.
اما نه این که صرفا
حتی اونایی که اشکال کرده بودند که
شما در انتخابات این هیئت یا زهرا و کانال بیست هزار نفریشون در مرام نمیدونم کمکاری کردن.
چه کمکاری؟ و حتما باید پیامها همه پشت سر هم بیاد در خصوص مسائل سیاسی اجتماعی که
درست عمل شده باشه.
اتفاقا گم شده ما همین مبائسه.
همین لغؤ الله که تو بحثهای سیاسی گیریم.
اونطوری به جان هم میفتیم.
همدیگه رو پس میزنیم، درک نمیکنیم.
بله اون موقع به وقتش هم ما انجام دادیم.
لا به در خلال صحبتهامون هر از چنگهای مسائل سیاسی و اجتماعی به اندازهای که نیاز بوده گفتیم.
کو گوش شنوا؟ البته صوت مستقل هم بود.
جلسه مستقل هم بود. بسه دیگه
میگه تا یارkra خواهد.
یا گفتم الف گفت اگر گفتم هیچ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
ولی زمانه چی میگه؟
پشت سرش راه بیفت. تمام دیگه.
رضوا بالحیات الدنيا.
اینا راضی میشن به حیات دنیایی.
چقدر از کربلا جا موندن به خاطر همین رضایت به دن-دنیا به دنیا و ما فیها.
از حسین ابن علی جا موندن به خاطر همین حتی خوبانشون، بزرگانشون بال و پر ریختن.
سراسر عبرت است قصه عاشورا.
ترماح یکی از بارها عرض کردم خدمتتون از ش-شعرای به نام اهل بیته شعرهای خیلی عالی و خوبی داره.
از عشاق اهل بیته.
خب میدونید تو راه حضرت که داشتن تشریف میآوردن سمت کوفه،
بار و بنه خودش رو پر از
حالا مرکبها رو پر از ما میگیم امروز برنج اون موقع گفتن گندم.
بار و بنهش رو پر کرد داشت میبرد.
اون موقع چون غوت قال-- غوت سالشون رو
یک سال مثلا تهیه میکردن.
داشت میبرد برای زن و بچهش
ظاهرا سمت یمن میرفتند.
گفت آقا من از کوفه اومدم بیرون همه علیه شما هستن اون سمت نرید.
حضرت فرمود ولش کن این حرفا رو خودت چی کارهای؟
حاضری همراه ما باشی؟
هی میشینه بحثای سیاسیه زمین و آسمون میدوزه اینو
نمیدونم مفسد فی الارض معرفی میکنه اونو
رذل و پست و فلان و بعد
یکی نیست تو گوشش بگه خب حالا بفرمایید خودتون چی کارهاید؟
نسبت خودتون با این انقلاب، با این نظام، با رهبر چیه؟
خودت چه گلی به سر این انقلاب زدی؟
هی اینو زیر سوال میبری، اونو زیر سوال میبری، اونو خراب میکنی، اونو تخریب میکنی.
به هر حال حضرت فرمود خودت چی کارهای؟
حاضری با ما همراه شی؟
به نظر شما چی گفته باشه خوبه؟
بابا تو که یه عمر داری میگی و ابی انتم و امی.
پدر مادر هم که عزیزترین کسای من تو این دنیان فدای تو،
خب خودتم فدا شو دیگه.
دار و ندارتم فدا کن. و ابی انتم و امی
و مالی
و اسرتی. همش فدات بشه دیگه.
مالم هم فدات بشه. گفت آقا اجازه بدید این
غوت سالمون رو ببرم به زن و بچهام برسونم.
بعد خدمتتون برگردم. بعد حتی
نصیحت هم به امام کرد که آقا تشریف بیارین محل ما اصلا برای چی میخوای بری کوفه اونا علیه شما.
بیا بریم اونجا من کلی آدم مرید و شاگر-- آدم فدایی برات جمع میکنم.
وعده و چی و اینا. حالا جالبه اون میخواد امام رو ببره سمت خودش.
بصیرت. آدم خوبی هم بودها.
فکر نکنید مثلا شاید الان بیارش اینجا احضارش کنه اینجا
تک تک ما رو نقد کنه بگه من از این بهترم از اون بهترم از درجه ایشون بالاترم.
من از ایشون جهادگرتر بودم از این باگذشتتر بودم فلان.
میبینی هممون خط خوردیم. اون که اما سر بوده باخت.
نمیخواست نیاد کربلا. بعدا هم اومد رفت بار و بنه رو تحویل داد
برگشت اومد تو راه نزدیک کربلا خبر شد قصه تموم شده.
حضرت شهید شده و تا آخر عمرش شعر میگفت گریه میکرد مثل ما.
گریه میکرد. گفت به چه درد میخوره؟
یعنی گنده گندههاش
یک آن، یک آن میبینی یه کدورت، یه نقطه
سیاه زمینش میزنه که امام س-- امام باقر صلوات الله علیه فرمود مراقب باشید با هر گناهی یه نقطه
سیاهی رو قلبت میشینه
که اگر این نقطه روی نقطه بیاد بیاد بیاد یهو کل دلت سیاه شد.
دیگه نمیتونی بیای سمت خدا.
میخوای بیای نمیتونی بیای.
اینا راضی شدن به حیات دنیا.
دومین نشونهشون چیه؟ اینایی که امید به ملاقات خدا ندارن.
میگه ول کن بابا این کی رفته کی اومده.
این آخوندها معرکه گیری کردن و آی قبری هست قیامت هست.
این حرفا چیه؟ و طمعن
بها. اینا
اطمینانشون به دنیا بود
"وطمعن بها" میشه گفت
با دنیا آرامش میگرفتن.
بابا قرآن داره میگه "الا بذكر الله تطمئن القلوب"
. تو چرا به دنیا آرامش قلب پیدا میکنی؟
ببینید وقتی جیبش پره آرامش داره.
خدا نکنه جیبش خالی شه، چنان مضطرب میشه.
ما جای پیغمبر و امیرالمؤمنین بودیم چیکار میکردیم؟
هر شب هرچی داشتن میبخشیدن.
اصلاً ما نمیتونیم مثل اونا زندگی کنیم.
هرچی داشتن میبخشیدن.
هیچی نگه نمیداشتن برای فردا ذخیره کنند.
در مدینه قحطی اومد.
امام صادق صلوات الله علیه چند تا کیسه برنج تو منزلش داشت.
اومدن گفتن آقا قحطی شده که،
گفتن آقا خیلی برنج گرون شده، گندم گرون شده، چی گرون شده.
حضرت فرمود عجب صبر کنید. رفت کیسههای برنج رو آورد گفت فرمود همه اینا رو ببرید تو بازار بدید به مردم.
گفتن آقا گرون شده.
شما الان باید اینو نگه داری گرونتر شه.
گفتن خجالت حضرت حالا من لطیفانهاش میکنم روایتو، خجالت بکشید پاشید برید.
کسی که این کارو میکنه باید دشمن،
برا-برای دشمنی خدا بلند شده.
کسی که حضرت فرمود جنسی رو نگه داره، مخصوصاً که گرون بشه.
اصلاً ما کجا، دین کجا، اونا کجا؟
گرد سایه یاراشون هم نمیرسیم.
بخواد باعث بشه یا اونکه
اصرار داشت که آقا شما چرا قیام نمیکنید؟
هم در خصوص امام صادق داریم، در خصوص امام باقر داریم، در خصوص امام سجاد داریم.
ممنون عزیزم. چرا شما قیام نمیکنید؟
این همه یار داریم. حضرت
یادتونه بهتون گفتم تعجب کردید؟
حضرت فرمود ببینم شما که ادعا میکنید منتظرید و ما هم الان ادعا داریم، منتظریم دیگه.
آقا تشریف آقا بیاد، آقا بیاد. ببینم به اونجا رسیدید که وقتی پول تو جیبتون تموم میشه دست کنید تو جیب
برادر ایمانیتون پول بردارید خرج کنید برای زندگیتون؟
تو این کارو میکنی و اون هم این ظرفیتو داره؟
اصلاً ابدا آقا.
یه نفرم همچین حالتی رو نداره بین ما.
فرمود برید. تا وقتی که این حالتو ندارید منتظر قیام ما نباشید.
عجب .
کدوم یکی از ما اینطوریم؟ دست تو جیب من کردی؟
"وطمعن بها" اطمینانشون به دنیاست
و ازش خوب باشه. حالا بغل دستیش، همسایهش، رفیقاش
بمیرن. به جهنم که بمیرن.
یکی از برکات بسیار
کم نظیری که خدا تو این هیئت یا زهرا ریخته چندین ساله
که البته بارش کمر ما رو شکست،
همین خیریهایه که تو دل جمع شما هست.
چند صد خونواده تو این چند سال
هر از چندگاهی دلشون خنک شد.
یه هدیهای از هیئت گرفتن
با همت خود شماها. اینه که بعد برکات میریزه.
اینه که چه آدمها دست به دست هم دادن که بیرق این هیئت رو زمین بزنن.
خودشون زمین خوردن
. "والذین هم عن آیاتنا غافلون" اینم سومیش
. اینا از آیات ما غافلن
. آیات ما به نظر شما فقط آیات کسبیه؟
یعنی از قرآن غافلن؟
اون هم البته هست.
نه خیر. همین که از خودش غافله،
همین که خودش رو نمیشناسه
که هیچکدوم نمیشناسیم.
پس چی؟ همین که پی شناخت خودش نمیره.
دعوی نداره، برنامهای نداره برای شناخت خودش.
اصلاً معرفت نفس چیه بابا؟
ولمون کن. معرفت
دنیا رو عشقه. الان ببین چی مده.
میره ناخن میکاره، مژه مصنوعی میکاره.
در حالی که جایز نیست
چون مانع وضو و غسله.
دختر خانم عفیفه مثلاً چادری هم هست ولی شریعت رو نمیدونه یا رعایت نمیکنه.
من همین امروز زنگ زدم دفتر آقا.
گفتم کسی که میدونه مانع این کارو میکنه فرمود جایز نیست.
یعنی حرامه، حرمت داره. فعل حرامه.
حالا رفتی انجام دادی. ناخن کاشتی، مژه مصنوعی کاشتی.
نمیدونم مثلاً اون میخواد تو
قبر و قیامت چیکار برای ما بکنه ناخن و مژه مصنوعی
. میگه آقا هی موعظه کن بخون چشم نخوری،
زیباییهات رو بپوشون. بعد هی مژه مصنوعی بکاری که بدتر-- اون موقع یه نگاه بکنه به چشم بزنه، بزنت زمین.
این چه کارهایه؟ بعد حالا انجام دادی.
وقت وضو و غسل رسید. فرموده باید بکنیش.
باید بکنیش و الا وضو و غسلت باطله.
یه استثنا همه مراجع گفتن اگر
نمیشه یعنی نشدنیه.
این یعنی چی؟ یعنی یه ضرر غیر قابل تحمیلی مثلاً میخواد ناخنو بکنه گوشت بدنش هم کنده شد.
این یه ضرر مثلا اینطوری. اینطوری شد اون موقع فرمود دیگه چارهای نیست.
گناهم کرده دیگه. ولی دیگه
وضو و غسلش رو جبیرهای بگیره.
بعد حالا مرد بالاخره میمیره یا نه؟
مرد میخوان دفنش کنن. غسل میت داره یا نه؟
باید بکَنَمش. بعد الان مرده شوره تو مرده اونجا که میخواد بشوره تو غسالخونه فکر میکنی این کارو میکنه، میکَنه؟
کاری نداره. میشوره میره
بعد میت بدبخت نجس میره به صحنه
محشر و قیامت.
به خاطر یه ناخن کاشتن، به خاطر ندونستن یک حکم شرعی.
لذا فرمود آنچه که مبتلا به شماست واجب یاد گرفتنش، واجبه.
نگاه نکنین الان هیئتا موقع منبر خلوت، اکثرا هیئتا اینطوریه.
مگر هیئتهایی که خیلی مثلا
بزرگن، آدمای مشهور و معروف میاد، اونم
نسبت بگیری باز میبینی وقت سخنرانیش نسبت به سینه زنش باز خلوتتره.
درد بزرگیه گرفته جامعه رو.
غافلن از خودشون. از خودشون رو نمیفهمن.
کی هست، چی هست. اصلا من کی هستم؟
چی هستم؟ خدا چه در من تعبیه کرده؟
این مراتب وجودی من چیه که میگه من عرف نفسه فقد عرف ربه.
کسی که خودش رو شناخت به تحقیق پروردگارش رو شناخته یعنی چی؟
چه ربطی بین من و حضرت حق هست که من اگر خودم رو بشناسم پروردگارم رو شناختم؟
چه درس عجیبیه! چه لطفهی عمیقیه!
وادی معارف دقیق و ظریف و شریف.
حال آنکه چنین کسی که غافل شد از خودش،
از آیاتش، امام عصر هم که آیت الله العظماست.
اگر من و شما آیت اللهیم که هستیم
و فی انفسهم افلا تبصرون و في ارواحتن آیات
للموقنین و فی انفسهم
افلا تبصرون. اصلا توجه نمیکنیم.
و امام آیت الله. حضرت چیه؟
آیت الله یا آیت الاکبره، اکبر آیات الهیه.
مال الله آیه هیه اکبر مني.
امیرالمؤمنین فرمود خدا آیه ای بزرگتر از من و علی نداره.
آیت الله العظمان اونا. خب والذین هم عن آیاتنا غافلون.
کسی که امید نداره ملاقات کنه خدا رو،
اینا از آیات الهی غافلن، از امام عصرش غافله، از امام حسین غافله.
اگر غافل نیست اینوریشم ببین.
اگر حواسش هست به آیت الله العظمای زمانش از امام زمانش غافل نیست قطعا عاشق لقاء اللهه.
امید داره ملاقات خدا رو.
لحظه شماری میکنه. چطور حضرت زهرا قربونش برم هجده سالش بود از
خ-خداش بود که زودتر از دنیا بره.
التماس نکرد به خدا؟ خدایا زودتر جان منو بگیر.
اللهم عجل وفاتی سریعا مال کیه؟
ف تمنوا الموت ان كنتم صادقین مال کیه؟
اگه تو عاشق خدا باشی زودتر میگی منو برسون به خودت.
چقدر شیرین بود اون دفترچه که بارها خدمتتون عرض کردم در عملیات مرصاد توی ساختمان
گردان انبار تو دکوه
پیدا کردیم مال یه شهیدی بود،
نوجوون هم بود. نوشته بود خدایا هر مانعی بین من و تو بود گذاشتم کنار.
به به به به. اصلا و ابدا
نگاه من طوری نیست که منو از تو دور کنه.
من فقط چیزی رو میبینم که تو دوست داری.
گوش دادنهام فقط رضای تو درشه.
لمسم، شمم، ذوقم، خوردنیهام، تفکراتم، تخیلاتم، توهماتم،
تعقلاتم. هرچه
ه-همه رو اصلا هیچ مانعی دیگه بین من و تو نیست.
فقط یک مانع وجود داره.
خدا بگیرش.
اونم بدنمه، جسم من.
این یعنی شهادت. بعد من این
همه غلظت حجاب و مانع و گناه و
چه و چه بین خودم و خدا درست کردم.
اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک خالصا، خالصا.
چشم هرزه، گوش هرزه، دل هرجایی.
نمیشه اینطوری که. عزیزان دلم از محرم باید شروع کرد.
اگر نیامدی که محرم،
که محرم اون گره اصلی رو،
اون حجاب آخری رو برداره پرت بده،
یعنی تا الان اگر این کارو نکردیم که الان بیاییم امضا بخوره شهادت نامه و یا علی،
اگه این نیستیم از اینجا باید شروع کرد.
لذا مرحوم نراقی میفرماید گاهی اوقات گناههایی هست که بیست سال طول میکشه
ترکش کنی. ریشه دوانده در وجود.
فرمود سادهترین راه،
میون بر راه ها برای اینکه ریشه کن کنی گناه ها رو در وجود، در سر و سر سرت حتی تأثیر گذاره،
اشک بر حسین بن علیست.
مرحوم نراقی فرمود مطلقا شرکت در جلسات ابا عبدالله الحسینه.
چه خبره در ملکوت این جلسات؟
چه اتفاقی میفته من نمیدونم، بیخبرم.
اما حسش میکنیم. میبینیم که با ظلمت میایم غرق نور بر میگردیم.
خب بسم الله. این شبا به امام حسین بگیم آقا جون چی گفتی تو گوش
یارات؟ ما شنیدیم وهب نصرانی بوده.
چیه؟ چه پی-- اونم با واسطه مادرش.
چه پیغامی بهش دادی؟
اونم با واسطه که یک دل نس-- دل عاشق شما شد.
اومد شهید راه شما تو کربلا شد.
اولیاء خدا تا قیامت دست رو سینه میگذارند رو به او میگن به ابی انت
انت بعمی. الله اکبر!
چی گفتی آقا به اینا؟
چی تو گوش... ظهر گفتی که
هر قدم به قدم هی یه منزل از خیمه تو فاصله مینداخت.
نمیخواست شما رو ببینه. بابا ما دیگه یه عمره دنبالت میگردیم.
عاشق دیدن ضریحتم، کربلاتیم، رفیقاتو دوست داریم.
چی گفتی تو گوشش که اصلا نمیخواست شما رو ببینه؟
بعد عثمانی مذهب بوده.
میدونید یعنی چی؟ یعنی امیرالمؤمنین، پدر امام حسین رو خلیفه چهارم میدونسته.
الله اکبر. این نفس امام حسین چیکار میکنه؟
امشب بهش بگید. بگید آقا بگید اصلا خواهش میکنم بگید.
به خدا آقای برجست فرمودن که این فمت تکون میخوره لبات.
س-شروع میکنی حرف زدن با حجت خدا قبل از اینکه صدا به گوش خودت برسه به سمع مبارک امام عصر رسیده.
حرف بزن با آقا. بگو آقا چی گفتی تو گوش اینا؟
تو گوش منم بگو خب.
راحتم کن. من دارم اذیت میشم.
دنیا منو گرفته، بیچاره ام کرده.
بعد الان اسمایی مثل شهید حججی اونطوری پرواز میکنه.
میکنه از همه تعلقاتش
که برای صوت سه دقیقه اش به علی کوچولوش کتاب نوشتن،
اهل علم. که چه
نکات دقیقی تو این سه دقیقه صحبت این شهیده.
کجا درس خوندن اینا؟
تو کدوم مکتب؟ حضرت خواهش کنیم، التماس کنیم آقا جون
شب چهارمه الان دیگه داره هوسه باش سفری میشه و عاشورا هم تموم میشه و ما تو گِل نمونیم
، پشت در کربلا نمونیم
. یا ایه الا عزیز.
تو عزیزی .
تو عزیز عالمی. یه ذلیلی در خونت اومده.
میخوایم روضه عمه جانتو بخونیم.
بیچاره میشیم ما. خودت فرمودی به اون آلن که
خواست بین الطلوعین بیاد محضر شما فرمودی مطلقا نمیشه.
چرا آقا جان؟ فرمودید هر روز بین الطلوعین ما مجلس روضه داریم.
خب ما میایم شرکت میکنیم. فرمود نمیشه.
روضه خوان ما عمه جانم زینبه.
او همه چی رو دیده. خیلیها ندیدن
. بذارین با دعا برای آقا شروع کنم.
میخواستم روضه رو شروع کنم ها.
بلکه خود حضرت فرمود اگر کسی در مجلس
روضه جد ما من مهدی رو دعا کنه، همون لحظه من دعاش میکنم زرنگ باش. دعا کنیم برای آقا
جلسه قبل
جلسه بعد